ماهین نیوز اصلی

این پایگاه خبری تحلیلی ماهین نیوز اصلی می باشد و الباقی قدیمی است

ماهین نیوز اصلی

این پایگاه خبری تحلیلی ماهین نیوز اصلی می باشد و الباقی قدیمی است

۲۱ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

تفریح نداریم یعنی چه؟

| جمعه, ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۸:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

 

 اخیرا باب شده که هر کس، هر گناهی می کند، تا می گویند چرا این کار را می کنی؟ می گوید تفریح نداریم ! در حالیکه بنا بر فرموده امام علی، بالاترین تفریح کار است. اینهمه زمین خدا رها شده و: بی کشت و کار است، اگر واقعا تفریح ندارند بروند و: این زمین ها را  آباد کنند تا طبق فرموده رسول خدا، صاحب آن زمین هم بشوند. زیرا زمین متعلق به کسی است که آن را  آباد کند.(الارض لمن احیاها) چرا همه دوست دارند، به قهوه خانه بروند و قلیان بکشند؟ یعنی واقعا آنقدر کار کرده اند که، نیاز به تفریحی غیر از کار دارند؟ یا آنقدر پولشان زیاد است که: بروند قهوه خانه و، پول تمام آدم های قهوه خانه را حساب کنند؟

     به نظر ما گرچه این حرف را، از زبان قلیان نشین های جوان می زنند، ولی حرف آدم های زنباره و خرمست گذشته است. آن هایی که تا پاسی از شب، وقت را در میخانه ها و روسپی خانه ها می گذراندند! و حالا که تعطیل شده، در حسرت آن گناهان بزرگ می سوزند! متاسفانه پس از گذشت سی و چند سال، هنوز پیام انقلاب اسلامی را درک نکردند. یا نمی خواهند درک کنند.

      انقدر هم مردانگی ندارند اگر، چیزی را خودشان دوست دارند ولی، مردم دوست ندارند، به احترام مردم کنار بگذارند. اما اگر آن گناه کردن ها، برای جوانان آن موقع تفریح به حساب می آمد، هر گز قیام نمی کردند و: مشروب فروشی ها و سینما ها را آتش نمی زدند . آن ها میدانستند این روسپی که کنارش می خوابند، خواهر یا مادر یکی دیگر است، و اگر کسی با خواهر یا مادر آن ها، چنین کاری می کرد، چه اتفاقی می افتاد؟

آن ها می دیدند که برخی جوانان، بجای اینکه کنار خانواده هاشان باشند، در اثر استفاده از مواد مخدر و مشروبات، در کنار خیابان افتاده اند.

بنا بر این همه آن هایی که این تخم لق را، در دهان مردم می شکنند، یا به جوان ها یاد می دهند که: تفریح را فقط گناه کردن بدانند. افراد نامرد و بی هویت هستند. دولت و شهرداری ها، اینهمه زحمت می کشند پارک درست می کنند و: وسایل ورزشی تعبیه می کنند، کتابخانه و تئاتر و سینما می سازند، باز آن ها می گویند تفریح ندارند! و میروند در میان پارک ها، بجای تشویق جوانان به ورزش و مطالعه، آن ها را به ماری جوانا، بنگ و حشیش و قلیان تشویق می کنند.

کسی که اولین بارو علیرغم میل باطنی، دست به گناه برد  باز هم این کار را می کند. و برای همین است که سیگار کشیدن را، دروازه اعتیاد می دانند . آمار ها هم نشان می دهد :همه معتادان بلا استثنا از سیگار شروع کردند . همه آن ها سیگاری های قهاری هستند، و حتی خیلی از آن ها اعتیاد خود را در: پوشش سیگار مخفی می کنند. یعنی آنقدر سیگار می کشند تا مردم، ذله شوند و بگویند برو همان هروئین را بکش و به ما کاری نداشته باش!

   در قلیان خانه ها باید تا زانوی هرکس! دود قلیان باشد و الا او را راه نمی دهند! اصلا قهوه خانه را پر می کنند از دود، تا برای اشخاص غیر معتاد، ورود به آنجا آزار دهنده باشد. روش معتاد شدن جوانان و خردسالان هم، همین سیگار و قلیان است. ابتدا با توتون شیرین! شروع می کنند بعد می بینند کافی نیست، به توتون تلخ می روند و بعد، می بینند رضایت بخش نیست، و به اندازه کافی خمار نمی شوند، درون آن مواد روانگردان و اعتیاد آور می ریزند. و بعد هم که دیگر راه برگشتی وجود ندارد، به ساقی تبدیل می شوند تا، در آمد اعتیاد خود را به دست آورند.

توجیهات بامزه تر از این ها هم وجود دارد: سیگار مالبرو وارد می کنند و می گویند: اصل جنس باشد آدم معتاد نمی شود! کار خانجات دخانیات را توسعه می دهند! و می گویند اگر سیگار بومی باشد، بهتر از وارداتی است!

قلیان راه می اندازند می گویند: از سیگار بهتر است و، اعتیاد آور هم نیست! یا مانند افغانی ها، ناس مصرف می کنند و می گویند: یک بسته ناس ارزان قیمت،  بجای صد پاکت سیگار گران قیمت! از آن بد تر عده ای می گویند: الکل و تریاک برای بدن لازم است! قوای جنسی را تقویت می کند!  در حالیکه امام موسی کاظم فرمود: خداوند در حرام شفا قرار نداده است. 

什么是不好玩?最近打开的任何人有罪,为什么你的意见呢?说有乐趣!不过,据伊玛目阿里,最有趣的工作。但是,上帝已经抛弃地球,没有修炼,如果你真的不尽兴而归:这片土地的神圣先知阿巴德,土地的所有者也可能会出现。因为土地属于谁开发它的人。为什么人们要离开咖啡屋去干水烟杀?这意味着,他们真的需要有乐趣的工作之外?还是那么多钱去的咖啡厅和金钱将依靠每个人在咖啡馆?在我们看来,然而,这些话,年轻的留在自己的泡沫,但人们谈论和驴醉好色之徒过去。那些直到晚上中旬,所花的时间在酒吧和妓院!现在它被关闭,该罪后悔燃烧!可悲的是,经过三十多年,仍然不明白伊斯兰革命的消息。还是会不明白。如果你不是不够阳刚,但他们喜欢什么,不喜欢的人,尊重人的一边。但如果这是一种罪过,年轻的凹陷被认为在当时,从来没有上升:他们不火的酒吧和电影院。他们知道谁睡在她旁边的妓女,姐妹或母亲是一个,如果某人的姐妹或母亲,也可以是这样的事情,会发生什么?

他们看到一些年轻人,以及他们的家人,而不是被毒品和酒精的影响下,已经在街上仆倒。

因此,所有那些谁失去它们的卵在口腔分解,或者教给年轻人,唯一的罪过是有趣的学习。他们是懦夫和身份。政府和市政府,然而,让事情发生,他们只是公园:安装体育器材,图书馆,剧院和电影院,他们仍然说,这是不好玩!去,而不是鼓励年轻人行使他们的大麻,大麻和烟斗爆炸,并鼓励园区。

巴罗谁不情愿,他还是做了罪。而为什么吸烟,考虑网关的药物。统计数据还显示,无一例外,所有的成瘾者就开始吸烟。他们都是强大的香烟,甚至很多他的瘾:香烟封面模糊不清。这意味着很多人的烟雾,住宅,说我们没有去海洛因和屁股!每个人都应该是没膝深的水烟壶的房子!不久,她就水烟烟雾是没有办法的办法!在咖啡馆里充满浓烟,非嗜人,进入的讨厌。青少年和儿童正成为上瘾的方式,这是烟和水烟。甜烟草开始!然后,他们开始不够看,然后去苦烟,见不尽如人意,而解酒是不够的,再倒入精神活性物质和令人上瘾的。然后还有其他的归途中,玩家已经在得到他的瘾。

还有一个有趣的理由莫过于:吸烟Malbrv将进入,并说性是不是上瘾的人!烟草公司已经开发出!并说,如果吸烟是土著,进口的比较好!

水烟推出说它是比吸烟好,它是不会上瘾的!或像阿富汗,NAS将使用和说了密切的NAS便宜,百包烟相当昂贵!更糟糕的是,有人说,酒精和鸦片是人体所必需的!增强性的权力!尽管伊玛目穆萨·卡齐姆说:上帝还没有痊愈禁止。

همه باید همه کاره باشند

| پنجشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۵۴ ب.ظ | ۰ نظر

 

. همه چیز را بدانند و از همه چیز سر در بیاورند.

غرب سال ها زحمت کشید، تا تقسیم کار را جا بیاندازد و بگوید: که کار باید تخصصی باشد! و حالا با تمام قدرت، زده زیر این حرف ! البته این خیانت از موقعی شروع شد که:رشته های بین رشته ای اختراع شد!

در گذشته نه چندان دور، دو نوع تقسیم کار وجود داشت.  خوب و بد! زشت یا زیبا، بعدا آمدند آن را به آسمانی و زمینی،ا فیزیکی و متافیزیکی، تقسیم کردند.  یونانی ها اولین کسانی بودند که: این دوگانگی را انتزاع کردند. یعنی در ایران، این دوگانگی یا دوگانه پرستی، وجود داشت ولی چندان جدی نبو.د. مبارزه خیر و شر، نور و تاریکی ! بحث می شد ولی، اصالت نداشت یعنی همانطور که خداوند ، شیطان را آفرید، بدی اصالت نداشت، بلکه انحراف از خوبی بود.

اما رومیان این را کاملا جدا کردند، و گفتند عیسی ع به کار آسمان ها باشد، و قیصر به کار زمینی ها برسد! و این دو را متضادی دانستند که، باهم قابل جمع نبودند. این تقسیم بندی تا این اواخر هم بود.  فیزیک و متافیزیک نام داشت. آن ها فیزیک را علمی می دانستند، و متافیزیک را فانتزی و غیر علمی . البته اخلاق لارج! هم داشتند و می گفتند" متافیزیک عقاید شخصی است، و هرکس آزاد است آن را باور کند یا نکند!

اما پیشرفت علم مخصوصا در: روانشناسی پاولوف، راه را برای تجربی کردن متافیزیک، یا متافیزیکی کردن تجربه باز کرد. یعنی پاولوف روان را که، نا دیدنی بود به ازمایشگاه و : به زیر تیغ جراحی برد! و با اثبات آزمایشگاهی: انعکاس شرطی، راه را برای علمی کردن نادیده ها، هم باز کرد. بعدا، جامعه شناسی قدم به میدان گذاشت. بعد هم گفتند: هر علمی ریاضیات را بپذیرد علم است. همانطور که ذیمقراطیس بر درب آکادمی نوشته بود: اگر کسی ریاضی نمی داند داخل نشود. و دکتر شریعتی این را به ایران آورد، و زرنگی کرد حتی ادیان و تاریخ ادیان را هم، به آن اضافه نمود.

   الان در دنیا دیگر تخصص بحث نیست، بلکه انفجار اطلاعاتی کار رابجایی رسانده که: همه باید همه چیز را بدانند! مثلا امروز هاشمی زیباسازی شهرداری، در سمینار نور و روشنایی می گفت: مدیران و مسئولان همه باید چند واحد، طراحی نور بگذرانند تا: در مراسم مذهبی، و ملی و باستانی، مردم فقط یک رشته لامپ را تداعی نکنند!  و علمای مدیریت می دانند که: مدیران بدبخت چه چیز ها که نباید بخوانند!

چند روز پیش هم خبرنگار پیش کسوتی، در نمایشگاه مطبوعات می گفت« همه مردم دنیا خبرنگار هستند! و باید با خبر آشنا باشند. استاد آمار هم می گفت: برخی فرمول های آماری را، باید همه مردم بدانند!و با تحلیل آماری آشنا باشند. اصلا کار روابط عمومی همه سازمان ها، این است که عموم مردم را با: وظایف سازمان آشنا کنند.

   وظیفه دموکراسی هم، حکم می کند که همه، همه چیز را بدانند و، در همه چیز اظهار نظر کنند. حتی اظهار نظر شفاهی هم کفایت نمی کند، باید پرسشنامه پرکنند و: دقیقا به همه سوال های، همه ساز مان ها را جواب بدهند. آن هم  نه یک جواب الکی! بلکه پیشنهاد سازنده و  بامطالعه و قابل اجرا.

都必须是多面手。

他们知道的一切,一切都在头部。

西花了多年的努力,以投入到工作场所,并说一定是特别的!而现在,所有的力量,这个词下!事情的起因是跨学科课程的背叛被发明!

在不太遥远的过去,有两种类型的分工。好的和坏的!丑陋或漂亮,后来来到了天上人间,物理和形而上学,划分他们。希腊人有这种二元性的抽象的第一人。换句话说,双派,但二分法有不太严重..善与恶,光明与黑暗的斗争!但有人认为,没有公是神创造了撒旦,创意还不错,但良好的曲解。

但是,罗马人完全分离的话说基督是天上的工作,地球将是凯撒的工作!这两个相互矛盾的知道,并没有表现出显著总和。它被列为直到最近。物理学与形而上学被调用。他们知道,物理学,科学和非科学和形而上学的幻想。大伦理学课程!他们也说:“玄学,宗教,任何人都可以自由地信不信由你!

但是,随着科学的进步,特别是在巴甫洛夫心理学,实验方法的形而上学或形而上学的经验打开。也就是说,精神巴甫洛夫,是不明就里的实验室和有趣的是在手术台上!和实验室证据:条件反射的方式对科学忽略,无论打开。后来,社会学,一步从左到右。然后他说,承认数学科学。当门Zymqratys学院写道:如果有人知道数学是没有的。 Shariati,并把它纳入国家,他的诀窍宗教和宗教史,以及,它补充说。

   我专门在另一个世界,没有讨论,但爆炸点已使用的信息,每个人都应该知道的一切!例如,城市的今天哈希米美化,在研讨会上的淡淡的说道管理员都旨在通过光宗教仪式的几个元素,古老的国家,人家就是不关联一个灯串!管理专家知道什么可怜的经理谁不读!

前几天,在资深记者,行业新闻界曾表示,“所有的人是天生的记者!而且必须是熟悉的故事。统计学教授也表示,一些统计公式,所有的人都应该知道,和熟悉的统计分析。我做公关工作,为所有的组织,是广大市民:该组织的责任。

   民主的任务,规则是每个人都应该知道的一切,一切他们说。言语表达是不够的,应填写调查问卷,并准确地对所有的问题,我们都可以回答。它不是一个虚假的答案!不过,也有建设性的建议,并读取和运行。 

مرده هایی که حرف می زنند

| پنجشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۲۳ ق.ظ | ۰ نظر

شاید دیگر کسی نباشد مثل: دهه شصتی های اروپا و آمریکا، خیلی تند بر علیه دین و روز قیامت حرف بزنند، ولی بهر حال هستند کسانی که: هنوز می گویند مرگ آخر دنیا است! و  بعد از آن دیگر چیزی وجود ندارد! اما تشییع جنازه ها در سراسر جهان، این حرف را تکذیب می کنند!

میزان استقبال مردم از تشییع جنازه، در واقع حرف زدن مرده ای است که: دیگر در میان ما نیست. کسی که مردم در تشییع جنازه او،  سنگ تمام می گذارند، معلوم است که زنده است، و برای اطرافیان خود حرف می زند، و آن ها را تشویق می کند. شما می بینید که یک نفر هست، که تا موقعی که مثل ما زنده است، و راه می رود کسی او را نمی شناسد! ولی وقتی مرد ناگهان همه او را می شناسند.

 این رسم یک قبیله ، یک قوم و ملت نیست، در همه جای جهان، هستند کسانی که با مرگ خود،  مشهور تر شدند. شاید اینطور هم بتوان گفت که مردم، از مرده و جنازه یک شخص، استفاده می کنند تا حرف خود را بزنند . یعنی این مرده نیست که حرف می زند، بلکه مردم از زبان مرده حرف می زنند. البته بک فرق کوچک بین آدم های مرده و زنده هست، و آن اینکه مرده دیگر نمی تواند بد باشد! به همین دلیل تعریف و تمجید، از اشخاص به بعد از مرگ آنان موکول می شود! چرا که میدانند از شنیدن این تعریف ها، مغرور نمی شود و تغییر مسیر نمی دهد.

آدم زنده وقتی تعریف می شنود، یا آن را باور می کند یا نمی کند، یا خود به آن آگاه بوده یا نبوده است، و در هر حالت تغییراتی در او ایجاد می شود. که بعدا به تغییر رفتار ها منجر می شود. یکی از این تغییر رفتار ها ممکن است مثبت باشد، یعنی سعی کند از این تعریف مردم، بفهمد که کار او درست بوده و: باید خود را ارتقا دهد. اما اغلب برعکس است! یعنی از تعریف ها چنین نتیجه می گیرد که" راه جدیدی برای فریب دادن مردم پیدا کرده است! تا با استناد به این تعریف و تمجید ها، اهداف شخصی و پنهانی خود را دنبال کند.

    به همین جهت گفته شده که: از اشخاص، در مقابل خودشان تعریف نکنید. زیرا ممکن است دچار توهم شود، و به کسی که این کار را بکند هم، چاپلوس می گویند. اما پشت سر مرده، هر چند تعریف کنید، او دیگر کفن خود را خراب نمی کند! بررسی جامعه شناختی این حرکت، گویای این است که مردم همیشه، ارزیابی را به دقایق آخر موکول می کنند. به زمانی که راه بازگشت یا: میانبر زدن نباشد..

به همین دلیل افرادی که رنگ عوض می کنند، و موضع خود را تغییر می دهند، معمولا مورد اعتماد مردم نیستند. وقهرمانان کسانی هستند که: تا پای جان بر گفته و رفتار خویش ایستادگی می کنند.  و در ادیان هم گفته شده که: همیشه به یاد مرگ باشید. یعنی خود را در سرازیری تصور کنید، که فقط باید جلو بروید! راه برگشت یا توقف معنی ندارد. بطور کلی باید گفت: زندگی باید همه فعالیت باشد و بیش فعالی! چون بعد از مرگ، استراحت واقعی آغاز می شود. اما اگر در دنیا خوب فعالیت نکنیم، استراحت دیگری در کار نیست. مانند زنبور ها یا مورچه ها ، اگر در فصل کار خوشگذرانی کنند، و چیزی اندوخته نکنند، در زمستان از گرسنگی می میرند

在那里死人说话!

其他人谁可能不喜欢:欧美的拇指,速度非常快反宗教和末日的传闻,然而,那些谁仍然说,死亡是世界末日!再有就是另一回事!但是,世界各地的葬礼,这些话都是骗人的!

百姓欢迎的葬礼,这实际上是说话的死人不再与我们联系。人谁在他的葬礼上,所有的石头,这竟然是活的,说他的家人,并鼓励他们的。你看,一个人是,当我们的生活就像这一点,他不知道是谁!但是,当该男子突然每个人都知道他。

 一个部落的传统,而不是一个单一的民族,在世界的每一个地区,是那些跟他的死亡,变得越来越流行。这也可能会争辩说,人,一个人的尸体,曾经有发言权。那是不是死了这说话,但说话人的死语言。亚当·贝克之间的微小差别死是活,那死也不会差!所以,从他们死后人们称赞推迟!因为他们从听这些定义都知道,不傲慢,不移位。

定义听到亚当活着,或者无论你相信与否,或者如果他们知道与否,在任何情况下,他发生变化。然后导致行为的改变。这样的一个变化可能是积极的,即它试图确定人们不明白,他是正确的,并应促进她。但往往是相反的!这是定义,并得出结论说:“已经找到了新的方式,根据恭维他们的个人目标,以及它们隐藏的轨道欺骗人了。

    因此,它是说,个人不反对自己定义。可以假设,谁做的好,说恭维。但后面的死,虽然说,她不毁了你的葬礼!运动的社会学研究显示,人们将总是在最后一刻被推迟。遥想当年,无论是:没有捷径处理。

出于这个原因,这些颜色会改变,改变你的立场往往不信任的人。冠军是谁,不顾一切地站出来,他的行为。宗教已被告知,你要永远记住死亡。想象一下,在下坡时,应只去吧!遥想或停止没有意义。在一般情况下,它应该说是所有生命应该更加活跃!因为死亡后,真正的突破开始。但是,如果世界上都不尽如人意,其余的人。像蜜蜂或蚂蚁,如果本赛季的乐趣,也不要存放在饥饿的冬天模具东西。

یک نفر به چند نفر؟

| چهارشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر

در حالیکه 40کشور نتوانستند" جلوی داعش تکفیری بایستند، یک اعجوبه نظامی ایران، همچنان میدان داری بر علیه داعش را در دست دارد. میدانیم که 40کشور، اتحادیه ای  علیه داعش تشکیل داده و: از امکانات فوق سری استفاده می کنند. ولی در عمل، به اقرار خودشان، به اشتباه حملاتی انجام می دهند! که اگر به نفع داعش نباشد، برعلیه آن هم نیست! اما اعجوبه ایرانی، ساکت و فروتن، هر عملیاتی را هدایت می کند، به ازاد سازی آن بخش از خاک عراق، که در دستان داعش است می انجامد.

 البته ایران از این اعجوبه ها زیاد دارد! . یعنی بجای سردار سلیمانی، هرکدام از فرماندهان دیگر هم اعزام می شدند، همین عملکرد موفق در برابر داعش تکفیری داشتند. و شاید این آب و خاک ایران است که، در همه زمینه ها اعجوبه تربیت می کند! مانند آثار باستانی که دیگران ندارند! ولی به آن افتخار می کنند، در ایران بقدری فراوان است که، کسی به آن محل نمی گذارد!

در یکی از ایات قرانی آمده که: شما از دشمنان نترسید، هریک از شما با چند نفر آنان مقابل هستید. و اگر ایمان داشته باشید، هرصد نفر از شما برابر هزار نفر آنان خواهد بود! زیرا آنان نفهم هستند! خیلی ها این را ساده لوحی دانسته یا: فقط برای روزگار گذشته میدانند، ولی اینطور نیست.  همه ایات قران روز آمد، هستند و  برای امروز ما می باشد.

ایران اسلامی هم ، از ابتدا با همین فرمول پیش رفته است که: یک تنه در مقابل همه مستکبران ایستاده، و پیروز هم شده است. چه در دوران انقلاب اسلامی، که همه دولت ها و جامعه جهانی، پشت سر شاه بودند و: از او حمایت می کردند. چه در زمان 8سال دفاع مقدس، که همین 5+1 و جامعه جهانی از تمام امکانات، برای تقویت صدام استفاده می کردند! و چه در فتنه 8ماهه سال 1388که، باز هم همه متحد شدند و: پشت سر موسوی خائن ایستادند.

آن ها هیچگاه دست از اتحاد، برعلیه ایران بر نمی دارند! حتی اگر در مذاکرات کم بیاورند، فوری سراغ تحریم می روند، و اگر از تحریم نتیجه ای نگرفتند، به سراغ هنرمند فوت شده می روند! و او را نه تنها سالم معرفی می کنند، که می گویند دولت او را کشته! و بعد هم که به علت ازدحام مردم، دفن او شبانه صورت گرفت، بازهم می گویند که او دفن نشده است !

اما همه این ها اشکالی ندارد، زیرا آن ها کاری جز این بلد نیستند! و برای این است که قران می گوید نمی فهمند. یعنی خیلی از مسائل را درک نمی کنند. یکی از این مسائل آن است که" سی و پنج سال است که می گویند" رژیم جمهوری اسلامی، فردا از بین می رود! گویا  نوار صدایشان گیر کرده و: این موضوع را تکرار می کنند، و اصلا نمی فهمند که: دیروز هم همین حرف را زده بودند! و هزاران دیروز دیگر هم، همین حرف را تکرار کرده بودند/

گویا از نظر آنان، این فردا هرگز آمدنی نیست، و این فهم آنان است که: گذر زمان را متوجه نمی شوند، و تحولات ایجاد شده را باور نمی کنند. اما علیرغم میل آن ها، تحولات به پیش می رود، و هر روز فتح و پیروزی تازه ای، برای ملت مسلمان و انقلابی ایران رقم می خورد. و شاید همین چند روز آینده، جشن ملی توافق هسته ای هم برپا شود

一个对所有

而40个国家未能“阻止短跑逐出教会的立场,对伊朗的军事怪物,像我一样对短跑是,我们知道,美国40个州,被用来对付短跑和该系列的特点之一工会。但是,实践中,公然,错误的攻击呢!如果不是短跑的利益,不反对,但伊朗的怪物,安静和谦虚,每次操作导致伊拉克的解放,这短跑是在本身的手中。当然,很多这个怪物是因此而不是将军Soleimani的,对方的指挥官进行了布控,短跑的成功表现被逐出教会。也许是伊朗,土壤和水,怪物在教育的各个领域!没有像其他文物!但是,他们感到自豪的是,在这么多,有人不把它!

在古兰经的经文之一:不要害怕你的敌人,每几个人在你面前。如果你有信心,他们将成为你的千倍以上HRSD!因为他们都是愚蠢的!许多人认为这是天真还是只知道是最后一次,但事实并非如此。所有的诗句迄今为止,今天是我们。

伊朗伊斯兰,已通过相同的公式了:树干站在所有骄傲的前面,并且已经取得胜利。什么是伊斯兰革命,各国政府和国际社会为王的背后:他支持。无论是在8年的战争,即5+1和国际社会设施,加强萨达姆使用!或煽动8个月1388,这又全被团结:叛徒站在后面穆萨维。

他们不会错过任何一个联盟对伊朗都没有!即使是低的讨论,获得即时的制裁过程中,如果制裁是没有结果的,到死的艺术家!他不仅是健康,他们说,政府杀了他!然后赶紧去医院,晚上,他被埋葬,他是不是埋在那里了!

但是,这一切都很好,但这是因为他们不知道!而对于那些谁不明白古兰经说。许多人不明白的问题。其中一个问题是,“35年,说:”伊斯兰共和国,消失的明天!显然胶带粘的声音:他们重复这一点,并没有意识到,它已经被昨天同样的事情!和成千上万的其他昨天,不得不重复同一个词/

很显然,在他们看来,这不会到来的明天,而这种认识是他们没有注意到时间的流逝,和发展不相信。但是,尽管他们渴望变革的推移,每天的穆斯林人民的新胜利,伊朗革命标记。也许接下来的几天中,建立了核协议的国家庆典

عذر خواهی هزار میلیارد دلاری

| دوشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

 

حق ابر قدرتی ایران باید به رسمیت شناخته شود

آمریکا هیچ کاری نمی تواند بکند، یعنی نه میتواند پول ایران را پس بدهد! و نه میتواند با هزار میلیارد دلار بدهی، تحریم علیه ایران را، بردارد یا کم کند و یا حتی متوقف کند! فقط یک راه برای حل مسئله باقی می ماند: و آن اینکه امریکا عذر خواهی کند، و قول بدهد بعد از این، رفتار مناسبی داشته باشد. عذر خواهی ای که، عقب افتادن آن برای آمریکا، بیش از هزار میلیارد دلار، هزینه داشته و اگر، سی و پنج سال پیش این کار را می کرد، چنان هزینه ای را نمی پرداخت!

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا از همه دنیا کمک مالی گرفت تا: با ایران مبارزه کند و رژیم جمهوری اسلامی نوپا را، ساقط کند و تا کنون، همه بدهیهای هزار میلیارد دلاری ان، برای همین است. در حالیکه می توانست در کنار ایران باشد و: اینهمه ضرر نکند ، و مالیات مردم خود و اروپا یا: دیگر کشورها را نفله نکند.

وقتی که در سی و پنج سال پیش، امام خمینی در مقابل تهدیدات آمریکا ، فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، همه ما باید می فهمیدیم که: ابر قدرت جدیدی در حال ظهور است، که آمریکا در مقابل آن ناتوان است! ولی خود را به نفهمی زدیم و: فکر کردیم فقط یک شعار است، تا روحیه ایرانی ها حفظ شود. هنوز هم خیلی ها حاضر نیستند، ایران را  ابر قدرت بدانند! آن ها حاضرند قدرت های نوظهور را، به چین، روسیه ، ژاپن ، کره و حتی  مالزی نسبت دهند، ولی ایران را نا دیده بگیرند!.

 اکنون هم دیر نشده، به قول ضرب المثل فارسی «ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است ! آمریکا اگر می خواهد، بیش از این ضرر نکند و: بدهی های ان، از هزار میلیارد دلار بالا نزند، بیاید و عذر خواهی کند که: اگر واقعا این کار را بکند، ایران دیگر دنبال گرفتن خسارت، یا مطالبات نمی رود. زیرا باز یک ضرب المثل فارسی می گوید: المفلس فی امان الله! امریکا با هزار میلیارد بدهکاری، دیگر توان پرداخت صدهزار میلیارد دلار، بدهی های بلوکه شده ایران را ندارد.

مگر در قضیه جنگ تحمیلی عراق، علیه ایران ندیدیم؟ طبق قطعنامه 598 عراق محکوم به: آغاز گری جنگ شد و: بخاطر آن باید تمام خسارات وارده به ایران را پرداخت کند، ولی وقتی صدام رفت، عراق و ایران عضو یک خانواده شدند. و تا کنون از غرامت ها، نه چیزی عراق پرداخت کرده؛ و نه ایران خواسته است.

بلکه برعکس، با اعزام گردشگران ثروتمند ایرانی، به عنوان زائر، سالانه چند هزار میلیارد کمک مالی هم می کند. و این غیر از آن است که: طرح های عمرانی را در آنجا اجرا می کند. تا جاییکه هرکدام از شهر های عراق، نشانی از حضور پر رنگ ایرانی ها دارد.

الان هم حزب جمهوریخواه و: دموکرات که بیش از نیم درصد! مردم آمریکا هم نیستند، اگر بروند همه چیز درست می شود! البته رفتن آن ها الزاما رفتن فیزیکی نیست، بلکه همان توبه کردن یا: عذر خواهی کردن واقعی است، که به تغییر رفتار آمریکا بیانجامد. تغییر رفتار آمریکا هم در این است که: حق ابر قدرتی ایران را به رسمیت بشناسد. و سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی را، مو به مو اجرا کند 

道歉一万亿美元

伊朗必须承认超级大国的权利

美国可以做任何事情,任何国家都不能还钱!也可以在万亿美元的债务,对伊朗实施制裁,消除或减少甚至停止!只有一个办法来解决这个问题仍然存在,而美国道歉,并承诺放弃治疗后为宜。歉意的是,它会回到美国,超过一万亿美元,其成本,如果这是35年以前,这些费用不交!

革命后,美国成为世界上经济援助:伊朗伊斯兰共和国和争取新的,过时的,到目前为止,美元的债务全部万亿,是一样的。而伊朗是除,没有那么多的损失,税收公民和欧洲,或者在其他国家是不花哨。

当35年前,伊玛目对美国的威胁霍梅尼说,美国不会有错,我们所要弄清楚:一个新兴的超级大国,美国是无能为力的反对!但是,我们不得不关闭,并认为我们只是一个口号,保持伊朗的精神。许多人仍然存在,云的力量就知道了!他们愿意新兴大国,中国,俄罗斯,日本,韩国,马来西亚,甚至更多,他们破坏自己的国家!这是不是太晚了,根据波斯谚语“新鲜渔获鱼当水!如果美国想要的,做更多的伤害:其债务,万亿美元的填补,来道歉,你真的这样做,伊朗正在寻求损害赔偿,索赔或不是。它揭开了波斯谚语说:上帝幸免穷光蛋!万亿美元美国国债,可以不再支付债务one hundred十亿美元没有被阻塞。

除了在案件伊拉克战争,伊朗没有?按照598号决议谴责伊拉克开始做战争,因为它必须赔偿损失给伊朗,但在萨达姆走了,伊拉克和伊朗是一个家庭成员。到目前为止,补偿不支付任何伊拉克,不是伊朗,是必需的。

相反,丰富游客的部署伊朗作为一个朝圣者,这是一个每年数万亿的资金。另一种是在作品的开发项目。其中每个伊拉克城市,拥有在伊朗强大的存在。

现在共和党:民主党人超过半美分!美国人民都没有,如果他们都没事!当然,这将一定体力,但无论是忏悔:一个真正的道歉,美国导致行为的改变。美国的行为是一种权利公认的超级大国。和伊斯兰革命,头发,跑的伟大领袖的话。

تئوری هایی که اصلا ارزش ندارد

| دوشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۲۷ ق.ظ | ۰ نظر

40کشور در مقابل یک گروهک

در سال های دهه 60دنیای تئوری ها، دچار تحول عظیمی شد. و تئوریسین های اقتصادی و روانشناسی جدید، پا به عرصه وجود گذاشتند و: دنیای جدیدی را برای ما به تصویر کشیدند. آن ها علوم مدیریت را اختراع کردند، و بر  طبل روانشناسی کوبیدند، و جامعه شناسی را به رخ ما کشیدند! در زیست شناسی دم از : تکامل طبیعی زدند و در تاریخ، تکامل دیالکتیک را چون پتک بر سر ما کوبیدند!

اما اکنون همه را بالا آورده اند! و قربانی دنیای بدهی های کلان خود کرده اند!

دنیای بازار یابی که عمق افتخارات آن ها بود،  امروز با تحریم ایران در هم ریخته است. و کسانی که سال ها کوشیدند، بازار های جهانی را بدست گیرند، امروز در حال تحریم  و یا تخریب، همان بازار ها هستند ! ایران و روسیه را تحریم می کنند، تا کالاهای آمریکایی و اروپایی  نخرند! و چین را و کره را تحریم می کنند، تا کالا به آمریکا و اروپا نفروشند!

دنیای تجارت آزاد آن ها، تبدیل به دنیای گمرک و انحصار شده است . جامعه شناختی و روانشاسی ، تبلیغات و اطلاع رسانی آنان، به پرورش داعش و  القاعده کمک می رساند، و در اختیار هرچه بزرگتر، نشان دادن تروریست ها است.

تئوری کیفیت و: ارتقا نسبت داه ها به ستاده ها، اکنون تبدیل به داده های بدون ستاده شده ! همانقدر که در زمان ارائه تئوری کیفیت و  بازدهی، شاد بودند الان هم، به داده های بدون ستاده شاد هستند!زیرا  با ظهور انقلاب اسلامی، غرب با تمام توان خود فقط به: افزایش داده های خود معطوف کرده ، بدون اینکه ستاده ای داشته باشد!

پول و لشکر به تمام دنیا می فرستد، بدون اینکه ریالی باز گشت داشته باشد!

ما می بینیم چه در هنگام: ایجاد داعش و القاعده، آن ها هزینه کردند و چه در زمانی که: می خواستند آن ها را نابود کنند، باز هم هزینه کردند! که نتیجه آن بدهی های نجومی دولت های: آمریکایی و اروپایی است.

از این ها بدبخت تر کسانی هستند که: در فضای انقلاب اسلامی، و در ایران اسلامی به دنبال: تئوری های نابود شده آن ها هستند! سمینار پشت سمینار، ویینار پشت ویینار که: بیایید بازار یابی یاد بگیرید، بیایید بورس را گسترش دهید، و بیایید بانک ها را توسعه دهید. که چه شود؟ به بدهی های کلان آن ها دچار شویم! .مانند مرغ پرکنده، دانشگاهها برای خود تئوری ببافند، و مردان سیاست کار خود را انجام دهند!

البته ضرب المثل ایرانی همیشه کار ساز است ! چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند دوا ندارد! و این چوب خدا هست که: دولتمردان آمریکا و اروپا ، هرچه پول در می اورند ، در خاورمیانه خرج می کنند و: دست خالی هم برمی گردند. و بالاتر از این، برای دست خالی برگشتن هم،  باید پول بدهند! 40کشور جمع شدند، پول و سلاح دادند، داعش را درست کردند، حالا هم باید پول و سلاخ بدهند، تا از شر او راحت شوند! ولی آن ها دیگر ، حتی  قدرت از بین بردن یک گروهک را هم ندارند

理论不重视!

在一组的前40

60款在全球,已经有很大的变化。经济理论和现代心理学,亦考虑了存在,一个新的世界,我们要描绘。他们发明了管理科学,鼓坠毁心理学和社会学,我们拉进的地方!生物在正常发育的尾巴的推移,不断发展的辩证的大锤坠毁,机上我们!

但现在所有的都高!而其巨额债务已经牺牲了的世界!

他们自豪的是市场营销的今天,世界是与制裁伊朗。和那些谁已经尝试了多年,已经获得了全球市场,今天抵制或破坏,市场是!伊朗和俄罗斯的制裁,购买美国货和欧洲!韩国和中国都禁止出售的商品到美国和欧洲!

自由贸易的世界里,它已经被改造成海关与垄断的世界。社会学和心理学,广告和通知他们,将有助于促进短跑和基地组织,以及更大的显示恐怖分子。

质量与理论:输出大新的发展,现在转换成无输出数据!就像在介绍理论的质量和效率,很高兴,现在,该数据没有快乐结局,因为与伊斯兰革命,其所有的权力,西方的出现,已引起越来越多的数据,这是没有输出!

和世界各地的分部寄钱不里亚尔已经回来了!

我们所看到的创造短跑和基地组织的时候,他们是昂贵的,在他们想要消灭他们的时候,他们还是成本!天文数字的政府债务的结果:美国和欧洲。

他们比那些谁更悲惨,在伊朗伊斯兰革命和伊斯兰共和国的空间求:被摧毁的理论!研讨会研讨会上,他说:让我们学会营销,让我们不要扩大外汇,银行,让他们发展。那是什么?他们已经成为一个巨大的债务! 。如弹拨鸡毛,它的大学建立一个理论,政治的人做他们的工作!

伊朗谚语,收益!木材是上帝的声音,如果不服用药物!木头是上帝谁政治家美国和欧洲,带来了更多的钱,花中东:将空手而归。以上这一点,回去空手,也必须付出代价! 40个国家聚集,资金和武器,短跑是对的,我应该把钱和屠夫,干掉他!但话又说回来,即使你没有摧毁一组电源。

اشتباهات استراتژیک

| يكشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۴۸ ق.ظ | ۰ نظر

 

سوم آذر نزدیک میشود، ولی هتوز نتایج ملموسی بدست نیامده! و دنیا در اضطراب 5+1 می سوزد. و این همه بخاطر نادانی چند نفر است! به قول فرهیخته ای، مردمی که همدیگر را نمی شناسند، ولی یکدیگر را می کشند! برای کسانی که همدیگر را می شنناسند، ولی باهم فالوده هم می خورند! دست دادن کری و ظریف، این را نشان داد که دست دادن، هیچ مشکلی را حل نمی کند! و حتی مذاکره مستقیم هم، کاری از پیش نمی برد!

امام خمینی در آن سال ها گفت: که ما با آمریکا مذاکره نمی کنیم! ولی دشمنان گفتند که: مذاکره با آمریکا، کلید هر مشکلی است! و این را سی و پنج سال تکرار کردند، و دوستان ابله هم تایید کردند! اما می بینیم که حتی دست دادن و: رو در رو مذاکره کردن هم، موضوع را حل نکرد و: جهان همچنان در تب و تاب می سوزد.

تنها راه آرامش جهان، نادیده گرفتن افراد شرور است . تا زمانی که   در همه رسانه ها، باپول این ملت ایران و: مالیات مردم آمریکا، فقط حرف و تحلیل آن ها را می زنند، گاه گاهی هم از سر ضعف، ناله هایی که شما دارید ظلم می کنید، چه انتظاری دارید؟ فقط بایکوت خبری، راه حل ارامش جهانی است . وقتی ده ها نفر در یک تصادف واگن، کشته می شوند چطور، آن را بایکوت خبری می کنند؟ همانطور هم باید کشتار توسط: تروریست ها را بایکوت خبری کنند.

مگر جان انسان ها تفاوت دارد که: در مرگ های دیگر، بی سرو صدا هست ولی، در مرگ های تروریستی، با آخرین ضربه ها اقدام می شود؟ اگر هیچ رسانه ای از عملیات تروریستی، حرفی نزند هیچ تروریستی هم، اقدام به کار تروریستی نمی کند! ولی می بینیم به خواسته تروریست ها، سربریدن مصنوعی یک انگلیسی، در همه رسانه ها بحث و بررسی می شود! و ترس از تروریست ها را، بجان مردم می اندازد. اما هزاران نفری که مواد مخدر مصرف می کنند، و جلوی چشمان ما در کنار جوی ها، و خیابان ها می میرند اهمیتی  ندارد ! هزاران کودک از گرسنگی  می میرند، مهم نیستند ولی، یک کودک را نروریست ها می کشند، مهم می شود!

پس مهمترین اشتباه استراتژیک، بها دادن به تروریست ها و: مطرح کردن آن ها است، آن هم باهزینه مالیات مردم!و بیت المال.اما این فقط نیست استراتژی غلط دوم، زندگی در دهه 1960است! زمانی که آمریکا در اوج قدرت مالی و: سیاسی و نظامی بود. ولی اکنون سال 2014  است! و آمریکا پیر و زمین گیر، شده است با یک پیر فرتوت، چطور باید رفتار کرد؟

آیا باید مانند فرزندان نادان، پدر را لخت کرد؟ و هرچه او بگوید ندارم، باید بزور او را گشت؟ آمریکا الان نزدیک به: هزار میلیارد دلار بدهی داخلی و خارجی دارد. بعد شما دنبال لغو تحریم ها هستید؟ یا می خواهید دارایی های:بلوکه شده به ایران برگردد؟ واقعا اینقدر ساده اندیش هستید که: فکر می کنید آمریکا پول های ما، را امانت نگه داشته و به آن دست نزده؟

مطمئن باشید استراتژیست های آمریکا، بهتر از شما می دانند که تحریم ایران، به ضرر خودشان است . ما تحریم را می شنویم، ولی آن ها با گوشت و پوست احساس می کنند . کافی است بدانید که که بازاریابی ، بزرگترین علم در آمریکا است. یعنی اصلا آن ها برای بازار زنده اند. حالا چظور شده که: ضد مارکتینگ عمل می کنند؟ وبازارهای ایران را، به دست خود خراب می کنند؟ برای اینست که  راه دیگری ندارند! آن ها با تحریم ایران، اولا مشکلات سیاسی داخلی را حل می کنند، ثانیا از خروج مایحتاج باقی مانده! خودشان جلو گیری می کنند!

باید قبول کرد که آمریکا ورشکست شده، و قانون ورشکستگی بر آن بار است. ولی همین واقعیت ساده را، مذاکره کنندگان قبول ندارند. چه طرف ایرانی و چه طرف مقابل ! آمریکا یک عذر خواهی بدهکار است، ایران هم قبول عذر خواهی همین!نه خرج دارد نه برج! فقط اقایان آمریکایی ، برای اینکه سفرهای خودشان، و سور و سات برقرار باشد، آن هم از جیب ملت ایران، نه تنها عذر خواهی نمی کنند بلکه،  مذاکره را بی نتیجه رها می کنند و: در واقع طول می دهند! 

战略误区

十二月是一个接近三分之一,但仍没有取得明显的成效! 5+1在世界烧伤和焦虑。这是一些人的无知,因为所有!明智的话,人谁不知道对方,但他们互相残杀!对于那些谁知道对方,还一起吃Faloodeh!听力和优雅的损失,这表明该损失没有解决不了的问题!甚至直接谈判,不能做到这一点!

那些年,霍梅尼说,我们不与美国洽谈!但反对者说,与美国的谈判,关键是每一个问题!这是重复35年,证实和愚弄你的朋友!但是,我们看到,即使是损失:时间谈判面对面,并没有解决问题,世界仍处于一个激情燃烧。

世界和平的唯一途径,无视讨厌的人。只要所有的媒体,金钱和税务美国人民的国家,只是他们交谈,分析它们,有时甚至从一个弱者,呜呜,你错了,你能指望什么?只是忽略的消息,世界和平是解决方案。当数十人因车祸,怎么死的,它会抵制的消息吗?至于会被恐怖分子杀害抵制的消息。

但生活是从其他不同的死亡,但它是安静的,死的恐怖,用行动的最后一脚?如果恐怖主义任何媒体,东西通常不是恐怖分子,恐怖主义行为不工作!我们认为这是所谓的恐怖分子斩首英国人造的,在所有的媒体进行讨论。怕恐怖分子和,百姓防盗。但是,成千上万的谁使用药物,并保持我们的眼睛在街上的天气侧面和死我不在乎别人!数以千计的儿童死于饥饿,但不是关键,恐怖分子杀了一个孩子,这是很重要的!

这个错误后,估价恐怖分子,所以建议在所得税费用的人。但是,这仅仅是个错误的策略,生活在1960年的!当美国的金融和峰值功率:政治和军事。但现在是2014年!老和削弱美国,是一个破旧的老男人,他应该如何行事?

要这样一个无知的孩子,他的父亲是裸体?别告诉她一切,逼他回来吗?美国现在已经接近一千十亿美元的国内和国外债务。制裁后你要买?或者想资产:返回伊朗封锁?难道你真的天真地认为美国是我们的钱,借,并保持它感动?

美国的战略家让你比你知道,对伊朗的制裁,给自己造成损害。我们听到的制裁,但随着肉体和皮肤的感觉。这足以知道营销是在美国的科学。也就是说他们没有活市场。现在Chzvr反激励自己的行为?集贸市场,以他们自身的毁灭?对于没有别的办法!他们制裁伊朗内部的政治问题将首先解决的问题,第二,余下用品!未来的自己!

接受美国的破产,以及它的时间的破产。但一个简单的事实,谈判不同意。什么是伊方与对方!道歉是欠美国,伊朗接受了道歉,不是钱,不是塔!美国唯一的男性,因为他们的旅行,并建立苏尔和南部,它是国家的口袋,不仅没有道歉,但徒劳谈判释放他们,事实上,有过!

مدیریت بحران و حل مسئله در کربلا

| جمعه, ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ۰۸:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

مسئله یا مشکل در تعریف علم مدیریت ، انحراف2 از هدف یا: عقب افتادن از زمانبندی است.  و مدیریت بحران، ازبین بردن این مسئله یا حل مسئله است.مثلا  در یک پرو‍ژه راه سازی، قرار است صد کیلومتر آسفالت، به قطر پنج سانتیمتر در یکسال انجام پذیرد، اگر بیشتر از یکسال طول کشید، یا اینکه بجای آن،  قطر کمتر یا بیشتر کار شد، مشکل بوجود آمده است. برای حل مشکل ، فوری باید ستاد بحران تشکیل شود، تا مسیر های مختلف برنامه ریزی را چک کند. تا به مسیر بحرانی2 برسد. آ نگاه  با چاره اندیشی برای آن، بحران را کنترل و« زمان عقب افتاده را جبران می کنند.

البته در ایران، کل بحران ها و مسائل پروژه ها معلوم ست: کمبود نقدینگی ! یعنی طفل پروژه در ایران، هیچگاه از شیر مادر! یا بهتر بگوییم از شیر نفت، جدا نشده است.اصلا بحران می سازند تا: شیر نفت را باز کنند!و به خام خواری هم اعتقاد عجیبی است.

در صحرای کربلا هم، همه چیز روشن بود و: به مسئله بیعت اباعبدالله الحسین، با یزید بر می گشت. یعنی یزید دستور داده بود: در مدینه از امام حسین بیعت بگیرند، و اگر قبول نکرد، همانجا ایشان را شهید کنند. اما امام حسین ع قبول نکرد و: اصل مشکل را برای مردم باز گو کرد. که آن، انحراف از اهداف اولیه اسلام است. البته عقب افتادگی از احکام اسلامی هم، نه تنها وجود داشت بلکه، یک نوع برگشت به جاهلیت نیز اتفاق افتاده بود.

برای حل این مسئله یعنی: جلوگیری از ارتجاع و انحراف، امام حسین ع سیاست ها3 و خط مشی4 های مختلفی را، به مورد اجرا گذاشت. ابتدا روش استفاده از رسانه و: توزیع اطلاعات شفاهی و کتبی بود. مثلا به محض اینکه اطلاعاتی به دست آورد که: یزید بلافاصله پس از مرگ پدرش، در 15رجب سال 60کسی را روانه مدینه کرده، و فرمان داده که او را بکشند، از مدینه خارج شد و: طی نامه ای به برادرش، هدف خود از این خروج را: امر بمعروف و نهی از منکر اعلام فرمود. وطی مدت چهار ماه درمکه، به روشنگری ادامه داد و: انحرافات را بیان نمود .

اما یزید که روی آرامش نمی دید، این بار افرادی را مخفی و مسلح فرستاد، تا در خانه خدا او را شهید کنند. و این بود که دور روز مانده به عید قربان، از مکه هم بیرون رفت تا: حرمت خانه خدا شکسته نشود. در این جنگ و گریز، پیشنهاد های زیادی برای رفتن به ایشان می شد، عده ای یمن را پیشنهاد می دادند . و گروهی هم ایران را می گفتند.

اما امام حسین ع، نقطه تعادل این دو یعنی: حد میانگین صنعا و ری را برگزید. و فرمود که خدا می خواهد، من در اینجا کشته شوم، تا همه مردم بدانند، که راست می گویم! هرکسی می خواهد بامن بیاید، کشته خواهد شد و لذا می تواند برود.بنا بر این، استراتژی دوم امام ، خالص سازی نیرو و: آمادگی برای شهادت بود، تا تبلیغات افواهی یا شفاهی او، تفاوت اساسی با تبلیغات شفاهی و کتبی دشمنان، و ادعاهای آنان داشته باشد. چون آن ها هم می گفتند برای" اسلام می جنگند و مبارزه می کنند!

این استراتژی ناب  سازی، یا خالص تر کردن همراهان، تا شب عاشورای محرم سال 61 ادامه داشت، که چراغ ها را خاموش کرد و گفت: من بیعتم را از شما برداشتم. دشمن سر مرا می خواهد، با شما کاری ندارد. و بعد به آن هایی که باقیماندند، همه چیز را توضیح داد تا مبادا، کسی بگوبد ما را به زور به جبهه بردند!

صبح دهم محرم که: روز عاشورا نام گرفته، استراتژی اصلی امام پیاده شد. ابتدا با تاکتیک طف، زنان و کودکان را در منطقه امن تری، قرارداده بودند، سپس تاکتیک اعزام های فردی را، به ترتیب از افراد با نسبت های دورتر، به اجرا گذاشت تا نوبت به خودش رسید. و خود نیز تا پای جان ایستاد و: شهادت در راه خدا را بر: بیعت با منحرفان و مرتجعان، برتری داد و فرمود هیهات مناالذله

危机管理和解决问题的卡尔巴拉

从目标定义管理科学或偏差的问题或问题,正时延迟。和危机管理,消除问题或溶液例如在道路建设项目,位于一百公里沥青,五英寸的直径在一年内完成,如果花一年以上,或是否它是代替一个直径小于或进一步的工作,问题出现了。为了解决这个问题,应该立即成立危机委员会,以检查程序的方向。达到临界路径。一看做一些事情,危机管理和“拖欠工资,以补偿他们的时间。

但在伊朗,该项目的危机和问题是显而易见的:缺乏流动性!在伊朗发现孩子的项目从来没有母乳喂养!还是比牛奶,油更好,而不是分开。不要做出危机:油阀打开,信仰素食很奇怪。

在卡尔巴拉的沙漠,一切都清楚:这个问题侯赛因效忠耶齐德返回。这耶齐德曾在麦地那的效忠伊玛目侯赛因下令,如果拒绝,他将在那里进行殉国。但伊玛目侯赛因和伊玛目拒绝,问题不与人交往。也就是,从伊斯兰的初始目标的偏差。伊斯兰法的落后不仅是有,但作为曾经发生过一回野蛮。

为了解决这个问题,即:预防,各种政策和战略得以实施的伊玛目侯赛因的反应和转移。使用介质和方法:口头和书面的信息分发。举例来说,一旦信息被获取的耶齐德很快他的父亲去世后,15日回历60已将麦地那谁了,吩咐杀死他,这个城市出来,在信中给他的弟弟,这样做的目的退出:险要的是什么邪恶的,他宣称。性交在麦加,启蒙四个月的表情继续弯曲。

但耶齐德没有看到其他地方,隐藏起来,送到神的殿这次武装人员,他们杀了他。这是一天的宰牲节前,从麦加到酒吧:神家的神圣被打破。战斗或逃跑,他们将是许多建议,有人提出,也门。该集团说。

但伊玛目侯赛因AS,这两种手段的平衡:均值和雷选择了萨那。并说,上帝让我来到这里杀了,让所有的人都知道,这是真的!每个人都想和我一起去,他会被杀死,所以它可以走了。因此,第二个策略伊玛目,净化和权力:口口宣传,敌人的口头和书面的宣传之间的主要区别,他们有索赔的准备殉道,或字。因为他们被告知,“伊斯兰将战斗,战斗!

纯,或素净这一战略以来,直到修罗回历的夜晚历时61年,用灯关闭,并告诉我,你效忠的誓言。我的头的敌人,不会与您合作。然后谁留,解释了一切,所以,请告诉我们谁强行把前面!

我的知己那个叫修罗,伊玛目主要战略实施。第一胎战术,妇女和儿童在一个更安全的地方,放置,那么个人的战术部署,分别对患者的远房亲戚,推出把自己放进来。和他拼命的立场:在上帝的见证:尊敬转移和反动派,尊贵和羞辱他离我们而去

پرسوناژ ها و دیالوگ های روز عاشورا.

| پنجشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

عاشورا داستان بلندی است که: در یک  نیمه روز اتفاق می افتد. داستانی به بلندای تاریخ، از اولین تا آخرین! و به پهنای زمین از:  چهار گوشه جهان،  از جن و انس .همگی در این داستان نقش دارند. پرسناژ این داستان و دیالوگ های آن، همان دیالوگ های روز مره ما است. و ما هر کدام شاید روزی چند بار، دیالوگ آنان را تکرا می کنیم، ولی از این تکرار ها نه اطلاع داریم، و نه از آن خسته می شویم!

تشنگی، مهمترین دیالوگ روز عاشورا است. چیزی که امروز به جنگ بین المللی آب، ترجمه می شود و حتی گفته میشود« جنگ جهانی بعدی جنگ آب است! چه در ایران که زاینده رود از آن می نالد، و چه مردمانی که کنار زاینده  رود، نیستند ولی تشنه آب این رود هستند!  سد کرج و سد لتیان و: سد پانزده خرداد هم، داستان هایی مشابه دارند.

آب های مرزی ایران، داستان تشنگی کربلایی ها است! آنجاییکه رود هیرمند را بسته اند، و سیستان عزیز که روزی انبار غله دنیا بود، امروز میزبان مهمان ناخوانده: شن های روان است. بلایی که قبل از آن بر سر یزد آمد، و بعد از آن بر سر دریاچه ارومیه، و شاید فردایی نه چندان دور بر سر دریای مازندران.

در خارج از ایران، وضع بهتر نیست، رود دجله و فرات که: تاریخ آن بنام بین النهرین، قدیمی ترین تاریخ ها است، الان مایه دشمنی چهار کشور شده است. و اردوغان مانند شمر، بر سر آن ایستاده و سوریه و دیگران، تشنه لب به آن نگاه می کنند. رود گنگ و می سی سی پی و نیل و.. داستانی غم انگیز تر دارند، که باید شرح آن به زمان دیگری موکول شود.

می بینیم که دیالوگ ها همه آشنا است، و همه دنیا آن را می شناسد ! پرسناژ ها هم همینطور است،جناب شمر، جانباز جنگ در جبهه پدر است! ولی پسر او را برای:کسب یک مقام دولتی، سرمی برد. سعد، سردار قادسیه است و: جهان اسلام را توسعه داده است، ولی پسرش برای گندم ملک ری، امام حسین ع را به مسخره می گیرد، و می گوید اگر از گندم ری هم، نخورم همان دانه جو برایم کافی است!

باید ترسید از همان کسانی که، دم از حقوق بشر می زنند ولی، داعش را ایجاد می کنند تا همانند شمر، سر ها را ببرد و در گودال های قتلگاه بریزد، و برای نامشحض ماندن آن ها، بر روی اجساد اسب دوانی کند!

باید دید که شیرخواره  هایی چون حضرت علی اصغر، کودکانی چون حضرت رقیه س، نوجوانانی چون حضرت قاسم، وجوانانی چون علی اکبر س،چگونه  با دلی پاک ، جان خود را فدای راه آزادی بشر، از قید و بند عبودیت طاغوت می کنند. و همه تیپ های شخصیتی هم وجود دارد! از غلام سیاهپوست، تا سردار بزرگ لشکر دشمن، تا پیرمردی چون حبیب ابن مظاهر، و حتی مسیحی و ایرانی و کرد!

همه این ها همان هایی هستند که: ما هر روز می بنیم! کودکان گرسنه آفریقایی ،  قحطی  زده هندی وچینی، تا بیکاران و بی خانمان های: آمریکایی و اروپایی . آن ها هم اگر با یزید های زمان بیعت می کردند، هم شغل داشتند و هم سیراب می شدند! اما دیگر نمی خواهند که در باندهای: قاچاق مواد مخدر یا، قاچاق انسان و یا اعضا بدن انسان کار کنند. یا با تبهکارن و دزدان و: آدمکش ها همکاری کنند، لذا باید بیکار بمانند تا بمیرند.   

آدم های قصه عاشورا بیگانه نیستند، آن ها در همین حوالی در کنار ما زندگی می کنند. بنظر شما، روزی چند کودک شیر خواره، از بی شیری و بی آبی تلف می شوند؟ آن هم در قرن دهکده جهانی، و ارتباطات سایبری و: اوج تمدن ماشین وفضا! چند دختر سه ساله، با ضرب و جرح از دنیا می روند؟ یا چند نوجوان و جوان، در کنار گذر و در کارگاه های کار، جان خود را از دست می دهند؟

آیا سزا نیست برای این مصیبتها گریه کنیم؟ و بر سر و سینه بزنیم؟ بگذار غارتگران ما را مسخره کنند، ولی ما درد دین داریم، و باید که سوگمند باشیم و غمزده، از رنجی که بر سر بشر می اید. و امام حسین ع عصاره  تمام این رنج ها است. 

人物和修罗的对话。

阿舒拉节是一个很长的故事,发生在一个半天。这个故事的高度,从第一个到最后!和四个角世界的宽度,晋万斯。所有这些故事涉及的。人物的故事和对话,在我们日常的对话。每天好几次了,我们可能会,我们重复他们的对话,但并没有意识到这一点,我们再说一遍,不是看累了吧!

口渴,月秀是阿修罗的对话。什么是现在国际水战,翻译,甚至被称为“下一次世界大战是水一战!什么是河的呻吟,人民旁边的河流,没有河流,但水是渴了!和卡拉季和Latian坝坝六月15,也有类似的故事。

边界水域,伊朗,karbalaei故事是渴了!由于赫尔曼德河已经关闭,而那些今天回家锡斯坦曾经是世界的粮仓不速之客:沙丘。亚兹德是来之前它,然后在乌尔米耶湖,也许不太遥远的未来里海的东西。

伊朗之外,情况比较好,底格里斯河和幼发拉底河:它的历史,美索不达米亚,是最早的日期,它一直敌视四个国家的源泉。而像夏玛埃尔多安,叙利亚和其他人站在其头部,渴了嘴唇一下。密西西比平原河和尼罗河以及更多......悲伤的故事,这将在后面说明的时间。

我们看到,所有熟悉的对话,全世界都知道了!人物并非如此,夏玛先生,战争在他父亲面前老牌!但他的儿子收购公共当局,董事会层面。萨阿德·萨达尔就是胜利:伊斯兰世界的发展,但在小麦的儿子雷景,伊玛目侯赛因是荒谬的,并且雷说,如果小麦,大麦吃不饱!

害怕那些谁酿的人权,但设置了夏玛像短跑,头部抬起,倒在坑里混乱,并保持他们并不知晓,马死了!

我们必须看到,宝宝像阿里,因为他的孩子,R. S.,先知G.少年,而AA制,纯心脏怎样的青春,牺牲了自己的生命为人类的自由,免于偶像崇拜他们。和所有性格类型有!黑色的仆人,对敌军的大司令官,直到老夫伊本·哈比卜的符号,甚至基督教和伊朗!

所有这些都是一样,我们每天看到的!在非洲,印度和中国的饥饿儿童饥饿,失业和无家可归的美国人和欧洲人。他们也一样,如果他们宣誓效忠于耶齐德的时间,两人都工作,并浇水!但不想在团伙,贩毒,贩卖人口和人体的部分工作。或者罪犯和窃贼,杀人犯和合作,他们直到他们死应该继续失业。

人是阿修罗,我们住在同一区域的下一个奇怪的故事。在你看来,当一个孩子喝牛奶,没有乳制品,没有水被浪费?其世纪地球村,以及网络和通信:机器文明的主机和域名的高度!一个女孩的三年,殴打死吗?或者更年轻,一起工作的轨道,并在车间,失去了自己的生命?

不要惩罚这些悲剧哭泣?而头部和胸部按?让我们抢劫的乐趣,但痛苦的。我们有信心,并有权向丧,悲伤,对人类苦难已经结束。伊玛目侯赛因AS是所有苦难的象征。

قصه ناتمام

| چهارشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

یکی از اصول داستان نویسی، سناریو و فیلمنامه این است که: پایان داستان باید معلوم باشد، و نتیجه هم مثیت باشد. تا جاییکه برخی معتقدند حتی: پایان مثبت کافی نیست، بلکه باید پیام اخلاقی هم داشته باشد. این پیام اخلاقی یا از زبان قهرمان، بیان شود و شفاف و گویا باشدٍ و یا در متن نهایی داستان، از زبان قصه گو و نقل کننده داستان، یا گوینده فیلم گفته شود.

یعنی کتاب که بسته می شود، یا فیلم تمام می شود، هیچ سوالی در ذهن خواننده،  بی جواب نباشد و ذهن نیز، نسبت به موضوع بطور کامل توجیه شده باشد. رمان و فلیم نامه نویسان سنتی، همه پایبند این موضوع بودند. حتی در کتب درسی هم، ما می بینیم که اهداف کتاب، برای هر درسی حتی برای دانش آموزان نیز، نوشته می شود و در آغاز کتاب، و یا هرفصل و عنوان می آید.

اما برخی از نوبسندگان این قالب را شکسته اند، و داستان یا سناریویی که می نویسند، می خواهند یک طرفه نباشد. و از حالت آنالوگ بیرون بیاید. و به دیالوگ با خوانده تبدیل شود. مثلا در برخی تئاتر ها می بینید که: بازیگران از میان تماشاچیان، ظاهر می شوند و به صحنه می روند. یعنی تماشاگر هم مشارکت دارد.

 برخی هم آخر داستان را، رها می کنند و نتیجه گیری را، به ذهن تماشاگر حواله می دهند. و در واقع ساختار شکنی می کنند. هردو این روش قابل قبول است، و در قران هم آمده.  مثلا داستان حضرت یوسف ع مانند: یک رمان از ابتدا تا انتها، دریک سوره آمده و: نتایج اخلاقی ان هم تاکیده شده است. ولی فقط یک داستان این ساختار را دارد. بقیه داستان ها ساختار شکن هستند. یعنی قران به اندیشمندان می گوید: ما این ها را بیان می کنیم تا شما تفکر کنید. و به نتیجه برسید و هر نتیجه ای اگر، صادقانه باشد قابل قبول است. مثلا خوبی و بدی در برخی آیات، تعریف می شود ولی در بسیاری از: آیات به خود انسان حواله می شود" اگر خوبی کنید به خودتان خوبی کرده اید" حتی احادیث فراوان داریم که: مردم را مثل خودتان بدانید، و هرچه برای خود نمی پسندید، برای دیگران هم نپسندید.

داستان کربلا بیشتر به: یک قصه ناتمام می ماند، که بقیه آن را همه باید ادامه دهند. خواسته امام حسین، یاری او است و"  می فرماید: هل من صر ینصرنی؟ و: به گفته دکتر علی شریعتی، این سوال برای کل تاریخ است. همه باید او را یاری کنند. داستان امام حسین ع یعنی اینکه، من و شما هم او را یاری کنیم. و این فلسفه تمام عزاداری ها، در سراسر جهان است. آن ها به این سوال پاسخ می دهند : اگر ما آن روز نبودیم که" امام حسین را یاری کنیم" امروز اعلام آمادگی می کنیم.

برخی ها یاری را در تذکر می دانند. یعنی حوادث عاشورا را برای دیگران بیان می کنند. نقطه به نقطه و با احساسات در می آمیزند، تا در ذهن ها بماند. کمتر کسی در تاریخ وجود دارد که، به این وسعت همه مردم دنیا او را بشناسند و: از حوادث عاشورا بی خبر باشند.

اما گروهی  که این حوادث را می شنوند، طاقت ازدست می دهند، و به خود آسیب می رسانند. مثلا عده ای قمه می زنند. که امروز "یاهو" هم به این موضوع پرداخته بود! و پرسیده بود این ها، باخودشان چه می کنند! آن ها می گویند: خواهر امام حسین ع، وقتی مصیبت را شنید، سر خود را به دیرک اتاقک خود زد، که خون از آن امد و: ما می خواهیم از او عقب تر نباشیم.

عده ای هم زنجیر می زنند، ان ها می گویند دست وپای اسرا، براثر زنجیر هایی که به آن ها بسته شده بود، زخمی شدند مگر جان ما عزیز تر است؟

یا اینکه عده ای سنک می کوبند و: می گویند قوم بنی اسد، که اولین قوم عزادار بود، از شدت غصه، سنگ های بیابان را بر سرخود می زدند.

گرچه همه مردم دنیا، براساس نظر خود به کمک امام حسین می روند، ولی فقط در انتهای تاریخ، این دفتر بسته خواهد شد و: انتقام واقعی گرفته خواهد. 

未完成的故事 

其中的一个故事,剧本和剧本的原则是,这个故事应该是明确的,并且结果是积极的。只要有人相信,甚至,正端不够的,有道德的信息。道德消息或英雄,透明和自我表达的还是在故事的最终版本的语言,通过讲故事和故事,或胶片的扬声器叙述说。 

这本书被关闭,或全片,在读者的心中没有任何问题,因为心里没有答案,而不是完全合理的。火焰与传统小说写作,所有的都致力于这个问题。即使在书籍中,我们看到的书的目的,甚至到了学生的每门课程,写在书的开头,并作为是或季节。 

有些作家已经打破了模具,并写故事或场景,它们不是单方面的。走出来的模拟模式。阅读与对话。在一些影院,你可以看到,从观众的演员,场景在那里出现。这是观众的参与。 

 这个故事,并得出结论的结尾留下了起草观众。实际上,它们被解构。这两种方法是可以接受的,而且可兰经。例如,约瑟的故事,这样的:从开始到结束,在一章一本小说,和道德的结果也是口头的。这种结构只有一个故事。其他的故事正在打破结构。对于学者,古兰经说:我们已经定义了这个,你以为你是。而要达到任何结果,如果坦率地说,是不可接受的。举例来说,有好有坏,有些诗句,但在草案的许多诗句定义是人类的好给你,如果你有一个很好的“连我们伟大的传统,人们喜欢自己,并做一切她喜欢,不喜欢的人。 

卡尔巴拉是更多的故事:故事还没有结束,它必须继续休息。问伊玛目侯赛因和他的帮助,说阿里·沙里亚蒂博士,这个问题是装修。每个人都需要帮助他。伊玛目侯赛因的故事,那就是你,我会帮助他。本公司秉承悼念在世界各地的。他们回答这样一个问题:如果我们没有对“伊玛目侯赛因协助”今天,我们已经准备好。 

一些谨慎是必要的援助。其他建议阿舒拉节的事件。点与情感相结合,多留个心眼。不再有历史,该地区的人民她的生活,并认识到:他们不知道阿修罗的事件。 

但是,这些谁听到了意外,失去了他们的耐力和自我伤害。例如,他们的一些匕首。今天,“雅虎”也被处理了这个问题!而被问及此,同样的树脂!他们说,伊玛目侯赛因AS的姐妹,当他听到灾难,他的头敲他房间的门架,血就出来了吧:我们不是,我们希望他回来。 

这些连锁店做,他们说俘虏的结束,因为这追平了他们的锁链被打伤,但我们的生活更亲爱的? 

或者说有些扣杀和网蝽,巴尼说,阿萨德的人,谁是悲痛的强度,沙漠岩石,它们所建的哀悼的第一所房子。 

尽管世界上所有的,根据伊玛目侯赛因的帮助,但只有在约会结束,这个办公室将被关闭:真正的报复将采取。