اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

۱۸ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

مشکل بانک ها چیست؟

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

رئیس قوه قضائیه گفت: یک نفر از بانکها 6500میلیارد تومان، وام بدون وثیقه گرفته و آن را هم، پس نمی دهد و ما هم، کاری نمی توانیم بکنیم!

البته ایشان رشته اقتصاد شاید نخواندند و شاید هم تخصص در این زمینه نگرفتند و الا جواب مسئله بسیار روشن است! علم اقتصاد به ما می گوید در آمد بالا با هزینه اندک، معنی علمی است و این آقا در اوج اقتصاد کار کرده است! شاید رئیس قوه قضائیه ( البته با عرض معذرت ) اصول مدیریت را هم نخوانده است، والا مدیریت هم همین را می گوید: بهره وری بالا با حداقل هزینه!  و شهریار علم مدیریت هم می گوید: هدف وسیله را توجیه می کند .

بنابر این کاری علمی، آن هم در حد اعلا صورت گرفته! و بخش خصوصی  توانسته با کمترین هزینه، بالاترین در آمد ها را داشته باشد. در تعریف علمی اقتصادی هم کار این آقا کاملا درست است! همه فکر می کنند ایشان وام گرفته! ولی نه، او یک معامله کرده ودر آمد کسب نموده. البته شما اسمش را زرنگی بگذارید، یا رشوه دادن، فرقی نمی کند. او توانسته با زرنگی تمام، کمی پول به عنوان رشوه به افراد بدهد، و بدون مدرک از آن ها میلیارد برابر بگیرد!

آن وقت می گویند در ایران، کسب و کار رونق ندارد! شاید هم بقول بعضی ها، چون از سود باد آورده، زیان می دهند ناراحت هستند. این هم علمی است! زیرا علم مدیریت و قتصاد به ما می گوید: فرصت های ازدست رفته را هم باید مد نظر قرار دهیم، اسم خارجی آن هم آپور چینیتی کاست، که هزینه فرصت های از دست داده هم، ترجمه شده است.

این اصل علمی می گوید: ما نباید هزینه بی پولی را بدهیم! اگر شما یک میلیارد دلار داشتید، میتوانستید آهن بخرید و انبار کنید، بعد با سود کلان آن را بفروشید. حالا که پول ندارید، هوش که دارید، بیایید همان سود را از راه میان بر، بدست آورید. بلا  بر سر کسانی که این کار را کرده اند بیاورید، و پول آن ها را بگیرید.

    می گویند مردی از جیب کسی دزدی کرد، به او گفتند این مال حرام است. گفت نه،  من از جیب یک کارگری دزدیدم که میدانم: کارش درست و در آمدش حلال بود! بله متاسفانه دور علم زدگی، و زندگی در دنیای فرمول ها، نتیجه ای جز این ندارد. زیرا بانکداری در ایران بومی نیست، و اصول ان از غرب آمده، و لذا اصل مهم امانت داری در آن مخدوش است.

در گذشته براساس ایمان اسلامی ، افرادی به عنوان امین بودند که مردم پول خود را نزد آن ها می گذاشتند . امین به پول دست نمی زد و همانطور آن را پس می داد. اما بانکداری جدید زرنگ بازی در آورده و پول مردم بر می دارند و با آن کار می کنند! البته کار که ظاهر قضیه است واصل آن همین اختلاس و ارتشا است.

معمولا کسانی که در این بانکها وارد می شوند، با پول های انباشته و کلان روبرو می شوند. فقط باید نقشه ای بکشند که بتوانند: این پول ها را با خود ببرند. اینهمه  اختلاس و دزدی و فساد ، فقط معلول همین تفکر است. بانکداران پول مردم را، پول خودشان تصور می کنند! و به هرکس که بخواهند می دهند.  البته نقشه ای که دراین میان، این پولشویی را توجیه می کند، نام وام دادن یا کار کردن و سرمایه گذاری با پول مردم است.

لذا همانطور که در دوران انقلاب اسلامی ، بانک ها را هم مثل سینما ها و کاباره ها  آتش می زدند، الان نیز باید این کار را بکنند! والا این بلای خانمان سوز، هر روز بیشتر و در عنوان های جالب تر، ریشه اقتصاد را از بین خواهد برد. و گرانی تورم را بر مردمان تحمیل خواهد کرد.

در واقع همه بدهکاران بانکی، یا رئیس بانک بودند یا از دوستان آن ها. که باهم دست به یکی کرده بودن و یا دست به یکی می کنند و پول را در روز روشن می دزدند . به همین دلیل هم هیچ بانکی از بدهکاران بزرگ بانکی شکایت نمی کند. چون تف سربالا است. و قوه قضائیه اگر منتظر شکایت بانک ها است به شهادت دم روباه بر علیه روباه  امید بسته است   

有什么问题银行?

司法机构负责人说6500十亿美元的银行,贷款无需担保,这是不是这样,我们可以做同样的事情!

他所描述的经济可能会或可能不会有在这一领域的专业知识,否则,答案是很清楚!经济学告诉我们想出了一个成本低,科学内涵,这名男子一直在经济的高峰!也许,司法机构负责人(虽然对不起)管理原则已阅读,否则相同的管理说高生产率以最小的成本!与管理层的王子说,只要目的正当手段。

科学的工作,这是做的最高水平!而私营部门的最低成本,最高收入他们。经济科普工作的定义,这个人绝对是真的!有人认为,他们借来的!但是没有,他在交易中获得的。你把它叫做智能离开,或篡改,也没关系。他有一个诀窍是,有点钱贿赂给他们,并没有证据表明有十亿倍!

现在是时候说,生意兴隆!也许,根据一些,因为暴利,损失是无奈之举。这是科学!由于管理与经济学告诉我们:失去的机会也应铭记的是,失去的机会成本,折算。

这个原则说,我们应该花没钱给!如果你有一个十亿美元,你可以购买和储存铁,然后通过出售它的利润。现在,你没有钱,智力,让我们削减了利润,赢得。把那些谁有麻烦做,并采取他们的钱​​。

    他们说,窃取别人的口袋里的人,他说,这个属性是禁止的。说没有,我从一个工人谁知道他的工作做好,将溶剂呕吐的口袋里偷走了!不幸的是周围乱窜科学,生活在公式中,没有其他的胜负世界。因为银行是地方性的伊朗和西方的原则,因此它的完整性是有缺陷的。

在过去,根据伊斯兰信仰,对人诚实的人把他们的钱带他们。阿明没有赔钱,因为它是那么。新的银行和钱的人是聪明的,娱乐和工作吧!但是,很明显,同样的贪污贿赂被提起。

通常是那些谁在银行到货,钱积累和宏观相遇。只是有一个杀人计划,这笔钱他们。然而,贪污,盗窃和腐败,只是想着同样的效果。银行家公共钱,钱,他们认为!和谁,他们想要的。地图同时,洗钱证明借贷或资金和投资人的名字。

因此,作为伊斯兰革命,银行,电影院和夜总会,以及一套下车,就必须这样做!否则,这一祸害毁灭性的,每天都越来越为根更有趣,它会破坏经济。和成本通胀将罚款。

事实上,所有银行债务人,或银行或他们的朋友。这就是为什么没有大银行的债务人银行不抱怨。吐是上坡。如果银行的司法投诉正在等待作证反对狐狸狐狸尾巴的希望

  • سید احمد حسینی ماهینی

مدال هایی که اسلام را، نشانه گرفته اند!

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

سال ها بود که دلسوزان انقلاب اسلامی می گفتند که: جایزه های جهانی برعلیه اسلام است، و قصد آن ها نابودی دین است، ولی کسی باور نمی کرد. هر چند گاهی یک خرس نقره ای، یا یک اسکار به ایرانیان می دادند، و آن ها هم با دست پر بر می گشتند، و اسلام و اسلامیان را زیر پای خود، قربانی می کردند! تا اینکه امسال با دادن جایزه ده گانه، به فیلم تک تیرانداز آمریکایی، همه چیز روشن شد.

موضع گیری مستقیم رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان داد که جبهه ها مشخص شده اند، و دیگر کسی نمی تواند با: چشم بسته در جبهه دشمن باشد، و به خودی گل بزند! و گردنش را هم بالا بگیرد. و باصطلاح قباد بازی در آورد! این سریال ایرانی هرچند سرگرم کننده، ولی حاوی نکاتی بود که نشان میداد: هر گل زدنی مجاز نیست، و افتخار محسوب نمی شود! کسی که با مهارت تمام توپ را، به دروازه حریف وارد می کند، کار خوب و مثبتی انجام می دهد. ولی اگر همین کار را با دروازه خودی بکند، دیگر قهرمان فوتبال محسوب نمی شود.

خوبی و بدی هم مثل گل زدن هستند، از نظر عملی هردو یک کار را انجام می دهند! اما حهت آن ها باهم فرق می کند. لذا پراگماتیست ها، یا عملگراها در اینجا حیران می شوند. از نظری تئوری عمل گرایی، هرکس گل بزند خوب است! ولی از نظر انسانی، فقط گلی خوب است که: به دروازه حریف شلیک شود.

تک تیرانداز بودن هم یک افتخار است، اما این تیر به کجا می خورد مهم است ! اگر هدف، دشمن مسلح و برابر باشد، خوب است ولی، اگر یک زن یا یک کودک ، پیرمرد و پیرزن باشند چه ارزشی دارد؟ آن ها دیگر احتیاجی به تک تیرانداز ندارند، هر گاگولی می تواند، آن ها را هدف قرار دهد! چرا که آن ها نه ، اسلحه دارند که مقابله به مثل کنند، و نه پای گریز که فرار کنند، و نه دوره های رنجری دیده اند که: صدتا معلق بزنند تا تیر به آن ها اصابت نکند.

هنرمند هم مانند تک تیرانداز است، با سلاح هنر مردم را هدف قرار می دهد! عده ای بی اسلحه در سالن سینما می نشینند، و به پرده نقره ای یا ال سی دی،  نگاه می  کنند. بعد از پایان قیلم، یک جانی و ادم کش بالفطره، از سینما بیرون می آیند! اسلحه دست می گیرند و: مثل تک تیرانداز فیلم، زنان و کودکان را به گلوله می بندند، و به آن افتخار هم می کنند!

ممکن است هنرمند بگوید: این هنر ما است که بر تماشاگر، تاثیر بگذاریم و هرچه، اثر ما بیشتر باشد، نشان بازی بهتر ما است! ما مرده شور هستیم و: کاری به بهشت و جهنم مردم نداریم! ولی این استدلال همانقدر کورکورانه است، که ما بگوییم زحمت کشیدیم و: بهترین گل را به خودی زدیم!

  شما از هنر خود برای نابودگری استفاده می کنید، مردم را به قتل و غارت ،ترور و گانگستری سوق می دهید. اینجا انسانیت است که کشته می شود! شهر ها هست که نابود می شود. و انسان های مهربان و همزیست، به قاتل های برادر کش تبدیل می شوند . حتی اگر از خشونت بگذریم، در دام سکس هم بیافتیم همین است، علت حرام بودن سکس و شراب در سینما، برای همین است شما، در حالیکه ادعا می کنید: باید حریم خصوصی افراد محترم باشد، با اسلحه دوربین می روید و: مخفی ترین اعمال آن ها جار می زنید!

    یا به بهانه روانشانسی، ناتوانی های بشری را دامن می زنید. اسرار آن ها را از حریم خصوصی شان، بیرون می کشید! و کاش فقط حقیقت را می گفتید، آنقدر دروغ می گویید و: بزرگنمایی می کنید که، دیگر هیچ کس حتی به: درون ضمیر نا خودآگاه خود هم، اعتماد نمی کند.هنر مدرن و پسامدرن به بهانه افشاگری بی اعتمادی را برای جهانیان آورده: زن به شوهر، پدر به فرزند و همه به همدیگر شک می کنند. و نتیجه آن هم کودک ازاری و زن ستیزی و: خشونت علیه زنان و کودکان است.

伊斯兰教的奖章,有针对性!

几年同情伊斯兰革命说,对穆斯林世界的奖,并试图摧毁宗教,但谁不相信。虽然有时银熊奖,伊朗人有一个疤痕,它填补了手就回来了,和伊斯兰教和伊斯兰你的脚下,牺牲!直到今年,有十奖,该片的美国狙击手,一切都变得清晰。

站在伊斯兰革命,标志着前直领袖,而另一个可以与眼睛在敌人面前关闭,而她自己花!并采取了他的脖子。所以带来G.游戏!但有趣的演员,但呈现出的亮点,从每​​一朵花撞击不允许的,而不是骄傲!谁巧妙球进入球门,做的好,做的好。但是,如果同样的事情与自己的目标,而不是一个足球英雄。

好和坏都是这样的目标,无论是在实际工作中做到!但是,试图使他们的不同。实用主义者,还是务实这里都惊叹不已。实用主义没有理论,每个人都是很好的进球!但根据肉,即射进对方球门就好粘土。

这是一种荣誉,是一个狙击手,但这个职位是要吸!如果目标和敌人的武装,但它是很好的,如果一个女人或孩子,男人和女人。有什么好处呢?他们需要有一个狙击手,任何傻瓜都能他们的目标!为什么他们没有武器的报复,而不是逃避逃跑,流浪者并非期已经看到,数百个如雨后春笋般涌现箭头不打他们。

艺术家就像是一个狙击手,一个公共艺术目标的武器!一些徒手坐在电影院和银幕或LCD,看起来。数字化,一个天生的罪犯和杀人犯后,出来一个电影!他们的武器,像狙击手的电影,妇女和儿童的弹孔,他们对此感到自豪!

艺术家可能会说:这是我们的艺术对观众,而且这一比重的影响,我们越有,更好我们的游戏!我们死了,激情,人们不要去天堂和地狱!但这种说法是一样盲目,我们几乎得说,最好的乌龙球打开了!

  终结者使用你的作品的人谋杀和抢劫,谋杀和团伙按钮。这是一个男人谁死了!这个城市被摧毁。和一个男人的温柔与和平共处,成为误伤的凶手。即使抛开暴力,陷入同性的陷阱,因为性生活是罪恶和葡萄酒在电影院,你为什么,因为你声称,你必须尊重隐私,并配有枪支相机:秘密声明他们的行动瓦罐!

    或心理学,人性弱点的借口,你的裙子。秘密他们自己的隐私,拿出!我只是说了实话,告诉这么多的谎言和缩放的,甚至没有人,在他心中是无意识的,不要相信。现代与后现代艺术世界所获取的不信任为女人的披露有一个丈夫,父亲,儿子,和所有的疑虑都彼此。其结果是既虐待儿童和厌女症和暴力侵害妇女和儿童。 

  • سید احمد حسینی ماهینی

علم مدیریت نیازمند آر اند دی

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ۰۱:۱۹ ق.ظ | ۰ نظر

از قدیم گفته اند هرچه بگندد، نمکش می زنند وای به روزی که، بگندد نمک! حالا هم مدیریت، به همه علوم پیشنهاد می کند که: نو آوری داشته بانشند و تحقیق و توسعه کنند، ولی خودش از آن بی بهره است. علوم مدیریت امروز در لاک خود فرو رفته، و همان تئوری های دهه 1960 را تکرار می کند. گویا برای آن ها زمان صفر شده است!  و مانند عقربه های ساعت، که بر روی ده و دقیقه تنظیم می شوند، علوم مدیریت و اقتصاد هم همینطور است.

برای آن ها همه باید تغییر کنند، و تغییرات را بپذیرند، ولی خودشان ثابت هستند. البته این تفکر از دو دیدگاه متفاوت، ریشه می گیرد یکی خود محوری است، و دیگری نادانی و جهل . در سال های 1350در دانشگاه تهران، کتب مدیریت و اقتصاد تازه ترجمه شده بود، و همان ها هرسال تجدید چاپ می شد. ما استادی داشتیم که کتاب های سازمان مدیریت و اقتصاد ر،ا برای دانشگاه تهران نوشته بود، و تا زمان ما در 1352شاید، بیش از 20بار تجدید چاپ شده بود .

در کتاب مدیریت آن، هنوز عقاید فایول تدریس می شد، هرچه طرفدارن نهضت روابط انسانی، کوشش می کردند، از نظر این کتاب بیهوده بود! البته در اواخر اشاراتی به آن می کرد، ولی آن را مردود می دانست، چه رسد به نهضت های بعد از آن در: تفکر اقتصادی یا مدیریتی . حتی وقتی دانشجویان اصرار کردند که:  دنیای دیجیتال هم را هم ببیند، ایشان از کامپیوتر هم یک مطلب اضافه کرد، ولی اگر اضافه نمی کرد بهتر بود!

حالا هم همینطور هست، بعد از گذشت سی و شش سال از انقلاب اسلامی، و تعریف هویت اسلامی و انسانی برای مدیریت جوامع، آقایان هنوز ماکیاولی را مدیر برتر می شناسند! و تئوری معروف او که: هدف وسیله را توجیه می کند را، بر بالای سر می گذارند! البته ممکن است اسمی هم از: پیتر دراکر یا هرسی و بلانکارد ببرند، ولی طوری اسم می برند که، اگر نبرند بهتر است. چه برسد به تئوری های اسلامی در: مدیریت و اقتصاد که اصلا،  زنگ تفریح و مسخره آنان شده است.

از نظر آنان ترکیه و مالزی ! بسیار پیشرفته تر از ایران هستند، و اگر ایران را در ردیف 198 از: 199 کشور اسم ببرند، باید خوشحال باشیم. آن ها نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که: ایران چه پیشرفت هایی کرده است. همین امروز در حالی که رئیس جمهور کشور مان، در یک جا صحبت از این می کرد که:  تعامل ما با جهان، نباید مانع پیشرفت علمی ما بشود، آقایی که ریاست سازمان مدیریت کشور را، هم بر عهده داشت می گفت: ما باید از ترکیه و مالزی الگو بگیریم تا پیشرفت کنیم.

    در حالیکه رئیس مجلس در گوشه دیگر، از اقتصاد مقاومتی حرف می زد و می گفت: نباید فکر کرد که تحریم ها، ما را به فکر اقتصاد مقاومتی انداخت، بلکه ان فقط یک نیشتر بود که: زخم های اقتصاد ایران را باز کرد، آقای دیگری که رئیس جایزه دادن به مدیران برتر بود می گفت:  در ایران هیچ شرکت و بخش خصوصی، وجود ندارد و وظیفه دولت بعنوان: ایجاد کننده بنگاه فراموش شده است.

البته از حق نباید گذشت، که یکی هم پیدا شد و کتابی از: کشورهای اروپایی آورد و ثابت کرد: در بیش از هزار اختراع مهم : تاریخ بشری که زندگی را، دچار تحول کرد، ایرانیان نقش اساسی داشتند. که مهمترین آن اختراع چرخ بود. و اگر قبول کنیم در تمام اختراعات جهانی، در همین زمان ما، بازهم ایرانی ها هستند که: نقش اساسی دارند، حرف بی ربطی نگفته ایم.

اینکه می گویند در ایران، تحقیق و توسعه خروجی نداشته، بسیار حرف بی منطقی است. تحقیق و توسعه ایران به تمام دنیا صادر شده! ولی آنان این عمل را، فرار مغز ها نام می گذارند، تا از دو طرف بر فرق سر این ملت بکوبند: اول اینکه بگویند ایران، نخبه کش است نه نخبه پرور! دوم اینکه بگویند: هرکس پول این مملکت را می خورد، و نتیجه آن را برای جاهای دیگر، می برد کار خوبی می کند.

اما این مثل روز روشن است: اگر ایران نخبه پرور نبود، اینهمه برای نخبه های ایرانی، فرش قرمز پهن نمی کردند! و آن ها را روی سرشان نمی بردند. آن ها برای بردن نخبگان ایرانی، آنقدر سخاوت به خرج می دهند، که خود ایران قادر نیست! ایرانی که بیست سال ها ، سرمایه گذاری می کند، و نخبه های فراوانی  را پرورش می دهد...

需要研发管理

Gndyd古语,祸到一个谁变成了盐,盐Gndyd!现在,管理,最新的科学建议,创新,研究和开发,但它是没有兴趣。管理科学今天撤回到自己,和20世纪60年代重复理论。与他们谈话为零的时间!顺时针一样,这是在十分钟,管理学和经济学设置得。

因为他们都要改变,并接受变化,但他们是固定的。当然,两种不同的方法的想法,一是扎根利己主义,和其他愚蠢和无知。德黑兰大学在1350年,而新的经济管理类书籍已经被翻译,而同年出版。我们有管理和经济学书籍的教授,曾写信给德黑兰大学,直到我们也许1352,被重印了20倍以上。

在其管理,被教导Fayvl看来,人类关系运动的支持者,所追求的,因为它是徒劳的!在它后面的参考文献,但遭到了拒绝,更不用说接下来的走势对经济的思维和管理。即使学生坚持认为,他们也看到了数字世界中,他补充说,电脑是一回事,但如果不加更好!

现在是,以后36年伊斯兰革命和伊斯兰的身份界定和人类社会的管理,男人都优于权谋经理知道!和他著名的理论,即目的正当手段的基础上,他们的头!这可能是彼得·德鲁克或Blankard赫西的姓名和杀人,但这样一来,如果它是最好不要使用他们的名字。什么是管理与经济伊斯兰理论的突破,并嘲笑他们。

在他们看来,土耳其和马来西亚!先进得多超过伊朗,如果它是在他们的名字的199198行,一定要幸福。他们不知道或想知道:什么进展伊朗。今天,我们的国家的总统,在与世界互动的背景下,我们应该科学的进步,谁负责该组织的管理的人,领导都表示,我们应该土耳其和马来西亚,以改善我们的模型。

    而音箱中的其他角落,谈到了经济实力,并表示制裁不应该认为,我们必须要考虑的经济向上的力量,但它只是一把刀,削减开放型经济,先生另一个好处老板给高管表示,任何公司和私营部门,是国家的责任,致使该公司已被遗忘。

当然,正确的传递,人们发现,欧洲国家的一本书,并证明在成千上万的重要发明:人的生命,演变的历史,伊朗人产生了重大的作用。它是车轮的最重要的发明。如果我们接受所有的专利在世界上,在同一时间,我们仍然在伊朗,有一个根本性的作用,我已经告诉无关。

这就是说,R&D输出不是很顺理成章地说不。研究和整个世界的发展已发出!但他们这样做,他们叫人才流失,从而使国家的冠两侧砸首先说,伊朗不是一个精英杀手精英睡眠!第二,告诉谁吃钱在这个国家,因此它在其他地方,他做得很好。

但是,这是显而易见的:如果伊朗的精英被提出来了,但是,伊朗的精英,没有红地毯!并且它不是在他们的头上。他们把伊朗精锐,如此厚待自己的钱,这是不能够!谁二十年来,投资,提高了不少精英...

  • سید احمد حسینی ماهینی

پدیده ای به نام: نخست شهر ها

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۰۶ ب.ظ | ۰ نظر

گرچه جستار ها در مورد نخست شهر ها، یا کلان شهر های  درجه یک، به تازگی به مقوله فلسفه جغرافیای سیاسی اضافه شده، ولی نخست شهر ها منتظر تئوری ها نبودند! و کار خود را می کردند. اما فاجعه از زمانی آغاز شد که: بشر خواست همه چیز را کنار بگذارد، و خودش همه چیز را بفهمد! و این فاجعه از آن جهت درد ناک بود که، او نه در گذشته بود و نه از آینده خبر داشت، و نه می توانست در یک آن، در شرق یا غرب باشد.

اما از انجا که گفته اند: آرزو برجوانان عیب نیست، تخیلات خود را بجای علم جا زدن هم، برای انسان عیب محسوب نمی شود. ولی کار موقعی خراب تر می شود که: این تخیلات نه تنها نام علم تجربی  می گیرد، بلکه همه چیز غیر خود را هم نفی می کند! هیچکس نمی داند که اولین نخست شهر، یا جای اولین شهر یا حتی: اولین تجمع انسانی کجابوده، فقط از روی یافته ها حدس هایی زده می شود.

لا اقل بیرون آمدن مداوم شهر ها، از زیر هزاران خروار خاک، نشان می دهد که این رشته، سر دراز دارد و ما نباید برای: بی حوصله گی خود آن را نادیده بگیریم. به نظر ما بهترین کسی که: می تواند جواب سوال را بدهد، خداوند است که نه تنها از همه چیز خبر داشت، بلکه همه آن ها را خودش، بوجود آورده بود. اولین خانه ای که در روی زمین، برای انسان ساخته شده، خانه خدا بوده  واولین بلند مرتبه سازی هم، همان بوده و اولین تجمع یا شهر نشینی هم، در اطراف آن.(ان اول بیت وضع للناس ببکه مبارکه )

پس آن هایی که در جای دیگری، دنبال نخست شهر می گردند، اشتباه می کنند!حوادث تاریخی، این شهر را که پر برکت بود، سرمنشا همه تحولات قرارداد، و شهر های دیگر بوچود آمد. تا اینکه در زمان حضرت نوح، ناگهان همه شهر ها در آب فرو رفت، و گل و لای بر سر آن ها گرفت، و برای امروز ما به یادگار مدفون کرد. که هر از چند گاهی، یکی از آن ها مانند شهر سوخته، بیرون بیاید و بگوید چه تمدنی داشته است.

اما چیزی نگذشت که کشتی نوح، پهلو گرفت و این بار نخست شهر، به کنار دریای مازندران تاسیس شد. و مردمان جهان از آن جا تمدن و، شهر نشینی را به سراسر گیتی بردند. زرتشت در کنار رود ارس بدنیا آمد، و حضرت ابراهیم کمی دورتر، شاید در دیاربکر. ایلام اغاز ایلامیان شد و: نخست شهرجدید به آنجا منتقل شد. اما دیگر جا ها بیکار ننشستند، و به رقابت برخاستند: هگمتانه در این سوی آن، و یونان در سوی دیگر .اما حضرت ابراهیم، خود سودای بکه یا همان مکه را داشت، پسرش را آنجا برد و، آن خانه را تعمیر اساسی کرد.

ولی یونان پیامبر نداشت، هرچه پیامبر بود برای این طرف آب بود! و آن سوی دریای مدیترانه، نمی دانست چه کند! تا اینکه افرادی با تکذیب پیامبران  خود، میدان دار شدند و شهر بدون پیامبر ساختند! شهری که در آن، بجای تعدد پیامبران، تعدد خدایان بود. و خدایانی که فرضی بودند و: کسی نمی دانست آن ها، سوار بر ارابه، به کجا می روند. و به این ترتیب خواستند تا: نخست شهر ها را به انسوی دریاها ببرند.

تا اینکه حضرت موسی و عیسی آمدند، و اباطیل آن ها را شرک خواندند، و آن ها را به توحید دعوت کردند. مقاومت آن ها سودی نداشت و: بعد از سیصد سال خودشان آمدند، و کتاب انجیل را نوشتند.. و این سیصد سال، برای اصحاب کهف، فقط یک روز یا نصف یک روز بود.

آتن و رم رنگ باخته و: به اورشلیم تسلیم شده بودند، و عقد نخست شهری را به اسم اور شلیم بستند. اما اور شلیم هم دوام نیاورد، و در برابر تیسفون ساسانیان  تسلیم شد، و تیسفون شد یکه تاز جهان، و پایگاه ابر قدرتی . هرچند رم دوباره می خواست که: رقیب تیسفون هم باشد، اما یک فرق اساسی بین رم و تیسفون بود: رم برای ایتالیا شهر نخست بود، ولی تیسفون برای تمام دنیا .

  اما وقتی طاق کسرا شکاف برداشت، و آتشکده آذر گشسب، خاموش شد خبر از یک کلان شهر جدید داد. کلان شهر کوچکی که میرفت به: ام القرای جهان تبدیل شود و شد. و خانه خدا برای بار دوم تعمیر شد، و بزرگی به آن برگشت.

با آمدن حضرت علی ع ، کوفه شهر جدید و نخست شهر شد، و بعد به سمت بغداد رفت! و مدتی هم مرو و خراسان. و این گردش ادامه داشت تا نوبت به: پاریس و لندن، برلین و نیویورک رسید. و امروز در کمال ناباوری جهانیان، نخست شهر دنیا و ام القرای اسلام، شهر تهران بزرگ است. زیرا این شهر سیاست های خود را، بر تمام شهر های جهان دیکته می کند.

这种现象被称为第一城

有关城市或大都市的优雅,新加入的类地缘政治哲学的第一篇文章,但首先理论没想到!和他们的工作。悲剧开始了,当男人想要的一切抛开,他什么都知道!和它的悲剧是痛苦的,他不是过去也不是将来的,并且不会有它在东方还是西方。

但是,正如人们所说的不会吃亏的青春,你的想象力,而不是停滞,因为人不被认为是缺陷。但更糟糕的是,当想象力不仅是经验科学,同时也否定了一切,除了她!没有人知道,当第一镇,或城市,甚至是第一名:如果是人类第一次演示中,只是一个猜测可以制成的结果。

不断从城里出来的,千草皮的至少,表明这一领域有着悠久的头,我们不能忽略它厌倦了她的生活。在我们看来,能够给出答案的最好的是谁的上帝不仅知道一切,但它的所有权利,它的创建。第一家在地球上,人为,高层建筑神的第一间房子,并积累或都市生活第一时间解决它。()

因此,那些在其他地方,第一个城市是,他们错了!历史事件,城市祝福,来存在的所有合同的变更,和其他城市的起源。在诺亚的时候,突然所有的人都走下了水,和泥他们,并以这一天,我们纪念埋葬。几乎每隔一段时间,其中一人作为城市烧毁,站出来说什么是文明。

不久方舟,以及里海的第一面正式成立。世界各国人民在那里的文明和城市化在世界各地发现。琐罗亚斯德出生于阿拉斯河,亚伯拉罕远一点,也许在迪亚巴克尔。埃兰埃兰是杰出的:首先,它被转移到新城区。但在其他地方就坐着闲着,直到比赛:埃克巴塔拉在手,和希腊的另一边,但亚伯拉罕,或网络本身渴望麦加,在那里,他和他的儿子,这是至关重要的上门维修。 。

但希腊不是先知,先知是水的一面!和整个地中海地区,不知道是什么呢!直到那些被剥夺了去,他们主宰着城市并没有先知!在城市,而不是先知的多样性,多神的。和神给予:没有人知道它,战车,哪里去。所以做了第一个城市采取海外。

他们来到摩西和耶稣,史莱克的狂言阅读,并邀请他们一神论。阻力无果,三年后,他们来了,并写了圣经。而三百年,山洞的同伴,只有一天或半天。

雅典和罗马已经消失投降耶路撒冷在耶路撒冷的名义全市第一份合同被关闭。但耶路撒冷好景不长,和萨珊泰西封投降,泰西封是无与伦比的世界超级大国和一个基地。虽然罗马再次要求对手泰西封,但罗马和泰西封之间的主要区别是第一个罗马城,意大利,而是整个世界泰西封。

  但是,当Kasra拱裂,和火Zrgshsb,关了一个新的大都市的消息。这是世界上一个小的大都市,是反过来。和神的殿恢复第二次,它的伟大能回来。

随着哈兹拉特·阿里,第一个现代城市库法的到来,然后去巴格达!虽然这两种玛丽和呼罗珊。和循环继续转向:巴黎,伦敦,柏林和纽约打。当今世界的目标,在世界上的第一个城市,我Alqray伊斯兰教,德黑兰是伟大的。由于其政策的基础上,世界上所有的使然的。

  • سید احمد حسینی ماهینی

سودای ایرانی ، فتح آمریکا است!

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

جزیره یا قاره آمریکا را یک ایرانی بنام ابوریحان بیرونی کشف کرد، ولی نتوانست تا آنجا برود. اما وقتی کربستف کلمب، به آنجا رسید فکر کرد به هندوستان رسیده است ! زیرا سودای شرق ثروتمند، با هندوستان پر از طلا! آن ها را از خود بیخود کرده بود. لذا اولین ایالت را ایندیانا اسم گذاشتند، و مردم بومی و سرخپوست آن جا را، هندی خطاب کردند!

اما جستجوی آن ها برای یافتن طلا بی نتیجه نماند، و معادن نفت و طلا یکی پس از دیگری، خود را نشان داد بطوریکه نهضت مرکانتلیست، یا جویندگان طلا به راه افتاد. کم کم علاوه بر انگلیس و اسپانیا، پای تمام کشورهای اروپایی، به آن جا باز شد. فرانسه و پرتقال نیز به استعمار گری در: آمریکا مشغول شدند. انگلیس بیشتر در آمریکای شمالی، نیرو پیاده کرد اسپانیا، در امریکای مرکزی و: فرانسه در کانادا. اما دیگر کشورها حضور کمرنگ تری داشتند.

ایرانیان از همه عقب تر ماندند! فقط چند نفر به شوق یافتن طلا رفتند. مشهور ترین ان ها، محمدعلی سیاح در دوران مشروطه بود. و این عقب افتادگی مثل خوره، جان برخی ها را می خورد. زیرا سابقه نداشته ایرانی ها در: حوادث جهانی ردیف دوم باشند! البته این سرخوردگی به زمان قاجار، برمی گردد که دولتمردان خود، بیشتر از مردم به این سفر ها علاقه داشتند.

اما طولی نکشید که سیل ایرانیان، به آمریکا سرازیر شد. در ابتدا ایرانیان به هر شغلی روی اوردند، ولی از دوران انقلاب اسلامی (خیزش های دهه 70) تقش ایرانیان، در منصب ها و پست های کلیدی، افزایش یافت بطوریکه اکنون، بیش از یک میلیون نفر ایرانی در آمریکا زندگی می کنند، و اغلب آن ها پست های کلیدی، در اقتصاد و فرهنگ و سیاست آنجا دارند، که نمونه های مهم آن در ویکی پدیا و موارد دیگر ذکر شده است .

اما مهم این است که هیچیک از: روسای جمهور آمریکا بدون کمک مالی ایرانیان، به موفقیت نمی رسیدند. لابی ایرانیان از لابی صهیونیست ها، نیز قوی تر است. زیرا دو دستگی در بین صهیونیست ها بسیار است، ولی در بین ایرانیان بسیار کم است. بطوریکه ایرانیان با تمام اختلافات داخلی و سیاسی، در حمایت از رئیس جمهور اوباما در مقابل: حریفان او کوتاه نیامدند.

در حالیکه  اوباما در مقابل لابی  صهیونیست، فقط به چند پیام اکتفا می کند ولی، در مقابل ایرانیان کاملا مطیع است! و گفتار ضد و نقیض او در مورد ایران، و مسئله هسته ای هم، به اختلاف نظر های داخلی خود ایرانیان مربوط می شود. این اختلاف نظر چه در داخل ایران، مثلا بین رئیس جمهور سابق و: فعلی ایران وجود دارد، و چه در بین ایرانیان مقیم آمریکا . البته اندکب از آنها ، سلطنت طلب، یا کمونیست هستند! و از اوباما برای تضعیف جمهوری خواهان، و اسلام گرایان ایرانی استفاده می کنند.

اما ایرانیان با تمام اختلافات خود، یک چیز را فراموش نمی کنند و: آن اینکه آمریکا باید متعلق به ایران شود. و زبان فارسی جای زبان انگلیسی را بگیرد، و کم کاری گذشته های ایران جبران شود. ایرانیان در وزارت خانه ها، سازمان های دولتی آمریکا، در گوگل و یاهو و سی ان ان و غیره، حضور فعال دارند و در سودای آمریکایی، با زبان فارسی هستند.

ایرانی شدن آمریکا نه تنها راه حل، بلکه نیاز مردم آمریکای امروزی است. زیرا آمریکای امروز، نه دیگر دارای معادن طلا است، که برای اروپا جاذبه داشته باشد! و نه چاه های نفت ان به صرفه است که: بتواند قد علم کند. همین امروز اگر ایران، دلار را حذف کند تمام اقتصادآمریکا نابود می شود، زیرا دلار در مقابل تمامی ارزها شکسته شده، و فقط ایران است که به آن قدرت می دهد.

نمونه این کار برای دیگر کشورها هم هست، بحرین به عنوان نمونه، سال ها است که مبارزه می کند، در حالیکه راه نجات او فقط قبول زبان فارسی، و پیوستن به ایران است. و تا هنگامی که بدنبال مراجع دینی در خارج ایران هستند، راه به جایی نخواهند برد.

伊朗的野心,美国正在征服!

美国的岛屿大陆是由波斯名为阿布Rayhan的比鲁尼发现的,但不能去。但是,当Krbstf哥伦布抵达印度被认为是!对于有抱负的富裕地区,印度是含金量十足!这是狂喜。印第安纳州,在那里的印第安原住民,印地文指责的共享状态的名字!

但是他们寻找的黄金仍然没有定论,而石油和黄金矿山,一个又一个,表明他的运动为重商主义,或淘金者离开。渐渐地,除了英语和西班牙语,所有的欧洲国家,在那里它被打开了。法国和葡萄牙,以及加里定植在美国忙着。英国在北美,西班牙步兵部队,中美洲和法国在加拿大。但其他人更多的低投票率。

所有的伊朗人留回来了!只有少数人欣喜地发现黄金。其中最有名的,穆罕默德是在宪政时期的探险家。而像麻风病的落后,死了一些吃。因为伊朗人有意外的没有历史的第二个世界!然而,恺加时代的无奈,回到他们的政府,更多的人有兴趣在此行程。

但很快洪水伊朗人倒入美国。首先伊朗人转向每项工作,但伊斯兰革命(上世纪70年代的崛起),关键岗位和岗位伊朗的作用,玫瑰,所以现在,一百多万伊朗人居住在美国,经常在政治,经济,文化的关键岗位,并有维基百科和重要的例子,其他的上市项目。

但重要的是,没有美国的总统没有人民的资金支持,没有成功。犹太复国主义游说伊朗大厅,以及更强大。因为它是在复国主义者之间划分,但伊朗人是非常低的。如同在脸上支持奥巴马总统的所有内部冲突和政治伊朗人,他得到她来。

而奥巴马对犹太复国主义游说,但只有消息的数量有限,伊朗人都相当温顺!矛盾的讲话中对伊朗和核问题,伊朗家庭纠纷有关。伊朗内部的争议,例如,前总统和:目前伊朗和伊朗人在美国。 Andkb当然,君主或共产主义!奥巴马和共和党削弱,而伊朗伊斯兰使用。

但所有分歧伊朗人,不要忘了一件事:它属于伊朗,美国应该的。发生在英语和波斯语写成,并得到补偿甲状腺功能减退伊朗过去。伊朗部委,政府机构,美国,谷歌和雅虎,CNN等,有一个活跃的身影在美国纯碱,用波斯语。

伊朗在美国不是唯一的解决办法,但美国人口今天。对于今天的美国,没有其他的金矿,这是吸引欧洲!而且成本不油井将上升。如果今天的美元删除所有美国的经济将被销毁,因为对所有货币的美元已经被打破,而唯一的国家,给它的权力。

这对于其他国家,巴林,例如,在斗争中的例子,同时也节省了他只接受波斯,并加入伊朗。当看着伊朗宗教当局之外,不会去任何地方。

  • سید احمد حسینی ماهینی

هپاتیت بیماری نیست!

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۵۷ ب.ظ | ۰ نظر

بیماری های عفونی از جمله ایدز و هپاتیت، منشا ویروسی ندارند بلکه از: جهش کوروموزم های نسل های گذشته، به وجود می آیند که این نسل ها، در اختلاط  چند نژاد با یکدیگر هستند

دکتر ماهین در هفتمین کنگره آزمایشگاهی ( بیماری های عفونی ) و بالینی شرکت کرد، و سوال مهمی را مطرح نمود:

وجود هپاتیت در ایران، یک بیماری نیست بلکه از اختلاط کورموزوم های: نژاد زرد و سفید است، یعنی وجود نژاد زرد در برخی مناطق ایران، که از زمان حضور مغول ها و چینی ها، در ایران منشا می گیرد، با امتزاج نژاد سفید که بومی ایران هستند، باعث شده تا کرموزوم های نسل های قبلی، آشکار شده و بدن میزبان ، با آن بصورت آنتی بادی برخورد کند.

لذا آنتی ژن های موجود در خون، که از قدیم هم بوده و به زردی معروف است، ریشه در همین اختلاط و امتزاج داشته، و مبارزه میان کروموزم های: غالب و مغلوب است. البته در بسیاری از موارد به :مرگ میزبان هم منجر شده ، ولی بیشتر اوقات به صورت ویروسی مقاوم، در بدن انسان ها باقی مانده و: به نسل های بعدی هم منتقل شده است.

به علت فراگیر بودن این امتزاج، معمولا زردی در دوران کودکی، بیشتر خود را نشان می دهد، و با روش های ساده آن را درمان، یا مخفی می کنند. مانند خواباندن کودک در نور مهتابی ، اما این کار مثل مو بور شدن برخی کودکان، در خانواده های ایرانی است که اغلب مو مشکی هستند.برخی  در دوران کودکی، دارای موهای بور و زرد، مانند اروپایی ها هستند ولی، به مرور مشکی و یا قهوه ای می شوند! حتی مو قرمزی هم، متولدین زیادی در ایران دارند.

این ها همان مخفی ماندن کروموزوم های: نسل های قبلی است که عده ای معتقدند، از نژاد کاسپین ها هستند، آن ها که در اطراف دریای مازندران زندگی می کردند،  به اروپا مهاجرت می کنند، ولی برخی از آثار آنان هنوز هم، در تولد کودکان ایرانی خود را نشان می دهد.  در بررسی هپاتیت هم معلوم شده که: استان گلستان بیش از دیگر استان ها،  دارای این ویژگی است.

مثال دیگر این موضوع به: بیماری ایدز بر می گردد، اختلاط نژاد سیاه با سفید در افریقا، باعث شده تا این کروموزوم ها، در بدن سیاهپوستان به شکل آنتی بادی، مطرح و بیماری جدید آن بنام ایدز نامگذاری شود، حوزه واگیری یا گسترش آن هم، این موضوع را اثبات می کند. در واقع نظم طبیعت یا قانون خداوندی، برای حفظ نژاد ها از تبدیل آن به دیگری جلوگیری می کند، و کسانی که سعی دارند خون خود را عوض کنند، به این بیماری دچار می شوند.

برای درک بهتر موضوع، به بیماری سارس  و ویروس ابولا هم اشاره می شود. بیماری سارس یا سندروم تنفسی حاد، با بروز ناگهانی یک نوع ذات الریۀ آتی پیک، با عامل ویروسی از خانوادۀ کرونا ویروس ها می باشد، که از یکی از ایالات جنوبی چین آغاز شده! و با شیوع در منطقه ی شرق آسیا، به بیش از 30 کشور جهان منتقل شده است. در چند ماه سبب ابتلاء 5000 نفر و بیش از 300 مرگ گردیده است. ویروس از طریق تماس نزدیک با: افراد آلوده و همچنین مدفوع فرد آلوده  منتقل می شود.

بیماری ابولا (Ebola) یک بیماری ویروسی است که از سوی ویروس ابولا ایجاد می شود. این ویروس از خانواده فیلوویروس ها است،

 بیماری ابولا اولین بار در سال ۱۹۷۶ در یکی از: استان های سودان و نیز منطقه ای در نزدیکی زئیر، جایی که هم اکنون جمهوری دمکراتیک کونگو واقع شده است، پیدا شد.بین ژوئن تا نوامبر آن سال ، ۲۸۴ نفر به این بیماری مبتلا شدند که در نهایت ، ۱۵۱ نفر، جان خود را از دست دادند.طی سالهای بعد، این ویروس به دیگر کشورهای آفریقایی هم، البته فقط آفریقا درگیر نشده و: بیماری پای خود را از آفریقا نیز بیرون گذاشته است.

میتوان گفت : سارس نتیجه کرموزوم های غالب سفید، در نژاد زرد است درست برعکس هپاتیت، و ابولا هم برعکس ایدز می باشد.

البته در کل تئوری بیو تروریسم  را هم نباید نادیده گرفت. این تئوری هم می گوید که: چهار بیماری فوق نوع جهش یافته: بیماری ها و ویروس های عادی مثل: سرما خوردگی است که در آزمایشگاه های نظامی، ایجاد شده و برای مرگ دشمنان طراحی گردیده است . بیوتروریسم از قدیم بوده ، چه آن هنگام که اجساد عفونی و مردار را، با منجنیق به اردوگاه دشمن پرتاب می کردند، یا مردار وبا  را در سرچشمه های آب می ریختند! تا زمان ما که انواع و اقسام ویروس ها، کشت می شوند تا سریعتر دشمن را نابود کنند!

肝炎是一种疾病!

传染病如艾滋病和肝炎,病毒来源,但不是在过去几代的突变染色体,来到这一代,多种族混在一起

马欣博士在实验室第七次代表大会(传染病)和临床,并提出了一个重要问题:

有肝炎在伊朗,是不是一种疾病,而是染色体的组合:黄色与白色人种,黄色人种出现在伊朗的一些地区,因为蒙古人和中国,来到与白色人种的混合天然伊朗,引起上一代,检测和宿主的染色体上,它不会使抗体。

血液中的,这是从古代和黄疸称为抗原,有他们在immixture根,染色体,显性和隐性之间的斗争。然而,在许多情况下,导致宿主的死亡,但大部分的抗病毒的,主体仍然是:被传递给下一代。

由于混合,通常在童年黄色,他最节目,简单的方法的普遍性治愈它,或含糊不清。就像一个孩子倒在月光下,但确实像一些儿童金发,伊朗家庭谁往往是黑头发。一些童年,拥有金色的头发和黄色,像欧洲人,但是,他们是黑色或褐色!即使是红头发,大出生于伊朗。

这些染色体保持隐藏:上一代,其中有人说,里海比赛是那些谁住围绕里海,迁移到欧洲,但其中一些仍处于诞生伊朗孩子们的表演。在肝炎,它已成为明显的是,全省超过其他省份,有这个功能。

这是另外一个例子:艾滋病是,混合黑白色人种的非洲,已经导致了染色体,黑色的机身形成抗体,并提出了新的疾病称为艾滋病命名,现场流行病学和传播它再次,这是证明。事实上,自然界的秩序,或上帝的律法,以保持它转动,以防止其他种族和那些谁是试图改变他们的血液,他们的病。

为了更好地理解这个问题,SARS和埃博拉病毒可以被提及。急性呼吸道综合征,或SARS,非典型肺炎Alryە,与冠状病毒的突然出现是家庭,这是中国开始了南方省份之一的病毒!而在东亚地区的患病率,已转移到全球30多个国家。在5000年几个月内,超过300人死亡是由于感染。通过与感染者的粪便和传播的人密切接触的病毒。

病埃博拉(埃博拉)是由埃博拉病毒的病毒疾病。该病毒是一个家庭斐洛的病毒,

 埃博拉病首次于1976年在苏丹的省,扎伊尔,刚果,它位于现在的民主共和国附近的区域,被找到。六月至二零零四年十一月间,284人被感染,最终,151人丧生。年后,病毒到其他非洲国家,不仅在非洲,疾病离开了非洲。

我们可以说:SARS导致染色体显性白,黄种人则恰恰相反,肝炎,艾滋病和埃博拉病毒是相反的。

当然在生物恐怖主义的理论不应该被忽略。该理论指出,上述四种类型的突变疾病:常见疾病和病毒一样在军事实验室,创造和设计的敌人死亡感冒。生物恐怖主义是旧的,或感染者和尸体的时候,用弹弓投掷敌人阵营,或腐肉的水泼来源!直到我们有各种病毒,成长如此迅速消灭敌人!

  • سید احمد حسینی ماهینی

از 22بهمن 1393 به بعد، دنیای جدیدی آغاز می شود

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۲۶ ب.ظ | ۰ نظر

 

از 22بهمن 1393 به بعد، دنیای جدیدی آغاز می شود که: با دنیاهای دیگر متفاوت است، از امروز دنیا به دو قطب تقسیم می شود" دنیای مقاومت و: دنیای زور و استکبار. امروز دیگر کسی نمی تواند ادعا کند که: زور و ستم را نمی شناسد! و یا کسی نمی تواند بگوید: من نمی دانم حق چیست و باطل کدام است.

اگر بین کمونیزم و امپریالیزم تفاوتی نمی دید، یا اگر بین لیبرالیزم و سوسیالیزم فرقی نبود، مهم نبود! زیرا هر دو آن ها دو لبه یک قیچی بودند، و گرچه تیزی هایشان مقابل هم بود! ولی به موقع از کنارهم رد می شدند، تا حق را له  کنند و: برعلیه حق مبارزه کتند.

اگر بین داعش و صلیبی ها تفاوتی نمی دیدند، حق داشتند زیرا هیچکدام، زبان پیامبر خود را نفهمیده بودند! عیسی ع پیامبر صلح و آرامش بود، و محمد ص پیامبر رحمت و آمرزش، اما اینها چه بودند؟ صلیبی ها، چکمه از پا در نمی اوردند تا مبادا، یک لحظه از کشتن مسلمان ها غافل شوند، و داعشی ها فرصت نمی کنند: ریش خود را بتراشند زیرا، بازهم می ترسند شاید به اندازه: تراشیدن ریش از کشتن یک مسلمان غافل شوند.

اگر بین دار و دسته های نیویورکی، و چینی تفاوتی نمی دیدند! برای این بود که هر دو هنر رزمی یاد می گرفتند، تا با کشتن یک مسلمان بزم و :خوشگذرانی خود را به خون کشتن آرایش دهند. و در این میان هیچ فرقی بیت گلادیاتورهای باستانی، با رزمی کاران بدون اخلاق امروزی نیست. امروز مراکز فساد و فحشا و: دزدی و قاچاق فقط با وجود گردن کلفت ها، و دوره دیده های فوق تخصص: هنر های رزمی محافظت می شود.

امروز روسای جمهور خیانت کار اروپا و آمریکا، یا پادشاهان آلوده و کثیف اعراب، فقط در سایه همین گردن کلفت ها، به دختران مردم تجاوز می کنند یا: مالیات های سنگین بر مردم می بندند، و یا آن ها را از کار شان اخراج می کنند. اگر این گردن کلفت ها نبودند، مردم می ریختند و برای همیشه، بساط ظلم را بر می چیدند.

چنانچه در روایات ما هست که: در روز قیامت،  مردم گمراه به سردسته های خود می گویند : ما را از جهنم و عذاب الهی نجات دهید! ما به خاطر حمایت از شما، به این عذاب گرفتار شدیم. و ستمگران می گویند: خاموش ای احمق ها ! اگر حمایت شما ها نبود، ما جرات ظلم کردن نداشتیم! پشتیبانی شما از ما بود که: ما را به ظلم بیشتر تشویق می کرد.

بله امروز یعنی 22بهمن 1393 خط قرمزی کشید، تا همه بدانند آنسوی خط قرمز هستند یا این سو؟ و باید که بیدار شوند و: اینهمه خود را به نادانی نزنند. این سوی خط مظلومان و ستمدیدگان هستند، و آن سوی خط ظالمان و ستمگران . و مهم نیست که خود را با چه ایسم! یا اسمی معرفی کنند، مهم این است که مردم تحت ستم، زندگی سختی را می گذرانند و: آن ها در کاخ های شیشه ای، یا سیاه و سفید خود بدون دغدغه مردمی خوش می گذرانند.

مطابق گفته پیامبر اسلام، اگر کسی خانه ای داشته باشد، که خود به آن نیاز ندارد ولی،  دیگری به آن نیاز داشته باشد.و از دادن آن امتناع کند، خداوند به او نظر رحمت نمی کند. و یا اگر کسی با شکم سیر بخوابد، در حالی که همسایه اش گرسنه باشد، در مسلمان بودن او شک باید کرد.

حالا باز هم شناختن ظالم و مظلوم مشکل است؟ آن هاییکه براثر پرخوری، انواع بیماری ها را می گیرند، با آن هایی که از گرسنگی مریض می شوند، آیا قابل شناسایی نیستند؟ آیا هنوز برای شما شک باقی است که: فردی دارای ثروت باشد و: از این ثروت، برای فریب زنان و دختران مردم استفاده کند، با کسی که از این ثروت، برای ساختن بیمارستان و مدرسه، استفاده می کند با هم فرق دارند؟

آیا هنوز سوالی در ذهن شما باقی مانده؟ که اگر کسی در زندان گوانتانامو، شیر آب سرد را، به روی زندانی بیگناه باز کند، کار خوبی می کند؟ یا کسی که آب سردی را، در بیایان گرمی به تشنه لبی می رساند؟ بنابر ین دیگر حجت تمام شد! امروز روز عمل است، و باید که از پیامبران دفاع کرد، و احکام آن ها را که از سوی خدا است، قبول و اجرا کرد. برای همین امام ره فرمود 22یهمن یوم الله است.    

新世界开始。

22波斯日期巴曼1393年起,开始了新的世界是从其他世界不同,当今世界被分成了力量,权力和世界的嚣张气焰。今天两个极“的世界里,没有一个人可以声称力压迫知道,也没有人能说:我不知道什么是对,什么是错的。

如果您看不到共产主义和帝国主义,自由主义和社会主义之间的差异,或者如果这件事并不重要!因为它们都有一个双刃剪刀,即使是对他们的犀利!但是,当规则走到了一起,并粉碎到右:反对对抗的权利。

如果您没有看到仪表板和交叉之间的差异,因为没有一个是正确的,并没有实现他的先知!耶稣是先知,和平,仁慈和先知穆罕默德SAW的宽恕,但什么是他们?十字军靴子放倒并非如此,杀害穆斯林忽视了一下,和SYS机会做:因,再剃掉他的胡子,怕或许:杀一个穆斯林忽视剃须。

如果纽约黑帮,中国无法看到其中的差别!对于这两个学会了武术,并杀死一名穆斯林盛宴,喝他们的血,使杀。而在此期间今天没有什么不同位古代角斗士,用武功不不道德的。腐败和卖淫,抢劫和贩毒的今天,中心只是混混,和训练特长:武术的保护。

今天总统叛国,欧美,还是脏的阿拉伯国王,欺负的只有阴影,女孩被强奸或人:税合同,并从他们的工作他们驱逐它们。如果没有欺负人了一辈子,有冤。

如果这是我们的传统:大决战,他的人民的领袖误入歧途说拯救我们脱离地狱和神的惩罚!我们感谢您的支持,我们要受苦。和实干家说:哦傻瓜了!如果不是因为你们的支持,我们就不敢欺负!您的支持我们,我们更多的鼓励残酷。

是的,今天是一根红线把22波斯日期巴曼1393,为所有超出红线,或一边?而且必须是清醒的,所以它不是无知。被压迫和被践踏就行,而行暴君和压迫者。而不管你是什么主义!或名义推出,但重要的是人们受到压迫,并且生活得非常艰难:玻璃屋,还是不错的黑衣人会花无担忧。

据先知,如果有人在家,谁也不需要它,但它的另一个要求。它拒绝了,上帝保佑他,不考虑。或者,如果你想睡觉,肚子饱,而他的邻居是饿了,你应该怀疑是穆斯林的他。

现在,它是很难知道的压迫者和被压迫者?毗邻暴饮暴食的结果,多种疾病可那些谁生病和饥饿,不被识别?你还在怀疑的人是一笔财富财富,人们习惯引诱妇女和女童,与谁的财富建造医院和学校,它们的用途是不同的?

是否仍然存在于你的头脑的问题?如果有人在关塔那摩,在冷水龙头解锁囚犯无辜的,做得很好?或者谁对口渴唇冷水会得到温暖?因此,这是所有的证明!今天是手术的日子,应该由先知辩护,并感谢上帝,接受并执行他们的订单。

  • سید احمد حسینی ماهینی

تورم انباشته حاصل رکود انباشته

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۳، ۰۷:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر

 

برخی ها هنوز تفاوت رکود و تورم را نمی دانند، و دم از اقتصاد و مدیریت می زنند! و تحلیل می دهند که ما : تورم رکودی یا رکود تورمی داریم! در حالیکه در همان اصول اولیه اقتصاد، نوجوانان ما در رشته علوم انسانی، آن را می خوانند میدانند که: رکود و تورم باهم نمی آیند، بلکه بدنبال هم می آیند. زیرا کل اقتصاد عبارت  از حرکت تورم و رکود است. مانند کل عمر که مجموعه ای از شب و روز است.

همانطور که وقتی شب است، یعنی روز نیست، و وقتی روز هست یعنی شب نیست ! اگر رکود هست، تورم نیست و اگر تورم است پس رکود نیست! البته ممکن است بحث شاعرانه ای بکنیم! و بگوییم شب من چون روز روشن است، یا روز من چون شب تاریک است. اما این یک برداشت انتزاعی از یک واقعیت است، و معنی آن شاعرانه و ذهنی است.

گرچه اکنون شعرا از حکما جلو افتادند! وشعر بیشتر از حکمت خریدار دارد، ولی مانند آن داستانی است که می گویند: مرد بیسوادی به استادی گفت: بنویس مار و استاد مار نوشت، ولی بیسواد عکس مار را کشید و، از مردم خواست قضاوت کنند: کدام یک مار واقعی است؟ و مردم هم به بیسواد رای دادند. چون به سطح فکری مردم نزدیکتر بود.

حالا هم مشکلات اقتصادی، بر مردم فشار می اورد، عده ای می گویند که تورم نیست!  و یا تورم در حال کاهش  است، و رشد اقتصادی در راه است. و این حرف موقعی جالب تر می شود که بدانیم:  همان ها قبلا می گفتند: تورم به آمار و ارقام نیست، مردم تورم را با جیب خود احساس می کنند!

   البته تئوری تعادل قتصادی، گرانی را مطابق با تورم یا ارزانی را مطابق با رکود نمی داند.   در تعادل اقتصادی، همه عوامل اقتصادی به اندازه ظرفیت خود، در تولید و توزیع نقش ایفا می کنند. و اگر منابع بیکار هم وجود دارد، لازم اشتغال بقیه عوامل است. یعنی ده درصد بیکاری، ضامن اشتغال 90درصد است. چون اگر بیکار وجود نداشته باشد، استخدام و گزینش معنی ندارد، و حتی پاداش و تنبیه هم مفهوم پیدا نمی کند ! چون هیچکس از بیکار شدن نمی ترسید! طبقه بندی مشاغل، یا دستمزدهم بی معنی است، چون همه مشغول هستند و باید حقوق بگیرند.

در هر صورت درک مشکل، با بیان شعاری تفاوت دارد. اصلا ممکن است مشکلی نباشد! فقط بخاطر رو کم کنی، آن را بعنوان مشکل تبلیغ کنیم. ما می بینیم که مردم، زندگی خود را می گذرانند و: کسی اعتراضی ندارد. ولی برخی ها سعی دارند نشان دهند که: مردم مشکل دارند. شاید اصلا داشتن مشکل، برای ترقی  تکامل لازم باشد، یعنی لزوما مشکل به معنی فاجعه نیست.

علی ایحال اگر رکود اقتصادی را، به معنی عدم رشد اقتصادی، و تورم را به عنوان گرانی بگیریم، البته کار خطایی نکردیم ولی، باید منظور خود را مشخص کنیم. زیرا در دوران رکود، کالا موجود نیست پول هم نیست تا مردم خرید کنند. اما در دوران تورم، همه چیز هست و گران هم هست و مردم هم می خرند. یعنی حجم پول در گردش بالا است.

علت در هم ریخته بودن این مفاهیم آن است که: مردم هم از تورم می ترسند و هم از رکود! و صاحب نظران هم، بر این ترس موج سواری می کنند، اگر مردم از رکود نترسند، آن ها را از تورم می ترسانند! و اگر ترسشان از تورم هم ریخت، از رکود تورمی یک لولوی ترسناک جدیدی می سازند. لذا می بینیم که سیستم و نظم اقتصاد، به هم می ریزد.

در گذشته مردم می گفتند: زمستان باید زمستانی اش را بکند، تابستان هم باید گرمی خود را بدهد! ولی دانشمندان گفتند نه، ما می توانیم جلوی سرما را با بخاری و گاز بگیریم، و جلوی گرما را هم با کولر گازی و تولید ابر! و همین شد که برف از شهر ها بیرون رفت، و خشکسالی هم در تابستان ها حمله کرد. در اقتصادهم همینطور است: دوران رکود باید باشد، تا دوران رونق معنی بدهد. ولی اقتصاد دانان گفتند: ما جلوی این چرخ معیوب را می گیریم! و کاری می کنیم که همیشه رونق و سود آوری باشد!

ولذا انباشته شدن رونق، به انباشته شدن رکود انجامید. به همین دلیل است که هرکاری می کنند تا: اقتصاد شکوفا شود و رونق به بازارها برگردد، امکان ندارد. زیرا رونق چند دوره، پیش خرید شده، و اکنون که رکود فرصت یافته، باید چند دوره را بماند! اگر به قرینه بودن منحنی لایف سایکل، یا حتی منحنی نرمال اعتقاد داشته باشیم،  از سال 1933تا 2003 رونق اقتصادی بوده است، لذا 70سال دیگر یعنی  تا2073 هم باید رکود باشد!

مهم این است که با: اقتصاد مقاومتی به تعبیر ایرانیان، و اقتصاد ریاضتی به تعبیر غربی ها، باید با این دوران بسازیم، همانطور که  از تابستان و بهار لذت بردیم، باید از زمستان و پاییز هم تشکر کنیم.

通货膨胀是累计衰退累积的结果

一些人仍然不知道经济衰退和通货膨胀,以及经济的尾巴和管理节拍之间的区别!分析认为我们有通胀或滞涨滞有!而基本经济原则,我们在人文学科的青年,读它知道,经济停滞与通货膨胀合不来,但他们正在寻找。由于经济,通胀和经济衰退的运动。就像整个人生就是一系列白天和黑夜的。

仿佛一夜是不是那一天,当一天不夜!如果有经济衰退,经济衰退,通货膨胀,如果通货膨胀不是这样的!当然,我们可以讨论诗意!我说晚上是清楚的一天,或一天我喜欢黑夜。但是,这是一种主观现实的感知,这意味着它是一个充满诗意和主观。

现在,虽然诗人都超出哲学家相信!更多的诗歌和智慧买家,但随着故事是说:男性识字老师说,写的蛇,蛇的教授写的,但文盲,拍照的蛇,法官问:这是一个真正的蛇?和不识字的人投票。因为它是更接近人的智力水平。

现在的经济问题,人们压制,有的说没有通货膨胀!或通胀回落,经济增长是在路上。而当你意识到谈话变得更加有趣:前面已经说过,没有通胀数据,通胀觉得你的口袋里!

   经济均衡理论,在通胀或低通胀线是不符合经济衰退是一致的。经济均衡,所有的经济因素,产能,生产和销售起到一定的作用。如果有闲置资源,就业和其他需要考虑的因素。这是10%的失业率,就业保障90%。因为如果没有工作,招聘选拔没有任何意义,奖励和惩罚,甚至观念不!因为失业也不怕任何人!职称评定,或者付出太多是没有意义的,因为所有的都很忙,有自己的权利。

在任何情况下,理解这个问题,说明口号是不同的。有可能是一个问题在所有!只是小家伙,我们做广告它作为一个问题。我们看到,人们花自己的生活,并没有一个人反对。但有些人正试图表明,人们有。也许不是一个问题,有必要促进灾区发展手段并不一定是问题。

然而,每一个经济衰退,如果这意味着经济增长和通货膨胀的价格却走了,但不要误会,确定其目的。由于经济衰退,资金不可用于人们购买他们的商品。但在通货膨胀时期,一切都太昂贵,人们在购买。货币流通的量高。

因为这个概念的混乱,是人们担心通货膨胀和经济衰退!和专家,过多,骑马的恐惧,如果人们都害怕衰退,通胀吓唬他们!如果通胀的恐惧土崩瓦解,滞胀建立一个新的恐怖露露。因此,我们看到,制度和经济秩序,在秋季。

在过去,人们习惯地说:冬天必须尽自己的冬季,夏季应该给她一个格莱美奖!但科学家说没有,我们可以采取冷与电热水器和燃气,并通过气体冷却器和云计算产生的热量!而从城市的雪走了出去,和干旱袭击的夏天。所以也就是经济:衰退应该是赋予意义热潮。但经济学家说,我们采取了有缺陷的前轮!而东西是永远蓬勃发展和盈利的!

因此累积的繁荣,衰退导致积累。为什么一切都那么经济将蓬勃发展和繁荣的市场回报是不可能的。对于一个繁荣的时期,在前进,现在说经济衰退是一个机会,而不是少数人!如果曲线的对称性,生命周期,甚至是正态曲线相信,1933至2003年,经济繁荣已经使70年,直到2073应该是一个衰退!

为解释伊朗抵抗经济,经济紧缩在西方解释,应该使这一时期,因为他们很享受夏季和春季,冬季和下降时间要感谢是很重要的。

  • سید احمد حسینی ماهینی

آیا روند صعودی گسترش تحریم ها، نتیجه محکم ایستادن است، یا لبخند زدن؟

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۴۶ ب.ظ | ۰ نظر

چه کسی  حامی تحریم است؟

مخالفان مذاکرات هسته ای یا موافقان آن ؟

آیا روند صعودی گسترش تحریم ها، نتیجه  محکم ایستادن است، یا لبخند زدن؟

همه امید ها نا امید شد! و کنگره بار دیگر، تحریم های جدیدی را تصویب نمود. 

برخلاف آنچه در آمریکا می گذرد، در ایران عده ای مسائل را نمی فهمند! زیرا دید آن ها عقب افتاده، و مربوط به قرن بیستم است!

دولتمردان آمریکا در این 36 سال، هرگز روی خوش به انقلاب نشان  ندادند! ولی در ایران برخی ها فکر می کنند: این دروغ است. بنابر این ما یک ماتریس، با ابعاد دو در دو، داریم و چهار اندیشه را شامل می شود: بدبینان به آمریکا و خوشبینان به آن ها در ایران، و طرفداران و لابی ایرانی و ضد ایرانی در آمریکا .

 در این سی سال، مردم ایران نسبت به آمریکا، بدبین بودند و آمریکا هم به وسیله دولتمردان خود، بر ضد ایران فعالیت داشتند. این خانه پر در قضیه هسته ای هست. و سه خانه دیگر خالی هستند، یا کمی پر هستند، اما هستند و گاه خود را بزرگتر از: آنچه هستند نشان می دهند.

در ایران علت بزرگ نشان دادن آن ها، این است که آن ها قبلا جزو گروه بدبینان بودند! ولی اکنون یا کاملا برگشتند، و یا برای مصلحت خود را برگشت شده نشان می دهند! افرادی مثل مهندس میر دامادی یا اصغر زاده، که از سردمداران اشغال لانه جاسوسی بودند، عملا توبه نامه نوشتند و" آن کار را اشتباه می دانند! اما افراد دیگری هم بدون توبه نامه، همان حرف آن ها را می زنند، و بر طبل خوشبینی به دولتمردان آمریکا می کوبند.

   اما در امریکا، مردم آمریکا بیش از دولت آن، به ایران خوشبین هستند زیرا" مردم دولت خود را می شناسند، و می دانند که آن ها برای: فرار از مشکلات مدیریتی خود، ناچار به ایجاد کانون بحران هستند و، تا زمانیکه شوروی بود، از آن دشمن فرضی ساخته بودند. بعد از انقلاب اسلامی هم،  مردم را به بهانه  ایران هراسی، در گوشه شیروانی گیر انداختند!

جنبش 99درصدی یا ضد نژاد پرستی مردم، چیزی جز پیام دوستی و همدردی با مردم ایران نبود، اما ترس مردم از تبلیغات زهر آگین از یکسو، و خشونت دولتمران  و: وحشیگری  پلیس ایالتی از سوی دیگر، مانع از پیروزی مردم شد.  و لذا خوشبینی مردم آمریکا به: دولت ایران مانند آتشی در زیر خاکستر فرو رفت.

ولی در ایران ، هنوز خوشبینی به دولت آمریکا، در میان دولت ایران وجود دارد. و با تاکید مکرر برخی جناح ها، هنوز دولت به لغو تحریم ها امیدوار است. آقای ظریف و دیگران می گویند: ما باید به دولت آمریکا فرصت بدهیم تا: به ما اعتماد کند، و بعد از آن همه چیز حل می شود.

اما این دیدگاه به لحاظ آماری و: تاریخی اصلا درست نیست.

از لحاظ آماری، روند کلی تحریم ها صعودی است، بنابر این بازگشت این روند، یک خودکشی یا نابودی کامل روند است! و همبستگی میان اجزا را تعریف نمی کند، یعنی رگرسیون حرکت کلی تحریم ها، همبستگی معنی داری را با زمان، بیان می کند و آن افزایش تحریم است. پیش بینی های علمی برای چند سال اینده، کاهش یا عقب گردی را نشان نمی دهد.

به لحاظ تاریخی هم، آمریکا و دیگر کشورهای استعمار گر، با ثروت کلنی های خود، رشد کرده و زندگی خود را اداره می کردند. اگر به آمار تجارت و مصرف کالا دقت کنیم، می بینیم که از ابتدا برده های سیاهپوست، بودند که برای آمریکا واروپا تولید ثروت می کردند. و در قرن بیستم هم، شرکت های چند ملیتی با: سود های کلان و باد آورده: کشورهای جهان سوم، خود را اداره می کردند. در قرن بیست و یکم هم چین بود، که به اقتصاد امریکا پول تزریق کرد. و الان قادر به پس گرفتن مطالبات خود نیست  

谁在支持抵制?

核谈判对手或同意这一说法?

这种倾向延伸制裁,其结果是一个坚实的立场,还是微笑?

所有的希望都失望了!美国国会再次批准了新的制裁。

相反的是发生在美国,在某些事情上,他们不明白!因为他看到他们落后,二十世纪!

美国政府36年,并没有表现出欢迎的革命!但在一些人认为这是一个谎言。因此,我们有一个矩阵,有两个在两个方面,我们将有4观点:美国的犬儒主义和乐观主义那些在伊朗和伊朗的支持者和美国反伊朗游说。

 在过去的三十年来,美国人民和美国是悲观由他们的政府,是有效对抗伊朗。房子是在核问题上。和其他三间房子是空的,还是有点高,但他们有时比他们表现出更大。

因为它是一个伟大的演出,是他们已经愤世嫉俗者之一!但现在完全恢复,或者恢复到显示您的关注!婚礼或人喜欢热血阿斯加尔扎德,谁是间谍窝占据的领导者,他们居然把一个“这样做不对,你知道的。但是,其他人没有忏悔,称这将做同样的,和乐观的鼓美国的政治家粉碎。

   但是在美国,国家的美国,该国是乐观的,因为“人们知道他们的政府,他们知道它:从管理,危机的问题逃脱,被迫集中,直到苏联,敌人已经做。伊斯兰革命后,恐惧的幌子下的人民,在屋顶的角落抓到!

99%或人反种族主义运动,但友谊,团结与伊朗人民的消息,但他们担心有毒的宣传,一方面,和政府的暴力,凶杀,警察国家,在另一方面,为了防止人民的胜利。美国人民的乐观和骨灰的政府下跌如火。

但在伊朗,美国仍持乐观态度的政府,伊朗政府。和一些派别强调,政府希望解除制裁。扎里夫先生和其他人说:我们需要政府放弃美国:信任我们,那么一切都将迎刃而解。

但是,这种观点是统计学和:历史事实并非如此。

据统计,总的趋势是看涨的制裁,所以返回的过程中,自杀或完全破坏的过程!并没有定义的组件之间的相关性,对于制裁回归,与时间显著相关的整体运动,并且它的表达是增加的制裁。科学预测在未来的几年中,减少或回表演。

从历史上看,太,美国和其他国家的殖民,与财富的殖民地,发展和管理自己的生活。如果我们看一下贸易和消费品的统计,我们看到的第一个黑人奴隶,谁是美国和欧洲生产的财富。在二十世纪,跨国公司的利润和巨大的暴利:第三世界国家,他们管理。在二十一世纪的中国,这将资金注入到美国经济。现在我无法收回他们的要求

  • سید احمد حسینی ماهینی

هنر نزد ایرانیان است و بس!

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۲۲ ب.ظ | ۰ نظر

 

وقتی این شعر را در کتاب ها می خواندیم، فکر می کردیم شاعر خواسته به ایرانیان روحیه بدهد! و یا مانند برخی ها باصطلاح خالی بندی کند. اما امروز که ماهواره ایران به فضا رفت، دقیقا دیدیم که درست است ،و شاعر به هدف زده است. زیرا در جائیکه  عقاب پر می ریزد، ببینید از پشه لاغری چه خیزد! می بینیم که ماهواره  های کشورهای دیگر، مخصوصا آمریکا، یا از جا بلند نشده منفجر می شوند، و یا حداکثر بعد از چند قدم، از ادامه راه منصرف شده به زمین برمی گردند!

و ایران بدون اینکه تجربه آن ها را داشته باشد، در تمام پرتاب ها موفق عمل کرده، و کمترین هزینه ها را هم داشته است . و این کار را نه فقط در: عرصه پرتاب ماهواره که ، حتی پرتاب موشک و ساخت دارو های کمیاب و .. ادامه داده و به درجات بالایی از علم  و: تکنولوژی دست پیدا کرده است .

البته اگر این کار به کمک و: یا با حمایت کشورهای تجربه مند بود، چندان امری شگفت انگیز نبود. مانند کره یا هند و یا پاکستان می شد. که این زیاد مهم هم نبود، چرا که هند و کره جلوتر از ما، این تجربه ها را داشتند. بلکه ایران با تکیه بر نیروهای بومی، و در اوج تحریم های اطلاعاتی و تدارکاتی، این امر مهم را انجام داده است . دشمنان هرچه را انکار کنند، این که ایران در تحریم بوده، آن هم بدترین تحریم ها را داشته، شک نمی کنند بلکه به آن افتخار هم می کنند .

حالا باید دید که چه چیزی، باعث اینهمه توانایی شده است؟ بی گمان یکی از دلایل مهم این توانایی ها، تعادل روحی و روانی و فکری ایرانیان است، و آن هم به سبب ایمان داشتن به خدا، و قبول ادیان توحیدی است .

چه در زمان قبل از اسلام، که ایرانیان با تکیه بر قدرت خداوند، حکومت های بزرگ و: کشورهای پهناوری را، اداره می کردند، و چه بعد از اسلام که همه علوم و فنون، به دست ایران جمع آوری و گسترش یافت. البته بین ایران قبل از اسلام، و بعد از اسلام تفاوت بسیار زیادی است.  چنانچه در دوران قبل از اسلام، به زور میتوان نام دانشمندی را عنوان کرد، و یا از آثار علمی و تحقیقاتی آنان یاد نمود. و تنها در اواخر دوران ساسانیان، آن هم برای مقابله با ظهور اسلام، یک دانشگاه را در اهواز ساختند!

در قبل از اسلام، علم فقط در اختیار ثروتمندان بود! و کارگران و پیشه وران و: کشاورزان حق درس خواندن، و سواد آموزی نداشتند! چنانچه داستان کفشگر، در اشعار فردوسی این را ثابت می کند. اما بعد از انقلاب این علم آموزی، رشد فراوانی یافت و تا آنجا پیشرفت کرد که: همه دنیا را فرا گرفت. و اروپا را دچار انقلاب و رنسانس نمود! و هیچ دانشمند غربی، نمی تواند منکر اینهمه معلومات ایرانیان شود.

در زمان ما هم شاهدیم که: همه پیشرفت ها در سراسر دنیا، به دست ایرانیان بوده است، ولی فروتنی ایرانیان باعث می شده، تا نام دیگران مطرح شود . بیل گیتس اول ثروتمند جهان، در دوران دانشجویی با دو ایرانی همخانه بوده است، و این دو دانشجوی ایرانی برنامه داس را نوشتند، ولی چون بنام خودشان نمیتوانستند ثبت کنند، از بیل گیتس خواستند بنام خودش ثبت کند. و اکنون داس به ویندوز و مایکروسافت تبدیل شده است!

همه تئوری های انیشتین، همان حرفهای فارابی و خیام و ملا صدرا است که: دو دانشجوی ایرانی یعنی پرفسور هشترودی و حسابی، آن ها ترجمه و در اختیارش می گذاشتند. والبته این دونفر ایرانی ها و تشکیل سه یار دبستانی از زمان مونتسکیو و برای نوشتن روح القوانین شروع شد! هم اکنون بهترین پزشکان در آمریکا و اروپا، ایرانی هستند و  بالاترین مخترعان و مکتشفان، از ایران مهاجرت کرده اند . هنوز هم طوری است که: ایرانیان باهوش همیشه به دنبال رفتن به :غرب و ارائه دستاورد های علمی خود به انان هستند، که به فرار مغزها معروف شده است . کسی نمی تواند منکر آن شود که: همه کسانی که در ایران جایزه می گیرند، بلا فاصله راهی غرب می شوند، و غرب با آغوش باز از آن ها استقبال می کند. و در ازای فروش غلم و دانش، به آن ها پول و امکانات می دهند.

البته همه دانشمندان وطن فروش نیستند، و سیل مهاجرت معکوس شروع شده، و شاید یکی از مهمترین دلایل ناتوانی غرب در: پرتاب ماهواره همین است، که آن دانشمندان دیگر در آمریکا نیستند، و به ایران آمده اند! حتی در پرتاب موشک هم، ذلت اسرائیل برای همین است !

در این زمینه مهندس اشتری توضیحاتی میخوانید: مهندس پرویز اشتری نخعی فرزند روح الامین اشتری نخعی است که نسل او به ابراهیم ابن مالک اشتر نخعی می رسد وی در ایران دیپلم گرفت و خدمت مقدس سربازی را انجام داد و در سال ۱۳49 به امریکا رفت و تحصیلات خود را در رشته سویل به پایان رساند وبه ایران باز گشت در سال 1358 جهت ادامه تحصیل مجددا به آمریکا بازگشت و فوق لیسانس و دکترای خود را در ایالت نیوجرسی و واشنگتن در رشته سازه های هوا/افضا اخذ نمود ودر شرکتهای بوئینگ - مکدونالد داگلاس - نورتروپ-هیوز و سازمان فضائی ناسا مشغول به کار شد . وی در ساخت هواپیمای اف 18 شرکت داشته و نوع پیشرفته وبومی این نوع هواپیما را با نام صاعقه 110 برای ایرانیان ساخت و با آموزش حین عمل مهندسین جوان وحذف حلقه مفقوده این صنعت ارتباط مستقیم بین مراکز علمی و صنعت هوا فضا را بنیانگذاری نموده است .وی طرح های جدیدی در دست دارد و نمونه آن را هنگامی که از غرفه ماهین نیوز دیدن کرد بیان نمود

艺术伊朗人够了!

 

当我在书中读到这首诗,我们以为诗人想给伊朗人的精神!或者像一些所谓的空包装。但是,今天的伊朗卫星送入太空,我们看到了完全正确,而诗人有目的的。凡鹰羽下来,看看会发生什么蚊子减肥的!我们看到其他国家的卫星,特别是美国,还是没有爆炸下床,或至多了几步之后,继续从返回地球却步!

伊朗与他们没有经验,把他们所有的成功,并具有最低的成本。这不仅在卫星发射,发射和药物,甚至罕见的,持续的高层次科学技术发展领域已经实现。

这将有助于如果任一建与国家的经验支持,所以并不奇怪。如韩国或印度或巴基斯坦。它没有问题,那么多,因为印度和韩国摆在我们面前的,有这方面的经验。而不是依靠当地的力量,并以制裁和物流信息化的高度,这项重要的工作完成。拒绝敌人,那就是伊朗的制裁,制裁是最差的,但肯定不是太自豪地做到这一点。

我们看看是什么让这些功能?毫无疑问,其中一个主要的原因,这种能力,心理,情感和精神的平衡伊朗人,也导致了对上帝的信仰,和一神教。

无论是在前期伊斯兰伊朗依靠上帝,伟大,广阔的世界,工作的动力,经过伊斯兰教科学与技术,伊朗所有的收集和传播。当然,伊朗伊斯兰之前,伊斯兰教是非常不同的。如果前伊斯兰时代,被迫成为一名科学家或科学和研究工作进行了描述。只有在后期萨珊王朝时期,是时候处理伊斯兰教出现在伊朗建造一所大学!

在预伊斯兰教知识是只提供给有钱人!和工人,手工业者和农民受教育的权利,而识字不是!如果鞋的故事,诗歌菲尔多西证明了这一点。但是,学习,成长,丰度,到目前为止进展的革命后,席卷全球。和欧洲的文艺复兴时期和革命!也没有西方的科学家,都不能否认伊朗的一切知识。

当我们看到在世界各地的发展,伊朗,伊朗将有谦卑提高的另一个名字。比尔·盖茨是最富有的世界,一个学生已经同居与伊朗,而伊朗学生写了一个DOS程序,但他们无法登记他们的名字,比尔·盖茨被要求记录他们的名字。现在,DOS和Windows已经成为!

所有爱因斯坦的理论,职业人与亚姆和穆拉·萨德拉的两名伊朗学生和教授Hashtroudi账户,把所提供的翻译。现在,在美国和欧洲,伊朗最高发明者和发现者,最好的医生是从伊朗移民。仍然是伊朗人很聪明一直在寻找,西与他们提供给他们的学术成果,这就是所谓的人才流失。没有人能否认,所有这些谁在奖金立即路西和西欢迎他们张开双臂。而换来的知识,给他们钱和设施。

然而,并非所有的科学家叛徒,洪水反向迁移的开始,也许对西方失败的主要原因之一:在卫星发射,科学家们没有在美国,并已来到伊朗!甚至在推出的时间,所以以色列的耻辱!

  • سید احمد حسینی ماهینی