اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

۲۵ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

دلار قوی، آمریکا را زمین زد.

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۵۹ ب.ظ | ۰ نظر

آمریکا چهل سال است که با فرضیه: دلار قوی، درصدد براندازی ایران است، ولی حالا متوجه شده که: خودش زمین خورده، و باید کنار برود. ترامپ با همه دیوانگی اش، این کار را شروع کرده! و می خواهد با تضعیف دلار، در مقابل رقبا، دست برتر داشته باشد. کاهش یا افزایش نرخ ارز، دستکاری عمدی است: برای رسیدن به برخی مقاصد. آمریکا با این مقاصد: دلار قوی را در ایران آغاز کرد: در ابتدا کارتر هزارتومانی ایران را، در دست گرفت و گفت: باید این اسکناس با یک دلار برابر شود! سالها طول کشید تا توانستند: دلار 75ریالی را به ده هزار ریال برسانند. اما این کار ساده نبود: باید دو برابر نرخ تورم، سوبسید پرداخت می کردند. زیرا تورم باعث کاهش ارزش دلار می شد، و اگر فقط به میزان تورم سوبسید تزریق می شد، نرخ برابری را تامین نمی کرد.  معادل این مبلغ ها هم، از عربستان در خواست دلار های نفتی می کردند. اما عربستان فقط در حد: تولیدات نفتی خود، و رایگان فروشی آن به امریکا، یا خرید سلاح، میتوانست کمک کند. لذا هرساله آمریکا بدهیهای بیشتری را متحمل می شد. اما امید داشت که عربستان آن را جبران کند. ولی وفتی جنگ یمن شروع شد، و پهباد های یمنی منابع نفتی عربستان را، بمباران کردند این امید آمریکا هم، نا امید شد. لذا برای اینکه بدهیهای او از 22تریلیون دلار بیشتر نشود، قرار است که دلار تضعیف شود. با تضعیف دلار، واردات محدود می شود، صادرات افزایش پیدا می کند و: آمریکا قادر خواهد بود: بدون ایجاد تعرفه، در جنگ با چین و اروپا برنده شود. یکی از دلایل تضعیف ریال هم، توسط آمریکا، اعمال محدودیت واردات به ایران بود، تا تحریم ها تاثیر بگذارد. کاهش ارزش ریال، نه تنها باعث کارآمد شدن: تحریم های بدون تعرفه گمرکی می شد، بلکه به صادرات آنچه در: داخل ایران بود کمک می نمود. که برخی ها می گفتند: نان را از سر سفره ایرانی برمی دارند، و صادر می کنند! البته صادرات ایران در سه شکل خود را نشان می داد: که همه آنها به دلیل تضعیف ریال، به ضرر اقتصاد بوده است. اولین صادرات ایران نفت بود. قرار بود بین مردم نقسیم شود! ولی به دلیل افزایش قدرت دلار و نیاز به آن، صادرات آن به صورت خام و: با قیمت های بسیار ارزان انجام می شد. زیرا تحریم مانع رقابت: با قیمت های بازار نفت بود. دسته دوم صادرات فرش و پسته و خرما بود، که اینهم برداشتن از سفره مردم بود. مانند برق، که به عراق یا آذربایجان صادر می شود، که باعث قطعی برق در داخل است. دسته سوم صادراتی بود که غیرقانونی انجام می شد: مانند قاچاق سوخت یا موادغذایی و کالاهای اساسی، که ایران سعی می کرد: با دلار 75 ریالی یا دولتی وارد کند. افزایش قدرت دلار و کاهش: ارزش ریالی باعث می شد که: قاچافچیان کالاهای سهمیه بندی شده را، تا ده برابر قیمت بفروش برسانند. و به همین دلیل کوپن ها را، از دست مردم حمع می کردند، یا آنها را برای گرفتن: کارت بازرگانی و پیله وری تشویق می نمودند. از همه مهمتر قاچاق انسان یا فرار مغزها بود. دلار قوی، جاذبه ی زندگی ایدئال برای: نخبگان و فرهیختگان، در خارج از مرزهای ایران را وعده می داد. لذا هرکسی میتوانست، فوری همه چیز را می فروخت، و تبدیل به دلار می کرد. از این لحاظ نیز حکومت اسلامی، زیر فشار و مضیقه قرار می گرفت. البته همه اینها یک فایده بزرگ داشت: تمام پولهای دزدیده شده یا قاچاق شده، اهرم بالا نگهداشتن این قدرت می شد: یعنی بالاترین نقدینگی به جامعه تزریق می شد. چون دلاری که 75 ریال ارزش داشت، آمریکا و مزدوران داخلی و خارجی اش،آن را ده هزارتومان از مردم می خرید!

The strong dollar drove the US.

The United States has for forty years been guided by the hypothesis that the strong dollar is about to overthrow Iran, but now it has come to the conclusion that it has fallen to itself and must go. Tramp with all his frenzy, start this! And he wants to be in control of the dollar against the rivals. Reducing or increasing the exchange rate is intentional manipulation: to achieve some goals. For these purposes, the United States began a strong dollar in Iran: it initially took hold of Iran's Thousand Iranian Carter and said, "This money should be equal to one dollar!" It took years before they could reach $ 75 Rials to ten thousand Rials. But this was not easy: they had to pay twice the inflation rate. Because inflation would have devalued the dollar, and if it were only injected into the amount of inflation, the rate would not be equal. Similarly, Saudi Arabia demanded oil dollars. But Saudi Arabia could only help: its oil production, and its free sale to the United States, or the purchase of weapons, could help. So, every year, the United States would have incurred more debt. But he hoped that Saudi Arabia would compensate it. But the Yemeni war began, and the Yemeni drone bombed Saudi oil supplies, and this hoped for the United States. Therefore, the dollar is set to weaken in order to keep his debts up from $ 22 trillion. With the weakening of the dollar, imports will be limited, exports will increase, and the US will be able to win the wars in China and Europe without creating a tariff. One of the reasons for the weakening of the rials was that the United States imposed import restrictions on Iran, so that sanctions would be affected. The depreciation of the rial would not only be effective: it would be sanctioned without customs duties, but it would have helped export what was happening inside Iran. Some of them said: They carry bread out of the Iranian table, and they export it! Of course showed Iran's export in its three forms: all of them were at the expense of the economy due to the weakening of the Rials. Iran’s: first oil exports. It was supposed to be among the people! But due to the strength of the dollar and the need for it, its exports were made raw and: at very cheap prices. Because the boycott prevented the competition: with the prices of the oil market. The second category was the export of rugs, pistachios and dates, which was the removal from the table of people. Like electricity, which: is exported to Iraq or Azerbaijan, which causes power failure inside. The third category was illegal exports, such as fuel smuggling or food and commodities, which Iran was trying to import: with a $ 75 Rials or government. Increasing the strength of the dollar and reducing: The value of the Rial caused: Fachafachians to sell rationing products up to ten times the price. And that's why they hugged the coupons, or encouraged them to get: a business card and a coup d'etat. Most importantly, human trafficking or brain drain. The strong dollar, the ideal of life's attraction for: elite and educated, promises beyond the borders of Iran. So anyone could instantly sell everything and become a dollar. In this regard, the Islamic state was under pressure. Of course, all of this had a great benefit: stolen or smuggled money, leverage to hold that power up: the highest liquidity was injected into the community. Because a dollar worth 75 rials, America and its domestic and foreign mercenaries, will buy it ten thousand people!

الدولار القوی قاد الولایات المتحدة.

أمریکا أربعین سنة، مع فرضیة الدولار القوی، یسعى للإطاحة إیران، ولکن أدرکت الآن أن سقوطه، ویجب ان تذهب بعیدا. الصعلوک بکل هیاجه ، ابدأ هذا! وهو یرید أن یسیطر على الدولار مقابل المنافسین. تخفیض أو زیادة سعر الصرف هو التلاعب المتعمد: لتحقیق بعض الأهداف. ولهذه الأغراض ، بدأت الولایات المتحدة دولارًا قویًا فی إیران: فقد استحوذت فی البدایة على الإیرانی الإیرانی "کارتر" ، وقالت: "یجب أن تکون هذه الأموال مساویة لدولار واحد!" استغرق الأمر سنوات قبل أن تصل إلى 75 ریالا عمانیا إلى عشرة آلاف ریال. لکن هذا لم یکن سهلاً: فقد اضطروا إلى دفع ضعف معدل التضخم. لأن التضخم کان سیخفض قیمة الدولار ، وإذا تم حقنه فقط فی مقدار التضخم ، فإن المعدل لن یکون متساویاً. وبالمثل ، طلبت المملکة العربیة السعودیة دولارات البترول. لکن المملکة العربیة السعودیة یمکن أن تساعد فقط: إنتاجها النفطی ، وبیعها الحر إلى الولایات المتحدة ، أو شراء الأسلحة ، یمکن أن یساعد. لذا ، کل سنة ، کانت الولایات المتحدة تتکبد المزید من الدیون. لکنه یأمل أن تعوضها السعودیة. ولکن بدأت الحرب الیمنیة ، وقصفت طائرة بدون طیار الیمنیة إمدادات النفط السعودیة ، وهذا أمل للولایات المتحدة. لذلک ، من المتوقع أن یضعف الدولار لیبقى دیونه أعلى من 22 تریلیون دولار. ومع ضعف الدولار ، ستظل الواردات محدودة ، وستزداد الصادرات ، وستکون الولایات المتحدة قادرة على الفوز فی الحروب فی الصین وأوروبا دون وضع تعریفة. وکان أحد أسباب إضعاف الریال هو أن الولایات المتحدة فرضت قیودا على الواردات من إیران ، حتى تتأثر العقوبات. لن یکون انخفاض قیمة الریال فعالا فقط: سیُعتمد بدون رسوم جمرکیة ، لکنه کان سیساعد فی تصدیر ما کان یحدث داخل إیران. قال بعضهم: إنهم ینقلون الخبز من المائدة الإیرانیة ، ویصدرونه! بطبیعة الحال ، کانت صادرات إیران فی ثلاثة أشکال: کانت جمیعها على حساب الاقتصاد بسبب ضعف الریال. أول صادرات نفطیة لإیران. کان من المفترض أن یکون بین الناس! ولکن نظرا لقوة الدولار والحاجة إلیها ، کانت صادراتها الخام و: بأسعار رخیصة جدا. لأن المقاطعة منعت المنافسة: مع أسعار سوق النفط. أما الفئة الثانیة فکانت تصدیر السجاد والفستق والتواریخ ، والتی کانت هی الإزالة من مائدة الناس. مثل الکهرباء التی یتم تصدیرها إلى العراق أو أذربیجان ، والتی تسبب انقطاع التیار الکهربائی فی الداخل. أما الفئة الثالثة فکانت الصادرات غیر القانونیة ، مثل تهریب الوقود أو المواد الغذائیة والسلع ، التی کانت إیران تحاول استیرادها: بواقع 75 دولاراً أمیرکیاً أو حکومة. زیادة قوة الدولار والحد منه: جعلت قیمة الریال من الممکن: بیع المنتجات المقننة بما یصل إلى عشرة أضعاف السعر. ولهذا عانقوا الکوبونات ، أو شجعوهم على الحصول على: بطاقة عمل وانقلاب. الأهم من ذلک ، الاتجار بالبشر أو نزیف العقول. إن الدولار القوی ، المثل الأعلى لجذب الحیاة من أجل: النخبة والمتعلمین ، یعد بعدة حدود خارج إیران. لذلک یمکن لأی شخص على الفور بیع کل شیء ویصبح الدولار. فی هذا الصدد ، کانت الدولة الإسلامیة تحت الضغط. وبالطبع ، کان لکل هذا فائدة کبیرة: المال المسروق أو المهرب ، والرافعة المالیة للحفاظ على هذه القوة: تم حقن أعلى سیولة فی المجتمع. لأن الدولار بقیمة 75 ریالاً ، فإن أمریکا ومرتزقةها المحلیین والأجانب ، سوف یشترونها بعشرة آلاف!

Güclü dollar ABŞ-ı qovdu.

Amerika Birləşmiş Ştatlarının qırx il ərzində güclü dolların İranı devirmək niyyətində olduğu hipotezi ilə rəhbərlik edir, lakin indi özü üçün düşüb və getməlidir. Bütün qəzəblənmə ilə tramp, bu başlayın! Və rəqibləri qarşı dollar nəzarət etmək istəyir. Valyuta məzənnəsinin azaldılması və ya artırılması qəsdən manipulyasiya edir: bəzi məqsədlərə nail olmaq. Bu məqsədlər üçün Amerika Birləşmiş Ştatları İranda güclü bir dollar başladı: ilk olaraq İranın İranlı Karterini tutdu və "Bu pul bir dollara bərabər olmalıdır!" Dedi. Onlar on min Riyalə 75 Riyalsə çatdıqdan bir neçə il keçdi. Ancaq bu asan deyildi: iki dəfə inflyasiya ödəmək məcburiyyətində qaldılar. Inflyasiya, dolları devalə edərdi və inflyasiya miqdarına enjekte edildikdən sonra nisbət bərabər olmayacaqdı. Eynilə, Səudiyyə Ərəbistanı neft dollar tələb etdi. Ancaq Səudiyyə Ərəbistanı yalnız kömək edə bilərdi: onun neft istehsalı və Birləşmiş Ştatlara sərbəst satışı və ya silah alması kömək edə bilərdi. Beləliklə, hər il Birləşmiş Ştatlar daha çox borc götürmüş olardı. Lakin Səudiyyə Ərəbistanı bunu kompensasiya edəcəyinə ümid edirdi. Lakin Yəmən müharibəsi başladı və Yəmən ordusu Səudiyyə nefti nəqlini bombaladı və bu ABŞ üçün ümid oldu. Buna görə də dollar borclarını 22 trilyon dollardan tutmaq üçün zəifdir. Dolların zəifləməsi ilə idxal məhdudlaşdırılacaq, ixrac artacaq və ABŞ, Çin və Avropada bir tarife yaratmadan savaşı qazana biləcək. Riyalizmin zəifləməsinin səbəblərindən biri ABŞ-ın İrana idxal məhdudiyyətləri qoyduğundan idi ki, sanksiyaların təsirinə məruz qalacaq. Riyalin amortizasiyası yalnız təsirli olmaz: gömrük rüsumları olmadan sanksiya veriləcək, amma İran daxilində baş verənləri ixrac etməyə kömək olardı. Bəziləri bunları söylədilər: "İran stolundan bəhrələnirlər və ixrac edirlər! Əlbəttə ki, İranın ixracatı üç formada idi: bunların hamısı rialların zəifləməsi səbəbindən iqtisadiyyatın hesabına idi. İranın ilk neft ixracatı. İnsanlar arasında olması lazım idi! Lakin dolların gücünə və ona olan tələbatına görə ixracat xammal və ucuz qiymətlərlə həyata keçirildi. Boykot rəqabəti maneə törətdiyinə görə: neft bazarının qiymətləri ilə. İkinci kateqoriya isə xalçaların, püstə və tarixlərin çıxarılması idi. İraqda və ya Azərbaycana ixrac olunan elektrik enerjisi kimi, elektrik enerjisinə uğrama səbəb olur. Üçüncü kateqoriya qeyri-qanuni ixracı idi: yanacaq qaçaqmalçılığı və ya İrandan idxal etməyə çalışırdıqları ərzaq və mallar: 75 $ rial və ya hökumət. Dolların gücünü artırmaq və azaldılması: Riyalın dəyəri mümkün oldu: rasyonlaşdırılmış məhsulları on dəfə qiymətə satmaq. Bu səbəbdən onlar kuponları bağlamış və ya onları cəlb etməyi təşviq etmişdilər: biznes kartı və dövlət çevrilişi. Ən əsası insan alveri və ya beyin drenajı. Güclü dollar, həyat üçün cəlbedici ideal: elit və təhsilli, İran sərhədlərinin kənarında vəd edir. Yəni hər kəs dərhal hər şeyi sataraq bir dollar olardı. Bu baxımdan İslam dövləti təzyiq altında qaldı. Əlbəttə ki, bunların hamısı böyük bir fayda var idi: oğurlanmış və ya qaçaqmal edilmiş pul, bu enerjiyə qənaət etmək üçün leverage: ən yüksək likvidlik cəmiyyətə cəlb edilmişdir. Çünki 75 dollar dəyərində bir dollar, Amerika və onun daxili və xarici pulluları, on min adam satın alacaq!

 

  • سید احمد حسینی ماهینی

نقشه راه ثبات اقتصادی (فرضیه ها ، اصول و مبانی)

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۸ ب.ظ | ۰ نظر

فرضیه اصلی در نقشه راه این است که: مردم و دولت با کمک یکدیگر، بتوانند قیمت کالا و خدمات را ثابت نگهداشته، یا روند آن را قابل پیش بینی سازند. لذا لازم است عناصر تولید و توزیع ومصرف: کالا و خدمات مورد بازنگر قرار گیرند. تا اهداف فوق قابل بررسی باشد. اصولی که باید در این بررسی، مورد توجه قرار گیرد: جدایی تئوری اقتصاد ایران، از همه تئوری های اقتصادی جهان است. (بومی باوری). مردم ایران هزاران سال است که: اقتصاد های بزرگ و وسیعی داشته اند، و هیچگاه با بحران مواجه نشدند. از کورش بزرگ نقل شده: که خدایا ایران را از خشکسالی، دشمن و دروغ محفوظ بدار. زیرا اساس بحران های اجتماعی، یا از درون است مانند دروغ گفتن. یا از بیرون است مانند دشمن، یا از طبیعت است مانند خشکسالی. مبانی نظری این اقتصاد قوی 7یا 15هزار ساله، عبارت از این است که: دولت ها کاری به مردم نداشته باشند. علت اصلی همه بحران ها در ایران معاصر، نادیده گرفتن این مبانی است. تولید  در ایران از زمان باستان تا کنون، خانگی( زیر زمینی و بدون پروانه) بوده است. دولت سعی دارد: اینها را شناسایی کند تا از انها مالیات بگیرد. ترس از مالیات و بیمه و هزاران بدهی دیگر، تولیدی ها را تهدید به نابودی می کند. لذا دولت بجای شناسایی آنها برای مالیات، اگر به انها کمک بیمه ای: سوبسید دار و مانند آن داشته باشد، آنها خودشان را نشان خواهند داد. یا حداقل (وسط را بگیرد یعنی) نه کمک کند و نه، کاری به آنها داشته باشد. در اینصورت کل تولیدات کشاورزی و: صنعتی و خدماتی تضمین است. توزیع هم در ایران به همین شکل بوده! یعنی تولیدات زیر زمینی و خانگی، بوسیله دستفروشان و دوره گردان بی شناسنامه! فروخته می شده، چون هزینه اجاره و مالیات و بیمه و امثال آن نداشتند، قیمت ها هم منصفانه بود، و تورم زا نمی شده است. دولت با وضع مالیات بر فروش، آنها را بسوی نابودی می کشاند. خدمات نیز به همین شکل بوده، یعنی طبیب یاآرایشگر، بجای نشستن در یک مکان و: خلق هزینه های ثابت، دوره گردی می کردند: و بر بالین بیمار یا درخواست کننده، خدمات حاضر می شدند. سرمایه گذاری در این روند تاریخی هم، دستمایه نام داشت و: معمولا از ارث پدری، کمک افراد خانواده و یا خیرین، تامین می شده و اکنون صندوق اعتباری: محلی یا خانوادگی هم به آن اضافه شده. لذا هیچ نیازی به بانکها نبوده. صراحتا، ورود بانکها به عرصه تولید و خدمات، فقط به قصد ضربه زدن بوده است. زیرا کسی که وام می گیرد، طبیعتا قدرت بازپرداخت ندارد: فقط طرح هایی در ذهن دارد که: هزینه های آن واقعی ولی درآمد های آن تخیلی است. لذا بانکها با تعیین جریمه و بهره، گرفتن سفته و ضمانت، قصد زندانی کردن کارگزار و: مصادره اموال او را دارند. در بخش صادرات و واردات هم، مردم تجربه حمل بار مسافری، یا صادرات چمدانی، کولباری و پیله وری دارند. هرگز این امر تلاطم پیدا نمی کند. مگر اینکه دولت ورود پیدا کند! مثلا بخواهد آنها را ساماندهی نماید. بنابر این در همه ابعاد اقتصادی ایران، ورود دولت به منزله بی ثبات کردن آن است. بهتر است اصلا به فکر ساماندهی، یا ورود به بخش ها نباشد. مثلا در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنعت، دولت ورود کرده و: دانشگاهها را درست می کند، ولی می بینیم همه محصول آن بیکار می مانند! زیرا در دانشگاه تئوری های: تازه به دوران رسیده ها را می خوانند! در اسلام هم خمس و زکات، با همین هدف است. یعنی اسلام دخالتی در تولید گندم نمی کند، ولی اگر تولید گندم زیاد شد، بخشی از آن را با نظر تولید کننده(خوداظهاری)، به عنوان زکات مطالبه می کند.

Economic Sustainability Roadmap (Hypotheses, Principles and Basics)

The main hypothesis in the roadmap is that: people and the government, with the help of each other, can keep the prices of goods and services constant, or predict their trend. Therefore, the elements of production and distribution and consumption must be revised: goods and services are subject to review. Until: the above objectives are verifiable. The principles that should be taken into account in this study are the separation of the theory of Iranian economy from all the economic theories of the world. (Native Belief). The people of Iran have for thousands of years been: large and large economies, and never encountered a crisis. From Cyrus the Great quoted: God save Iran from drought, enemy and lies. Because: the basis of social crises, or from within, is like lying. Or from the outside is like an enemy, or from nature, like drought. The theoretical foundations of this strong economy of 7 or 15 thousand years are that: Governments do not have a job for the people. The root cause of all the crises in contemporary Iran is to ignore these bases. Production in Iran since ancient times has been domestic (underground and without license). The government is trying to: Identify these to tax them. Fear of taxes and insurance and thousands of other debts threatens to destroy production. Therefore, instead of identifying them for tax, the government will show themselves if they have an insurance subsidy: subsidized and the like. Or at least (mean) not to help, and no, to have something to do with them. In this case, the total agricultural and industrial production and services are guaranteed. The distribution in Iran was the same! Namely underground and home products, by handlers and anonymous banners! They were sold because of the cost of rent, taxes, insurance, and so on, prices were also fair and not inflationary. The government, by imposing a tax on sales, brings them to destruction. The services were the same, that is, the physician or the caretaker, instead of sitting in one place, and: standing up for a fixed cost: they would be attending the patient's or patient's bedside. Investing in this historical process was also called a resource: usually it was funded by a father's inheritance, the help of family or charity, and now added a cash deposit: local or family. So there was no need for banks. Clearly, the entry of banks into production and services has been aimed only at knocking out. Because someone who takes a loan naturally does not have the power to repay: there are only plans in mind that: its costs are real, but its revenues are imaginative. Therefore, banks are planning to imprison brokers by confiscating their property by imposing fines and interest, taking notes and warranties. In the export and import sector, people also experience passenger transport, or export luggage, kolbari and coca. It will never be turbulent. Unless the government arrives! For example, he wants to organize them. Therefore, in all aspects of Iran's economy, the arrival of the government is destabilizing it. It's better not to think about organizing or entering sections. For example, in the training of the human resources required by the industry, the government enters and: makes universities, but we see that all its products are unemployed! Because at the University theories are: Newly Read! In Islam, Khums and Zakat are for the same purpose. Namely, Islam does not interfere with the production of wheat, but wheat production is increasing, as part of the demand for a producer (self-declaration) as a zakat.

  • سید احمد حسینی ماهینی

بهشت زهرا قطب گردشگری تهران

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

یهشت زهرا قطب گردشگری تهران

بسیاری از مردم فکر می کنند: تهران قطب گردشگری ندارد! در حالیکه تهران شهری است، که 7هزار سال قدمت تاریخی دارد، و از مراکز مهمی بوده که سلاطین آن را دست به دست می کردند. زمانی اسم آن ملک ری بوده، و یکی از دلایل شهادت امام حسین ع، جاذبه حکومت برآن به شمار می رفت. بعد از قیام توابین، طاهریان بر این خطه مسلط شدند. و آن را طاهران نام گذاری کردند: که طهران شکل دیگر آن است. اخیرا برای پاسداشت زبان فارسی، آن را به شکل تهران می نویسند. کوهها و زیر زیمن های آن، پر از گنج های طلا و نقره و: حتی شهرک های زیر زمینی تاریخی و باستانی است. زیرا جنگ زیاد، باعث می شد تا مردم، گنج های خود را زیر سنگ ها، یا دل کوهها مخفی کنند. بعد یا کشته می شدند! یا اگر سالم بر می گشتند، معمولا آدرس ها به هم ریخته بود، و پیدا کردن آن مشکل می شد. اخیرا که فلزیاب اختراع شده، بیشترین خریداران آن، از اهالی تهران بودند، که همگی به دنبال گنج می گشتند. برخی مواقع نیازی به گشتن هم نبود. با حفاری چاهها و تونل ها، به سرعت خود را نشان می داد. بطوریکه گفته می شود: کارگر ساختمانی که مشغول کلنگ زدن بود، ناگهان به یک شهر زیر زمینی دست پیدا می کند! که در راسته بازار طلافروشان آن، همه چیز بوده است. در خیابان مولوی هم، موقع حفاری برای مترو، آثار باستانی فراوانی بدست می آید. بسیاری از این گنج ها قاچاق ، یا به بهای بسیار ارزان فروخته شده، تعداد اندکی به میراث فرهنگی تحویل گردیده است. بهرحال تهران جدید که: از زمان آغامحمد خان قاجار، بعنوان پایتخت انتخاب می شود، بیشتر مرااکز دولتی را در مرکز شهر فعلی، و بازار سنتی تهران بنا می کنند. کاخ گلستان و شمس العماره، از بناهای معروف دوران قاجار است. در آن موقع مردم، که از روستاها و شهرهای دیگر، به تهران مهاجرت می کردند، محله هایی مثل عودلاجان و سنگلج را، در اطراف کاخ شاه بنا می کنند. در دوران پهلوی اول، کاخ مرمر کمی دورتر ساخته می شود، که الان  شورای نگهبان در آن است.مردم این دوران، برای تفریج به پارک سنگلج، یعنی پارک شهر فعلی می رفتند. بعد از کشف حجاب و: ورود فیلم های خارجی و: شروع تئاتر و هنر های دیگر، کم کم خیابان جدیدی بعنوان بالاشهر، درست شد بنام لاله زار! که محل گردشگری مردم شد. اما پهلوی دوم، از کاخ مرمر به کاخ نیاوران و سعد اباد کوچ کرد. لذا لاله زار از رونق افتاد، و بجای آن میدان ولیعهد، حد فاصل بین کاخ سعد آباد و کاخ مرمر، محل گردشگری مردم شد. این حد فاصل 18کیلومتر است، و به بزرگترین خیابان تهران و خاورمیانه تبدیل می شود. ابتدای آن میدان تجریش  نزدیک کاخ سعدا اباد است. سازمان گردشگری، معمولا کاخ ها را بعنوان قطب گردشگری معرفی می کند. تغییر نام آن به کاخ موزه، آغاز این کار بوده، البته فقط قسمتی از کاخ مرمر را برای موزه قران منظور کرده اند. بعد از انقلاب اسلامی ،جنگ تحمیلی و رحلت امام خمینی، همه چیز تغییر کرد و مردم به سوی: امام زاده ها و شهدا جذب شدند. ابتدا حضرت عبدالعظیم در ری، بعدا امامزاده صالح در بازار تجریش، بالاترین گردشگر را جذب نمودند. ولی اکنون آمار جذب گردشگری بهشت زهرا، از همه قسمت ها بالاتر است. در ایام رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، بیشترین گردشگران خارجی و داخلی به آن وارد می شوند. یا در ایام شهادت شهدای هفتم تیر، شهید رجایی و دیگر سرداران و رزمندگان شهید. هم، همینطور. بطور روتین هم، تعطیلات آخرهفته بسیاری از مردم، در این بخش می گذرد و: آمار بالایی را نشان می دهد، لذا جا دارد توجه بیشتری به آنجا شود. زیرا آنجا دیگر یک آرامستان نیست، برهه ای از تاریخ است.

Ehsat Zahra Galloper Tourism of Tehran

Many people think: Tehran does not have a pole of tourism! While Tehran is a city of 7,000 years old history, it was one of the important centers that the Sultans took. Its name was once the property of the king, and one of the reasons behind the martyrdom of Imam Hussein was the attraction of the government. After the Tobin uprising, the Taherians dominated this line. And they named it Taheran: that Tehran is the other form. Recently, they write it in the form of Tehran to protect Persian language. The mountains and its sub-Zamans are full of gold and silver treasures and even ancient and ancient underground settlements. Because a lot of war made people hide their treasure under the rocks or the mountains. Then they would either be killed! Or, if they returned safely, the URLs were usually cluttered up and difficult to find. Recently, a metal detector was invented; most of its buyers were from Tehran, all looking for treasure. Sometimes you do not need to scroll. By digging wells and tunnels, it quickly showed itself. As it is said: the construction worker who was busy hitting a suddenly reaches an underground city! All in all, it has been in the market for its gold medal market. There is a lot of ancient artifacts on the Metro Road at Moulavi Street. Many of these treasures are smuggled, or sold at a very cheap price, with a small number of cultural heritage. However, the new Tehran, which has been chosen as the capital since the time of Qajar Akham Mohammad Khan, is now focusing more on government agencies in the city center and the traditional Tehran market. Golestan Palace and Shams Alamareh are among the most famous monuments of the Qajar era. At that time, people who: immigrated to Tehran from other villages and towns, built neighborhoods like Oudlajān and Sanglij, around the palace of the Shah. During the first Pahlavi era, the marble palace is being built a bit further, which is now the Guardian Council. The people of this era went to the Sanglij park, the park of the current city. After the discovery of the veil and: the entrance of foreign films and: the beginning of the theater and other arts, little by little a new street as a top city, was correct in the name of Laleh Zar! Which: was the place of people's tourism. But Pahlavi II moved from the marble palace to Niavaran Palace and Saad Abad. Therefore, Lalezar fell from the boom, and instead of the crown prince, the palace between Sa'ad Abad palace and the Marble Palace became the tourist destination of the people. It is 18 km long, and it becomes the largest street in Tehran and the Middle East. At the beginning of that Tajrish Square is near the Sa'ada Abad palace. The tourism organization usually names the palaces as a tourist destination. It was begun by renaming it to the museum's palace, although only a part of the marble palace was reserved for the Quran Museum. After the Islamic Revolution, Imposed Khomeini's imposed war and demise, everything changed, and people were attracted to: Imams and martyrs. At first, Abdulazim in Rey, later Emamzadeh Saleh in the Tajrish market, attracted the highest tourist. But now the statistics of tourism attraction of Behesht Zahra are higher than all of them. During the demise of the founder of the Islamic Republic, most foreign and domestic tourists enter it. Or: during the martyrdom of the martyrs of the 7th of Tir, the martyr Rajai and other martyrs and commanders and warriors. Same, too. In routine, many people's weekend holidays are going through this section, and it shows a high rate, so there's more to be paid. Because there is no longer a Ramadan, it 

  • سید احمد حسینی ماهینی

سوریه باید: بلندی های جولان را پس بگیرد.

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ق.ظ | ۰ نظر

پس از آزادی درعا، مهمترین مرکز ضد انقلابی سوریه، اکنون ارتش سوریه باید یکپارچگی سوریه را دنبال کند. وقتی در سال 1361اسرائیل اقدام به: الحاق بلندی های جولان نمود، بنده در مجل جوانان مقاله ای نوشتم و آن را محکوم نمودم حالا، اگر سیاست مرکزی سوریه هم، مانند لبنان یکدست شود، می توانند تمام نقاط مورد: اشغال ارتش رژیم صهیونیستی را پس بگیرد. اما این امر اتفاق نیافتاد! زیرا سیاست روسیه در سوریه، بازدارنده بود. روسیه در تقسیمات ژئو پلیتیکی، سوریه را برای خود برداشته است. سال ها است که کج دار و مریز، آن را جلوی گلوله اسرائیل گذاشته، تا همیشه مطیع او باشد. این سیاست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، و پیدایش بیداری عربی بیشتر، و مرموز تر شد. تا جاییکه امروز حاصل نهایی آن را می بینیم: برای بیرون کردن ایران از سوریه، حتی با ترامپ نیز وارد معامله شده است. البته این حرکت دو سوی مخفی دارد: یک سوی آن فرض بر این است که: روسیه با رژیم صهیونیستی و آمریکا مخالف است، لذا با ایران دارای دشمن مشترک بوده! و برای رهایی منطقه و در راس آن سوریه، از اشغال اسرائیل همراهی می کند. این تئوری یا دکترین: دیپلمات های ایرانی است، که به آن انشاءالله گربه است! هم گفته می شود. اوج این باور در مبارزه با داعش بود، همه خیانت هایی که روسیه می کرد، چشم پوشی می کردند. بسیاری از سرداران ایرانی در سوریه، با گراهای روسیه، از سوی داعش مورد حمله قرار گرفتند: و شهید شدند ولی دیپلماسی انشاء الله گربه است، اجازه نمی داد که به اندازه ابسیلن! هم به سیاست های ضد ایرانی پوتین فکر کرد، چه رسد آن را عاقلانه دانسته! و در باره آن بحث و بررسی کنند. موقع حضور نماینده ایران در نزد پوتین، آخرین میخ تابوت بر: حضور ایران در سوریه زده شد. دومین تئوری یا دکترین، می گوید: پونین و روسیه، هیچگاه منافع خود را، فدای منافع اسلام نمی کنند. بنابر این کمک آنها به فلسطین، عراق و ایران و سوریه، فقط تا موقعی است که: برگ برنده ای برای کسب منافع، به دست آورند. تا آس را رو کنند و امتیاز بگیرند. دلیل این امر واضح است: هماهنگی با ایران، مانع همکاری آنها با: اسرائیل و آمریکا نشده است. یعنی هیچگاه سفارت رژیم صهیونیستی در روسیه، تعطیل نشد و همیشه سران اسرائیل: با استقبال گرم پوتین رویرو بودند. استقبال از نتانیاهو بی هدف نبود، در تمام مذاکرات روسیه با آمریکا و ؤزیم صهیونیستی، موضوع مذاکره کنترل ایران بوده است. حتی با دشمنانی چون آل سعود، حاکم غیر قانونی بحرین و امارات هم، در مورد ایران به توافق می رسیدند. اکنون نیز نماینده پوتین عازم تهران است. بدیهی است برای حمل 50میلیارد دلار! سرمایه گذاری نمی آید، چون همه اینها، قول های پوچ و توخالی، برای فریب نماینده ایران بوده است. او می اید تا توافق محرمانه پوتین و ترامپ را، در مورد اخراج ایران از سوریه، اجرایی کند. بدیهی است که اگر این کار صورت گیرد، اخراج ایران از لبنان و عراق، فلسطین و یمن هم ادامه خواهد یافت. نه تنها این موضوع اتفاق می افتد، بلکه تمام نیروهای حزب اللهی را، در این کشورها اخراج و یا ترور خواهند کرد. تا ارتش لبنان و سوریه و: یمن و عراق هم کاملا به دست روسیه برسد، و او هم دو دستی تقدیم آمریکا کند. سوری ها هم بدانند: اگر روسیه بماند و ایران برود، همه سوریه را یکجا تقدیم اسرائیل خواهند کرد. زیرا کافی است بشار اسد و نیروهای مردمی، حذف شوند اسرائیل میتواند مانند بلندی های جولان، همه سوریه را به سرزمین خود الحاق کند! در شورای امنیت و سازمان ملل هم، بدون هیچ مخالفی به تصویب برساند.

Syria must: retract the Golan Heights.

After the release of Daraa, the most important counter-revolutionary center in Syria, the Syrian army must now pursue Syria's integration. When Israel launched its annexation in July 1981, I wrote and condemned an article in the youth magazine. Now if the central Syrian policy, such as Lebanon, is uniform, then all the points of the case can be: the occupation of the Zionist Army after Take But that did not happen! Because Russia's policy in Syria was deterrent. Russia has taken Syria into geopolitical divisions. For decades, it has been torn down and laid down in front of the Israeli bullet, to always be obedient to him. This policy became more and more mysterious after the victory of the Islamic Revolution and the rise of Arabic awakening. As far as today's final outcome is concerned, it has been even traded with Tramp to drive Iran out of Syria. Of course, this move has two sides: one side is assumed: Russia is opposed to the Zionist regime and the United States, so Iran has a common enemy! And for the liberation of the region, at the head of Syria, it is accompanied by the occupation of Israel. This theory or doctrine is an Iranian diplomat, to whom is the cat! It is also said. The culmination of this belief was to fight ISIS, ignoring all the betrayals that Russia had made. Many Iranian commanders in Syria, attacked by Russian gurus, were attacked by ISIL: and they were martyred, but the diplomacy of God's Cat was not allowed to be as much as the Abyssalen! He also thought about Putin's anti-Iran policies, let alone wise! And discuss it. In the presence of Iran's representative in the presence of Putin, the last piece of coffin was on: Iran's presence in Syria. The second theory or doctrine says: Ponin and Russia never sacrifice their interests for the benefit of Islam. Therefore, their assistance to Palestine, Iraq, Iran and Syria is only as long as: to win a win-win leaf. Get up to Ace and score points. The reason for this is clear: coordination with Iran has not prevented their cooperation with: Israel and the United States. That is, the Zionist embassy in Russia was never shut down, and the leaders of Israel were always welcome: they were warmly welcomed by Putin. Netanyahu's welcome was not intended, in all the negotiations between Russia and the United States and Zionist faction, the issue was negotiating Iran's control. Even with adversaries like Al Saud, the illegal ruler of Bahrain and the United Arab Emirates, they agreed on Iran. Putin's representative is now heading to Tehran. Obviously to carry $ 50 billion! It does not invest, because all this, empty and hollow promises, has been to deceive Iran's representative. He is going to implement Putin's and Tramp's confidential deal on Iran's expulsion from Syria. Obviously, if this is done, Iran will be expelled from Lebanon, Iraq, Palestine and Yemen. Not only will this happen, but all Hezbollah forces will be expelled or assassinated in these countries. To the Lebanese and Syrian armies: Yemen and Iraq, it will reach Russia completely, and he will also give two hands to the United States. The Syrians also know: if Russia stayed and Iran goes, it will give all Syria together for Israel. Because it is enough to remove Bashar al-Assad and the popular forces, Israel can join all Syria into its own land like the Golan Heights! In the Security Council and the United 

  • سید احمد حسینی ماهینی

از خود بزرگ بینی، تا خود کم بینی!

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۷ ق.ظ | ۰ نظر

خداوند انسان را در رنج آفریده، لذا همه انسان ها به نحوی معلول هستند! بنابر این معلولان در هفته خودشان، این را بدانند که تنها نیستند. زیرا اولا هیچ انسانی( بجز 14معصوم) کامل نیست: هرکس یک ایرادی دارد. برخی از این ایراد ها ظاهری است، همه می بینند، معلول به این افراد گفته می شود. ولی بعضی معلولیت ها در درون، یا مخفی است مانند کسی که: یک کلیه دارد! یا کسی که کبد او چرب است. چون کلیه و کبد و دیگر اعضا داخل بدن، قابل رویت نیست، دلیل نمی شود که آنها را برخوردار از: شرایط یکسان بهره برداری بدانیم. اگر کسی یک پا یا یک دست نداشته باشد، معلول به حساب می آید، ولی کسی که یکی از ریه ها؛ یا دیگر اعضا داخلی بدنش را از دست داده، آیا نباید معلول باشد؟ بنابر این معلولیت هم مانند: دیگر تعاریف بشری، از شدت کلیت دیده نمی شود. ناتوانی انسان نه تنها در بدن او، بلکه در ارتباطات اجتماعی  و فردی هم، باید محاسبه شود. کسی که قسمتی از حافظه خود را از دست داده، توانایی ارتباط با دیگران ندارد، یا عقل معاش ندارد و: نمی تواند درآمد زایی کند، او هم معلول است. لذا اینکه معلولان ناراحت باشند، درست نیست. خداوند همه را در ناراحتی آفریده(لقد خلقنالانسان فی کبد) ناراحتی همین است که: احساس کمبود می کند: نه مثل فیل بزرگ است، نه مثل اسب تندو و نه مثل کبوتر، می تواند به آسمان برود! حتی پوست بدن او در برابر: حرارت و سرما قدرت مقاومت ندارد. به گفته فران، هرچقدر سرخود را بالابگیرد، از کوهها سرفراز تر نمی شود! و هرچقد محکم بر زمین پای بکوبد، زمین ترک برنمی دارد.(انک لن تخرق الارض ولن تبلغ الجبال طولا). اینها همه ضعف انسان: بما هو انسان است. همه اینها برای این است که: همدیگر را کامل کنند و لباس یکدیگر باشند. یعنی کسی که چشم دارد، دست نابینا را بگیرد. و کسی که زبان دارد گوینده افراد: کر و لال باشد. و همین باعث می شود: تا هواپیما اختراع کند و از کبوتر بالاتر پرواز کند. خودرو بسازد و از اسب تند تر برود. آسمانخراش بسازد و بالاتر از: فیل و شتر و زرافه بنشیند. اگر این کار انجام نشود، همه چیز متضاد و بی معنی جلوه می کند. آنسوی ناتوانی به: بیماری خود کم بینی می رسد، اینسوی توانایی به خود بزرگ بینی . یکی میشود ترامپ و می گوید: ایرانی ها با من تماس خواهند گرفت! یکی می شود پوتین که: سوریه وایران را می فروشد، فقط بخاطر اینکه نگویند: در انتخابات آمریکا دخالت کرده. در واقع الگوریتم رفتاری انسان ها، بین منهای بینهایت و بعلاوه بینهایت، در حال تغییر است. ولی جمع آنها(انتگرال)، خود را در انتهای: منفی و مثبت دیده نشان می دهد: هر انسانی(مشتق) ترکیبی از خود بزرگ بینی و خود کم بینی است. ولی برخی افراد در انتهای منحنی نرمال هستند! که یکی از این ابعاد بر دیگری چیره می شود. الگوی رفتاری این حرکت را، در میانه روی اخلاقی و اسلامی می بینیم. اگر مهندسان کامپیوتر، بجای الگو برداری از یک نمونه، یا الگو سازی برای یک مورد، برای تمام موارد الگو سازی کنند، انسان هوشمند آینده، نه قاتل می شود و نه سرخورده! در قران می گوید: اگر یک توانمند، دست ناتوانی را گرفت او مومن است. الگوی کامل مومن هم، پیامبر اسلام و چهارده معصوم هستند. برخی معتقدند مومن اصلی خود: خدا است و الگوریتم رفتاری او، در قران آمده است.(هوالاول و الاخر و المومن و المهیمن) یعنی اگر رباط های گوگل! بجای الگوریتم سازی: متون تلگرام یا سایت ها، یکبار به تحلیل کل ایات قران می پرداخت، نفسیر و الگوی کامل درست رفتاری انسان را، به دست می اورد تا همه مردم دنیا، با شناخت معیارها، خود را بر ان منطبق کنند. انسان واقعی کسی است که: در برابر خدا خاضع باشد (خود کم بین) و در برابر کفر، متکبر ( خود بزرگ بین) باشد. در رنبه های پایین تر، در برابر رسول و امامان، فروتن و مطیع باشد، در برابر طاغوت، قد برافراشته بایستد.  

Get out of your nose yourself, until your nose!

God created humanity in suffering, so all human beings are in some way disabled! So the disabled in their own week know that they are not alone. First, no human (except 14 innocent) is perfect: everyone has a mistake. Some of these bugs are apparent, everybody sees, the effect is called these people. But some disabilities are inside or hidden like someone who has a kidney! Or someone whose liver is fat. Because the kidneys, liver and other organs in the body are not visible, it is not due to the fact that they have the same conditions for exploitation. If someone does not have one foot or one hand, it is a disability, but who should one of the lungs, or other internal organs, lose his body, should he not be disabled? Therefore, the disability, like other human definitions, is not seen as a whole. The human disability must be calculated not only in his body, but also in social and individual communication. One who has lost some of his memory is not capable of communicating with others, or has no earnings reason: he can not generate income; he is also disabled. So the disabled are upset, it's not true. The trouble is that God created all of you in discomfort: It feels like a lackey: it's not like a big elephant, nor like a horse, nor like a pigeon, it can go to heaven! Even his skin is not resistant to heat and cold. According to Fran, Franklin says that as much as possible, the mountains will not be overcome! And every one who cuts hard on the ground, the earth does not leave. These are all the weaknesses of man: we are human. All this is to: complete each other and dress each other. That is, the person who has eyes has the hands of the blind. And who has the tongue speaks of people: chorus and dumb. And that makes it possible: to invent an aircraft and fly from a higher pigeon. Make a car and go faster than the horse. Build a skyscraper and sit up above: elephant, camel and giraffe. If this is not done, everything is contradictory and meaningless. Beyond the disability: the illness itself is low, it has the ability to enlarge itself. One gets a tramp and says: Iranians will call me! One is Putin, who sells Syria and Iran, just to not say: "Interfering in American elections." In fact, the behavioral algorithm of humans, between infinite minuses and infinity, is changing. But their summation (integrals) shows itself at the end: negative and positive. Each human (derivative) is a combination of self-nose and self-shyness. But some people at the end of the curve are normal! One of these dimensions dominates the other. We see the pattern of behavior of this move, in the moral and Islamic middle ground. If computer engineers, instead of modeling a sample, or modeling for one instance, model for all things, the future intelligent human is neither murdered nor disappointed! In the Qur'an he says: If a capable person has handicapped, he is faithful. The complete pattern of believers is also the prophet of Islam and the fourteen innocent. Some believe that his main believer is God and his behavioral algorithm is in the Qur'an. That is, if the ligaments of Google! Instead of algorithmizing: telegram texts or sites, once analyzing the whole of the Qur'an, it gives the full-fledged and perfect pattern of human behavior, so that all people in the world, by knowing the criteria, will adapt to it. The true person is one who is: to be humble towards God and to be arrogant (arrogant). In the lower ranks, humble and obedient to the apostle and 

  • سید احمد حسینی ماهینی

کار بیخ پیدا کرد!َ

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۸ ق.ظ | ۰ نظر

ایران سوریه را به روسیه فروخت، و روسیه هم آن را به امریکا! البته ایران زرنگی کرد! حداقل قول سرمایه گذاری 50میلیارد دلاری را گرفت. گرچه سخنگوی پوتین آن را رد کرد، و گفت ما چنین پولی نداریم که سرمایه گذاری کنیم! ولی دکتر ولایتی گفت: پوتین گفته است این کار را می کند. ایشان پس از ملاقات پوتین، با خوشحالی اعلام کرد که روسیه، قول داده 50میلیارد دلار در نفت و گاز ایران سرمایه گذاری کند. ایشان همچنین گفت : قرار شد در سوریه با پوتین هماهنگ باشیم. (یعنی زیر بیرق او سینه بزنیم) پوتین هم که خیالش از این: خوش خیالی نماینده ایران راحت شد، با ترامپ و نتانیاهو قرار گذاشت. براساس گزارش دویچه وله : رؤسای جمهور آمریکا و روسیه، پس از گفت‌وگو با هم در هلسینکی، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک شرکت کردند. دونالد ترامپ گفت با ولادیمیر پوتین، گفت‌وگویی سازنده از جمله: درباره ایران و جنگ سوریه داشته است. این هم یعنی اینکه روسیه، ایران و سوریه را باهم به ترامپ فروخته! و چون مانند ولایتی اهل هیات و سینه زنی نیست، شامپاین یا ودکا را از دست ترامپ خواهد گرفت. البته باز دکتر ولایتی زرنگی کرد! اگر روسها به قولشان عمل کنند، 50میلیارد دلار به نفع ایران می شود. این امر می تواند همه کمکهایی که: ایران به سوریه کرده را جواب دهد. در واقع هزینه های ایران در سوریه، یک هزینه سرمایه ای بود! که 50میلیارد دلار ارزش داشته است. مخالفانی که می گفتند: چرا ایران به سوریه کمک می کند، حالا می فهمند که ایران برای یک معامله پر سود! کار می کرده. شاید کمک یا سرمایه گذاری ایران در سوریه، به یک میلیارد دلار هم نرسد! و ایران با صبر و تدبر ولایتی ، توانست 50برابر سود کند. طبیعتا اگر برای عراق یا لبنان و یمن هم، مشتری شوند درآمد ایران، بهتر از اینها می شود. و زبان یاوه گویان بسته خواهد شد! البته دوستان و افراد خودی، اگر از این موضوع خبر دار شوند، معلوم نیست خوشحال گردند. همانطور که معلوم نیست: ضد انقلاب که همیشه می گفته: ایران نباید به سوریه کمک کند، حالا قانع شده، دست از تبلیغات منفی بردارد. چون دشمنان ما منطق که ندارند. فقط مخالف خوانی می کنند. مثلا وقتی که موشک نداشتیم، می گفتند خاک بر سر ایران! که یک موشک هم نمی تواند بسازد( شعار: فرانسه موشک می سازه، ایران آفتابه سازه، که یادمان نرفته)بعد که رفت تو نخ موشک، هرچه می ساخت باور نمی کردند! می گفتند از روسیه می خرد و: می گوید خودم ساختم! حالا که دیدند نه یک موشک و دو موشک، بلکه تریلیاردها موشک درست کرده، و در عمق زمین انبار کرده، نه تنها خوشحال نشدند و: حرف خود را پس نگرفتند، بلکه اصلا یادشان رفت قبلا چه کری! هایی می خواندند. حالا که حافظه شان را پاک کردند( دروغگو کم حافظه هم میشود) می گویند ایران (کرور کرور)میلیون ها موشک، به حزب الله داده، برای یمن فرستاده و: به کاستاریکا و موریتانی و صحرا هم صادر کرده، هیچ!بمب اتمی هم ساخته. پیش ترامپ و هرجا توانستند رفتند، نقشه های جعلی درست کردند، تا بتوانند از انها گدایی کنند، یا وام بگیرند. لذا اگر دکتر ولایتی برای خوشحالی: آنهایی که شعار می دادند: نه غزه نه لبنان، این کار را کرده، اشتباه کرده  و با آنها همسو شده. زیرا آنها فقط بهانه می گیرند! اگر ببینند درآمدی برای ایران درست شده، دوباره دوره گردی را شروع می کنند! و جلوی آن را می گیرند. همانطور که ایران سیصد میلیون یورو، از پول خودش را خواست ندادند! همه می پرسیدند ایران این سیصد میلیون را، برای چه می خواهد؟

Russia, Iran and Syria sold together.

Iran sold Syria to Russia, and Russia also sent it to America! Of course, Iran was smart! At least: promised investment of $ 50 billion. Although Putin's spokesman denied it, saying that we do not have the money to invest! But provincial doctor said that Putin has said it does. After meeting Putin, he was pleased to announce that Russia promised to invest $ 50 billion in Iranian oil and gas. He also said: We were supposed to be in sync with Putin in Syria. Putin, in his opinion, was comfortable with this cheerful representation of Iran, with Tramp and Netanyahu. According to the D. W report: US and Russian presidents attended a joint press conference after talks in Helsinki. Donald Trump said with Vladimir Putin a constructive dialogue, including: on Iran and the Syrian war. This also means that Russia, Iran and Syria have been sold to Tramp! And if she is not like a provincial woman and she is not a woman, she will be thrown out of champagne or vodka. Of course, the provincial doctor opened the way! If the Russians act on their behalf, $ 50 billion will be in the interests of Iran. This could be all the help that Iran has given to Syria. Indeed, the cost of Iran in Syria was a capital investment! That's worth $ 50 billion. Opponents who said: Why Iran is helping Syria, now they understand that Iran is for a lucrative deal! He worked. Maybe Iran's help or investment in Syria will not reach $ 1 billion! And Iran, with provincial patience, was able to benefit 50 times. Naturally, if it is for Iraq, Lebanon and Yemen, it will be better for Iran. And the tongue will be closed! Of course, friends and individuals, if they are aware of this, are unclear to be happy. As it is not clear: the counter-revolution, which has always said: Iran should not help Syria, now convinced, to stop negative propaganda. Because: our enemies do not have the logic. They just disagree. For example, when we did not have missiles, they said that the soil was over Iran! One missile cannot be built (slogan: France builds missile, Iran is a building that has not been remembered) When you went rocket we did not believe what they were doing! They say they are from Russia and say: I've made myself! Now they saw that they did not miss a missile and two missiles, but the trillions built a rocket and stored it in depth, not only were not happy and: they did not take their word back, but did not remember what it was before. They were singing. Now that they have erased their memory (a little liar), they say Iran sent millions of missiles to Hezbollah, sending it to Yemen: it also exported to Costa Rica and Mauritania and the desert, there were no nuclear bombs Made Before the tramp and where they were able to go, they made fake plans so that they could beg or beg for them. So if the provincial doctor was happy, those who chanted: neither Gaza nor Lebanon, did it, made a mistake and aligned with them. Because they just excuse me! If they see an income for Iran, they will start the hangover again! And they will stop it. As Iran donated 300 million Euros, they did not ask for their money! Everybody asked, "What does Iran want these 300 million?"

  • سید احمد حسینی ماهینی

سود جویان خیانت پیشه

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

با حضور ترامپ در اروپا، گروهی ضد انقلاب در ایران و: سراسر جهان موجی از ترس به راه انداختند. این عده که درواقع: خط دهند اصلی ترامپ می باشند، برای پوشاندن چهره ترسوی او، این کار را می کنند. ترامپ که بعنوان نماینده قبیله: سفید پوستان متجاوز به آمریکا، تا کنون عملکرد های دیوانه واری داشته است، از تظاهرات بزرگ مردم لندن و ایرلند، به خشم آمده و گفته که: اتحادیه اروپا دشمن ما است. یعنی تنها جاییکه احتمال میداد: از او حمایت کند و بخاطر تعصب انگلو ساکسونی! از وی استقبال کنند، به دریایی از خشم تبدیل شد. که اگر دلار های نفتی عربستان، بودجه پلیسی انگلیس و فرانسه نبود، ترامپ هم نبود. او که بواسطه سر سپردگی به اسرائیل، و کمک به کشتار فلسطینی ها، غرق در مستی از کشتار مردم خاورمیانه است! تصور داشت اگر به انگلیس برود، برای او فرش قرمز پهن خواهند کرد! ولی دید که آتش تنور اروپا کمتر از: تنور غرب آسیا نیست. زیرا انگلستان دیگر انگلستان قبل نیست، نژاد پرستان سفید پوست در تمام جهان، فقط سالهای انتظار مرگ را سپری می کنند! با سیاستهای تنظیم خانواده، همه آنها تک فرزند،  یا اصلا ازدواج نکرده و: بی فرزند هستند. بجای آنها رنگین پوستان: دارای فرزندان زیاد، همه جا را اشغال کرده اند. آسیایی ها و آفریقایی ها، در اروپا بالاترین آمار را دارند. کوشش دولت های سکولار، به کمک یقه سفید های مزدور، برای مخفی نگهداشتن آن، بی ثمر بوده است. ترامپ هرجا سفر می کند: یک کاکا سیاه در مقابل اوست! یا یک زردپوست در مقابلش: قدرت نمایی می کند! در خود آمریکا هم، به هرجا سفر می کند، سرخپوستان او را خلاصه: قاتلان پدران خود می دانند! و خون پدارنشان را از او می خواهند! حتی سفید پوستان هم، از اینهمه تعصب و فرقه گرایی او، متنفر شده اند و حاصل این همه تحقیر را، در نظاهرات با شکوه لندن می بینیم. اگر سرکوبهای پلیسی به بهانه: بازی های جام جهانی نبود، در تمام سطح اروپا و جهان، با این خیزش عمیق مردمی مواجه بودیم. اما جام جهانی تمام شد! و روسیاهی به ترامپ ماند. از ترامپ روسیاه تر کسانی هستند که: می خواستند این تنش را به ایران منتقل کنند، و از حضور ترامپ در نزدیکی مرزهای ایران، برای ایجاد ترس و نا امیدی استفاده کنند. اینها دو دسته بودند: دسته اول دشمنانی که ششلول ها را بالا گرفته! و شمشیر ها را از رو بسته بودند. آنها فقط براندازی نظام را نشانه رفته بودند، با پولهایی که از عربستان و اسرائیل و آمریکا گرفته بودند، برضد ولایت فقیه و خط مقاومت کار می کردند. ولی فقط توانستند با تزریق این پولها: به داخل بازار، ارزاق مردمی را به تلاطم بیاندازند. و آنها را دشمن خود کنند. اینهم دلیل روشنی داشت: دشمنان مخفی یا مزدور، به کمک آنها آمدند. کسانی که با استفاده از این آشفته بازار، به واردات خودروهای خارجی اقدام کردند، یا سکه و ارز را از بازار جمع کردند. ممکن است با قصد سود آوری! به این کار مباردت نمودند و: شاید از نزدیکان بانک مرکزی هم بودند، اما نتیجه کار آنها آب به آسیاب دشمن ریختن، و از بین بردن آرامش بازار بود. بطوریکه در چند مورد رهبری شخصا، در مسائل ورود کردند و: خواستار نقشه راه برای آرامش بازار شدند. نقشه راه فقط با حذف فیزیکی: این نوع افراد ساده لوح و سودجو است. باید اینها را اعدام کرد، و اموال آنها را، بین مردم تقسیم نمود. این افراد که اکثرا تحصیلکرده آمریکا هستند! در تمام رگ وریشه بانک مرکزی نفوذ کرده، چهل سال است که با راه حل های دشمنانه خود، ارزش پول ملی را کاهش داده اند. اینها ظاهرا کارمند بانک مرکزی ایران هستند، ولی درواقع  کارشناسان ارشد آمریکا بوده اند!

Profit hitters

With the presence of Tramp in Europe, a counter-revolutionary group in Iran and around the world launched a wave of fear. These people, in fact, are the main tramp's line-up, to cover their cowardly face. Tramp, who as a tribal agent: the whites of the US aggressor, has had crazy actions so far, has been angry at the mass protests of the people of London and Ireland, saying that the European Union is our enemy. That is, only where he could: support him, and because of the fanaticism of Anglo Saxony! He welcomed him, became a sea of ​​anger. That was not the case if Saudi Arabia's oil dollars were not the British and French budget. He is drunk by killing the people of the Middle East through his visit to Israel and helping to kill the Palestinians! Imagined if he went to England, he would have red carpets for him! But he saw that Europe was less tired than Tenor West Asia. Because England is no longer England before, white-breeders all over the world spend only years waiting for death! With family planning policies, they are all single-born, or not married at all: they are childless. Instead of them, colored people: have many children, occupy everywhere. Asians and Africans have the highest rates in Europe. The efforts of secular governments, with the help of the mercenary white collar, have been fruitless to conceal it. Tramp travels anywhere: a black kaka is in front of him! Or a yellow one in front of her: it empowers! In the United States, wherever he travels, the Indians will summarize him: killers know their fathers! And they want their blood-stained ones from him! Even the whites have been hated by all of her prejudice and sectarianism, and we are seeing all this humiliation in the magnificent London dance. If police crackdowns were not for the pretext: World Cup games, all over Europe and the world, we were faced with this profound upsurge. But the World Cup is over! And the Russians stayed in the tramp. The Tromp Russians are the ones who: wanted to transfer this tension to Iran, and to use the presence of Tramp near the Iranian borders to create fear and frustration. These were two categories: the first group of enemies who raised the six-lols! And they closed the sword. They only pointed to the overthrow of the regime, working with the money from Saudi Arabia, Israel, and the United States, against the Velayat-e Faqih and the resistance line. But they only managed to inflate the popularity of the people by injecting this money into the market. And make them enemies. It had a clear cause: secret enemies or mercenaries came to their aid. Those: who used this turbulent market to import foreign cars, or gathered coins and currency from the market. May be profitable intent! They did it and: maybe they were close to the central bank, but the result of their work was to throw water into the enemy mill, and to eliminate market calm. As a matter of fact, in a few cases, the leadership personally entered issues and asked for a roadmap for market relaxation. Road map with physical removal only: This is a naive person. They must execute them, and divide their property among the people. These people are mostly educated in the United States! Infiltrated the central bank in all veins, for forty years it has reduced the value of the national currency with its hostile solutions. They appear to be the central bank officer of Iran, but in fact they were senior US experts!

  • سید احمد حسینی ماهینی

ریشه نقدینگی سرگردان کجاست؟

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۱۰ ق.ظ | ۰ نظر

نقئینگی فرهنگ بی ثباتی است. زیرا ثبات اقتصادی، نیازی به نقدینگی ندارد. بازارها در قدیم، بدون انتقال پول کار می کردند. یعنی به همدیگر کالا قرض می دادند، یا قرض می گرفتند و هرماه یا هرهفته، به این حسابها رسیدگی و به: جمع بندی آن می پرداختند. روشی که الان در بیت کوین اجرا می شود! اعضا با پرداخت حق عضویت، خود را ضمانت می کنند و به همدیگر اعتماد دارند. مانند کودکان که در اسمان شب، ستاره ها را نشان می دهند و: می گویند این ستاره مال من، آن ستاره مال تو، همین اشاره کافی است که: او را مالک بدانند. در سیستم اقتصادی سنتی ایرانی و اسلامی، ضرب المثل معروفی بود که: جیب من و تو ندارد! یعنی پول اگر در جیب تو هم باشد، مثل اینکه مال من است. در سیره عملی علما در حوزه هم، مطرح بود که آنها صندوقی را می گذاشتند، و به طلبه ها می گفتند: هرکس هر چقدر لازم دارد بردارد. لذا مردم ایران در فرهنگ سنتی خود، نیازی به پول ندارند. میتوانند از مغازه سر کوچه، همه چیز بخرند و سر ماه یا هفته، آن را تسویه کنند. لذا می بینیم این سنت هزاران ساله هست، که مردم را در مقابل: تحریم های ظالمانه بیمه می کند. مردم از دست فروشان خرید می کنند، تولید کنندگان زیر زمینی هم، به دست فروشان می فروشند. لذا تولید و توزیع و مصرف دارای ثبات است. در درون مردم، هیچ گونه تنش یا ترس از تحریم نمی بینیم. اما وقتی به اقتصاد کلان، یا دولتی یا حکومتی می رسیم، قضیه کاملا برعکس می شود: قول شفاهی که اصلا قابل قبول نیست، باید رسید کتبی دارد!(بوروکراسی ارثیه ماکس وبر) رسید ها  و قرارداد ها هم، هرچه محکم باشد، فایده ندارد و بالاخره گردن دولت: زیر ساطور بخش خصوصی و پیمانکاران است. دستمزد های بالا باید بپردازد، تعطیلات و توقف های آنها را هم باید بدهد. اگر یک روز در پرداخت آن تعلل کند، پروژه نعطیل می شود! پیمانکار شکایت می کند و: دهها برابر قرارداد جریمه و: دیر کرد را به حکم دادگاه از دولت می گیرد. بنابر این یکی از راههای توزیع نقدینگی سرگردان، پروژه های عمرانی می باشد. مخصوصا آنهاییکه ظاهرا، نیمه تمام هستند. زیرا منبع دریافت پول بدون پیشرفت فیزیکی می باشند، یک تحقیق و تفحص در پروژه های عمرانی: نیمه تمام یا پروژه های عمرانی بلا استفاده: مانند ورزشگاهها و بیمارستانها و: ساختمان های خالی (اداری و مسکونی سازمانی و حتی تجاری یا دارایی های منجمد) خواهد گفت که: زیر چتر خوشنامی پروژه های عمرانی، چه مقدار نقدینگی از بانکها (وامهای کلان)، جذب و بدون بهره وری، به بازار تزریق شده است. پس اولین منبع نقدینگی سرگردان، به دست پیمانکاران است! بعد هم با اعتراض به عدم رسیدگی ! مجبور می شوند آن را در: خرید سکه و ارز روانه کنند، تا کاهش ارزش نداشته باشد. در قسمت خدمات وضع از این بدتر است. بزرگترین واحد خدماتی ارز بر، و نقدینه زا پزشکی است. مردم بطور سنتی به طب گیاهی، بدون وابستگی ارزی علاقه دارند، ولی با سیاستهای وزارت بهداشت، این تمایل سرکوب و به ارز، وابسته شده است. در زمینه واردات کالاهای اساسی و واسطه، بالاترین نرخ نبدیل ارز به پول داخلی است. اما مهمتر از همه اینها پولشویی، یا تزریق نقدینگی از سوی ضد انقلاب، و حامیان بین المللی آنها است. که به قصد براندازی، پولهای دزدیده شده خود را، برای خرید ارز و سکه، تخصیص می دهند تا ارزش پول ملی، کاهش یافته و نارضایتی مردم بالا رود! نهایتا به براندازی منجر شود. دستگیری این افراد نشان خواهد داد: آنهایی که خریدار عمده سکه و ارز هستند، دقیقا به همین منظور، یعنی افزایش نقدینگی سرگردان، وارد عمل می شوند و هزینه های: بالایی هم پرداخت می کنند.

Where is the root of liquidity wandering?

Liquidity is the culture of instability. Because: economic stability does not require liquidity. Markets in the old days worked without money transfer. That is, they borrowed or borrowed goods, and each month or every other week; they looked at these accounts and summarized it. The way that runs in Bitcoin now! Members guarantee and trust each other by paying a membership fee. Like the children who show the stars in the night sky, they say: This is my star, that star of yours, this is enough to know who to own it. In the traditional Iranian and Islamic economic system, there was a proverb: "I have no pocket!" That is, money if it is in your pocket, as if it's mine. In the actual practice of the Ulema in the field, it was argued that they would put a cupboard, and they would say to the students: "Everyone takes as much as he needs." Therefore, the Iranian people do not need money in their traditional culture. They can buy everything from the store in the street, and fix it on the moon or week. So we see the tradition of thousands of years, which insures people against cruel sanctions. People buy from handicraftsmen, but also underground producers sell to dealers. So production and distribution and consumption are stable. Inside the people, we do not see any tension or fear of sanctions. But when it comes to macroeconomics, either in government or in government, the theorem turns out to be quite the opposite: oral verdicts that are not at all acceptable, must be written in writing (the inheritance bureaucracy of Max Weber). Profits and contracts are also, the hardest, the benefits. And finally, the neck of the government is under the private sector and contractors. The high wages must pay, their holidays and their stops must also be paid. If it fails to pay one day, it will be a great project! The contractor complains: Tens of times the contract is fined and: It is too late to take the court decision from the government. Therefore, one of the ways to distribute liquidity to wandering is construction projects. Especially :those who are apparently half-finished. Because they are the source of money without physical progress, an investigation into construction projects: semi-finished or unused construction projects: such as stadiums and hospitals: vacant buildings (institutional and residential buildings, and even commercial ones or frozen assets) He will say: "How much liquidity of banks (large loans), absorbed and unproductive, has been injected into the market under the umbrella of civil engineering projects?" So the first source of liquidity is wandering to the contractor! Then, protesting against the lack of consideration! They are forced to sell it in: buy coins and currencies, so as not to depreciate. In the service sector, the situation is worse. The largest unit of service is the exchange and medical cash. People traditionally have an interest in herbal medicine, without any dependence on the currency, but with the policies of the Ministry of Health, this tendency is suppressed and dependent on the currency. In terms of import of basic goods and intermediaries, the highest non-dollar exchange rate is to domestic currency. But most importantly, it is money laundering, or liquidity injections from the counter-revolution, and their international supporters. They intend to steal their stolen money to buy currency and coins in order to destabilize the value of the national currency and raise their public discontent! Eventually: leading to subversion. The arrest of these people will show: those who are the main buyer of coins and currencies, are doing exactly for this purpose, that is, increasing the liquidity of the wanderers, and paying high costs.

  • سید احمد حسینی ماهینی

فروش سوریه به 50میلیارد دلار: سرمایه گذاری نامشخص روسیه،

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

سیاست های درست و منطقی ایران در جهان، باعث شده تا مردم از آمریکا رویگردان شوند. و در دنیای دو قطبی فعلی، تنها کسی که از این رویگردانی مردم بهره مند می شود، ایران است. البته سیاست های غلطی هم گاهی اجرا می شود: آن اینکه سوریه را برای 50میلیارد دلار: سرمایه گذاری نامشخص روسیه، به آنان فروخته باشیم. لذا در اینجا دو انحراف بزرگ دیده می شود: اول اینکه جهان را چند قطبی بدانیم، و با دست خود، قدرت ایران را در جهان، با دشمنانی مثل روسیه و چین شریک شویم. گاهی آنها را برتر و بهتر از خود بشماریم! یا دنباله رو سیاست های ضد اسلامی آنان باشیم. نمونه این طرز تفکر را در دکتر ولایتی می بینیم، که به دستبوس پوتین رفته! بجای اینکه پیام رسان رهبر و رئیس جمهور و: نشان اقتدار ایران باشد، خوشحال است از اینکه بگوید در سوریه، با روسیه هماهنگ می شویم! جاییکه باید بگوید: روسیه با ما هماهنگ می شود. زیرا عنصر اصلی مقاومت سوریه، مردم آن هستند، نه سلاحهای تاکتیکی روسیه. در لبنان و در فلسطین هم، همین اشتباه را می کنند. امام خمینی فلسطین را مسئله اسلام می داند. ولی آقایان هرکس را که به: فلسطین غیر اسلامی هم معتقد باشد، شریک می کنند. ما اگر قرار بود غیر از اسلام، در فلسطین فکر کنیم، یاسر عرفات و معمر قذافی و عبدالناصر، از ما بهتر عمل می کردند. جهاد اسلامی و خط مقاومت، به این دلیل درست شد که: فقط راه رهایی فلسطین را، در قیام اسلامی بداند. و الا عربستان و امارات، از ما بیشتر پول می دهند. اینکه امام خمینی تاکید می کرد: همه کار ها فقط برای خدا باشد. برای همین بود. ایشان چین را همطراز انگلیس می دانست. روسیه هم تا کنون، خیانت های زیادی به اسلام کرده است. در نیروگاه بوشهر، هنوز هم بازی در می آورند. در تمام قرارداد ها، فقط به پول بیشتر فکر می کنند.  یا اینکه با مسلمان کشی آنان، در فدراسیون های روسیه مخالفتی نکنیم. بنابراین باید این فکر اشتباه اصلاح شود: ایران به عنوان پرچمدار حق، در یک طرف و کلیه کسانی که: از اسلام انحراف دارند، در طرف دیگر. یک جهان دو قطبی ایران و آمریکا! نه اینکه چین و روسیه را هم شریک کنیم، برخی ها جرات کنند حتی بگویند: برویم از ثبات اقتصادی لبنان درس بگیریم! اشتباه دوم این است: هرکس را در خط جمهوری عمل می کند، بجای جذب کردن در دفع آنان می کوشند یا آن را به دیگران منتسب کنیم. همین تظاهرات انگلیس یک نمونه است، فرانسه و آمریکا و استرالیا هم همینطورند. مخالفت آنها با آمریکا، در راستای سیاست های جمهوری اسلامی است، نباید با نادیده گرفتن زحمات آنها، بگوییم برای سوسیالیسم یا لیبرالیزم است. مردم انگلیس مخصوصا آن بخش که: در این تظاهرات شرکت کردند، اگر مسلمان تر و انقلابی تر از ایرانی ها نباشند، کمتر نیستند. هوش و استعداد آنها، حرف های منطقی ایران را می فهمد، و آن را دنبال می کند. در آمریکا نهضت 99درصدی همان انقلاب اسلامی بود، فقط از ترس پلیس و شکنجه، سعی کردند نامی از ایران نیاورند. الان هم در تمام ناکامی ها و: تلخی های حکومت های غربی، مردم آنها چشم انتظار کمک های: فکری و فرهنگی ایران هستند اما متاسفانه نسبت دادن: این موج عظیم انقلاب مردم غرب، به فرقه گرایی های نه چندان مطرح، یا قدرت های پوشالی دیگر، یک خیانت تاریخی به ملت های غربی است. همانطور که ملت های شرق را، نباید به دست دولت های خودشان، قربانی نکنیم، ملت های غرب را هم، با موهومات عجین نکنیم. همه آنها در صف واحد، از ایران و انقلاب اسلامی الهام گرفته اند. اگر جرات مدیریت آنها را نداریم، و فقط به فکر کلاه خود هستیم! که باد نبرد، باید پست ها را اشغال نکنیم، بیت المال را صرف کوچک کردن: دنیا به اندازه نوک دماغ خود، نکنیم.

British people support from Iran

The right policies of Iran in the world have made the people turn away from America. And in the current bipolar world, Iran alone is the only one who benefits from this shift of people. Of course, wrong policies are also being implemented: it's sold Syria for $ 50 billion: an indefinite Russian investment. So here are two big deviations: First, we know the world as polarized, and with our own hands, we can share Iran's power in the world with enemies like Russia and China. Sometimes, consider them superior and better than themselves! Or follow their anti-Islamic policies. We see a sample of this thinking in the provincial doctor, who went to Putin's handbook! Instead of saying that we are aligning with Russia in Syria, we are happy to be the messenger of the leader and president and: the title of authority of Iran! Where to say: Russia is in harmony with us. Because the main element of Syrian resistance is its people, not Russian tactical weapons. In Lebanon and in Palestine, they make the same mistake. Imam Khomeini regards Palestine as a matter of Islam. But gentlemen, they share whoever believes in non-Islamic Palestine too. If we were to think in Palestine other than Islam, Yasser Arafat, Muammar Gaddafi and Abdul Nasser would have been better than us. The Islamic Jihad and the resistance line were set up to: Only consider the path to liberation of Palestine in the Islamic uprising. And Ella, Saudi Arabia and the Emirates, will give us more money. Imam Khomeini emphasized: All works are for God only. That was why. He considered China as British. So far, Russia has betrayed a lot of Islam. At Bushehr Power Plant, they still play. In all contracts, they only think about more money. Or do not oppose the Russian Federation with their Muslims. Therefore, this wrong thought must be corrected: Iran as the flagship of the right, on the one hand, and all those who deviate from Islam, on the other. A Bipolar World of Iran and America! Not to share China and Russia, some may even dare say: Let's learn from the economic stability of Lebanon! The second mistake is: Everyone acts on the line of the republic, instead of absorbing it, they try to repulse them or to attribute them to others. The same is true of the British demonstration, France and the United States and Australia. Their opposition to the United States is in line with the policies of the Islamic Republic, and we must not deny them their work, for socialism or liberalism. The British people, especially those who participated in the demonstration, are less likely to be Muslims and more revolutionary than Iranians. Their intelligence and talent understand and pursue Iran's logical logic. In the United States, the 99 percent movement was the same as the Islamic Revolution, trying to avoid naming Iran from police fear and torture. Now, in all the failures and the bitterness of the Western governments, their people are waiting for Iranian intellectual and cultural contributions: but unfortunately, they attribute: the massive wave of the Western people's revolution, to the not so sectarianism, Another is a historical betrayal of Western nations. As the nations of the East do not sacrifice at the hands of our own governments, we should not condone the nations of the West with false illusions. All of them are inspired by Iran and the Islamic Revolution in the single queue. If we dare not manage them, and just think of their hats! That's not the battle, we should not occupy the posts, do not waste the bite of the smallest: the world is not as big as its tip.

  • سید احمد حسینی ماهینی

تجارت جهانی نوین

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۴۹ ب.ظ | ۰ نظر

Edit photo

سرمقاله : سید احمد حسینی ماهینی 

جنگ اقتصادی آمریکا با جهان، نشان می دهد که تجارت سنتی: بر پایه تک قطبی در حال انقراض است. براساس تئوری های کلاسیک، تجارت جهانی باید ازاد باشد! و مزیت های نسبی اقتصادی، روند خود را ادامه دهد. اما اکنون خود آمریکا، بعنوان سردمدار سرمایه داری امپریالیستی، شروع به اعمال تحریم، یا بایکوت کردن دیگران و: برقرای تعرفه گمرکی 25درصدی ورود کالا می کند. این نشان از نقض همه قواعد گذشته و: ایجاد قواعد جدید است. لذا تمام قوانین گات و تجارت جهانی، یکباره از بین رفت.  قوانین جدیدی بر اساس جنگ اقتصادی نوین، در حال شکل گرفتن و جهانی شدن است. به همین جهت، ما سلسله بحث هایی را در این زمینه خواهیم داشت: مجله اختصاصی برای این موضوع داریم و: سعی می کنیم با توجه به اقتصاد مقاومتی، تجارت جهانی جدید را طراحی نماییم. در ابتدا باید بگوییم که: آمریکا و دیگر کشورهای جهان، در راستای اقتصاد مقاومتی، به حرکت در آمده اند و با قبول: تئوری های اقتصاد ایرانی، آن را اجرا می کنند. لذا از نظر ما جنگ اقتصادی، در بین نیست بلکه مرحله: تحول اقتصاد امپریالیستی به اقتصاد اسلامی، یا اقتصاد مقاومتی است. براساس شعار ایران در سال 1397 که به: تولید کالاهای داخلی می پردازد، و سعی دارد از واردات جلوگیری کند. آمریکا نیز همین کار را می کند: تعرفه 25درصدی برکالاهای چینی، به همین دلیل است. زیرا چین توانسته اقتصاد آمریکا را در دست بگیرد، و با روش دامپینگ(ارزان فروشی مصلحتی )، بازار آمریکا را تسخیر نموده است. مسئولان اقتصادی با تعیین تعرفه، خواسته اند این شکاف (گپ) را پرکنند. براساس محاسبه آنها، اگر اجناس چینی 25درصد گرانتر شود، نمی تواند با قیمت اجناس آمریکایی رقابت کند. لذا بجای کاهش قیمت کالاهای داخلی، که به تضعیف تولید کنندگان می انجامد، با برقراری تعرفه، قیمت کالاهای خارجی را از دسترس خارج می کنند. شکایت چین به سازمان جهانی تجارت هم، فایده ندارد زیرا که این روش تجاری، سال ها است که زیر پا گذاشته شد! خود چین هم در مقابل تایوان و ژاپن ومالزی انجام می دهد. اخیرا هم که درمقابل آمریکا و اروپا هم، تعرفه را بالا برده! اروپا نیز به این روند تعرفه گذاری پیوسته است. لذا شرایط صوری که: مانع عضویت ایران در تجارت جهانی می شد، اصلا اجرایی نبود و: فقط بهانه ای برای جلوگیری عضویت ایران بود. زیرا اگر ایران عضو می شد، همه تحریم ها از بین می رفت. این خواست آمریکا به عنوان: قدرت برتر تجارت جهانی سنتی نبود. با توجه به مزیت فراوان: کالاها و خدمات ایرانی ، عضویت در سازمان تجارت جهانی، باعث می شد تا سلطه آمریکا از بین برود، و مدیریت آن به دست ایرانی ها بیافتد. لذا مقاومت آنها در برابر ایران، قانونی نبود. حتی قانون دست نوشته خودشان هم، این را نمی خواست. بلکه بیشتر به آن جهت بود که: ایران شریک تجاری بی ضرر(احمق) بماند! یعنی از همه کشورها، بالاترین خرید ها را، با قیمت تحریمی داشته باشد. پس با عضویت ایران، تمام سود های باد آورده: همه کشورها نابود می شد. به لحاظ فروش نیز، ایران مزیت های فراوانی داشت: رتبه اول در گاز و نفت، موقعیت ژئوپلیتیکی آب و هوایی و حمل و نقل، خدمات فنی مهندسی بسیار پیشرفته، نیروی انسانی کار آمد در تراز جهانی، که بسیاری از آنها، از مدیران شرکت های رقیب بودند! همه باعث می شد ایران، از لحاظ فروش نیز دست برتر داشته باشد. هم اکنون هم هیچ کشوری، مایل نیست بازار ایران را از دست بدهد! هیچ کشوری هم از خدمات و کالاهای ایرانی، ناراضی نیست. فقط زور گویی آمریکا، باعث تبلیغات منفی می شد، که به حمدالله با ورود آمریکا و اروپا و چین و روسیه، به اقتصاد مقاومتی، مزیت های تئوریک و مدیریتی ایران نیز، کارایی خود را نشان داد.

New global trade

The American economic war with the world shows that traditional trade is ending on a unipolar one. According to classic theories, global trade should be free! And the relative economic benefits, continue their process. But now, America itself, as the leader of imperialist capitalism, begins to impose sanctions, or boycott others, and: impose a 25 percent customs tariff on goods entering. This is a sign of violating all the rules of the past: creating new rules. Therefore, all the rules of the GATT and the World Trade Company were immediately abolished. New laws are emerging and globalized based on a new economic war. Therefore, we will have a series of discussions in this area: we have a dedicated magazine for this topic: We are trying to design a new global business, given the strength of the economy. First, we must say that: The United States and other countries in the world are moving in line with the resistance economy, and accept that: the Iranian economy's theories run it. Therefore, in our view, economic warfare is not inseparable, but the stage: the transformation of imperial economy into an Islamic economy, or resistance economy. Based on the slogan of Iran in 1397, which: deals with: the production of domestic goods, and tries to prevent imports. The United States does the same: the 25% tariff on Chinese goods is for this reason. Because: China has been able to seize the US economy, and has captured the US market with a dumping method (cheaper expeditions). Economic officials have asked to fill the gap by setting tariffs. According to their calculations, if Chinese goods are priced at 25%, they cannot compete with American commodity prices. Instead of lowering the price of domestic goods, which leads to weakening of the producers, by imposing tariffs they will eliminate the price of foreign goods. China's complaint to the World Trade Organization is not beneficial because this commercial approach has been violated for many years! China itself is against Taiwan, Japan and Malaysia. Last but not least, the US and Europe have raised tariffs! Europe has also joined the process of tariff regulation. Therefore, the formal conditions that prevented Iran from joining the global trade were not just enforced: it was just an excuse to prevent Iran from joining. Because: if Iran were to join, all sanctions would be eliminated. This was not America's desire as: the supreme power of world trade was not traditional. Given: the great advantage: Iranian goods and services, membership in the World Trade Organization, American domination disappeared, and its management fell to the Iranians. Therefore, their resistance to Iran was not legal. Even their handwritten law did not want that. But more so because: Iran is a business-as-you-go business partner! That is to say, from all countries, the highest purchases, at a price of sanctions. So, with Iran's membership, all windfall profits: all countries were destroyed. In terms of sales, Iran also had many advantages: first in gas and oil, geopolitical position in weather and transportation, highly advanced technical engineering services, and globalized workforce, many of which were from company directors Were rivals! Everyone would have made Iran more hands-on in terms of sales. No country is willing to lose Iran's market right now! No country is dissatisfied with Iranian services and goods. It was only America's force that caused negative publicity, which showed Hamdallah's performance with the arrival of the United States and Europe, China and Russia, to the resistance economy, the theoretical and managerial advantages of Iran.

  • سید احمد حسینی ماهینی