اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

۳۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

همایش ها، انعکاس: مهمان نوازی!

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۴۹ ب.ظ | ۰ نظر

اولین گردهمایی را به زمان کوروش کبیر نسبت می دهند، البته قبل از آن هم تا 5هزار سال قبل از میلاد بوده است:  http://www.confref.ir/

اما در دوران معاصر، ایران یکی از پرهمایش ترین کشورها است. این همایش خیز بودن ایران، انتقاد های بسیاری را هم به دنبال داشته است.

که یکی از مهمترین این انتقاد ها غیر ضروری بودن برخی همایش ودیگری ریخت و پاش و اصراف و تبذیر است.

اما به نظر می رسد هردو هم، حسن همایش ها بوده است و: میتواند در راهبرد آن ها موثر باشد . یکی اینکه غیر ضروری هست یا نیست، این تشخیص با برگزار کنندگان است. زیرا آن ها هستند که میدانند این موضوع، مهم است یا نه. به غیر از برگزار کنندگان، شرکت کنندگان نیز در این موضوع صاحب نظر هستند . کسانی که مقاله میدهند یا: کسانی که سخنرانی می کنند، افراد فرهیخته ای هستند که: به سادگی نمی توان آن ها را متهم به: غیر ضروری بودن حرف ها و نوشته هایشان کرد.

    از سوی دیگر ریخت و پاش ها هم، مهم نیست زیرا بسیاری از این همایش ها، خودگردان هستند یعنی: اعضا شرکت کننده با پرداخت حق ثبت نام، هزینه های مربوط به خود(مانند غذا ، پذیرایی و پکیج هدایا و..) را تقبل می کنند. و حتی مبلغی بیشتر می پردازند تا: هزینه های کلی نیز مانند: اجاره محل سالن، حق التحقیق یا اشانتیون نویسندگان و سخنرانان و: غیره از این محل پوشش داده شود.

     یک تحقیق میدانی  نشان می دهد: که برگزار کنندگان اینگونه نشست ها و کنگره ها، حتی سود نیز می برند و گاه، سود آن ها برابر کل هزینه های انجام شده است! یعنی معمولا حق ثبت نام را دو برابر: براورد هزینه ها دریافت می کنند. که البته این، میتواند محل اشکال باشد . یعنی حق ثبت نام ها بایدعادلانه باشد. و اگر شرکت هایی به قصد سود آوری هم، این کار را انجام می دهند، سود معقولی را برای خود منظور نمایند تا: جویندگان علم بیش از این ضرر نکنند.

آسیب شناسان همایش ها، یک مورد دیگر هم بیان می کنند و: آن استفاده شخصی از بیت المال کردن یا: هزینه نمودن بی مورد بودجه های دولتی است. مثلا همایش هایی که از سوی: ارگان های دولتی برگزار می شود، بنا بر ادعای این ها، باعث می شود بودجه های جاری را جذب کرده و: برای عملیات روتین وزارت خانه، کسری بودجه ایجاد کند.

این ایراد هم میتواند  با بازرسی: ارگان ها و نهاد ها و حسابرسی ان ها، درمان شود و یا: دستور العمل صریح برای این موارد صادر شود. هرچند که بنابر برخی اظهار نظر ها، چنین ریخت و پاش هایی لازم است. مثلا دولت جمهوری اسلامی، مهمانانی را از سراسر جهان دعوت می کند، بدیهی است باید امکانات رفاهی آنان را فراهم سازد و: در حد قابل قبولی از آنان پذیرایی کند. و برای آن ها هدایایی هم در نظر بگیرد.  

     ضمن آنکه از نظر علمای اسلامی، صرف جمع شدن یعنی: گعده کردن،خودش موضوعیت دارد. بقول یکی از مراجع، همین که شما دور هم جمع شوید و:یک چای باهم بنوشید، این خودش خوب است، حتی اگر موضوعی هم برای بحث و جدل نباشد.این امر بیان گر این است که: اجتماع خود به ذات خودش لازم است، و هزینه های آن هم هزینه های قابل قبول می باشد.(یدالله مع الجماعه)

    مثلا راهپیمایی هایی که می شود، نهایتا به یک همایش تبدیل می گردد.زیرا با سخنرانی یک خطیب در جمع آنان، و قرائت بیانیه پایان می یابد. نمی توان راهپیمایی را از همایش جدا کرد. بگوییم مردم به راهپیمایی بیایند، ولی ندانند برای چه! خواندن بیانیه در انتهای راهپیمایی هم، نمی تواند در حال حرکت باشد. بلکه مردم باید جمع شوند حتی بنشینند و: به طور کامل سخنرانی را گوش بدهند و: با تکبیر آن را تایید کنند.

   اینهم نمی شود که مردم بیایند و: گوش بدهند و خسته و گرسنه در خیابان بمانند. لذا رساندن آنان به محله خودشان و: یا پذیرایی های مختصر بین راهی از آنان،  لازم است. تحت فشار گذاشتن مردم و: پذیرایی نکردن آنان باعث می شود، مردم تصور کنند به اسیری برده شده اند!هرچند دشمنان تبلیغ کنند که: ساندیس و کیک هست که: مردم را به خیابان ها می آورد! اگر این طور بود، خودشان هم ساندیس و کیک می دادند و: مردم را می آوردند.

   دشمنان ما هرچه قدر ساندیس و کیک و: حتی پیتزا و نوشابه هم بدهند، نمی توانند مردم را جمع کنند و: اگر هم جمع شوند عاقبت این گوجه و تخم مرغ است که: نصیب دشمنان ما می شود.

(لوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ۚ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ)

بنابر این همایش ها نه تنها بد نیستند، بلکه نشان از مهمان نوازی ایرانیان دارند. و بخوبی آشکار می سازند که: ایرانی ها اهل تعامل و همکاری با دنیا هستند.مهمان نوازی ایرانیان، حکم می کند که اگر مهمانی را دعوت کردند، از آن ها بخوبی پذیرایی کنند و برایشان سنگ تمام بگذارند. و البته دراین موارد هم، موازین شرعی باید رعایت شود و:از خوراکی ها و کار های حرام جلوگیری شود.

   سال ها غربی ها تبلیغ می کردند که: ایرانی ها اهل کار جمعی نیستند! ومانند غربی ها نمی توانند: حزب یا گروه داشته باشند!حالا که همه ایرانی ها در همه شئون، کارهای خود را به صورت جمعی انجام می دهند، نباید دوباره مورد انتقاد قرار گیرند. و این روش پسندیده ایرانی، به تمام کشورها و ملت های همسو هم سرایت کرده.

گردهمایی ، راهپیمایی و همایش امری ساده برای: این ملت ها است در حالیکه، دولت های غربی برای کوچکترین همایش خود، باید هزاران محافظ به کار بگیرند! در واقع همایش آن ها، همایش پلیس ها است! مثل کسی که بجای پنیر گذاشتن لای نان ، نان را لای پنیر بگذارد! 

国会,反思:款待!

当然第一次会议,是因为居鲁士大帝的时候,已经去过5000年BC:

但在近代,伊朗拥有全国最高端的会议之一。国会的兴起,已被批评为找太多。

其中的一些不必要的浪费和Tbzyr国会和反挥霍的主要批评。

但似乎这两个哈桑会议已:战略才能奏效。一说是不必要的或没有,主办方承认。因为他们知道,这是很重要与否。除了组织者,参与者都是关于这个问题的专家。那些谁学习或那些谁说话,人们都受过教育,那根本不能指责:是不必要的发表他们的信件。

    在另一方面挥霍,也同样是重要的,因为许多这些会议,管理局是:参与者交纳登记费,费用(如饮食,娱乐,礼品包等)负担这一点。甚至更多的钱来支付费用,如一般的租赁馆,该研究的作者和演讲者或Ayshantyvn :所以这个地方被覆盖。

     有调查显示:此类会议和大会的组织者,有时甚至采取利润,利润等于总成本呢!通常是双挂号费:预估费用收取。当然,这可能会产生问题。报名费必须公平。

病理学家国会,另一种感觉,它是使用公共资金或成本,以政府的财政预算。例如,一些会议:俄勒冈州举行,根据要求,目前预算的原因,吸收和日常运营部门,预算赤字引起。

它也可以配备检查和审计机关和机构,它被视为或指令对这些项目发出明确。然而,根据一些评论,如必要挥霍。并把它们当作礼物。

     同时,根据伊斯兰学者,仅仅积累:粤海控股本身是相关的。根据当局,这样就可以扎堆和A在一起,喝喝茶,这是很好的,即使它并不是用来辩论的,这表明:我们的社会本身是必要的,且其成本也是可以接受的成本( )

    例如,演示,最终被转化为一个会议,因为其中一个牧师的言论,以及语句结束。演示不能从会议分开。告诉人们要来的涨势,但不知道为了什么!阅读声明的游行不能动的结束。人们甚至不应该坐在一起,听讲话全文,并与Takbir确认。

   谁进来的人是不相同的:听,又累又饿,留在街上。因此,他们把自己的邻居:他们之间简短而有趣的方式是必要的。迫使人们:他们的发球没有引起人们认为他们已被抓获虽然敌人,以帮助促进它!桑迪斯和一个蛋糕,带来人们上街游行!如果这是真的,桑迪斯和蛋糕自己,人们就把它。

   我们的敌人桑迪斯,蛋糕,还有更多:即使比萨饼和苏打一起,他们不可能有人民,如果他们最终在一起的西红柿和鸡蛋,将有利于我们的敌人。

这些会议不仅是他们的伊朗好客坏,但还可以。并明确表明,伊朗人从互动和与世界的合作。伊朗好客,支配的,如果你邀请客人谁将会为他们服务好,把他们所有的石头。在这种情况下,但是,应当是合法的和禁吃的食物,并努力避免。

   西方人倡导多年,伊朗人是不是从一个集体的工作!西方人不能等则政党或团体必须现在,所有伊朗人的各个环节,共同做他们的工作不应该再批评。伊朗和良好的技术,它已蔓延到该行的所有国家和民族。

会议,集会和会议的东西很简单:虽然这些国家,西方国家的政府为他们最小的国会应当采取保护成千上万!在发布会上,该会议是警察!喜欢谁,而不是沉积淤泥面包,奶酪,面包,奶酪粉即可!

  • سید احمد حسینی ماهینی

آیا این خود باختگی کی باید علاج شود

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر

医生阿维森纳的努力去挥霍!

医学大会上,所有的符号都是英文书籍和论文,而是充满医学术语是英语!运用优美的文字在波斯医生,他的不屑,认为这是有失身份。他们喜欢的身体,这几年在阿维森纳曾名称:英语语言从自己和国家弃权:语言和卖假的烹饪历史

一个女人的角色,为欧洲的晚餐谁!错过了头巾和尊严,文化自卑,因为艺术家反正,但本质是叛徒。但科学家都低于预期。如果我们的艺术家声称,它没有任何图案或历史,我们的医生不能采取这样的谈话。

    如果你提交你自己知道我们的艺术家,并为艺术而艺术定义。但我们的医生宣誓就职。他教授的风格会穿在西华门,牺牲文书的衣服,但所有这些,并搭配领带取代了它。

     我们的医疗文化,像其他文化,经历了一个典范!主机必须小心:不是电脑,电脑不应该说,但笔者:剧组从这个豁免!讲师和扬声器和dubbers一切都是免费的,表演者,所有的制造商,可以很容易地使用外国名字!波斯语言和其工作的学校!

   量产车标致波斯之内!他们把它命名为好晦涩的词语,如壳聚糖,来回几十个一天时间,从各个频道播放!但因为钱会好起来的。

院校以及自己,要相信自己,创造日常用语:同样是外外。

人们很快发现,单词和:是等价的,但媒体和专家,他们贬低知道,他们用这些话:

流动人口非常迅速,但他们转化为手机,该学院说,艾拉告诉Billah手机!有人对我说一次按压(单次调用) ,我们的专家说,S.小姐,我让别人说给我的地址。学者说的地址,我给我发短信!

这不仅是医生和工程师,但所有的艺术家都这样教育。只有波斯动词说。如果你能用英语说出来,比他的英语更厚。

当它应该被治愈他们的损失呢?媒体当我们失去了,人们都受过教育,或什么期望然而他的入侵和这么多的损失,只有一个原因:西方的教育体系,而不是取代当地教育系统。 S.翻译系统,甚至不适合他。

    如果我们要保护本土文化,我们的教育制度可以固定。伊朗历史上,直到几年前,有它自己的教育制度。 Nizamiyya在巴格达和其他大学和学校,尤其是在宗教教育的领域,有一个普遍的制度。随着法国和美国的学校在伊朗,羞辱了该系统。

那里有一些工作:即使在库姆和纳杰夫伊斯兰神学院已经改变了方法!田野和方法,技术和经典独白讨论了。即使医学会议今天在学院的会议厅也很明显:

该小组尝试过,并讨论应该是:受众成员,所有的专家优雅和博士学位以上没有成功!最后的独白和方法独白来了。

 在其他地区,那里是一个分水岭学者工人阶级,学生被批评为他们的年轻,逐步分离:教育系统,完成西方的统治。

当一个解决方案是找到富有同情心的民族,这个想法就开始扯远了!伊斯兰学校应运而生。学校教育体系(古典)接受,但试图去影响内容最后,有人尝试:学校Eslamiyya中,阿拉维和繁荣。

不幸的是,伊斯兰革命后的概念,一切都是正确的,更多的则保持开放。 ,就连小学生阿拉维和福祉的商队的后面,所有的研究中,被送到英国和美国。并增加文化隔离的风险。因为那些谁希望重振伊斯兰的学习方法,他们成为推动者和西方教育的推动者,只要Hojatieh革命,他们的参与。

    这是每一天,而不是西方文化的前一天同一类镇痛药疼痛为准。说,因为偷盗轻,更有选择性的产品范围。我们的宗教学者,背Nmandn西方文明,西方,所有的应用程序,如切是合法的脑袋!喜欢在茶中加糖或取下来清洁。

پزشکانی که زحمات ابن سینا را به باد می دهند!

در کنگره پزشکی، همه نماد ها انگلیسی است و: کتاب ها و مقالات پراز اصطلاحات پزشکی ولی به زبان انگلیسی است! پزشکان از به کار بردن کلمات زیبای فارسی، عار دارند و آن را دون شان خود می دانند. آن ها ترجیح می دهند نام اعضا بدن را، که سال ها ابن سینا بر آن کار کرده به: زبان انگلیسی بگویند و مملکت خود و: زبان و تاریخ خود را به یک پز دروغین علمی بفروشند

آن ها از یک هنر پیشه زن، که به خاطر یک شام اروپایی! حجاب و منزلت و فرهنگ را فراموش می کند، پست تر هستند زیرا که هنرمند به هر حال، وطن فروشی جز ذات اوست. ولی از دانشمند این انتظار کمتر می رود. اگر هنرمند ما ادعا می کند که: الگو یا سابقه ای در ایران ندارد ولی، پزشک ما نمی تواند چنین حرفی بزند.

    اگر هنرمند ما خود را متعهد نمیداند و: هنر را برای هنر تعریف می کند. ولی پزشک ما قسم خورده است. او به سبک استادان خود، باید لباس روحانی به تن کند ولی، همه این ها را بر دروازه تمدن غرب، قربانی کرده ، و با یک کراوات آن را تعویض نموده است.

     فرهنگ پزشکان هم مانند بقیه فرهنگی های ما، دچار یک پارادایم است ! یک مجری باید مواظب باشد: بجای رایانه، کامپیوتر نگوید ولی نویسنده و: بازیگر از این امر مستثنی  هستند! سخنران و گوینده و دوبلر همه آزاد هستند، تبلیغات چی ها، تولید کنندگان همه، میتوانند به راحتی از اسما خارجی استفاده کنند! و فرهنگستان زبان فارسی هم کار خود را می کند!

   خودرو تولید داخل را  پژو پرشیا!نام گذاری می کنند این اشکالی ندارد، کلمات نامفهومی چون: چیتوز و غیره روزانه دهها بار، از تمام شبکه ها پخش شود! ولی چون طرف پول می دهد اشکال ندارد.

فرهنگستانی ها هم که حتی خودشان، به کار خودشان اعتقاد ندارند، هر روز کلماتی را می آفریند که: از مشابه خارجی هم خارجی تر است.

مردم خیلی زود کلمات را پیدا می کنند و: معادل سازی می کنند ولی رسانه ها و متخصصان، کسر شان خود می دانند،این کلمات را به کار ببرند:

خیلی زود مردم موبایل را، به گوشی دستی ترجمه کردند ولی، فرهنگستان می گوید: الا و بالله بگویید تلفن همراه! مردم می گویند برایم تک بزنن(تک زنگ بزن) متخصصان ما می گویند: برایم میس اس کن !مردم می گویند نشانی را برایم بفرست. و تحصیلکرده های می گویند: آدرس را برایم مسیج کن !

نه تنها پزشکان و مهندسان این طور هستند، بلکه هنرمندان و کلیه تحصیلکرده ها اینطورند. فقط فعل ها را فارسی می گویند. آن هم اگر بتوانند انگلیسی می گویند، حتی غلیظ تر از خود انگلیسی ها.

آیا این خود باختگی کی باید علاج شود؟ رسانه های ما وقتی خود باخته باشند، از مردم ویا تحصیلکرده ها چه انتظاری می رود.اینهمه هجوم و اینهمه خود باختگی، فقط یک دلیل دارد: آن هم جایگزینی سیستم آموزشی غربی به جای نظام آموزشی بومی می باشد. سیستمی ترجمه سالار که: حتی یک واو را جا نمی اندازد.

    فرهنگ بومی ما در صورتی حفظ می شود که: سیستم آموزشی ما درست شود. تاریخ ایران تا همین چند سال پیش، نظام آموزشی خودش را داشت. نظامیه بغداد و دیگر دانشگاه ها و مدارس، مخصوصا سیستم فراگیر حوزه و آموزش دینی و جود داشت. با آمدن مدرسه فرانسوی و آمریکایی، در ایران، این سیستم مورد تحقیر قرار گرفت.

کم کم کار به جایی رسید که: حتی حوزه علمیه در قم و نجف هم روش خود را تغییر داد! و از روش حوزه و مباحثه، به روش مونولوگ و کلاسیک رسید. حتی در کنفرانس پزشکی امروز، در سالن همایش های رازی هم مشخص بود:

هرچه پانل ها سعی داشتند، مباحثه صورت گیرد و: اعضا و شنوندگان که همگی از متخصصان درجه یک،و بالاتر از دکترا بودند موفق نمی شدند! و نهایتا با همان مونولوگ و: روش تک صدایی کنار آمدند.

 در حوزه هم ،کار به جایی رسید که حوزه و علمای تراز اول، از سوی شاگردان جوان خود مورد نقد قرار گرفتند، و کم کم منزوی شدند و: نظام آموزشی غربی تسلط خود را تمام و کامل کرد.

دلسوزان این ملت وقتی چاره ای نیافتند، به فکر فرار به جلو افتادند! آن ها مدارس اسلامی تاسیس کردند. یعنی نظام آموزش مدرسه (کلاسیک ) را پذیرفتند، ولی سعی داشتند بر محتوای آن تاثیر بگذارند.نهایت تلاش آن ها شد: مدرسه های اسلامیه ،علوی و رفاه.

متاسفانه بعد از انقلاب اسلامی، به خیال اینکه همه چیز درست شده، از ادامه این کار باز ماندند.حتی شاگردان مدارس علوی و رفاه، برای عقب نماندن از این قافله، همگی  جهت ادامه تحصیل، روانه انگلیس و آمریکا شدند. و این خطر ایزوله فرهنگی را بالا برد. زیرا کسانی که امید می رفت روش آموزش اسلامی را احیا کنند، خودشان تبدیل شدند به مروجان و مبلغان آموزش غربی، و مدتها به نام انجمن حجتیه، انقلاب اسلامی را درگیر خود کردند.

    اکنون درد بی دردی همین طبقه است که: هر روز بیش از روز پیش فرهنگ غربی را رواج می دهد. می گویند چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا. متخصصان مذهبی ما، برای عقب نماندن از قافله تمدن، همه کاربرد های غربی را، یک شبه سر بریدند تا حلال شود! یا مثل قند در چای فرو بردند تا پاک شود. 

  • سید احمد حسینی ماهینی

حمص مرز شرقی: انقلاب اسلامی

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر

فرق بین جمهوری اسلامی ، حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی، تا کنون زیاد تبیین شده و سخنرانی هایی هم بوده ولی، در اینجا ما یک فرق مکانیکی یا علمی، بیان می کنیم که کاربردی تر است. انقلاب اسلامی جریانی است که از سال های 1340آغاز شده و: رهبری آن به زعامت حضرت آیه الله خمینی ره بوده . تئوری های آن هم توسط این رهبر عزیز بیان گردیده است.

جمهوری اسلامی از دو کلمه: جمهور واسلام تشکیل شده و: در واقع جمهوریت ظرفی است که: مظروف یا محتوای آن اسلام است. بنابر این اگر رای مردم با اسلام همسو شد، جمهوری اسلامی تحقق می یابد لذا در یک کشور مسیحی یا بودایی، نمی توان جمهوری اسلامی داشت.

اما حکومت اسلامی، نیاز به تایید مردم ندارد. براساس اصول اسلامی اداره می شود و: مردم باید تابع محض قانون اسلام باشند.

مثلا در طول تاریخ اسلام، حکومت اسلامی وجود داشته، ولی جمهوری اسلامی فقط در دوران ما شکل گرفته. چرا که پیامبران و امامان به: نظرات مردم در تشریع کاری نداشتند. یعنی احکام مورد نیاز، از سوی خدا نازل می شده و: پیامبران فقط مامور ابلاغ آن بودند و: کلمه اسلام به معنی تسلیم است و: از زمان پیامبری حضرت ابراهیم ع باب شده. چنانکه قران می فرماید: ابراهیم ع شما را مسلمان نامگذاری کرد.(هو سماکم المسلمین من قبل)

   بنا بر این انقلاب اسلامی در مسیر رشد خود، اگر حمایت مردمی را جلب کرد، جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد. ولی اگر در محدوده جغرافیایی معینی نتوانست: بیش از 50درصد را برحسب قوانین جمهوریت،با خود همراه کند ناچار، احکام خود را فقط در بین مومنین اجرا می کند. یعنی مرزهای جغرافیایی، تبدیل به مرزهای عقیدتی می شود و: وطن بجای مرز معین زمینی ، خود اسلام تعریف می شود : الاسلام وطن المسلم.

  رهبر حکومت اسلامی هم، انبیا الهی و ائمه هستند. آن ها حکم را اجرا می کنند چه بر: یک نفر و چه یک جمعیت .فرقی برای آن ها ندارد: حضرت علی ع می فرماید: برای اجرای حق، از کمبود هواداران آن نترسید:(لا تستوحش فی طریق الهدی لقله اهله) در قران کریم یک نفر مثل حضرت ابراهیم ع، خود یک امت است: (کان ابراهیم امتا قانتا لله) حضرت ابراهیم خودش یک امت بود، زیرا مطیع امر خدا بود.

البته اتوپیای اسلامی این گونه است که: روزی خواهد رسید که در کل جهان، بیش از 50درصد مردم، رای به اسلام خواهند داد و: حکومت واحد جهانی تشکیل خواهد شد.اما با اینکه حکومت اسلامی است، ولی حقوق اقلیت زیر 49درصد، محفوظ باقی خواهد ماند و آن ها، طبق رسومات خود عمل خواهند نمود.

    اکنون دو ایده در مورد صدور انقلاب اسلامی، یا تشکیل حکومت جهانی اسلامی وجود دارد: برخی بر اساس دموکراسی غربی یا :همان جمهوریت بررسی می کنند و: برخی بر اساس حکومت اسلامی .افرادی مثل داعش یا القاعده، سعی دارند حکومت اسلامی را تبلیغ کنن.د ولی ایران و انقلاب اسلامی ایران،  به دنبال جمهوری اسلامی است.

  یعنی از نظر ایران، موقعی که در هریک از مرزهای تعیین شده فعلی، بیش از 50درصد مردم، به اسلام رای بدهند، آنجا جمهوری اسلامی تاسیس می شود. ولی آن ها می گویند: به زور باید حکومت اسلامی تشکیل داد! و بدون نظر مردم، احکام اسلامی آن هم، از نوع تکفیری را اجرا کرد. مبارزه این دو تفکر در عراق ، سوریه و لبنان نشان داد که: پیروز میدان نظریه جمهوری اسلامی است. و لذا اکنون حمص، در واقع مرز غربی جمهوری اسلامی تعیین شد. که راه را بر حکومت تکفیری ها و حامیان آن بست.

همانطور که در دوران 8سال دفاع مقدس، اخبار پیروزی قدم به قدم رزمندگان اسلام، از صدا و سیما پخش می شد، اخبار حمص و زینبیه و درعا هم، محله به محله از سوی مردم ایران، پیگیری می شد.

   از آنجا که رشد انقلاب اسلامی و:توسعه جمهوری اسلامی سیستماتیک است، پیروزی در جبهه غربی ایران، پیروزی در جبهه های شرقی را هم به دنبال داشت. انتخابات در افغانستان، یک نه بزرگ بود بر طالبان. زیرا طالبان هم در شرق ایران، همان ماموریت تکفیری ها در غرب را، برعهده داشتند.

    حضور شخصیت های مهم پاکستان و عراق در ایران، و ابلاغ نارضایتی های ایران در خصوص: حضور منافقین در عراق و پاکستان  و: قول همکاری دوجانبه مسئولان، نشان داد که زمینه برای همه گروه های همفکر طالبان و القاعده، از بین رفته و آنان دیگر حتی در دامن آمریکا و اسرائیل هم، نمی توانند به توطئه های خود ادامه دهند.

لذا کمر بند امنیتی ایران از پشت مرزهای ایران، به پشت مرزهای همسایگان گسترش پیدا کرد و: مرزهای جدید امنیتی قابل گسترش بیشتری شد. البته اکنون القاعده و تکفیری ها، به جزایر کریمه و یا اکراین اعزام شده اند تا: انرژی آن ها هدر نرود ولی، مکانیزم حرکت مردمی می گوید که :این نیروها اگر به وطن خودشان برگردند، مانند بمب ساعتی همه زندگی حاکمان خود را در هم می پیچند.

    علت آن هم بسیار روشن است: تکفیری های عربستانی به عشق:  پیاده کردن اسلام به عراق و افغانستان می رفتند. آمادگی هر گونه فداکاری آنان، برای کسب بهشت بوده است. حالا وقتی برگردند و ببینند :همه این ها دروغ بوده و:برای ریشخند کردن آن ها بوده؟؟ ویا ببینند حاکمان عربستان، خودشان فاسد ترین افراد روی زمین هستند، آیا ساکت خواهند نشست؟ 

霍姆斯,伊斯兰革命的东部边界

伊朗伊斯兰共和国,伊斯兰国家和伊斯兰革命的区别,有太多太多的解释和讲座,但在这里我们有一个机械的或科学的区分,规定是比较实用的。这在1340年开始的伊斯兰运动:霍梅尼和他的领导的领导。已经表达了敬爱的领袖理论。

IRI的两个词:伊斯兰教总统和形成容器的共和国是:伊斯兰教的集装箱或内容。因此,如果人与伊斯兰教行投票,伊朗伊斯兰共和国将实现在一个国家,所以基督教或佛教,伊斯兰共和国找不到。

但伊斯兰统治,不需要人的批准。根据伊斯兰的原则运行,人们应该受到伊斯兰法很快。

例如,纵观历史,伊斯兰教,伊斯兰国家存在,但伊朗伊斯兰共和国成立仅在我们的时代。先知和伊玛目:他们的观点没有工作的立法。上帝和先知的旨意所需要的规定,只有军官通知伊斯兰一词是指提交和先知易卜拉欣的时候,和平成为时尚。正如古兰经说:易卜拉欣·阿里已任命你穆斯林(何Smakm兄弟我以前) 。

   因此,在其成长的过程中,革命的,它吸引了民众的支持,形式的伊斯兰共和国。但在一定地域范围内不按共和国的法律超过50% ,伴随着不可避免的,他的信徒中的条例只运行。该地域界限,宗教的界限改为:家庭,而不是具体的陆地边界,伊斯兰教本身是由AL- Watan的人 - 穆斯林的定义。

  伊斯兰国家的领导人,是神圣的先知和伊玛目。他们正在运行的统治时间:一个人或一个群体区别呢:伊玛目阿里说:对于执行,缺乏它的支持者害怕(香格里拉Tstvhsh Fi的胡达Lqlh通过阶段)在古兰经卡里姆,一个人似的易卜拉欣·阿里,一个乌玛( E.卡恩AMTA Qanta磨床)亚伯拉罕本人是一个民族,因为这是上帝的顺服。

这将有一天在全世界,表决伊斯兰教和世界政府50%以上将建立该物种的乌托邦。 ,但随着伊斯兰统治,但在49% ,版权所有遗体少数人的权利他们会,他们将按照他们的传统。

    我们的想法是现在即将发行的伊斯兰或穆斯林政府成立,一些基于西方的民主,或者:要研究共和国和一些伊斯兰统治下的个人像破折号或基地组织,伊斯兰政权propaganda'll尝试。 。 D.但伊朗和伊朗伊斯兰革命,伊朗伊斯兰共和国一直寻求。

  伊朗,当各由人口的50%以上,穆斯林选票设定的界限目前,伊朗伊斯兰共和国成立的。但是他们说,伊斯兰国家建立了力!和舆论,伊斯兰教也是一种逐出教会的执行。在伊拉克作战的思想,叙利亚和黎巴嫩表明, IRI是取胜的理论。所以现在霍姆斯,伊朗伊斯兰共和国的西部边境建立了。顺便政府及其支持者关闭的。

由于八年抗战期间,胜利伊斯兰武装分子的消息步骤,电视将播出新闻和Zeinabieh霍姆斯和德拉,邻里街坊的人,其次。

   由于伊朗伊斯兰共和国伊斯兰革命成长和发展有系统地在西线的胜利,赢得了东线,这是其次。阿富汗选举,塔利班是一个相当大的。东塔利班在任务逐出教会在西方,是负责任的。

    伊朗重要人物在场,巴基斯坦,伊拉克和伊朗的不满传达给人民圣战者组织在伊拉克和巴基斯坦的存在,相互合作的承诺,官员表示,各组志同道合的塔利班和基地组织,他们被淹没在其他的甚至裙子美国和以色列不能进行他们的阴谋。

因此,从伊朗的安全地带的边界,扩展到邻近的边界和界限被进一步扩大新的安全性。但现在,基地组织和Takfir ,克里米亚和乌克兰被送往岛屿:能量不浪费,但是,他说,人们在转向,迫使你回到自己的祖国机制,如命的定时炸弹他们所有的统治者龙卷风是。

    原因很清楚:沙特禁教,以爱:步行伊斯兰教前往伊拉克和阿富汗。愿意作出任何牺牲对他们来说,就是进入天堂。现在,当你去看看这都是假的,他们的一致好评?或沙特阿拉伯的统治者,他们是最腐败的地球人,应坐在沉默?

  • سید احمد حسینی ماهینی

حفاظت محیط زیست اسلامی

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

مهربان بودن با طبیعت بدون مقدمه، یک دروغ بیش نیست.مقدمه آن هم مهربان بودن با انسان است. یعنی اگر امر دایر باشد بر: بقای طبیعت یا بقای انسان، شکی نیست که بقای انسان اولویت دارد. مگر اینکه بقای انسانی، برای خود انسان ها مضر باشد. در دستورات الهی و یا در ایات قران، یکی از مهمترین هدایای خدا به انسان، لقب اشرف مخلوقات دادن است .

   این صفت عالی نشان از: مقام عالی انسانیت دارد که: خدا می فرماید ای بشر ما تمام زمین و اسمان را، در تسخیر تو گذاشتیم . یعنی یک مقدمه کامل این است که: همه چیز آماده و مهیا باشد. همانطور که اشاره شده: زمین گهواره انسان است.برخی ایه( الم نجعل الارض مهادا) را به :گردش زمین نسبت می دهند و می گویند: معلوم می شود قران گفته زمین می چرخد.

  بله، برخلاف القائات غربی ها، چرخ فلک یا گنبد گردون یا همین گهواره بودن زمین را، اسلام از هزار سال پیش گفته و:تعجبی هم ندارد که خدا بداند : زمین می گردد.چون خودش آن را خلق کرده! گرچه  مسلمان ها گهواره را،در حال حرکت درست کردند، ولی غربی ها تخت بچه درست کردند!زیرا معتقد بودند زمین ثابت است! ومتاسفانه اکنون تخت بچه جای گهواره را گرفته است.

 اما برخی دیگر از فلاسفه  و مفسرین گفته اند: مهد یا گهواره فقط حرکت نمی کند، بلکه هرچه را کودک لازم دارد، در خود جمع کرده. مادر نه فقط با دست گهواره را حرکت می دهد، بلکه لباس کودک نازنینش را در آن می پوشاند، زیر انداز و روانداز ش را درست می کند.کودک را در آن شیر می دهد و: بر بالین او آواز می خواند. و آیا خدا بر بندگانش از یک مادر، مهربان تر نیست؟

پس زمین و هر انچه در آن است، برای بشر خلق شده. حالا اگر کسی مانع استفاده بشر از: این همه نعمت های الهی شود یک مانع الخیر است. خدا سیستم را طوری طراحی کرده که: اگر بشر درست استفاده کند، نه تنها زیانی به طبیعت نمی رسد، بلکه آن را بارور تر هم می کند.

   مثلا در اسلام گوشت سگ برای: خوردن انسان حرام است، ولی گوشت گوسفند بهترین غذای او است.ولی بشر به افراط و تفریط افتاده! گاهی گوشت سگ  و خوک، حتی خرچنگ ، سوسک و مار را برای خود حلال می داند و: گاهی حتی برای سر بریدن یک گوسفند، حساسیت به خرج می دهد! یعنی حیوانات اهلی را برای: کشتن جایز نمی داند ولی حیوانات حرام گوشت را، برای خوردن جایز می شمرد.

   در حالیکه در چرخه غذایی، حیوانات حلال گوشت سریعا جایگزین می شوند.مثلا شما ببینید سگ ها، سالی دوبار و هر بار هفت توله به دنیا می آورند. یعنی بایستی رشد آنان تصاعدی: به توان هفت باشد، در حالیکه چنین نیست! و برعکس گوسفندان سالی یک شکم، و هربار هم یک بره به دنیا می اورند، ولی تعداد شان از سگ ها بیشتر است.

    بنا بر این اگر بر اساس دستور: همان کس که این دنیا و زمین و آسمان را ساخته، عمل کنیم چرخه معیوب نخواهیم داشت. اما اگر از خودمان قانون در آوردیم، می بینیم که همه اکو سیستم را به هم می زنیم.حتی لایه اوزون را هم سوراخ می کنیم.

حفاظت از محیط زیست هم، باید اسلامی شود یعنی اینکه: باید همه موارد شرعی و قانونی انجام شود تا: به توسعه پایدار جهانی برسیم. اگر دستور اسلام بر پایه: کاشت نهال است، به آن عمل شود و اگر ، دستور برای کار های نجاری و: استفاده از چوب است آن هم عمل شود. مهمترین اصل در استفاده هم این است که: افراط و تفریط نشود. یعنی عده ای نگویند فقط: گیاهخواری کنیم و عده ای هم بگویند: فقط گوشتخوار باشیم!

     مثلا پیامبر فرموده که: استفاده از گوشت به مقدار زیاد، انسان را قسی القلب می کند، یا به قول امروزی ها چربی خون را بالا می برد. ولی از آن طرف هم فرموده که: هر کسی در هفته یکبار حداقل گوشت مصرف کند. ذبح قربانی، در همه مراسم، و پخش آن بین مردم توصیه شده تا: مردم با گوشت تازه و گرم غریبه نباشند. و مستحب است کسی که قربانی می کند، خودش هم از گوشت قربانی بخورد.

   در تاریخ هم می بینیم که: برخی پیامبران چوپان بودند یا: برخی نجار و لباس دوز و.. این ها نشان استفاده صحیح از: طبیعت است و تا امروز طبیعت را، برای ما حفظ کرده بود. بدبختی بشر از موقعی شروع شد که: غرب ادعای خدایی کرد و: خدایی غیر از سرمایه داری را قبول نکرد.

آنوقت این سرمایه داری، قانون های جدیدی گذاشت و: اکوسیستم جهان را به هم زد. برخی جنگل ها را بیابان کرد و: برخی مراتع را ساختمان. شاید استان یزد، یکی از سر سبزترین استان های ایران، در گذشته بوده و حتی در سفرنامه مارکوپولو، به جنگلی بودن آن اشاره شده! اما در دوران جنگ های اول و دوم، بقدری از این جنگل ها بهره برداری کردند تا :بطور کلی به بیابان تبدیل شد.

اکنون نیز شمال ایران، مخصوصا حد فاصل گنبد و گرگان، همین وضعیت را پیدا کرده و: اگر سرمایه داران نخواهند کمک کنند، شمال ایران هم به بیابان تبدیل شده و: ماسه های آن تبدیل به ریز گردها خواهند شد. 

对环境的保护?

作为性质温和的副手,没有比一个谎言。介绍了亲切的男人了。如果它被证实的生存或人性的生存,毫无疑问,人类的生存是当务之急。除非人类的生存,是对人体无害。神圣秩序或古兰经,上帝的礼物之一到人,它是标题的生物。

   这个最高级的显示人类是至高无上的:上帝说我们是人,全地,和你留下来征服。这是一个完美的介绍:一切准备就绪,准备。如前所述:地球是人类的摇篮某些诗句()来:地球属性,并说古兰经是已知的地球。

  是的,不像西方的尔虞我诈,旋转木马或​​摇摆天上的圆顶或这个世界,伊斯兰教在一千多年前,说:毫无疑问,上帝知道:土地是因为他创造了它。 !虽然穆斯林的摇篮,向右移动,但西方人的婴儿床是正确的,因为他们相信地球是固定的!不幸的是,现在是摇篮婴儿床。

 但一些哲学家和评论家说,摇篮或婴儿床只是不动,但无论孩子需要在总。摇篮不仅移动,但母亲的婴儿衣服Naznynsh盖,垫子和毛毯可以使洛杉矶给孩子的乳房:临床她唱。上帝,母亲的仆人,没有更多的仁慈?

地球和它的一切,人类被创造。现在,如果有人阻止人类使用:这些都是神的祝福海尔哈纳是一个障碍。上帝设计了一个使用人权的制度,而不是一个单独的语句不自然的没有,但也使得它更富有成效。

   在伊斯兰教中,例如,狗肉吃人是被禁止的,但羊肉是对他最好的食物。 ,但堕落的人走极端!狗肉和猪肉,有时甚至螃蟹,昆虫和蛇知道你的车,有时甚至杀头一只羊,易患花!对于家畜:杀死动物,但不允许禁吃的肉考虑允许的。

   而食品周期,清真动物快速更换。例如,你可以看到每年两次的狗,每次生下七个小狗。也就是说,他们成倍增长:是7个,而不是这样!而不像每次腹部羊一年,他们生出了羊肉,但他们的数量已经超过狗。

    因此,根据谁造天,地,世界上同一个人,我们经营将有一个恶性循环。但是,如果我们排除我们自己,我们可以看到,所有的生态系统撼动。 ,即使在臭氧层破洞做。

环保也应该是顺序的,必须在所有情况下和法律来完成,以实现全球的可持续发展。如果伊斯兰教是基于:种植,实践中,如果下令做木工和使用是由相同的行为。最重要的原则是使用了不走极端。只是一些副歌的:我们是素食主义者,甚至有人说我们只是肉!

     例如,先知说:使用大量的肉,没心没肺的人,还是今天的报价提高血液中的脂肪。它也说,每个人都应该吃肉,每周至少一次。杀死受害人,在所有的事件,并且它的人之间分配建议人们用新鲜肉烫,而不是陌生人。贷款是谁的人已经牺牲了自己吃祭肉。

   历史上我们可以看到,一些先知牧羊人或一些木匠和衣物,适当的剂量等,这表明今天的环境的性质,我们将继续保持。人类的苦难开始了:西自称是神和资本主义之神没有接受。

那么资本主义,新的法律作出:全球生态系统破坏。一些森林到沙漠和一些建筑的范围。也许亚兹德省,一是伊朗的环保省份,在过去,甚至马可·波罗的游记,被称为森林!但在第一和第二,所以这些森林被利用来:荒漠化一般。

目前,伊朗北部,特别是穹顶和伊朗之间,有这样的状态,如果不是资本家的帮助下,伊朗北部荒漠化和沙就会变成微小的花粉。

  • سید احمد حسینی ماهینی

بازاریابی حلال، یا: بازاریابی اسلامی

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۰:۴۷ ب.ظ | ۰ نظر

بر خلاف کسانی که می گویند: علوم انسانی، اسلامی و غیر اسلامی ندارد باید گفت: هر نوع بازاریابی به هر قیمت و به هر روش، در اسلام پسندیده نیست. تبلیغات دروغ برای فروش بیشتر، اصلا مورد تایید نیست. لذا باید یک فرق اساسی بین: علوم انسانی اسلامی وغیر اسلامی دانست و: آن اینکه علوم غیر اسلامی، علومی سترون و: باری به هر جهت و با: هر وسیله و هر امکان است. ولی در اسلام این فعالیت ها حداقل بر دو:بخش حلال و حرام تقسیم می شود و: بعدا به 5 قسمت یعنی:  مکروه ، مباح و مستحب هم به آن اضافه می شود.

در هرم علوم انسانی، تبلیغات و بازاریابی در راس هرم قرار گرفته یعنی :تحقیقات جامعه شناختی و روانشناختی ، مالی و مدیریتی ، وغیره همه به دنبال افزایش فروش هستند و بازاریابی در نوک قله افزایش فروش قرار دارد.  و در اینجا اصل ماکیاولی که می گوید هدف وسیله را توجیه می کند، اصل مقدس و پذیرفته شده است. اصول ماکیاولی و کتاب شهریار او را در: دوران فوق لیسانس و دکترای این رشته ها تدریس می کنند.

بازاریابی که شیره جان تمام علوم جدید غربی است، بر اساس آن شعر شاعر ایرانی عمل می کند که :هزار سال پیش گفته: در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد! طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد!

در بازاریابی همه هدف، از بین بردن رقیب و تصاحب سهم بازار اوست . و تاریخ غرب وحشی نشان میدهد که: این کلمه چه معنی وحشتناکی دارد و: کشتار چندین انسان برای آن، بی ارزش تر از قتل یک سوسک است.

تاریخ خونبار یکصد ساله نفت، این را بخوبی نشان می دهد. چه ر‍ژیم ها که سرنگون نشدند و: چه فاشیست هایی بر سرکار نیامدند تا: مبادا قسمت نفت برنت دریای شمال، از قیمت نفت خلیج فارس کمتر شود؟

هنوز که هنوز است، بورس نفت یکی از خطرناکترین بورس های بین المللی است. که نفوذ در آن امکان پذیر نیست. کارتل ها و تراست ها و :شرکت های چند ملیتی از: سرنگونی یک دولت تا کشتار وسیع: کار گران معادن نفتی، ابایی ندارند. دلار های نفتی همیشه بوی خون می داده، چه این دلار ها در دست عربستان بوده و: خرج کشتار مردم بحرین می شده و چه در دست انگلیس، که حتی به مردم خود در اسکاتلند و ایرلند، رحم نمی کند تا چه رسد به مردم و: شهروندان درجه دو و درجه سه در: افریقای سیاه و یا اسیای فقیر .

    بازاریابی برای اسلحه، کمتر از این جنایات نداشته که بیشتر هم بوده! برای باز کردن بازار مصرف جدید، اگر لازم بوده جنگهای ملیتی و قومیتی، حتی فامیلی و محلی به راه می انداختند و: بعد از آن بود که سیل خریدار اسلحه، سرازیر می شده است.

بازاریابی برای هروئین، دومین بازار سود آور دنیا، اصلا دیگر قابل دفاع نیست. به دام انداختن کودکان ، زنان وپیرمردان برای افزایش فروش و: کشف بازار جدید و تصاحب سهم بیشتری از بازار، از کثیف ترین کار هایی است که انجام می شود. و دیگر نباید از تاسف خود از دنیای وسیع:بازار یابی برای روسپی  ها و مشروبات الکلی و.. صحبتی کرد که ذهن آدمی مختل می شود.

  ممکن است که استادان بازاریابی، کراواتی بزنند و به عنوان افراد شاخص و متمدن! خود را بری از این جنایت ها اعلام دارند. در این صورت باید اعتراف کنند که: بازاریابی بر دو قسم است: بازاریابی متمدنانه و بازاریابی شرورانه. و این همان حرف اول ما می شود.

  اما ما این ها را پدر سوخته تر از قبلی ها میدانیم! چرا که با بستن کراوات و متمدن نشان دادن خود، خط فریبی بر عملکرد آن ها می کشند تا: کسی متوجه جنایات آنان نشود. آن ها جنگ بازاریابی را، صلح  بازاریابی معرفی می کنند. و با تئوریزه کردن اصول حرام بازاریابی، مانع از آن می شوند که: مردم به عمق فاجعه پی ببرند.

    ساده ترین حرف یک بازاریاب ، تحقیقات بازاریابی است. آن ها هدف این تحقیقات را: کشف نیاز های مردم و:تولید کالاهایی برای رفع این نیاز ها، معرفی می کند! اما هر بچه ای میداند که این ها دروغ می گویند. هیچگاه کالای مورد نیاز مردم را تولید نمی کنند، بلکه به دنبال کشف را ههایی هستند تا: مردم به جای کالاهای ضروری، کالای مصنوعی و جانشین آن ها مصرف کنند.

   آیا سیگار و آدامس یا کوکائین و توتون، از کالاهای ضروری و مورد نیاز مردم است؟ پس چرا مردم اینهمه به آن وابسته شده اند؟ آیا جز خیانت تحقیق گران بازاریابی، چیز دیگری می تواند باشد؟

وقتی که تولید کننده سیگار می گوید: من یک دلار خرج تولید می کنم و نود و نه دلار، خرج تبلیغات و بازاریابی می کنم، شما چه می گویید؟

مردمی که لباس پوشیدن خود را، با بیشترین استفاده از پارچه، انجام می دادند آیا غیر از: تحقیقات بازاریابی، آن ها را قانع کرده که با کمترین حد پوشش کنار بیایند؟

   سینمای پر از خشونت و سکس ، کالای مورد نیاز مردم است؟ آیا اگر یک روز کسی این فیم ها را نبیند، از گرسنگی می میرد؟ آیا این روانشناسی و جامعه شناسی، همین بازار یاب ها نبوده که: کار را بجایی رسانده که: مردم اگر گرسنه بمانند، زیاد ناراحت نمی شوند، ولی اگر یک فیلم هالیوود را نبینند، برای شان خوش نمی گذرد؟ بیایید برای یکبار هم شده، نقاب از چهره پر فریب خود بردارید و: بگذارید مردم به درد خود برسند.  

溶剂营销或营销

相反,那些谁说:人文,伊斯兰和非伊斯兰是没有必要说任何市场的任何价格,以任何方式,而不是在伊斯兰教好。虚假广告多卖,并没有证实这是一个根本区别:伊斯兰和非伊斯兰人文科学认识:认为非伊斯兰科学,科学和消毒:负载在任意方向和与任何和一切可能的手段。但在伊斯兰教中,至少其中的两个活动:合法与非法分为几个部分,后来到五个部分,分别是:可恶,允许并建议被添加到它。

金字塔人文,广告和市场营销的金字塔是:一个社会学和心理学研究,财务管理等等都希望增加销售和市场营销的峰值增加。在这里,玩弄权术的原理,说的目的不择手段,它被接受为神圣原则。马基雅维利的书和他的王子:他的硕士和博士学位教学领域。

约翰SAP所有的西方新营销是基于诗波斯诗人的行为:一千年前,说,像这样的心脏应该是狡猾!达可能罪不必须的!

在所有的目标市场,消除他的对手,抢占市场份额。和粗犷的西部历史表明,这是一个可怕的词,这意味着什么杀了几个人,这比杀昆虫不那么重要。

一百年石油血腥的历史,这清楚地表明。被推翻的政权是什么,什么法西斯没有开始上班:北海布伦特原油的一部分,石油价格低于波斯湾?

现在仍然是,原料油是最危险的国际交流中的一个。这是不可能的渗透。卡特尔和托拉斯和:跨国公司:整个政府的破坏推翻:石油矿场工人,都不怕。美元的石油永远是血腥味,无论是美元在沙特阿拉伯的手:巴林杀人都用在英国,甚至人们在苏格兰和爱尔兰,子宫是不是单独的人, II级和贫困撒哈拉以南非洲或亚洲Ⅲ级公民。

    营销枪,少犯罪没有进一步!要打开新的市场,如果有必要,国籍和种族冲突,家庭和地方道路,把它扔被淹没了买家的武器,即使是泪水。

市场对海洛因,是世界上第二个最赚钱的市场,不再是站不住脚的。诱捕儿童,妇女和老人,以增加新的市场销售和发现并抓住更大的市场份额,这是最脏的工作就完成了。而不再遗憾的世界广阔的市场为妓女和酒精评价等方面讲,人的心灵受损。

  这可能是一个市场营销学教授,作为文明的人他们的关系!罪行据说巴里。在这种情况下,我们必须承认,这两种营销:市场营销,营销文明和险恶。我们都是一样的首字母缩写。

  但我们都知道,燃烧比以前的父亲!因为他们的密切关系和文明的展示,对他们的表现欺骗杀死有人不知道自己的罪行。营销战争,和平被引入到市场营销。和理论化的非法营销原则,这是防止有人意识到这场灾难的严重程度。

    最简单的话,市场调查是营销。本研究的目的:发现人们的需求和货物的生产,以满足这些需求,呈现!但每个孩子都知道,这些人是在说谎。从来不需要善良的人不生产,而是希望探索他们消耗的人工替代品的人,而不是必备品,大宗商品的状态。

   是否吸烟和嚼烟或可卡因,所需要的公共产品?那么,为什么这么多的人都依赖于它?市场价格的背叛,别的东西可以吗?

当香烟制造商说:我生产一块钱99块钱我花在广告和营销,你怎么说?

人谁打扮自己,最大使用纺织品的,没有做市场调研,有人认为与覆盖率低的交易?

   电影充满了暴力和色情的,人们需要的是良好的?如果有一天,有人这样做是为了维护名誉,死于饥饿?请问心理学和社会学,这一发现并不是说工作,而不是让人们你饿了,不要太难过了市场,但如果你有,或知道好莱坞电影的,不顺利的呢?让我们,仅此一次,一个完整的面罩,并采取他的欺骗:让人们达到他们的痛苦。

  • سید احمد حسینی ماهینی

انقلاب ماهواره ای

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

انقلاب ماهواره ای

 یکی از نقاط ضعف انقلاب اسلامی، این بود که همیشه از سوی رسانه ها و: بطور نابرابر مورد هجوم واقع می شد. اکنون پس از سی و پنج سال هنوز انقلاب اسلامی،  فقط یک صدا دارد، ولی ماهواره ها بیشمار هستند که: برعلیه انقلاب اسلامی فعالیت می کنند. آیا زمان آن فرا نرسیده که: در این خصوص هم انقلابی شود؟ و مانند انقلاب دوم تمامی سنگر های: این جاسوسان فتنه انگیز فتح شود؟

 براساس بررسی های مقدماتی دو نکته روشن است: اول اینکه جوانان ایرانی قدرت برنامه ریزی: سخت افزاری و نرم افزاری برای تعداد ماهواره های زیادی را دارند و: بودجه نیز فراهم است..

       دومین نکته این است که اغلب ماهواره های ضد انقلاب، با بودجه بسیارکم و امکانات اندک فعالیت می کنند.میتوان گفت تمام فعالیت های ماهواره ها و رسانه های ضد انقلاب، بودجه معادل 250میلیون دلار دارند که: آمریکا هرسال تصویب و پرداخت می کند. لذا با 250 میلیون دلار میتوان تمام آن ها را خرید و: یا برای آن ها برنامه ساخت. این مبلغ فقط فروش:یک روز نفت ایران را می خواهد!

   مثلا فارسی وان،  در یک ساختمان سه خوابه در اندیشه عباس اباد تهران، با داشتن 5عدد کامپیوتر و یک کابل و چند کار مند افغانی، فعالیت می کرده بعد که دستگیر شدند، گفتند ما برای افغانستان برنامه فارسی تهیه می کنیم! ربطی به ایران ندارد حالا اگر، ایرانیان نگاه می کنند جرم ماچیست؟. یک اتاق برای تولید، یک اتاق برای استودیو و: یک اتاق هم واحد مونیتورینگ یا: ارسال به خط ماهواره است.!

 مسئول پرشین تی وی حاضر بود 200میلیون واگذار کند. محمود دینی می گفت : شما دو تا کامپیوتر ویک اتاق داشته باشید و: یک خط اینترنت میتوانید با: اجاره یکساله ریل در انگلیس یا آلمان، کمتر از 20میلیون تومان هزینه کنید.

مهندس خسروی از آن کمتر، ارمنستان را پیشنهاد می کرد که: در آن جا شرکت هم ثبت کرده بود!

  میگفت در زیر زمین یکی از خانه ها، میتوانید استودیو داشته باشید ! فیلم ها را هم میتوانید بخرید یا: کپی کنید یا حتی بدون مجوز پخش کنید و: بعد از شکایت مبلغی را بدهید!

در واقع به جای اینکه در خانه های ما ، برنامه برای خارجی ها تهیه شود برای داخل تهیه می شود. و فقط از ریل آن ها پخش می شود. هزینه اش هم کمتر از هزینه پارازیت های ارسالی است.

بودجه این کار هم الان تهیه شده، ولی بی نتیجه خرج می شود: بخشی هزینه مونیتورینگ می شود: تا بدانیم آن ها چه می گویند! مونیتورینگ هم فقط در صدا و سیما نیست! سپاه برای خود، ارتش برای خود و وزارت اطلاعات، حتی سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد هم، برای خودشان این کار را می کنند. بگذریم از خبرگزاری ها و سایت هاو ..

   بخش دیگری از بودجه برای: ارسال پارازیت که بعضا تاثیر منفی هم دارد، مصرف می شود و: مخابرات وزارات ارتباطات، برای خود و بقیه ارگان ها و نهاد ها هم، جداگانه در این خصوص هزینه می کنند.

  بخش سوم هزینه ها برای روشنگری و: تهیه برنامه های آگاهی دهنده است که: باز هر نهاد و ارگانی با هزینه های هنگفت، جداگانه به انجام می رساند. و بالاخره بالاترین هزینه ها، هزینه های برخورد قضایی و انتظامی با: این موضوع است و اثار مخرب تربیتی آن، قابل محاسبه به ریال و دلار نیست.      

    لذا لازم است یک ارگان واحد مانند: سازمان بسیج مستضعفین ،در واحد امور بین الملل خود که جزو وظایف ذاتی بسیج هم هست،بودجه ای را تهیه کند و: ماهواره های موجود را خریداری کند یا: به آنان کمک مالی و فکری بدهد. با این روش بیش از 90درصد ماهواره ها اصلاح می شوند. و ده درصد بقیه هم منزوی می شوند.

   ماهین نیوز با داشتن بیش از :هزار نفر خبرنگار افتخاری و مجرب در: سراسر جهان و ایران آمادگی دارد در: تهیه و تولید برنامه های سیاسی احتماعی و اقتصادی کمک کند. این برنامه ها می تواند شامل موارد زیر باشد:

همکاری با کلیه رسانه ها، برای تغذیه اخبار مناسب و ارسال آن ب:ه شبکه های ماهواره ای و اینترنتی. همکاری با کلیه هنرمندان سینما و تلویزیون تئاتر، جهت تهیه فیلم های کوتاه و بلند و: سریال ها و نمایش های گوناگون و توزیع آن در بین ماهواره ها.

همکاری با مجلس شورای اسلامی، برای تهیه طرح ها و لوایح مورد نیاز: خرید و اداره ماهواره های خارج ازکشور.همکاری با نیروهای انتظامی و قوه قضائیه، برای جلوگیری از پخش برنامه های ضد ایرانی و: ضد اسلامی  در سراسر جهان.

تهیه برنامه های توجیهی و: کمک های مالی برای ماهواره های غیر معاند،جهت هرچه همسو شدن با اهداف: نظام مقدس جمهوری اسلامی .

   در نهایت می توان گفت: ماهواره های جهانی بر سه دسته اند: رسانه هایی که با ایران و اسلام دشمنی ندارند ، لذا مشکلی برای مردم ما ایجاد نمی کنند.رسانه هایی که مستقیما علیه ایران یا اسلام فعالیت می کنند، که تنها راه آن، خرید کامل امتیاز و امکانات آن ها است و:باید به نام جمهوری اسلامی خریداری و ثبت شود.

و رسانه هایی که: اطلاع درستی ندارند و بینابین هستند. که در این گونه موارد، تهیه بسته های مالی و فرهنگی، برای هدایت و یا حمایت آن ها ضروری است تا: راه درست را پیدا کنند

卫星革命

 一个伊斯兰革命的弱点,它总是媒体:在入侵不均。现在,三十五年来,但伊斯兰革命后,只有一个声音,但也有正在反对革命的许多卫星。现在是不是时候是革命性的在这方面?第二,所有的堡垒:这是一个双赢的消炎药?

 据初步调查,有两件事是明确的:首先,伊朗人,功耗可编程的硬件和软件进行了大量的卫星有:资金也被提供。

       所以,二百五十万元就能买到所有的人:或建设规划。这一数额只售每天的伊朗石油会!

   现在,你不必有什么与伊朗,伊朗人正在寻找Machyst犯罪。产生一个房间,一个房间的工作室:一室单位或监测:卫星线。 !

 PBO负责200万台准备让步。宗教马哈茂德说你有两个房间和一台电脑和一个上网线,就可以用英语或德语铁路租一年不到20万美元的花费。

霍斯拉维先生少,亚美尼亚建议,有一家唱片公司!

  告诉公司之一的地下室,工作室可以搞定!您也可以购买或录像:请投诉后量复制或散布未经允许放弃!

事实上,而不是在我们的家园,在准备节目的外国人将准备。而只有一首曲目播放。在噪音比URI的成本减去的费用。

它还提供了对这项工作的资金,但尚无定论费用:监测费用是:明白他们在说什么!不仅在电视监视!兵团为自己的军队和情报服务,包括广告代理及部委一起,他们这样做是为自己。除了新闻和霍夫网站。

   预算的另一部分:寄生虫,对消费有一些负面影响是:通信邮电部,为您的机关事业单位的休息,费用是不同的在这方面。

  对于启蒙的成本第三部分:提供宣传方案是:开放给任何机构或团体与巨大的成本,可以单独完成。最后,最高的性价比,司法和警察处理这个问题及其教育的影响,一个$ $ ,而不是可计算的。

    因此,它是一个单一的器官,如动员剥夺其国际事务部,这是调动基本功能的一部分,产生预算:卫星购买或提供财政援助和智力的。用这种方法, 90%以上的卫星被修改。和数十人被隔离。

   新闻马欣拥有超过数千名经验丰富的记者和荣誉在世界和伊朗正准备生产的政治,社会和经济活动提供帮助。这些程序可能包括以下内容:

配合所有媒体,良好的新闻提要,并将其发送到B :卫星网络和互联网。与所有的艺术家,戏剧,电影和电视,制作短片和多样化以及卫星之间的分布式串行显示合作。

与议会合作,为提案和立法的准备需要购买和卫星办公室以外的国家。配合执法和司法机关,以防止反伊朗和反伊斯兰世界的广播。

可行性研究和方案的准备工作:资助非敌方卫星,更符合目标线:伊朗伊斯兰共和国。

   最后,它说对三类全球卫星:伊朗和伊斯兰教是不是敌人的媒体,所以我们不为人们营造一个问题,就是直接针对伊朗伊斯兰或经营网点,这是唯一的方式。为了充分利用其特点是:伊斯兰共和国的名义购买和登记。

并且不被理解和媒体是兼。在这种情况下,根据金融和文化的准备,有必要进行或支持:找到正确的方式

  • سید احمد حسینی ماهینی

تمرکز یا :عدم تمرکز

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر

شهرت جهانی ایران به عنوان: تمدن ساز تاریخ بشری، بر کسی پوشیده نیست. زیرا که نمی توان اینهمه دانشمند ، شاعر و نویسنده را به فراموشی سپرد. البته از موقعی که سازمان ملل روی کار آمد، سعی داشت از هر نظر با ایران مبارزه کند.

مرزهای ایران را کوچکتر و کوچکتر کرد. و برای هر شهر یا استان ایران بزرگ، نام یک کشور ثبت کرد و به آنان، رئیس و پرچم اهدا کرد!البته نقش انگلیس ، عربستان و آمریکا در این تجزیه آشکار بود. ولی چون به تنهایی جرات این کار را نداشتند، بنام سازمان ملل این کار را کردند .    اکثر اقوام ایرانی را، به عرب ها دادند : بحرین و عراق را عربی کردند، سوریه ، شامات و اردن را به پسر عموهای ملک فیصل دادند. هند،پاکستان و افغانستان را به بودایی ها فروختند و زحمات نادر شاه را به باد دادند. اقوام شیعه مانند هزاره ها را یا: کشتند و یا منزوی کردند تا نامی از آن ها نماند. هم اکنون بزرگترین جنایت ها در: میانمار (سریلانکا) پاراچنار(پاکستان) کشمیر (هندوستان) و ناهور و کویته (افغانستان) صورت می گیرد که، اگر یک هزارم از آن ها در ایران میشد، گوش فلک را پر می کردند .

اما ایران عقب نشینی نکرد. زیرا از راه های دیگر وارد شد. امروز ایران اسلامی دست ها را از: روی سر مردم برداشته و در درون فکر و مغز آن ها جای داده است. ممکن است عراق، لبنان یا سوریه حکومتی عربی داشته باشند،ولی از بهترین دوستان ایران هستند.

   در جمهوری های تازه استقلال یافته شوروی سابق، همه مردم دوست داشتند به ایران ملحق شوند ولی، سازمان سیا، قسمت غربی آن ها را و کا گ ب، شرق آن را منسجم کرد و نگذاشتند. کشتاری که توسط پلیس فعلی جمهوری های مستقل مثل: ترکمنستان ، تاجیکستان و آذربایجان از اسلام گرایان می شود، از زمان استالین هم بیشتر است.

حتی مرکز زندگی امام رضا ع در شهر مرو، به خاکروبه دان تبدیل شده و: هرچه ایران پیشنهاد بازسازی می دهد، آن ها قبول نمی کنند. و هرکس از خودشان این کار را بکند، او را می کشند.

در عربستان ، یمن و افریقای شمالی همه طرفداران الحاق به ایران را، به عنوان شیعه از دم تیغ می گذرانند. حتی در درون اروپا و آمریکا، آن ها را به عنوان تروریست زندانی می کنند و: یا یکجا قتل عام می نمایند.

     موفقیت ایران در جلب قلوب دنیا، در این است که از مدیریتی الهی پیروی می کند نه: اینکه فقط شعار بدهد. خداوند برای اداره جهان اصول مدیریتی را تعریف کرده است که: بشر هنوز در چند و چون آن مانده است.

    یکی از اصول مدیریت، تمرکز و عدم تمرکز است! شوروی سابق به عنوان نماد کامل: تمرکز در مدیریت به شکست انجامید و: آمریکا که خود را مظهر عدم تمرکز میدانست، در میان بحران های عمیق مدیریت اقتصادی و سیاسی دست و پا می زند. در حالیکه خداوند جهان بسیار بزرگ را، به راحتی اداره می کند بدون اینکه بحران زده شود.

   مدیریت الهی بر دو پایه: تمرکز و عدم تمرکز هست. ابتدا خداوند همه چیز را به خود نسبت می دهد، لذا تمرکز را پیاده می کند. بنده خدا کسی است که تمام افکار و کار هایش، فقط برای خدا باشد. اما بعد شیطان پیدا می شود. شیطان وجود مستقلی ندارد و مخلوق خدا است، ولی می خواهد تمرکز را به هم بریزد. و از خدا اطاعت نمی کند. و بعد هم قسم می خورد که انسان ها را هم، به سوی عدم تمرکز سوق بدهد.

  خداوند هم او را نابود نمی کند. زیرا از استبداد در مورد بشر خود داری می کند. البته برای هدایت بشر، وحی و الهام می کند و: پیامبر می فرستد. ولی شیطان هم آزاد است تا از :همه ابزار های فکری استفاده کند.

    طبیعت شیطان این است که: فکر، نرم افزار باشد و پیشنهاد دهنده . عامل اصلی بشر است. یعنی شیطان قدرت اجبار ندارد.همانطور که خداوند در مورد بشر می فرماید: در انتخاب دین هیچ اجباری ندارید.

به عبارت ساده تر استبداد و دموکراسی، دولبه یک مستطیل هستند که هر گاه، از یکی دور شویم به دیگری نزدیکتر می شویم. و این حرکت مابین دو ضلع را، اختیار انسانی تشکیل می دهد. شما در هرکاری با دو الهام مختلف روبرو هستید: که مایه اصلی تصمیم سازی شما است.یکی از این ها، الهام خدایی و عقل بشری است (کل ما حکم به العقل حکم به الشرع) و دیگری الهام شیطانی و نفسانی است.

   برای درس خواندن شما، عقل می گوید بیدار بمان و: درس بخوان تا قبول شوی. ولی شیطان و نفس می گوید: بخواب و راحت باش!

در کار کردن هم همینطور است، عقل یا الهام الهی می گوید: برو کار می کن مگو کار چیست، ولی نفس انسانی وشیطان می گویند: بگو کار چیه! استراحت خوب است.

   در دوران انقلاب اسلامی هم، دو حادثه مدیریتی اتفاق افتاد. در ابتدا عده ای می خواستند انقلاب را بطور فیزیکی صادر کنند، لذا می گفتند نیرو به لبنان بفرستیم یا: به اسرائیل حمله کنیم. ولی مدیریت نوع دوم می گفت: احتیاجی نیست، ما به فیزیک مردم کاری نداریم، ما قلب و روح آن ها برای اسلام می خواهیم.

والان می بینیم علیرغم کوشش های فراوان: ابر قدرت های دیروزی هیچ نشانی از آن ها نیست! و تنها قدرت اسلام است که :در دنیا حرف اول را می زند

焦点或缺乏重点

伊朗的国际声誉,在人类历史上壶的文明,是显而易见的。但它不能成为一名科学家,诗人,作家和容易忘记。但是,当它来到联合国,想尽一切办法与伊朗对抗。

伊朗的边界变得更小和更小。全省各主要城市,并在国家,总统和捐赠的标志登记他们的名字!课程,英国,沙特阿拉伯和美国明显在这一分析。但仅凭不得不这样做的勇气,在联合国的名义这样做。多数伊朗人民,阿拉伯人,他们是阿拉伯,巴林和伊拉克,叙利亚,大马士革,约旦成为费萨尔国王的堂兄。印度,巴基斯坦和阿富汗,纳迪尔·沙阿的努力出售佛教徒挥霍一空。什叶派哈扎拉部落作为:他们被打死或隔离,因此它没有名字。现在,在缅甸(斯里兰卡)帕拉奇尔(巴基斯坦)克什米尔(印度)和Nahvr和奎达(阿富汗)是,如果它的千分之一弥漫的天空会听的最大罪行。

但伊朗不会退却。来到另一条路。今天头脑中的人,大脑的伊斯兰手取出,将其更换。也许伊拉克,黎巴嫩,叙利亚,阿拉伯国家的政府都有,但是是最好的朋友。

   所有的人在新独立的前苏联加盟共和国,想加入,但美国中央情报局,克格勃和东部的西部,他们没能连贯。由独立的共和国,如土库曼斯坦,塔吉克斯坦和阿塞拜疆屠宰目前警方正在对伊斯兰主义者,因为斯大林较高。

伊玛目礼萨即使在城市的Merv的生活,垃圾桶变成: ,建议的重建,他们不接受。和他们每个人都这样做,并杀死它。

在沙特阿拉伯,也门和北非的爱好者加入到伊朗作为一个什叶派花尾旋翼。即使在欧洲和美国,他们被监禁的恐怖分子和:或一起被屠杀。

     伊朗在赢得世界的心的成功,它不遵循神的管理:他们只给口号。神已经定义的管理原则,以统治世界,人类仍然自认为已经躲过了几个。

    其中的管理,集权与分权的原则是!苏联作为一个整体符号:注重管理和失败的:美国本身的符号并没有集中在深刻的经济和政治危机,脚尖触地的管理。虽然世界是非常大的神,没有冲突将易于管理。

   在两个基地神圣的管理:集中式和分散。起初,一切都与上帝有关,所以重点将放在脚下。神的仆人谁拥有他的全部思想和工作只为上帝。但魔鬼被发现。上帝创造了撒旦有没有独立存在的,而是要专注于兴奋。上帝不服从。然后发誓,人类也将权力下放移动。

  上帝不会毁了他。这是他们的人类意义的暴政。然而,对于人类的指导,启示和灵感和先知发送。但是撒旦是免费提供给所有的智力工具来使用。

    自然是撒旦:想想,要聪明和推动者。主要的原因是人。撒旦有没有强制力,即,作为神人说:做宗教,绝无强迫。

简单来说,专制和民主,这是一个长方形边当我们远离彼此接近。双方之间的运动,男人做。你可以做你面对的是两种不同的东西的灵感:你的决策的动机,其中之一,它是由神和人的心灵(我们的整个句子头脑判断Alshr )和其他邪恶的和感性的灵感启发。

   为了您的阅读课,理由和保持清醒说: Lessons'll星接受。但撒旦和呼吸说:睡眠和放松!

这同样适用于工作,智慧和神的启示说:去麻姑什么是你的工作,但人的灵魂Vshytan说:告诉我什么工作!休息好。

   在革命期间,这两个事件发生的管理。最初,有些人想革命实际出口,所以他们出兵黎巴嫩和以色列的攻击。第二类管理的,但说没必要,我们什么都没有做我们心中的物理学和我们希望他们伊斯兰教。

尽管各种尝试等价见:昨天的超级大国不,它不需要!伊斯兰教是世界上唯一的权力有声母

  • سید احمد حسینی ماهینی

جنگهای داخلی سه گانه

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

در زمان پیامبر اسلام، جنگ های زیادی اتفاق افتاد و: در تمام جنگ ها پیامبر سمت فرماندهی داشت. گرچه در برخی از آنان مستقیما حضور نداشت ولی، به زبان امروزی فرماندهی کل قوا با ایشان بود و: با نظر ایشان فرمانده مستقیم جبهه انتخاب می شد. اما همه میدانستند این جنگ ها، جنگ اسلام و کفر است.

اما بعد از پیامبر علاوه برجنگ های خارجی، سه جنگ داخلی نیز اتفاق افتاد.یکی از آن ها جنگ مکتب شام بود. یعنی در واقع موتور اصلی جنگ از آن جا هدایت می شد . علت این امر آن بود که رومیان یا مسیحیان، در فلسطین و اروپا ، اطراف دریای مدیترانه بیشتراز مسلمان ها بودند .

مشاوره رومیان برای شام بسیار مهم بود. و به همین دلیل در بار معاویه و فرزندش یزید، همگی پر بود از مشاوران خارجی مخصوصا مشاوران مسیحی و رومی .:

خصوصیت مکتب شام این بود که خود را، مسلمان اصلی !میدانستند ولی اهل کتاب را بیشتر از: مرکزیت مسلمانی دوست داشتند. و این بخاطر آن بود که خیلی از اعمال زشت خود را توجیه می کردند. مثلا شرابخواری یا بازی با حیوانات، از آن جمله بود زیرا خوردن مشروبات در اسلام حرام شده بود. و بازی با سگ یا میمون ناشایست بود.

حوادث زمان بعد از شهادت امام حسین ع  نشان می دهد: اهالی شام مسلمان بودند ولی یزید و معاویه را هم مسلمان میدانستند. و به علت دوری از مکه و مدینه، هر روایتی از اسلام را از زبان انها می شنیدند. مثلا وقتی اسرا کربلا را خارجی و: غیر مسلمان خواندند، همه مردم باور کرده بودند و: فقط تعدادی از پیرمردها یا افرادی که: در مدینه یا کوفه بودند با شنیدن سخنان حضرت زینب سلام الله، تصور کردند که امام علی است که خطبه می خواند!

تقریبا می توان مکتب شام را درمقابل مکتب ایران دانست، زیرا در طول این مدت ایرانی ها، با اینکه در مقابل اعراب شکست خورده بودند ولی به: علت هوش و ذکاوت تاریخی خود، خانه اهل بیت را انتخاب کردند و :از هرگونه کمک به امام علی و فرزندانش دریغ ننمودند. همین موضوع باعث ناراحتی مکتب شام می شد . و هرجا می خواستند تعصب جاهلیت را زنده کنند، اشاره به حضور عجمان در جمع: دوست داران اهل بیت می کردند.

   حتی پیامبر اسلام علنا اعلام فرموده بود که:( سلمان منا اهل البیت) یعنی سلمان محمدی از اهل بیت من حساب می شود. و لذا تفاسیر مربوط به اهل بیت، بر او مصداق می یافت . سلمان نام اصلی اش: روزبه و: از اهالی اصفهان بود. ولی به قدری به پیامبر علاقه پیدا کرده بود که: نامش را از روزبه ایرانی به سلمان محمدی تغییر داده بود.

و این موضوع وقتی بیشتر خود را نشان داد که: قاتل خلیفه دوم نیز یک ایرانی اهل نهاوند، به نام پیروز اعلام شد.که عرب ها او را ابو لولو می شناختند.  نه تنها این ها در ذهن مردم ارزیابی خوبی داشت، بلکه حتی می بینیم قتل خسرو پرویز هم، در دماوند به دست یک آسیابان صورت می گیرد. یعنی اعراب در انقراض سلسله ساسانیان، نقشی نداشتند بلکه این خود ایرانیان بودند که: راه جدید خود را یافته بودند.

    البته ایرانیان ضد انقلاب، در همان موقع هم بودند یعنی برخلاف نظر اکثریت وسیع ایرانیان از چین تا مصر ، اسلام نیاوردند و برای مبارزه با اسلام، یا به قول آن ها، حمله اعراب قیام کردند. برخی از آنان با تکیه بر دین زرتشتی این کار را کردند . اما برخی دیگر فقط ناسیونالیست و ملی گرا بودند.

ملی گرایی در ایران پایه و اساس نداشته است. زیرا ایران سرزمین قومیت ها بوده و: برای خود جهانی را تشکیل می داد. در زمان ماهم می بینیم ملی گراها ایدئولوژی ندارند، و فقط قصد آنان مبارزه با اسلام است.

اولین گروه جبهه ملی در زمان مهندس بازرگان تشکیل شد، و به حمایت ایده های مصدق، در برابر آیه الله کاشانی پرداخت.آن ها ناچار بودند از ملی گرایی فقط :مبارزه با اسلام را به دوش بکشند. طرفداران مهندس بازرگان هنوز هم در: دانشکده فنی دانشگاه تهران حضور دارند. با اینکه امام خمینی ره، صراحتا فرموده که ملی گرایی خلاف اسلام است! ولی این دغل بازان بین مهندس بازرگان و: مهندس موسوی و ملی گرایی و اسلام و: امام خمینی رابطه مثبت برقرار کرده اند!

     در آن موقع نیز اگر کسی از: آذربایجان برمی خواست مانندسرخ جامگان، نمی توانست سنگ سیاه جامگان خراسانی را به سینه بزند. زیرا آن ها از قبیله و قومی دیگر بودند و: اینها از قوم دیگر و هیچ نقطه اشتراکی بجز: ضدیت با اسلام نداشتند.

    بجز مکتب شام و مکتب ملی ایرانیان، گروه سوم نیز وجود داشتند و آن اعراب جاهلی بودند. اینها خطر ناک تر از دو گروه دیگر بودند. یعنی اگر سیاه جامگان در خراسان و: خرم دینان در آذرآبادگان با اسلام مبارزه می کردند، باکی نبود ولی اینها از درون مکه و مدینه بودند. خطر آن ها به این دلیل زیاد بود که: در نهایت به نفی بلد اولاد پیامبر برای همیشه اقدام کردند. هرچه تاریخ بیشتر می گذشت، کینه این ها بیشتر می شد و: آثار پیامبر را بیشتر از بین می بردند. امام حسین ع که فرزند: زاده خانه کعبه، بود با شمشیر های زیر لباس احرام، بیرون کردند. و بعد نوبت به امام موسی کاظم و امام رضا رسید. و این اواخر بنام وهابیون، حتی از سنگ قبر آن ها هم نگذشتند! و هنوز هم بر این تخریب آن ادامه می دهند. امید است اگر مذاکره ای صورت می گیرد، یک نگاهی هم به باز سازی بقیع باشد

南北战争三部曲

在先知时代,许多战斗发生在先知的所有战役中指挥。虽然有些人并不直接参与,他是总司令在今天的语言:术语,他当选为前直司令。但每个人都知道这场战争是伊斯兰教与不信之间的战争。

但先知Brjng外部后,三个内部战争发生了。 ,其中之一是学校吃饭。事实上,它是从主发动机驱动。其原因是,罗马人还是基督徒在巴勒斯坦和欧洲,围绕地中海超过穆斯林。

您的建议是罗马人非常重要。这就是为什么在次穆阿维叶和他的儿子耶济德充满了所有的外部顾问,咨询,尤其是基督徒和罗马人。 :

当晚的特点是学校本身,主要的穆斯林早知道,但大多数的书: !的穆斯林朋友的中心地位。正是因为这样,很多是合理的行为。例如,饮酒或与动物玩耍,其中包括因饮用被禁止在伊斯兰。并且与狗或猴子玩耍不当。

伊玛目侯赛因殉难后时间的事件表明:晚餐人口是穆斯林,而且穆斯林相信耶齐德和穆阿维叶。并避免麦加和麦地那的语言,他们听到了伊斯兰教的故事。例如,当外国囚犯的卡尔巴拉:穆斯林不唱歌,所有的人谁相信,只有几个老男人或个人在麦地那和库法,哈兹拉特扎伊纳布听说过上帝你好的话,相信伊玛目阿里是讲道读!

在校门口学校晚餐是知道的,因为伊朗人在此期间,虽然阿拉伯人被打败了,但他们的历史,房子聪明的原因选择位:从伊玛目任何帮助阿里和他的儿子们没有犹豫。学校晚餐是主体不舒服。无知和偏见住的地方,他们想指阿治曼的聚会:位是一对恋人。

   即使是先知曾公开表示: ( Ahlul的Bayt米娜萨尔曼)萨尔曼·汗·穆罕默迪位,我可以指望。因此,犯人的解释,他发现真正的。萨尔曼是他的真名: Roozbeh和人民的意志。虽然有些兴趣,这是改变哈尼夫·穆罕默德·萨勒曼波斯的名字先知。

这充分显示了第二任哈里发,从光头党伊朗刺客,命名为获奖者公布。阿拉伯人,他知道阿布露露就越多。不仅在人们心目中有很好的评价,但即使他们看到Khosrow帕尔维兹,一位磨坊主的是常规意义上的杀戮。在萨珊王朝,阿拉伯人,伊朗人的灭绝,却不得不在新发现的方式没有任何作用。

    反革命伊朗,都在同一时间,不像大多数伊朗人从中国到埃及,伊斯兰教,伊斯兰教是不是准备战斗,或引用他们,上升到阿拉伯人的攻击。他们中有些人这样做了琐罗亚斯德教的基础上。但其他人只是民族主义的倾向。

民族主义的基础是没有的。全国和世界本身族群构成。 MAHM没有看到民族主义的意识形态,他们唯一的目的是要争取伊斯兰教。

巴扎尔甘过程中形成第一集团,国民阵线,并支持摩萨德,阿亚图拉卡桑尼付款交单的想法。他们被迫民族主义只有战斗伊斯兰教熊。还是巴扎尔甘球迷:工程学院,德黑兰大学参与。虽然霍梅尼,明确指出民族主义是反对伊斯兰教!但巴扎尔甘和骗子之间:穆萨维和民族主义,伊斯兰教和霍梅尼建立了一个积极的关系!

     那么,如果一个阿塞拜疆Manndsrkh的回答Jamgan不会使胸部的黑色岩石Jamgan Khorasani 。因为他们是从其他种族部落:它们共享没有其他人,除非:不反对伊斯兰教。

    除了上课晚餐和伊朗全国学校,有三组即是无知的阿拉伯人。它们比其它两组比较危险,分别。换句话说,黑Jamgan呼罗珊:买Dinani在Azarabadegan伊斯兰战斗,不怕,但他们从麦加和麦地那。这是由于高风险,先知的子孙的,总是试图将他们驱逐出境。大多数的什么地方对,这是更多的仇恨和先知的销毁工作。伊玛目侯赛因的AS的儿子出生的房子克尔白,对Ihram礼服剑,驱逐。伊玛目穆萨·卡齐姆,伊玛目礼萨当时之交。而近日被称为瓦哈比派,甚至连墓碑Ngzshtnd吧!并且还破坏仍在继续。希望谈判在,我们必须看Jannat人 - 八旗重建

  • سید احمد حسینی ماهینی

ناکثین ،قاسطین و مارقین، چه کسانی هستند؟

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۲:۱۹ ق.ظ | ۰ نظر


اگر چنانچه کلمه امام را در لقب امام علی، بر رسی کنیم امام بودن ایشان به معنی الگو است. یعنی اینکه ما در شرایط مشابه باید مانند ایشان: تصور کنیم و عمل نماییم .گرچه زندگانی آن بزرگوار پر است از: نکات مهم و بیانات حکیمانه،اما هنوز مورد بررسی قرار نگرفته، ولی هرکس به اندازه فهم خود از آن استفاده کند.

    امام علی دوران کودکی و نوجوانی خود را، مانند بقیه سر نکردند بلکه همیشه منتظر دستورات پیامبر بودند. یعنی توانایی های خود را نه برای استفاده شخصی، که برای اسلام و پیامبر در نظر می گرفت. ایشان حتی پس انداز برای ازدواج نداشتند! و زندگی زناشویی خود را با فروش زره جنگی آغاز کردند.

    در جوانی نیز بزرگترین فرمانبر پیامبر بود و: اینهمه اطاعت از پیامبر برای هیچکس از: افراد قریش خوشایند نبود. چه رسد به قبایل دیگر. این بود که کینه ایشان در دل آنانی که: نمی خواستند مسلمان واقعی باشند رشد کرد. منتظر بودند تا پیامبر از دنیا برود و: انتقام خود را بگیرند.

     با رحلت پیامبر، دوران سکوت امام علی آغاز می شود و 25سال، استخوان در گلو و خار در چشم، به تعبیر خودشان صبر کردند. اما اینهمه رنج کافی نبود! مجازات مطیع پیامبر بودن، از این هم بیشتر بود! هر که در در مقرب تر است، جام بلا بیشترش می دهند

ان ها که خود را عددی در مقابل پیامبر می دانستند و: حرف های من در آوردی خودشان را، در حد وحی به پیامبر می دانستند، وقتی فرصت به دست آوردند، با همان حرف ها و خویش فرموده هایشان، حضرت امیر ع را خانه نشین کردند. بعد هم که مردم متوجه شدند و: به ایشان روی آوردند، دوران ستیزه رنگ جدیدی گرفت و: در سه شکل و یا سه جنگ داخلی، خود را نشان داد که امام علی خود، آن ها را قاسطین و مارقین و ناکثین خواند.

   حال در زمان ما که مردم رای به حکومت اسلامی داده اند، سه گروه فوق در مقابل انقلاب اسلامی، در ابعاد جهانی ایستاده اند.آین ها همان هایی هستند که خویش فرموده ها یشان را، بیشتر از وحی الهی دوست دارند و: اصلا وحی الهی را قبول ندارند. کاخ سفید ، کاخ کرملین یا کاخ ریاض را، از مسجد الاقصی و مسجد الحرام و مدینه النبی، بالاتر میدانند.شاید هم اصلا مسجد الاقصی، قبله ادیان الهی را یک افسانه بیشتر نمی دانند.

    کاخ سفید مظهر قاسطین در زمان ما است . قسط و عدل به معنی آزادی و حقوق بشر است.  و قاسطین یعنی کسانی که: عمدا و آگاهانه قسط را زیر پا می گذارند. در حالیکه شعار آن را می دهند. امروزه سیاست به معنی زرنگی در: گفتاری که هرگز به آن عمل نشود،معنی می شود. معاویه و عمروعاص خود را :زرنگ و سیاست باز می دانستند و: امام علی بارها فرموده بود که: اگر من هم می خواستم بهتر از آن ها سیاست بازی می کردم! ولی دین خدا دست مرا بسته و: اجازه فریب مردم را نمی دهد.

   فریب مردم بسیار ساده است.یا به وسیله سخن است یا: به وسیله پول یا زور! تزویر به زبان، یعنی گفتن آنچه مردم، دوست دارند بشنوند! در هر سخنرانی باید از مردم، کف زدن را گرفت! و در هر بحثی باید آن ها را به: آنچه دوست دارند وعده داد. ولی در موقع عمل نیازی به پاسخ نباشد.یعنی سیاست معنی اش این است! اگر شما وعده ای بدهید بعد بلافاصله آن را عمل کنید، می گویند شما از مردم ترسیدید و: نمی توانید کاری بکنید! ومجبورید به حرف مردم گوش بدهید، و از خود اختیاری ندارید.

     اما مارقین کسانی هستند که: آنچه را که شما دوست دارید،قبل از وعده دادن عمل می کنند.و کوچکترین اشتباهی را مرتکب نمی شوند! تا اشتباه بزرگ خود را باور پذیر کنند. آن ها نماز به جای می اورند.حتی زنان خود را محجبه می کنند تا: کسی در مومن بودن آن ها شک نکند! و اعتماد مردم جلب شود و از: نکته یا انحراف اصلی، خبر دار نشوند.

آن ها حق های کوچک را ادا می کنند تا: حق بزرگتری را زیر پا لگد کنند. آن ها نمازشب می خوانند تا: ولایت و امامت را نابود کنند. در واقع با تمام حماقت خود، تیشه به ریشه می زنند. نمونه بارز این تفکر افراطی گری تکفیری ها است، که مر کز آن کاخ نشین های ریاض هستند. آن ها در ظاهر با لباس عربی و: دشداشه می آیند ولی در مواقع دیگر، هیچیک از این ها را رعایت نمی کنند.

و اما ناکثین تا آخرین مرحله همراه هستند، ولی در آخرین لحظه ها ضربه خود را می زنند. امید واری مردم به آنان، همراهی زیاد آن ها است . کاری می کنند که حتی برخی ایات قرانی هم، آنان را تایید می کند! طلحه و زبیر از بزرگان صحابه و از سابقین اولین بوده و:  در سوره مبارکه توبه در آیه؛ «والسابقون الأولون من المهاجرین والأنصار....» مورد تمجید قرار گرفته‏اند، و نیز از جمله "عشرة مبشّرة" هستند که در احادیث گهربار، آنحضرت صلی الله علیه واله و سلم، بشارت صریح بهشت به آنان داده شده است. ولی همه این ها در مصاف برتر، عقب نشینی می کند ....

Naksyn , Qastyn和Marqyn ,那些是什么?

如果这个词在伊玛目,阿訇阿里,伊玛目,我们的意思是说,他是模板粘土的称号。意味着我们必须在他们想象的那样相同的条件下,我们必须采取行动,虽然他的生活充满了重要的和明智的讲话,但没有研究,但任何人都可以用它来衡量它的理解。

    童年的伊玛目阿里本人,就像其他人,但他们总是在等待先知。这意味着他们的能力,而不是为个人使用,这被认为是伊斯兰教的先知。他甚至挽救婚姻!与婚姻冲突开始销售装甲。

    年轻人也有先知的最大的奴隶:但是,没有人听从先知古莱氏的人是不愉快。更不用说其他部落。这是他们的仇恨在他们的心中,他们不是真正的穆斯林,他们长大。先知在等待走出去的世界:让你的报复。

     与先知的消亡,伊玛目阿里开始他的沉默25年,在喉咙的骨头和眼睛刺,因为他们等待自己的解释。但它是不够的那么惨!先知的奴隶的惩罚,甚至更多!每个的青睐,贝拉杯将进一步

谁知道那些先知和他的对手:他们发明了自己的语言,启示给先知知道,当我得到了机会,用同样的人物和自己说,作为先知留在家里A.说。然后有人们认识到:他们拒绝了,并采取了积极的新颜色在三种形态或三个内战,它表明,伊玛目阿里本人,它描述Qastyn和Marqyn和Naksyn 。

   当时,我们的人民已经投票给伊斯兰统治,三组对伊斯兰革命,支架的全球规模。这也是那些谁辅导她说,而不是神的启示和爱可言神的启示不同意。白宫和克里姆林宫利雅得,阿克萨清真寺和麦地那圣先知的遗产清真寺,知道更多。也许甚至阿克萨清真寺,麦加的宗教不要服用超过一个神话。

    白宫Qastyn体现在我们的时代。正义感和公平,自由和人权。和Qastyn即那些明知而故意违反意图。虽然它可能的口号。今天,这意味着明智的政策:言语行为从来都不是没有意义的人。 Al和他的Mrvas :明亮,开放政策,并认为,伊玛目阿里曾说过很多次,如果我想比他们更好的发挥政治!但对上帝的信仰和我的手收:别让人骗。

   这是很容易用文字来欺骗人或其中之一:以金钱或武力!机器语言,即说什么人们都喜欢听到!每堂课应该是人,在鼓掌!在任何讨论应该让他们喜欢什么承诺。但是,当操作不需要回应。意味着政策!如果你答应充当紧接着吧,人家说你和恐惧:你不能做一些事情!人有说话和听,不必。

     但也有一些Marqyn谁:你喜欢什么,有前途的行为之前,不要犯丝毫错误!大错是要相信自己。他们祈祷代替。 ,他们的女人被蒙蔽的人在相信它不会怀疑!并吸引了公众的信任和分流或新闻没有显著的地步。

他们说,他们没有什么权利,权利流浪汉在更大。调用晚祷:监护和伊斯兰教长给毁了。事实上,他们所有的愚蠢,反而破坏它。这是典型的思想极端主义逐出教会,利雅得王宫居民的中心。他们似乎来自阿拉伯的礼服,但在其他时候,他们不遵守任何这一点。

但Naksyn直到最后一个单元格,但在最后时刻进行拍摄。希望他们的人,他们有很多的公司。即使一些诗句他们被证实的东西!泰勒哈和祖拜尔是伟大的同伴,并在忏悔诗苏拉第一Sabqyn , “被赞美,以及”十点增益先驱报“的圣训,先知和泽惠普给了他们的天堂卷轴的喜讯。但在所有这些顶级撤回的脸....

  • سید احمد حسینی ماهینی

حقوق ایرانی 50برابر خارجی است.

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۵۴ ب.ظ | ۰ نظر


چرا حقوق یک مربی خارجی، پنجاه برابر یک مربی ایرانی است؟ چرا فوتبالیست های ایران، همیشه از کمبود در آمد سخن می گویند و: چرا ورزشکاران همه ناراضی هستند؟

چرا مردم از گرانی ناراحت هستند؟ چرا هر روز اجناس گرانتر می شود ؟ تورم چه عاملی دارد که: هیچکس نمی تواند آن را ریشه کن کند؟

    برخلاف تمام پیچیدگی هایی که این بحث ها دارد، و با آبروی ملت ایران بازی می کند، جواب آن خیلی ساده است ولی، کسی آن را جدی نمی گیرد.

علت تمام گرانی ها، بالا رفتن نرخ ارز است. عرضه ارزهم، همه در دست دولت است. یعنی اگر روزی آن را بیشتر عرضه کند، قیمت ها ارزان می شودو: همه چیز براساس دلار پایین می آید.

چرا می گویند رونالدو 50برابر علی پروین حقوق می گیرد؟ زیرا آن ها دلار را سه هزار تومان حساب می کنند . حالا اگر دلار همانطور که داشت سقوط می کرد، می گذاشتند سقوط کند و: به هر دلار 70 ریال سابق بر می گشت، باز هم چنین حرفی صادق بود؟یا اینکه برعکس می شد! تیتر انتخابی ما هم بر اساس همین محاسبه است. مثلا اگر علی پروین صد میلیون تومان بگیرد، براساس دلاری سه هزار تومان، فقط 33هزار دلار می شود، اما اگر دلار 70ریالی باشد 15میلیون دلار می شود . حالا کدام مربی بیشتر می گیرد؟

سوال این است : چرا این بلا به سرما می آید؟ جواب آن هم بسیار روشن است. ممکن است همه بگویند: سیاست انگلیس یا آمریکا است!ولی آمریکاییها آرزو داشتند:هر هزار تومان، یک دلار شود. الان هر سه هزار تومان یک دلار است. پس همه چیز را تقصیر دیگران نیاندازید.

یکبار هم شده بیاییم و: با خود رو راست باشیم . همه این گرانی ها، فقط تقصیر یک تئوری مسخره بنام: عیار گری است!سمک عیار و دیگر عیاران، در تاریخ ایران زیاد بودند. حتی در میان اعراب بدوی، یا زمان پیامبر هم بودند. که خود را جوانمرد هم میدانستند. آن ها بر سر راه کاروان ها کمین می کردند و: اموال را به غارت می بردند و: افراد را می کشتند بعد، برای اینکه توجیه کنند می گفتند: ما این را برای فقرا می بریم!

   عیار یا جوانمرد بودن شرایطی دارد، حداقل شرط آن این است که: از اموال مسروقه،برای خودشان استفاده نکنند. شرط دیگر اینکه خونی ریخته نشود و: به کسی هم که مستحق است، ضرری وارد نشود..

اگر  هیچ جایی چنین قانونی هم نباشد، باز وجدان بشری این ها را لازم میداند. گرچه از نظر شرعی کل کار حرام است. مصادره اموال مردم فقط باید: از طریق دادگاه و مجاری قانونی باشد . و الا هرکس خود را عامل به عدالت بداند و:اسلحه بردارد که، سنگ روی سنگ بنا نمی شود.

    دولتمردان ما هم از موقع روی کار آمدن: موسوی و بهزاد نبوی همین راه را درپیش گرفتند. زیرا در زمان شهید رجایی، هنوز دلار دورقمی بود. ولی این ها گفتند از کسانی که خارج میروند، بگیریم و به داخلی ها بدهیم! به همین دلیل ارز را انحصارا در اختیار بانک مرکزی گذاشتند. تا نرخ را تعیین کند و بعد هم، کم عرضه کردند تا قیمت بازار آزاد بالارود.

    بنیاد مستضعفان آن روز دلار ها را در: بازار دبی خرج می کرد و به خیال خودش، به قیمت بالاتری به اعراب ثروتمند می فروخت!البته سود آن عاید مردم هم نمی شد، بلکه به پژو پرشیا مشکی تبدیل می شد و: زیر پای اقایان قرار می گرفت!بنده آن سال ها بازرسی کل کشور بودم، و مامور بازرسی از هتل اوین و..هرچه گزارش میدادیم، یک پدر شهیدی بود جلوی ما را می گرفت، می گفت این ها درست کار می کنند! چون همه این کار ها از: سوی بنیاد شهید و کمیته امداد و بنیاد مستضعفان می شد و: آقای ف رئیس بازرسی  آن قسمت بود.

    اگر باز هم اعتراض می کردی، کارت استخر و سونا و جکوزی رایگان میدادند! ولی اگر جدی ادامه میدادی مثل ما، باید بیرون می رفتی !ما هم که دوست داشتیم زبانمان دراز باشد، دستمان را کوتاه می کردیم. چون قانون دست و زبان برعکس هم است: اگر دستت دراز باشد، زبانت باید کوتاه باشد و: اگر زبانت دراز باشد باید، دستت را کوتاه کنند.

   بهر حال این قلندر بازی و: ادای باباشمل ها را در آوردن، هنوز هم اقتصاد ما را تهدید می کند. اگر مردم ما نخواهند که: پول ثروتمندان را بگیرند، چه کسی را باید ببینند؟ مگر ثروتمندان مغز خر خورده اند؟ وقتی می بینند به زور یا کلک، پول آن ها را می گیریم و: به مردم میدهیم ساکت بنشینند. آن ها ده برابر آن چه داده اند، از مردم پس می گیرند لذا می بنیم: تورم با سرعت زیادی بالا می رود.

  مرض عیار گری که: به جان اقتصاد ایران افتاده هیچ در مانی ندارد. وبرای همین است که سال ها، تورم مردم را به ستوه آورده ولی با روش: شکستن سر و یک گردو به دامن انداختن، تا حالا صبر کرده اند. باید دولتمردان بنشینند و: فکر اساسی بکنند و این مرض را ریشه کن کنند.

   دولت به طمع پر کردن شکاف کسر بودجه، دلارها را گرانتر می فروشد ولی، می بیند که ده برابر ضرر کرده و: هیچ شکافی هم پر نشده ولی به این روش اعتیاد پیدا کرده است.!به دولت قبل اعتراض می کردند که: نقدینگی به مرز 400هزار میلیارد تومان رسیده ولی، حالا از 600هزار میلیارد تومان هم گذشته، کسی اعتراض نمی کند؟؟

伊朗的权利50倍了。

为什么一个外籍教练的权利,伊朗50次教练?为什么伊朗足球运动员,总是缺乏说话,为什么运动员都满意吗?

人是因为重力的苦恼?为什么每一天都是比较昂贵的商品?什么是任何人都无法根除通胀因素?

    尽管所有参与这个辩论,而伊朗民族的尊严起着非常简单的答案,但我们不应该认真对待它的复杂性。

因为所有的价格高企,汇率正在上升。阿尔苏·HM供应全州各地。如果最多的一天,它被释放,价格会越来越便宜:对美元的一切下降。

为什么说罗纳尔多是50倍阿里·帕尔的权利?三千美元,因为美元可以指望。截至目前,美元下跌,并奠定了他们下到70英镑的每一美元先前还在说这是真的吗?或者是相反的!我们选择了标题在此基础上计算。例如,阿里帕尔亿美元应,美元三千元的基础上,只有33美元,但如果$ 70至R $ 1,500万。既然是大多数教练?

现在的问题是:为什么是这场灾难冷吗?答案是很清楚的。可能所有人都说,英国或美国的政治!但美国人希望每千美元,即一美元。现在,三千元至一百万美元。当别人不乱扔所有的责任。

曾经是:诚实面对自己。所有这些价格高,只是一些所谓的荒谬理论:法是SMK品位和档次,分别为高伊朗的历史。即使在贝都因人或先知在一起。谁知道她的青春。他们在他们的途中伏击商队以及财产被洗劫一空,人民早就丧命了,他们解释之后,因为他们叫我们去给穷人!

   级或侠义条件,最低要求是偷来的钱,不为自己所用。另一种情况是不流血的人谁是值得,不伤害。

如果没有,如果没有这样的法律,人类良知的任务。虽然工作的主体是由宗教禁止的。人们只需要没收船只和管道受到法律的。不久,大家知道你的代理人与正义:消除枪未在石头上用石块修建。

    甚至我们的政府采取了及时的办公室:穆萨维和贝赫扎德纳巴维以这种方式获得通过。因为在沙希德拉贾伊,还是两位数的美元。但他们说那些出国,我们能够进入!由于这种交换在央行手中剩下独家。为了确定速度和低廉的价格提供给自由市场的源头。

    压迫基金会块钱在那一天:市场迪拜度过了自己的想象,以较高的价格出售,以丰富的阿拉伯人场人不是赚的利润,但标致波斯成了黑色:下面先生放置!总督察那些年我被检查出了酒店,我们会卡斯尔和...更多的报告,我们是在一个烈士的父亲面前,说,正常工作!因为所有这些事情:烈士基金会和基金会的救济和被剥夺和F先生是检查的头。

    如果你还没有抗议,卡,游泳池,桑拿浴室和按摩浴池是免费的!但是,正如我们将要消失了,我们也有一个朋友,谁是一个长期的舌头,双手短。因为法律是背道而驰的语言:如果你的手很长,你的舌头应该是短暂的,如果舌头很长,尽量缩短你的手。

   然而, Qalandar游戏:模仿莱姆自备仍然威胁着我们的经济。如果我们的人没有钱,使富人,谁应该看到?但富人吃驴脑?武力或诡计,当他们看到他们采取并给人以无声的钱。他们有10次是什么人如此Vtryf通胀率太高。

  加里级疾病,采取了经济的生命毫不在意。而对于同一年,通货膨胀一直困扰着人们,而是通过打破核桃头和脱落的裙子,所以现在必须等待。政府应该冷静地想一想,做基本消灭这种疾病。

   国家预算赤字贪婪填补了国内空白,但它的售价以美元计值,它认为十倍的损失和无间隙填充的,但是这种方法也有瘾!已经抗议政府的流动性边界达到400000万美元,但是,现在60万亿元最后一次,谁也不会抗议?

  • سید احمد حسینی ماهینی