اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

۱۷۳۷ مطلب توسط «سید احمد حسینی ماهینی » ثبت شده است

احتکار ها هم احتکار می شوند!

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

احتکار ها پس از کشف هم احتکار می شوند. برای همین است که بازار تکان نمی خورد! وزارت نفت که بالاترین حجم دلار را در درست دارد، قیمت های بسیار بالایی پیشنهاد می دهد: تا هیچ کس آن را نخرد و: دلارها در دست خودش بماند! مردم همیشه منتظر دادگاه هستند، ولی هیچ وقت دادگاه محتکران، تشکیل نمی شود و بعدا اصلا موضوع، منتفی و فراموش می شود. برای اینکه می گویند اصلا احتکار نبوده! مثلا در مورد خودروها، اول گفتند قاجاق بوده! بعد دیدند که قاچاقچی اصلی وزیر صنعت سابق است! وزیر صنعت فعلی به کمکش رفت، و گفت اگر مابه التفاوت نرخ: دلار 4200تومانی را بپردازد، میتوانند ترخیص کنند! یعنی هم احتکار و هم قاچاق منتفی شد، برای اینکه قوه قضائیه هم چیزی گیرش نیاید! گفتند مابه التفاوت به دولت داده شود! که اگر هم نداد کسی از او شاکی نباشد. یا اگر قضیه بیخ پیدا کرد، قطره چکانی مبلغی را بدهند، و موضوع حل و فصل شود. همه اینها بخاطر این است که: زورشان به خارجی ها نمی رسد. وقتی نمی توانند نفت را بفروشند، اول می گویند بخش خصوصی بیاید و: نفت بخرد و هرکاری می کند بکند! بعد او را می گیرند، که چرا نفت فروختی؟ نفت کالای دولتی است. خلاصه با سیاست بازی، کالا را می فروشند، پول آن را برای خود برمی دارند. با اینکه رئیس جمهور می گوید: ما به وزرات نفت گفتیم که: دلار را ارزانتر به سامانه نیما بدهند، ولی رئیس بانک مرکزی می گوید: ما دخالت نمی کنیم، چون نرخ ارز را بازار تعیین می کند. البته رئیس بانک مرکزی می داند: در سیستم انحصاری که: عرضه در دست وزارت نفت است، قیمت را بازار تعیین نمی کند! بلکه خریدار مجبور است قبول کند. این یعنی یک معامله حرام! زیرا در موقعیت اضطرار، خرید و فروش جایز نیست. چون  رضایت یک طرف براساس: اضطرار و غیر ارادی است. مثلا بیماری که برای درمان، به خارج می رود یا دانشجویی که: برای تحصیل و یا مسافری که: برای گردشگری می رود مجبور است: دلار را به هرنرخی که می دهند، خریداری کند. اصولا اگر مجبور نبود خرید نمی کرد! طرف عرضه در اینجا وزارت نفت است، زیرا ارزحاصل از صادرات نفتی، در اختیار اوست. حتی محصولات گازی و پتروشیمی را مدیریت می کند. لذا95درصد دلار ها را، در دست دارد! و نمی خواهد که دلار ارزان شود! این امر در راستای سیاست آمریکا است:  که دلار قوی می خواهد. 5 درصد باقی مانده نیز، پوشش یا تله وزارت نفت است. یعنی وزارت نفت پشت آن مخفی شده، و نمی گذارد مردم بفهمند: گرانی دلار از کجاست. با یک حساب بسیار ساده، میتوان فهمید که ارزش دلار، همان 750ریال است و اگر افزایش پیدا کرده، با مدیریت وزارت نفت بوده است.  حالا اگر این افزایش قیمت را در بودجه دولت، یا در خزانه واریز می کردند، باز به نفع مردم هزینه می شد. در واقع پول مردم به مردم برمی گشت. اما 85درصد در آمدهای نفتی، در خود وزارت نفت هزینه می شود. بخش اعظم آن حقوق و پاداش: مدیران اداری و پروژه ها است. بهترین نقاط آب و هایی، بهترین ویلا ها و بهترین ساختمان ها، برای وزارت نفت است. خزانه مملکت که ظاهرا در وزارت اقتصاد مطرح می شود، فقط روی کاغذ است.  زیرا از ابتدا این درآمدها به حساب: دارایی واریز نمی شد. بعد ها که بسیار مبارزه شد، تا به خزانه واریز شود. فقط گزارش آن به حزانه داده می شود. نه دلار های آن. به این جهت وزارت نفت را، که درآمد های نفتی دارد، با وزارت صنعت که درآمدهای غیرنفتی دارد، باید مرکز احتکار دلار دانست. و به قوه قضائیه معرفی کرد. قوه قضائیه و مقننه هم اگر توانستند بگیرند، برای احتکار در سپرده های خودشان! یا پرداخت حقو و پاداش صرف نکنند. بلکه بصورت دلار بین مردم تقسیم کنند.(یارانه ارزی)

Hoardings are hooked!

Hoards are hooked after discovery. That is why the market is not moving! The oil ministry, which has the highest dollar in size, offers very high prices: so nobody thinks it and: dollars remain in their hands! People are always waiting for the court, but never before the court of the clerics, and then at all, the subject is completely forgotten and forgotten. To say that it was not hoarding at all! For example, in the case of cars, they first said they were dead! They later saw that the main trafficker was the former Minister of Industry! The current industry minister went to help, saying that if they can pay $ 4200 / ton for the difference, they can clear it! That is, both hoarding and smuggling were eliminated, so that the judiciary would not get it! They said to be given to the government! If he does not, nobody will complain to him. Or, if the case turns up, the drops will be paid, and the matter will be settled. All of this is due to the fact that: its force does not reach the foreigners. When they cannot sell oil, they say privately: Buy oil and do anything! Then they take her, why did you sell oil? Oil is a state-owned commodity. In summary, they sell the goods to the game politics, they pay for it. While the president said: "We told the oil ministry:" We will give the dollar cheaper than Nima, but the head of the Central Bank says, "We do not interfere, because the market determines the exchange rate. Of course, the head of the Central Bank knows: in a monopoly system that: Supply in the hands of the Ministry of Oil, does not set the market price! But the buyer has to accept. This means a forbidden deal! Because: it is not allowed to sell in an emergency. Because the consent of one side is based on: urgency and involuntary. For example, a disease that goes to treatment, or a student who: To study or to travel: For tourism, he has to buy the dollar at whatever cost. Basically, if you did not have to buy it! The supply side here is the Ministry of Oil, because it is worth the supply of oil exports. It even manages gas and petrochemical products. So it has 95 percent of the dollars! And do not want the dollar to be cheap! This is in line with America's policy: the strong dollar wants. The remaining 5 percent is the Ministry of Oil's coverage or trap. That is, the Ministry of Oil is hiding behind it, and it does not allow people to figure out where the dollar is. With a very simple account, one can find that the dollar is the same as 750 Rials, and if it is increased, it has been managed by the Ministry of Oil. Now, if this increase was to be paid into the state budget, or in the treasury, it would have been redistributed to the people. In fact, the people's money returned to the people. But 85% of oil revenues is spent on the oil ministry itself. Most of those salaries and rewards are: administrators and projects. Best water points, best villas and best buildings for the oil ministry. The treasury of the country, which appears to be in the Ministry of Economy, is only on paper. Because from the beginning these revenues were not accounted for: assets were not deposited. After that, it was very fought to be deposited in the treasury. Only the report is given to hate. Not its dollars. For this reason, the oil ministry, which has oil revenues, has to be referred to the Ministry of Industry, which has non-oil revenues, as the center of speculation. And: introduced to the judiciary. The judiciary and the legislature would, if they could, take the hoarding on their own deposits! Or do not pay a fee or reward. But also in dollars divided by people (foreign exchange 

  • سید احمد حسینی ماهینی

مهمان نوازی یا مهمان پرانی ؟

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر

مهمان نوازی یا مهمان پرانی ؟

عده ای کمر همت را بسته اند تا: تمام فرهنگ ایرانی را نابود کنند!اگر نتوانستند، آن را معکوس نمایند. یکی از این فرهنگ ها، مهمان نوازی ایرانیان است که زبانزد: خاص و عام می باشد. این مهمان نوازی داخلی و خارجی است: یعنی اگر کسی از شهری به شهر دیگر برود، یا از کشورهای خارجی بیایند، ایرانیان آنها را دوستانه تحویل می گیرند، و از آنها پذیرایی می کنند. مشکل این جاست که: مهمان نوازی ایرانیان بدون چشمداشت، یا اخذ وجه یا در خواست: دستمزد یا هزینه تور و گردشگری است! به همین دلیل آن را مهمان نوازی می گوییم. اما امروز در بازار یابی دیجیتال گردشگری، دیدیم که همه اینها احمقانه تعریف می شود! و نشان عقب افتادگی است. فقط کسانی مهمان نواز خوبی خواهند بود که: پول بیشتری از مهمان بگیرند. به قول ایرانی ها، آنها را سرکیسه کنند، جیب شان را خالی کنند و: با دست و جیب خالی به کشورشان برگردانند! کلا در بازاریابی غربی، کله آدمها به شکل دلار دیده می شود! و هرکس مهمان برایش بیاید، آن را یک اسکناس صد دلاری می بیند! و با خود می گوید: امروز یک صد دلار دیگر را به تور انداختیم! زیرا اصل بازار یابی غربی، برمبنای تحمیل هزینه صد برابری! به مشتری است. در رساله فوق لیسانس اینجانب، یک نموداراز هزینه های تولید شلوار جین است. در انجا هزینه مواد اولیه و دستمزد، فقط 5درصد قیمت است! بقیه قیمت مربوط به دلالی و: بازار یابی است! سیگار و نوشابه و آدامس و: همه کالاهای خارجی که: ایرانیان مصرف می کنند قیمت تولید آن زیر 5درصد است. بقیه پول برای واسطه ها و: هزینه های تبلیغاتی و بازاریابی است. مثلا چی توز یا پفک مواد کمی دارند، ولی هزینه بیلبرد آن، هرشب دو میلیون تومان است! یا هزینه یک دقیقه تبلیغات: تلویزیونی آن 50میلیون تومان است. هزینه قرعه کشی و امثال آن را هم در نظر بگیرید، می بینید همان می شود.  یکی دیگر از فرهنگهای ایرانی که غلط مطرح می شود : دلالی است. در ایران بسیار بد می دانند ولی، در بازاریابی غربی افتخار است! یعنی شما حق دلالی را هزینه نمی دانید! یک سرمایه گذاری می دانید. ( تبلیغات هزینه نیست سرمایه گذاری است.) بطور مثال در مورد سیگار یا شکلات و آدامس، فقط تبلیغات  و دلالی است که مردم را، به مصرف آن عادت داده! والا صد سال پیش، نه سیگاری بوده و نه آدامس و نوشابه! مردم هم آن را نخورده بودند نمی مردند! اما 40تا 50درصد هزینه خرده فروشی: (دلالی ) آن را پرفروش می کند. یعنی به دکه دار یا دستفروش می گویند: ما این قیمت به شما می دهیم، شما هرچه بیشتر فروختی، برای خودت! کتابفروش ها و روزنامه فروش ها هم این را می دانند. اگر می خواهند روزنامه در جلو چشم باشد، باید 35 تا 50درصد به دکه فروش بدهند! و آنهاییکه کم می دهند، روزنامه هایشان همه برمی گردد.40تا 50درصد هم برای بیلبورد: آگهی و پوستر و این چیز ها باید بدهند. اگر ندهند همچنان در گمنامی هستند! لذا ده برابر هزینه واقعی تولید، باید قیمت بزنند. کسی هم اعتراض نمی کند، چون این فرهنگ جا افتاده است. ولی اگر تبلیغ نکنید! و 95 درصد بابت هزینه توزیع و فروش و بازاریابی ندهید، به دلالی متهم می شوید! و این امر در همه شئون زندگی هست. یعنی در تولد بچه، عروسی تا مرگ و مراسم فوت . آنقدر بازار یابی غربی نفوذ کرده که: اگر کسی مراسم مرده خوری خود را، ساده بگیرد بدبخت و بیچاره معرفی می شود! اگر زنی مهریه خود را کم بگوید، همه می گویند شاید ایرادی دارد! و اگر جشن تولد بچه هم، بدون تبلیغات باشد  می گویند: این خانواده  منتظر مرگ فرزند است! چون اگر بچه بمیر مراسم ختم بسیار گرانی می گیرند، ولی به جشن تولد اهمیت نمی دهند.

Hospitality or guest?

Some people have closed their efforts to: Destroy the entire Iranian culture! If they could not, they would reverse it. One of these cultures is the hospitality of the Iranian people who say: special and general. It's internal and external hospitality: if anyone goes from city to city, or comes from foreign countries, Iranians will deliver them friendly and receive them. The problem is: hospitality of Iranians without the need, or getting money or asking for: the wage or the cost of tour and tourism! That's why we call it hospitality. But today, in the digital marketing of tourism, we see that all of these are stupidly defined! And a sign of arrears. Only those who are very hospitable will be able to: get more money from the guest. As the Iranians say, disassemble them, empty their pockets and return them to their country with their hands and pockets! Altogether in Western marketing, people are seen in dollars! And everyone who comes to him sees it as a 100-dollar bill! And he says with himself: Today we dropped another hundred dollars to the tour! Because the principle of Western marketing is based on the imposition of a hundred times the cost! To the customer. In my master's thesis, I am a graph showing the cost of producing jeans. In this case, the cost of raw materials and wages is only 5% of the price! The rest of the price is for the dealer and: marketing! Cigarettes, soft drinks and chewing gum and: All foreign goods that are consumed by Iranians have a production price below 5%. The rest is for brokers and: advertising and marketing costs. For example, there is little tow or stuff, but the cost of billing it is two million tomans a night! Or a one minute advertisement: Television is 50 million USD. Consider the lottery cost and the like, you see it. One of the other cultures of Iran that is false is the deal. It's very bad in Iran, but it's proud of Western marketing! That is, you do not know the price of the deal! You know an investment. (Advertising is not an investment.) For example, in the case of cigarettes or chocolate and chewing gum, it is only advertising that has accustomed people to consumption! Well, a hundred years ago, no smoker, no chewing gum or soda! People did not eat it, they did not die! But 40 to 50 percent of the retail price: (dealership) bests it. That is, they say to the shopkeeper or kiosk: "We give you this price, the more you sell, for yourself! Bookstore and newspaper salesmen also know this. If you want the newspaper to be in front of you, you should sell 35 to 50% of the stalls! And those who cut down, their newspapers come back. 40 to 50 percent for the billboard: banners and posters, and these things. If they do not, they are still in Gemini! Therefore, ten times the real cost of production, they should be priced. Someone does not protest, because this culture has gone down. But if you do not advertise! And do not give 95% of the cost of distributing; selling and marketing, you are accused of the dealership! And this is in all aspects of life. Namely: in the birth of a child, a wedding to death and a death ceremony. So much Western marketing has infiltrated that: If someone decides to make his deadline simple, miserable will be introduced! If a woman casts her throat, everyone says that she may have a problem! And if the baby's birthday is also without ads, they say: The family is waiting for the child's death! Because: if they die, they will end up very expensive, but they do not care about the birthday party.

الضیافة أو الضیف؟

بعض الناس قد أغلقوا جهودهم من أجل: تدمیر الثقافة الإیرانیة بأکملها! إذا لم یستطیعوا ذلک ، فإنهم سیعکسونها. إحدى هذه الثقافات هی ضیافة الشعب الإیرانی الذی یقول: خاص وعام. إنها کرم الضیافة الداخلیة والخارجیة: إذا کان أی شخص ینتقل من مدینة إلى مدینة ، أو یأتی من دول أجنبیة ، فإن الإیرانیین سوف یقدمون لهم الصداقة ویستقبلوهم. المشکلة هی: ضیافة الإیرانیین دون الحاجة ، أو الحصول على المال أو طلب: الأجر أو تکلفة الجولات السیاحیة والسیاحیة! لهذا السبب نسمیه الضیافة. لکن الیوم ، فی التسویق الرقمی للسیاحة ، نرى أن کل هذه الأمور معرّفة بغباء! وعلامة على المتأخرات. فقط أولئک الذین هم مضیاف للغایة سیکونون قادرین على: الحصول على المزید من المال من الضیف. کما یقول الإیرانیون ، قم بتفکیکهم وإفراغ جیوبهم وإعادتهم إلى بلادهم بأیدیهم وجیوبهم! بالإجمال فی التسویق الغربی ، ینظر إلى الناس بالدولار! وکل من یأتی إلیه یرى أنها فاتورة بقیمة 100 دولار! ویقول بنفسه: الیوم أسقطنا مائة دولار أخرى للجولة! لأن مبدأ التسویق الغربی یقوم على فرض مائة ضعف التکلفة! للعمیل. فی رسالتی الماجستیر ، أنا رسم بیانی یوضح تکلفة إنتاج الجینز. فی هذه الحالة ، فإن تکلفة المواد الخام والأجور لیست سوى 5 ٪ من السعر! ما تبقى من السعر هو للتاجر و: التسویق! السجائر والمشروبات الغازیة والعلکة: جمیع السلع الأجنبیة التی یستهلکها الإیرانیون لدیها سعر إنتاج أقل من 5٪. الباقی للوسطاء و: تکالیف الإعلان والتسویق. على سبیل المثال ، هناک القلیل من السحب أو الأشیاء ، ولکن تکلفة الفوترة هی ملیونی تومان فی اللیلة! أو الإعلان لمدة دقیقة واحدة: التلفزیون هو 50 ملیون دولار. النظر فی تکلفة الیانصیب وما شابه ، فإنک ترى ذلک. واحدة من الثقافات الأخرى فی إیران کاذبة هی الصفقة. إنه أمر سیئ للغایة فی إیران ، لکنه فخور بالتسویق الغربی! وهذا یعنی أنک لا تعرف سعر الصفقة! أنت تعرف الاستثمار. (الإعلان لیس استثمارًا). على سبیل المثال ، فی حالة السجائر أو الشوکولا والعلکة ، فإن الإعلان هو فقط الذی اعتاد الناس على الاستهلاک! حسنا ، قبل مائة عام ، لا مدخن ، لا مضغ علکة أو صودا! الناس لم یأکلوا ، لم یموتوا! لکن 40 إلى 50 فی المئة من سعر التجزئة: (الوکلاء) الأفضل. وهذا یعنی ، کما یقولون لصاحب المتجر أو کشک: "نحن نقدم لک هذا السعر ، وکلما کنت تبیع ، لنفسک! کما یعرف محللو بیع الکتب والصحف هذا. إذا کنت ترید أن تکون الجریدة أمامک ، فعلیک بیع 35 إلى 50٪ من الأکشاک! وأولئک الذین یقطعون ، تعود صحفهم من 40 إلى 50 فی المائة للوحة الإعلانات: لافتات وملصقات ، وهذه الأشیاء. إذا لم یفعلوا ذلک ، فهم لا یزالون فی لذلک ، عشرة أضعاف التکلفة الحقیقیة للإنتاج ، ینبغی تسعیرها. شخص ما لا یحتج ، لأن هذه الثقافة قد سقطت. ولکن إذا کنت لا تعلن! ولا تعطی 95٪ من تکلفة التوزیع ، البیع والتسویق ، أنت متهم بالوکالة! وهذا فی جمیع جوانب الحیاة. وهی فی ولادة طفل ، عرس حتى الموت وحفل الموت. لقد اخترق الکثیر من التسویق الغربی ما یلی: إذا قرر شخص ما تحدید موعده النهائی ، فسیتم عرضه بائسة! إذا ألقت المرأة حلقها ، یقول الجمیع أنها قد تکون لدیها مشکلة! وإذا کان عید میلاد الطفل أیضا بدون إعلانات ، فإنهم یقولون: إن العائلة تنتظر موت الطفل! لأنهم إذا ماتوا ، فسوف ینتهی بهم الأمر باهظ الثمن ، لکنهم لا یهتمون بحفل عید المیلاد.

Qonaqlıq və ya qonaq?

Bəzi insanlar öz səylərini bağlamışlar: Bütün İran mədəniyyətini məhv edərlərsə, mümkün olmadıqda, onu geri qaytarardılar. Bu mədəniyyətlərdən biri İran xalqının qonaqpərvərliyi: xüsusi və ümumi. Daxili və xarici qonaqpərvərlikdir: əgər hər kəs şəhərdən şəhərə gedərsə və ya xarici ölkələrdən gəlirsə, İranlılar dostluq edəcək və qəbul edəcəklər. Məsələ burasındadır ki, ehtiyacsız İranlıların qonaqpərvərliyi, pul qazanması və ya xahiş etməsi: tur və turizmin əmək haqqı və ya dəyəri! Buna görə qonaqpərvərlik adlandırırıq. Ancaq bu gün, turizmin rəqəmsal marketinqində, biz hamısının bu axmaqlıqla müəyyən olduğunu görürük! Və borcların bir əlaməti. Yalnız qonaqpərvər olanlar: qonaqdan daha çox pul qazanmaq olar. İranlılar deyirlər ki, onları sökün, ciblərini boşaltdırın və əllərini və ciblərini öz ölkələrinə qaytarın! Batılı marketinqdə, insanlar dollarla görülər! Və ona gələn hər kəs onu 100 dollarlıq bir qanun kimi görür! Və özü ilə deyir: Bu gün bir tura yüz dolar düşdü! Çünki Qərb marketinqinin prinsipi yüz dəfə xərc çəkməsinə əsaslanır! Müştəri üçün. Mənim magistr dissertasiyasında, mən cins geyimlərinin qiymətini göstərən bir grafikəm. Bu halda, xammal və əmək haqqının qiyməti yalnız 5% -dir! Qiymətin qalan hissəsi diler və marketinq üçündir: marketinq! Siqaretlər, alkoqolsuz içkilər və saqqızlar: İranlıların istehlak etdiyi bütün xarici mallar 5% -dən aşağı istehsal qiymətinə malikdirlər. Qalanlar brokerlər və reklam və marketinq xərcləri üçündür. Misal üçün, çox az bir şey var və ya bir şey yoxdur, faturalandırmanın maliyeti ise iki milyonluk bir gecedir! Və ya bir dəqiqəlik reklam: Televiziya 50 milyon ABŞ dollarıdır. Lotereya xərclərini və bənzərini düşünün, görürsən. İranın digər mədəniyyətlərindən biri də yalan deyil. İranda çox pis, lakin Qərb marketinqi ilə fəxr edir! Yəni, müqavilənin qiymətini bilmirsiniz! Bir investisiya bilirsiniz. (Reklam bir sərmayə deyildir) Məsələn, siqaret və ya şokolad və sakız halında, yalnız istehlaka alışqan bir reklamdır! Bəli, yüz il əvvəl heç bir siqaret çəkən, saqqız və soda yox idi! İnsanlar yemədilər, ölmədilər! Ancaq pərakəndə qiymətinin yüzdə 40-50'si: (bayilik) bunu yaxşılaşdırır. Yəni, biznesmenə və ya köşklərə deyirlər: "Biz sizə bu qiyməti veririk, özünüz üçün daha çox satarsınız! Kitab mağazaları və qəzet satanlar da bunu bilirlər. Qəzetin önünüzdə olmasını istəyirsinizsə, dəzgahların 35% -dən 50% -ə qədər satmalısınız! Qəzet edənlər qəzetlərini qırdılar, billboard üçün 40-50 faiz: pankartlar və plakatlar və bu şeylər. Onlar yoxsa, hələ də gizli qalırlar! Ona görə istehsalın real xərci on dəfə, onlar qiymətli olmalıdır. Biri etiraz etmir, çünki bu mədəniyyət aşağı düşmüşdür. Amma reklam verməsəniz! Dağıtım, satış və marketinqin dəyərinin 95% -i verməyin, siz dilerdən ittiham olunur! Və bu həyatın hər tərəfindədir. Yəni bir uşağın doğulduğu, bir toyda ölümü və bir ölüm töreni. Bəzi Qərb marketinqi belə bir şəkildə sızdırılıb: əgər kimsəəyyən müddətə qərar vermək qərarına gəlirsə, bədbəxt olacaqdır! Bir qadın boğazına salırsa, hər kəsin problemi ola biləcəyini söyləyir! Körpənin doğum günü reklamsız olsa da, deyirlər: Ailənin uşağın ölümünü gözləyir! Çünki ölürlərsə, çox bahalı olacaqlar, ancaq ad günü partiyasına əhəmiyyət vermirlər.

  • سید احمد حسینی ماهینی

ربا صنعت را نابود می کند.

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۶ ب.ظ | ۰ نظر

براساس تحقیق میدانی انجام شده در: ماهین نیوز کل صنایعی که از بانکها وام گرفته اند، نابود شده اند. یک چهارم یا 25درصد صنایع، در مرحله اخذ موافقت اصولی! یک چهارم دوم در مرحله: اخذ پروانه بهره برداری یک چهارم سوم، در مرحله تجهیز و فونداسیون و سوله! و تعداد باقی مانده نیز در مرحله تولید، که همه ظرفیت آنها بلا استفاده مانده. این تحقیق فرضیه ای را روشن می کند که: چرا شرکت ها یا کارخانجات پس از تاسیس، در طی یک دوره 4ساله یا 5ساله، همگی نابود و منحل می شوند. چگونگی نابودی این شرکت ها، که همگی براساس اخذ وام از بانکها است، به شرح زیر است : قریب یک چهارم آنها مواجه با زندانی شدن: مدیران خود هستند. که به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی های بانکی،  دستگیر و زندانی شده، بعضا به اختلاس یا فرار از کشور نیز اقدام نموده اند. دلیل عدم توانایی این مدیران، بهره و جریمه و دیرکرد و: حق دلالی بالای وام ها می باشد. وام با حداقل 22درصد، رسما از طریق بانک اعلام می شود، ولی هزینه دریافت وام مانند: خرید وام ده درصد به آن اضافه می کند. هزینه های اخذ وام هم 5درصد بر آن می افزاید. لذا وام تا 42درصد بهره، به دست مدیر صنایع می رسد. همه اوراق و اسناد هم به امضای اوست. چون تولید هم زمان بر است، و هم سود زیادی نمی تواند داشته باشد، لذا اقساط وام عقب می افتد. بانک همه را به روز کرده و: ده درصد جریمه و 5درصد یا بیشتر، دیرکرد هم به آن اضافه می کند. و حکم جلب مدیر را می گیرد. یک چهارم دوم، که وثیقه داده اند توقیف اموال، ضبط و مصادره کارخانه انجام می شود. یعنی بجای دستگیری مدیر، اموال کارخانه توقیف و کار خانه تعطیل می شود. یک چهارم بعدی، فروش اموال است: یعنی اگر بانک ببیند که ادامه تولید، ولو تحت پوشش و تملک بانک، سود آور نیست برای وصول مطالبات خود، آگهی مزایده داده و حکم فروش می گیرد. یک چهارم آخر هم! تبدیل کارخانه به مجمتمع های: مسکونی و ویلایی است. یعنی بانک که از تولید منصرف شده، و امکان فروش برایش میسر نیست، تغییر کاربری می گیرد و: زمین کارخانه را که حالا گرانتر شده، و احتمالا وارد بافت شهری هم شده! با انبوه سازان شریک شده و: مجمتع سازی می کند. و چون بهای مجتمع ها هم، گران است بصورت دارایی منجمد، برای بانک ذخیره می شود! برای رهایی از این دور باطل، دولت صندوق ضمانت صنایع را تشکیل داده! ولی صندوق هم نمی تواند، مانع عملیات تعطیلی صنایع شود. زیرا این عملیات تحت عنوان: وصول مطالبات صورت می گیرد. و صندوق هم نمی تواند بگوید: بانک مطالبات خود را نگیرد! لذا فقط یک راه باقی می ماند: اینکه صنایع از بانکها وام نگیرند، یا اینکه بانکها منحل شوند تا: صنایع منحل نشود و: داراییهای بانکها را به جرم رباخواری، مصادره و به ذینفعان تحویل نمایند. به همین سادگی مشکل صنعت کشور و: ضعف تولید و اشتغال حل می شود. هر راه دیگر بروند، مشکل حل نخواهد شد، زیرا خداوند فرموده که: رباخواری مانند آتش، همه چیز را می سوزاند. همین راحتی در: حل مشکل اقتصادی فعلی مردم است: اگر واقعا راست می گویند که: دلار و طلای محتکران و مفسدان را پیدا کرده، و مصادره نموده اند، آن را مستقیما بین مردم تقسیم کنند! اگر هر ایرانی ببند به دلیل گرانی، هر ماه مبالغی بعنوان حمایت ازمصرف کننده، به حساب یارانه آنها واریز می شود، کسی دیگر شکایتی نخواهد داشت. مشکل گرانی هم حل می شود. ولی آقایان آن را برای خود برمی دارند، و آدرس اشتباهی هم می دهند!

Bank interest will destroy the industry.

According to: field research carried out by: Mahin News, all industries borrowed from banks has been destroyed. A quarter or 25% of the industry, in the process of getting the agreement! A quarter of the second in the stage: obtaining a license for the fourth quarter, at the stage of equipping and foundation and the niches! And the remaining number is still in production, with all their capacity left unused. This research explains the hypothesis: why companies or factories after being established, all within a four year or five year period, are destroyed and dissolved. How to destroy these companies, all based on a loan from banks, are as follows: About a quarter of them face imprisonment: their directors. Who were arrested and imprisoned because of their inability to pay off their bank debt, and sometimes also to embezzle or escape from the country. The reason for the inability of these managers is interest, fines and latency: the right to deal with loans. A loan of at least 22 percent is officially announced through the bank, but the cost of receiving a loan, such as: buying a loan, adds 10 percent. The cost of borrowing also adds 5%. So, the loan is up to 42 percent interest earned by the industry manager. All the papers are signed by him. Because it's time-consuming production, and it cannot have a lot of profits, loan installments fall backwards. The bank updates everything: it adds 10% of the fine and 5% or more. And he takes the decision to win the manager. The second quarter, which has given bail, is seized by the property, seized and seized by the factory. Instead of arresting the manager, the property of the seized factory and the work of the house are shut down. The next quarter is the sale of property: that is, if the bank sees that it is not profitable to continue to produce, even if it is covered by the bank's possessions, it will sell a bid to collect its claims. Last quarter! The conversion of the factory to the complexes is residential and villa. That is, a bank that is discouraged from production, and cannot be sold for sale; it changes its use: the land of the factory, which is now more expensive, and probably also into the urban context! It shares with mass makers: it integrates. And because the cost of the complexes is expensive, it is stored as a frozen asset! In order to get rid of this vicious circle, the government has formed the Industrial Guarantee Fund! But the fund can not prevent the closure of the industry. Because: the operation is called "collecting claims". And the fund cannot say: The bank will not claim! Therefore, there remains only one way: that the industries do not borrow from banks, or that banks be dissolved, so that the industries are not dismantled, and that banks' assets are confiscated for the sake of usury, confiscation, and transfer to the stakeholders. This is simply the problem of the country's industry and the weakness of production and employment. Any other way will not be solved, because the Lord said: Uber-like fire burns everything. It's the same convenience: solving the current economic problem of the people: if they really say: they have found and confiscated the dollar and the gold of the clerics and the corruptors, to divide it directly among the people! If any Iranian people are closed due to their high cost, each month, they will be paid into their subsidies, as no support will be given to anyone, no one will complain. The expensive problem is also solved. But gentlemen take it for 

  • سید احمد حسینی ماهینی

در تحریم و ضربه های اقتصادی، سنگ تمام گذاشت

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۰۲ ق.ظ | ۰ نظر

تاسه نشه بازی نشه!

در بازی کودکانه، اگر کسی دوبار هم باخت برای حفظ آبروی خود تقاضای بازی سوم می کند و می گوید تا سه نشه بازی نشه! یعنی دوبار باخت احتمالی و شانسی بوده! اگر راست می گوید باز هم بازی کند، تا قطعی و یقینی  شود. در حالیکه در اسلام توصیه شده :از یک سوراخ دوبار گزیده نشوند! یعنی اگر یکبار دیدند از سوراخ، ماری مورچه ای موشی، آنها را نیش گرفت برای بار دوم، در مقابل آن سوراخ نروند تا: دوباره آنها را نیش بزنند.(لایلدغ المومن من جحر مرتین) جناح بندی ها در ایران را میتوان: براساس این دو نوع برداشت، دسته بندی کرد برخی ها می گویند: با اینکه دوبار مذاکره کردیم و شکست خوردیم، باز هم مذاکره کنیم ( تاسه نشه بازی نشه) ولی برخی ها می گویند: همان دو بار هم اشتباه بوده، و نباید این کار می شد! ولذا برای بار سوم مذاکره نمی کنند. امروز در نمایشگاه صنایع کوچک، اصغر زاده را به چالش کسیده بودند! و با اینکه نمایشگاه یک جمع اقتصادی بود، ولی اصغر زاده فقط سیاسی و انتخاباتی صحبت می کرد! یکی از حاضرین در نشست خبری گفت: آقای اصغر زاده، شما اولین کسی بودید که  از دیورا سفارت آمریکا، بالا رفتید! بنده با خانم ابتکار هم صحبت کردم، ایشان از عملکرد آنموقع راضی نبود. از شما می خواهم در یک نشست خبری، همه جمع شوید و بگویید که: بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا (اشغال لانه جاسوسی آمریکا) اشتباه بوده، تا راه برای مذاکره باز شود! البته اضغر زاده می خواست تایید کند، که با چشم غره بنده بصورت پیچیده ای جواب داد. بنده به آن خانم هم گفتم: پس از همینجا درود بر آمریکا را شروع کنید! اغلب کسانی هم که آنجا بودند، می گفتند همه مشکلات از تحریم است! و اگر با آمریکا مذاکره کنیم، مشکلات حل می شود! لذا این دسته از افراد مایلند سه بشود! یکبار در قطعنامه 598 مذاکره شد، که نه، توانستیم حسارت جنگ را بگیریم! و هنوز هم نگرفته ایم. البته آنها می گویند عراق ندارد بدهد! عراق که کاره ای نبود، صدام همه هزینه های خود را از: آمریکا و عربستان می گرفت، لذا آنها باید خسارت جنگ را بدهند، و نباید ذهنها را منحرف و: آدرس غلط داد. حتی نتوانستیم جنگ را تمام کنیم! چرا که 3تا 5 روز بعد از قبول قطعنامه، حملات وسیعی از سوی منافقین یا صدام شروع شد. اگر ما می خواستیم فقط به مذاکره قانع باشیم، آنها به تهران هم رسیده بودند! لذا این قدرت رزمندگان بود و: فرماندهی امام بود که ضربه آخر را، بر صدامیان فرود آورد و آنها را، برای همیشه از ایران دور نمود. بار دوم هم گفتند که: امام خامنه ای هم باید مثل امام خمینی، جام زهر بنوشد و برجام را تایید! این کار هم شد و باز دیدیم که: نه تنها تحریم ها برداشته نشد، بلکه اضافه تر هم شد. و دشمن بجای اینکه کوتاه بیاید، حملات جدید را شروع کرد و: در تحریم و ضربه های اقتصادی، سنگ تمام گذاشت. حالا عده ای می گویند: عیب ندارد! امام خامنه ای یکبار دیگر هم، جام زهر را سر بکشد تا اوضاع روبه راه شود، و صلح برقرار گردد! اما اینها از روی کینه ورزی است، زیرا آنها برای براندازی نظام، پول گرفته اند. عده ای لوطی گری می کنند و راستش را می گویند! می گویند ما می خواهیم با: اسلام و جمهوری اسلامی بجنگیم و: آن را سرنگون کنیم. ولی این عده، کمی خجالتی هستند! مستقیم نمی گویند. بلکه می گویند جام زهر را سربکشد، تا شاید مثل امام خمینی، راحل هم بشود! گرچه اینها در مقابل دوربین خحالتی هستند، ولی در خلوت ها و جاهایی که: صدایشان شنیده شود، چندان هم خجالتی نیستند! همین اصغر زاده وقتی من رفتم، داد و بیداد هایش را از بیرون می شنیدم، کف و سوت زدن های تماشاگران: این نمایش فرمایشی را می شنیدم. اگر دستش برسد، آمریکا که هیچ، پدر جد ترامپ را به ایران می اورد، و اسلام را پیش پای آنها قربانی می کند.

Do not play the dice!

In a childish game, if someone lost twice to claim his dignity, he will ask for a third game and says he has not played until three! It means twice lost chance and chance! If he says right, he will play again, to be sure. While recommended in Islam: Do not pick up a double hole! That is, if they saw once from the hole, Marie, a mustache ant, bite them for the second time, do not go in front of that hole: to bite them again. () The factions in Iran can be: on the basis of these two types of impressions, the category Some say: "Although we twice talked and failed, we still negotiate (the game does not play), but some say that the same two times were wrong, and this should not be done!" So they do not negotiate for the third time. Challenged Asghar Zadeh today at the Small Industries Fair! And although the exhibition was an economic aggregate, Asghar Zadeh talked only politically and electronically! One of the attendees at the press conference said: "Mr. Asghar Zadeh, you were the first to go up from the embassy of Diora! I also spoke to the initiative, and he was not satisfied with the performance at that time. I want you to gather at a news conference and say: Climbing the wall of the US embassy (the occupation of the US spy nest) is wrong, so that a way to negotiate is open! Of course, the elderly wanted to confirm, that he responded with a sophisticated eye. I said to the woman too: Begin here to the United States here! Most of the people there were saying that all the problems are out of sanctions! And if we negotiate with the United States, the problems will be solved! So these people want to be three! Once in the 598 resolution, it was negotiated, that no, we were able to hunt down the war! And we have not come yet. Of course they say that Iraq should not give! In Iraq, which did not work, Saddam took all his expenses from the United States and Saudi Arabia, so they should pay the damage to the war, and should not distract the minds: the address was wrong. We could not even finish the war! Because three to five days after the resolution was adopted, large-scale attacks by the hypocrites or Saddam Hussein began. If we wanted to be convinced only to negotiate, they would have reached Tehran! So this was the power of the warriors and: Imam's command that brought the last blow to Saddam, and left them forever from Iran. The second time they said that: Imam Khamenei must also drink poisonous potion like Imam Khomeini, and confirm the outcome! This was also the case and we saw that: not only the sanctions were not lifted, but also added. And instead of getting short, the enemy began to launch new attacks and, in sanctions and economic hurricanes, stones. Now some say: no fault! Imam Khamenei will once again put on the cup of poison to make things happen, and peace will be established! But these are grudges because they have taken money to overthrow the regime. Some people laugh and say hello! They say we want to fight Islam and the Islamic Republic: to overthrow it. But these are a little shy! Do not say straight. Instead, they say that the poison's cup is over, so that maybe like Imam Khomeini too! Although these are cool in front of the camera, they are not so shy in the secrets and places where: their sound is heard! That same Asghar Zadeh, when I went, I heard the rage from outside, the floor and the whistle of the audience: I heard this comedy show. If he reaches out, the United States, who brings no more, would bring Anthony Tramp to Iran 

  • سید احمد حسینی ماهینی

نمک گیر شده های آمریکا!

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

در فارسی ضرب المثلی است که می گوید: اگر نمک خوردی نمکدان نشکن! حالا قضیه نان و نمک خورده های آمریکا، بلای جان ایران شده. مخصوصا آنهاییکه سالهای بیشتری بر سر: سفره آمریکایی ها بودند! هرگونه مخالفت با ترامپ را، خلاف جوانمردی دانسته و می گویند: ما نمک آمریکا را خوردیم، نمکدان را نمی شکنیم! البته نمک خورده ها دو دسته اند: یعنی آمریکا از دو راه، مردم ایران را نمک گیر کرده است: یکی در داخل و دیگری در خارج. آنهاییکه به انگلیس و آمریکا رفته، و نان ونمک انگلیس و آمریکا را خورده اند، نباید انتظار داشت خلاف جوانمردی باشند! جاسوسی و پیروی آمریکا را نکنند. و ما نباید به آنها تخم انگلیسی، یا جاسوس آمریکایی اسم بگذاریم! هرچه باشد رسم خودمان است، و باید بدانیم که ناصرخسرو در قرن هفتم، همین را گفته: از ماست که بر ماست. اما گروه دوم جالب ترند! آنهاییکه بچه بودند و بجای: شیر مادر از شیرخشک آمریکایی استفاده کردند. البته آمریکا آن را طبق اصل 4ترومن، و یا طرح مارشال مجانی می داد، ولی این اقایان آن را ارزان می فروختند! بقدری این شیرخشک ارزان و خوشمزه بود، که کودکان، شیر مادر را نمی خوردند! لذا شیر آنها خشک شد! به این دلیل نسل آن موقع را، نسل شیر خشکی می گویند! یعنی هم شیر مادرشان خشک شد، و هم خودشان شیرخشک می خوردند. این گروه خیلی مهم است زیرا که: کام شان با شیر و کره اهدایی آمریکا، برداشته می شد. اما آمریکا از گروههای دیگر هم، غافل نبود برای جوانان هم، روغن نباتی فرستاد این روغن نباتی چنان خوشمزه بود که: بجای روغن و کره حیوانی، که غذای سنتی ایرانیان بود استفاده می شد. به همین جهت این نسل را جوان روغن نباتی نام نهادند! در مدارس هم شیر و کره آمریکایی، همراه  نان از گندم آمریکایی، بعنوان تغذیه رایگان چند سالی در: مدارس ادامه پیدا کرد. کودکان شیرخشکی و جوانان روغن نباتی دیروز، الان مدیران بلندپایه ایران هستند! حالا مصیبت مدیریت ایرانی را با: تحریم های آمریکایی میتوان دریافت! و اینکه چرا هرچه رهبری می گوید: درونگرا باشید و به امید: اروپا و آمریکا نباشید، کسی گوشش بدهکار نیست! حتی خزب امید یا: فراکسیون امید هم تشکیل می دهند. زیرا همه آنها، چه تحصیلکرده خارج و چه درس خوانده داخل، همگی نان و نمک آمریکا را خوردند! لذا لوطی گری و مشتی گری آنها گل کرده، و نمی خواهند به آمریکا خیانت کنند. البته راه را اشتباه می روند و باید زود برگردند! زیرا مشتی گری و لوطی گری هم، حکم می کند احترام نان و نمکی را که: در ایران خورده اند نگهدارند. وطن خود را به آمریکا نفروشند! و دلرحمی برای امریکا نکنند. اصلا اگر واقعا دنبال مرام لوطی گری هستند، اول از همه باید مطیع خدا باشند. چه کسی به انها دهان و دندان داده، تا بتوانند نان و نمک بخورند؟ بنا براین اگر خیلی مشتی هستند، اول از همه باید نماز بخوانند، و روزه بگیرند! و بدانند که آمریکا و دولتمردان آنها را هم، خدا خلق کرده و نان و نمکی  را هم خدا خلق کرده، پس چه در ایران نان و نمک خورده باشند، چه نمک گیر آمریکا و انگلیس باشند، باید رها کنند و دامن خدا را بچسبند. گیریم که این حرفها را قبول نداشته باشند. ولی این را میدانند که: نقت ایران است که فروخته می شود، تبدیل به دلار می شود و: کمک هزینه و بورسیه تحصیلی آنها را، از همین دلار ها می دهند. ایران یکصدم جمعیت جهان را دارد، ولی 8درصد منابع زیر زمینی دنیا را مالک است. چطور این کشور غنی را، تسلیم دروغ های یک فردی می کنند که: روزانه بطور متوسط 8دروغ رسمی می گوید! حتی اگر همه اینها را هم قبول نداشته باشند، یک جو غیرت برایشان کافی است.

US Stuffed Salt!

In Persian, there is a proverbial saying: "If you eat salt, do not break the salt!" Now the issue of American bread and salt has been damaged by Iran. Especially those who had more years on: American tablecloths! Any opposition to Tramp's is contrary to the adolescent and says: "We ate the American salt, do not break the salt!" Salt-eaten, of course, are two categories: the United States is in two ways stuck to the Iranian people: one inside and one outside. Those who went to Britain and the United States, who ate the British and American bread, should not be expected to be offended! Do not spy and follow America. And we should not give them English hacks or American spies! Whatever it is, it is our own design, and we must know that Naser Khosrow in the seventh century said the same thing: "We are against us." But the second group is more interesting! Those who were children and instead of: breast milk used American infant formula. Of course, the United States would give it a Truman 4th Principle, or a Marshall Plan, but they sold it cheaply! It was so delicious and cheap, that children did not eat breast milk! So their milk dried! For this reason, the generation of milk is said to be dry! That is, their mother's milk was dried up, and they ate their own infants. This group is very important because it was taken away with the donation of milk and butter from the United States. But the United States did not care about other groups. For young people, it also sent vegetable oil so delicious that it was used instead of the animal oil and butter, which was traditional Persian food. So they called this generation young vegetable oil! In schools, lion and American Americans, along with American wheat bread, continued to be free for a few years at schools. Sweet children and youths of vegetable oils yesterday now are top managers of Iran! Now you can get Iran's catastrophe with US sanctions! And why the leader says: Be introverted and hopefully: do not be Europe and America, no one owes him! Even the Crusader of Hope or: The fraction of hope is also formed. Because all of them, whether they were educated outside and in-law, ate all the bread and salt of the United States! So they have scored the lottery and punch, and they do not want to betray America. Of course the way goes wrong and must come back soon! Because bunching and lootering, it orders the respect of bread and salt that they have eaten in Iran. Do not sell your homeland to America! And do not worry for the United States. At all, if you are really looking for a lottery, first of all you must be obedient to God. Who gave them mouths and teeth to eat bread and salt? Therefore, if they are very fists, they should first pray and fast! And they know that the United States and their governments have created them, and God has created bread and salt, so whether they have bread and salt in Iran, whether they are US and British salt, they must abandon and stick with God's skirt. We will not accept these words. But they know that: Iran's gold is being sold, converted into dollars, and they give them scholarships and scholarships. Iran has one hundred inhabitants of the world, but owns 8% of the world's underground resources. How do you make this rich country a lie to an individual: on average, 8 official lies! Even if they do not accept all of these, they will have 

  • سید احمد حسینی ماهینی

مربی های خارجی، ثروت ایران را غارت می کنند.

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

فوتبال بی ارزش ننگ نظام ماست.

اساس فوتبال بر بازی با سر شهدا بوده است! و گردی توپ هم، سمبل آن سرهای مبارک مخصوصا: شهدای کربلا است. لذا ذاتا ورزشی بی ارزش است. و در ایران رشد چندانی ندارد. ولی مافیای ضد انقلاب با تزریق: دلارهای حرام سعی دارد: آن را سرپا نگهدارد. بازی فوتبال باید مدتها تعطیل شود، زیرا فساد در تمام ارکان آن رخنه کرده، و جز فساد و بی بند و باری و: ضدیت با ارزشهای اسلامی، اختلاس مبالغ کلان و صرف هزینه های نجومی، خاصیت دیگری ندارد. بحاطر فوتبال اسرائیلی ها به ایران آمدند! گرچه در مسابقه برنده نشدند، ولی کشور جعلی خود را رسمیت دادند. بخاطر فوتبال مافیای برزیلی، حتی حکومت ها را دچار چالش کرد، و در برخی موارد کودتاها را سازمان داد. در همه سالها در دوران جام جهانی، کشتار مردم فلسطین و یمن و: مسلمانان چین و روسیه به اوج می رسید. زیرا تبلیغات وسیع فوتبال، این جنایت ها را به حاشیه می برد. فدراسیون بین المللی فوتبال، همیشه برای ایران خط و نشان می کشیده! ایرادهای بنی اسرائیلی می گرفته، و جریمه های بیخودی وضع می کرده است. داوری فوتبال هم همیشه به ضرر ایران بوده است. حتی قرعه کشی های جام جهانی، دست برده می شد و همیشه ایران، در گروه مرگ قرار می گرفت، تا در همان دور اول با افتضاح و باخت، از میدان خارج شود. سرکوب  و تمسخر ایرانی ها، بیش از همه در میدان فوتبال انجام می گرفت . فساد اخلاقی و استفاده از: مشروبات و زنبارگی در تیم فوتبال، بیش از همه ورزش ها بوده است. با اینکه ایرانی ها در تمام تیم های دنیا، بهترین بازی را ارئه می دهند، ولی به عنوان برده فروشی از آنها استفاده می شود. بعد از انقلاب هم، همیشه بازی فوتبال به درگیری های: سیاسی کشیده می شد، و با تخریب اموال عمومی و بدنام کردن: نیروی انتظامی پایان می یافت. ضد انقلاب بیشترین امید را به: تعصبهای قومی مخصوصا هواداران دوخته است. بطوریکه در اهواز، تیم های غیرمحلی مصدوم می شوند، یا در تبریز کسی جرات شرکت: در استادیوم را ندارد! حتی تماشاگر نماهای تیم تراکتور، در تهران نیز وحشی بازی در آوردند، و با نیروی انتظامی درگیر شدند. بد ترین ترین فحش های ناموسی، در استادیوم ها نثار علی دایی، یا دیگر بازیکنان می شود. همه فوتبالیست ها، فقط به خاطر پول به میدان می ایند، و مربی های خارجی، ثروت ایران را غارت می کنند. دستمزدهای نجومی آنان، باشگاهها را ورشکست کرده، و مطالبت آنان از دولت و بودجه و: بیت المال تمامی ندارد. علیرغم کوشش های کمیته اخلاقی، هیچگاه نماز خواندن برای فوتبالیست ها، اهمیت نداشته و همیشه بازی را در وقت نماز، و یا در شبهای قدر، برنامه ریزی می کنند. با تمام اصرار برای حفظ امنیت، حتی حراست استادیوم ها فرار می کنند! با اینکه در هر بازی دیگری، اگر شعار های ضد ملی داده شود، آن را تعطیل می کنند ولی گویا، حفاظت وزارت ورزش نه تنها، از شعارهای ضد ملی آنها برادت نمی جوید، بلکه زمینه را برای تحریک آنها آماده می کند. قانون هرکشوری می گوید: فوتبال برای اعتلای شعارهای ملی است، ولی در ایران شعارهای: ضد ملی و ضد امنیتی اگر داده نشود، آن را بازی نمی دانند. لذا به نظر ما شورای عالی امنیت ملی، باید ورود پیدا کند ودستور العملی صادر شود که: اگر بازکنان یا هوادارن، اقدام ضدملی و ضد دینی و ضد امنیتی انجام دادند، آن بازی لغو شود. محرک های آنان دستگیر و به اتهام: اقدام علیه امنیت ملی محکوم، و زندانی شوند. حتی اگر حدس زده می شود که: تحرکات مشکوکی در جریان است، بجای اعزام تیم ضد شورش، و ایجاد درگیری که خواست دشمنان است، بازی را تعطیل و یا اصلا لغو کنند. زیرا هدف از بازی برعکس شده و: بجای افتخار آفرینی برای ایران،تبدیل به توهین به اساس نظام می شود.

Football is a disgrace to our system.

The base of football has been on the game with the head of the martyrs! And round the ball, its symbols are Mubarak, especially: the martyrs of Karbala. So intrinsically sporty is worthless. And in Iran there is not much growth. But the counter-revolution mafia is infused: the forbidden dollar tries to keep it running. The game of football should be closed for a long time, because corruption has infiltrated in all its components, and there is no other thing except corruption and indiscriminateness: the opposition to Islamic values, the embezzlement of large amounts and the spending of astronomical ones. Israeli football came to Iran! Although they did not win in the match, they fired their country. Due to the Brazilian mafia football, it even challenged the governments, and in some cases organized coups. Every year during the World Cup, the massacre of Palestinian and Yemeni people: Muslims from China and Russia reached a peak. Because :a massive football campaign brings these crimes to fruition. International Football Federation has always been on line for Iran! He took Israeli defects, and settles deadly fines. Football arbitration has always been at the expense of Iran. Even the drawings of the World Cup were handed down, and always Iran was in the Death Band, so that it would be out of the field in the first round with awful losses. The rebellion and ridicule of the Iranians, most of all, took place on the football field. Moral corruption and the use of: Drinking and drinking in the soccer team has been most of all sport. Although the Iranians present the best game in all the world's teams, they are used as slaves. After the revolution, football was always drawn into political conflicts, with the destruction of public property and defamation: the police would end. The counter-revolution has the most hope for: ethnic intolerance, especially for supporters. In Ahwaz, non-combat teams are injured, or in Tabriz, someone dare to participate: not in the stadium! Even the audience of the Tractor team's spectacles was also wild in Tehran, and they were involved with the police. The worst honor crimes in the stadiums are Nayar Ali Daei, or other players. All footballers, just for the sake of money, and foreign coaches plunder Iran's wealth. Their astronomical wages have failed to make clubs bankrupt, and their affairs come from the government and the budget, and they have nothing to do with it. Despite the efforts of the Ethics Committee, prayer is never important to footballers, and they always play the game at prayer time, or in the night of magnanimity. With all the urge to keep the security, even the stadium protects! Although in any other game, if anti-national slogans are given, it will shut it down, but it seems that the Ministry of Sports not only does not bribe your anti-national slogans but prepare the ground for their provocation. Every country's law says: "Football is for the promotion of national slogans, but in Iran, slogans: anti-national and anti-security, if not given, do not know the game. So, in our opinion, the Supreme National Security Council needs to be logged in and issued a statement that: if the players or fans, anti-religious, anti-religious and anti-security measures were taken, that game would be canceled. Their motives are arrested and charged with: acting against national security, convicted and imprisoned. Even if it is suspected that suspicious movements are in progress, instead of closing or even abandoning the game, instead of dispatching a riot team and creating a conflict that the enemies want. Because the goal of the game is reversed: instead of making the honor for Iran, it becomes an insult to the system

  • سید احمد حسینی ماهینی

باید که به مردم آمریکا کمک کند.

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

به الطاف آمریکا امید وار نباشید!

به لطف و کرم خدا امیدوار باشید، نه به اینکه دهانتان را باز کنید: تا آمریکا به شما لقمه ای بدهد! درست است که کابینه و فراکسیون، بنام امید نام گذاری شده اند! ولی امید ما باید به خدا باشد، نه به آمریکا. رئیس جمهور وقتی می گوید: ما آمریکا را پشیمان می کنیم، یعنی امید وار است که آمریکا، حداقل تحریم اضافه نکند! در حالیکه ما می دانیم: به دنبال تحریم بیشتر است. پس  این امید یک امید واهی است. یا وقتی وزیر خارجه می گوید: آمریکا به تحریم اعتیاد دارد، و ما او را مجبور به ترک اعتیادش می کنیم! یعنی دیپلماسی التما و دکترین گدایی! یا برعکس دیپلماسی گدایی و دکترین التماس. یکی نیست از این اقایان بپرسد: آمریکایی که خود مشکل دارد، چکونه میتواند کوری عصاکش کور دیگر باشد؟ طوفان های مهیب و آتش سوزی های فراگیر، مگر چیزی برای آمریکا باقی گذاشته؟ الان دورانی است که آمریکا، با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارد. یعنی با اعمال تحریم، می خواهد به خودش کمک کند، و نگذارد ثروتهایش به باد برود. متاسفانه دکترین التماس از یک تفکر منجمد، ریشه می گیرد یعنی آنها در: همان 60سال قبل منجمد شده اند! هنوز فکر می کنند: آمریکا می تواند طرح: مارشال را پیاده کند یا با اصل 4ترومن، برنج و روغن مجانی به ایران بدهد! درحالیکه آنها خودشان، به این کمک ها نیازمند تر هستند. شاید برخی آقایان بخواهند بگویند: ما برای فرار از کمک به: طوفان زدگان و آتش گرفته های آمریکا، مجبوریم این دروغ ها را بگوییم! این اشتباه است، به نظرما مردم آمریکا، فرقی با مردم دنیا ندارند، آنها هم اگر گرفتار سیل و طوفان و آتش سوزی شدند، باید کمک کرد. نباید فکر کرد که مردم پاکستان یا اندونزی، خونشان از آمریکاییها رنگین تر است!  واگر زلزله در اندونزی یا: سیل در پاکستان آمد، فوری کمک های مردمی و انسان دوستانه، روانه آنجا بشود. ولی الان چندین روز است که: مردم آمریکا گرفتار آتش سوزی هستند، ولی هیچ کس به داد آنها نمی رسد. از زمان باراک اوباما، هنوز خانه های سیل زدگان، تعمیر نشده و ترامپ هم که به دیدن برخی از: این فاجعه دیده ها می رود، کاری از دستش بر نمی اید. مشاوران به او می گویند: بجای صدور کالا  یا ارز، به ایران و چین و اروپا، آن را به این مردمان قحطی زده خودشان بدهد. واقعا انجماد فکری مسئولین ایرانی، که دارای کابینه پیر و مسئولان پیر تر است، بهتر از این نمی شود! که فکر کنند: آمریکا خسیس شده! و ایران با انهمه مخازن و منابع قوی و غنی، باید به گدایی آمریکا برود. و او را از خسیس بودن توبه دهد. آنها به بخشش آمریکا و: توبه و پشیمانی ترامپ امیدوارند، در حالی که خودشان باید توبه کنند! و از اینکه به مردم بلا دیده آمریکا، کمک نمی کنند استغفار نمایند. ولی آنقدر ذهن آنها در: سالهای دهه30و 40منجمد شده(دوران کره آمریکایی در تغذیه مدرسه) که نه تنها توبه نمی کنند، بلکه می خواهند که ترامپ، حق این مردم طوفان زده و آتش گرفته را هم، از دهان آنها بگیرد و به ایران بدهد. رهبر انقلاب هرچه می گوید: که نگاه شما به درون باشد، گوش نمی دهند و بلکه فکر می کنند: این شعار یا اشتباه است. در حالیکه معادن غنی ایران و: نیروهای فعال آن، واقعا قابل اعتماد و قابل تکیه هستند. در همین چند روزه آغاز تحریم، می بینیم که مردم همچنان زنده هستند، و زندگی می کنند! در حالیکه اینها فکر می کردند:  با تحریم آمریکا همه می میرند! لذا الان تعجب می کنند. آنها نه تنها تعجب نکنند، بلکه بیایند و دست از جمود فکری بردارند، و باور کنند که ایران قوی تر و: غنی تر از آمریکا است، و باید که به مردم آمریکا کمک کند. من هم از طرف مردم آمریکا، قول می دهم از کمک های آنان، قدر دانی خواهد شد و: در جای خودش به مصرف خواهد رسید.

Do not hesitate in America!

Hope for God's grace, not to open your mouth: so that America will give you a bunch of drops! It is true that the cabinet and the fraction are named after the hope! But our hope must be for God, not for America. When: he says: "We regret America, that is, it is hoped that the United States will not add at least a boycott!" While we know: looking for more sanctions. So this hope is a vain hope. Or, when the foreign secretary says, America has been banning addiction, and we've forced her to quit her addiction! That is, diplomacy and begging doctrine! Or, on the contrary, begging diplomacy and doctrine begging. One is not asking the following: An American who has a problem with himself, can the blind be blind to other blindness? Terrible storms and incendiary fires, have nothing left for America? It's time for the United States to keep its face red in its face. That is, by imposing sanctions, he wants to help himself, and not let his wealth go down. Unfortunately, the doctrine of begging for a frozen thought is rooted, that is, they were frozen the same 60 years ago! Still thinking: America can implement the plan: Marshall, or give Iran with Truman 4 rice and free oil! While they themselves need more help. Maybe some gentlemen would like to say: We have to tell these lies to escape from the aid: the storm and the fire of America! This is wrong, in my opinion, the American people do not differ from the people of the world, they should help if they are affected by floods, storms and fires. Should not think that the people of Pakistan or Indonesia, their blood is more colorful than Americans! And if earthquake in Indonesia or: flood came in Pakistan, urgent humanitarian and humanitarian assistance will go there. But for days now, the American people are in a fire, but nobody gets them. Since Barack Obama, floodplains, refurbished houses and tramps are still in the habit of seeing some of them: this catastrophe goes away, you do not miss it. Advisers tell him: Instead of exporting goods or currency to Iran and China and Europe, they will give it to these famine-affected people. It is no better than the freezing of Iranian officials, who have senior cabinet and older officials! Who Thinks: America is Broken! And Iran, with all the tanks and rich resources, should go to the American beggar. And make him repent of being futile. They hope for the forgiveness of the United States: repent and regret Trump, while they themselves must repent! And they do not help in asking the American people not to be pardoned. But so much of their mind: frozen in the 1930s and 40s (the American School of Nutrition) who not only do not repent, but also want Tramp, the right of these stormy and burned people, take their mouths and give Iran . The leader of the revolution says that your eyes are inside, they do not listen, but they think: this is a slogan or a mistake. While the rich mines of Iran and its active forces are truly reliable and reliable. In the very few days of the embargo, we see that people are still alive and live! While they thought: With the boycott of America, everyone would die! So they are surprised now. They will not only not be surprised, they will come and stop thinking, and believe that Iran is stronger and: richer than the United States, and should help the American people. I also promise from the American people that their contributions will be appreciated and will be consumed in their own place.

  • سید احمد حسینی ماهینی

تور قطار گردشگری

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

می گویند راه آهن ایران را آلمانی ها ساختند! در صورتیکه درست نیست، بلکه طرح اصلی آن 182سال قبل، توسط صنیع الدوله در کتاب راه نجات داده شد. از روی همان نقشه، عملیات راه آهن آغاز شد. پهلوی اول نیز که به زادگاهش علاقه داشت، بیشترین توجه خود را به مسیر تهران سوادکوه، و ایجاد پل های بزرگ و مشهور: همچون پل ورسک گذاشت. برنامه 4ساله راه آهن اولیه 1400کیلومتر بود، که در چهار سال فقط 400کیلومتر! ان ساخته شده بود و: بسیار کند پیش میر فت. برعکس آنچه در افواه هست، کمک ایران به آلمان، موجب پیروزی او نشد! بلکه پایان جنگ ها را به دنبال داشت. امروز که خبرنگاران، برای دیدن این واقعیت، به تور قطار گردشگری دعوت شده بودند، از نزدیک با کوشش های فراوان دانشمندان و: متخصصان ایرانی در کنار متخصصان ایتالیایی، آشنا شدند. در ساخت راه آهن ایران، همه کشورها، سهیم بودند ولی سهم آلمان، در انتهای آن است! بیشترین سهم را بعد از خود ایرانی ها، ایتالیایی ها داشتند! چند مهندس اتریشی هم کمک کردند. همکاری ایران وایتالیا دوهزار سال سابقه دارد!  پل شادروان شوشتر در زمان: شاپور اول نمونه این همکاری است. الان نیز ساختمانهای ایرانی، بعد از طرح های بومی و: ابداعی مهندسان ایرانی، رتبه دوم به طرح های رومی اختصاص دارد! طرحهای المانی و فرانسوی و آمریکایی، بعد از اینها قراردارد. مسئول قطار گردشگری  که: در پای پل ورسک برای خبرنگاران سخنرانی می کرد، به اسناد مهمی اشاره کرد که: ثابت می کرد اغلب: شایعات پیرامون راه آهن بی اساس است. در ساخت پل ورسک اصلا، آهن یا فولاد به کار نرفته، و بیشتر سنگ و ملاط بتی است. یا اینکه برخلاف تصور مردم، پل ورسک پل پیروزی نبود! بلکه سالها قبل از جنگ جهانی دوم، ساخته شده بود. و بجای ذعال سنگ، از نفت مازوت استفاده می کرده است.(بومی کردن صنعت). لذا ما نه تنها در تاریخ معاصر خود، با دروغ های بزرگی مواجه هستیم، بلکه در کل تاریخ علم و دانش، باید واکاوی جدیدی صورت گیرد. مبنای تاریخ نگاری معاصر در جهان، حذف نقش ایران در ایجاد: تمدن غرب و شرق در قرون جدید است. بطوریکه طز پردازانی مانند:حسین مدتی با نوشتن کتاب: اسمال در نیویورک، سعی داشتند که: نقش ایرانی را به دست خود ایرانی، از بین ببرند و بجای آن، نقش منفی در ذهنها ایجاد کنند! که توانسته اند و هنوز هم، از اندیشه آنها در تحقیر ایرانیان استفاده می شود. وی و دوستانش سعی داشتند: همه ایرانی ها را مانند: کلاه مخملی ها مسخره نشان دهند! اگر جدی بودند، ایران را یک کشور طاعون زده! و بلا دیده معرفی می کردند. در حالیکه ایران در ایجاد: سازمان های نوین نقش کاملا اساسی داشته است. کنفرانس تهران، اساس و پایه ایجاد سازمان ملل بود: چرچیل و روزولت با بیان تهران: به عنوان پل پیروزی، ایجاد سازمان جدیدی را، در مقابل سازمان قبلی (جامعه ملل) کلید زدند. در نوشتن منشور سازمان ملل، نه تنها ایرانی ها نقش داشتند، بلکه اساس منشور سازمان ملل، بر بیاینه کورش کبیر، و کتیبه بجا مانده او مستقر شد. هنوز هم اصل کتیبه که، به امانت داده شده، به ایران برگردانده نشده است. روشنفکران ایرانی با استفاده از: مفاهیم انسانی در متون ایرانی، پیشنهادهای حالبی می دادند و: همه آنها تصویب می شد. تا جاییکه بنا به پیشنها این عزیران، شعر سعدی شعار سازمان ملل شد. در زمان مصدق هم، نمونه فرش ایرانی بر تالار اصلی آن، اهدا و آویخته شد و در زمان: دکتر ظریف نیز فرش نفیسی که: شعر سعدی را داشت، کنار تابلو فرشهای ایرانی دیگر، گذاشته شد. به اینجهت است که باید همه چیز از نو، نوشته شود و چهره انسانی و واقعی و: نقش موثر ایران بر صلح جهانی نوشت، و یاد اور شد که ایران، در هیچکدام از جنگهای جهانی شرکت نداشت.

The need to rewrite history

They say the Germans built the Iranian railways! If this is not true, but its original design 182 years ago was rescued by Sennī al-Dawlah in the Road Book. From the same map, the railway operation began. The first Pahlavi, who was interested in his hometown, paid the most attention to the direction of Sabadak, and created major bridges, such as the Bridge of Versak. The 4-year plan of the initial railway was 1400 km, which is only 400 km in four years! It was made and: very slowly. Contrary to what is happening, Iran's help to Germany did not win! It was the end of the wars. Today, journalists were invited to tour the tour of the tour to see this fact, and they became acquainted with the great efforts of scientists and Iranian experts alongside Italian specialists. In the construction of the Iranian railways, all countries were involved, but Germany's share at the end! The Italians had the largest share of the Iranians themselves! Several Austrian engineers also helped. Cooperation between Iran and Italy has two thousand years experience! Shadrowan Bridge Shoshtar took: Shapur I is the example of this collaboration. Now Iranian buildings, after indigenous designs and: Innovative Iranian engineers are second to Roman designs! German, French and American designs are afterwards. The head of the tourist train, who spoke to journalists at the foot of the Veresk Bridge, referred to important documents that: proved that often: rumors about the railway were unfounded. In the construction of the Veresk Bridge, iron or steel is not used at all, and it is mostly concrete and mortar. Or, unlike the people's imagination, Paul Veresque Bridge was not a victory! It was built many years before World War II. And instead of the stone, it used Mazut oil (native industry). Therefore, we are faced with great lies not only in our contemporary history, but in the entire history of science and knowledge, a new analysis must be made. The basis of contemporary historiography in the world is the removal of the role of Iran in the creation of: the civilization of the West and the East in the new centuries. So, such as: Hussein, writing a book: Small in New York, tried to: Destroy the Iranian role in the hands of Iran itself, and instead create a negative role in the minds! Which have been able to and still continue to use their thoughts in humiliating Iranians? She and her friends tried to: Show all the Iranians like a velvet hat! If they were serious, make Iran a plague country! They were introduced to Bella. While Iran was in the making: the new organizations played a vital role. The conference in Tehran was the basis for the creation of the United Nations: Churchill and Roosevelt expressed Tehran as the bridge of victory, setting up a new organization, against the previous organization (the League of Nations). In writing the United Nations Charter, not only the Iranians were involved, but the basis of the United Nations Charter, the Cyrus of the Great, and his inscriptions remained. The original inscription, which has been deposited, is still not returned to Iran. Iranian intellectuals using human concepts in Iranian texts offered uvewberry suggestions and: all of them were approved. To the extent that, based on the suggestions of this dear, the poetry of Saadi became the motto of the United Nations. In the time of Mossadegh, the Persian carpet was donated to the main hall, and it was hanged: Zarif's doctor also laid the carpet of Nafisi, which had Sa'di's poetry, next to Iranian billboards. That is why everything should be written again and the human and real face: "Iran's effective role in global peace," and he recalled that Iran was not involved in any of the world wars.

  • سید احمد حسینی ماهینی

تا آنها، آمریکا و اروپا را متقاعد کنند: فشار بیشتری بر ایران بیاورند،

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۱۹ ب.ظ | ۰ نظر

بازی ترامپ در زمین ایرانی ها.

از دلایل مهم تحریم های آمریکایی، گزارش های ایرانیان ضد انقلاب در مورد: تاثیر تحریم ها برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است. یعنی ترامپ و دیگران، در زمین ایران بازی می کنند. اما یک نکته فراموش شده که: ایرانی هرجا باشد ایرانی است. منافع وطن خود را فدای: اختلافات نمی کند. لذا می بینیم که این پیشنهاد ها، از سوی برخی از مقامات ایرانی هم داده می شود. البته در لباس اپوزیسیون. مثلا در فتنه 88 مهندس موسوی، از این پالس ها زیاد می داد. یعنی مهدی هاشمی و دیگران را به انگلستان و: اروپا و کانادا می فرستاد، تا آنها، آمریکا و اروپا را متقاعد کنند: فشار بیشتری بر ایران بیاورند، تا مهندس موسوی برنده شود. اغتشاشات 96هم به اعتراف رئیس جمهور، زمینه ساز نصمیم آمریکا برای تحریم های جدید شد. این یعنی که: آمریکا فقط زمانی برای تحریم اقدام می کند، که بخشی از ایرانیان، درخواست کرده باشند و: او را به نحریم بیشتر تشویق کنند. البته هدف آنها نابودی ایران نیست، بلکه دست یه دست شدن: قدرت بین خود ایرانی ها است. مشهور ترین ضد انقلاب ایران، دو گروه معروف سلطنت طلبها، و منافقین هستند. سلطنت طلبها اگر ار تحریم حمایت می کنند، چون می خواهند روحانی کنار برود، و پسر محمد رضا شاه بیاید! یعنی بجای ریاست جمهوری، طرفدار ادامه پادشاهی: قبل از انقلاب ایران هستند. و آمریکا را فقط تا جایی قبول دارند که: مانند لولو سرخرمن، باعث ترس دکتر روحانی بشود! ومثل روز روشن است که: هرگز نمی خواهند آمریکا، صاحب ایران شوند. منافقین هم همینطور، اگر باصدام یا آمریکا و اسرائیل همکاری می کنند، برای این نیست که کشور را، تحویل اسرائیل یا آمریکا بدهند، بلکه منظورشان این است که: خودشان به ریاست برسند و: جمهوری اسلامی تبدیل به: جمهوری دموکراتیک ایران شود. و بجای روحانی، اشرف خانم حاکم شود. که به نظر ما همان پیرزن ریش دار است، که امام زمان را ترور می کند! با این وصف آنها حاضر نیستند که از: نیروهای: آمریکایی برای عضویت در: مرکزیت خودشان استفاده کنند. همه نیروهایشان اشرف نشان هستند! و عمیقا وطن پرست.( ولی به سبک خودشان). فی الواقع مثل داستانهای دوران کودکی، جنگل را نمی خواهند آتش بزنند، بلکه می خواهند: مثلا گرگ رئیس شود! یا روباه خود را رئیس همه بداند. به همین دلیل است که: آمریکا نمی تواند از گزینه نظامی استفاده کند. زیرا همه ارکان آمریکا، در دست ایرانی ها است. دکتر انصاری گرچه با رژیم ایران، زاویه دارد ولی هرگز خرابی کشورش را نمی خواهد. انوشه انصاری را که به فضا فرستاد، بعنوان یک دختر ایرانی معرفی کرد. نباید تصور کرد، که روزی این ضد انقلاب ها، ضد ایران شود. این امکان ندارد. زیرا همه زیر مجموعه خود را، با عشق وطن و میهن پرستی جذب کرده اند. ادعای آنها این است که: ایران را بهتر از روحانی، اداره خواهند کرد و: آباد تر خواهند نمود! و مردم را در رفاه بیشتر و: شادی های فراوانتر قرار خواهند داد. این نیروها مومن ترین نیروها به ایران هستند، با دیدن کوچکترین زاویه :گرایش ضد میهنی در سران خود، فوری از انها منفک شده، و شعبه جدید ایجاد می کنند. عرق میهنی در هواداران آنها، بیش از ایرانیان داخل نباشد، کمتر نیست زیرا برای: ایرانی آباد تر به آنها پیوسته اند. لذا تحریم آمریکا را هم جهت می دهند: آنها به آمریکا می گویند: تحریم ها برعلیه دولت ایران باشد، ولی باعث اذیت مردم ایران نشود! بلکه بالاتر، به ترامپ گفته اند که: مردم باید بدانند که بارفتن روحانی، همه مشکلات از بین خواهد رفت(منظور روحانی، به قول خودشان رژیم آخوندی است) ولذا ترامپ هم مانند یک نوکر سربه هوا، بارها از مردم ایران حمایت کرده! و گفته همه اینها برای مردم ایران است! حتی گفته: در کنار مردم ایران ایستاده!

Play the tramp in the land of the Iranians.

Among the important reasons for US sanctions, Iran's counter-revolutionary reports include: the impact of sanctions on the overthrow of the Islamic Republic's regime. Namely, Tramp and others play in the Iranian soil. But one thing is forgotten: Iranians are Iranian anywhere. Succeeding for your homeland: Do not disagree. So we see that these suggestions are also given by some Iranian officials. Of course,: in opposition clothing. For example, in Mousavi's 88th rhythm, the pulses were heightened. That means Mehdi Hashemi and others to England and Europe and Canada to persuade them, the United States and Europe: to put more pressure on Iran to win the Mousavi engineer. The turmoil of 96, as well as the president's confession, became the foundation of the US Supreme Council for new sanctions. This means that the United States will only apply for a boycott, which has been requested by some of Iranians, and encourage him to do so. Of course, their goal is not to annihilate Iran, but to make it happen: the power between Iranians themselves. The most famous counter-revolution of Iran is two famous monarchist groups and hypocrites. Monarchists support if they are sanctioned, because they want to leave Rouhani, and the son of Mohammad Reza Shah! Instead of presiding, they favor the continuation of the kingdom: before the Iranian revolution. And America just accepts somewhere that, like Lulu, I am afraid of Dr. Rouhani! It's clear, like the day, that: Never want the United States to own Iran. Likewise, the hypocrites, if they collaborate with al-Qaeda or the United States and Israel, are not for the country to be delivered to Israel or the United States, but to mean that they themselves will be chaired: and the Islamic Republic will become the Democratic Republic of Iran. And instead of cleric, Ashraf Khanum will rule. Which,: in our opinion, is the same old-fashioned beast, who assassinates the Imam of Time! However, they are not willing to: use the forces: the Americans to join in: their centrality. All their forces are Ashraf! And deeply: patriotic (but in their own style). In fact, like childhood stories, they do not want to burn the forest, but they want: for example, the wolf will be the boss! Or call his fox to be the head of all. That is why: America cannot use military option. Because: all the pillars of the United States are in the hands of the Iranians. Dr. Ansari, although he is angry with the Iranian regime, never wants to ruin his country. Anousheh Ansari, who sent the space, introduced her as an Iranian girl. One should not imagine that one day these anti-revolutionaries would be anti-Iran. This is not possible. Because: they have attracted all of their subcategories, with the love of the homeland and patriotism. Their claim is that they will run Iran better than clerics and they will become more abundant! And people will be more prosperous and will bring more pleasures. These forces are the most trusted forces in Iran, seeing the smallest angle: the antisemitism in their heads, they immediately get rid of them, and create a new branch. Patriotic sweats in their supporters are not more than Iranians inside, because they are joined to Iranians more than them. So they also send US sanctions: they say to the US: sanctions against the Iranian government, but do not hurt the Iranian people! Rather, they said to Trump: "People should know that clamorous clamor, all the problems will be lost (Rouhani's intention is, according to the clerical regime, itself), and then, as a reckless volunteer, Trampam has repeatedly supported the Iranian people! And all this is for the people of Iran! Even saying: Stand alongside the people of Iran!

لعب المتشرد فی أرض الإیرانیین.

من بین الأسباب الهامة للعقوبات الأمریکیة ، تتضمن تقاریر إیران المضادة للثورة: تأثیر العقوبات على الإطاحة بنظام الجمهوریة الإسلامیة. على وجه التحدید ، الصعلوک وغیرهم ، یلعبون فی الأرض الإیرانیة. لکن هناک أمر واحد نسی: الإیرانیون إیرانیون فی أی مکان. النجاح فی وطنک: لا نختلف. لذلک نرى أن هذه الاقتراحات تقدم من قبل بعض المسؤولین الإیرانیین. بالطبع ، فی ملابس المعارضة. على سبیل المثال ، فی الإیقاع 88 لموسوی ، تم زیادة النبضات. وهذا یعنی أن مهدی هاشمی وغیره إلى إنجلترا وأوروبا وکندا سیقنعهم ، الولایات المتحدة وأوروبا: بممارسة المزید من الضغط على إیران للفوز بمهندسی موسوی. أصبح اضطراب 96 ، بالإضافة إلى اعتراف الرئیس ، أساسًا للمجلس الأعلى للولایات المتحدة لفرض عقوبات جدیدة. وهذا یعنی أن الولایات المتحدة لن تتقدم بطلب إلا للمقاطعة ، التی طلبها بعض الإیرانیین ، وتشجعه على القیام بذلک. بالطبع ، هدفهم لیس القضاء على إیران ، بل تحقیق ذلک: القوة بین الإیرانیین أنفسهم. الثورة المضادة الأکثر شهرة فی إیران هی جماعتان ملکیتان مشهورتان ومنافقان. یؤید المَلَکیون إذا ما تمت معاقبتهم ، لأنهم یریدون مغادرة روحانی وابن محمد رضا شاه! بدلاً من أن یرأسوا ، فإنهم یؤیدون استمرار المملکة: قبل الثورة الإیرانیة. وأمریکا فقط تقبل فی مکان ما ، مثل لولو ، أخشى من الدکتور روحانی! من الواضح ، مثل الیوم ، أن: لا نرید أن تمتلک الولایات المتحدة إیران. وبدلاً من رجل الدین ، سیحکم أشرف خانوم. الذی ، فی رأینا ، هو الوحش القدیم الطراز ، الذی یغتال إمام الزمان! ومع ذلک ، فهم لیسوا مستعدین ل: استخدام القوى: الأمریکیون للانضمام: مرکزیة. کل قواتهم هم أشرف! ووطنی عمیق (ولکن بأسلوبه الخاص). فی الواقع ، مثل قصص الطفولة ، لا یریدون حرق الغابة ، لکنهم یریدون: على سبیل المثال ، سیکون الذئب هو الزعیم! أو اتصل بثعلبه لیکون رأس کل شیء. هذا هو السبب: لا تستطیع أمریکا استخدام الخیار العسکری. لأن کل أعمدة الولایات المتحدة هی فی أیدی الإیرانیین. الدکتور أنصاری ، رغم غضبه من النظام الإیرانی ، لا یرید أن یدمر بلاده. قامت أنوشه أنصاری ، التی أرسلت الفضاء ، بعرضها کفتاة إیرانیة. لا ینبغی لأحد أن یتخیل یومًا ما أن هؤلاء المناهضین للثورة سیکونون ضد إیران. هذا غیر ممکن. لأنهم اجتذبوا جمیع فئاتهم الفرعیة ، مع حب الوطن والوطنیة. زعمهم أنهم سیدیرون إیران بشکل أفضل من رجال الدین وسیصبحون أکثر وفرة! وسوف یکون الناس أکثر ازدهارا وسوف یجلبون المزید من الملذات. هذه القوى هی أکثر القوى ثقة فی إیران ، حیث ترى أصغر زاویة: اللا سامیة فی رؤوسهم ، یتخلصون منها على الفور ، ویخلقون فرعاً جدیداً. إن العرق الوطنی فی مؤیدیهم لیس أکثر من الإیرانیین فی الداخل ، لأنهم انضموا إلى الإیرانیین أکثر منهم. لذا یرسلون أیضا عقوبات أمریکیة: یقولون للولایات المتحدة: فرض عقوبات ضد الحکومة الإیرانیة ، لکن لا تؤذی الشعب الإیرانی! وکل هذا من أجل شعب إیران! حتى قول: قف بجانب شعب إیران!

İranlıların torpağında tramvayı oynayaq.

ABŞ-ın sanksiya üçün əhəmiyyətli səbəbi sanksiyaların təsiri əks-inqilab İran hesabat İslam Respublikasının devirmək üçün. Yəni Tramp və başqaları İran torpaqlarında oynayırlar. Ancaq bir şey unutulur: İranlılar hər yerdə İranlıdır. Vətən uğrunda uğur qazanmaq: Qəbul etməyin. Beləliklə, bu təkliflərin bəzi İran rəsmiləri də verdiyini görürük. Əlbəttə, müxalifət geyimində. Məsələn, Musavi 88-ci ritmində pulslar yüksəlmişdir. İrana təzyiq, Mir Hüseyn Musəvi qazanmaq üçün: ki, Mehdi Haşimi və onlara göndərilən Böyük Britaniya və Avropa və Kanadada başqaları Amerika və Avropa razı edir. Prezidentin etirafı ilə yanaşı, 96-cı ildə baş verən qarışıqlıq ABŞ Ali Şurasına yeni sanksiyaların təməlini qoydu. Bu, ABŞ-ın bəzi iranlılar tərəfindən tələb olunan bir boykot üçün müraciət etməsi deməkdir və bunu etməyə təşviq edir. Əlbəttə ki, onların məqsədi İranı məhv etmək deyil, bunun baş verməsi: İranlıların özləri arasında hakimiyyətdir. İranın ən məşhur əks-inqilabı iki məşhur monarxist qrup və münafiqlərdir. Monarxistlər, icazə verildikləri təqdirdə, Ruhanini və Məhəmməd Rza Şahın oğlunu tərk etmək istəyirlər. Başçılıq etmək əvəzinə, onlar İranın inqilabından əvvəl səltənətin davam etməsini xeyirlər. Və Amerika yalnız Lulu kimi, Dr. Ruhani'den qorxuram ki, bir yerdə qəbul edir! Gündüz kimi aydındır: ABŞ-ın İrana sahib olmasını heç vaxt istəməyin. Din xadimi yerinə Ashraf xanım hakim olacaq. Həqiqi düşüncəyə görə, İmam Zamanı sui-qəsd edən eyni köhnə heyvan var! Lakin, onlar istəmirlər: qüvvələri istifadə: amerikalılar iştirak etmək: onların mərkəzi. Bütün gücləri Ashrafdır! Və dərindən vətənpərvərlik (öz üslubunda). Əslində, uşaqlıq hekayələri kimi, onlar meşəni yandırmaq istəmirlər, ancaq istərlər: məsələn, canavar boss olacaq! Və ya onun tülkü bütün baş olmaq üçün zəng. Buna görə: Amerika hərbi variantdan istifadə edə bilməz. Çünki Amerika Birləşmiş Ştatlarının bütün sütunları İranlıların əlindədir. Ansari İran rejimi ilə qəzəblənsə də, heç vaxt onun ölkəsini məhv etmək istəmir. Məkanı göndərən Anousheh Ansari onu İranlı qız kimi tanıtdı. Təsəvvür etməliyəm ki, bir gün bu anti-devrimciler anti-İran olacaq. Bu mümkün deyil. Çünki vətən və vətənpərvərlik sevgisi ilə bütün alt kateqoriyalarını cəlb edirlər. Onların iddiası ki, İranı din adamlarından daha yaxşı bir şəkildə idarə edəcəklər və daha bol olacaqlar! İnsanlar daha firavan olacaq və daha çox zövq alacaqlar. Tərəfdarların içərisində vətənpərvərlik tərləri içəridə olan İranlılardan daha çox deyil, çünki onlardan daha çox iranlılar qoşulublar. Buna görə də ABŞ sanksiyalarını göndərirlər: ABŞ-a deyirlər: İran hökumətinə qarşı sanksiyalar, lakin İran xalqına zərər vermirlər! Bütün bunlar İran xalqı üçün! Hətta İran xalqı ilə yanaşı durun!

 

  • سید احمد حسینی ماهینی

آوازه خوان های دوره گرد، که ظاهرا برای امرار معاش این کار را می کنند!

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ق.ظ | ۰ نظر

چکاوک چگونه از خواندن می افتد؟

خواننده های کوچه بازاری، بتازگی بر سر کوچه ها سرک می کشند، و تغمه های طاعوتی خود را، در بازار خرمهره فروشان! به جای نغمه های آسمانی به مردم غالب می کنند. استادان فاسد آوازهای فیلمفارسی! نیز سر از قبر در آورده و می گویند: صدای عرشه یا آرشه ای که: بر روی ویلیون کشیده می شود، از نغمه های بهشتی است! آنهاییکه تا مرفق دستشان به: خیانت آغشته است، از آزار جنسی دختران و: تجاوز به عنف زنان شوهردار باکی نداشتند! تا یک لقمه چرب بر سر میزشان نبود، تا مشروب نمی خوردند و تریاک نمی کشیدند، صدایشان باز نمی شد! می گویند ما چکاوک هستیم، و بهار را دوست داریم. اگر کسی مانع آنها شود، می گویند چکاوک را نمی توان از خواندن بازداشت! در حالیکه طبیعت خوب می داند: چکاوک باید کی بخواند، و کی خاموش باشد! در طول سال، هیچ اثری از چکاوک نیست! فقط چند صباحی می آید. طبیعت به او آموخته: اگر بهار را دوست دارد و: برایش آواز می خواند، در تابستان و پاییز باید سکوت کند! و در زمستان هم گم شود! حالا چگونه ممنوع الصدا ها، خود را همیشه بهار می دانند! و هیچ خزانی را قبول ندارند؟ هنر معصوم بعد از انقلاب اسلامی، جایگاهی را برای بلبلان پدید آورد، آنهاییکه در زمستان 57 با: سردی و سوز هوا در زیر زمین ها خواندند، و از اکو زیرزمین برای افکت های خود استفاده کردند، در بهار ازادی خوش درخشیدند، و موسیقی را که مانند هفت هنر دیگر، در حال ازبین رفتن بود زنده کردند. موسیقی، خط و نقاشی و حتی سینما به قدری به: فساد و فحشا آلوده شده بود، که مردم انقلابی آن را با طاعوت دفن کردند. آنها سه هدف عمده را اتش می زدند: اول سینما ها! بعد مشروب فروشی ها و سوم کاباره ها.  زیرا آنها را مولود نامشروع: استبداد و استعمار می دانستند. هنوز هم مردم این ذهنیت را دارند، و ضد انقلاب هم با این ذهنیت آشنا است. به همین دلیل در کردستان عراق، آنتالیا ترکیه و باطومی گرجستان، برای تربیت ضد انقلاب از همین سه عنصر استفاده می کنند. می گویند در عصر صفویه، شاه عباس ده هزار نیروی ویژه داشت، و نام آنها را قزلباش گذاشته بود. قزلباش قبیله نبود، بلکه گارد جاویدان بود که براساس: ایده شاهنشاهان قدیم ایران درست شده بود. یکی از وظائف آنها: مبارزه با همین سه عنصر مفسدان بود، که اصطلاحا آنها را مطرب می گفتند. مطرب جنبه منفی موسیقی بود. زیرا در جنبه های مثبت آن، همه دانشمندان اسلامی تخصص داشتند، و کتابها نوشته اند. آنها گفته اند: اگر از این نوای بهشتی، برای مقاصد جهنمی استفاده شود، غنا محسوب شده و: مولود نامشروعی به نام مطرب تولید می کند. موسیقی امروز تهران هم، به سمت وسوی مطرب گری می رود. آوازه خوان های دوره گرد، که ظاهرا برای امرار معاش این کار را می کنند! در عمل وسیله تبلیغ: ابعاد فاسد موسیقی هستند. به همین دلیل به دنبال خود، رقص و آواز و: بدحجابی و بی حجابی را همراه دارند. متاسفانه خانه موسیقی، نه تنها مقاومت نمی کند، بلکه در توجیه شرعی آن هم اقدام کرده است. وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، موسیقی را به سرود تغییر نام دادند، خانه موسیقی تبدیل شد به: مرکز سرودها و آهنگهای انقلابی. مطرب ها بازگشند و: مدتی در لوای این مرکز، به سرود و آهنگهای انقلابی مشغول شدند! بعد که کنترل کاهش بافت، همه موسیقی، شد ترانه های کوچه بازاری: قمرالماوک وزیری و مهستی . هایده و عهدیه! اما این بار بجای زنان از: مردان مخنث که صدای آنها: شبیه زنان بود بهره بردند! در هرحال باید موسیقی خیابانی و: دوره گردی سازماندهی شود، والا لشگری که از در رانده شده، از پنجره خواهد آمد! دیگر نیازی به آنتالیا و باطومی نخواهد بود! زیرا این موسیقی دانان، یا مطربهای بظاهر مودب! سیتی سنتر های دبی و شارجه، یا دانسینگ های باکو ونخجوان را، در تجربه خود دارند.

How does reading how to read?

The lane market readers have just walked through the streets, and their plovery flies are on the market for vendors! Instead of celestial sounds, people prevail. Professors of corrupt vocal creators! They also come out of the grave and say: "The sound of a deck or a bow that draws on William is a heavenly song!" Those who, in their favor, have been inflicted on betrayal have not been sexually abused and raped by married women! Until a fat snack was on their heads, they did not eat alcohol and did not kill opium, their voices did not open! They say we are lucky, and we love the spring. If anyone hinders them, they say they can not be detained from reading! While nature knows well: who needs to read the skipper, and when it is silent! During the year, there is no trace of lacquer! Only a few Sabahi come. Nature taught her: If she likes the spring and: she's singing, she should be silent in the summer and autumn! And get lost in the winter! Now how do banned bells, they always find themselves in the spring! And they do not accept any groan? After the Islamic Revolution, after the Islamic Revolution, artistic art created a place for the nabbils, those who read the cold in the winter of the year 57, and used the effects of the basement for echoes, gleamed in the spring of freedom, and music which, like the other seven, was in decline. Music, line art, painting, and even cinema were so infected as corruption and prostitution, which the revolutionary people buried in flames. They fired three major targets: first of all! Next: to the liquors and the third nightclub. Because they knew them as illegitimate: despotism and colonialism. People still have this mentality, and counter-revolution is familiar with this mentality. For this reason, in the Kurdistan of Iraq, Antalya, Turkey and Batumi Georgia, they use the same three elements for counter-revolutionary training. They say that during the Safavid era Shah Abbas had ten thousand Special Forces, and their name was given to Qizilbash. Qizilbash was not a tribe, but an eternal guard based on: the idea of ​​the ancient Iranian kingdoms was established. One of their duties was to fight these three elements of the corruptors, which they called them "praiseworthy". It was a negative aspect of music. For in its positive aspects, all Islamic scholars have specialties, and books have been written. They said: If this heavenly beast is used for hellish purposes, it is Ghana, and it produces an indescribable birth in the name of Moorab. Today's music in Tehran is also on the way to the worship of wisdom. The celebrities of the circle, who apparently do this for livelihood! In practice, the medium of propaganda is corrupt dimensions of music. For this reason, they seek for themselves, dance and singing: and they have bad guys and veils. Unfortunately, the music house not only does not resist, but also in its religious justification. When the Islamic Revolution won, they renamed the music to the hymn; the music house became the center of the hymns and revolutionary songs. Let's go back to the marbles: for some time in the center of the mosque, they were engaged in a hymn and revolutionary songs! After controlling the reduction of texture, all the music, and the songs of the alley of the bazaar: Qamarmaluk Vaziri and Mahasti! But this time, instead of women, they used the men of hell, whose voices were: like women! In any case, street music should be organized: a rally should be organized, and the ward will be out of the window! There will be no need for Antalya and Batumi! Because these musicians, or polite, seemingly polite! Dubai and Sharjah City Centers, or Danshui, Baku and Nehajan, are in their 

  • سید احمد حسینی ماهینی