من کربلا الی البقیع

یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم

من کربلا الی البقیع

یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم

۲۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

مدل مدیریت در اقتصاد مقاومتی

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۴:۴۷ ب.ظ | ۰ نظر

هرنوع مدیریت برای خود نیاز به یک مدل دارد که، برای همه قابل فهم و دارای زمینه های اجرایی، و تکرار پذیری باشد. یعنی هرکس در هرکجای دنیا بخواهد آن را تجربه کند برای او امکان پذیر باشد . والا امری معجزه یا خارق العاده خواهد بود. زیرا در تعریف معجزه گفته شده که: امری که دیگران از انجام ان عاجز هستند. برعکس این موضوع اصول علمی و تجربی قرار دارد، مثلا آب در هر سرزمین یا شرایطی باید در: صد درجه به جوش بیاید و هرکس، در هر کجا خواست باید ان را تجربه و آزمایش کند.

 اصول مدیریتی هم کار بردی است، و باید قابل پیاده کردن در همه مکان ها و: زمان ها در شرایط مساوی باشد. و همه بتوانند از ان استفاده کنند و: مشکلات مدیریتی خود را برطرف نمایند. اما متاسفانه مدیرت و اصول مدیرتی غربی، اصلا این امکان را ندارد و فقط خود: غربی ها باید آن را پیاده کنند تا درست از آب در آید .این موضوع مانند داستان مثنوی مولوی است! که می گوید خطاطی سه جور برای مردم نامه می نوشت، یکی طوری واضح می نوشت که: هم خودش میتوانست بخواند و هم دیگران، اما دومی  طوری می نوشت که: فقط خودش می توانست بخواند نه دیگری ! سه دیگر طوری می نوشت که نه خود خواندی و نه دیگری!

 اصول علمی باید واضح باشد، و همه بتوانند آن را بخوانند. در صورتیکه اصول مدیریت و بازرگانی و: حتی روانشناسی و جامعه شناسی غربی، طوری است که فقط خودشان می فهمند! برای همین است که هر کنفرانسی یا کلاسی برگزار می شود، باید استاد پروازی از آن جا بیاید و توضیح دهد. اخیرا هم که وزیر صنعت گفت: باید مدیر هم از خارج بیاوریم.  یعنی حالا که زبان آن ها را نمی فهمیم، و خودشان باید بیایند و توضیح دهند، پس بهتر است خودشان هم اجرا کنند! درست مانند مرحوم مهندس بازرگان، که قبل از نعمت زاده چنین حرفی زده بود! و گفته بود: ما گوشت را می دهیم دست گربه، و خودمان میو میو می کنیم. یعنی از بس آنها میو میو کردند و ما نفهمیدیم. یا مانند شاه عباس  چوب را می دهیم به چوگان بازان، و می گوییم این گوی و این میدان.

  اما مدیریت شرقی، چه مدیریت اسلامی نامگذاری کنیم یا: مدیریت جهادی و یا مقاومتی، همه براساس تجربیات هزاران ساله است. یعنی چیزی نیست که در قاب شیشه ای، یا فقط در لوله ازمایشگاهی باشد. و فقط پرفسور های من درآوردی! از ان سر در بیاورند. یکی از این الگوهای مدیریتی ما، مدیریت بقاع متبرکه و یا امامزاده ها هستند. که در همین زمان خود ما، در شرایط سخت تحریم جهانی، نه تنها خود را اداره می کردند، بلکه به مردم و فقرا هم رسیدگی می کردند. که در راس آنها بارگاه ملکوتی امام رضا ع است.

  مساجد و معابد، بازار و زمین کشاورزی، همه از ابزار هایی هستند که سالیان سال، بشر شرقی روی ان کار کرده و زندگی خود را اداره نموده و: تداوم ان را پایدار کرده است.  اصل کلی در این مدیریت مقاومتی، رعایت عدالت است. فاطمه زهرا س می فرماید: خداوند عدالت را برای آرامش دلها واجب کرده است . یعنی وقتی عدالت باشد، مردم خیالشان راحت است که: به آنچه زحمت می کشند دست پیدا می کنند. و حاصل دسترنج آنان دستمزد دیگری نمی شود. اینهمه بیکاری  و بحران در دنیا، محصول بی عدالتی است .

   یکی از این بی عدالتی ها این است که: برخی افراد ده ها و یا شاید صد ها شغل دارند، و از هزاران جا دستمزد می گیرند، در حالی که آن مشاغل و دستمزدها، حاصل زحمت دیگران است. به قول معروف پرونده را یکی پیگیری می کند، ولی دیگری زیر بغل می زند و می برد و پاداش می گیرد. اگر مردم دنیا بدانند : هرکاری بکنند دستمزدش را به موقع و: درست می گیرند از همه ساده تر، حد اقل به سراغ کشاورزی می روند. زمین  وآب و بذر رایگان است، ولی عده ای آن را در انحصار خود گرفته، و به دروغ  خود را مالک آن می دانند.  انها خداوند را قبول ندارند، چون خداوند فرموده زمین و آب و آدم را من خلق کردم! وهیچ کس دیگری صاحب ان نیست. ولی آنها حصار دور زمین می کشند، و خود را مالک آن می خوانند. یا مانند افغان ها رود هیرمند را بر: سیستان و بلوچستان می بندند و یا: مانند ترکیه می خواهند دجله و فرات را، از سوریه و عراق بگیرند.

نموذج الإدارة فی اقتصاد المقاومة

在性的经济管理模式

每种类型的管理需要一个模型,对于所有的插件和行政领域,并反复。这意味着,任何人,在世界任何地方,才有可能让他体验到的。否则,这将是一个奇迹,还是超自然的。因为奇迹的定义被认为是:东西别人是不能胜任的。这是违背科学原理和实验,例如水或情况在每个国家必须为百度煮沸任何人,在任何地方和测试将不得不去体验一下吧。管理原则得到应用,并在所有的地方应该进行,时间是在平等的条件。每个人都可以使用它作为:管理问题自行解决。不幸的是管理和内容管理原则西方,不要让你的唯一。西方必须实现它来实现这就像鲁米的玛斯纳维的故事!写3种书法,说的人,这样一个明显写道,他能读懂自己和他人的,但后者写了那么他可以阅读只是没有了!其他三个这样既不会叫,也没有写喽!科学原则要明确,每个人都可以阅读。如果业务和管理的原则,甚至西方心理学和社会学,是这样的,只是他们明白!这就是为什么任何会议或班级举行,飞行教员一定要来这里解释。最近,工业部长说,应该请从国外带来的。现在,他们不理解的语言,他们应该来解释自己所以最好是跑!就像已故的迈赫迪巴扎尔甘,谁Ne'matzadeh之前袭击了再说!并告诉我们给猫的肉,我们自己喵。以致众人做了,我们没有喵。还是喜欢沙阿阿巴斯将坚持马球选手,告诉柜员和领域。但东方的管理,此谓伊斯兰管理或管理圣战或阻力,都是基于几千年的经验。这是不是该玻璃板,或者只是在试管。我的教授只是做!从表中的一端。我们的一位管理,管理或圣人陵墓的图案是圣洁的。同时我们自己,在困难的全球制裁,不仅跑了,但人民和穷人会被照顾。伊玛目礼萨对那个王国的最高圣地。清真寺和寺庙,市场和农业用地,这些都是多年来,东部人力和体面的生活和工作就可以了工具:它的连续性是稳定的。在这个性管理的一般原则,主持正义。法蒂玛说扎赫拉神正义得到了强制性的平静的心。当正义得到缓解人们挥汗如雨,他们获得什么。而他们的劳动工资的结果不会是另一回事。然而,失业和危机的世界,不公的产物。其中一个不公正的是,有些人有几十或者数百个就业机会,并付了一千,而就业和工资,他人的劳动成果。俗话说进了追赶的情况下,但其他人,并把他的腋窝和奖励。如果人们知道:不管他们按时真正是最容易,最不进入农业。土地,水和种子是免费的,但它的一些已经被垄断,并且假装知道它的主人。他们不接受上帝,因为上帝吩咐亚当,我已经创建了土地和水!没有人拥有它。但他们杀死地球周围围栏,并把它称为自己。还是喜欢赫尔曼德河上的阿富汗人:锡斯坦 - 俾路支斯坦关闭或如土耳其希望底格里斯河和幼发拉底河,叙利亚和伊拉克。

  • سید احمد حسینی ماهینی

چرا زمین شناسان اشتباه می کنند؟

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

   زمین شناسان با استفاده از شیارهای موجود در کنار رودخانه ها یا گسل ها، عمر ان ها را میلیارد ها سال پیش بینی می کنند، و مثلا عصر یخبندان را به میلیون ها سال پیش نسبت می دهند. در حالیکه اینطور نیست. همه این آبرفت ها و چینه سازی ها، در یک روز اتفاق افتاده است. زیرا انان آبرفت را با امروز رودخانه ها مقایسه می کنند. مثلا در چینه شناسی گفته می شود: سال ها طول می کشد تا: یک سانتیمتر رودخانه ها عمیق تر شود، پس برای ایجاد دره های عمیق و رودخانه های بزرگ، میلیون ها سال زمان لازم است. در حالیکه به قدرت خداوند ممکن است در: یک روز و یا یک ساعت چنین اتفاقی بیافتد.

    لذا باید بین حرکت های دفعی و ناگهانی، با حرکت های تدریجی تفاوت قائل شد. با توجه به نظریه  حدوث و قدم میتوان گفت: برخی اشیا در طول زمان، تکامل پیدا کرده اند و برخی ها، ناگهانی بوجود آمده اند. و این دو را نباید با هم اشتباه کرد. مثلا آفرینش آسمان و زمین حدوث است. یعنی خداوند می فرماید: ما آن را از در شش روز آفریدیم. خلقت انسان هم همینطور بصورت حدوث است (خلق الاشیا من العدم)، ولی این به معنی ان نیست که خداوند، فقط همین خلقت را داشته و یا: قبلا خالق نبوده است. لذا  برخی ها هم مانند تداوم زاد و ولد حضرت آدم، به مرور و در طول سالیان سال اتفاق می افتد. یا به دنیا امدن یک کودک، چند ماه طول می کشد.

  نظریه دیگر هم این است که روز ها هم نسبی هستند، یعنی در زمین و با توجه به گردش خورشید، یک ظرف زمانی دارند و: در جاهای دیگر و یا قبل از تولد زمین و خورشید، به صورت دیگری محاسبه می شدند. میتوان به این صورت هم بیان داشت که: اگر زمین یا خورشید سال ها قبل هم وجود داشته ، برای خلقت حضرت ادم ع و آماده نمودن برای زندگی ایشان، تغییراتی را خداوند اعمال کرده است. دو حادثه مهم را در اینجا ذکر می کنیم : یکی عصر یخبندان، به منظور از بین بردن تمام موجودات قبلی،  و دیگری عصر باران برای اماده سازی: زمین برای زندگی بشری، حادثه اول قبل در لحظه انتقال و: هبوط آدم اتفاق افتاده و حادثه دوم، در زمان حضرت نوح ع و جداسازی نوادگان حضرت ادم یعنی قابیلیان از: هابیلیان صورت گرفته است.  برای توضیح مورد اول با توجه: به آیه (دمر الله علیهم) مستفاد می شود که: خداوند محور زمین را تغییر داده، لذا قطب شمال و جنوب به خط استوا، و خط استوا به قطب شمال و جنوب تغییر یافته. به همین منظور همه موجودات گرمسیری در: محیط یخبندان قرار گرفته و: ایستاده و یا در حال دویدن یخ زده، و به صورت فسیل در آمدند. که امروز می بینیم که ماموت ها در سیبری هستند، و یا جسد برخی از موجودات مانند دایناسورها، کاملا سالم مانده است.

    موجودات منطقه سردسیری هم وقتی به منطقه گرمسیری منتقل شدند، به فسیل های ریز و درشت روغنی یا نفتی تبدیل شدند. و در لایه های رسوبی اب های: روان یخ های ذوب شده مدفون شدند. لذا موجودات قبلی که قادر به سازگاری با محیط جدید نیودند، از بین رفتند و موجوداتی که با آب هوای معتدل و: مناسب زندگی حضرت آدم سازگار بودند، باقی ماندند یا خلق شدند. مثلا می گویند قوچ مورد نظر حضرت ابراهیم، از بهشت آمد. یا بسیار از میوه ها بهشتی هستند. یعنی از مکان دیگری فراهم امدند. و این امر با روایت( لولاک لما خلقت الافلاک) هم، مطابقت می کند که خداوند دنیای اطراف را، بخاطر ما آفرید یا همانطور که در قران آمده:( انا زینا السما الدنیا بمصابیح و رجوما للشیاطین). که این آیه میتواند دلالت بر انفجار ها و: زایش های ستارگان هم باشد ک:ه برای بشر بوجود آمده است. و مربوط به زمان های طولانی خیلی قبل و میلیونی هم نیست.    اما حادثه دوم یعنی عصر باران، بنابر ایات و روایات مربوط  به زمان حضرت نوح می باشد. در آن زمان بقدری باران بارید که همه پستی و بلندی زمین را آب فراگرفت. و جایی برای ادامه زندگی دیگران باقی نماند. فقط حضرت نوح و یارانش، در کشتی بزرگی از این طوفان در امان ماندند. با این توضیح همه شهرها و محل های: سکونت و تمدن های قبل از حضرت نوح، همگی زیر لایه های رسوبی باران دفن شدند. و این به زمان ما خیلی نزدیک تر است، زیرا که باستان شناسان می توانند: آثار شهر ها و گنج ها را در زیر لایه ها پیدا کنند، و اغلب آنها بین 7هزار تا 15 هزار سال پیش بینی کرده اند. یعنی آمدن حضرت آدم ع حداکثر 15هزار سال پیش است، و طوفان نوح حداقل 7هزار سال پیش.که با فرو نشستن طوفان، جمعیت دوباره به زمین امدند و: از انجا به تمام دنیا مهاجرت کردند.

Niyə geoloqlar səhv var?

地质学家为什么是错误的?

   地质学家使用的插槽在河边或故障,预计寿命数十亿年,而随着冰河时代亿万年前的一天。而事实并非如此。所有这一切都与地层沉积物,以及发生在某一天。对于那些相比,今天冲积河流。例如,地层说:它需要数年时间:厘米更深的河流,所以创造深谷和大型河流,数百万年是必需的。虽然神的力量也许有一天或者一个小时后,它会发生。

    因此,突然,突然的动作,与逐渐区分开来。根据创造的理论,我们可以说,随着时间的推移一些事情的步骤,已经进化一些,突然出现了。而且,这两个不能混淆。例如,天上的创造和大地来了。主说:我们在六天内创造了它。人的创造,以及首创),但是这并不意味着神的创造或之前,而不是创造者。因此,有的像亚当诞生的连续性,发生一​​遍又一遍多年。或孩子的诞生,它需要几个月的时间。

  另一种理论是天是相对的,也就是,按照与地球和太阳的时间的容器的旋转,和在其它地方或地球和太阳诞生之前,以不同的方式进行了计算。如果可以说:如果地球或太阳很多年前就已经存在,为创造亚当,愿他安息,并准备为自己的生命,上帝已经实行的变化。在这里我们会提到两个重要事件:冰河时代,以消除所有现有的和一个下午的准备:土地对人的生命,第一事件的时刻传送:亚当堕落和事故发生第二,在先知诺亚和先知亚当的后裔分离Qabylyan时间:Habilian已经完成。为了说明第一种情况下,根据诗句()可以理解,神改变了地球的轴心,南北两极到赤道,以及北极和赤道以南的改变。因此,所有的东西热带环境和冰:冻结站立或运行,因此化石被。今天我们看到,在西伯利亚,或者一些动物,如恐龙的身体猛犸象,保持不变。

    当他们被转移到热带的生物,大大小小的寒冷地区,油性或油变成了化石。而在沉积层:心理埋藏冰融化。因此,能够适应新的环境Nyvdnd现有被毁,生灵与温暖的天气和水:美好的生活是一致的亚当维持或创建的。例如,假设一只公羊亚伯拉罕,从天上来了。或许多水果都是天堂。就是从提供的另一个位置。这说明()也同意,上帝在世界各地,为我们创造或古兰经:()表示。经文可能暗示爆炸和:恒星诞生一个:人类已经兴起。并在相当长的时间不长以前,万元。但是第二次事件发生当天下午,根据先知挪亚时代古兰经和圣训。当时下雨,使所有的跌宕水起伏风靡的土地。并有无处可逃其他人的生命。只有诺亚和他的先知,伟大的船幸存下来的风暴。有了这个解释,所有的城市和地点:地点和文明先知诺亚之前,所有人都下大雨泥沙掩埋层。这是更接近我们的时间,因为考古学家可以:工程在基材中城市和珍品,其中大部分都是7000 15000之间多年的预测。亚当七千年前至少与暴风雨停止的创作为多达15万年前,和洪水,人群再次来到地球,因为移居到全世界。

  • سید احمد حسینی ماهینی

مدیریت کسب و کار مقاومتی

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۵۷ ب.ظ | ۰ نظر

 به تازگی غرب و غرب زده ها مفهومی را پیدا کرده اند: به نام توسعه کسب و کار که، با ذوق و شوق از آن یاد می کنند و: سمینار های پر خرج می گذارند، استاد پروازی می آورند و: برای خودشان جاه و جلالی درست کرده اند. در حالیکه اگر این نظریات درست بود، بحران اقتصادی غرب را حل می کرد، حل مشکلات ایران پیشکش ! اما کسب و کار در ایران سابقه 15هزار ساله دارد، ما در میراث فرهنگی خود تولیداتی داریم که: حتی به بیش از 15هزار سال، مخصوصا در دامنه های زاگرس می رسد. سیلک کاشان و واکاوی های: شهر سوخته سیستان جای خود را دارد.

  اولین تولیدات بشر را خداوند به او یاد داده است. یعنی وقتی حضرت آدم به روی زمین آمد، در جنگل زندگی می کرد و برای پوشش عورت خود، از برگ درختان انجیر که پهن بود استفاده می کرد. خداوند به ایشان کشاورزی را یاد داد، تا بتواند از دانه های مفید گیاهی برای تغذیه استفاده کند. تولید لباس و خیاطی را یکی دیگر از پیامبران، از وحی الهی کمک گرفت و به مردم یاد داد. ساخت زره یا لباس آهنین هم، که از کشف اهن تا ذوب و بهره برداری از ان را درپی داشت، ( وعلمناه صنعت لبوس)بر رسول بعدی وحی فرمود.

  آن موقع انها کجا بودند؟ ولی الان بخاطر اینکه تئوری های خودشان را حقنه کنند، همه را تکذیب می کنند و فقط: خود را مبدع و متفکر این امور می دانند! کار هایی را هم که نمی توانند به خود نسبت یدهند، به حاثه و اتفاق و تصادف نسبت می دهند. مثلا می گویند:بطور تصادفی انسان آتش را کشف کرد! آنها نمی دانند که اصلا برخی از موجودات را خدا، از اتش خلق کرد و صاعقه و رعد و برق هم، نیاز به مجوز این دانشمندان غربی ندارد. همه کسانی که تولید را از انبیا یاد می گرفتند، آن را امری مقدس می دانستند و بر ادامه آن کوشش می کردند. مثلا برخی از انبیا نجار بودند، یا بسیاری از انان دامدار و کشاورز بودند. پیامبر ما هم یک بیزنس من اینترنشنال بود!تاجری بود که کالاهای مختلف را به کشورهای مختلف سفارش می داد، و به مکان دیگری خارج از مرزهای عربستان می فروخت. بازاریابی پیامبر چنان خوب بود که: اعتماد حضرت خدیجه را بخود جلب کرد: تا همه سرمایه اش را در اختیار ایشان گذاشت. و حتی خودش نیز با ایشان ازدواج کرد.

  تجربیات سال های دراز کسب و کار در ایران، تجارت در جاده ابریشم اصول محکمی را پیشنهاد کرده که: توانسته ملت بزرگی مثل مردم ایران را، استوار و راست قامت نگهدارد. بطوریکه به تنهایی در برابر تمام تحریم های ظالمانه ایستاد. نه تنها نیاز های خود را تعریف کرد، بلکه به دیگران نیز فروخت. آنهایی که فکر می کنند با چند مقاله خارجی، استاد مدعو و پروازی میتوانند: کسب و کار را یاد بگیرند مطمئن باشند که: کسانی که این کتاب ها را نوشته اند، باید خودشان هم آنرا اجرا کنند! و به همین دلیل است که وزیر صنعت در کمال سادگی می گوید: ما باید مدیر هم وارد کنیم! طبیعی است اصول مدیریتی که آنها نوشته اند، خودشان هم باید اجرا کنند، زیرا هرچه ما موفق هم باشیم، از نظر انها هنوز به اصول و عناصر مدیریت غربی عمل نکرده ایم. پس عقب افتاده ایم و باید بیایند و: مدال "در حال توسعه" را خودشان به ما بدهند.

  غرب پرستان می گویند: شما فقط به گذشته خود افتخار می کنید، ولی گذشته که تمام شده الان چه دارید؟ آنها، باید این حرف را بزنند. زیرا غارتگرانی که اورانیوم افریقا را غارت می کردند، نمی گفتند این ثروت آفریقا است که ما را ثروتمند کرده، بلکه می گفتند قاره سیاه، قاره گرسنگی و قحطی است! مسلم است خانه ای که دزد زده شد، یک ویرانه بیش نمی شود. وقتی انگلیسی ها ریختند و: گندم و غذای مردم ایران را آتش زدند، و یا برای سربازان خود بردند، نیمی جمعیت ایران را از گرسنگی مردند. 14 میلیون نفر فقط در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم، ازبین رفت. باید هم آنها افتخار کنند که: ایران عقب افتاده است و آنها پیشرفته ! پیشرفت و توسعه اگر دزدی و غارت منابع دیگران باشد، ارزانی خودشان! ملت ایران در طول تاریخ، هرگز سعادت خود را درکشتار دیگران ندیده، بلکه این دیگران بودند که به ایران حمله می کردند. اگر ایرانی به دلاوری مشهور است، آرش و رستم و علی ع مقتدای آنها است، برای این است که از زور بازوی خود، برای کسب و کار و استفاده رساندن به دیگران، بهره می بردند نه برای: کشتن و آواره کردن دیگران.

企业管理性

 最近缠身西方和西方的观念已经找到业务发展的姓名,热情地提到:他们昂贵的研讨会,掌握他们的飞行和自己的辉煌创建。但是,如果这个理论是正确的,经济危机就解决了西方,伊朗愿意解决问题!但企业在伊朗的15000年的历史,我们对自己的文化传统甚至超过15000年产品,尤其是在扎格罗斯山脚下看。丝绸卡尚和分析:被烧的城市在锡斯坦它的位置。

  神教他的第一个人造。当亚当来到人间,生活在森林覆盖他的私处,被夷为平地用的遮羞布。他教农业向他们,这样他就可以用它来养活的植物的种子。服装和缝纫制造一个又一个先知,神圣帮助的启示和教训百姓。制作防具或铁衣那就是,炼铁的发现,挖掘它的带领下,其中他透露到明年的使者。

  他们在哪里呢?但现在,因为他们的理论推进,所有的否定和只有自己的创新者和思想家知道这些事情!他们的工作,他们不能,将哈希和一天的巧合。例如,假设一个人无意中发现着火了!他们不知道,即使是上帝的造物,远离火种,闪电和雷声创造了一些,需要许可西方科学家。所有的先知是从那些谁产生,并继续努力被认为是神圣的学习。例如,一些先知木匠,或者他们中许多人牧场主和农民。我们是一个国际商业使者我是谁下令各种货物到各个国家商人,并出售给其他位置沙特阿拉伯的边界之外。营销先知是那么好,信任哈蒂嘉起草了他所有的钱在他身上。甚至与他娶了她。

  龙年在伊朗的业务经验,贸易丝绸之路上提供了强有力的原则,这可能是一个伟大的国家,如伊朗人民,立场坚定和正直。作为独立反对一切压迫的制裁。不仅定义你的需求,也出售给他人。那些谁认为那几个洋纸,客座教授和飞行业务可以放心学习,那些谁写了这些书,你应该运行它自己!这就是为什么工业部长卡迈勒只是说,我们已经进入请!这是他们写的自然管理的原则,他们必须跑,因为比较成功的,我们是在他们认为还没有原则和西方管理实践的要素。落后之后,我们应该来奖牌“发展中”给自己给我们。

  西方崇拜者说:你是不是只为自豪自己的过去,但过去的已经过去,现在你呢?他们应该抛出这封信。因为谁掠夺非洲铀抢劫者,他们没有非洲的财富,使我们富有,但他们说的黑色大陆,非洲大陆的饥饿和饥荒!很明显,小偷是房子,而不是更废墟。当英国采取了小麦和食品伊朗人放火,或为士兵拿走了一半的伊朗人口死于饥饿。 1400万人在第一和第二次世界大战之间的差距,就消失了。他们应该感到自豪,伊朗是智障并将其推进!进步和发展,如果其它来源的盗窃和抢劫,给自己!伊朗民族在历史上,还从来没见过他们在屠宰场别人的幸福,但其他人攻打伊朗。如果伊朗是出名的勇士,A和R和阿里萨德尔他们,因为这是力量的手臂,为企业和伤害他人,不享受杀死并置换等。

  • سید احمد حسینی ماهینی

بازار گردی مقدس

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۶:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

ایرانی ها در گردش و سفر، از همه مردم دنیا بالاتر هستند. چونکه هم جاهای دیدنی بسیار زیادی دارند، و هم در دین اسلام به سفر و دوست یابی و: رفت و آمد فامیلی و خانوادگی تاکید شده است. البته چون نیت الهی است و همه برای خدا است، این است که معمولا کسی اعلام نمی کند، تا ریا نباشد و به همین خاطر، آمار ها ی لازم تهیه نمی شود. یکی از این گردشگری ها بازار گردی است. همانطور که میدانید ایران کشور چهار فصل است، یعنی در هر نقطه آب و هوای مخصوص خود وجود دارد و: آثار باستانی هم بی نهایت است .

   لذا تهرانگردی و ایرانگردی و: بیابان گردی و جنگل و کوه نوردی، دشت و دریا رفتن همه جاذبه های طبیعی هستند، ولی دیدار از آثار تاریخی اصفهان و شیراز و: دریای شمال و جنوب و دریاچه های داخلی در یک طرف، دیدار و زیارت امام رضا ع و دیگر امام زادگان، از همه بیشتر است و این روز ها هم: که 5شنبه آخر سال است، دیدار اهل قبور و رفتن به مزار شهدا  اما بازار گردی از همه این: گردشگری ها قوی تر وبیشتر است. معمولا همه ایرانیان از صبح تا عصر در محل کار های خود هستند، ولی عصر و اوایل شب را،به بازار گردی می گذرانند. به همین دلیل ترافیک اول شب، بسیار سنگین تر از ترافیک زمان شروع کار: ادارات و کارخانجات است. زیرا همه آنهایی که به مدرسه ، کار خانه یا ادارات رفته بودند، بر می گردند و بعد از غذا خوردن و: کمی استراحت چند نفر باقیمانده خانواده را هم، با خود همراه می اورند!

  سنت بازار گردی یک سنت حسنه و: مقدس برای ایرانیان است. زیرا که در ایران بر حسب معماری شهری: پیامبر اسلام در شهر جدید مدینه در کنار شهر قدیمی یثرب، و امام علی ع در شهر جدید کوفه، مرکزیت با مساجد است و تنها کسانی میتوانند: در اطراف مسجد بمانند که تاجر یا کاسب ، و به دنبال روزی حلال باشند. حضور افراد بیکار و بدون شغل پسندیده نیست. لذا همه باید به نحوی در ارتباط با: بازار و کسب وکار باشند. تاریخ ایران و اسلام نشان داده که: بازار ها همیشه ثابت بوده اند، و لی ادارات و دارالخلافه ها، دست به دست می گشتند. و این یعنی که اقتصاد پویای ایران، قدرتمند و پابرجا و همیشگی بوده است.  مسئله مدیریت کسب و کار که: به تازگی غرب به ان پی برده است، امری هزاران ساله در ایران است. چه در زمان قبل از اسلام که پیشه وران و کشاورزان، از طبقات مهم جامعه بودند و: چه پس از اسلام که رو حانیون ما کار می کردند، و بازاری های ما هم در درس فقه و: آموزش قران حرف اول را می زدند.

  هم اکنون ما می بینیم که ماه اسفند، ماه بازار گردی است و: مردم حتی خرید هم نکنند حضور خود را در: بازار لازم می بینند و به اصطلاح بازار گرمی می کنند. و این یک نوع ورزش و تناسب اندام هم محسوب می شود. چرا که بازار گردی با دست پر، یعنی پرورش عضلات مهم بدن، در طول روز های زیاد . چیزی که غرب به تازگی فهمیده!: کم تحرکی مایه چاقی است، و مردم را به پیاده روی در روز به میزان: حداقل یک ربع ساعت توصیه می کند! چیزی که باید در ایران به عکس آن توصیه کرد: ای مردم مواظب سلامت خود باشید، و با پیاده روی زیاد عضلات خود را خسته نکنید.

  در شهر سازی سنتی ایران، هیچ میدان یا خیابان اصلی نیست که در آن بازار نباشد، و مردم عصر ها در ان گردش نکنند. تا جاییکه کوشش شهرداری ها به روش غربی ها، برای کشاندن مردم به پارک را خنثی کرده است. و اغلب بجای اینکه برای ورزش و: پیاده روی به پارک ها بروند، بعد از پیاده روی و بازار گردی، برای استراحت و خواب به پارک ها می روند البته ماشینی شدن زندگی، تاثیر خود را گذاشته و در سال های اخیر مردم بجای: بازار گردی با پای پیاده، به بازار گردی با خودرو مشغول هستند.  یعنی تمامی ترافیک سنگین عصر ها و شب ها، فقط برای بازار گردی است که: البته بعد از خستگی از بازار گردی، سری هم به پارک ها و رستوران ها می زنند! تا کمی هم خستگی به در کنند.

  سنت بازار گردی چندین حسن دارد: مانند تندرستی ، دید و بازدید و مذاکره و مصاحبه و مکالمه! مجهولات روانشناسی غرب ، علاوه بر آن معمولا اجناس ارزانتر و: از تولید کننده خریداری شده، و دلال ها حذف می شوند. دست اخر هم برخی از اجناس را ، به همسایه ها و فامیل ها می فروشند و سود بدست می اورند، و یا دست دوم و غیر لازم ها را هم به: مستحق می دهند و ثوابش را می برند. یعنی آنهایی هم که نتوانستند در بازار گردی مقدس شرکت کنند، از این بازار گردی عمومی بی بهره نمی مانند. پولدارتر ها می خرند و فقرا هم رایگان می برند.

بازار گردی مقدس

神圣市场成交

伊朗人的工作和旅行在世界上所有的人,都较高。因为有这么多的景点和伊斯兰教的宗教,旅游,交朋友:通勤族和家庭的重视。当然,因为上帝是好的,上帝是一切,这通常是无法确认的人,是真诚的,因此,不提供必要的统计数据。旅游是旅游市场之一。如你所知,伊朗是四季,天气任何有自己的国家:无限文物。

   因此,德黑兰,伊朗团团:圆形的沙漠和丛林和山区,平原和远洋所有的自然景观,但参观伊斯法罕和设拉子的古迹:北海和南部内陆湖一侧,满足并伊玛目阿里和其他的后代,首先的伊玛目礼萨圣陵,这几天是:周六5,去年人参观坟墓和去烈士的坟墓,但所有旅游的圆度为更强大,更。通常所有伊朗人从早晨到傍晚在自己的工作,但午后和傍晚,花浏览市场。出于这个原因,第一晚交通,交通是比起始时间重得多:在办公室和工厂。所有这些谁去上学,工作或家庭办公室走了,回来吃,并稍微休息后,剩下几个人一起,把你自己的!

  圣旅游市场和良好的传统:它是神圣的伊朗人。在伊朗城市建筑方面:留清真寺周围的商家或商人,以及:伊斯兰教在Yathrib新麦地那市附近的老城区和库法,伊玛目阿里(AS),清真寺和唯一谁可以的中心的新城先知一旦他们的溶剂。失业者没有工作的存在是不好的。因此,所有的应该是相对于市场和业务。伊朗和伊斯兰历史表明,市场一直都是固定的,和李部门和资本的双手。这意味着,伊朗的经济活力,并一直是一个强大的和坚定的。最近实现了西方企业管理问题,伊朗是几千岁。

  现在我们看到,三月份,月亮是圆的市场,人们将不会购买它的存在在市场以确保他们热烈长期市场。这是一种运动和健身。因为市场导向手工填写,身体的重要的肌肉的培养,在许多天。西刚开始活动:什么是肥胖的原因,人们不得不每天步行至少一个小时的四分之一推荐!伊朗的东西,你应该看到它建议人们采取健康的关怀,你的肌肉不要太多打扰行走。

  在城市传统建筑,而不是主要街道那里的市场是没有现场与否,不与人的年龄在流通。至于西方人市政府的努力,就是为了带给人们挫败了公园。而往往,而不是运动和远足去公园行走轮市场后,放松和睡眠的停车场是生命过程中,它们的影响,并在最近几年,而非市场徒步行走,坐车都忙的团团市场。这意味着,只为浏览市场上所有交通繁忙的夜晚和夜晚,当然,圆用尽后,开始着手公园和餐馆!在他们一点疲劳。

  有几个很好的传统旅游市场,如健康,参观和谈话,谈话!心理学未知数西,除了从制造商购买它的通常更便宜的商品,和经销商都将被删除。最后,一​​些物品,邻居和家庭出售,赚取,或同时秒针和不必要的:他们不应该有他的奖励。这些谁不能参加在圣圆,圆的市场不利于公众。更富,穷人购买的都是免费的。

  • سید احمد حسینی ماهینی

جهانی نو شود به نوروز

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

     نوروز باستانی ایران از راه می رسد، در حالی که خیلی ها نسبت به آن آگاهی لازم را ندارند. نوروز یعنی نو شدن طبیعت و: زنده شدن جهان هستی پس از: یک مرگ طولانی و خواب زمستانی. وقتی که یک درخت در تابستان پر برگ بوده، در پاییز برگ های آن زرد شده می ریزد، و در زمستان به چوب خشکیده تبدیل می شود، چه کسی می تواند این چوب خشکیده را، دوباره به آن درخت تناور تبدیل کند؟ این گردش طبیعت که سالی یکبار وجود دارد، آیا تا کنون چند بار تکرا شده است؟ و دنیا چند بهار را به خود دیده است؟

 باید گفت قدمت نوروز به اول خلقت بر می گردد، آنجا که اولین بار بهار و پاییز طراحی شد، مردن و زنده شدن درختان ایجاد شدند. اما این اولین روز چه روزی است؟ آیا هفت هزار سال پیش با آمدن حضرت ادم بر روی زمین شروع شد، یا قبل از ان هم بوده است؟ قرآن کریم می فرماید دنیا در شش روز آفریده شد، ولی البته در جای دیگری می فرماید: این روز با روز هاییکه شما محاسبه می کنید فرق دارد. چه بسا یک روز آن میلیاردها سال نوری طول بکشد. زیرا روز و شب در کره زمین معنی دارد، و فقط 24 ساعت طول می کشد، ولی در خود خورشید یا کهکشان راه شیری، یا منظومه شمسی اینطور نیست.

  لذا معیار ها باید مطابق شرایط بر رسی شود. ولی دانشمندان زمین شناس، این موضوع  ساده را نمی فهمند! آنها می خیال می کنند همه جا روز و شب یکی است! و اگر خداوند فرموده دنیا را در شش روز افریده اشتباه است، چون دنیا بیشتر از شش روز طول کشیده، و این را لایه های زمین به اثبات می رساند. که برخی از آنان میلیارد ها سال طول کشیده تا بر روی هم انباشته شوند. ولذا آنها نمی دانند وقتی خورشید نبود یعنی هنوز آفریده نشده بود، روز را نباید مثل الان که خورشید هست، طلوع و غروب می کند حساب کرد  به نظر ما چه زمین و چه انسان، به یک مفهومی ازلی و ابدی هستند.  زیرا خلقت و خالقیت خداوند، ازلی و ابدی است. یعنی نمی توان تصور کرد روزی بوده که: خداوند در ان روز خالق نبوده، و چیزی خلق نکرده زیرا خلاقیت جزو ذات خداوند است. گرچه درک این موضوع مشکل است ولی باید، از معیار های این جهانی و معمولی کمی فاصله بگیریم، تا درک ان راحت باشد. همه میدانیم وقتی خداوند می خواست حضرت آدم را بیافریند، ملائکه گفتند باز هم می خواهی کسی را بیافرینی؟ پس قبلا هم آدم و یا مشابه ان بوده است. و برای این کار نمی توان زمان ابتدایی تعریف کرد.

  لذا نباید تولد حضرت آدم ابوالبشر را، با خلقت آدم ها یکی گرفت. بنابر این ممکن است حضرت ادم 6یا هفت هزار سال پیش، روی زمین امده باشد که بعد از چهل نسل، به پیامبر اسلام برسد و چهل نسل بعد از پیامبر هم، به زمان ما متصل شود. البته تمام این نسل ها در کتابی محفوظ است، که بخشی از آن نزد علمای رجال، یا دانشمندان نسب شناس موجود است. اما این به معنی ان نیست که: جسد انسان هایی متعلق به 50هزار سال یا دو میلیون سال پیش است، نباید پیدا شود. انسان کرومانیون در 50هزار سال پیش ، و افریک انتروپ در دو میلیون سال پیش وجود داشته اند. شاید روزی هم به میلیارد سال پیش دسترسی پیدا کنیم. زیرا در خلقت خداوند هرچه غور کنیم، به انتهای ان نمی رسیم، که به قطعیت بگوییم سیاره ما، فلان روز و ساعت متولد شد.

 دانش ایزوتوپ شناسی اگر باز هم پیشرفت کند، شاید لایه هایی میلیارد ساله پیدا شود! همانطور که تا چند قرن پیش، همه فکر می کردند زمین مرکز دنیا است، و ستارگان برای دور زدن زمین آمده اند. ولی بعد فهمیدند که برخی از اعضای منظومه شمسی، از زمین هم بزرگترند. و همراه زمین دور خورشید می گردند. امروز با تلسکوپهای عظیم در می یابند که: کهکشان های بزرگتر از کهکشان ما هم، وجود دارد که میلیون ها سال نوری با زمین ما فاصله دارند. لذا نو روز باستانی ایران، چه رسم هزار ساله باشد یا رسم یک میلیارد ساله، رسمی است که به انسان و طبیعت و: نو زایی و تجدید حیات مربوط می شود. گرچه ما مستنداتی داریم که می گوید: خداوند خود فرموده چنین روزی را جشن بگیریم، زیرا ابتدا خلقت در چنین روزی بوده و: شادی در این روز به معنی شکر گزاری: برای خداوندی است که این جهان را، برای ما خلق کرد. آنجا که به پیامبر حود می فرماید : اگر نو نبودی  افلاک را نمی آفریدم. لولاک لما خلقت الافلاک. 

New World to the New Year

新世界新年

     古代伊朗新年到来时,虽然很多人不知道这件事。新年和性质:宇宙漫长的死亡和休眠后还活着。当叶子夏天一棵树,在秋风黄叶秋天,冬天,木材变得干燥,干燥木材谁能再次做到这一点,使之棵大树?大自然的循环,一年。有一次,你有没有被重复多少次?已与世界上见过几个春天?

 应该说创造追溯到元旦,春节的开始,入秋以来它的目的首先,树木死亡,复活。但天的第一天,它是什么?是七千年前亚当在地上的到来,还是在这之前了?古兰经说,世界是在六天之内创建的,但在其他地方它说:这是每天都在这不计算不同。也许有一天,它会采取数十亿光年。日夜在地球上是有道理的,并且只需要24小时,但太阳还是银河系,或太阳系是没有的。

  因此,根据标准,必须进行检查。但科学家地质学家,不明白这个简单的事情!他们认为到处都是一样的,不分昼夜!如果上帝说是错的,创造了六天的世界,因为世界已经持续了六天,它证明了地球的层。有些人花了数十亿年来堆放。因为上帝的创造和创新是永恒的。这天无法想象上帝是不是一天的创造者,并没有创造什么,因为创造力是神的本质。虽然很难理解,但应该这个世界的标准,并带走了一下,那将是更容易理解。我们都知道,当上帝想创造亚当,天使说,仍然希望创建您的人吗?之后亚当还是喜欢以前。它不能在第一次进行定义。

  因此,应先知亚当,亚当的诞生是其中之一。因此,它可能是六,七千年以前亚当,理由是四代后,先知穆罕默德的触角四代后,连接到我们的时间。当然,所有这些后代在一本书储备,这是学者,政治家的一部分,或者系谱学者可用。但是,这并不意味着人体属于5万年或200万年以前,应该可以找到。克罗马农人50万年前,也有过南非白人熵两百万年前。也许有一天,我们将达到十亿年前。当我们探讨神的创造,因为最终我们不这样做,谁要说我们这个星球的确定性,诞生了一定的日期和时间。

 如果同位素地质学学生的进步,可以在各层十亿岁可以找到!正如几个世纪前,人们以为地球是世界的中心,星星都来绕过地上。但后来他意识到太阳系的一些成员,地球较大。和周围的太阳和地球轨道。今天,巨大的望远镜发现,更大的宇宙星系,有几百万光年远。这样的新远古时代,是否得出一个十亿年历史的传统是几千年历史,正式人与自然:新的就业机会和振兴关注。虽然我们有证据表明,说,你的神吩咐庆祝这个日子,因为这一天是幸福的开始在这一天意味着感恩上帝,面向世界,为我们创造。由于不同的先知说:如果你不是新创建不是天堂。

  • سید احمد حسینی ماهینی

شب عید و دستور های آن.

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر

یکی از موفقیت های اقتصاد ایران، داشتن مرسومات مهم در بین مردم است که: باعث گردش اجباری بازار و بالارفتن "ترن اور" مالی بازار ها میگردد . یعنی نیاکان ما فهمیده بودند: برای رشد اقتصادی و توسعه تجارت، باید مصرف گرایی را در حد قابل قبولی رواج داد. مثلا شما باید حداقل سالی یکبار، همه وسائل خود را نو کنید: کفش نو بخرید لباس نو و حتی تخت و کمد و فرش و مبلمان . و این یعنی همه مشاغل باید به فروش شب عید، امیدوار باشند و همه تولیدات خود را، به بازار برده و به فروش برسانند.

  طبیعی است اگر اینطور نبود، مانند بافت فرسوده شهرها ، همه چیز رنگ فرسودگی و کهنگی می گرفت. و هیچکس حاضر نمی شد آن را عوض کند یا از نو بسازد. ما در همین موضوع بافت فرسوده شهری می بینیم:  پدر ومادران اغلب از اینکه خانه قدیمی خود را بفروشند، و به مکان جدیدی نقل مکان کنند هراس دارند. لذا سا ختمان ها معمولا بیش از عمر مفید خود، مورد بهره برداری قرار می گیرند. اگر عمر مفید مصالح عادی 30سال باشد، و عمر سازه های بتنی 50سال، ما می بینیم که در بافت فرسود مکان هایی داریم که: صد سال یا کمتر و بیشتر مورد بهره برداری است.

  گره کار آنموقع بیشتر می شود که: وقتی ساکنین آن را راضی می کنیم که: باز سازی کنند، محیط زیست و میراث فرهنگی و سریال های تلویزیونی، مانع می شوند! می گویند در ایتالیا برای عوض کردن دستگیره در، یا شیر و فلکه آب باید از میراث فرهنگی مجوز بگیرند، و اغلب هم مجوز داده نمی شود! می بینیم در همه اینها دستور هست و: مورد احترام هم هست، یعنی وقتی میراث فرهنگی دستور می دهد: فلان خانه تخریب نشود، تخریب نمی شود.

 اما وقتی به بانکها می رسیم، دستور کار بدی می شود و: برای جلوگیری از پایین امدن نرخ بهره و ارز خارجی، می گویند کاهش دستوری نرخ! و منظور آنها مسخره کردن دستور است. ولی کسی نیست به اینها بگوید: چرا دستور خوب است،  ولی نه برای نرخ سود!مانند اینکه  از قدیم گفته اند: مرگ خوب است ولی برای همسایه! چون مرغ همسایه غاز است .  سال ها بود که ما می گفتیم: نرخ بهره و ارز را کاهش بدهید، ولی بانکی ها می گفتند تورم بالا است، و نباید نرخ بهره از تورم کمتر شود. حالا که تورم تک رقمی شده، معلوم نیست چرا همه آن حرف ها یادشان رفته. تا دولت می گوید که نرخ را براساس گفته خودتان، کاهش دهید می گویند کاهش دستوری نرخ بهره.

  آقایان درب های کشور را بسته اند، و پنجره ها را هم کور کرده اند، تا هیچکس نتواند از بانکداری بین المللی، اطلاع پیدا کند و بداند در سرزمینی که آنها، به سرزمین کفر نامیده اند، اصلا بهره بانکی وجود ندارد و: یا حداکثر دو تا چهار درصد است. دولت هم که می خواهد دریچه ای باز کند، او را مسخره می کنند.

  آنها با این کار همه چیز را مسخره می کنند: شعور مردم دموکراسی و علم، حداقل چیز هایی است که آنها تخریب می کنند.  در اسلام و دموکراسی و در عقل هر کسی، دستورات امری قابل اجرا است. یعنی وقتی امام یا پیامبر دستور می دهد، باید اطاعت کرد زیرا خیر امت در اطاعت از انبیا و اولیا است، که هیج منفعتی برای خود نمی خواهند بلکه برای امت زحمت می کشند.

  دمکراسی هم دستور دارد، یعنی در دموکراسی، اقلیت باید تابع نظر اکثریت باشد. و دستورات آن ها را مو به مو اجرا کند. در سازمان های نظامی و اداری، اصلا گفته می شود: چرا وجود ندارد، و هر دستوری باید اجرا شود. اگر اینطور نباشد پس پارلمان بیهوده است. زیرا مردم نماینده انتخاب می کنند تا: قانون تصویب کند برای اجرا، وقتی قانون اجرا نمی شود و: دستورات روی زمین می ماند، یعنی چه؟  وقتی مردم رئیس جمهور انتخاب می کنند، اگر قرار باشد دستورات او اجرا نشود، یعنی لولوی سر خرمن! گرچه حتی آن لولوی سر خرمن هم، دستوراتش توسط پرندگان اجرا می شود! و الا آن را هم بی خاصیت می کرد و: کسی به سراغش نمی رفت. حالا که رئیس جمهور دستور می دهد که: بانکداری از بنگاه داری جدا شود، و به وظایف خود عمل کند، چرا اجرا نمی شود؟ این فقط خواسته رئیس جمهور نیست، بلکه خواسته تمام ملت بجر روسای بانک ها است! یعنی دیکتاتوری یک اقلیت محارب با خدا و استثمار گر بر اکثریت مردم.

شب عید و دستور های آن.

夏娃的议程。

一位伊朗经济的成功,人们的一个重要习俗:强制循环,增加市场的“火车旁白”是金融市场。这意味着,我们的祖先就知道:促进经济增长和企业发展,应在可接受的水平来促进消费。例如,你应该至少每年一次,检查所有的家当新:新鞋买新衣服,甚至床,衣柜,地毯和家具。这意味着,所有作业有卖前夕,希望和所有的产品,推向市场和销售。

  如果它是不自然,比如纹理城市磨损,撕裂和报废是所有关于颜色。没有人可以改变它,或进行另一个。我们看到城市心疼地区这一主题:家长往往你卖你的旧房子,他们都不敢移动到新位置。建筑物通常在其使用寿命,他们被剥削。如果普通材料30年使用寿命,和混凝土结构50年的寿命的,我们看到,在已磨损的一百年或以下,更了解该操作的地方的情况下。

  更多的则是节点时,它的居民纳:恢复,环境和文化遗产和电视连续剧,被阻止!说在意大利转旋钮,或水龙头,水必须得到许可的遗产,并经常不允许的!我们这一切看到的是配方:尊重,也当文化遗产订单:房子不被破坏,不被破坏。

 但是,当涉及到银行,不良的工作秩序,避免下来利率,外币,说,削减率命令!并命令它们是荒谬的。但有没有人告诉他们:为什么良好的秩序,而不是利率就像那句老话:好!死,但为邻!由于邻近的鹅蛋。几年我们说:降低利率和货币,但银行说高通胀和利率应不低于通胀。现在,个位数的通货膨胀,目前还不清楚为什么大家都忘了那些话。政府表示,根据自己的速度,说低利率指令下。

  乡绅封门和窗户,盲目的,所以国际银行,告知无人能及的知道他们呼吁信的土地的土地,有没有兴趣可言:要么最大二到四个百分点。政府要开门,他们嘲笑他。

  他们把一切乐趣:人民对民主与科学的情报,至少什么,他们失败了。在伊斯兰教,民主和人的智慧,它是适用的指令。当伊玛目或先知命令,必须服从,因为服从先知和圣人,这不会有任何的好处,但自己为国家没有一个国家,使事情发生。

  民主议程,即民主,少数必须服从多数人的意见。并执行命令他们一字不差。在军事和行政机构,它是说:为什么没有,必须执行每个命令。如果没有,那么议会将是徒劳的。因为人民选出代表:通过一项法律来运行,当法律是不会执行的命令,并保持在地上,这是什么意思?当人们选出总统,如果他不执行命令,收获的可怕之处!即使它是空的怪物,被鸟吩咐用完!否则,它是无用的,有人去找他。现在,总统下令:银行分离出来的企业,并履行相应的任务,为什么不跑?总统刚才问,但要求所有国家,除了银行的负责人!少数脏,上帝的敌人,剥削多数人的专政。

  • سید احمد حسینی ماهینی

قبیله ای سترون

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

قبیله ای سترون که جرات صلوات فرستادن ندارد! در سخنرانی روز ملی شهید در سالن وزارت کشور، شاهد بودیم که رئیس جمهور برای شهدای حرم، ادای احترام کرد و در تایید ماموریت انان گفت: حرم اهل بیت و ائمه خط قرمز ما است. بعد خواست که از حاضرین تایید بگیرد لذا گفت: چه کسی اجازه می دهد که به حرم تجاوز شود؟ و منتظر جواب بود که صدایی از هیچکس در نیامد، نه اینکه آنها نمی شنیدند که رئیس جمهور چه می گفت، بلکه نمی دانستند چه عکس العملی نشان دهند!   چون در این گونه موارد، آنها با سوت و کف سخنان رئیس جمهور را تایید می کردند، ولی حالا روز ملی شهدا بود و نمی شد سوت و کف زد! و شاید هم چون تا بحال چنین موضع رادیکالی را، از رئیس جمهور ندیده بودند، نمی دانستند آیا ایشان ان را از ته دل می گوید، یا برای جلسه  و مطابقت با شرایط ان این حرف ها را می زند. چون می فرمود برای ما عراق و سوریه و فرقی نمی کند، هرجا به حرم امامان ما هجمه شود، مقابل انها می ایستیم .

  البته یک سوال باقی مانده که: آیا بقیع جزو حرم اهل بیت نیست، و مدافعان حرم حق ورود به این موضع را ندارند؟ بهر حال 4 امام از امامان شیعه در انجا هستند، که قبلا گنبد و بارگاهی داشته اند. و در اینکه آل سعود پدر داعش، آن ها را تخریب کرده هیچ شکی نیست، ولی چرا کسی از این حریم دفاع نمی کند، و یا جرات دفاع از ان را به خود نداده است. البته دلایل زیادی دارد: یکی اینکه مشمول مرور زمان شده، و دیگر کسی آن را به یاد نمی اورد. و در واقع پدران ما باید دفاع می کردند که نکردند. دوم اینکه ممکن است آل سعود ناراحت شود! و این خادم الحرمین که مشتری گلاب قمصر ما است، حیف است که از دست بدهیم، چونکه سیاست ما جذب سرمایه های خارجی است نه دفع آن.

  اما متاسفانه باید گفت: هزینه همه جرم ها و جنایت های داعش و آل سعود، از جیب همین ایرانی ها پرداخت می شود! البته با  پولشویی مقدس و قابل قبول!  هربار یک ایرانی به عربستان می رود، لا اقل سی میلیون تومان یعنی ده هزار دلار می پردازد، و این پول مستقیما به جیب آل سعود می رود. و آل سعود هم آن را بین فرزندان تروریست خود: امثال داعش و .. تقسیم می کند. برای همین است با اینکه ارتباط آل سعود با ایران قطع است، ولی از حج ایرانیان  ممانعتی به عمل نمی اید. زیرا که درآمد آل سعود از نفت منفی شده، و فقط همین درآمد برایش باقی است.

   پس بنابر این چه از راه سیاسی و اعتقادی برویم، و چه از راه فرهنگی و اقتصادی، راهی جز سقوط آل سعود، و ایجاد مدیریت جهانی حج باقی نمی ماند. یعنی تا موقعی که آل سعود هست، بقیع مخروبه خواهد ماند و داعش، و دیگر گروه ها هم وقتی ببینند که: نماد تشیع از بین رفته، و هیچ کس نمی تواند از ان دفاع کند، به خود جرات می دهد که: دیگر اثار باقی مانده را هم تخریب کند. ممکن است حرم حضرت رقیه را نتواند تخریب کنند، ولی عمار یاسر و حجر بن عدی و دیگران را که می توانند. بنابر این یک تهدید دائمی بر علیه امنیت ایران محسوب می شود.

   از نظر اصول کلی هم این موضع قابل بررسی است، تا وقتی ریشه تروریسم از بین نرفته، مبارزه با سر شاخه های انان فقط باعث فرسودگی: ارتش های عراق و سوریه می شود. بلایی که به جان مردم آنجا افتاده، که در اصل قرار بود بر سر ایرانیان بیاید! زیرا نقشه اصلی داعش دور زدن کردستان عراق، و رسیدن به مرزهای ایران بود. ولی آسیب به خانوارهایی وارد شد که در این مسیر واقع شدند.

  اصول انسانی هم حکم می کند که: آل سعود باید از بین برود زیرا، حضور داعش و تقویت مالی و نظامی آنها، از سوی آل سعود باعث کشته شدن میلیون ها: عراقی و سوری بطور مستقیم، و دیگر کشورها بطور غیر مستقیم شده است. علاوه بر آن در ایامی که کودکان ایرانی، غرق  در شادی رسیدن سال نو، و دریافت عیدی هستند، کودکان سوری و عراقی در مرزهای: ترکیه و اروپا با مرگ دست وپنجه نرم می کنند.

  شاید آنها قدرت تحلیل نداشته باشند، و ندانند که برای چه آواره شدند، ولی خدای آنها هست و میداند، آه مظلوم هم مسیر خود را پیدا می کند، و به هدف اصابت می کند. اینهمه مرگ و میر که در آل سعود، برای همین آه مظلومان است . و فقط یک موشک می خواهد که: به حیات این خاندان ننگین خاتمه دهد.

القبلیة تعقیمها

部落消毒

部落消毒不敢送祝福!在内政部大厅国庆讲话烈士,我们看到了烈士祠总统,付了尊重和认可的使命告诉他们Ahlul朝Bayt的伊玛目,我们的红线神社。所以他说,他希望观众的认可:谁允许靖国神社超过?并等待一个答案,这不是任何人的声音,而不是他们没有听到总统说,但不知道如何反应!因为在这种情况下,他们吹口哨和地板被证实由总统的言论,但是现在烈士的国庆没有吹罚鼓掌!也许就这样的激进立场,总统还没有看到,不知道他们是否称之为心脏说,或会话,并与他的谈话相匹配。因为他说,伊拉克和叙利亚,没关系我们,无论我们袭击伊玛目神社将站在反对他们。

  然而,一个问题是:是神社霸气犯人,这一立场的捍卫者不准进入靖国神社?然而,什叶派伊玛目第四伊玛目都在它以前有或墓葬。而在沙特的伊斯兰父亲的家,他们摧毁毫无疑问,但为什么会有人捍卫这一政策没有,或者不敢捍卫它的自我。当然,原因是多方面的:一是经过,没有人记得它。而事实上,他们并没有要捍卫我们的父辈。其次,沙特可能麻烦!这仆人圣地玫瑰Ghamsar我们的客户,这是失去一个遗憾,因为我们吸引外资的政策,不反对。

  但不幸的是,说所有的罪和ISIS和Al-沙特的成本,伊朗人付出的口袋里了!当然,洗钱,圣洁和可以接受的!每次伊朗,沙特阿拉伯,至少三千万美元,支付一万美元,而这笔钱直接进入沙特人的口袋。而沙特有它自己的恐怖儿子之间:伊希斯的喜好和。每个。这就是为什么不能防止与沙特王室与伊朗,但伊朗朝觐的关系。因为沙特的石油收入为负,只有她的收入保持不变。

   那么什么是经过政治思想,文化和经济的路要走,除了沙特议院的秋天的方式,和全球治理的建立仍然朝觐。也就是说,直到沙特王室是,霸气仍将年久失修,ISIS等群体,也看到了什叶派的符号消失了,没有人能保卫它,我敢说你:其他痕迹有也被破坏。你可能不能够摧毁神社Roqiyeh,但阿马尔斌亚西尔和石头,乌代等人认为可以。因此,这是对伊朗的安全构成长期威胁。

   这个位置也是在一般原则方面考虑,直到恐怖主义的根源并没有消失,他们只会引起疲惫作战的分支:陆军,伊拉克和叙利亚。发生了什么事那里人民的生活,它原定于伊朗人来了!因为原来的地图伊希斯旁路伊拉克库尔德地区,并达到伊朗的边界。但损害是给还在路上的住户。

  人的原则决定了沙特王室应该是因为消除,伊希斯和加强金融和军事存在,沙特王室杀死数百万伊拉克人和叙利亚人的直接,间接其他国家。此外,在未来的日子,伊朗儿童,淹没在新年的喜悦,并获得了艺术节,叙利亚和伊拉克边界的土耳其和欧洲的儿童死亡挣扎。

  也许他们不具备分析能力,而不知道他们流离失所的,但上帝知道他们好,噢,压迫发现他的路径,目标被击中。但沙特去世的房子,所以受压迫。而只是希望火箭是杜绝这一臭名昭著的家庭生活。

  • سید احمد حسینی ماهینی

خط مشی فاطمی در رهبری جهانی،

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۵۷ ب.ظ | ۰ نظر

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید،  نشناخته توصیف مقامش نکنید،

هرکسی که در او محبت زهرا نیست،  علامه اگر هست، سلامش نکنید،

چه کسی امروز رهبر جهان است؟ جواب این سوال به قول طلبه ها سهل ممتنع است، یعنی در ظاهر ساده است، ولی در واقع مشکل است . در ظاهر ساده  است چون هرکسی، برای خود و یا ایدئولوزی خود، کسی را رهبر می داند. نیازی هم ندارد که دیگران حرف او را بپذیرند. مثل اینکه اظهر من الشمس است، یعنی کاملا واضح است که: مثلا رهبر جهان رئیس سازمان ملل متحد است! اما همه میدانند که رئیس سازمان ملل، در واقع رئیس یک سازمان است، نه رهبر جهانی  زیرا، رهبر جهانی باید خصوصیات خود را داشته باشد، و فقط یکی از خصوصیات ان جایگاه قانونی است.

 به زبان ساده، رئیس سازمان ملل حتی قدرت اداره سازمان خود را هم ندارد! یعنی برای دریافت بودجه و یا هر کار دیگر، باید به شورای امنیت التماس کند، و لذا در همه کار ها هم، نظر شورای امنیت را برتر از همه میداند. شاید بگوییم پس شورای امنیت، رهبری شورایی جهان را در دست دارد! ولی این هم درست نیست، زیرا همه آنها به فرمان اسرائیل، بعنوان رئیس شورای امنیت نگاه می کنند! بطوریکه اگر او موافق نباشد، آمریکا یا انگلیس ،همه قطعنامه را ها را وتو می کنند که ارزشی برای اجرا ندارد.

  حالا ممکن است راه ساده تر باشد و: بگوییم که امریکا یا اسرائیل رهبر جهانی است! اما اینهم درست نیست زیرا: اسرائیل بدون کمک مالی آمریکا هیچ کاره است، و امریکا هم بدون کمک مالی آل سعود، کاری از پیش نمی برد.  منابع مالی عربستان هم از دو چیز است: درآمد نفت و درآمد حج،

درآمد نفت که به پایان رسیده و: زودتر از آنچه که همه اندیشمندان اقتصادی پیش بینی می کردند، آل سعود به فلاکت رسیده و زمین گیر شده است. البته آنها پیش بینی کرده بودند که: نفت سی سال دیگر تمام می شود، و آغاز بدبختی آل سعود وآل صباح و آل خلیفه است. ولی حالا آنقدر قیمت نفت پایین امده که: آل سعود آرزو می کند کاش نفت تمام شده بود! زیرا دیگر هزینه ای نمی شد. چون الان درآمد نفت فقط به جیب دلال ها می رود، و هزینه های استخراج و تصفیه و انتقال آن، برای آل سعود مانده است. و در مخمصه ای گیر کرده که اگر تولید نکند ، با اعتصاب کارکنان و فقدان حمایت جهانی روبرو می شود.

     بنابر این در زمان ما، این قدرت حج است که میتواند رهبری جهان را در دست بگیرد. منابع عظیم درآمدی و حکومتی که 1400سال پیش، برای چنین روزی طراحی شده بود! قران صراحتا می گوید که به حج بروید تا: منافع خود را مشاهده کنید.

 این منافع همان منابع مالی و: نیروی انسانی موردنیاز برای رهبری جهان است. در بین حجاج هم اگر بررسی کنیم، همه انها برای پرداخت هزینه های اولیه خودشان هم، بودجه کافی ندارند: مخصوصا کسانی که از آفریقا یا آسیای دور می آیند. بلکه همه این درآمد ها از جیب ایران است. اکنون براساس برآورد های اولیه، هزینه هر حاجی ایرانی  30میلیون تومان، یا ده هزار دلار است. اگر صدهزار حاجی در یک نوبت اعزام شوند، درآمدی بالغ بر یک میلیارد ایجاد می شود، که بدون هزینه های اولیه یا سرمایه ای است!یعنی سود خالص است. لذا مدیریت مالی جهانی به دست ایرانی ها است.

   تنها بحثی که می ماند این است که:  کدام رهبر ایرانی می تواند رهبر جهانی باشد؟ طبیعتا کسی که فقط در چارچوب ایران فکر می کند، برای رهبری جهانی مناسب نیست. چرا که رهبر جهانی باید جهانی فکر کند، به فکر مسلمانان میانمار و: شیعیان پاراچنار و گرسنگان آفریقا هم باشد  نگاه ناسیونالیستی به این سبک که: فقط در جاییکه منافع ایران است، حضور پیدا کنیم راه رهبری جهانی را برما بسته نگه می دارد. چنانچه امریکا هم بخاطر همین نگاه نابود شد.

    لذا باید در ایران کسی که می خواهد رهبر آینده ایرانی باشد، باید که جهانی فکر کند. رفاه و پول و اشتغال را، فقط برای ایران نخواهند. همانطور که امام زمان عج چنین است. همه انسان های جهان باید برای این رهبر جهانی، ارزش داشته باشد. همانطور که گرسنگی  و فقر را، برای ایرانیان مناسب نمی داند، برای جهانیان که همه مخلوق خدا و: خانواده او هستند فکری بکند. بداند اگر داخل مرز های ایران امن باشد کافی نیست، امنیت برای طفل یمنی یا کودکان امریکای لاتین هم لازم است. و این افتخار نیست که دنیا در: اتش باشد و ایران جزیره ارامش

سیاسة فاطمی فی القیادة العالمیة،

法特米政策的全球领导地位,

法蒂玛足以没有名字,

不承认他的地位的描述,

谁不是在他扎赫拉的爱,

Allama如果是这样,不打招呼,她,

谁是今天的世界领导者?答案很简单,也不可能引述神学院学生,在看似简单,但实际上问题。在看似简单,因为每个人,为自己或自己的思想,任何人的领导。而他并不需要别人接受他。好像是比太阳更清晰,这是很清楚,世界各国领导人在联合国的头!但谁都知道,由于世界各国领导人在联合国的负责人,一个组织的负责人,而不是一个世界领导者必须要有自己的特色,也只有其特点之一是法律地位。

 简单地说,联合国办公室负责组织不具备的力量!资金或任何其他工作就意味着,你不得不乞求安理会,因此所有一起工作,首先知道安全理事会。我们可以说,安全理事会由理事会领导掌握着世界了!但是,这是不正确的,因为所有的人都在以色列的遗志,作为安理会的样子主席!至于如果他不同意,美国和英国,都有着否决值不跑的分辨率。

  现在可能是一个更简单的方法:说美国或以色列是全球领先!但是,这也因为以色列不能没有来自美国的资金援助做​​任何事情,而美国未经沙特的财政援助是不正确的,什么也没做。

    两件事情沙特阿拉伯的资金:石油收入和盈利朝觐,

该告一段落石油收入:所有的经济思想家比预期的更快,并且沙特王室一直停留在水深火热之中。他们曾预测,油价将是另一个三十年,并且苦难萨巴赫沙特和阿勒哈利法的长城。但现在油价有所回落,以至于沙特王室希望我过完油!因为费用不是。由于石油收入现在只能进入中间商的口袋,提取和纯化的成本,并将其转移到沙特依然存在。而停留在一个困境如果不生产,面临着工人罢工和缺乏国际支持。

     因此,在我们这个时代,朝觐的力量,它可以把世界上的领导地位。海量资源和国家收入1400多年前,是专为这一天!古兰经说,朝圣者去:你的利益。

 这种相同的兴趣和财力资源:人力资源,需要走在世界前列。朝圣者还认为,如果,他们所付出的初始成本本身,都没有足够的资金:尤其是那些谁来自非洲和远东。但是,所有这些收入来自伊朗的腰包。现在,根据初步估算,每哈吉伊朗3000万美金的费用,或一万多元。如果你是在同一时间发送十万哈吉,造成一十亿的收入,没有任何初始成本或投资的净利润。因此,伊朗是世界的财务管理。

   剩下唯一的问题是:哪个世界领先地位的伊朗最高领袖是什么?当然,有人谁认为只有在伊朗的背景下,是不恰当的全球领导者。为什么世界各国领导人必须考虑全球性的,认为缅甸穆斯林和什叶派穆斯林帕拉奇纳,并是饿了非洲。

  看民族主义的风格,是只有在伊朗的利益,参加世界领先地位使我们关闭。如果美国是因为外观的破坏。

    因此,在伊朗,谁将会是未来的伊朗领袖,如果国际想法。福利,金钱和工作,不仅为伊朗。随着阿訇这样。世界上所有的人都对这些世界领导人,才有价值。由于饥饿和贫困,为伊朗人没有考虑适当的,向世界表明,所有上帝的造物和家庭对他的看法。安全是不够的,如果伊朗边境,需要在拉丁美洲儿童或儿童也门安全就知道了。

  • سید احمد حسینی ماهینی

تحلیل بر اساس تعارض یا اصول؟

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۴۲ ب.ظ | ۰ نظر

 یک تفاوت راهبردی در تحلیل شرایط: عینی و اجتماعی وجود دارد که: برخی ها شرایط را براساس تضاد و یا تعارض ارزیابی می کنند، و عملکرد خود را براساس: عکس آنچه دشمن انجام می دهد، پایه گذاری می کنند.  درحالیکه دشمن امری ذاتی نیست، بلکه بالعرض و بیرونی است. و تکیه بر عملکرد  او و انجام دادن افعال معکوس آن، نمی تواند یک استراتژی دائمی باشد. بلکه باید تحلیل شرایط راهبردی براساس: اصول پایه گذاری شود و: فارغ از همه تعاریف، عملکرد افراد با آن سنجیده شود.

  زیرا چه بسا دشمنان ما کار های خوبی هم بکنند، ما نباید آن کار ها را هم بد بدانیم. مثلا اگر مالیات کسانی را که به امور خیریه کمک می کنند، ببخشند یا کم محاسبه کنند، ما نباید برعکس عمل کنیم و مالیات آنهایی را که: خیر هستند بیشتر نماییم؟ ممکن است در صحبت یا محاوره بگوییم: ما حرکت های خوب دشمن را هم قبول داریم، ولی وقتی تحلیل بر پایه تعارض باشد، این مشکل همیشه وجود دارد که: از خود بپرسیم کدام کار دشمن خوب است؟ و باید تقلید شود و کدام بد است؟ که باید بر ضد ان رفتار کرد.

در واقع ما باید به جنبه های اثباتی: عقاید خود تکیه کنیم، نه جنبه های سلبی رفتار و عقاید دشمن خود. چون جنبه های اثباتی دائمی و همیشگی است، ولی جنبه های سلبی همانطور که از نامش پیداست، گاهی ممکن است سلب شود. مثلا اگر همه عملکرد ما این باشد که: ببینیم دشمن از چه کار ما تعریف می کند، آن را انجام ندهیم، گاهی ممکن است دشمن از روی نقشه این کار را انجام دهد. مانند رستم که به اکوان دیو گفت: مرا در دریا بیانداز! در حالیکه میدانست او برعکس عمل می کند، و در خشکی رهایش می کند.

علت درست بودن تحلیل های امام راحل هم، بر همین مبنا است ایشان می گفت: ما به تکلیف خود عمل می کنیم. الان در شرایط امروز که ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا س است، اصول و مبنای تحلیل ما باید رفتار و گفتار فاطمه سلام الله باشد. نقل است که حضرت علی ع بجز در مسائل: امامت بعد از رحلت پیامبر، در همه کار ها از فاطمه سلام الله راهنمایی می خواست. و هرچه ایشان می فرمود انجام می داد. زیرا فاطمه جدا کننده است، یعنی بین حق و باطل و درست و نادرست، ایشان است که میتواند نظر بدهد.

  امروز هم اگر می خواهیم ببینیم که عملکرد: آل سعود درست است یا خیر، همه باید به فاطمه سلام الله اقتدا کنیم. اگر آل سعود کینه این بانو را در دل داشته باشد، و نخواهد فدک را آباد کند، و یا بیت الاحزان را آزاد کند، باید با ان دشمنی کرد، و او را ازبین برد. حتی در دولت ایران هم همینطور است. اگر ساخت موشک ها و سلاح ها، و انجام هزینه های فراوان نظامی و شبه نظامی، که تورم را بر مردم تحمیل می کند، فقط برای قدرت نمایی، و در تعارض با آمریکا باشد، نیت درستی نیست. باید همانطور که در دفاع مقدس، نام فاطمه زهرا تابلوی پیروزی های ما بود، اکنون نیز موشک ها ناو های جنگی ما، در خدمت این بانو باشد:شمشیری که بهر علی نباشد در نیام به  موشکی که بخاطر فاطمه نباشد خاموش به!

چه سال ها زحمت کشیدند، و با رمز یا زهرا و یا فاطمه س، قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح کردند. و امروز که همه قله ها در دستشان است، دریغ از یک نگاه قدرتمندانه به بقیع! و یاد فاطمه و اولاد ایشان. البته هرچقدر بخواهید اشک می ریزند! و بر سینه و سر می زنند ولی، یک موشک شلیک نمی کنند. آیا مادر سادات ارزش شلیک یک: موشک اشتباهی هم به ریاض ندارد؟ آیا هنوز هم باید بازار ابوسفیان در کنار: مدینه گرم باشد و بیت الاحزان فاطمه خاموش؟

 می بینیم مسئله انحراف به همین سادگی است! از ترس آل سعود، منکر همه فضائل ائمه  ومادر سادات می شویم. می گوییم که مشکلات ایشان باید با: مذاکره یا مناظره با دشمنان بقیع، حل و فصل شود. یعنی تنها جایی که حزب الله، باید سازش کند بر سر حق فاطمه است! حزب الله  حق ندارد بر سر فلسطین سازش کند، و یا در میز مذاکره با امریکا سازش کند، اما اگر در مورد بقیع سکوت کند، بهتر است و با تخریب کنندگان آن، سازش نماید اشکالی ندارد. حتی به دست بوسی انها هم برود مبارک است.

تحلیل بر اساس تعارض

该分析是基于冲突的原则是什么?社会客观存在的一些矛盾和条件评估的基础上的冲突,根据你的表现:在分析方面的战略差异看什么敌人在做什么,他们成立了。虽然敌人不是固有的,却意外地和外部。依靠他的表现和操作的相反的操作,它不可能是一个永久的策略。但应根据战略情况分析:基本原理和投资除了所有的定义,性能与它进行测定。也许是因为我们的敌人做好工作,我们应该知道这是不好的。例如,如果税务那些谁给慈善事业做出贡献,给予或消耗低,我们应该做相反的,税务的:没有更多的我们是什么?谈话或对话可能会说:我们相信良好的招式的敌人,但是当分析基于冲突,问题总是有敌人问自己什么是好?并应被模仿,哪些是坏?必须反对治疗。

事实上,我们应该积极的方面:我们依靠自己的意见,行为和信念,而不是你的敌人的消极方面。由于永久性积极的方面,但不利的方面,顾名思义,有时会被拒绝。例如,如果这一切都是我们的表现:看到什么定义我们工作的敌人,不这样做,有时敌人从地图上做到这一点。鲁斯塔姆谁Akvan像戴夫说,把我扔进大海!虽然明知他做相反的工作,让旱地。

由于伊玛目后期的分析是正确的,它是在此基础上,他们说:我们必须做的功课。现在,在今天的条件是,法蒂玛哈兹拉特的扎赫拉殉难的原则和我们分析的基础上的日子一定是上帝的事迹和法蒂玛的说法。它已被叙述了伊玛目阿里除了问题:领导先知去世后,和平是在提示一切从法蒂玛通缉。他所做的一切,你说。由于法蒂玛是分开的,真理与谬误,对与错之间,他们可以发表评论。今天,如果你想看到的性能:沙特王室是真还是假,我们都必须遵循真主法蒂玛。如果沙特必须在心脏这位小姐怀恨在心,而不是FADAK打造,或位Ahzan发布,应该敌人,并把他带走。即使政府是一样的。如果你建立的导弹和武器,军事和准军事很多,通货膨胀对人施加的成本,只有投射力量,在与美国,没有好心的赔率。必须捍卫神圣,胜利的手势我们的名字叫法蒂玛,现在我们的导弹,军舰,是服务于这位女士,剑出鞘,任何导弹,由于法蒂玛·阿里是没有过!

多少年劳苦,密码和扎赫拉法蒂玛扎赫拉,峰被征服了一个又一个的胜利。而今天是所有在他们手中的山峰,不是一个强大的看霸气!请记住法蒂玛和​​他们的孩子。当然,无论你想哭!而在他们的胸部和头部,而不是导弹。是母亲萨达特发射了一枚导弹的错误不利雅得?你还必须向市场旁边阿布苏夫扬:Ahzan F.麦地那温暖咬下?我们作为引水就是这么简单!沙特的恐惧,否认我们神圣的母亲萨达特的所有美德。说他们有谈判和敌人霸气辩论的问题,需要解决。这是真主党,不应损害的权利法蒂玛的唯一的地方!真主党无权妥协巴勒斯坦,或者在与美国的谈判桌上让步,但如果霸气默默的情况较好,其参与者的破坏,妥协确定。即使穆巴拉克都能去亲吻他们。

  • سید احمد حسینی ماهینی

سال فاطمی تمام شد ولی.

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۲۹ ب.ظ | ۰ نظر

سال فاطمی تمام شد ولی..حتی موشک های دوربرد سپاه هم نتوانست کاری بکند. قبر بی بی پیدا نشد، قبور نواده هایش هم آباد نشد. راز این موضوعات در چیست؟ آیا لجبازی موضوع را عوض می کند؟ یا اینکه آن را برای مدتی از دسترس مردم خارج می کند؟ چرا با اینکه سادات در همه جای دنیا هستند، مادرشان غریب است و جای ان معلوم نیست؟ و با تمام موشک ها و اژدر انداز ها و: قایق های تند رو هم نمی توانند به قبور ائمه، مخصوصا شیخ الائمه امام صادق ع رسیدگی کنند؟

 عده ای می گویند انها عرب هستند، خرج برای انها برای ایرانی و فارس مجاز نیست، چونکه مانند چراغی است که به خانه رواست ..اما اعراب هم حاضر نیستند: پای بقیع بایستند و آنجا را آباد کنند! آنها این عده را از خود نمی دانند، انها را منتسب به ایرانی دانسته و طرد می کنند! حالا باید پرسید که راه وسط کدام است؟ اولا که عرب بودن عیب است یا حسن؟ اگر ائمه ،عرب بودند که در بین اعراب احترام داشتند! و اینجور مزار آن ها تخریب نمی شد، و اینطور مخفیانه کفن و دفن نمی شدند. عرب حد اقل هیچ چیز نداشته باشد، غیرت و حمیت دفاع از عرب و عربیت را دارد. چه در گذشته که یک قبیله برای: خونخواهی یک نفر بپا می خواستند، و چه الان که سیصد میلیون عرب، برای خود اتحادیه دارند و هم پیمانی، که هرکس به یکی از اعراب تجاوز کند: یعنی به همه آنها تجاوز کرده است.

    ولی وقتی پای مادر به میان می آید، همه آنها از ترس رنگ می بازد. غیرت عربی وجود ندارد تا: جلوی یک دختر 18 ساله را بگیرد، تا او به مسجد نرود و سخنرانی نکند. غیرتی عربی وجود ندارد تا: جلوی پیرمردی را بگیرد،که مادر جوان بارداری را سیلی نزند، و در خانه اش را به آتش نکشد. غیرت عربی وجود ندارد تا: دختران و نوه های پیامبر را سر برهنه، در کوچه ها بگردانند و: مردم به انها سنگ بزنند.

   ولی غیرت الهی وجود دارد! تا دختر جوانی 18ساله پیامبر، چادر سر کند و به مسجد برود و: برای امت پیامبر سخنرانی کند، و خود را معرفی نماید و از ولی امر خود دفاع نماید.غیرت الهی وجود دارد که :عقیله بنی هاشم در جمع سران و: فرماندها و پادشاهان و سفرا، در مجلس یزید با صدایی علی گونه، داد سخن بدهد و همه انها را به زیر سوال ببرد. و مانند مادر خود، ابتدا به معرفی خود بپردازد، تا ثابت کند که غیرت عربی، همه چیز را فراموش می کند! حتی نام دختر و نوه پیامبرش را. این غیرت الهی در همه فاطمه ها، و زینب ها باید وجود داشته باشد.

 اما حالا دیگر باید منتظر دستانی از ایران بود، که به کمک بشتابد. همانطور که در همه جا، به اسلام کمک کرد.  از طرح ایجاد خندق که توسط سلمان فارسی داده شد، تا دعوت از نوادگان رسول برای زیستنی ارام، و امن در سر زمین خودشان. از همسر گزینی امام حسین ع تا: سرازیر شدن امامزادگان به سرتاسر ایران، همگی دست ایرانی را برای کمک به مادر نشان می دهد. آیا وقت ان نرسیده که بر: غربت این مادر و فرزندانش، در بقیع نقطه پایانی گذاشته شود؟ و یک موشک ناقابل هزینه شود؟

مگر انها قرشی (کورشی ) نبودند؟ و از سلاله حضرت ابراهیم علیه السلام، که فرزندش را به دستور الهی بین اعراب برد؟ شما ببینید که قبرس(سایپرس) کراوات و خراسان( کورشان) کی روش و قرشی هم، همه تلفظ گوناگون کورش است. و این یعنی علاقه انها به ایران، علاقه به زاد بوم خودشان است، که از ان دور شده بودند. و ایرانیان در واقع به خودشان کمک می کنند، و باید که این کمک را ادامه دهند. ایرانیان بدانند که اگر فاطمه سلام الله، زجر دید و اگر امام حسین ع شهید شد، یکی از دلایلش آن بود که اعراب جاهلی به انان شک داشتند. آنها از اصالت این خانواده و: پیوستگی انان به حضرت ابراهیم خبر داشتند، و برای همین انها را قومی از کورش ( قرشی) می خواندند، و همیشه بغض اصالت دار بودن این خانواده، آنها را رنج می داده است.

 اکنون نیز که چهره عرب جاهلی، در افرادی مثل عادل الجبیر و ملک سلمان است، بخوبی می توان کینه انها را نسبت به این خاندان، در چهره تک آل سعود خبیث دید. عادل الجبیر اعلام کرده که ایران، اگر رفتار خود را عوض کند، حاضر است روابط مجدد برقرار کند! ولی او باید بداند که ایران، دست از فاطمه و خاندان او برنخواهد داشت، و تنها در صورتی که بقیع باز سازی شود، آل سعود را به رسمیت خواهد شناخت.

ان فاطمی فیلق

法特米是一个长程导弹部队,但..甚​​至没有做任何事情。周笔畅的坟墓被人发现,他的子孙的坟墓不旺。秘诀是什么?不要更改主题固执?或将其提供给公众从外部一会儿?虽然萨达特的,为什么在世界各地,他们的陌生和未知的地方吗?并与所有的导弹和鱼雷和船只不能得到伊玛硬的墓葬,特别是老年日元他们:伊玛目萨迪克处理?

 有人说他们是阿拉伯人,波斯人和伊朗的支出为他们被允许,因为如家是不合法的..ama阿拉伯人灯:集结霸气站在那里!他们不知道自己的归属于伊朗人数量不少,我们拒绝!现在我们要问的是中间道路?第一个缺陷是,作为阿拉伯人或信心?如果伊玛目,是阿拉伯人阿拉伯人的尊重!而且它不是破坏它的坟墓,这是不是一个秘密埋葬。至少没有什么是不是阿拉伯人,阿拉伯人和阿拉伯主义有热情辩护。什么,对于一个部落过去:复仇玫瑰一个人想,现在说三亿阿拉伯人,为自己和他们的工会盟友,每个根据阿拉伯人入侵之一:它已经超过了他们。

    然而,当谈到母亲,所有的人脸都吓白了。没有嫉妒阿拉伯语:在一个18岁女孩面前抓住它,所以他没有去清真寺而不是言语。没有热情阿拉伯语:年轻孕妇的母亲掌掴老人没有赶上,并在他的房子着火杀。没有嫉妒阿拉伯语:裸体在街上跑,人们扔石头女孩和孙子先知。

   但虔诚的嫉妒那里!先知的帐篷18岁的女儿和去清真寺和光荣的讲话,介绍了自己和他们的监护人的神Nmayd.ghyrt防御:Qylh巴尼哈希姆和聚会的负责人:指挥官国王和大使,在语音耶齐德·阿里种,发表演讲并破坏它们。而像他的母亲,率先推出了自己,证明嫉妒阿拉伯语,一切都忘了!先知的女儿和外孙连名字。这一荣誉神在法蒂玛,她应该在那里。

 但是,我必须等待伊朗的手中,谁冲上去帮忙。随着无处不在,帮助伊斯兰教。这是从设计由萨尔曼波斯语创造沟,邀请了先知的后裔居住安静,在自己的国土安全。伊玛目侯赛因切换到妻子:整个伊朗圣地的浇注,伊朗的手中,以帮助所有节目的母亲。这难道不是说:母亲和孩子的留恋,在霸气是最后一点?和导弹是一个微不足道的费用是多少?

难道他们库雷希(库雷希)不?和先知易卜拉欣(愿他平安无恙),谁带儿子到阿拉伯人上帝命令的后裔?你看,塞浦路斯(赛普拉斯)铁和呼罗珊(居鲁士)奎罗斯和库雷希,所有不同的发音赛勒斯。这意味着他们在伊朗,在birth-本身,它已经远离它利滚利。而实际上伊朗人帮助自己,并应继续这种援助。伊朗人知道,如果法蒂玛·阿里,苦烈士伊玛目侯赛因看它是不是,这是他们怀疑前伊斯兰阿拉伯人的原因之一。他们的家庭的真实性:亚伯拉罕知道自己的延续性,并把他们的民族赛勒斯(库雷希)被调用,始终与家人的眼泪独创性,他们遭受了。

 现在,阿拉伯人物,人们喜欢阿德尔Al和萨尔曼的,好了,可以他们斗气家族,沙特的邪恶房子都在个位数。阿德尔铝宣布,伊朗,如果你的行为改变,愿意重新建立关系!但他应该知道,伊朗将不会有法蒂玛和他的家人的手,只有重建霸气·沙特承认。

  • سید احمد حسینی ماهینی