اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

نمک گیر شده های آمریکا!

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

در فارسی ضرب المثلی است که می گوید: اگر نمک خوردی نمکدان نشکن! حالا قضیه نان و نمک خورده های آمریکا، بلای جان ایران شده. مخصوصا آنهاییکه سالهای بیشتری بر سر: سفره آمریکایی ها بودند! هرگونه مخالفت با ترامپ را، خلاف جوانمردی دانسته و می گویند: ما نمک آمریکا را خوردیم، نمکدان را نمی شکنیم! البته نمک خورده ها دو دسته اند: یعنی آمریکا از دو راه، مردم ایران را نمک گیر کرده است: یکی در داخل و دیگری در خارج. آنهاییکه به انگلیس و آمریکا رفته، و نان ونمک انگلیس و آمریکا را خورده اند، نباید انتظار داشت خلاف جوانمردی باشند! جاسوسی و پیروی آمریکا را نکنند. و ما نباید به آنها تخم انگلیسی، یا جاسوس آمریکایی اسم بگذاریم! هرچه باشد رسم خودمان است، و باید بدانیم که ناصرخسرو در قرن هفتم، همین را گفته: از ماست که بر ماست. اما گروه دوم جالب ترند! آنهاییکه بچه بودند و بجای: شیر مادر از شیرخشک آمریکایی استفاده کردند. البته آمریکا آن را طبق اصل 4ترومن، و یا طرح مارشال مجانی می داد، ولی این اقایان آن را ارزان می فروختند! بقدری این شیرخشک ارزان و خوشمزه بود، که کودکان، شیر مادر را نمی خوردند! لذا شیر آنها خشک شد! به این دلیل نسل آن موقع را، نسل شیر خشکی می گویند! یعنی هم شیر مادرشان خشک شد، و هم خودشان شیرخشک می خوردند. این گروه خیلی مهم است زیرا که: کام شان با شیر و کره اهدایی آمریکا، برداشته می شد. اما آمریکا از گروههای دیگر هم، غافل نبود برای جوانان هم، روغن نباتی فرستاد این روغن نباتی چنان خوشمزه بود که: بجای روغن و کره حیوانی، که غذای سنتی ایرانیان بود استفاده می شد. به همین جهت این نسل را جوان روغن نباتی نام نهادند! در مدارس هم شیر و کره آمریکایی، همراه  نان از گندم آمریکایی، بعنوان تغذیه رایگان چند سالی در: مدارس ادامه پیدا کرد. کودکان شیرخشکی و جوانان روغن نباتی دیروز، الان مدیران بلندپایه ایران هستند! حالا مصیبت مدیریت ایرانی را با: تحریم های آمریکایی میتوان دریافت! و اینکه چرا هرچه رهبری می گوید: درونگرا باشید و به امید: اروپا و آمریکا نباشید، کسی گوشش بدهکار نیست! حتی خزب امید یا: فراکسیون امید هم تشکیل می دهند. زیرا همه آنها، چه تحصیلکرده خارج و چه درس خوانده داخل، همگی نان و نمک آمریکا را خوردند! لذا لوطی گری و مشتی گری آنها گل کرده، و نمی خواهند به آمریکا خیانت کنند. البته راه را اشتباه می روند و باید زود برگردند! زیرا مشتی گری و لوطی گری هم، حکم می کند احترام نان و نمکی را که: در ایران خورده اند نگهدارند. وطن خود را به آمریکا نفروشند! و دلرحمی برای امریکا نکنند. اصلا اگر واقعا دنبال مرام لوطی گری هستند، اول از همه باید مطیع خدا باشند. چه کسی به انها دهان و دندان داده، تا بتوانند نان و نمک بخورند؟ بنا براین اگر خیلی مشتی هستند، اول از همه باید نماز بخوانند، و روزه بگیرند! و بدانند که آمریکا و دولتمردان آنها را هم، خدا خلق کرده و نان و نمکی  را هم خدا خلق کرده، پس چه در ایران نان و نمک خورده باشند، چه نمک گیر آمریکا و انگلیس باشند، باید رها کنند و دامن خدا را بچسبند. گیریم که این حرفها را قبول نداشته باشند. ولی این را میدانند که: نقت ایران است که فروخته می شود، تبدیل به دلار می شود و: کمک هزینه و بورسیه تحصیلی آنها را، از همین دلار ها می دهند. ایران یکصدم جمعیت جهان را دارد، ولی 8درصد منابع زیر زمینی دنیا را مالک است. چطور این کشور غنی را، تسلیم دروغ های یک فردی می کنند که: روزانه بطور متوسط 8دروغ رسمی می گوید! حتی اگر همه اینها را هم قبول نداشته باشند، یک جو غیرت برایشان کافی است.

US Stuffed Salt!

In Persian, there is a proverbial saying: "If you eat salt, do not break the salt!" Now the issue of American bread and salt has been damaged by Iran. Especially those who had more years on: American tablecloths! Any opposition to Tramp's is contrary to the adolescent and says: "We ate the American salt, do not break the salt!" Salt-eaten, of course, are two categories: the United States is in two ways stuck to the Iranian people: one inside and one outside. Those who went to Britain and the United States, who ate the British and American bread, should not be expected to be offended! Do not spy and follow America. And we should not give them English hacks or American spies! Whatever it is, it is our own design, and we must know that Naser Khosrow in the seventh century said the same thing: "We are against us." But the second group is more interesting! Those who were children and instead of: breast milk used American infant formula. Of course, the United States would give it a Truman 4th Principle, or a Marshall Plan, but they sold it cheaply! It was so delicious and cheap, that children did not eat breast milk! So their milk dried! For this reason, the generation of milk is said to be dry! That is, their mother's milk was dried up, and they ate their own infants. This group is very important because it was taken away with the donation of milk and butter from the United States. But the United States did not care about other groups. For young people, it also sent vegetable oil so delicious that it was used instead of the animal oil and butter, which was traditional Persian food. So they called this generation young vegetable oil! In schools, lion and American Americans, along with American wheat bread, continued to be free for a few years at schools. Sweet children and youths of vegetable oils yesterday now are top managers of Iran! Now you can get Iran's catastrophe with US sanctions! And why the leader says: Be introverted and hopefully: do not be Europe and America, no one owes him! Even the Crusader of Hope or: The fraction of hope is also formed. Because all of them, whether they were educated outside and in-law, ate all the bread and salt of the United States! So they have scored the lottery and punch, and they do not want to betray America. Of course the way goes wrong and must come back soon! Because bunching and lootering, it orders the respect of bread and salt that they have eaten in Iran. Do not sell your homeland to America! And do not worry for the United States. At all, if you are really looking for a lottery, first of all you must be obedient to God. Who gave them mouths and teeth to eat bread and salt? Therefore, if they are very fists, they should first pray and fast! And they know that the United States and their governments have created them, and God has created bread and salt, so whether they have bread and salt in Iran, whether they are US and British salt, they must abandon and stick with God's skirt. We will not accept these words. But they know that: Iran's gold is being sold, converted into dollars, and they give them scholarships and scholarships. Iran has one hundred inhabitants of the world, but owns 8% of the world's underground resources. How do you make this rich country a lie to an individual: on average, 8 official lies! Even if they do not accept all of these, they will have 

  • سید احمد حسینی ماهینی

مربی های خارجی، ثروت ایران را غارت می کنند.

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

فوتبال بی ارزش ننگ نظام ماست.

اساس فوتبال بر بازی با سر شهدا بوده است! و گردی توپ هم، سمبل آن سرهای مبارک مخصوصا: شهدای کربلا است. لذا ذاتا ورزشی بی ارزش است. و در ایران رشد چندانی ندارد. ولی مافیای ضد انقلاب با تزریق: دلارهای حرام سعی دارد: آن را سرپا نگهدارد. بازی فوتبال باید مدتها تعطیل شود، زیرا فساد در تمام ارکان آن رخنه کرده، و جز فساد و بی بند و باری و: ضدیت با ارزشهای اسلامی، اختلاس مبالغ کلان و صرف هزینه های نجومی، خاصیت دیگری ندارد. بحاطر فوتبال اسرائیلی ها به ایران آمدند! گرچه در مسابقه برنده نشدند، ولی کشور جعلی خود را رسمیت دادند. بخاطر فوتبال مافیای برزیلی، حتی حکومت ها را دچار چالش کرد، و در برخی موارد کودتاها را سازمان داد. در همه سالها در دوران جام جهانی، کشتار مردم فلسطین و یمن و: مسلمانان چین و روسیه به اوج می رسید. زیرا تبلیغات وسیع فوتبال، این جنایت ها را به حاشیه می برد. فدراسیون بین المللی فوتبال، همیشه برای ایران خط و نشان می کشیده! ایرادهای بنی اسرائیلی می گرفته، و جریمه های بیخودی وضع می کرده است. داوری فوتبال هم همیشه به ضرر ایران بوده است. حتی قرعه کشی های جام جهانی، دست برده می شد و همیشه ایران، در گروه مرگ قرار می گرفت، تا در همان دور اول با افتضاح و باخت، از میدان خارج شود. سرکوب  و تمسخر ایرانی ها، بیش از همه در میدان فوتبال انجام می گرفت . فساد اخلاقی و استفاده از: مشروبات و زنبارگی در تیم فوتبال، بیش از همه ورزش ها بوده است. با اینکه ایرانی ها در تمام تیم های دنیا، بهترین بازی را ارئه می دهند، ولی به عنوان برده فروشی از آنها استفاده می شود. بعد از انقلاب هم، همیشه بازی فوتبال به درگیری های: سیاسی کشیده می شد، و با تخریب اموال عمومی و بدنام کردن: نیروی انتظامی پایان می یافت. ضد انقلاب بیشترین امید را به: تعصبهای قومی مخصوصا هواداران دوخته است. بطوریکه در اهواز، تیم های غیرمحلی مصدوم می شوند، یا در تبریز کسی جرات شرکت: در استادیوم را ندارد! حتی تماشاگر نماهای تیم تراکتور، در تهران نیز وحشی بازی در آوردند، و با نیروی انتظامی درگیر شدند. بد ترین ترین فحش های ناموسی، در استادیوم ها نثار علی دایی، یا دیگر بازیکنان می شود. همه فوتبالیست ها، فقط به خاطر پول به میدان می ایند، و مربی های خارجی، ثروت ایران را غارت می کنند. دستمزدهای نجومی آنان، باشگاهها را ورشکست کرده، و مطالبت آنان از دولت و بودجه و: بیت المال تمامی ندارد. علیرغم کوشش های کمیته اخلاقی، هیچگاه نماز خواندن برای فوتبالیست ها، اهمیت نداشته و همیشه بازی را در وقت نماز، و یا در شبهای قدر، برنامه ریزی می کنند. با تمام اصرار برای حفظ امنیت، حتی حراست استادیوم ها فرار می کنند! با اینکه در هر بازی دیگری، اگر شعار های ضد ملی داده شود، آن را تعطیل می کنند ولی گویا، حفاظت وزارت ورزش نه تنها، از شعارهای ضد ملی آنها برادت نمی جوید، بلکه زمینه را برای تحریک آنها آماده می کند. قانون هرکشوری می گوید: فوتبال برای اعتلای شعارهای ملی است، ولی در ایران شعارهای: ضد ملی و ضد امنیتی اگر داده نشود، آن را بازی نمی دانند. لذا به نظر ما شورای عالی امنیت ملی، باید ورود پیدا کند ودستور العملی صادر شود که: اگر بازکنان یا هوادارن، اقدام ضدملی و ضد دینی و ضد امنیتی انجام دادند، آن بازی لغو شود. محرک های آنان دستگیر و به اتهام: اقدام علیه امنیت ملی محکوم، و زندانی شوند. حتی اگر حدس زده می شود که: تحرکات مشکوکی در جریان است، بجای اعزام تیم ضد شورش، و ایجاد درگیری که خواست دشمنان است، بازی را تعطیل و یا اصلا لغو کنند. زیرا هدف از بازی برعکس شده و: بجای افتخار آفرینی برای ایران،تبدیل به توهین به اساس نظام می شود.

Football is a disgrace to our system.

The base of football has been on the game with the head of the martyrs! And round the ball, its symbols are Mubarak, especially: the martyrs of Karbala. So intrinsically sporty is worthless. And in Iran there is not much growth. But the counter-revolution mafia is infused: the forbidden dollar tries to keep it running. The game of football should be closed for a long time, because corruption has infiltrated in all its components, and there is no other thing except corruption and indiscriminateness: the opposition to Islamic values, the embezzlement of large amounts and the spending of astronomical ones. Israeli football came to Iran! Although they did not win in the match, they fired their country. Due to the Brazilian mafia football, it even challenged the governments, and in some cases organized coups. Every year during the World Cup, the massacre of Palestinian and Yemeni people: Muslims from China and Russia reached a peak. Because :a massive football campaign brings these crimes to fruition. International Football Federation has always been on line for Iran! He took Israeli defects, and settles deadly fines. Football arbitration has always been at the expense of Iran. Even the drawings of the World Cup were handed down, and always Iran was in the Death Band, so that it would be out of the field in the first round with awful losses. The rebellion and ridicule of the Iranians, most of all, took place on the football field. Moral corruption and the use of: Drinking and drinking in the soccer team has been most of all sport. Although the Iranians present the best game in all the world's teams, they are used as slaves. After the revolution, football was always drawn into political conflicts, with the destruction of public property and defamation: the police would end. The counter-revolution has the most hope for: ethnic intolerance, especially for supporters. In Ahwaz, non-combat teams are injured, or in Tabriz, someone dare to participate: not in the stadium! Even the audience of the Tractor team's spectacles was also wild in Tehran, and they were involved with the police. The worst honor crimes in the stadiums are Nayar Ali Daei, or other players. All footballers, just for the sake of money, and foreign coaches plunder Iran's wealth. Their astronomical wages have failed to make clubs bankrupt, and their affairs come from the government and the budget, and they have nothing to do with it. Despite the efforts of the Ethics Committee, prayer is never important to footballers, and they always play the game at prayer time, or in the night of magnanimity. With all the urge to keep the security, even the stadium protects! Although in any other game, if anti-national slogans are given, it will shut it down, but it seems that the Ministry of Sports not only does not bribe your anti-national slogans but prepare the ground for their provocation. Every country's law says: "Football is for the promotion of national slogans, but in Iran, slogans: anti-national and anti-security, if not given, do not know the game. So, in our opinion, the Supreme National Security Council needs to be logged in and issued a statement that: if the players or fans, anti-religious, anti-religious and anti-security measures were taken, that game would be canceled. Their motives are arrested and charged with: acting against national security, convicted and imprisoned. Even if it is suspected that suspicious movements are in progress, instead of closing or even abandoning the game, instead of dispatching a riot team and creating a conflict that the enemies want. Because the goal of the game is reversed: instead of making the honor for Iran, it becomes an insult to the system

  • سید احمد حسینی ماهینی

باید که به مردم آمریکا کمک کند.

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

به الطاف آمریکا امید وار نباشید!

به لطف و کرم خدا امیدوار باشید، نه به اینکه دهانتان را باز کنید: تا آمریکا به شما لقمه ای بدهد! درست است که کابینه و فراکسیون، بنام امید نام گذاری شده اند! ولی امید ما باید به خدا باشد، نه به آمریکا. رئیس جمهور وقتی می گوید: ما آمریکا را پشیمان می کنیم، یعنی امید وار است که آمریکا، حداقل تحریم اضافه نکند! در حالیکه ما می دانیم: به دنبال تحریم بیشتر است. پس  این امید یک امید واهی است. یا وقتی وزیر خارجه می گوید: آمریکا به تحریم اعتیاد دارد، و ما او را مجبور به ترک اعتیادش می کنیم! یعنی دیپلماسی التما و دکترین گدایی! یا برعکس دیپلماسی گدایی و دکترین التماس. یکی نیست از این اقایان بپرسد: آمریکایی که خود مشکل دارد، چکونه میتواند کوری عصاکش کور دیگر باشد؟ طوفان های مهیب و آتش سوزی های فراگیر، مگر چیزی برای آمریکا باقی گذاشته؟ الان دورانی است که آمریکا، با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارد. یعنی با اعمال تحریم، می خواهد به خودش کمک کند، و نگذارد ثروتهایش به باد برود. متاسفانه دکترین التماس از یک تفکر منجمد، ریشه می گیرد یعنی آنها در: همان 60سال قبل منجمد شده اند! هنوز فکر می کنند: آمریکا می تواند طرح: مارشال را پیاده کند یا با اصل 4ترومن، برنج و روغن مجانی به ایران بدهد! درحالیکه آنها خودشان، به این کمک ها نیازمند تر هستند. شاید برخی آقایان بخواهند بگویند: ما برای فرار از کمک به: طوفان زدگان و آتش گرفته های آمریکا، مجبوریم این دروغ ها را بگوییم! این اشتباه است، به نظرما مردم آمریکا، فرقی با مردم دنیا ندارند، آنها هم اگر گرفتار سیل و طوفان و آتش سوزی شدند، باید کمک کرد. نباید فکر کرد که مردم پاکستان یا اندونزی، خونشان از آمریکاییها رنگین تر است!  واگر زلزله در اندونزی یا: سیل در پاکستان آمد، فوری کمک های مردمی و انسان دوستانه، روانه آنجا بشود. ولی الان چندین روز است که: مردم آمریکا گرفتار آتش سوزی هستند، ولی هیچ کس به داد آنها نمی رسد. از زمان باراک اوباما، هنوز خانه های سیل زدگان، تعمیر نشده و ترامپ هم که به دیدن برخی از: این فاجعه دیده ها می رود، کاری از دستش بر نمی اید. مشاوران به او می گویند: بجای صدور کالا  یا ارز، به ایران و چین و اروپا، آن را به این مردمان قحطی زده خودشان بدهد. واقعا انجماد فکری مسئولین ایرانی، که دارای کابینه پیر و مسئولان پیر تر است، بهتر از این نمی شود! که فکر کنند: آمریکا خسیس شده! و ایران با انهمه مخازن و منابع قوی و غنی، باید به گدایی آمریکا برود. و او را از خسیس بودن توبه دهد. آنها به بخشش آمریکا و: توبه و پشیمانی ترامپ امیدوارند، در حالی که خودشان باید توبه کنند! و از اینکه به مردم بلا دیده آمریکا، کمک نمی کنند استغفار نمایند. ولی آنقدر ذهن آنها در: سالهای دهه30و 40منجمد شده(دوران کره آمریکایی در تغذیه مدرسه) که نه تنها توبه نمی کنند، بلکه می خواهند که ترامپ، حق این مردم طوفان زده و آتش گرفته را هم، از دهان آنها بگیرد و به ایران بدهد. رهبر انقلاب هرچه می گوید: که نگاه شما به درون باشد، گوش نمی دهند و بلکه فکر می کنند: این شعار یا اشتباه است. در حالیکه معادن غنی ایران و: نیروهای فعال آن، واقعا قابل اعتماد و قابل تکیه هستند. در همین چند روزه آغاز تحریم، می بینیم که مردم همچنان زنده هستند، و زندگی می کنند! در حالیکه اینها فکر می کردند:  با تحریم آمریکا همه می میرند! لذا الان تعجب می کنند. آنها نه تنها تعجب نکنند، بلکه بیایند و دست از جمود فکری بردارند، و باور کنند که ایران قوی تر و: غنی تر از آمریکا است، و باید که به مردم آمریکا کمک کند. من هم از طرف مردم آمریکا، قول می دهم از کمک های آنان، قدر دانی خواهد شد و: در جای خودش به مصرف خواهد رسید.

Do not hesitate in America!

Hope for God's grace, not to open your mouth: so that America will give you a bunch of drops! It is true that the cabinet and the fraction are named after the hope! But our hope must be for God, not for America. When: he says: "We regret America, that is, it is hoped that the United States will not add at least a boycott!" While we know: looking for more sanctions. So this hope is a vain hope. Or, when the foreign secretary says, America has been banning addiction, and we've forced her to quit her addiction! That is, diplomacy and begging doctrine! Or, on the contrary, begging diplomacy and doctrine begging. One is not asking the following: An American who has a problem with himself, can the blind be blind to other blindness? Terrible storms and incendiary fires, have nothing left for America? It's time for the United States to keep its face red in its face. That is, by imposing sanctions, he wants to help himself, and not let his wealth go down. Unfortunately, the doctrine of begging for a frozen thought is rooted, that is, they were frozen the same 60 years ago! Still thinking: America can implement the plan: Marshall, or give Iran with Truman 4 rice and free oil! While they themselves need more help. Maybe some gentlemen would like to say: We have to tell these lies to escape from the aid: the storm and the fire of America! This is wrong, in my opinion, the American people do not differ from the people of the world, they should help if they are affected by floods, storms and fires. Should not think that the people of Pakistan or Indonesia, their blood is more colorful than Americans! And if earthquake in Indonesia or: flood came in Pakistan, urgent humanitarian and humanitarian assistance will go there. But for days now, the American people are in a fire, but nobody gets them. Since Barack Obama, floodplains, refurbished houses and tramps are still in the habit of seeing some of them: this catastrophe goes away, you do not miss it. Advisers tell him: Instead of exporting goods or currency to Iran and China and Europe, they will give it to these famine-affected people. It is no better than the freezing of Iranian officials, who have senior cabinet and older officials! Who Thinks: America is Broken! And Iran, with all the tanks and rich resources, should go to the American beggar. And make him repent of being futile. They hope for the forgiveness of the United States: repent and regret Trump, while they themselves must repent! And they do not help in asking the American people not to be pardoned. But so much of their mind: frozen in the 1930s and 40s (the American School of Nutrition) who not only do not repent, but also want Tramp, the right of these stormy and burned people, take their mouths and give Iran . The leader of the revolution says that your eyes are inside, they do not listen, but they think: this is a slogan or a mistake. While the rich mines of Iran and its active forces are truly reliable and reliable. In the very few days of the embargo, we see that people are still alive and live! While they thought: With the boycott of America, everyone would die! So they are surprised now. They will not only not be surprised, they will come and stop thinking, and believe that Iran is stronger and: richer than the United States, and should help the American people. I also promise from the American people that their contributions will be appreciated and will be consumed in their own place.

  • سید احمد حسینی ماهینی

تور قطار گردشگری

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

می گویند راه آهن ایران را آلمانی ها ساختند! در صورتیکه درست نیست، بلکه طرح اصلی آن 182سال قبل، توسط صنیع الدوله در کتاب راه نجات داده شد. از روی همان نقشه، عملیات راه آهن آغاز شد. پهلوی اول نیز که به زادگاهش علاقه داشت، بیشترین توجه خود را به مسیر تهران سوادکوه، و ایجاد پل های بزرگ و مشهور: همچون پل ورسک گذاشت. برنامه 4ساله راه آهن اولیه 1400کیلومتر بود، که در چهار سال فقط 400کیلومتر! ان ساخته شده بود و: بسیار کند پیش میر فت. برعکس آنچه در افواه هست، کمک ایران به آلمان، موجب پیروزی او نشد! بلکه پایان جنگ ها را به دنبال داشت. امروز که خبرنگاران، برای دیدن این واقعیت، به تور قطار گردشگری دعوت شده بودند، از نزدیک با کوشش های فراوان دانشمندان و: متخصصان ایرانی در کنار متخصصان ایتالیایی، آشنا شدند. در ساخت راه آهن ایران، همه کشورها، سهیم بودند ولی سهم آلمان، در انتهای آن است! بیشترین سهم را بعد از خود ایرانی ها، ایتالیایی ها داشتند! چند مهندس اتریشی هم کمک کردند. همکاری ایران وایتالیا دوهزار سال سابقه دارد!  پل شادروان شوشتر در زمان: شاپور اول نمونه این همکاری است. الان نیز ساختمانهای ایرانی، بعد از طرح های بومی و: ابداعی مهندسان ایرانی، رتبه دوم به طرح های رومی اختصاص دارد! طرحهای المانی و فرانسوی و آمریکایی، بعد از اینها قراردارد. مسئول قطار گردشگری  که: در پای پل ورسک برای خبرنگاران سخنرانی می کرد، به اسناد مهمی اشاره کرد که: ثابت می کرد اغلب: شایعات پیرامون راه آهن بی اساس است. در ساخت پل ورسک اصلا، آهن یا فولاد به کار نرفته، و بیشتر سنگ و ملاط بتی است. یا اینکه برخلاف تصور مردم، پل ورسک پل پیروزی نبود! بلکه سالها قبل از جنگ جهانی دوم، ساخته شده بود. و بجای ذعال سنگ، از نفت مازوت استفاده می کرده است.(بومی کردن صنعت). لذا ما نه تنها در تاریخ معاصر خود، با دروغ های بزرگی مواجه هستیم، بلکه در کل تاریخ علم و دانش، باید واکاوی جدیدی صورت گیرد. مبنای تاریخ نگاری معاصر در جهان، حذف نقش ایران در ایجاد: تمدن غرب و شرق در قرون جدید است. بطوریکه طز پردازانی مانند:حسین مدتی با نوشتن کتاب: اسمال در نیویورک، سعی داشتند که: نقش ایرانی را به دست خود ایرانی، از بین ببرند و بجای آن، نقش منفی در ذهنها ایجاد کنند! که توانسته اند و هنوز هم، از اندیشه آنها در تحقیر ایرانیان استفاده می شود. وی و دوستانش سعی داشتند: همه ایرانی ها را مانند: کلاه مخملی ها مسخره نشان دهند! اگر جدی بودند، ایران را یک کشور طاعون زده! و بلا دیده معرفی می کردند. در حالیکه ایران در ایجاد: سازمان های نوین نقش کاملا اساسی داشته است. کنفرانس تهران، اساس و پایه ایجاد سازمان ملل بود: چرچیل و روزولت با بیان تهران: به عنوان پل پیروزی، ایجاد سازمان جدیدی را، در مقابل سازمان قبلی (جامعه ملل) کلید زدند. در نوشتن منشور سازمان ملل، نه تنها ایرانی ها نقش داشتند، بلکه اساس منشور سازمان ملل، بر بیاینه کورش کبیر، و کتیبه بجا مانده او مستقر شد. هنوز هم اصل کتیبه که، به امانت داده شده، به ایران برگردانده نشده است. روشنفکران ایرانی با استفاده از: مفاهیم انسانی در متون ایرانی، پیشنهادهای حالبی می دادند و: همه آنها تصویب می شد. تا جاییکه بنا به پیشنها این عزیران، شعر سعدی شعار سازمان ملل شد. در زمان مصدق هم، نمونه فرش ایرانی بر تالار اصلی آن، اهدا و آویخته شد و در زمان: دکتر ظریف نیز فرش نفیسی که: شعر سعدی را داشت، کنار تابلو فرشهای ایرانی دیگر، گذاشته شد. به اینجهت است که باید همه چیز از نو، نوشته شود و چهره انسانی و واقعی و: نقش موثر ایران بر صلح جهانی نوشت، و یاد اور شد که ایران، در هیچکدام از جنگهای جهانی شرکت نداشت.

The need to rewrite history

They say the Germans built the Iranian railways! If this is not true, but its original design 182 years ago was rescued by Sennī al-Dawlah in the Road Book. From the same map, the railway operation began. The first Pahlavi, who was interested in his hometown, paid the most attention to the direction of Sabadak, and created major bridges, such as the Bridge of Versak. The 4-year plan of the initial railway was 1400 km, which is only 400 km in four years! It was made and: very slowly. Contrary to what is happening, Iran's help to Germany did not win! It was the end of the wars. Today, journalists were invited to tour the tour of the tour to see this fact, and they became acquainted with the great efforts of scientists and Iranian experts alongside Italian specialists. In the construction of the Iranian railways, all countries were involved, but Germany's share at the end! The Italians had the largest share of the Iranians themselves! Several Austrian engineers also helped. Cooperation between Iran and Italy has two thousand years experience! Shadrowan Bridge Shoshtar took: Shapur I is the example of this collaboration. Now Iranian buildings, after indigenous designs and: Innovative Iranian engineers are second to Roman designs! German, French and American designs are afterwards. The head of the tourist train, who spoke to journalists at the foot of the Veresk Bridge, referred to important documents that: proved that often: rumors about the railway were unfounded. In the construction of the Veresk Bridge, iron or steel is not used at all, and it is mostly concrete and mortar. Or, unlike the people's imagination, Paul Veresque Bridge was not a victory! It was built many years before World War II. And instead of the stone, it used Mazut oil (native industry). Therefore, we are faced with great lies not only in our contemporary history, but in the entire history of science and knowledge, a new analysis must be made. The basis of contemporary historiography in the world is the removal of the role of Iran in the creation of: the civilization of the West and the East in the new centuries. So, such as: Hussein, writing a book: Small in New York, tried to: Destroy the Iranian role in the hands of Iran itself, and instead create a negative role in the minds! Which have been able to and still continue to use their thoughts in humiliating Iranians? She and her friends tried to: Show all the Iranians like a velvet hat! If they were serious, make Iran a plague country! They were introduced to Bella. While Iran was in the making: the new organizations played a vital role. The conference in Tehran was the basis for the creation of the United Nations: Churchill and Roosevelt expressed Tehran as the bridge of victory, setting up a new organization, against the previous organization (the League of Nations). In writing the United Nations Charter, not only the Iranians were involved, but the basis of the United Nations Charter, the Cyrus of the Great, and his inscriptions remained. The original inscription, which has been deposited, is still not returned to Iran. Iranian intellectuals using human concepts in Iranian texts offered uvewberry suggestions and: all of them were approved. To the extent that, based on the suggestions of this dear, the poetry of Saadi became the motto of the United Nations. In the time of Mossadegh, the Persian carpet was donated to the main hall, and it was hanged: Zarif's doctor also laid the carpet of Nafisi, which had Sa'di's poetry, next to Iranian billboards. That is why everything should be written again and the human and real face: "Iran's effective role in global peace," and he recalled that Iran was not involved in any of the world wars.

  • سید احمد حسینی ماهینی

تا آنها، آمریکا و اروپا را متقاعد کنند: فشار بیشتری بر ایران بیاورند،

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۱۹ ب.ظ | ۰ نظر

بازی ترامپ در زمین ایرانی ها.

از دلایل مهم تحریم های آمریکایی، گزارش های ایرانیان ضد انقلاب در مورد: تاثیر تحریم ها برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است. یعنی ترامپ و دیگران، در زمین ایران بازی می کنند. اما یک نکته فراموش شده که: ایرانی هرجا باشد ایرانی است. منافع وطن خود را فدای: اختلافات نمی کند. لذا می بینیم که این پیشنهاد ها، از سوی برخی از مقامات ایرانی هم داده می شود. البته در لباس اپوزیسیون. مثلا در فتنه 88 مهندس موسوی، از این پالس ها زیاد می داد. یعنی مهدی هاشمی و دیگران را به انگلستان و: اروپا و کانادا می فرستاد، تا آنها، آمریکا و اروپا را متقاعد کنند: فشار بیشتری بر ایران بیاورند، تا مهندس موسوی برنده شود. اغتشاشات 96هم به اعتراف رئیس جمهور، زمینه ساز نصمیم آمریکا برای تحریم های جدید شد. این یعنی که: آمریکا فقط زمانی برای تحریم اقدام می کند، که بخشی از ایرانیان، درخواست کرده باشند و: او را به نحریم بیشتر تشویق کنند. البته هدف آنها نابودی ایران نیست، بلکه دست یه دست شدن: قدرت بین خود ایرانی ها است. مشهور ترین ضد انقلاب ایران، دو گروه معروف سلطنت طلبها، و منافقین هستند. سلطنت طلبها اگر ار تحریم حمایت می کنند، چون می خواهند روحانی کنار برود، و پسر محمد رضا شاه بیاید! یعنی بجای ریاست جمهوری، طرفدار ادامه پادشاهی: قبل از انقلاب ایران هستند. و آمریکا را فقط تا جایی قبول دارند که: مانند لولو سرخرمن، باعث ترس دکتر روحانی بشود! ومثل روز روشن است که: هرگز نمی خواهند آمریکا، صاحب ایران شوند. منافقین هم همینطور، اگر باصدام یا آمریکا و اسرائیل همکاری می کنند، برای این نیست که کشور را، تحویل اسرائیل یا آمریکا بدهند، بلکه منظورشان این است که: خودشان به ریاست برسند و: جمهوری اسلامی تبدیل به: جمهوری دموکراتیک ایران شود. و بجای روحانی، اشرف خانم حاکم شود. که به نظر ما همان پیرزن ریش دار است، که امام زمان را ترور می کند! با این وصف آنها حاضر نیستند که از: نیروهای: آمریکایی برای عضویت در: مرکزیت خودشان استفاده کنند. همه نیروهایشان اشرف نشان هستند! و عمیقا وطن پرست.( ولی به سبک خودشان). فی الواقع مثل داستانهای دوران کودکی، جنگل را نمی خواهند آتش بزنند، بلکه می خواهند: مثلا گرگ رئیس شود! یا روباه خود را رئیس همه بداند. به همین دلیل است که: آمریکا نمی تواند از گزینه نظامی استفاده کند. زیرا همه ارکان آمریکا، در دست ایرانی ها است. دکتر انصاری گرچه با رژیم ایران، زاویه دارد ولی هرگز خرابی کشورش را نمی خواهد. انوشه انصاری را که به فضا فرستاد، بعنوان یک دختر ایرانی معرفی کرد. نباید تصور کرد، که روزی این ضد انقلاب ها، ضد ایران شود. این امکان ندارد. زیرا همه زیر مجموعه خود را، با عشق وطن و میهن پرستی جذب کرده اند. ادعای آنها این است که: ایران را بهتر از روحانی، اداره خواهند کرد و: آباد تر خواهند نمود! و مردم را در رفاه بیشتر و: شادی های فراوانتر قرار خواهند داد. این نیروها مومن ترین نیروها به ایران هستند، با دیدن کوچکترین زاویه :گرایش ضد میهنی در سران خود، فوری از انها منفک شده، و شعبه جدید ایجاد می کنند. عرق میهنی در هواداران آنها، بیش از ایرانیان داخل نباشد، کمتر نیست زیرا برای: ایرانی آباد تر به آنها پیوسته اند. لذا تحریم آمریکا را هم جهت می دهند: آنها به آمریکا می گویند: تحریم ها برعلیه دولت ایران باشد، ولی باعث اذیت مردم ایران نشود! بلکه بالاتر، به ترامپ گفته اند که: مردم باید بدانند که بارفتن روحانی، همه مشکلات از بین خواهد رفت(منظور روحانی، به قول خودشان رژیم آخوندی است) ولذا ترامپ هم مانند یک نوکر سربه هوا، بارها از مردم ایران حمایت کرده! و گفته همه اینها برای مردم ایران است! حتی گفته: در کنار مردم ایران ایستاده!

Play the tramp in the land of the Iranians.

Among the important reasons for US sanctions, Iran's counter-revolutionary reports include: the impact of sanctions on the overthrow of the Islamic Republic's regime. Namely, Tramp and others play in the Iranian soil. But one thing is forgotten: Iranians are Iranian anywhere. Succeeding for your homeland: Do not disagree. So we see that these suggestions are also given by some Iranian officials. Of course,: in opposition clothing. For example, in Mousavi's 88th rhythm, the pulses were heightened. That means Mehdi Hashemi and others to England and Europe and Canada to persuade them, the United States and Europe: to put more pressure on Iran to win the Mousavi engineer. The turmoil of 96, as well as the president's confession, became the foundation of the US Supreme Council for new sanctions. This means that the United States will only apply for a boycott, which has been requested by some of Iranians, and encourage him to do so. Of course, their goal is not to annihilate Iran, but to make it happen: the power between Iranians themselves. The most famous counter-revolution of Iran is two famous monarchist groups and hypocrites. Monarchists support if they are sanctioned, because they want to leave Rouhani, and the son of Mohammad Reza Shah! Instead of presiding, they favor the continuation of the kingdom: before the Iranian revolution. And America just accepts somewhere that, like Lulu, I am afraid of Dr. Rouhani! It's clear, like the day, that: Never want the United States to own Iran. Likewise, the hypocrites, if they collaborate with al-Qaeda or the United States and Israel, are not for the country to be delivered to Israel or the United States, but to mean that they themselves will be chaired: and the Islamic Republic will become the Democratic Republic of Iran. And instead of cleric, Ashraf Khanum will rule. Which,: in our opinion, is the same old-fashioned beast, who assassinates the Imam of Time! However, they are not willing to: use the forces: the Americans to join in: their centrality. All their forces are Ashraf! And deeply: patriotic (but in their own style). In fact, like childhood stories, they do not want to burn the forest, but they want: for example, the wolf will be the boss! Or call his fox to be the head of all. That is why: America cannot use military option. Because: all the pillars of the United States are in the hands of the Iranians. Dr. Ansari, although he is angry with the Iranian regime, never wants to ruin his country. Anousheh Ansari, who sent the space, introduced her as an Iranian girl. One should not imagine that one day these anti-revolutionaries would be anti-Iran. This is not possible. Because: they have attracted all of their subcategories, with the love of the homeland and patriotism. Their claim is that they will run Iran better than clerics and they will become more abundant! And people will be more prosperous and will bring more pleasures. These forces are the most trusted forces in Iran, seeing the smallest angle: the antisemitism in their heads, they immediately get rid of them, and create a new branch. Patriotic sweats in their supporters are not more than Iranians inside, because they are joined to Iranians more than them. So they also send US sanctions: they say to the US: sanctions against the Iranian government, but do not hurt the Iranian people! Rather, they said to Trump: "People should know that clamorous clamor, all the problems will be lost (Rouhani's intention is, according to the clerical regime, itself), and then, as a reckless volunteer, Trampam has repeatedly supported the Iranian people! And all this is for the people of Iran! Even saying: Stand alongside the people of Iran!

لعب المتشرد فی أرض الإیرانیین.

من بین الأسباب الهامة للعقوبات الأمریکیة ، تتضمن تقاریر إیران المضادة للثورة: تأثیر العقوبات على الإطاحة بنظام الجمهوریة الإسلامیة. على وجه التحدید ، الصعلوک وغیرهم ، یلعبون فی الأرض الإیرانیة. لکن هناک أمر واحد نسی: الإیرانیون إیرانیون فی أی مکان. النجاح فی وطنک: لا نختلف. لذلک نرى أن هذه الاقتراحات تقدم من قبل بعض المسؤولین الإیرانیین. بالطبع ، فی ملابس المعارضة. على سبیل المثال ، فی الإیقاع 88 لموسوی ، تم زیادة النبضات. وهذا یعنی أن مهدی هاشمی وغیره إلى إنجلترا وأوروبا وکندا سیقنعهم ، الولایات المتحدة وأوروبا: بممارسة المزید من الضغط على إیران للفوز بمهندسی موسوی. أصبح اضطراب 96 ، بالإضافة إلى اعتراف الرئیس ، أساسًا للمجلس الأعلى للولایات المتحدة لفرض عقوبات جدیدة. وهذا یعنی أن الولایات المتحدة لن تتقدم بطلب إلا للمقاطعة ، التی طلبها بعض الإیرانیین ، وتشجعه على القیام بذلک. بالطبع ، هدفهم لیس القضاء على إیران ، بل تحقیق ذلک: القوة بین الإیرانیین أنفسهم. الثورة المضادة الأکثر شهرة فی إیران هی جماعتان ملکیتان مشهورتان ومنافقان. یؤید المَلَکیون إذا ما تمت معاقبتهم ، لأنهم یریدون مغادرة روحانی وابن محمد رضا شاه! بدلاً من أن یرأسوا ، فإنهم یؤیدون استمرار المملکة: قبل الثورة الإیرانیة. وأمریکا فقط تقبل فی مکان ما ، مثل لولو ، أخشى من الدکتور روحانی! من الواضح ، مثل الیوم ، أن: لا نرید أن تمتلک الولایات المتحدة إیران. وبدلاً من رجل الدین ، سیحکم أشرف خانوم. الذی ، فی رأینا ، هو الوحش القدیم الطراز ، الذی یغتال إمام الزمان! ومع ذلک ، فهم لیسوا مستعدین ل: استخدام القوى: الأمریکیون للانضمام: مرکزیة. کل قواتهم هم أشرف! ووطنی عمیق (ولکن بأسلوبه الخاص). فی الواقع ، مثل قصص الطفولة ، لا یریدون حرق الغابة ، لکنهم یریدون: على سبیل المثال ، سیکون الذئب هو الزعیم! أو اتصل بثعلبه لیکون رأس کل شیء. هذا هو السبب: لا تستطیع أمریکا استخدام الخیار العسکری. لأن کل أعمدة الولایات المتحدة هی فی أیدی الإیرانیین. الدکتور أنصاری ، رغم غضبه من النظام الإیرانی ، لا یرید أن یدمر بلاده. قامت أنوشه أنصاری ، التی أرسلت الفضاء ، بعرضها کفتاة إیرانیة. لا ینبغی لأحد أن یتخیل یومًا ما أن هؤلاء المناهضین للثورة سیکونون ضد إیران. هذا غیر ممکن. لأنهم اجتذبوا جمیع فئاتهم الفرعیة ، مع حب الوطن والوطنیة. زعمهم أنهم سیدیرون إیران بشکل أفضل من رجال الدین وسیصبحون أکثر وفرة! وسوف یکون الناس أکثر ازدهارا وسوف یجلبون المزید من الملذات. هذه القوى هی أکثر القوى ثقة فی إیران ، حیث ترى أصغر زاویة: اللا سامیة فی رؤوسهم ، یتخلصون منها على الفور ، ویخلقون فرعاً جدیداً. إن العرق الوطنی فی مؤیدیهم لیس أکثر من الإیرانیین فی الداخل ، لأنهم انضموا إلى الإیرانیین أکثر منهم. لذا یرسلون أیضا عقوبات أمریکیة: یقولون للولایات المتحدة: فرض عقوبات ضد الحکومة الإیرانیة ، لکن لا تؤذی الشعب الإیرانی! وکل هذا من أجل شعب إیران! حتى قول: قف بجانب شعب إیران!

İranlıların torpağında tramvayı oynayaq.

ABŞ-ın sanksiya üçün əhəmiyyətli səbəbi sanksiyaların təsiri əks-inqilab İran hesabat İslam Respublikasının devirmək üçün. Yəni Tramp və başqaları İran torpaqlarında oynayırlar. Ancaq bir şey unutulur: İranlılar hər yerdə İranlıdır. Vətən uğrunda uğur qazanmaq: Qəbul etməyin. Beləliklə, bu təkliflərin bəzi İran rəsmiləri də verdiyini görürük. Əlbəttə, müxalifət geyimində. Məsələn, Musavi 88-ci ritmində pulslar yüksəlmişdir. İrana təzyiq, Mir Hüseyn Musəvi qazanmaq üçün: ki, Mehdi Haşimi və onlara göndərilən Böyük Britaniya və Avropa və Kanadada başqaları Amerika və Avropa razı edir. Prezidentin etirafı ilə yanaşı, 96-cı ildə baş verən qarışıqlıq ABŞ Ali Şurasına yeni sanksiyaların təməlini qoydu. Bu, ABŞ-ın bəzi iranlılar tərəfindən tələb olunan bir boykot üçün müraciət etməsi deməkdir və bunu etməyə təşviq edir. Əlbəttə ki, onların məqsədi İranı məhv etmək deyil, bunun baş verməsi: İranlıların özləri arasında hakimiyyətdir. İranın ən məşhur əks-inqilabı iki məşhur monarxist qrup və münafiqlərdir. Monarxistlər, icazə verildikləri təqdirdə, Ruhanini və Məhəmməd Rza Şahın oğlunu tərk etmək istəyirlər. Başçılıq etmək əvəzinə, onlar İranın inqilabından əvvəl səltənətin davam etməsini xeyirlər. Və Amerika yalnız Lulu kimi, Dr. Ruhani'den qorxuram ki, bir yerdə qəbul edir! Gündüz kimi aydındır: ABŞ-ın İrana sahib olmasını heç vaxt istəməyin. Din xadimi yerinə Ashraf xanım hakim olacaq. Həqiqi düşüncəyə görə, İmam Zamanı sui-qəsd edən eyni köhnə heyvan var! Lakin, onlar istəmirlər: qüvvələri istifadə: amerikalılar iştirak etmək: onların mərkəzi. Bütün gücləri Ashrafdır! Və dərindən vətənpərvərlik (öz üslubunda). Əslində, uşaqlıq hekayələri kimi, onlar meşəni yandırmaq istəmirlər, ancaq istərlər: məsələn, canavar boss olacaq! Və ya onun tülkü bütün baş olmaq üçün zəng. Buna görə: Amerika hərbi variantdan istifadə edə bilməz. Çünki Amerika Birləşmiş Ştatlarının bütün sütunları İranlıların əlindədir. Ansari İran rejimi ilə qəzəblənsə də, heç vaxt onun ölkəsini məhv etmək istəmir. Məkanı göndərən Anousheh Ansari onu İranlı qız kimi tanıtdı. Təsəvvür etməliyəm ki, bir gün bu anti-devrimciler anti-İran olacaq. Bu mümkün deyil. Çünki vətən və vətənpərvərlik sevgisi ilə bütün alt kateqoriyalarını cəlb edirlər. Onların iddiası ki, İranı din adamlarından daha yaxşı bir şəkildə idarə edəcəklər və daha bol olacaqlar! İnsanlar daha firavan olacaq və daha çox zövq alacaqlar. Tərəfdarların içərisində vətənpərvərlik tərləri içəridə olan İranlılardan daha çox deyil, çünki onlardan daha çox iranlılar qoşulublar. Buna görə də ABŞ sanksiyalarını göndərirlər: ABŞ-a deyirlər: İran hökumətinə qarşı sanksiyalar, lakin İran xalqına zərər vermirlər! Bütün bunlar İran xalqı üçün! Hətta İran xalqı ilə yanaşı durun!

 

  • سید احمد حسینی ماهینی

آوازه خوان های دوره گرد، که ظاهرا برای امرار معاش این کار را می کنند!

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ق.ظ | ۰ نظر

چکاوک چگونه از خواندن می افتد؟

خواننده های کوچه بازاری، بتازگی بر سر کوچه ها سرک می کشند، و تغمه های طاعوتی خود را، در بازار خرمهره فروشان! به جای نغمه های آسمانی به مردم غالب می کنند. استادان فاسد آوازهای فیلمفارسی! نیز سر از قبر در آورده و می گویند: صدای عرشه یا آرشه ای که: بر روی ویلیون کشیده می شود، از نغمه های بهشتی است! آنهاییکه تا مرفق دستشان به: خیانت آغشته است، از آزار جنسی دختران و: تجاوز به عنف زنان شوهردار باکی نداشتند! تا یک لقمه چرب بر سر میزشان نبود، تا مشروب نمی خوردند و تریاک نمی کشیدند، صدایشان باز نمی شد! می گویند ما چکاوک هستیم، و بهار را دوست داریم. اگر کسی مانع آنها شود، می گویند چکاوک را نمی توان از خواندن بازداشت! در حالیکه طبیعت خوب می داند: چکاوک باید کی بخواند، و کی خاموش باشد! در طول سال، هیچ اثری از چکاوک نیست! فقط چند صباحی می آید. طبیعت به او آموخته: اگر بهار را دوست دارد و: برایش آواز می خواند، در تابستان و پاییز باید سکوت کند! و در زمستان هم گم شود! حالا چگونه ممنوع الصدا ها، خود را همیشه بهار می دانند! و هیچ خزانی را قبول ندارند؟ هنر معصوم بعد از انقلاب اسلامی، جایگاهی را برای بلبلان پدید آورد، آنهاییکه در زمستان 57 با: سردی و سوز هوا در زیر زمین ها خواندند، و از اکو زیرزمین برای افکت های خود استفاده کردند، در بهار ازادی خوش درخشیدند، و موسیقی را که مانند هفت هنر دیگر، در حال ازبین رفتن بود زنده کردند. موسیقی، خط و نقاشی و حتی سینما به قدری به: فساد و فحشا آلوده شده بود، که مردم انقلابی آن را با طاعوت دفن کردند. آنها سه هدف عمده را اتش می زدند: اول سینما ها! بعد مشروب فروشی ها و سوم کاباره ها.  زیرا آنها را مولود نامشروع: استبداد و استعمار می دانستند. هنوز هم مردم این ذهنیت را دارند، و ضد انقلاب هم با این ذهنیت آشنا است. به همین دلیل در کردستان عراق، آنتالیا ترکیه و باطومی گرجستان، برای تربیت ضد انقلاب از همین سه عنصر استفاده می کنند. می گویند در عصر صفویه، شاه عباس ده هزار نیروی ویژه داشت، و نام آنها را قزلباش گذاشته بود. قزلباش قبیله نبود، بلکه گارد جاویدان بود که براساس: ایده شاهنشاهان قدیم ایران درست شده بود. یکی از وظائف آنها: مبارزه با همین سه عنصر مفسدان بود، که اصطلاحا آنها را مطرب می گفتند. مطرب جنبه منفی موسیقی بود. زیرا در جنبه های مثبت آن، همه دانشمندان اسلامی تخصص داشتند، و کتابها نوشته اند. آنها گفته اند: اگر از این نوای بهشتی، برای مقاصد جهنمی استفاده شود، غنا محسوب شده و: مولود نامشروعی به نام مطرب تولید می کند. موسیقی امروز تهران هم، به سمت وسوی مطرب گری می رود. آوازه خوان های دوره گرد، که ظاهرا برای امرار معاش این کار را می کنند! در عمل وسیله تبلیغ: ابعاد فاسد موسیقی هستند. به همین دلیل به دنبال خود، رقص و آواز و: بدحجابی و بی حجابی را همراه دارند. متاسفانه خانه موسیقی، نه تنها مقاومت نمی کند، بلکه در توجیه شرعی آن هم اقدام کرده است. وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، موسیقی را به سرود تغییر نام دادند، خانه موسیقی تبدیل شد به: مرکز سرودها و آهنگهای انقلابی. مطرب ها بازگشند و: مدتی در لوای این مرکز، به سرود و آهنگهای انقلابی مشغول شدند! بعد که کنترل کاهش بافت، همه موسیقی، شد ترانه های کوچه بازاری: قمرالماوک وزیری و مهستی . هایده و عهدیه! اما این بار بجای زنان از: مردان مخنث که صدای آنها: شبیه زنان بود بهره بردند! در هرحال باید موسیقی خیابانی و: دوره گردی سازماندهی شود، والا لشگری که از در رانده شده، از پنجره خواهد آمد! دیگر نیازی به آنتالیا و باطومی نخواهد بود! زیرا این موسیقی دانان، یا مطربهای بظاهر مودب! سیتی سنتر های دبی و شارجه، یا دانسینگ های باکو ونخجوان را، در تجربه خود دارند.

How does reading how to read?

The lane market readers have just walked through the streets, and their plovery flies are on the market for vendors! Instead of celestial sounds, people prevail. Professors of corrupt vocal creators! They also come out of the grave and say: "The sound of a deck or a bow that draws on William is a heavenly song!" Those who, in their favor, have been inflicted on betrayal have not been sexually abused and raped by married women! Until a fat snack was on their heads, they did not eat alcohol and did not kill opium, their voices did not open! They say we are lucky, and we love the spring. If anyone hinders them, they say they can not be detained from reading! While nature knows well: who needs to read the skipper, and when it is silent! During the year, there is no trace of lacquer! Only a few Sabahi come. Nature taught her: If she likes the spring and: she's singing, she should be silent in the summer and autumn! And get lost in the winter! Now how do banned bells, they always find themselves in the spring! And they do not accept any groan? After the Islamic Revolution, after the Islamic Revolution, artistic art created a place for the nabbils, those who read the cold in the winter of the year 57, and used the effects of the basement for echoes, gleamed in the spring of freedom, and music which, like the other seven, was in decline. Music, line art, painting, and even cinema were so infected as corruption and prostitution, which the revolutionary people buried in flames. They fired three major targets: first of all! Next: to the liquors and the third nightclub. Because they knew them as illegitimate: despotism and colonialism. People still have this mentality, and counter-revolution is familiar with this mentality. For this reason, in the Kurdistan of Iraq, Antalya, Turkey and Batumi Georgia, they use the same three elements for counter-revolutionary training. They say that during the Safavid era Shah Abbas had ten thousand Special Forces, and their name was given to Qizilbash. Qizilbash was not a tribe, but an eternal guard based on: the idea of ​​the ancient Iranian kingdoms was established. One of their duties was to fight these three elements of the corruptors, which they called them "praiseworthy". It was a negative aspect of music. For in its positive aspects, all Islamic scholars have specialties, and books have been written. They said: If this heavenly beast is used for hellish purposes, it is Ghana, and it produces an indescribable birth in the name of Moorab. Today's music in Tehran is also on the way to the worship of wisdom. The celebrities of the circle, who apparently do this for livelihood! In practice, the medium of propaganda is corrupt dimensions of music. For this reason, they seek for themselves, dance and singing: and they have bad guys and veils. Unfortunately, the music house not only does not resist, but also in its religious justification. When the Islamic Revolution won, they renamed the music to the hymn; the music house became the center of the hymns and revolutionary songs. Let's go back to the marbles: for some time in the center of the mosque, they were engaged in a hymn and revolutionary songs! After controlling the reduction of texture, all the music, and the songs of the alley of the bazaar: Qamarmaluk Vaziri and Mahasti! But this time, instead of women, they used the men of hell, whose voices were: like women! In any case, street music should be organized: a rally should be organized, and the ward will be out of the window! There will be no need for Antalya and Batumi! Because these musicians, or polite, seemingly polite! Dubai and Sharjah City Centers, or Danshui, Baku and Nehajan, are in their 

  • سید احمد حسینی ماهینی

کدام بهره وری؟

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۹ ب.ظ | ۰ نظر

 بیت المال، تبدیل به ناندانی چند خانوار شده است. حالا اگر این اقایان، کار مفیدی انجام میدادند، ممکن بود که بتوانند: بیت المال را جبران کنند. اما در این چهل سال، فقط هزینه کرده اند. هزینه های سنواتی و انباشته آنان به شکل: سقوط ارزش پول ملی نشان داده شده است. همانطور که رئیس جمهور، یک بار گفتند که: با یک حساب ساده، ما پول نفت را بابت حقوق بازنشسته ها صرف می کنیم، عین واقعیت است.  پول ملی اگر بازده و بهره وری داشت، ارزش آن بالا می رفت، ولی چون همه پرداخت ها مانند: حقوق بازنشستگان و شاغلان، فقط هزینه است، لذا جایگزینی برای: بهره وری یا مفید بودن ندارد. البته در شعار همیشه از بهره وری و: درآمد زایی و کار آفرینی صحبت می شود! ولی همه این شعار ها، برای گرفتن: وام و پس ندادن آن، فرار مالیاتی و یا استفاده از معافیت های گمرکی ، مالیات و عوارض و: دریافت هزینه سفر های خارجی و: بریز و بپاش های بین المللی است. شاهد این مدعا همان کاهش ارزش ریال است. اگر شرکت های دانش بتیان! یا کارخانجات فعال، آنطور که ادعا می شود، بهره وری و سود آوری داشتند، روزگار ما این نبود. همه درآمدهایی که در تمام شرکت ها، نشان داده می شود یا ادعا می شود، صوری است. کافی است به گزارش های مالیاتی آنها، نگاهی افکنده شود. فیلم های سینمایی که تریلیارد ها فروش دارند، فقط در باتی فیلم است! والا در مقابل  وزارت دارایی، کاملا گدا می شوند! نه تنها فروش ندارند، بلکه ضرر هم می دهند. حتی اگر چند موردی هم، وجدان کاری باشد! با مقاومت بقیه روبرو می شود. بطوریکه همیشه بر آیند تولید ملی، منفی و باعث کاهش پشتوانه ریالی، و بی ارزش شدن پول ملی می شود.  بانک مرکزی بجای اعلام اینهمه: نقطه ضعف و راه حل برون رفت از آن، خودش جلوتر از همه! طبل رسوایی پول ملی را به صدا در می اورد. افتخار می کند که اسکناس های قدیمی را، از دور خارج می کند و: اسکناس های با صفر بیشتر منتشر می کند. واقعا باید از خدا شکر کرد که: تا حالا این ملت را سرپا نگهداشته، و لطف امام زمان را از ما نگرفته! این مسئولینی که ما می بینیم، حتی لطف امام زمان را هم، به نام خودشان تمام می کنند! امام خمینی بارها گفت: خرمشهر را خدا آزاد کرد، ولی اینها با ساخت فیلمهای بسیار پر هزینه، می گویند ما آزاد کردیم! امام خمینی علنا گفت که: شن های بیابان عملیات طبس را ناکام گذاشت، ولی اینها می گویند ما بودیم. در همین دوران جنگ اقتصادی، وزیر کار از همه جلوتر، وحشت پراکنی می کند و می گوید: ما فلان مقدار شغل را، در اثر تحریم از دست خواهیم داد! فشل ترین برنامه ها را می دهد. و اینطور مردم را هراسان می کند. دولت سبد ارزی می دهد که: کسی از تحریم ها نترسد، ولی اینها مردم را می ترسانند. البته کار اینها هم مانند: ضدانقلاب بی نتیجه است: اگر صفحه های خبرگزاری های: معاند و سازمان های ضد انقلاب را نگاه کنید، چهل سال است یک سمفونی می زنند و: آن اینکه در همه شهرهای ایران آشوب است، و بزودی قیام سراسری می شود!. اینها موثر نیستند، چون اگر موثر بود، همان روزهای اول، اثرش را نشان می داد. کار این ضد انقلاب در این چهل سال این است: گروهی می نویسند: برده دل و جان من، دلبر جانان من! عده دیگری می نویسد: دلبر جانان من، برده دل و جان من! احمق تر از ضدانقلاب ، روسای استکبار هستند، که فکر می کنند اینها حرف تازه ای دارند. اما این خداوند است که اراده نموده: بر مستضعفان جهان قدرت دهد. و آنها را وارث زمین بگرداند. ولو اینکه کفار و منافقین ناراحت شوند. بقول شهید بهشتی : ای دولت آمریکا از دست ما، عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.

Which productivity?

 Beit Al-Mal, has become a Nandani of several households. Now, if these people were doing a good job, they could have been able to offset it. But they have spent only forty years. The cost of their accumulation and accumulation in the form of: the fall of the value of the national currency has been shown. As the president once said, "With a simple account, we spend oil money on retirement pensions, it's the same." The national currency would have risen in value if it had efficiency and efficiency, but because all payments, such as pensioners and employees, are just costs, then there is no substitute for: productivity or utility. Of course, the slogan always speaks of productivity and income generation and entrepreneurship! But all these slogans are for getting: loan and non-repayment, tax evasion, or the use of customs duties, taxes and duties, and: to receive the cost of foreign travel and: busting and international spraying. This claim is the same as the depreciation of the rial. If you are Batian Knowledge companies! Or the active factories, as claimed, have been productive and profitable, our time was not. All revenues that are shown or claimed in all companies are formal. Just look at their tax reports. The cinematic films that sell trillions are just in the movie! Highly upbeat in front of the Ministry of Finance! Not only do they sell, but also make a difference. Even if there are a few things, there is conscience! Faces the rest of the rest. As a rule, it always leads to a reduction in the national rivalry, a decrease in the national currency, and a decrease in the national currency. Instead of announcing this, the central bank is the weak point and the solution that went out of it, ahead of all! Drum scandal raises the national currency. It is proud to pull out the old banknotes and distribute them with more zero bills. Indeed, I must thank God for saying: "This nation has been kept up to date, and the thanksgiving of the Imam has not taken us!" The authorities we see, even the thanks of the Imam of Time, end in their own name! Imam Khomeini repeatedly said that Khorramshahr was freed by God, but by making very costly films, they say we are free! Imam Khomeini publicly said that the desert sand had failed the Tabas operation, but they say we were. At the same time in the economic war, the minister of labor is scaring himself all the way, saying: "We will lose the amount of jobs, through sanctions!" It gives you the most demanding applications. And so it scares people. The government casts a quotation saying: "One does not fear sanctions, but they scare people. Of course, the same is true of the counterrevolution: if you look at the news pages of the media and the anti-revolutionary organizations, they have been symphonizing for forty years: it is chaos in all the cities of Iran, and it will soon be a general uprising. Be! These are not effective, because if it was effective, on the very first days it showed its work. The work of this counter-revolution in these forty years is this: a group writes: Slave and my soul, my sweetheart! Someone else writes: "My sweetheart is my soul, the slave of my heart and my soul! Stupid than the counter-revolution, they are arrogant chiefs who think they have a new word. But this is God who has the will: to power the oppressed of the world. And they will inherit the earth. Even: if the infidel and the hypocrites are upset. According to Shahid 

  • سید احمد حسینی ماهینی

خائن تر از بانک مرکزی ؟

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۴ ق.ظ | ۰ نظر

آیا کسی که وظایف خود را انجام ندهد، خائن تر است یا کسی که: وظیفه خود را برعکس انجام بدهد؟ اینهمه حقوق و اعتبار بگیرد، خزانه و بیت المال دست او باشد، ولی برعکس ماموریت خودش کار کند. واقعا جای تعجب است! شابد تا بحال چنین چیزی اتفاق نیافتاده باشد. اما بانک مرکزی چنین کاری را، چهل سال است انجام می دهد! زیرا طبق نص صریح قانون، تاسیس و فلسفه وجودی بانک مرکزی، فقط حفظ ارزش پول ملی است. اگر نمی تواند یا نمی شود، باید قانون را عوض کنند، و بنویسند وظیفه بانک مرکزی، بی ارزش کردن پول ملی است! یا اصلا بانک مرکزی را منحل کنند، و بگویند چنین چیزی ممکن نیست. چرا چهل سال است که: به مردم دروغ می گویند، اموال را گران می کنند و ارزش پول ملی را، ساعت به ساعت کاهش می دهند. اطلاعات دقیقی وجود دارد که: دو صراف بزرگ که: در دبی هم دفتر دارند هم پیمان شده اند، و ارز ها را با نرخ های فزاینده، به ریال تبدیل می کنند. تا مدتها می گفتند: برای تامین بودجه است. یعنی ارز را به مسافران وصادر کنندگان، گران می فروشند و مابه التفاوت آن را، بعنوان تسعیر نرخ ارز، به بودجه دولت اضافه می کنند. این توجیه اگر از سوی بانک مرکزی بود، که باید گفت عامدا و عاملا، باعث تضعیف ریال و تقویت دلار می شدند. و از مفسد فی الارض هم بالاترند. اگر زیر فشار دولتها بودند، که دولتها را باید محاکمه کرد. امروز در جلسه علنی مجلس، برای یک بار هم شده، قوه قضائیه به چالش کشیده شد: آقای صادقی در سوال خود از وزیر اقتصاد گفت : قاضی که از مال حرام ارتزاق می کند، چطور می تواند به عدالت حکم بدهد؟ حرف ایشان نه شعار است، و نه موضوع سیاسی، بلکه یک اصل فقهی و دینی است، که فراموش شده! اول اینکه چرا به امانت های مردم، دست درازی می شود؟ بر فرض اینکه رای صادره درست بوده، مجرم محکوم به تادیه سپرده شده، این فقط یک سپرده است. امانت است، کسی که از امانت به نفع خود استفاده کند، خیانت در امانت کرده! و در قبال آن ضامن است.  مانند اینکه سرایدار باغ، میوه های آن را بفروشد، و برای خود بردارد. نه فقط در حوزه قضایی، امانت مردم به بانکها داده شده، و از انها بهره دریافت گردیده! بلکه در بیت المال هم همینطور است. طبق سنت رسول الله و علی ولی الله، هر مبلغی برای بیت المال بوده، به سرعت و با تساوی بین مردم تقسیم می شده است. معاویه بود که به تبع شاهان ایران، روش نگهداری بیت المال را، در نزد خود ابداع کرد. چه شده که نفت و دیگر انفال، به دلار فروخته می شود، بجای تقسیم آن در بین مردم، در صندوق ذخیره ارزی و امثال آن نگهداری می شود؟ این دست اندازی به بیت المال نیست؟. آیا روش معاویه و حجاج است؟ یا روش پیامبر و علی ع . همه فقها و علما میدانند: هر غنیمتی که از جنگها، یا از موارد دیگر حاصل می شد، در یک جا جمع میکردند. پیامبر به حضرت علی می فرمود: تا آخرین دینار آن را تقسیم نکردی، حق نداری به خانه بروی! و ایشان حتی خرما های: کم ارزش را تقسیم می کرد، مکان را هم جارو می زد! حالا به بهانه اصول حسابداری و: خزانه داری  پیشرفته، همه غنائم و در آمد ها در خزانه جمع می شود! تا دولت آن را در بودجه خود هزینه کند. دولت هم دلار ها را با بالاترین نرخ ها به ریال تبدیل می کند و پاداش و حقوق های نجومی خودشان را بر می دارند. در یک بیمارستان ثابت شده که: بالاترین هزینه ها حقوق و دستمزد ها است، و بالاترین حقوق و دستمزدها هم برای پزشکان است. در دولت یا قوه قضائیه و حتی قوه مقننه، بالاترین هزینه ها خقوق ودستمزد است و: بالاترین حقوق و پاداش ها هم، به مدیران میانی و بالاتر تعلق می گیرد.

More traitor than: the central bank?

Does anyone who does not perform his duties is more traitors or someone who does their duty in the opposite direction? He will have all the rights and credentials, the treasury and the bits of his hand, but he will reverse his mission. Really surprising! So far, this has not happened. But the central bank has done this for forty years! Because according to the explicit passage of law, the establishment and philosophy of the existence of the central bank, only the maintenance of the value of the national currency. If they cannot or do not, they should change the law, and write the central bank's task to devalue the national currency! Or at the very least dissolve the central bank, and say that this is not possible. Why has for forty years been: Lying to people, increasing the value of the property, and reducing the value of the national currency, hours per hour. There is precise information that: There are two large exchanges that have been in Dubai for both the office and converted currencies at increasing rates to Rials. They said for a long time: to fund. It sells currency to passengers and sellers, and adds a difference to the state budget as a currency swing. This justification, if it were from the central bank, should be said that it would undermine the rials and strengthen the dollar. And they are also greater than the corruptor on earth. If it was under pressure from governments, then governments should be tried. Today, at a public session of the parliament, for once, the judiciary was challenged: Mr. Sadeghi in his question to the Minister of Economy said: "How can a justice judge judge who forbids haram? His speech is not a slogan, not a political issue, but a jurisprudential and religious principle, which is forgotten! First of all, why does it take long for people to be trusted? On the assumption that the verdict is true, the offender is sentenced to pay, this is just a deposit. It is trusted that someone who trusts in your favor will betray you! And the guarantor is against it. It seems like a garden janitor to sell his fruit and take it for himself. Not only in the area of ​​jurisdiction, the people's lending to the banks has been given, and they have received benefits! It's also in Beat Elm. According to the tradition of the Prophet Muhammad and Ali Valiollah, any amount was for Beit Elmal, was quickly and equally divided among the people. Mu'awiyyah, who, in the wake of the kings of Iran, invented the method of keeping Beit Elmal. What is the sale of oil and other anfals, sold in dollars, instead of being distributed among people, in the reserve fund and the like? Is not this a donation to the treasury? Is Mu'awiya and Hajjaj a way? Or: the way of the Prophet and Ali as. All jurists and scholars know: every garner of wars or other things was gathered in one place. The Prophet said to Ali: "You did not have the right to go home to the last dinar!" And he even divided the dates: he was low, he swept the place! Now, on the pretext of accounting principles: Advanced Treasury, all trophies and revenues are collected in the treasury! So the government will spend it on its budget. The government also converts the dollars to the rial with the highest rates and takes their astronomical rewards and salaries. At a hospital, it has been proven that: The highest costs are salaries, and the highest salaries are for doctors. In the government or the judiciary, and even in the legislature, the highest costs are wages and salaries, and the highest salaries and bonuses 

  • سید احمد حسینی ماهینی

غنیمت جنگی را تقسیم کنید!

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۲۴ ب.ظ | ۰ نظر

اگر ادعا می شود که: جنگ اقتصادی در بین است، باید غنیمت جنگی بین همه تقسیم شود. تمام دلارهایی که از مفسدین مصادره می شود، باید بطور مساوی عین مال، به همه داده شود. تا عدل علی و روش حکومت داری ایشان، پیاده شود و مردم عدل علی را ببینند. والا برداشتن آنهمه دلار، برای افراد خاص، یا در حساب خاص واریز کردن، جرم بزرگتر است، اگر حتی آن را به ریال تبدیل کنیم، یا برای خرید کالاهای اساسی بگذاریم! این عمل شرعی نیست و حرام است و: ضامن 80میلیون نفوس هستند. یارانه ارزی هم امری کاملا شرعی، حق مسلم مردم است. و کسانی که با کمک مزدوران آمریکایی، و با تئوری های اقتصاد غربی، آنها را حیف و میل می کنند، یا با نظر شخصی آن را هزینه می کنند، از مفسد فی الارض هم بالاترند. براساس حساب ما، 22تریلیون دلار در ایران، موجودی دلار قاچاق هست، که از آمریکا به واسطه ضد انقلاب، به داخل ایران فرستاده شده، تا در پروژه براندازی خرج شود. اینها در دست ایادی دشمن است، که برخی از آنها دسنگیر شده، و مفسد فی الارض اعلام شده اند. بقیه هم اگر تاکنون دستگیر و اعدام نشدند، باید این کار انجام شود. و دلار های آن، بین مردم بالسویه تقسیم شود. به هرنفر نردیک به سه میلیون دلار می رسد. چون عاملین این کار هم، جزو آمار محسوب می شوند، لذا نیازی به پرداخت حق الکشف! حق ماموریت و غیره هم نیست. این همان کاری است که اگر انجام شود، دقیقا تهدیدات آمریکا را به فرصت تبدیل می کند. رضایت عمومی را جلب، و گرانی را از بین برده و قدرت خرید مردم را افزایش می دهد. حتی اگر مردم آن را تبدیل به ریال کنند، به علت افزایش عرضه، قیمت دلار هم کاهش یافته و: پول ملی نقویت می شود. چرا تا کنون این کار انجام نگرفته؟ حتی به ذهن ها خطور نکرده،  دلایل مختلف دارد. اول اینکه دولت مردم را صغیر می داند! بجای آنها دلار ها را به خرید: کالاهای اساسی و غیره اختصاص می دهد. در حالیکه اگر مردم توان خرید داشته باشند، تولید هم تشویق می شود، واردات کاهش می یابد، کالا ها نیز در کارخانه ها دپو نمی شوند. دلیل دوم این است که: ظاهر قضیه، خرید کالاهای اساسی و ضروری است! ولی در عمل بجای خرید دارو، خودرو وارد می کنند! و بجای گندم و مواد اولیه مواد، مواد آرایشی و کالاهای لوکس! این امر از آمار بانک مرکزی بخوبی معلوم است. و بعد هم به قیمت های بالا فروخته می شود، این ها از قاچاقچی ارز خطرناکترند. دلیل سوم از این بدتر! همه این دلارها توسط نفوذی های آمریکایی، جذب و به آمریکا برگردانده می شود! تا مردم ایران در سختی بمانند. این عده از روش اختلاس و: تلاطم بازار استفاده کرده، همه دلارهای موجود در دست مردم را، خریداری کرده به آمریکا می فرستند. دو صراف معروف این کار را انجام می دهند. ابتدا به دبی و سپس به آمریکا انتقال می دهد، زیر نظر بانک مرکزی، و با مجوز لازم هم این کار را می کند. یعنی چهل سال است که به این کار مشغول است. آمریکا هم این پولها را به وزارت دفاع می دهد، تا در کنار مرزهای ایران، در ترکیه و جاهای دیگر پادگان های مخفی درست کند، و منتظر دستور حمله بمانند. البته به یاری امام زمان عج، تابحال همه توطئه ها نقش بر آب شده، ولی ابن هم درست نیست که همه زحمت ها را به گردن ایشان بیاندازیم. آیا کسی هست این مجرمان کودتاچی اتو کشیده و پولدار را به سزا اعمال خود برساند؟ یا باید منتظر دست غیب بمانیم؟ مردم ایران بدانند: اگر مفسدین اعدام نمی شوند یا: در مبارزه با آنها کوتاهی می شود، باید به صحنه بیایند. همانطور که دشمن، شیشه های حوزه علمیه اشتهارد را می شکند، مردم نیز شیشه عمر: متجاوزان به بیت المال را بشکنند.

Divide war booty!

If there is a claim that the economic war is in the midst of a war, then there must be a division of war between all. All the dollars that are confiscated from the corruptors must be equally shared equally. So let's be up to Ali's judgment and his rule, and see the people of Allah Ali. Wonderfully, removing these dollars is a bigger crime for certain people, or for a special account deposit, if we even convert it into rials, or to buy basic goods! This is not a religious act and it is forbidden and: the guarantor is 80 million people. The currency subsidy is also a completely religious right, the people's right to the right. And those who, with the help of American mercenaries, and with western economic theories, cajole them, or pay their personal opinion, are also bigger than corruptors on earth. According to our account, the $ 22 trillion in Iran is a dollar-denominated trafficker shipped from the United States by the counter-revolution to Iran in order to be subjected to a subversion. These are in the hands of the adversary, some of which have been revealed, and have been declared corruptors on earth. The rest should be done if they have not been arrested and executed so far. And its dollars are divided among the people of the world. It costs $ 3 million each. Because the perpetrators of this work are considered as statistics, so there is no need to pay! The right to mission, etc. This is what, if done, exactly transforms America's threats into opportunity. Gains public satisfaction, and eliminates the price and increases the purchasing power of the people. Even if people convert it to the rial, because of rising supply, the price of the dollar has fallen and: national currency is shrinking. Why has not this been done so far? It does not even come to mind, there are many reasons. First, the government knows people as minor! Instead, they give dollars to buy: basic goods, and so on. While if people are able to buy, production is encouraged, imports are reduced, and goods are not dropped in factories. The second reason is: the appearance of the theorem is the purchase of essential and essential items! But in practice, instead of buying medicine, they import the car! And instead of wheat and raw materials, cosmetics and luxury goods! This is well known from Central Bank statistics. And then sold at high prices, these are more dangerous than currency smugglers. The third reason is worse! All of these dollars are absorbed by US infiltration and returned to the United States! So that the Iranian people are in trouble. These are some of the methods of embezzlement: turbulence in the market, and they send all the dollars in the hands of the people to the United States. The two famous swords do this. It first transfers to Dubai and then to the United States, under the supervision of the Central Bank, and with the necessary permissions. It has been forty years now. The United States also pays these funds to the Department of Defense to build secret garrisons along Iran's borders, in Turkey and elsewhere, and wait for an order to be attacked. Of course, with the help of the Imam of Asgh, all the conspiracies have so far been overthrown, but Ibn is not right to put all the troubles on their necks. Is there any one for those criminals who are pulling out and getting rich? Or should we wait for the unlucky hand? The people of Iran know that if the corruptors are not executed or they are not being defeated, they must come to the scene. As the enemy breaks the glasses of the seminary, Eshtehard, people will also break the glass of life: the perpetrators break into Beit 

  • سید احمد حسینی ماهینی

تاریخچه پروژه نفوذ

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۲۲ ب.ظ | ۰ نظر

تاریخچه پروژه نفوذ

نفوذ، برای خود قوانین و مقررات و تاریخچه دارد، که باید مورد مطالعه قرار گیرد. زیرا نفوذ بطور دفعی یا ناگهانی، اتفاق نمی افتد و ممکن است: عوامل مختلف و زمان های گوناگون، برآن اثر بگذارند. نفوذ براساس نظریه مکانیکی با موضوع مرکزگرایی و گریز از مرکز می باشد. از نظر مدیریت، آن را تمرکز و عدم تمرکز هم می گویند. در طول تاریخ، مرکزیت جهان تهران بوده(ری و دماوند)، شرق و شمال و جنوب و غرب جهان، با آن سنجیده می شده است. در بعد وسیعتر، خاورمیانه به آن می گفتند و در زبان ما، به آن ایران باستان گفته شده است. اما گاهی تمرد ها و شورش هایی صورت می گرفته، و از ایران جدا می شدند. مانند کودکی که به سن بلوغ می رسد، سعی دارد از والدین خود مستقل شود. مدتی از خانه فرار می کند! یا از پدر و مادر جدا می شود، ولی بعد از آن ملاحظه می کند: بدون حمایت پدر و مادر، زندگی بسیار سخت و راهها تاریک و ناشناخته است. لذا بازگشت شروع می شود اما بازگشتب با دید استثماری. در طول تاریخ بارها اتفاق افتاده. اگر کشف امریکا را یک پروژه: فرار از مرکز بدانیم. همه کسانی که دوست نداشتند: نام آسیا یا ایران را داشته باشند، به دورترین نقطه یعنی آنجا می رفتند، تا اینکه این فرار ها جنبه عام، و جریان اجتماعی پیدا کرد. لذا سعی کردند در آنجا حکومتی درست کنند: که بهتر از آسیا باشد. بخصوص اینکه شایع کرده بودند: همه خاک آمریکا طلا است! وقتی  مهاجران در آمریکا تبدیل به ایالات متحده شدند، دانش بشری را کم داشتند، زیرا از علوم سر در نمی آوردند، ابتدا راه انکار را پیش گرفتند! علم و فلسفه را کنار گذاشته، و خودشان علوم جدید درست کردند. برای این کار نیاز به دانشمند بود، لذا از آلمان و جاهای دیگر، دانشمندان را دزدیدند و یا آنها را، با پول و وعده زندگی مرفه خریدند. وقتی خوب قدرت مند شدند، پروژه نفوذ را کلید زدند. قصد آنها نشان دان قدرت خود، به آسیا و مخصوصا ایران بود. لذا با استفاده از پیروزی در جنگ دوم جهانی، به تهران آمده و تهران را پل پیروزی نام دادند. ایران را بین سه نفر خود، یعنی روزولت و استالین و چرچیل تقسیم کردند. استالین شمال ایران را مرکز نفوذ خود قرارداد، چرچیل جنوب ایران، آمریکا هم مرکزیت ایران را در دست گرفت. اما آمریکا از این تقسیم بندی ناراضی بود. لذا با دسیسه هایی مردم ایران را، برعلیه انگلیس و شوروی شورش داد، و آنها را بیرون کرد. نهضت ملی نفت، پای انگلیس را از ایران قطع کرد. انحلال حزب توده و دستگیری افسران توده ای، راه را بر شوروی بست. در ابتدا کمک های بشر دوستانه زیادی هم، مانند طرح ترومن انجام دادند. ولی مردم ایران که توانسته بودند: شوروی و انگلیس را از ایران بیرون کنند، این بار تصمیم به بیرون کردن آمریکا نمودند، که به رهبری آیت الله کاشانی و: بعد امام خمینی بود. آمریکا با کودتای نظامی و: کمک های مالی و پولی، سعی داشت جلوی این کار را بگیرد، ولی نتوانست و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. علاوه بر ایران، همه ملت های دنیا نیز خواستار اخراج آمریکا شدند! و شعار( آمریکایی بروخانه) همه گیر شد. ناچار آمریکا چهره و روش خود را، برای باقی ماندن در قدرت، و نفوذ هرچه بیشتر عوض کرد. با هزینه های زیاد، سران و دولتمردان ایرانی را فریب داد، همه را از قدرت خلع کرد، و نیروهای تربیت یافته خود را از جمله: تحصیلکردان آمریکایی را بر سر پست ها گذاشت. بیشترین پست ها در بانکها و: مراکز مالی بود.  تمام هزینه ها انجام می شد، ولی رژیم ایران پابرجا بود. آخرین موجودیهای آمریکا نیز، امسال هزینه شده تا نگذارند: ایران چهلمین سال پیروزی انقلاب را جشن بگیرد!

Influence project history

Influence has rules and regulations for itself, and history that needs to be studied. Because infiltration does not happen accidentally or suddenly, and it may be: different factors and times affect it. Influence is based on the theory of mechanics with the centralization and centrifugal issue. In terms of management, they also refer to focus and decentralization. Throughout history, the center of the world was Tehran (Ray and Damavand), east, north, south, and west of the world. In the broader dimension, the Middle East was referred to, and in our language, it was referred to ancient Persia. But sometimes there were rebellions and riots, and they separated from Iran. As a child reaches puberty, she tries to become independent of her parents. Run away from home for a while! Or separated from parents, but then observes: Without parental support, life is very difficult and the roads are dark and unknown. So the return starts but returns with the exploitative vision. Many times: have happened throughout history. If we disclose the US as a project: escape from the center. All those who did not like: the name of Asia or Iran, they went to the farthest point, until these volunteers came to the public, and the social flow. So they tried to make a government there: it's better than Asia. Especially that they were raining: all the American soil is gold! When immigrants in the United States turned to the United States, they did not know human knowledge because they did not know the science; they first took the path of denial! They set aside science and philosophy, and themselves created new sciences. To do this, he needed a scientist; therefore, they robbed scientists from Germany and elsewhere, or bought them with money and promise of a prosperous life. When they became good, they pushed the project into influence. Their intention was to show their strength to Asia and especially to Iran. So, using victory in the Second World War, they came to Tehran and called Tehran the Victory Bridge. Iran divided Iran between its three, Roosevelt, Stalin and Churchill. Stalin, the northern part of Iran, became the center of influence, Churchill of southern Iran, and the United States captured Iran's centrality. But America was dissatisfied with this division. Consequently, with the conspiracies, the people of Iran rebelled against the British and the Soviet Union and expelled them. The National Oil Movement cut off the British foot from Iran. The dissolution of the Tudeh Party and the arrest of mass officers set the way for the Soviet Union. Initially, many: humanitarian aid was provided, such as Truman's plan. But the Iranian people who were able to expel the Soviet Union and Britain from Iran, this time decided to pull out America, led by Ayatollah Kashani: Imam Khomeini was next. The United States tried to stop it with a military coup and: monetary and financial assistance, but failed and the Islamic Revolution succeeded. In addition to Iran, all nations of the world also demanded the expulsion of the United States! And the slogan (American Brooklyn) became epidemic. Inevitably, the United States changed its face and its way to staying in power and influence. At a great expense, he deceived Iran's leaders and statesmen, dismissed everyone from power, and left his educated forces, including American educators. Most posts in banks and: financial centers. All costs were incurred, but the Iranian regime remained alive. Last US inventory is also spent this year to keep Iran from celebrating the 40th anniversary of the Revolution!

  • سید احمد حسینی ماهینی