من کربلا الی البقیع الغرقد

بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود

من کربلا الی البقیع الغرقد

بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود

چرا خرمشهر را خدا آزاد کرد؟

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۲۷ ب.ظ | ۰ نظر


لماذا أطلق الله خرمشهر؟

کما یعتقد الکثیر من الناس: إذا قال الإمام: أمریکا لا تستطیع أن تفعل أی شیء خاطئ ، إنه شعار! وهم یریدون أن یثبتوا أن: أمریکا تستطیع أن تفعل أی خطأ! وفی الواقع ، فإن الرکن الخامس للولایات المتحدة فی إیران ، هم أیضا یفکرون فیه: الإمام الخمینی یرید أن یرفع شعاره! أو ربما یکون هناک الکثیر من الجهد: لخفض المحاربین! بالطبع ، یعرف المحاربون أنفسهم أنهم عملوا بجد ، لکن کل جهودهم ، فی مساعی القضایا الهامشیة فی ذلک الوقت ، کانت عقیمة! لکن بعض الأوعیة المصنوعة من الوجه الأکثر سخونة ، من خلال رفع الوجوه التی لم یکن من الممکن رؤیتها على الجبهة! إنهم یریدون أن یقولوا: لقد کان الإمام الخمینی مخطئًا: لقد تم تدمیر حقه. وما لم یفعلوه بهذه الطریقة: ما القصائد التی لم یقولوها. حتى أهل خورامشهر یعرفون أنفسهم: تحریرها لم یکن مجرد إرادة للکثیرین! لکن عملیات القتل کانت أکثر من المعتاد: الشعب العربی ، إلخ. ما هی الجرائم التی لم یفعلوا. من الجید أن نعرف أنه خلال فترة ما قبل الثورة ، تم تصمیم خورامشهر لعرب الحدود الجنوبیة للخلیج الفارسی لیأتی بالطائرات الخاصة ، وأن یسامح الناس الفقراء! هل لدیک هناک کان المیناء ملیئاً بالبضائع الأجنبیة. لم یکن البریطانیون یعرفون أنفسهم هناک ، لکن اللورد کان هناک. حتى دخول الایرانیین والکلب! تم حظرهم. الآن ، مثلهم مثل أولئک الذین عاشوا فی العصر البریطانی ، کانوا یرغبون فی العودة إلى تلک الأیام. الشاه المخلوع ، المرتبط بنظریة الغزو العربی لإیران! تم إطلاق الاحتفالات التی تبلغ 2500 عامًا لخلق حضارة لإیران: قبل الإسلام. والآن فإن نفایاتهم ، وکأنهم جمیعاً شعارات معادیة للعرب ، فخورین بدعم الشعب العربی. وباتت هذه القضایا متداخلة ، بحیث کان من الصعب اختیار ما إذا کان عمل صدام جیدًا أو سیئًا للناس العادیین. احتفل العدید من الناس بوصول صدام! وقد ضحوا بهجومهم. لقد کان الانقسام الحاد بین الناس أن تحولت الوطنیة إلى مبارزة المواجهة مع صدام أو الترحیب بصدام. بین العسکری والمستویات العالیة ، کان هذا التفکیر. کان بنی صدر ، القائد الأعلى للقوات المسلحة ، رمزا للفکر کان ینبغی أن یرحب بصدام وصدام بدخول إیران ، ثم یرون: إنهم یتصرفون جیدا ، ثم یقرروا إخراجه! لقد سافر عدد کبیر من مجاهدی خلق من طهران وأصفهان للتجسس والإحصائیات فقط ، فقط لاتخاذ مواقف حکومیة بعد الهجوم على صدام وفوزه. ومن هناک ، أخبر طهران. أو تحت شعار صدام ، للتفاوض فی طهران! بقیت حفنة منهم فقط فی خرمشهر ، حیث قاموا بإجلاء البقیة دون معدات کافیة. ولکی یظهر صدام حسین أنه قوی ، فإنهم سیشجعون الجمیع على التوقف! فی طهران ، کانت هناک صلاة أمام الإمام ، ورغم أنه کان سفیرًا إیرانیًا فی العراق ، إلا أنه کان خائفًا من الذهاب إلى بغداد بسبب الخوف من الناس. جمیعهم کانوا یعتقدون أن الإمام مذنب ، لا یستمع إلى صدام ، وأنه لم یأخذ تهدیداته بجدیة ، والآن یجب أن یذهب وحده إلى حرب صدام. کان الإمام الخمینی فی أوج هجوم صدام. لم یکن القائد العام للقوة التابعة ، ولا الجیش النظامی ، ولا الجیش المستوحى من العمل! على الرغم من أنهم قالوا فی وقت لاحق: الحاج أنا هو شریک! کان ذلک بسبب ثقة الله فی اعتقاد القائد الأعلى بأنه یخشى الأعداء ، استسلموا أنفسهم ، کمقاتل شاب إیرانی ، بمسدس فارغ! کان قادرا على القبض على أحد عشر القوات العراقیة. ومن ثم أعطى الإمام الخمینی الحق فی القصة ، وعلى الرغم من کل السخریة والسخریة ، صاح خرمشهر ، أطلق الله.

چرا خرمشهر را خدا آزاد کرد؟

همانطور که خیلی ها فکر می کنند: اگر امام گفته: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، یک شعار است! و می خواهند اثبات کنند که: آمریکا هر غلطی می تواند بکند! و در واقع ستون پنجم آمریکا در ایران هستند، در این مورد هم فکر می کنند: امام خمینی خواسته شعار بدهد! و یا اینکه قدر زحمت های: رزمندگان را کم کند! البته خود رزمندگان میدانند که: زحمت زیاد کشیدند، ولی همه زحمت های آنان، در گیرو دار مسائل حاشیه ای آنموقع، بی نتیجه بود! ولی عده ای کاسه از آش داغتر، با مطرح کردن چهره هایی که: شاید اصلا روی جبهه را ندیده بودند! می خواهند بگویند: امام خمینی اشتباه کرد و: حق آنها را ضایع نمود. و در این راه چه فیلم ها نساخته و: چه شعر ها که نگفتند. حتی مردم خرمشهر خودشان میدانند که: آزاد سازی آن، نه تنها خواست خیلی ها نبود! بلکه کارشکنی ها، بیشتر از معمول انجام می شده و: خلق عرب و غیره چه جنایت ها که نکردند. خوب است بدانیم که در زمان قبل از انقلاب، خرمشهر را برای اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس، طراحی کرده بودند تا آنها با هواپیماهای خصوصی، بیایند و بذل و بخششی هم به مردم فقیر! آنجا داشته باشند. بندر آن پر بود از کالاهای خارجی.  شابد انگلیسی ها اگر خود را صاحب آنجا نمی دانستند، ولی ارباب آنجا بودند. حتی ورود ایرانی و سگ! به محدوده آنها ممنوع بود. الان هم همانهایی که در دوران انگلیسی ها، احوال خوشی داشتند، آرزوی برگشت به آن روزها را دارند. شاه مخلوع که با تئوری حمله اعراب به ایران! جشنهای 2500ساله را راه انداخت، تا چهره تمدنی برای ایران: قبل از اسلام بسازد. الان تفاله آنها، انگار نه انگار اینهمه ضد اعراب شعار می دادند، خود را طرفدار خلق عرب جازده اند. آنقدر این موضوعات در هم تنیده بود، که انتخاب اینکه کار صدام، خوب بوده یا بد برای مردم عادی هم دشوار بود. برای همین خیلی از افراد، برای ورود صدام جشن گرفتند! و در مقابل حمله آنان قربانی کردند. این دو دستگی در بین مردم، بقدری حاد بود که وطن پرستی، به دوشقه مقابله با صدام یا استقبال از صدام، تبدیل شده بود. در بین نظامیان و سطوح بالا هم، چنین تفکراتی بود. بنی صدر فرمانده کل قوا، نماد تفکری بود که باید: از صدام و صدامیان استقبال می کردند، تا وارد ایران شوند بعد ببینند: خوب رفتار می کنند یانه، آنوقت تصمیم بگیرند، که او را بیرون کنند! طیف وسیعی از مجاهدین خلق، از تهران و اصفهان رفته بودند که: فقط جاسوسی کنند و آمار بدهند، تا پس از حمله صدام و پیروزی او، مناصب حکومتی را در دست بگیرند. و از آنجا به تهران حکم فرمایی کنند. یا طبق شعار صدام، در تهران مذاکره نمایند! فقط تعداد انگشت شماری، در خرمشهر مانده بودند، آنهم بدون تجهیزات کافی، بقیه آنجا را تخلیه کرده بودند. و برای اینکه صدام را قدرتمند نشان دهند، همه را به عدم مقابله تشویق می کردند! در تهران نیز دعایی در مقابل امام ایستاده بود، وبا اینکه سفیر ایران در عراق بود، چون قومی ترسیده بودند، از رفتن به بغداد خود داری کرده بود. همه آنها معتقد بودند امام مقصر است، که حرف صدام را گوش نکرد و: تهدیدات او را جدی نگرفت، و حالا باید به تنهایی به جنگ صدام برود. امام خمینی در اوج حمله صدامیان تنها بود. نه فرمانده کل قوای مطیع داشت، نه ارتش منظم و نه سپاه کار آزموده! گرچه بعدا همگی گفتند: حاجی انا شریک! این بود که خداوند به خاطر: اطمینان دل این ولی فقیه، ترس را در دل دشمنان انداخت، آنها خودشان تسلیم شدند، بطوریکه یک مبارز خردسال ایرانی، با تفنگ خالی! توانست یازده نیروی زبده عراقی را اسیر کند. و هکذا  و امام خمینی هم حق مطلب را اداکرد و: با وجود همه تمسخرها و ریشخند ها، فریاد زد خرمشهر را خدا آزاد کرد.

Why did God release Khorramshahr?

As many people think: If the Imam says: America cannot do anything wrong, it's a slogan! And they want to prove that: America can do any wrong! And in fact, the fifth pillar of the United States is in Iran, they also think about it: Imam Khomeini wants to slogan! Or maybe it's a lot of effort: to lower the warriors! Of course, the warriors themselves know that: they worked hard, but all their efforts, in the endeavor of the marginal issues at that time, were fruitless! But a few bowls made from the hottest face, by raising the faces that could have never been seen on the front! They want to say: Imam Khomeini was wrong and: his right was ruined. And what they did not make in this way: what poems they did not say. Even the people of Khorramshahr know for themselves: liberating it was not just the will of many! But the killings were more than usual: the Arab people, etc. What crimes did they not. It is good to know that during the pre-revolution period, Khorramshahr was designed for the Arabs of the southern border of the Persian Gulf to come with private airplanes, and to forgive the poor people! Have it there The port was full of foreign goods. The British would not have known themselves there, but the lord was there. Even Iranian and dog entry! They were banned. Now, the same as those who lived in the British era, they wished to return to those days. The deposed Shah, which is associated with the theory of Arab invasion of Iran! The 2500-year-old celebrations were launched to create a civilization for Iran: before Islam. Now their rubbish, as if they were all slogans of anti-Arabs, is proud to support the Arab people. So: intertwined with these issues, that it was difficult to choose whether Saddam's work was good or bad for ordinary people. So many people celebrated Saddam's arrival! And they sacrificed their attack. It was an acute divide between people that patriotism had turned into a duel of confrontation with Saddam or welcoming Saddam. Among the military and the high levels, such thinking was. Bani Sadr, the commander-in-chief, was a symbol of thought that should have welcomed Saddam and Saddam to enter Iran, and then they would see: they behave well, then decide to take him out! A wide range of Mujahedin-e Khalq had traveled from Tehran and Esfahan to only spy on and statistics, only to take government positions after the attack on Saddam and his victory. And from there, tell Tehran. Or under the motto of Saddam, to negotiate in Tehran! Only a handful of them remained in Khorramshahr, they had evacuated the rest without sufficient equipment. And in order to show Saddam to be powerful, they would encourage everyone to stop! In Tehran, there was a prayer in front of the Imam, and although he was an Iranian ambassador to Iraq, he was afraid of going to Baghdad because of a frightened people. They all believed that the Imam was guilty, not listening to Saddam, and that he did not take his threats seriously, and now he should go alone to Saddam's war. Imam Khomeini was at the height of Saddamian's attack. He was not the commander-in-chief of the subordinate force, or the regular army, or the labor-inspired army! Though later they all said: Haji I am partner! It was because of God's confidence in the belief of the supreme leader that he feared the enemies; they surrendered themselves, as a young Iranian fighter, with an empty gun! He was able to capture eleven Iraqi forces. And hence Imam Khomeini also gave the right to the story and, despite all the ridicule and ridicule, shouted Khorramshahr, God released.

Nə üçün Allah Khorramşahrı azad etdi?

Bir çox insanın düşündüyü kimi: İmam deyirsə: Amerika səhv bir şey edə bilməz, bu bir şüar! Onlar bunu sübut etmək istəyirlər: Amerika hər hansı bir yanlışlıq edə bilər! Əslində, ABŞ-ın beşinci sütunu İranda, bunlar da düşünür: İmam Xomeynini şüar etmək istəyir! Və ya bəlkə bir çox səy var: döyüşçüləri aşağı! Əlbəttə ki, döyüşçülər özlərini bilirlər: çox çalışdılar, amma bütün səyləri o zaman marjinal məsələlərin həllində uğursuz oldu! Ancaq bir neçə kase ən isti üzdən hazırlanmışdı, qarşısında görülə bilməyəcək üzləri artırdı! Onlar deyirlər: İmam Xomeyni səhv idi və onun hüququ məhv oldu. Və bu şəkildə etmədikləri şeylər: nə şeirləri demədilər. Hətta Xoramşahr xalqı da özlərini tanıyır: azad etmək, yalnız bir çoxlarının iradəsi deyil! Amma cinahlar adi haldan daha çox idi: Ərəb xalqı və s. Orada var Liman xarici mallarla dolu idi. İngilislər orada özlərini tanımırdılar, amma Lord orada idi. Hətta İran və it giriş! Onlara qadağan edildi. İndi, İngilis dövründə yaşayanlarla bərabər, həmin günlərə qayıtmaq istədilər. İranın ərəb işğalı nəzəriyyəsi ilə əlaqəli olan atılan Şah! 2500 yaşındakı bayramlar İran üçün bir mədəniyyət yaratmaq üçün başladı: İslamdan əvvəl. İndi zibil, sanki bütün Ərəb əleyhinə şüarlar olduğu kimi, Ərəb xalqına dəstək olmaqdan qürur duyur. Beləliklə, Səddamın işi adi insanlar üçün yaxşı və ya pis olub olmadığını seçmək çətin idi. Səddamın gəlişini bir çox adam qeyd etdi! Onlar hücumlarını qurban kəsdilər. Vətənpərvərlik Saddamla qarşıdurma və ya Səddamı salamlayan bir döyüşə çevrilmiş insanlar arasında kəskin bir bölünmə idi. Hərbi və yüksək səviyyədə bu cür düşüncə idi. Və oradan, Tehrandan xəbər verin. Və ya Səddamın şüarı altında, Tehranda müzakirə etmək! Khorramşahrda yalnız bir ovuc qaldı, qalan hissəsini kifayət qədər avadanlıqla boşaltdılar. Və Səddamın güclü olmasını göstərmək üçün, hər kəsin dayandırılmasını təşviq edərdilər! İmam Xomeyni Səddamın hücumunda qaldı. O, tabeliyində olan qüvvənin baş komandanı, nə də müntəzəm ordu, nə də işlə məşğul olan ordu idi! Daha sonra hamısı dedi: Hacı Ana ortaqdır! Allahın ali dininin düşməndən qorxduğu inancına güvənməsi səbəbiylə, özlərini batmış gənc bir İranlı döyüşçü kimi boş bir silahla təslim etdi! O, on bir İraq qüvvəsini tuta bildi.

 

为什么神释放霍拉姆沙赫尔?

正如许多人所想的那样:如果伊玛姆说:美国不会做任何错事,这是一个口号!他们想证明:美国可以做任何错误!事实上,美国的第五大支柱是在伊朗,他们也考虑到这一点:霍梅尼先生想要口号!或者这可能是一个很大的努力:降低战士!当然,勇士们自己也知道:他们努力工作,但是他们在当时边缘问题的努力中所做的一切努力都没有结果!但是,用最热门的面孔制作几个碗,举起前面可能看不到的面孔!他们想说:霍梅尼先生是错的,他的权利被毁了。而他们没有这样做:他们没有说什么诗。即使是霍拉姆沙赫尔的人也知道:解放它不仅仅是许多人的意志!但是杀人事件比平常多:阿拉伯人等等。他们不是什么罪行。有它港口里充满了洋货。英国人不会在那里认识他们,但是领主在那里。即使伊朗和狗入口!他们被禁止。现在,和那些生活在英国时代的人一样,他们希望回到那个时代。被废Sha的沙阿与阿拉伯入侵伊朗的理论有关!这个为期两千五百年的庆祝活动是为了在伊斯兰教之前为伊朗创造一种文明。现在,他们的垃圾,好像他们都是反阿拉伯人的口号,为支持阿拉伯人民而自豪。因此,与这些问题交织在一起,难以选择萨达姆的工作对普通人来说是好还是坏。许多人庆祝萨达姆的到来!他们牺牲了他们的攻击。爱国主义已经变成与萨达姆对抗或欢迎萨达姆,这是人们之间的尖锐分歧。在军队和高层中,这样的想法是。从那里,告诉德黑兰。或者根据萨达姆的座右铭,在德黑兰进行谈判!他们中只有少数人留在霍拉姆沙赫尔,他们没有足够的设备撤离其余的人。为了表明萨达姆是强大的,他们会鼓励大家停下来!霍梅尼霍梅尼正处于萨达姆人袭击的高峰期。他不是下属部队的总司令,也不是正规军队,也不是劳动激励的军队!虽然后来他们都说:Haji Ana是合作伙伴!就在那时,上帝的缘故使他的敌人心中这个最高恐惧心脏,他们自首情节,所以小挑衅伊朗与空枪!他能够抓住十一名伊拉克部队。


  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی