من کربلا الی البقیع الغرقد

بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود

من کربلا الی البقیع الغرقد

بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود

جهت گیری در بودجه

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۳۸ ب.ظ | ۰ نظر

فیش حقوق خضرت علی ع

بودجه سال 97 هم مثل سال های قبل، به مجلس ارائه شد و مجلس در حال: تعدیل و تصحیح آن می باشد، که احتمال خیلی ضعیفی وجود دارد با: نظرات مجلس موافقت شود.

 زیرا دولت برای هرکدام، برنامه ای دارد که اگر تصویب نشود، یا کم و زیاد شود، آن برنامه را تعطیل خواهد کرد. یکی از موضوعات، یارانه نقدی مردمی است. مردم سال ها است برای: ملی شدن نفت و معادن و مراتع مبارزه کردند، خونها ریخته شد ولی نتیجه آن، دولتی شدن نفت بود! نه ملی شدن آنها. البته می گویند فرقی وجود ندارد، ملت همان دولت است! اما فقط موقع دریافت در امدها، این شعار است ولی موقع پرداخت، همه چیز برعکس است! دولت از طرف ملت، درامد های نفت را دریافت می کند، ولی خرج حقوقهای کلان خودشان و: سفرهای داخلی و خارجی و ریخت و پاش است. نمونه آن برگزاری مراسم برای: سالگرد هاشمی است. اگر هاشمی رفسنجانی مردمی بود، باید مراسم او هم در: همه کوچه و بازار و باهزینه های مردمی، صورت می گرفت نه آنکه در مراکز دولتی، با آنهمه هزینه های امنیتی و پذیرایی، که دهن کجی به مردمی است که: بیکار و کم در امد هستند. به نظر می رسد اگر همه هزینه های سالگرد را، مانند سود سهام عدالت در حساب مردم می ریختند، هم ثوابش بیشتر بود و: هم مردمی تر بود. از نظر اسلامی، یارانه باید همانطور که به خزانه وارد می شود، تقسیم شود! مثلا اگر پول نفت به دلار است، به مردم هم دلار بدهند. حتی باید حقوق های نجومی را، بین مردم تقسیم کرد! تا اینهمه بر سر مسئولیت ها دعوا نباشد! البته خود مجلس هم گرفتار این موضوع هست، هزینه های کلان انتخاباتی، راه بصیرت را بر انان بسته است، به بهانه حمله داعش هزینه هایی در: مجلس انجام گرفته که اگر از یارانه های مردم، بیشتر نباشد کمتر نیست! حقوق ها و هزینه های سفر و امثالی که، برای خود تصویب می کنند، راه را برای تصویب حقوق های نجومی باز می کند! به قول سعدی: اگر ز باغ رعیت، ملک خورد سیبی،  برآورند غلامان او، درخت از بیخ! اگر مجلسی ها نمیدانند، بدانند که هزینه های جاری و عمرانی یکی است! جدا کردن آن فقط فریب مردمی است. موضوع این است که 90درصد: هزینه های عمرانی، هزینه های حقوق و دستمزد و پاداش است! که چون در ردیف های جاری، اشباع شده در داخل: ردیف های عمرانی وارد می کنند. پروژه هایی که بیش از 50سال است، که هنوز به پایان نرسیده، میدانید یعنی چه؟ یعنی فقط هزینه: دستمزد و حقوق کارگران و مهندسان، اجاره محل کار گاه و ماشین الات بلا استفاده، که هرسال به عنوان بودجه عمرانی، طرحهای ناتمام! یا طرح های مصوب می آید. در واقع بر لاشه بودجه دولتی، که اکثرا از نفت است، لاشخور هایی از وزارت نفت، صنعت و معدن و ایستاده اند که: فقط اجاره ماشین آلات آنان، به اندازه حقوق مدیران آموزش و پرورش هست. لذا حقوق مدیران و معلمان را کم می دهند، و نامش را هزینه جاری می گذارند! ولی هزینه توقف یا تعطیلی پروژه ها را، بنام هزینه های عمرانی نامگذاری می کنند، تا بالاترین دریافت ها را داشته باشند. در بحث واردات و صادرات هم، به سادگی می بینیم که واردات بسیار زیادتر از: صادرات است زیرا مقررات واردات، بسیار ساده است و اگر هم نشد، قاچاق رسمی می شود! ولی برای صادرات هزاران مانع که: اولین آن بهای تمام شده: بالای محصولات است. به همین دلیل مشوق های مالی و سوبسیدهای اعطایی، بیشتر از درامد های صادراتی است! و تراز واردات همچنان چاق و چله است. زیرا در واردات دلار 70ریال حساب می شود! چون می گویند: کالاهای اساسی مثل تخم مرغ و برنج و.. است، و باید ارزان دست مردم برسد.

Budget orientation

The budget of the year 97, as in previous years, was presented to the parliament and the House is in the process of modifying and correcting it, which is likely to be very weak: the views of the parliament are agreed. Because the government has a program for each, if it does not get approved, it will close down. One of the topics is a popular cash subsidy. People have been fighting for nationalization for oil and mines and pastures, blood was poured over the years, but the result was the statehood of oil! Not their nationalization. Of course they say there is no difference, the nation is the same! But it's a slogan when it comes to getting your winnings, but when you pay, everything is the opposite! The government receives oil revenues from the nation, but it saves its own salaries and: domestic and foreign travel and spills. An example is the ceremony for: Hashemi's anniversary. If Hashimi Rafsanjani was a popular one, then his ceremony should take place in: all the streets and at the expense of the people, and not in government centers, with all the security and hospitality costs, which are the mouthpiece of the people: unemployed and low They are gone. It would seem that if all the cost of the anniversary, such as the dividend of equity in the account of people, was more rewarding and more: and more popular. From Islamic point of view, the subsidy must be divided as it enters into the treasury! For example, if the money is oil dollars, give people a dollar. Even astronomical salaries should be distributed among the people! So far, there is no fight over responsibility! Of course, the parliament itself is involved in this matter, the electoral costs are closed to them, under the pretext of ISIL's incursion, and there are costs in the parliament: if there is no more subsidies from the people, it is no less! The salaries and travel expenses and the like, which they approve for themselves, open the way for the passage of astronomical salaries! Saqdi Saqi: If the owner of the garden, the owner of the garden, finds his slaves, the tree is dead! If the MPs do not know, they will know that the current and construction costs are the same! Separating it is just a deception of the people. The issue is that 90% of the expenses are civil, salary, and rewards! Because, in the current rows, saturated inside, they enter the rows of rocks. What are the projects that have been over for over 50 years, which have not yet come to an end? That is, only the cost: the wages and salaries of workers and engineers, the lease of workplaces and unused machines, which every year as a development budget, unfinished projects! Or approved plans. In fact, the state budget carcass, which is mostly oil, is a scourge from the Ministry of Oil, Industry and Mines, which says that only the rental of their machines is as much as the rights of education managers. Therefore, lower the salaries of managers and teachers, and give them the name of the expense! But the cost of stopping or closing projects is called construction costs, so they have the highest rates. In the case of import and export, we simply see that imports are much higher than: exports because the import rules are very simple and, if not, become official smuggling! But for export, there are thousands of obstacles: the first is the cost: the top of the products. For this reason, financial incentives and concessional subsidies are more than export earnings! And the import level is still plump. Because the import is $ 70 rials! Because they say: basic things like eggs and rice, and so on, and they should be cheap for people.

اتجاه المیزانیة

لأن الحکومة لدیها برنامج لکل، وإذا لم یتم الموافقة علیها، فإنه سیتم إغلاق. أحد الموضوعات هو الدعم النقدی الشعبی. کان الناس یقاتلون من أجل تأمیم النفط والألغام والمراعی، وسکب الدم على مر السنین، ولکن النتیجة کانت دولة من النفط! لیس تأمیمهم. بالطبع یقولون لیس هناک فرق، الأمة هی نفسها! ولکن هذا شعار عندما یتعلق الأمر الحصول على المکاسب الخاصة بک، ولکن عند الدفع، کل شیء هو عکس ذلک! وتتحصل الحکومة على عائدات النفط من البلاد، ولکنها توفر رواتبها و: السفر والانسکابات المحلیة والأجنبیة. ومن الأمثلة على ذلک الاحتفال بالذکرى السنویة ل "هاشمی". إذا استغرق هاشمی رفسنجانی، والشعب، حفل أیضا فی جمیع الشوارع وحساب الشعب، ومکان ولیس فی المراکز العامة، مع جمیع التکالیف، والأمن والتموین، وکشر على الناس أن البطالة والعمالة الناقصة فی أنها ذهبت. ویبدو أنه إذا کانت جمیع تکالیف الذکرى السنویة، مثل عائد الإنصاف فی حساب الناس، أکثر جدوى وأکثر: وأکثر شعبیة. من وجهة النظر الإسلامیة، یجب تقسیم الدعم عند دخوله للخزانة! على سبیل المثال، إذا کان المال هو النفط دولار، وإعطاء الناس دولار. حتى الرواتب الفلکیة یجب أن توزع بین الناس! حتى الآن، لا یوجد معرکة على المسؤولیة! الرواتب ونفقات السفر وما شابه ذلک، التی یوافقون علیها لأنفسهم، یفتح الطریق أمام مرور المرتبات الفلکیة! سقدی الساقی: إذا وجد مالک الحدیقة مالک الحدیقة عبیده، فقد ماتت الشجرة! إذا کان النواب لا یعرفون، وسوف یعرفون أن التکالیف الحالیة والبناء هی نفسها! فصله هو مجرد خداع الشعب. القضیة هی أن 90٪ من النفقات هی المدنیة، والراتب، والمکافآت! لأنه، فی الصفوف الحالیة، مشبعة داخل، فإنها تدخل الصفوف من الصخور. ما هی المشاریع التی انتهت لأکثر من 50 عاما، والتی لم تنته بعد؟ التکلفة فقط: الأجور والرواتب والمهندسین وورش العمل إیجار والآلات غیر المستخدمة کل عام میزانیة البناء، المشاریع التی لم تکتمل! أو الخطط المعتمدة. لذلک، خفض رواتب المدیرین والمعلمین، ومنحهم اسم حساب! ولکن تکلفة وقف أو إغلاق المشاریع تسمى تکالیف البناء، لذلک لدیهم أعلى الإیرادات. فی حالة الاستیراد والتصدیر، نرى ببساطة أن الواردات هی أعلى بکثیر من: الصادرات لأن قواعد الاستیراد بسیطة جدا، وإذا لم یکن کذلک، تصبح التهریب الرسمی! ولکن للتصدیر، وهناک الآلاف من العقبات: الأول هو التکلفة: الجزء العلوی من المنتجات. ولهذا السبب، فإن الحوافز المالیة والإعانات التساهلیة هی أکثر من حصائل الصادرات! ومستوى الاستیراد لا یزال طبطب. لأن الاستیراد هو 70 ریالا! لأنهم یقولون: الأشیاء الأساسیة مثل البیض والأرز، وهلم جرا، وأنها ینبغی أن تکون رخیصة للناس.

Büdcə yönümlü

Hökumətin hər biri üçün bir proqramı olduğundan təsdiqlənməsə, o, bağlanacaq. Mövzulardan biri məşhur pul vəsaitidir. İnsanlar neft və mayınlar və otlaqların milliləşdirilməsi üçün mübarizə aparırlar, illər ərzində qan töküldü, amma nəticədə neft dövlətliyi idi! Onların milliləşdirilməsi deyil. Əlbəttə ki, fərq yoxdur, millət eynidır! Ancaq bu, qazanmalarınızı almaq üçün gəldiyi zaman bir şüar, lakin ödəyəndə, hər şey əksinə! Hökumət millətdən neft gəlirlərini alır, lakin öz maaşlarını və yerli və xarici səyahətlərini və dağılmalarını saxlayır. Məsələn, Haşiminin yubileyi üçün mərasimdir. Haşimi Rəfsəncani, insanlar, insanların bütün küçələrdə də mərasim və xərcləri, bütün xərcləri, təhlükəsizlik və ictimai iaşə, insanlar ağız-burnunu əymə ilə deyil, ictimai mərkəzlərində çox reallaşan Əgər işsizlik və natamam ki, Onlar getdi. İslam baxımından, subsidiya xəzinə daxil olduğu kimi bölünməlidir! Məsələn, pul neft dollarsa, insanlara bir dollar verin. Hətta astronomik əmək haqqı insanlar arasında bölüşdürülməlidir! Bu günə qədər məsuliyyətə qarşı mübarizə aparılmır! Xərcləri, səyahət xərcləri və buna bənzərləri, özləri üçün təsdiq etdilər, astronomik maaşların keçməsi üçün yol açdı! Saadi bir söz: əgər bağçının sahibi, bağçının sahibi qullarını tapsa, ağac ölüdür! Millət vəkilləri bilmirlərsə, mövcud və tikinti xərclərinin eyni olduğunu biləcəklər! Ayrılıq bu, yalnız bir aldatma. Məsələ ondadır ki, xərclərin 90% -i mülki, əmək haqqı və mükafatdır! Çünki, mövcud satırlarda, doymuş içərisində, qayaların satırlarına daxil olurlar. 50 ildən artıqdır ki, başa çatmayan layihələr hansılardır? yalnız dəyəri: tikinti büdcəsinin yarımçıq layihələr işçilər və mühəndislər, Kirayə seminarlar və maşın istifadə edilməmiş hər il əmək haqqı! Və ya planları təsdiqlədi. Buna görə, menecerlərin vəəllimlərin maaşlarını aşağı salın və onlara xərclərin adını verin! Amma layihələrin dayandırılması və ya bağlanması xərclərinə tikinti xərcləri deyilir, buna görə ən yüksək dərəcələr var. İthalat və ixrac halında idxal çox daha yüksəkdir: ixracat idxal qaydaları çox sadə və əgər olmasa, rəsmi kontrabanda olmaq! Lakin ixrac üçün minlərlə maneə var: birincisi, xərcdir: məhsulun üstündə. Buna görə, maliyyə stimulları və güzəştli subsidiyalar ixrac gəlirindən çoxdur! Və idxal səviyyəsi hələ dolu. Çünki idxal 70 dollardır! Çünki deyirlər: yumurta, düyü və s. Kimi əsas şeylər, və onlar insanlar üçün ucuz olmalıdır.

 

  • سید احمد حسینی ماهینی

جهت گیری در بودجه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی