اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

مهمان نوازی یا مهمان پرانی ؟

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر

مهمان نوازی یا مهمان پرانی ؟

عده ای کمر همت را بسته اند تا: تمام فرهنگ ایرانی را نابود کنند!اگر نتوانستند، آن را معکوس نمایند. یکی از این فرهنگ ها، مهمان نوازی ایرانیان است که زبانزد: خاص و عام می باشد. این مهمان نوازی داخلی و خارجی است: یعنی اگر کسی از شهری به شهر دیگر برود، یا از کشورهای خارجی بیایند، ایرانیان آنها را دوستانه تحویل می گیرند، و از آنها پذیرایی می کنند. مشکل این جاست که: مهمان نوازی ایرانیان بدون چشمداشت، یا اخذ وجه یا در خواست: دستمزد یا هزینه تور و گردشگری است! به همین دلیل آن را مهمان نوازی می گوییم. اما امروز در بازار یابی دیجیتال گردشگری، دیدیم که همه اینها احمقانه تعریف می شود! و نشان عقب افتادگی است. فقط کسانی مهمان نواز خوبی خواهند بود که: پول بیشتری از مهمان بگیرند. به قول ایرانی ها، آنها را سرکیسه کنند، جیب شان را خالی کنند و: با دست و جیب خالی به کشورشان برگردانند! کلا در بازاریابی غربی، کله آدمها به شکل دلار دیده می شود! و هرکس مهمان برایش بیاید، آن را یک اسکناس صد دلاری می بیند! و با خود می گوید: امروز یک صد دلار دیگر را به تور انداختیم! زیرا اصل بازار یابی غربی، برمبنای تحمیل هزینه صد برابری! به مشتری است. در رساله فوق لیسانس اینجانب، یک نموداراز هزینه های تولید شلوار جین است. در انجا هزینه مواد اولیه و دستمزد، فقط 5درصد قیمت است! بقیه قیمت مربوط به دلالی و: بازار یابی است! سیگار و نوشابه و آدامس و: همه کالاهای خارجی که: ایرانیان مصرف می کنند قیمت تولید آن زیر 5درصد است. بقیه پول برای واسطه ها و: هزینه های تبلیغاتی و بازاریابی است. مثلا چی توز یا پفک مواد کمی دارند، ولی هزینه بیلبرد آن، هرشب دو میلیون تومان است! یا هزینه یک دقیقه تبلیغات: تلویزیونی آن 50میلیون تومان است. هزینه قرعه کشی و امثال آن را هم در نظر بگیرید، می بینید همان می شود.  یکی دیگر از فرهنگهای ایرانی که غلط مطرح می شود : دلالی است. در ایران بسیار بد می دانند ولی، در بازاریابی غربی افتخار است! یعنی شما حق دلالی را هزینه نمی دانید! یک سرمایه گذاری می دانید. ( تبلیغات هزینه نیست سرمایه گذاری است.) بطور مثال در مورد سیگار یا شکلات و آدامس، فقط تبلیغات  و دلالی است که مردم را، به مصرف آن عادت داده! والا صد سال پیش، نه سیگاری بوده و نه آدامس و نوشابه! مردم هم آن را نخورده بودند نمی مردند! اما 40تا 50درصد هزینه خرده فروشی: (دلالی ) آن را پرفروش می کند. یعنی به دکه دار یا دستفروش می گویند: ما این قیمت به شما می دهیم، شما هرچه بیشتر فروختی، برای خودت! کتابفروش ها و روزنامه فروش ها هم این را می دانند. اگر می خواهند روزنامه در جلو چشم باشد، باید 35 تا 50درصد به دکه فروش بدهند! و آنهاییکه کم می دهند، روزنامه هایشان همه برمی گردد.40تا 50درصد هم برای بیلبورد: آگهی و پوستر و این چیز ها باید بدهند. اگر ندهند همچنان در گمنامی هستند! لذا ده برابر هزینه واقعی تولید، باید قیمت بزنند. کسی هم اعتراض نمی کند، چون این فرهنگ جا افتاده است. ولی اگر تبلیغ نکنید! و 95 درصد بابت هزینه توزیع و فروش و بازاریابی ندهید، به دلالی متهم می شوید! و این امر در همه شئون زندگی هست. یعنی در تولد بچه، عروسی تا مرگ و مراسم فوت . آنقدر بازار یابی غربی نفوذ کرده که: اگر کسی مراسم مرده خوری خود را، ساده بگیرد بدبخت و بیچاره معرفی می شود! اگر زنی مهریه خود را کم بگوید، همه می گویند شاید ایرادی دارد! و اگر جشن تولد بچه هم، بدون تبلیغات باشد  می گویند: این خانواده  منتظر مرگ فرزند است! چون اگر بچه بمیر مراسم ختم بسیار گرانی می گیرند، ولی به جشن تولد اهمیت نمی دهند.

Hospitality or guest?

Some people have closed their efforts to: Destroy the entire Iranian culture! If they could not, they would reverse it. One of these cultures is the hospitality of the Iranian people who say: special and general. It's internal and external hospitality: if anyone goes from city to city, or comes from foreign countries, Iranians will deliver them friendly and receive them. The problem is: hospitality of Iranians without the need, or getting money or asking for: the wage or the cost of tour and tourism! That's why we call it hospitality. But today, in the digital marketing of tourism, we see that all of these are stupidly defined! And a sign of arrears. Only those who are very hospitable will be able to: get more money from the guest. As the Iranians say, disassemble them, empty their pockets and return them to their country with their hands and pockets! Altogether in Western marketing, people are seen in dollars! And everyone who comes to him sees it as a 100-dollar bill! And he says with himself: Today we dropped another hundred dollars to the tour! Because the principle of Western marketing is based on the imposition of a hundred times the cost! To the customer. In my master's thesis, I am a graph showing the cost of producing jeans. In this case, the cost of raw materials and wages is only 5% of the price! The rest of the price is for the dealer and: marketing! Cigarettes, soft drinks and chewing gum and: All foreign goods that are consumed by Iranians have a production price below 5%. The rest is for brokers and: advertising and marketing costs. For example, there is little tow or stuff, but the cost of billing it is two million tomans a night! Or a one minute advertisement: Television is 50 million USD. Consider the lottery cost and the like, you see it. One of the other cultures of Iran that is false is the deal. It's very bad in Iran, but it's proud of Western marketing! That is, you do not know the price of the deal! You know an investment. (Advertising is not an investment.) For example, in the case of cigarettes or chocolate and chewing gum, it is only advertising that has accustomed people to consumption! Well, a hundred years ago, no smoker, no chewing gum or soda! People did not eat it, they did not die! But 40 to 50 percent of the retail price: (dealership) bests it. That is, they say to the shopkeeper or kiosk: "We give you this price, the more you sell, for yourself! Bookstore and newspaper salesmen also know this. If you want the newspaper to be in front of you, you should sell 35 to 50% of the stalls! And those who cut down, their newspapers come back. 40 to 50 percent for the billboard: banners and posters, and these things. If they do not, they are still in Gemini! Therefore, ten times the real cost of production, they should be priced. Someone does not protest, because this culture has gone down. But if you do not advertise! And do not give 95% of the cost of distributing; selling and marketing, you are accused of the dealership! And this is in all aspects of life. Namely: in the birth of a child, a wedding to death and a death ceremony. So much Western marketing has infiltrated that: If someone decides to make his deadline simple, miserable will be introduced! If a woman casts her throat, everyone says that she may have a problem! And if the baby's birthday is also without ads, they say: The family is waiting for the child's death! Because: if they die, they will end up very expensive, but they do not care about the birthday party.

الضیافة أو الضیف؟

بعض الناس قد أغلقوا جهودهم من أجل: تدمیر الثقافة الإیرانیة بأکملها! إذا لم یستطیعوا ذلک ، فإنهم سیعکسونها. إحدى هذه الثقافات هی ضیافة الشعب الإیرانی الذی یقول: خاص وعام. إنها کرم الضیافة الداخلیة والخارجیة: إذا کان أی شخص ینتقل من مدینة إلى مدینة ، أو یأتی من دول أجنبیة ، فإن الإیرانیین سوف یقدمون لهم الصداقة ویستقبلوهم. المشکلة هی: ضیافة الإیرانیین دون الحاجة ، أو الحصول على المال أو طلب: الأجر أو تکلفة الجولات السیاحیة والسیاحیة! لهذا السبب نسمیه الضیافة. لکن الیوم ، فی التسویق الرقمی للسیاحة ، نرى أن کل هذه الأمور معرّفة بغباء! وعلامة على المتأخرات. فقط أولئک الذین هم مضیاف للغایة سیکونون قادرین على: الحصول على المزید من المال من الضیف. کما یقول الإیرانیون ، قم بتفکیکهم وإفراغ جیوبهم وإعادتهم إلى بلادهم بأیدیهم وجیوبهم! بالإجمال فی التسویق الغربی ، ینظر إلى الناس بالدولار! وکل من یأتی إلیه یرى أنها فاتورة بقیمة 100 دولار! ویقول بنفسه: الیوم أسقطنا مائة دولار أخرى للجولة! لأن مبدأ التسویق الغربی یقوم على فرض مائة ضعف التکلفة! للعمیل. فی رسالتی الماجستیر ، أنا رسم بیانی یوضح تکلفة إنتاج الجینز. فی هذه الحالة ، فإن تکلفة المواد الخام والأجور لیست سوى 5 ٪ من السعر! ما تبقى من السعر هو للتاجر و: التسویق! السجائر والمشروبات الغازیة والعلکة: جمیع السلع الأجنبیة التی یستهلکها الإیرانیون لدیها سعر إنتاج أقل من 5٪. الباقی للوسطاء و: تکالیف الإعلان والتسویق. على سبیل المثال ، هناک القلیل من السحب أو الأشیاء ، ولکن تکلفة الفوترة هی ملیونی تومان فی اللیلة! أو الإعلان لمدة دقیقة واحدة: التلفزیون هو 50 ملیون دولار. النظر فی تکلفة الیانصیب وما شابه ، فإنک ترى ذلک. واحدة من الثقافات الأخرى فی إیران کاذبة هی الصفقة. إنه أمر سیئ للغایة فی إیران ، لکنه فخور بالتسویق الغربی! وهذا یعنی أنک لا تعرف سعر الصفقة! أنت تعرف الاستثمار. (الإعلان لیس استثمارًا). على سبیل المثال ، فی حالة السجائر أو الشوکولا والعلکة ، فإن الإعلان هو فقط الذی اعتاد الناس على الاستهلاک! حسنا ، قبل مائة عام ، لا مدخن ، لا مضغ علکة أو صودا! الناس لم یأکلوا ، لم یموتوا! لکن 40 إلى 50 فی المئة من سعر التجزئة: (الوکلاء) الأفضل. وهذا یعنی ، کما یقولون لصاحب المتجر أو کشک: "نحن نقدم لک هذا السعر ، وکلما کنت تبیع ، لنفسک! کما یعرف محللو بیع الکتب والصحف هذا. إذا کنت ترید أن تکون الجریدة أمامک ، فعلیک بیع 35 إلى 50٪ من الأکشاک! وأولئک الذین یقطعون ، تعود صحفهم من 40 إلى 50 فی المائة للوحة الإعلانات: لافتات وملصقات ، وهذه الأشیاء. إذا لم یفعلوا ذلک ، فهم لا یزالون فی لذلک ، عشرة أضعاف التکلفة الحقیقیة للإنتاج ، ینبغی تسعیرها. شخص ما لا یحتج ، لأن هذه الثقافة قد سقطت. ولکن إذا کنت لا تعلن! ولا تعطی 95٪ من تکلفة التوزیع ، البیع والتسویق ، أنت متهم بالوکالة! وهذا فی جمیع جوانب الحیاة. وهی فی ولادة طفل ، عرس حتى الموت وحفل الموت. لقد اخترق الکثیر من التسویق الغربی ما یلی: إذا قرر شخص ما تحدید موعده النهائی ، فسیتم عرضه بائسة! إذا ألقت المرأة حلقها ، یقول الجمیع أنها قد تکون لدیها مشکلة! وإذا کان عید میلاد الطفل أیضا بدون إعلانات ، فإنهم یقولون: إن العائلة تنتظر موت الطفل! لأنهم إذا ماتوا ، فسوف ینتهی بهم الأمر باهظ الثمن ، لکنهم لا یهتمون بحفل عید المیلاد.

Qonaqlıq və ya qonaq?

Bəzi insanlar öz səylərini bağlamışlar: Bütün İran mədəniyyətini məhv edərlərsə, mümkün olmadıqda, onu geri qaytarardılar. Bu mədəniyyətlərdən biri İran xalqının qonaqpərvərliyi: xüsusi və ümumi. Daxili və xarici qonaqpərvərlikdir: əgər hər kəs şəhərdən şəhərə gedərsə və ya xarici ölkələrdən gəlirsə, İranlılar dostluq edəcək və qəbul edəcəklər. Məsələ burasındadır ki, ehtiyacsız İranlıların qonaqpərvərliyi, pul qazanması və ya xahiş etməsi: tur və turizmin əmək haqqı və ya dəyəri! Buna görə qonaqpərvərlik adlandırırıq. Ancaq bu gün, turizmin rəqəmsal marketinqində, biz hamısının bu axmaqlıqla müəyyən olduğunu görürük! Və borcların bir əlaməti. Yalnız qonaqpərvər olanlar: qonaqdan daha çox pul qazanmaq olar. İranlılar deyirlər ki, onları sökün, ciblərini boşaltdırın və əllərini və ciblərini öz ölkələrinə qaytarın! Batılı marketinqdə, insanlar dollarla görülər! Və ona gələn hər kəs onu 100 dollarlıq bir qanun kimi görür! Və özü ilə deyir: Bu gün bir tura yüz dolar düşdü! Çünki Qərb marketinqinin prinsipi yüz dəfə xərc çəkməsinə əsaslanır! Müştəri üçün. Mənim magistr dissertasiyasında, mən cins geyimlərinin qiymətini göstərən bir grafikəm. Bu halda, xammal və əmək haqqının qiyməti yalnız 5% -dir! Qiymətin qalan hissəsi diler və marketinq üçündir: marketinq! Siqaretlər, alkoqolsuz içkilər və saqqızlar: İranlıların istehlak etdiyi bütün xarici mallar 5% -dən aşağı istehsal qiymətinə malikdirlər. Qalanlar brokerlər və reklam və marketinq xərcləri üçündür. Misal üçün, çox az bir şey var və ya bir şey yoxdur, faturalandırmanın maliyeti ise iki milyonluk bir gecedir! Və ya bir dəqiqəlik reklam: Televiziya 50 milyon ABŞ dollarıdır. Lotereya xərclərini və bənzərini düşünün, görürsən. İranın digər mədəniyyətlərindən biri də yalan deyil. İranda çox pis, lakin Qərb marketinqi ilə fəxr edir! Yəni, müqavilənin qiymətini bilmirsiniz! Bir investisiya bilirsiniz. (Reklam bir sərmayə deyildir) Məsələn, siqaret və ya şokolad və sakız halında, yalnız istehlaka alışqan bir reklamdır! Bəli, yüz il əvvəl heç bir siqaret çəkən, saqqız və soda yox idi! İnsanlar yemədilər, ölmədilər! Ancaq pərakəndə qiymətinin yüzdə 40-50'si: (bayilik) bunu yaxşılaşdırır. Yəni, biznesmenə və ya köşklərə deyirlər: "Biz sizə bu qiyməti veririk, özünüz üçün daha çox satarsınız! Kitab mağazaları və qəzet satanlar da bunu bilirlər. Qəzetin önünüzdə olmasını istəyirsinizsə, dəzgahların 35% -dən 50% -ə qədər satmalısınız! Qəzet edənlər qəzetlərini qırdılar, billboard üçün 40-50 faiz: pankartlar və plakatlar və bu şeylər. Onlar yoxsa, hələ də gizli qalırlar! Ona görə istehsalın real xərci on dəfə, onlar qiymətli olmalıdır. Biri etiraz etmir, çünki bu mədəniyyət aşağı düşmüşdür. Amma reklam verməsəniz! Dağıtım, satış və marketinqin dəyərinin 95% -i verməyin, siz dilerdən ittiham olunur! Və bu həyatın hər tərəfindədir. Yəni bir uşağın doğulduğu, bir toyda ölümü və bir ölüm töreni. Bəzi Qərb marketinqi belə bir şəkildə sızdırılıb: əgər kimsəəyyən müddətə qərar vermək qərarına gəlirsə, bədbəxt olacaqdır! Bir qadın boğazına salırsa, hər kəsin problemi ola biləcəyini söyləyir! Körpənin doğum günü reklamsız olsa da, deyirlər: Ailənin uşağın ölümünü gözləyir! Çünki ölürlərsə, çox bahalı olacaqlar, ancaq ad günü partiyasına əhəmiyyət vermirlər.

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی