اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد گسسته

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر


. اقتصاد منفصل

وهی تقسم الاقتصاد إلى اقتصادات صغیرة واقتصاد کلی ، وفقاً لبعض التبریرات. ولکن بسبب الانتماء العالمی ، فإن الاقتصاد الوطنی والقوة العابرة للحدود یتم النظر إلیهما فی بعض الأحیان. لکن یبدو أن هذه الانقسامات تشیر إلى اقتصاد منفصل. لأنه عندما یتم دمج النظام الاقتصادی ، ستکون النظم الفرعیة والأنظمة الفوقیة وفیرة ، لکنها ستکون کلها فی تناغم. مثل جسم الإنسان ، الذی یحتوی على أنظمة عضلیة وجهاز هضمی و ... لکنهم یعملون جمیعا على النمو و: البقاء على قید الحیاة فی الجسم. إذا انهار النظام النظامی ، فإن النظام یهاجمهم بدلاً من دعم أنظمة أخرى ، مثل اضطراب یحدث فی مرض التصلب العصبی المتعدد. لا یوجد تناقض فی طبیعة النظام ، أی أن جمیع الأنظمة والأنظمة الفرعیة مصممة ومخططة بطریقة لا تتحرک إلا فی اتجاه التطور: وهذا هو ذکاء الله وأعطاها الله ، فی بعض الأحیان إلى عنوان الغریزة: یشار إلیه أحیانًا بالجاذبیة. لأن کل هذا على وجه التحدید تحت حمایة الله سبحانه وتعالى. حتى نظام مضاد الجاذبیة ، وهو مضاد للجاذبیة ، هو أیضا فی مصلحة النظام: تطور العالم. ولکن فی البشر ، هناک أمر واحد مختلف: فهو الإرادة البشریة أو الإرادة ، التی یمکن أن تغیر الاتجاه. یقولون أن الجبر الذین لا یؤمنون بقوة الإنسان ، عندما یعبرون الشارع ، ینظرون أولاً إلى شیء: لا یحصلون على سیارتهم! لذلک ، فإن وجود الحریة فی البشر یجعل من الممکن: إما منع أو تسریع عملیة التطور للأشیاء. ولهذا السبب ، فإن الاقتصاد هو علم بشری ، وهو ، بکل تعقیداته العلمیة ، هو مرة أخرى قیادته للبشریة: إنه یرید أن یحولها. لذلک ، فإن النظرة المستمرة للاقتصاد تزیله من العلوم الإنسانیة. إذا تمکن البعض من المصیر! یدیرون الإدارة مثل: الصیغ المیکانیکیة والصناعیة ، أحد مکونات الإنتاج! ویعلمون فی الجامعات الصناعیة. کما أنهم یصوغون العلاقة بین الصناعة والجامعة ، ویقومون بصیاغتها میکانیکیاً. ربما تم تنفیذ هذه النظریة ، من دون التعبیر عنها ، عبر التاریخ: خاصة فی القرنین التاسع عشر والعشرین ، والتی کانت تتویجًا للمادیة. هذا هو ، الاقتصاد کان هو نفسه وسائل الإنتاج! والقیمة المضافة ، لعن ولا إنسانیة. کان الإنسان معروفًا بأداته ، تمامًا کما یقول البعض: إن هویة الرجل وظیفته ، وإذا کان عاطلاً عن العمل ، فإنه لا یحسد علیه. لکن أثبتت الثورة الإسلامیة والنظریة الإسلامیة أن جمیع العوامل فعالة. وعلى الأقل کل هذه القوى الروحیة والمادیة ، والتی یجب اعتبارها کلیهما. لذا المعلم هو أیضا وظیفة: مثل وظائف أخرى ، الکتابة والفن کلاهما عمل ، على الرغم من أننا لا نرى إنتاج المواد أو: العمل! لأنه وفقا لنظریة لینین: الجمیع یستخدم قوة ذراعه لیکون عاملا (البرولیتاریا) ، والباقی هم طفیلیات المجتمع أو البرجوازیة. مع ظهور الثورة الإسلامیة ، أصبحت الثورات الأخرى روحانیة! لذا فإن شعاراتهم المادیة المادیة قد اقتربت من الاعتدال والشعارات الإسلامیة! على العکس من ذلک ، قام بعض العلماء المسلمین بإعادة النظر فی الاقتصاد وأعلنوا البنیة التحتیة: التطور الثقافی والسیاسی ، وحتى الاستقلال العسکری ، کان یعتمد على التنمیة الاقتصادیة. بینما نمارس ثورة فی الثورة الإسلامیة ، نقتل الزیت العدیم الریاح ، أقسم أن أقتل شهداء الملک! هذا هو الإنتاج والتوزیع ، فی المرحلة الثانیة! ویتم عکس نظریة ماسلو. هذا هو السبب فی أن الشعب الیمنی وشعب فلسطین على قید الحیاة وسیبقى على قید الحیاة. وإیران الإسلامیة ، بکل العقوبات ، فخورة ومنتصرة: إن القوة العظمى هی واحدة من العالم.

اقتصاد گسسته

اقتصاد را برحسب برخی تعلیقات، به اقتصاد خرد و کلان تقسیم می کنند. ولی به دلیل پیوستگی جهانی، گاهی به اقتصاد ملی و :فراملی هم نگاهی انداخته می شود. اما به نظر می رسد این تقسیم بندی ها نشان از یک اقتصاد گسسته است. زیرا وقتی سیستم اقتصادی یکپارچه باشد، زیر سیستم ها و فرا سیستم های: فراوانی خواهد داشت ولی، همه با هم هماهنگ خواهند بود. مانند بدن انسان که دارای: سیتسم های عضلانی و گوارشی و... هست، ولی همه آنها در جهت رشد و: زنده ماندن بدن فعالیت می کنند. در صورتی که نظم سیستماتیک به هم بخورد، آنوقت یک سیستم بجای حمایت از سیستم های دیگر، به آنها حمله می کند مانند اختلالی که: در بیماری ام اس به وجود می آید. در طبیعت ناهماهنگی سیستم وجود ندارد، یعنی همه سیستم ها و زیر سیستم ها، طوری طراحی و برنامه ریزی شده اند که: فقط در جهت تکامل یکدیگر حرکت می کنند و: این هوشمندی الهی و خدا دادی به آنها است، که گاهی از آن به عنوان غریزه و: گاهی به عنوان جاذبه نام برده می شود. چون همه اینها دقیقا تحت حمایت خداوند متعال است. حتی دوری سیستم ها که ضد جاذبه هم باشد، باز به نفع سیستم بوده و: توسعه جهان نام گرفته است(انا لموسعون). اما در انسان یک موضوع متفاوت است: و آن اراده یا اختیار انسانی است، که میتواند جهت را عوض کند. می گویند افراد جبری که اصلا به: اختیار انسان اعتقاد ندارند هم، موقع عبور از خیابان، اول سمتی را نگاه می کنند: تا خودرویی آنها را زیر نگیرد! لذا وجود اختیار در انسان باعث می شود: از روند تکاملی اشیا هم جلوگیری کند، یا آن را سرعت بخشد. به این جهت اقتصاد، یک علوم انسانی است، که با همه پیچیدگی های علمی خود، باز هم فرمان او دست بشر است: و به هرطرف بخواهد می چرخاند. لذا پیوسته دیدن اقتصاد، آن را از حوزه علوم انسانی خارج می کند. چنانچه برخی ها مدیریت را، به  این سرنوشت دچار کردند! آنها مدیریت را مانند: فرمول های مکانیکی و صنعتی، یکی از اجزا تولید تامگذاری کرده! و در داتشگاههای صنعتی درس می دهند. آنها ارتباط صنعت و دانشگاه را هم، پیوسته فرض کرده و بطور مکانیکی: فرموله می کنند. شاید این تئوری بدون اینکه بیان شود، در طول تاریخ اجرا می شده: بخصوص در قرن نوزده و بیست، که اوج مادیگرایی بوده است. یعنی اقتصاد همان ابزار تولید بود! و ارزش افزوده، ملعون و ضد بشری حساب می شد. انسان به واسطه ابزارش شناخته می شد، درست مثل اینکه برخی ها می گویند: هویت مرد به کار اوست، و اگر بیکار باشد بی هویت است. اما انقلاب اسلامی و تئوری اسلامی، ثابت کرد که همه عوامل موثر است. و حداقل همه اینها، نیروهای معنوی و مادی است، که باید هر دو مورد توجه باشد. لذا معلمی هم شغل است: مانند دیگر شغل ها، نویسندگی و هنر مندی هم شغل است، گرچه ما تولید مادی یا: کار یدی از آنها نمی بینیم! زیرا براساس تئوری لنین: هرکس از زور بازوی خود، نان بخورد کارگر است(پرولتر) و بقیه، انگل جامعه یا بورژوا هستند. با ظهور انقلاب اسلامی، انقلاب های دیگر هم معنوی شدند! لذا شعار های بشدت مادی آنها، تعدیل و به شعارهای اسلامی نزدیک شد! و برعکس، برخی معتقدان اسلامی هم، ریویزیونیست شدند و اقتصاد را، زیربنا اعلام کردند و: توسعه فرهنگی و سیاسی حتی استقلال نظامی را، منوط به توسعه اقتصادی دانستند. در حالیکه در انقلاب اسلامی شعار می داند: بی نفتی بی برقی می کشیم، قسم به خوت شهدا شاه ترا می کشیم! یعنی تولید و توزیع، در مرحله دوم است! ونظریه مازلو معکوس است. به همین دلیل  مردم یمن و ملت فلسطین زنده است، و زنده خواهد ماند. و ایران اسلامی هم با تمام تحریم ها، سربلند و پیروز و: ابرقدرت یکه تاز جهان است.

Discrete economy

They divide the economy into small and macroeconomic economies, according to some justifications. But due to global affiliation, sometimes the national economy and the transnational one are also looked at. But these divisions seem to indicate a discrete economy. Because when the economic system is integrated, subsystems and meta-systems will be abundant, but they will all be in harmony. Like the human body, which has muscular and digestive systems and ... but they all work to grow and: to survive the body. If a systematic order collapses, then a system attacks them instead of supporting other systems, such as a disorder that occurs in MS. There is no inconsistency in the nature of the system, that is, all systems and subsystems are designed and planned in such a way that they move only in the direction of evolution: and this is God's intelligence and God gave them, sometimes to Instinct title: sometimes referred to as gravity. Because :all this is precisely under the protection of Allah Almighty. Even the system's anti-gravity, which is anti-gravity, is also in the interest of the system: the development of the world. But in humans, one thing is different: it is human will or will, which can change the direction. They say that algebras who do not even believe in the power of man, when they cross the street, first look at something: they do not get their car! Therefore, the existence of freedom in humans makes it possible: either to prevent or accelerate the evolutionary process of objects. For this reason, economics is a human science, which, with all its scientific complexity, is again its command of humanity: it wants to turn it around. Therefore, the constant view of the economy removes it from the humanities. If some managed the fate! They manage the management like: mechanical and industrial formulas, one of the components of production! And they teach in industrial universities. They also formulate the relationship between industry and the university, and they formulate it mechanically. Perhaps this theory, without being expressed, was implemented throughout history: especially in the nineteenth and twentieth century’s, which was the culmination of materialism. That is, the economy was the same as the means of production! And value added, cursed and inhumane. Man was known for his instrument, just as some say: the man's identity is his job, and if he is unemployed, he is unenviable. But the Islamic Revolution and Islamic Theory proved that all factors are effective. And at least all of these are spiritual and material forces, which must be considered both. So a teacher is also a job: like other jobs, writing and art are both jobs, although we do not see material production or: labor! Because, according to Lenin's theory: Everyone uses the force of his arm to be a worker (proletarian), and the rest are parasites of society or bourgeois. With the advent of the Islamic Revolution, other revolutions became spiritual! So their very material slogans came close to moderation and Islamic slogans! On the contrary, some Islamic scholars also revisited the economy and declared the infrastructure: cultural and political development, even military independence, was dependent on economic development. While slogging in the Islamic Revolution, we kill the windless oil, I swear to kill the martyrs of the king! That is, production and distribution, in the second stage! And Maslow's theory is reversed. That is why the Yemeni people and the people of Palestine are alive and will survive. And the Islamic Iran, with all sanctions, is proud and victorious: the superpower is one of the worlds.

 

Ayrı iqtisadiyyat

Bəzi əsaslara görə iqtisadiyyatı kiçik və makroiqtisadi iqtisadiyyatlara ayırırlar. Lakin qlobal mənsubiyyətə görə bəzən milli iqtisadiyyat və transmilli bir də baxılır. Ancaq bu bölünmələr ayrı-ayrı iqtisadiyyatı göstərir. Çünki iqtisadi sistem inteqrasiya edildikdə, alt sistemləri və meta-sistemləri bol olacaq, lakin hamısı uyğun olacaq. Əzələli və həzm sistemləri olan insan orqanında olduğu kimi ... lakin hamısı böyümək üçün çalışır və: bədəndən sağ xilas olmaq. Sistematik qaydalar çökerse, sistem MS-də baş verən bir xəstəlik kimi digər sistemlərə dəstək vermək yerinə hücum edir. Sistemin təbiətində, yəni bütün sistemlər və alt sistemlər yalnız təkamül istiqamətində hərəkət etdiyinə görə tərtib edilmiş və planlaşdırılan heç bir uyğunsuzluq yoxdur: bu, Allahın zəkasıdır və Allah onlara bəzən Instinct adı: bəzən ağırlıq kimi istinad edilir. Çünki bunların hamısı Allahın Qüdrətinin qorumasıdır. Hətta sistemin anti-çəkisi olan çəkisizliyi də sistemin marağındadır: dünyanın inkişafı. Ancaq insanlarda bir şey fərqlidir: istiqamətini dəyişə biləcək insan iradəsi və iradəsi. Onlar deyirlər ki, hətta insan gücünə inanmırlar, cənnətdən keçərkən əvvəlcə bir şeyə baxırlar: öz avtomobilini ala bilmirlər! Buna görə də insanlarda azadlığın olması imkan verir: ya obyektlərin təkamül prosesini qarşısını almaq və ya sürətləndirmək. Bu səbəbdən iqtisadiyyat, bütün elmi mürəkkəbliyi ilə, yenidən insanlıq əmri olan bir insan elmdir: onu ətrafa çevirmək istəyir. Buna görə iqtisadiyyatın daimi görünüşü onu humanitarlardan çıxarır. Bəziləri taleyi idarə edərsə! İdarəçiliyi idarə edirlər: mexaniki və sənaye formulalar, istehsalın tərkib hissələrindən biri! Onlar sənaye universitetlərində dərs deyirlər. Onlar həmçinin sənaye ilə universitet arasındakı əlaqəni formalaşdırırlar və onlar mexanik şəkildə formalaşdırırlar. Yəqin ki, bu nəzəriyyənin, tarixdən irəli gələrək, tarix boyunca tətbiq olunduğunu, xüsusilə də XIX və XIX əsrlərdə, materializmin ən yüksək nöqtəsidir. Yəni, iqtisadiyyat istehsal vasitəsi ilə eyni idi! Və əlavə dəyər, lə'nət və insanlıq dışıdır. İnsanın aləti ilə bənzər bir insan kimi tanınırdı: bir insanın şəxsiyyəti onun işidir və əgər o işsizsə, o, əlçatmazdır. Ancaq İslam İnqilabı və İslam nəzəriyyəsi bütün faktorların təsirli olduğunu sübut etdi. Və ən azı bunların hamısı hesab edilməli olan mənəvi və maddi qüvvələrdir. Belə bir müəllim də bir işdir: digər işlərdə olduğu kimi, yazı və sənət də işdir, baxmayaraq ki, maddi istehsal və ya iş görmürük! Çünki, Lenin nəzəriyyəsinə görə: Hər kəs silahlı qüvvəni işçi (proletar) olmaq üçün istifadə edir, qalanları isə cəmiyyətin parazitləri və ya burjualardır. İslam İnqilabının gəlməsi ilə digər inqilablar ruhani oldu! Ona görə də onların çox maddi şüarları şüarlar və isim şüarları yaxınlaşdı! Əksinə, bəzi İslam alimləri iqtisadiyyatı yenidən nəzərdən keçirdilər və infrastrukturu elan etdilər: mədəni və siyasi inkişaf, hətta hərbi müstəqillik, iqtisadi inkişafdan asılı idi. İslam inqilabında itələyərkən, küləksiz yağı öldürürük, kralın şəhidlərini öldürmək üçün and içirəm! Yəni ikinci mərhələdə istehsal və paylama! Və Maslowun nəzəriyyəsi tərsinə çevrildi. Yəni, Yəmən xalqı və Fələstin xalqı canlıdır və sağ qalacaq. İslam İran, bütün sanksiyalarla, qürur və qələbədir: super güc dünyanın bir yeridir.

离散经济

根据某些理由,他们将经济分为小型和宏观经济型经济。但是由于全球的关系,有时候国民经济和跨国的经济也会受到关注。但这些部门似乎表明了离散的经济。因为当经济体系被整合时,子系统和元系统将会非常丰富,但它们将会和谐相处。就像人体一样,它具有肌肉和消化系统,......但他们都在努力成长,并且:为了生存身体。如果系统性命令崩溃,则系统会攻击它们,而不是支持其他系统,例如MS中发生的混乱。不一致的性质不落实,该系统和子系统,设计和规划,为发展每个动作,在神和神的智慧给了他们,有时本能标题:有时被称为重力。因为这一切正是在全能的真主的保护之下。即使系统的反地心引力也是符合系统的利益的:世界的发展。但是在人类中,有一点是不同的:它是人类意志或意志,它可以改变方向。因此,人类自由的存在使之成为可能:要么阻止或加速物体的进化过程。因此,经济的不变观点将其从人文科学中移除。如果有人管理命运!他们管理的管理如:机械和工业配方,生产的组成部分之一!他们在工业大学教书。他们也制定产业和大学之间的关系,并且他们机械地制定它。也许这个理论没有表示,纵观历史,已经实现:尤其是在十九和二十世纪,是唯物主义的高潮。也就是说,经济和生产资料一样!而且增值,诅咒和不人道。但伊斯兰革命和伊斯兰教理论证明,所有因素都是有效的。至少所有这些都是精神力量和物质力量,这两者必须兼顾。所以老师也是一份工作:和其他工作一样,写作和艺术都是工作,尽管我们没有看到物质生产或劳动!因为按照列宁的理论:每个人都有他的胳膊的力量,面包工人(无产阶级),剩下的,寄生虫或资产阶级社会。随着伊斯兰革命的到来,其他革命变成了精神!所以他们非常重要的材料口号已经接近适度和伊斯兰的口号!相反,一些伊斯兰学者也重新审视了经济并宣布了基础设施:文化和政治发展,甚至军事独立,都依赖于经济发展。当我们在伊斯兰革命中s战时,我们杀死无风的石油,我发誓要杀死国王的烈士!那就是生产和分销,在第二阶段!马斯洛的理论被颠倒过来。这就是为什么也门人民和巴勒斯坦人民仍然活着并能够生存下去的原因。伊朗伊斯兰共和国的所有制裁措施都是骄傲和胜利的:超级大国是世界之一。

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی