کشور حماس

مصرف همه چیز در ایران هفت برابر متوسط دنیا هست و اسراف و حرام هست

کشور حماس

مصرف همه چیز در ایران هفت برابر متوسط دنیا هست و اسراف و حرام هست

۹۶۸ مطلب با موضوع «سینما» ثبت شده است

امر به معروف با استفاده از هوش هیجانی

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۱۶ ق.ظ | ۰ نظر

امر به معروف با استفاده از هوش هیجانی، میتواند سرشار از انرژی برای جوانان باشد. برای این کار ما باید ابتدا معروف ها را بشناسیم، و بعد آنها را تنظیم کنیم (ایجاد ارتباط)، سپس برای از بین بردن منکر ها، معروف مقابل را ترویج کنیم. فرضا اگر اعتیاد را منکر می دانیم، یک راهپیمایی یا تجمع بزرگ سراسری، برای آنهاییکه ترک اعتیاد کرده اند، بگذاریم. وقتی همه (ان ای ها) معتادان ترک کرده گمنام، در یکجا جمع شوند، طبیعتا اجتماع بزرگی خواهد بود، و همدیگر را درک خواهند کرد، لذا معتادانی که ترک نکرده اند، به انزوا تهدید می شوند. مثال دیگر وقتی در جامعه بی حجابی یا بدحجابی، یک منکر است پس در مقابل آن، حجاب و با حجابی یک معروف است. علت اینکه بدحجابها، زیاد تر می شوند به دلیل این است که: به آنها اهمیت داده می شود! هر ماهواره تلویزیونی و یا هر فیلم سینمایی، (متاسفانه بسیاری زا فیلم های: سینمایی و تلویزیونی وطنی!) به نحوی آنها را مخاطب قرار می دهد. و برای زیاد کردن سطح قابل رویت موهای سر! انرژی جدیدتری به آنان تزریق می کند. در هر فیلم سینمایی ایرانی، هرسال روسری ها کمی عقب تر می رود. و در سریال های خارجی، هر بار لباس ها کوتاه تر، نازکتر و اندام نماتر می شوند. طبیعتا زیر بمباران تبلیغات بی حجابی، دختران نوجوان تصور می کنند که: حجاب یک امری ناپسند یا قدیمی شده است. برای مقابله با این هوش هیجانی منفی، باید پالس های مثبت داده شود. مثلا قیلمهایی ساخته شود: با هنرپیشه های خارجی محجب! یا اینکه در تلویزیون و سینمای ایران، هر روز روسری ها بزرگتر شود، و سطح نامحرمانه را کمتر کند. یکی از راههای بالابردن هوش هیجانی مثبت: در زنان محجبه همین تجمع امروز، در سراسر کشور بود که اگر در: کشور های مسلمان و غیر مسلمان هم، هماهنگی می شد خیلی موثر تر بود. وقتی همه آنها دریک جا همدیگر را ملاقات می کنند، اولا به وجود فعلی خود افتخار می کنند، و ثانیا برای آینده نیز تصمیم بهتری می گیرند. عدم برگزاری دائمی این قبیل همایش ها، باعث می شوند نه تنها حجاب پایش نشود، بلکه  به نقطه ضعفی برای ضربه زدن هم تبدیل شود. اما اگر در هر ماه، یک همایش یا باصطلاح یک  اتفاق باشد، همبستگی زنان محجبه حفظ شده، و حجاب آنها پایش شده و استوارتر می گردد. و اگر از تمام زنان دنیا، خواسته شود تا به این نهضت بپیوندند. دو اثر مهم دارد: اول اینکه آنها هم خوشحال می شوند که: مورد توجه قرار گرفته اند، دوم اینکه ایرانی هم متوجه می شود که: راه شان درست است. یا بجای 12 همایش واخد برای حجاب، این اتفاق ها برای 12 مورد: معروف ها باشد بهتر است. مثلا مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر که اشاره شد، مبارزه با مشروبخواری، بی قانونی شهری، بی ادبی دروغ و تهمت و افترا و کفر و نفاق و ( برگرفته از حدیث: لشکر عقل و جهل امام صادق ع ) برای هر موردی یک تجمع برگزار شود، و در ان تجمع معروف تبلیغ شده، و منکر تقبیح شود، اثرات دائمی داشته و هوش هیجانی، با هوش منطقی و هستی گرا تکمیل خواهد شد. در ایران باستان که یگانه پرستی مورد توجه بوده است، برای این امر برنامه منظمی داشتند. بنا بر روایت حضرت علی ع اصحاب الرس(ساکنان اطراف رود ارس) دوازده شهر داشتند: بنام های فروردین و اردیبهشت و خردادو.. رسم بر این بود که در روز همان ماه، مردم در ان جمع می شدند! و مراسم شکر گزاری داشته اند. مثلا اول فرودرین در شهر فرودرین، دوم اردیبهشت در شهر اردیبهشت، و سوم خرداد در شهر خرداد.  جشن سپاسگذاری از خداوند بر گزار می کردند. معروفترین آنها مهرگان است، که روزهفتم از ماه مهر است.

Comprehensive program to the famous

Empowering the famous with emotional intelligence can be energy-rich for young people. To do this, we must first recognize the famous ones, and then set them up (connecting), then, to eliminate the vices, promote the famous counterpart. By the way, if we consider the addiction to be a denial, let it be a big march or gathering for those who have been addicted. When all the addicts leave the unknown, they will come together, naturally, will be a great community and understand each other, so addicts who have not left isolation are threatened. Another example, when it is a denier in a non-veiled or unclean society, is, in front of it, a veil and a famous veil. The reason why the wicked are getting bigger is because: they are given importance! Each satellite TV or any cinematic film (unfortunately, many films from the cinematic and home theater!) Somehow address them. And to increase the level of visible head hair! Newer energy injects them. In every Iranian film, every year, scarves go a little bit. And in external series, each time the clothes get shorter, thinner and slim. Naturally, under the bombardment of hide-and-seek, adolescent girls imagine that: The veil is something unpleasant or outdated. To counteract this negative emotional intelligence, positive pulses should be given. For example, you should be made alive: with modest foreign actresses! Or, on television and cinema in Iran, every day scarves get bigger, and lower the level of unjustity. One of the ways to increase positive emotional intelligence: in the veiled women of the same gathering today, across the country, it was much more effective if it were in: Muslim and non-Muslim countries. When they all meet in the same place, they firstly are proud of their current existence, and secondarily, they will make a better decision for the future. The lack of permanent holding of such conferences will cause not only the hijab not to be monitored, but also a weak point for knocking out. But if every month a congress or so-called event happens, the solidarity of veiled women is preserved, and their veils are monitored and strengthened. And if all women in the world are asked to join this movement. There are two important works: first, they are happy that they are: they are considered; secondly, the Iranian also realizes that their way is right. Or instead of the 12 hijab conferences, it's better for 12 cases: famous. For example, the fight against drug addiction, which was mentioned, is a struggle against drinking, urban lawlessness, falsehood and slander, defamation, disbelief and hypocrisy, and (from Hadith: Imam Sadiq's wisdom and ignorance), for each case, an organized gathering , In which the popular gathering is advertised, and denied denied, has permanent effects, and emotional intelligence will be completed with rational intelligence and ontological intelligence. In Ancient Iran, which was considered to be unanimity, they had a regular plan for this. According to the narration of Imam Ali (as), the people of Aras had twelve cities: Farvardin, Ordibehesht and Khordad. It was customary to gather people in the same month that same month! And have been grateful. For example, the first lander in the city of Pallurin, May 2 in Ordibehesht, and June 3rd in Khordad city. Celebrate the gratefulness of God. The most famous of them is the Mehregan, which is 7th day since October.

  • سید احمد حسینی ماهینی

مایکروسافت دارای یک و نیم میلیارد مشتری شد

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۳۵ ب.ظ | ۰ نظر

مایکروسافت یک استارت آپ ابتدایی، بدون هیچگونه حمایت مادی و معنوی بود. مشتریان آن از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کرد، تا اینکه مهندس جوانی بنام جواد خاکی،  معاون بیل گیتس شد. با برنامه ریزی شجاعانه او، مایکروسافت دارای یک و نیم میلیارد مشتری شد! و همه این کار ها را جواد حاکی در: مسجدی که خود آن را ساخت، انجام میداد حتی مدیران شزکت های مهمی چون: بی ام و هم در آنجا پرزنت می شدند، و موقع افطار از خورشت قیمه آن، تعریف می کردند! آنقدر جواد  به این مسجد علاقه داشت، که همه قرار های خود را بعد از نماز در مسجد می گذاشت. علاوه بر ان مسجد، وی توانست میلیونها نوانخانه نشین ر،ا تحت پوشش قراردهد و اکنون نیز، به این کار نیک خود در سراسر جهان ادامه می دهد. روح الله رحمانی همکار نزدیک او هم می گوید: هر وقت می خواهم او را ببینم، تقویم کشورها را برای من می فرستد، می گوید یکی را انتخاب کن تا مرا ببینی! روح الله خود در آمریکا به دنیا آمده، پدر ومادرش او را به مدرسه آمریکایی ها در سیاتل فرستادند، ولی حالا بعد از این همه موفقیت، مهاجرت معکوس کرده و به ایران آمده است. وی می گوید: حرفهای مردم در اتوبوس یا تاکسی دو قسمت است: یک قسمت که فقط حرف است، تا وقت بگذرانند و انتقاد هم چاشنی آن می کنند! و باید از ان صرف نظر کرد. ولی قسمت دیگر حرفهایی است که: میتوان با کمک گوینده مشکلات و انتقادات را برطرف کرد. وی از تجربیات جواد خاکی یاد گرفته، تا هر کس انتقاد می کند، توپ را به زمین انتقاد کننده بفرستد! و از او خواهش کند تا: در رفع این کمبودها کمک کند. طبیعی است اگر طرف از روی بیکاری و: برای تفریح انتقاد نکرده باشد، دست همکاری می دهد، و مشکل را برطرف می کند. از نظر روح الله اصلا چیزی بنام مشکل وجود ندارد! آنچه را ما می گوییم، چالش است. یک طرف رفع چالش هم گوینده است. اگر گوینده به انتقاد  و شکایت خود اعتقاد داشته باشد، خیلی سریع این تهدید ها به فرصت تبدیل می شود. پس در چالش، ما فرصت بدست می اوریم، در حالیکه در مشکل قربانی می شویم. مثلا اگر در تعمیر یا نگهداری، مسجد ماکروسافت اشکالی پیش می آمد، جواد خاکی با این که معاون اول بیل گیتس بود، هرگز به دیگران مراجعه نمی کرد! خودش آن را رفع می کرد. چند بار هم شاهد بودند که وی، توالت ها را هم تمیز می کرد! روح الله رحمانی که در ششمین همایش فناوری اطلاعات در دانشگاه شریف، سخنرانی می کرد، از جواد خاکی یاد گرفت که برای شروع هر کاری، باید ایده های بزرگ داشت، ولی با امکانات ساده شروع کرد. وی می گوید که باید با چرا کار را شروع کنیم! چرا فلان اشکال و یا چالش وجود دارد. بعد با ایده مخصوص خود، که هیچکس از ان مطلع نیست! برای حل آن اقدام کرد. هرکس باید بتواند همانطور که زمان حال را می بیند، آینده را بهتر و دقیق تر نگاه کند. باید تمرین کند که: آینده را هم مثل حال ببیند. آن وقت می تواند یک کار آفرین باشد. حتی دکتر فیاضی رئیس فناوری اطلاعات شهرداری تهران، در این همایش گفت هرکس می خواهد: استارت آپ بزند یا کار افرینی کند، اول باید تمرین دست فروشی کند! ممکن است خیلی ها بگویند: دانشجوی شریف و دستفروشی؟ ولی شما کاری نداشته باشید، چون وقتی شما با دستفروشی بتوانید: یک کالا را خوب معرفی کنید، تا مشتری را قانع به خرید نمایید، در شرکت های بزرگ هم می توانید: موسیقی دان ها از خیابان ها شروع کردند! حالا ممکن است شهرداری یا اصناف دشمن دست فروشی باشند، و باعث نابودی آنها شوند! ولی این دستفروش ها هستند که: کالا را در دسترس و باقیمت پایین، عرضه می کنند.

The story of the mosque of Microsoft

Microsoft was a primary startup without any material and moral support. Its customers did not exceed the number of fingers, until a young engineer, Javad Khaki, was assistant to Bill Gates. With his courageous planning, Microsoft has got one and a half billion customers! And all of this was done by Javad Hamid: The mosque that he built, even the managers of important companies such as: BMW, and they were there, and they defined it during the iftar! Javad was so interested in the mosque, who put all his plans after prayer in the mosque. In addition to the mosque, he has secured millions of nursery homes and is now continuing his good work all over the world. Rouhollah Rahmani, a close friend of her, also says: whenever I want to see her, she sends me a calendar of countries, tells me to choose one to see me! Rohullah himself was born in America, his father and mother sent him to the American school in Seattle, but now after all this success, immigration has reversed and came to Iran. He says: People are busy on a bus or taxi with two parts: a part that only talk, spend time and criticize it! And you must abandon it. But the other part is that: the speaker can help solve problems and criticism. He learned from the experiences of Jawad Khaki, who criticizes everyone to send the ball to the critically acclaimed ground! And ask him to: help resolve these shortcomings. It's natural that if the party is out of work and does not: have not criticized the fun, it will work together and will solve the problem. In the spirit of spirit, there is no problem at all! What we say is a challenge. One side of the challenge is the speaker. If the speaker believes in critique and complaints, then these threats become an opportunity soon. So in the challenge, we get the opportunity, while sacrificing the problem. For example, if there was a problem with the repair or maintenance of the mosque in Macquarie, Jawad Khaki, while being the first vice president of Bill Gates, never came to anyone else! She solved it himself. How many times he saw that he cleaned the toilets! Rouhollah Rahmani, who spoke at the sixth IT conference at Sharif University, learned from Jawad Khaki that he had to have great ideas to get started, but started with simple possibilities. He says we have to start with why we work! Why are there any drawbacks or challenges? Then with a special idea that nobody knows! To solve it. Everyone should be able to see the future better and more accurately, just as he sees the present. It should practice: to see the future as it is. Then it can be an entrepreneur. Even Dr. Fayyazi, the head of Tehran Municipal Information Technology, said at the conference, "Everyone wants to start up or work, first it is necessary to practice a workout!" Many people might say: Noble student and salesman? But you do not have anything to do, because when you're in a hands-on business, you can introduce a good product, to convince the customer to buy it, and in large corporations you can: musicians start the streets! Now, the municipality or the guilds of the enemy can be sold, and they can be destroyed! But these are the vendors who offer the product at affordable prices.

  • سید احمد حسینی ماهینی

کدام مدیریت منابع انسانی؟

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

مدیریت منابع انسانی، در هر کجا و با هر تئوری مطرح باشد، به تعریف از انسان وابسته است. لذا کسانی که انسان را دگرباشانه تعریف می کنند، نمی توانند ادعا کنند مدیریت بر منابع انسانی دارند! دگر باشان، که انسان را فقط غریزه می دانند! و با حیوان مساوی می خوانند! میتوانند مدیریت منابع انسانی خود را داشته باشند، ولی حق ندارند آن را به دیگر: تئوری ها و مکاتب تحمیل نمایند. کسانی مانند طرفداران ابراهام مازلو، که انسان را با زیر بنای فیزیولوزی! و مادی می شناسند، و معنویت ها را بعد از ان می دانند، حق ندارند در مورد: انسان اسلامی و ایمانی، مدیریت خود را گسترش دهند. انسان اسلامی نه حیوان ناطق است!(یونانی باشان) نه گوریل باهوش:(مدیریت کلاسیک باشان) و نه حتی  انسان ابزار ساز ( مارکس باشان). بلکه انسان موجودی الهی است، و برعکس تمام مکتب های مادی، اولویت انسان، عقاید و ارزش های اوست.  یعنی انسان بخاطر عقاید مذهبی و الهی و دینی، نه گرسنگی می فهمد نه تشنگی! حتی جان خود را هم تقدیم می کند. لذا آنها ییکه با متر (گوریل باهوش)، ایرانی ها را اندازه می گیرند، تعجب می کنند! همین امروز استادی از انگلیسی باشان، در نهمین همایش آسیب های منابع انسانی، در دانشگاه الزهرا س، افاضه می فرمود!: من تعجب می کنم که مردم ایران، با این حقوق کم چطور زنده اند؟ چطور اینهمه با انگیزه کار می کنند! وی می گفت: حقوق پایه ایران 16میلیون ریال است، که تقریبا صد دلار می شود! در حالیکه در دنیا کمتر از چهارصد دلار در ماه، هیچکس کار نمی کند! یعنی زندگی او نمی چرخد. طبیعی است که این احمق ها که: با پاهای مصنوعی انگلیسی ها راه می روند، نمی توانند پای دونده و پرقدرت ایرانی را، تجزیه وتحلیل حرکتی کنند. آنها نمی دانند که کار کردن عبادت است! هرکس برای روزی خود و خانواده اش، کار کند مانند مجاهد در راه خداست. آنها نمی دانند که مردم ایران، با خدا معامله می کنند نه با دولت، یا کار خانه دار و سرمایه دار! با اینکه دهاتی هستند، ومی گویند در قدمگاه نیشابور بدنیا آمدند، ولی آنقدر شیفته مازلو ها و پاولوف ها و فروید ها شده اند، که چیزی از غیر از ان در ذهن شان فرو نمی رود.  در حالیکه مردم ایران را، باید بر عکس جدول مازلو بررسی کرد! یعنی اول احترام، موقعیت اجتماعی و معنویت می خواهند، بعدا به غذا و نیاز های فیزیولوژیک فکر می کنند. امام خمینی قبلا هم گفته: اقتصاد مال خر است. یعنی خورد وخوراک را زیر بنا قراردادن، انسان را با حیوانات یکی می کند. الاغ هم تا موقعی که علف نخورد، کار نمی کند بعد که علف خورد، جفتک هم می اندازد! ولی انسان ایرانی و اسلامی، یک ماه روزه می گیرد! همه خوراکی ها را کنار می گذارد. این اقا، چون در ایران نبودند نمی دانند که: در اوایل انقلاب که هنوز: یقه سفید ها حاکم نشده بودند، مردم شبانه روز و بدون حقوق کار می کردند! به دستور امام خمینی از همان اول انقلاب، در کشاورزی خودکفا شدیم! ولی یقه سفید های انگلیسی باش! یا آمریکایی باش، برای اینکه دلار ها را به جیب آمریکا و انگلیس بریزند، آنقدر وارد کردند تا همه کشاورزان را ورشکست نمودند. حالا هم برای ورشکست کردن کشاورزان، جلوی صادرات را می گیرند. زیرا تولید در ایران به اشباع رسیده! و اگر صادر نشود همه تولیدات در زمین خواهد ماند. تعطیلی کارگاهها یا کار کردن با ظرفیت کم، از نظر آنها یعنی ورشکستگی! ولی از نظر ایرانی یعنی اشباع بازار، و ممنوعیت صادرات. یعنی آنقدر کار خانه وجود دارد، و تولیدات زیاد است که :نیازی به تولید آن کارگاهها نیست!(بازار و خریدار ندارد).  ولی آنها واردات با دلار دولتی را، بمثابه دامپینگ ضد ایرانی می کنند.

Which Human Resource Management?

Human resource management, wherever and by any theory, depends on the definition of man. Therefore, those who define human beings can not claim to have management over human resources! Other than Bashan, they consider humans only instinct! And they are singing with an animal! They can manage their human resources, but they have no right to impose it on other: theories and schools. Those like the fans of Abraham Maslow, who mankind with the physiological foundation! And they know material, and they recognize spirituality afterwards, they have no right to expand their management in the case of: Islamic people and faith. An Islamic man is not a ruthless animal! (Greek Bashan) No clever gorilla: (Classic management of Bashan) nor even human instrumentalist (Marx Bashan). Rather, human beings are divine, and on the contrary all material schools are the priority of man, his ideas and values. That is, man does not understand hunger or thirst for religious, divine, and religious beliefs! He even gives his life. So, they wonder about the meter (smart gorilla), the Iranians! Today, a professor at the Al-Zahra University, the professor of English Bashan, speaks at the 9th Human Resource Harming Conference: I wonder what the Iranian people are living with these little rights? How do they all work with motivation! He said: Iran's basic salary is 16 million rials, which is about 100 dollars! While there are less than $ 400 a month in the world, nobody works! That is, his life does not spin. It is natural that these fools, who walk along the artificial limbs of the British, can not be able to analyze the movement of the runners and powerful Iranians. They do not know that working is worship! Everyone works for his day and his family like Mujahid in the way of God. They do not know that the people of Iran deal with God, not with the government, or the housewife and the capitalist! Although they are rural and they are said to have been born in Neishabour, but they are so enthralled by the Maslow, the Pavlovs and the Freudians, that they do not fall into their minds. While the people of Iran should be checked against the Maslow table! First, they want respect, social status and spirituality, then they think about food and physiological needs. Imam Khomeini has already said that the economy is a donkey. It means that the soup and the sink are built underneath, and the person is one with the animals. The ass does not work as long as the grass does not eat, after the grass feeds it, it also throws the duck! But the Iranian and Islamic people take a month's fast! All food will be discarded. These people, because they were not in Iran, did not know that: In the early days of the revolution, which still did not exist: the white collar was not ruling, the people worked day and night without pay! On the orders of Imam Khomeini, we became self-sufficient in agriculture from the very beginning of the revolution! But be a British white collar! Or American, to bring the dollars to the pockets of the United States and Britain, they insisted so that all farmers went bankrupt. Now they will stop exporting for bankruptcy of farmers. Because production in Iran is saturated! And if it is not exported, all the produce will remain on the ground. Shutting down workshops or working with low capacity, in their view, bankruptcy! But in terms of Iran: saturation of the market, and the ban on exports. That is, there is so much work at home, and there are so many products: there is no need to produce those workshops! (There is no market and buyer). But they import anti-Iranian dumped imports with government dollars.

  • سید احمد حسینی ماهینی

به راحتی می توان 11هزار امامزاده در ایران را تجمیع کرد.

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۰۸ ب.ظ | ۰ نظر

هر امام زاده ای در ایران و جهان، شحره نامه دارد زیرا بر آنان واجب بوده که: اصل و نسب خود را حفظ کنند. لذا به همین جهت الان 200میلیون سادات، در جهان شناسایی شده، که فقط 5میلیون نفر ان در یمن هستند. همه آنها خود را از اولاد امام حسین ع می دانند، و الحوثی همان الحسین است، که برای تقیه تغییراتی در آن داده اند. حتی ملکه انگلیس از نوادگان پیامبر، و از نسل امام حسن است. لذا در انگلیس و آلمان و اروپا و آمریکا هم، پراکنده هستند. افعانستان قبیله مهمی بنام سادات دارد، کشمیر که همگی از اولاد امام جعفر صادق هستند. سادات هندی اولین گروهی بودند که: توانستند علنا به نسب خود افتخار کنند. در عراق و سوریه و ترکیه، حتی در کردستان ایران و عراق هم، حسینی زیاد است که خود را از اولاد و: نواده های امام حسین ع می دانند. عربستان که منبع این شجره طیبه است. فقط مقبره دوهزار نفر، در قبرستان بقیع بوده که تخریب شده! در راس آنها چهار امام معصوم قراردارند. امیدواریم روزی دنیا احساس مسئو لیت کند، و آنجا را بازسازی کند. و یک تبار نامه واحد، برای  همه آنها تهیه نماید. زیرا همه سادات به نوادگان پیامبر نسبت داده می شوند، لذا ریشه اصلی آنها پیامبر است. و مطابق فرموده قران، شجره طیبه هستند که اصل آن ثابت است، و شاخه های آن در آسمانها. اخیرا سازمان اوقاف برنامه هایی برای: این کار درنظر گرفته و با: مراکز پژوهشی قراردادهایی را بسته است. ولی باید برای آن نقشه راه تهیه کرد. همه امور را مهندسی نمود، تا زودتر به نتیجه برسد. البته کار بسیار ساده است، ولی حجم آن بسیار بالا است. چون به تجمیع شجره نامه، تحت عنوان نور واحد، از ابتدا اهمیت داده می شد. پیامبران در سراسر جهان، از نور واحد هستند. اولاد پیامبران هم مشخص هستند: مانند بنی اسرائیل که همگی، از اولاد حضرت یعقوب( فرزند دوم حضرت ابراهیم) هستند. و قریش که همه از اولاد اسماعیل (فرزند اول حضرت ابراهیم). در زمان حضرت علی ع برادرش عقیل، تخصص در امور انساب داشت، و همه را با چند نسل از: پدرانشان یاد می کرد. شاید معروفترین کتاب که به این موضوع پرداخته، کتاب منتهی الامال شیخ صدوق، در قرن چهارم هجری است  در کتاب منتهی الامال نوشته شده که: چهل نسل پدران حضرت محمد ص، به حضرت آدم می رسد! و نام آنها به ترتیب ذکر شده است. بعد، فرزندان حضرت محمد ص و نوه هایش را نوشته، و تعداد اولاد آنها را ذکر می کند. در اصول کافی هم، برخی شجره اصحاب نوشته شده است. اما اخیرا کار های مهمی صورت نگرفته. مدتی حضرت آیت الله مرعشی، به این کار ها رسیدگی می کرد، بعد از رحلت ایشان، آقای سجادی نامی ادامه داد ولی رها شده است. در حالیکه امروزه در عصر انفجار اطلاعات هستیم، به راحتی می توان 11هزار امامزاده در ایران را تجمیع کرد. باکشورهای دیگر هم تعاملاتی داشت، تا همه اسناد موجود یکپارچه شده و: شجره نامه اصلی و واحد؛  که شامل تمامی نوادگان پیامبر باشد، تهیه شود.  البته در این پروژه باید همزمان جلوی: انحراف به چپ و راست گرفته شود. نه زیاد سهل گرفت، که افرادی بدون تناسب در داخل شجره باشند، و نه آنقدر سخت که افرادی مثل ملکه انگلیس را، طرد کرد با اینکه شجره محکم و مفیدی دارد. طبیعی است این شجره واحد، خیلی منظم و با نرخ تصاعدی یکنواخت نخواهد بود. زیرا در برخی زمانها، کشتار های دسته جمعی از سادات انجام می شد! و آمار آن کمتر خواهد بود. و در برخی زمانها سادات، فضای بهتری برای زندگی داشتند که: آمار ان بالاتر می رود. مثلا در زمان امام رضا ع که تا حد: ولیعهدی قدرت جایگاه داشت، سادات موسوی و رضوی بسرعت رشد می کنند.

Collectibles of genealogies

Every Imam is born in Iran and in the world, because he was obliged to: maintain his lineage. Therefore, 200 million Sadat now are identified in the world, with only 5 million people in Yemen. All of them consider themselves as descendants of Imam Hussein, and al-Hawti is Al-Hussein, who has changed it for the Taqiyah. Even the Queen of England is descendants of the Prophet, and of the generation of Imam Hassan. So they are scattered in England, Germany, Europe and the United States. Afghanistan has an important tribe called Sadat, Kashmir, all of which are the sons of Imam Ja'far. Hindi Sadat was the first to openly be proud of their own lineage. In Iraq, Syria and Turkey, even in the Kurdistan of Iran and Iraq, there is a large number of Hosseini who consider themselves descendants of Imam Hossein. Saudi Arabia is the source of this Tayebeh tree. Only the tomb of two thousand people was destroyed in the cemetery of Baqiyah! At the head of these are four immoral imams. We hope that one day the world will feel responsible, and rebuild it. And a single letter of origin for all of them. Because all Sadat is attributed to the descendants of the Prophet, so their root is the Prophet. According to the Qur'anic verses, they are the pedigree of Tayyib, whose principle is fixed, and its branches in the heavens. Recently, the Endowment Organization has plans for: This work is being done and with the research centers closed the contracts. But you have to make a roadmap for that. Engineered: all the affairs:, to come to an end sooner. Of course, the task is very simple, but its volume is very high. Because: the collection of the genealogy, known as single light, was initially given importance. Prophets all over the world are from the same light. The descendants of the prophets are also clear: like the children of Israel, all of whom are the children of Jacob (the second son of Abraham). And Quraysh, who are all descendants of Ishmael (the first son of Abraham). At the time of His Holiness Ali, his brother Aqil, he had specialization in affairs, and he spoke all of them with several generations: their fathers. Perhaps the most famous book dealing with this topic, the book of the late Saman Sheikh Saduq, in the 4th century AH, is written in the book of the Imam of Al-Amal: "Forty generations of the Prophet Muhammad's fathers come to Adam! And their names are listed in order. Then, he wrote the sons of Muhammad and his grandchildren, and cited the number their children. In some basic principles, some of the companion's pedigrees have been written. But important work has not been done recently. Some time ago, Ayatollah Marashi addressed these issues. After his death, Mr. Sajjadi continued his name, but was abandoned. While we are in the age of information explosion, it is easy to combine 11,000 Imam Zadeh into Iran. Other countries also interacted so that all existing documents are integrated: the original and unitary genealogy, which includes all the descendants of the Prophet, should be prepared. Of course, this project must be simultaneously in front of: Left and Right Lean. It was not so easy that people without a fit inside the pedigree, and not so hard that they rejected a person like the Queen of England, despite having a solid pedigree. It is normal that this single pedigree is not very regular and will not be uniform. Because at some times mass murder was carried out from Sadat! And its statistics will be less. And at some times Sadat had a better living environment: its statistics are getting higher. For example, during the reign of Imam Reza, who, to the extent that: crown prince was in power, Sadat Mousavi and Razavi grew rapidly.

مقتنیات من الأنساب

کل إمام مولود فی إیران وفی العالم ، لأنه اضطر إلى: الحفاظ على نسبه. لذلک ، تم تحدید 200 ملیون من السادات الآن فی العالم ، مع 5 ملایین شخص فقط فی الیمن. کلهم یعتبرون أنفسهم من نسل الإمام الحسین ، والحاوی هو الحسین ، الذی غیره إلى التقیة. حتى ملکة إنجلترا من نسل الرسول ، ومن جیل الإمام حسن. لذلک فهی منتشرة فی إنجلترا وألمانیا وأوروبا والولایات المتحدة. أفغانستان لها قبیلة مهمة تسمى السادات ، کشمیر ، وجمیعهم من أبناء الإمام جعفر. کان الهندی السادات أول من افتخر علنا ​​بنسبهم الخاصة. فی العراق وسوریا وترکیا ، وحتى فی کردستان إیران والعراق ، هناک عدد کبیر من حسینی الذین یعتبرون أنفسهم من نسل الإمام الحسین. المملکة العربیة السعودیة هی مصدر شجرة الطیبة هذه. فقط قبر ألفی شخص تم تدمیره فی مقبرة البقیع! على رأس هؤلاء أربعة أئمة غیر أخلاقیین. نأمل أن یشعر العالم فی یوم من الأیام بالمسؤولیة وإعادة بنائه. ورسالة أصل واحدة لکل منهم. لأن کل السادات یعزى إلى أحفاد النبی ، لذلک جذرهم هو النبی. وفقا للآیات القرآنیة ، فهی نسب الطیب ، الذی تم إصلاح مبدأه ، وفروعه فی السماء. فی الآونة الأخیرة ، لدى مؤسسة الوقف خطط من أجل: یتم هذا العمل مع إغلاق مراکز البحوث للعقود. ولکن علیک أن تضع خریطة طریق لذلک. المهندسة جمیع الشؤون ، للوصول إلى نهایته عاجلا. بالطبع ، المهمة بسیطة للغایة ، لکن حجمها کبیر جدًا. لأن مجموعة علم الأنساب ، والمعروفة باسم الضوء الواحد ، أعطیت فی البدایة أهمیة. الأنبیاء فی جمیع أنحاء العالم هم من نفس الضوء. أحفاد الأنبیاء واضحون أیضًا: مثل بنی إسرائیل ، وجمیعهم أبناء یعقوب (الابن الثانی لإبراهیم). وقریش ، وجمیعهم من نسل إسماعیل (الابن الأول لإبراهیم). فی عهد قداسة علی ، شقیقه عقیل ، کان لدیه تخصص فی الشؤون ، وتحدث کل منهم مع عدة أجیال: آباءهم. ولعل أشهر کتاب یتناول هذا الموضوع هو کتاب المرحوم سامان شیخ صدوق ، فی القرن الرابع الهجری ، وقد کتب فی کتاب إمام الأمل: "أربعون جیلًا من آباء الرسول محمد یأتون إلى آدم! ویتم سرد أسمائهم بالترتیب. ثم کتب أبناء محمد وأحفاده ، واستشهد بعدد أبنائهم. فی بعض المبادئ الأساسیة ، تمت کتابة بعض من نسب المرافقة. لکن العمل المهم لم یتم مؤخرا. منذ بعض الوقت ، عالج آیة الله مرعشی هذه القضایا ، وبعد وفاته ، واصل السید سجادی اسمه ، لکنه تم التخلی عنه. بینما نحن فی عصر انفجار المعلومات ، من السهل الجمع بین 11000 إمام زاده فی إیران. تفاعلت بلدان أخرى أیضًا حتى یتم دمج جمیع المستندات الموجودة: یجب أن یتم إعداد الأنساب الأصلیة والوحدیة ، والتی تشمل جمیع أحفاد النبی. بالطبع ، یجب أن یکون هذا المشروع فی وقت واحد أمام: الیسار والیمین العجاف. لم یکن الأمر سهلاً لدرجة أن الأشخاص الذین لیس لدیهم ملاءمة للداخل ، ولیس من الصعب أن یرفضوا شخصًا مثل ملکة إنجلترا ، على الرغم من أن لدیهم نسبًا قویة. من الطبیعی أن تکون هذه النسب الفردیة غیر منتظمة ولن تکون موحدة. لأنه فی بعض الأحیان تم القتل الجماعی من السادات! وستکون إحصائیاتها أقل. وفی بعض الأوقات کان السادات یتمتع ببیئة معیشیة أفضل: إحصائیاته تزداد. على سبیل المثال ، فی عهد الإمام رضا ، الذی ، إلى حد ما: کان ولی العهد فی السلطة ، نما سادات موسوی ورضوی بسرعة.

Şecere koleksiyonları

Her İmam, İran'da ve dünyada doğar, çünkü zorunluluğu vardı: soyunu korumak. Bu nedenle, Yemen'de sadece 5 milyon insanla şu anda dünyada 200 milyon Sedat tanımlanmaktadır. Hepsi kendilerini İmam Hüseyin'in torunları olarak görüyorlar ve El-Hawti, onu Taqiyah için değiştirmiş El-Hüseyin. İngiltere Kraliçesi bile, Hz. Peygamber'in ve İmam Hasan'ın neslinin torunlarıdır. Bu yüzden İngiltere, Almanya, Avrupa ve Amerika Birleşik Devletleri'nde dağılıyorlar. Afganistan, hepsi İmam Câfi'nin oğlu olan Sedat, Keşmir adında önemli bir kabileye sahiptir. Açıkça kendi soyları ile gurur duyan ilk Hintçe Sedat oldu. Irak, Suriye ve Türkiye'de, İran ve Irak Kürdistanında bile, kendilerini İmam Hüseyin'in soyundan düşünen çok sayıda Hosseini var. Suudi Arabistan bu Tayebeh ağacının kaynağı. Bakü mezarlığına sadece iki bin kişinin mezarı imha edildi! Bunların başında dört ahlaksız imam vardır. Bir gün dünyanın sorumlu hissedeceğini ve yeniden inşa edeceğini umuyoruz. Ve hepsi için tek bir menşe mektubu. Tüm Sedat peygamberin soyundan geldiği için onların kökü peygamberdir. Kuran ayetlerine göre, onlar prensibi sabit olan Tayyib'in ve cennetteki dallarıdır. Son zamanlarda, Bağış Teşkilatının şunları planladığı: Bu iş yapılıyor ve araştırma merkezleriyle sözleşmeleri kapattı. Ama bunun için bir yol haritası yapmak zorundasın. Tüm işleri daha önce bitecek şekilde tasarladı. Tabii ki, görev çok basit, ama hacmi çok yüksek. Çünkü soy kütüğünün tek ışık olarak bilinen koleksiyonuna başlangıçta önem verilmiştir. Tüm dünyada peygamberler aynı ışıktan. Peygamberlerin torunları da açıktır: İsrail'in çocukları gibi, hepsi Yakup'un çocuklarıdır (İbrahim'in ikinci oğlu). Ve İsmail’in torunları olan İbrahim’in ilk oğlu olan Kureyş. Hazretleri zamanında Ali, kardeşi Aqil, ilişkilerde uzmanlığı vardı ve hepsiyle birkaç kuşakla konuştu: babaları. Muhtemelen bu konuyla ilgili en ünlü kitap olan AH 4. yüzyılda en son Saman Şeyh Saduq'un kitabı Al-Amal İmam kitabında yazılmıştır: "Hz. Muhammed'in babalarının kırk nesli Adem'e geliyor! Ve isimleri sırayla listelenir. Daha sonra Muhammed'in oğullarını ve torunlarını yazdı ve çocuklarının sayısını gösterdi. Bazı temel prensiplerde, bazı arkadaşlarının soyadıları yazılmıştır. Ancak son zamanlarda önemli çalışmalar yapılmamıştır. Bir süre önce, Ayatollah Marashi bu meseleleri ele aldı, ölümünden sonra Sajjadi ismini devam ettirdi, ancak terk edildi. Bilgi patlaması çağındayken, 11.000 İmam Zadeh’i İran’da birleştirmek çok kolay. Diğer ülkeler de, tüm mevcut belgelerin bütünleşmesi için birbirleriyle etkileşime girmiştir: Peygamberin tüm torunlarını içeren orijinal ve üniter şecere hazırlanmalıdır. Tabii ki, bu proje aynı anda önünde olmalıdır: Sol ve Sağ Yalın. Soyağacının içine sığmayan insanlar ve o kadar da zor değildi, sağlam bir soyağacı olmasına rağmen, İngiltere Kraliçesi gibi bir kişiyi reddettiler. Bu tek soyağacının çok düzenli olmaması ve tek tip olmaması normaldir. Çünkü bazı zamanlarda Sedat'tan toplu cinayet işlendi! Ve istatistikleri daha az olacak. Bazı zamanlarda Sedat daha iyi bir yaşam ortamına sahipti: istatistikleri yükseliyor. Örneğin, İmam Reza döneminde, tacı prens iktidardayken, Sadat Mousavi ve Razavi hızla büyüdü.

 

  • سید احمد حسینی ماهینی

شریک دزد و رفیق قافله!

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

یکی از وظائف ناظران این است که: با متهم یا ناظر علیه! دوستی نکند.این عمل مجرمانه بزرگترین خیانت است  مثلا شما ناظر هستی که: کسی گرانفروشی نکند! بعد بجای نظارت، با او دوست شوی تا هر چقدر خواست گران بفروشد! و چیزی هم به تو بدهد. در دوران کاردانی یا کارشناسی، به افسر وظیفه یاد می دهند که: دستورات را اجرا کند، ولو اینکه دیگران ناراضی باشند. یکی از افسران نیروی انتظامی می گفت: هر موقع خطاکار از دست من برنجد، آن وقت می فهمم که وظیفه ام بخوبی انجام شده است. علت بسیاری از بی بندو باری های: فرهنگی و فساد اخلاقی و بدحجابی در جامعه، همین است که ماموران مبارزه با: مواد مخدر یا بی حجابی، بجای مبارزه و دستگیری آنان، روی خوش نشان داده و آنها را فراری می دهند. تلفن 124 که ناظر بر قیمت گذاری ها، و رسیدگی به شکایات است، اغلب ناظرانی که انتخاب کرده، برای رفع مسئولیت بوده! لذا آنها هم بر سر پست ها حاضر نمی شوند، و فقط کارت نظارت می گیرند تا پز بدهند . بدتر از این، وقتی رفیق آنها برای گرانفروشی، گیر می افتد پادر میانی می کنند، تا او را فراری دهند. این مثال ها مفهوم شریک دزد و رفیق قافله است.  در نظارت های بزرگتر فاجعه بار تر است. مثلا  رئیس جمهور که برای نظارت بر قانون اساسی قسم خورده، اگر بجای نظارت بر قانون شکنان، با استفاده از موقعیت قانونی خود، راه فرار را نشان بدهد؟  یا اگر رئیس قوه قضائیه که مسئول ثبت و ضبط: اموال و دارایی های مسئولین است، آن را اجرا نکند!  و یا بانک مرکزی که ناظر بر بانکها تعیین شده، با مدیران بانکها رفاقت کند، تا جاییکه نتواند از انها انتقاد نماید، ایا سنگ روی سنگ می ماند؟ فاجعه آمیز تر آن که بجای نظارت بر بانکها، رفاقت کند وخود را حامی انها بداند. همه جا برای اثبات نظر مدیران بانکها، قدم بگذارد و از شورای پول و اعتبار، وزیر اقتصاد و همه استفاده کند تا: مثلا بهره و سود بانکی را افزایش دهد! در این هنگام است که شاهد رشد بانکداری با ربا! بنام بانکداری بدون ربا هستیم. با حمایت بانک مرکزی شاهد رشد بهره، تا 45درصد هم بوده ایم.  الان هم اراده ای برای کاهش: این بهره ها وجود ندارد. دولت مصوبات زیادی می گذراند که: برای رونق تولید، سرمایه در گردش با نرخ کم، به کارگاهها اختصاص داده شود. ولی بانک مرکزی بجای اجرای این منویات، به عنوان مدافع بانکها، مابه التفاوت سود 45درصدی را با نرخ دولتی، به حساب بدهی دولت می گذارد! و با شدت تمام پیگیری کرده، آن را وصول می کند. اگر بانک مرکزی این کار را نکند، دولت نیازی به استقراض از بانک ها ندارد. دچار کسری بودجه هم نمی شود. برای اهمیت این موضوع، که در لابلای ارقام نجومی آن را مخفی کرده اند، کافیست مجموع وام های اشتغال و ازدواج و مسکن و بهداشت .. که بعنوان وامهای کم بهره، و یارانه ای پرداخت شده، حساب کرده به مدت چهل سال، آن را ضرب کنید! و با نرخ بهره مرکب 30درصد، حاصل ان را به دست اورید. نه تنها از بودجه های عمرانی و جاری بیشتر می شود! بلکه دولت را در منگنه افزایش تصاعدی: نرخ بهره قرار می دهد. که دیر کرد و جرایم هم به آن اضافه می شود. خیانت بانک مرکزی فقط به این امر محدود نمی شود. بلکه در جریان ارزی هم، شاهد کم کاری یا ضدیت با اقتصاد مقاومتی است. در حالیکه روس و چین و ترکیه، دلار را از چرخه اقتصاد بیرون کرده اند، صحبت آن در ایران خفه شده است. و همچنان همه چیز، با دلار سنجیده می شود. تمام کالاهای اساسی، به دلار ارزان قیمت محاسبه می شود، تا بدهی خریداران نفت کمتر شود.حرکت بانک مرکزی با حجاج بیت الله الحرام، این سوء نیت آنها را اثبات کرد.

Partner and thief!

One of the tasks of the observers is: with the accused or supervisor! This is a criminal act that is the greatest betrayal, for example, you are observer: nobody is paying for it! Then, instead of watching, you will love him to sell as much as he wants! And give you something. During an undergraduate or bachelor's degree, the officer is instructed to: execute orders, even if others are dissatisfied. One of the police officers said, "Every time the transgressor misses me, then I understand that my duty is well done." The cause of many unprotected criminals, moral and moral mischief in society, is that fighters: drugs or veil fighters, instead of fighting and arresting them, show off and escape. Telephone 124, which deals with pricing, and handling complaints, is often the observers who chose to address the responsibility! So they do not attend the posts, and they only get a supervised card to cook. Worse still, when their comrade gets stuck in the middle of a big deal, they throw a middle finger to escape him. These examples are the concept of a thief and a friend of affairs. It is more catastrophic in larger oversight. For example, the president who sworn to oversee the constitution, if instead of overseeing the perpetrators, he would show the way of escape using his legal status? Or if the head of the Judiciary responsible for filing is the property and property of the authorities, do not execute it! Or is the central bank that is appointed by the banks to make friends with the bank's managers, if it cannot criticize them, is it rock on the stone? The more disastrous it is that, instead of overseeing the banks, it is comradeship and supporters. Everywhere to step by step to prove to the managers of the banks, and use the money and credit council, the minister of economics and everyone else to increase the interest and profit of the bank! At this time it is witnessing the growth of banking with usury! We are in the name of bank robbery. With the support of the Central Bank, we saw growth in interest rates of up to 45%. Now there is a will to reduce: There is no such interest. The government passes a lot of laws that: To boost production, working capital at low rates, will be allocated to workshops. But instead of implementing these programs, the central bank, as a bank advocate, puts the difference in profits at a rate of 45% at a public rate into a state debt account! And he tracks and grabs it. If the central bank does not do this, the government does not need to borrow from banks. There is no budget deficit either. For the significance of this issue, which has been concealed by astronomical figures, it is only the sum of loans for employment and marriage and housing and sanitation ... calculated as low-interest loans and subsidies paid for forty years multiply! And: at a compound interest rate of 30%. Not only will development budgets be increased! Rather, the government puts a staggering increase in interest rates: interest rates. Which is late and the crimes are added to it. Central Bank betraying is not limited to this. But in the course of the currency, it also witnesses little or no resistance to the resistance economy. While Russia, China and Turkey have pulled the dollar out of the economy, its talk in Iran has suffocated. And still everything is measured in dollars. All the basic commodities are calculated in cheap dollars, in order to reduce the debt of oil buyers. The central bank's move with Hojjaj Baitullah al-Haram, proved that their mistake.

  • سید احمد حسینی ماهینی

نیروگاه بوشهر نباید به علت: نبودن اورانیوم غنی شده: تولید داخل تعطیل بماند

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

برجام نویسان، حضرت ابراهیم امروز هستند! و شباهت آنها به این است که: برجام را فرزند خود می دانند و: باید که آن را قربانی کنند. همانطور که رئیس جمهور گفتند: دیگر نهادی بنام 5+1را به رسمیت نمی شناسیم! و وجود خارجی ندارد. در همه زمینه ها بایدا اینطور قاطعانه سخن گفت، و برجام را هم باید کنار گذاشت. اما این امر احتیاج به فداکاری دارد. زحمات شبانه روزی سالهای سال، در دیار غربت و چانه زدن با آدمهایی که: منطق ندارند واقعا قابل تقدیر است. ولی باید این زحمت ها را، برای خدا کنار بگذارند و بگذرند. زیرا که خواست همه مردم است: که در انرژی صلح آمیز هسته ای، عقب ماندگی نباشد. نیروگاه بوشهر نباید به علت: نبودن اورانیوم غنی شده: تولید داخل تعطیل بماند. یا طرحهای دیگر برق رسانی، و دارویی هم عاطل و باطل شوند. اگر انها از این مرحله عبور کنند، دارای چشم برزخی خواهند شد! همان  که امام خمینی را قادر ساخته بود: که چهل سال پیش بگوید: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. ایشان چیزهایی می دید، که برای بقیه دیدنش مشکل بود. برخی ها هم اصلا نمی خواستند باور کنند. آنها می گفتند این یک شعار است: برای اینکه مردم را روحیه بدهد. اما این طور نبود، ایشان با اطمینان قلبی و عقلی به این موضوع رسیده بود، و می فرمود اسلام تمام سنگر های کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. الان بعد از چهل سال می بینیم: پهباد پیشرفته و پرهزینه آنها، با یک دستگاه یک هزارم قیمت، قطعه قطعه شد! و در دریا ریخت تا دانشمندان ایران، با مهندسی معکوس فناوری آن را استخراج کنند. یکی از چیز هایی که چشم ما نمی بیند( یا برزخی نیست) همین موضوع است که: بزودی آن را فراموش کنیم! دشمن با فراموش شدن این موضوع، دوباره کری خوانی اش شروع می شود، تا یک پهباد دیگر!  اگر خوب ببینیم، ایران هر روز در حال سرنگون کردن پهباد های پیشرفته است. از حادثه طبس تا گروگانگیری: تفنگدارن دریایی آمریکا، فاصله زیاد است و تصور این است که: هیچ کار دیگری نشده است! لذا ترس از جنگ بر کسانی که: اینطور فکر می کنند سایه می افکند. بنابر این در ایران دوگروه هست: عده ای که همیشه به یاد شکست های آمریکا هستند، و می دانند اگر آمریکا حمله کند خودش نابود می شود. گروه دوم که سعی می کنند: آن را فراموش کنند یا آن را توجیه کنند. لذا همیشه فکر کنند: الان است که آمریکا حمله کند! مراکز حساس ایران را نابود کند، و ملت را در گیر جنگ نماید. گروه دوم را اصلاحاتی، در مقابل گروه اول که انقلابی است، نام گذاری شده. بنابر این مبانی ترس اصلاحات، از تحریم آمریکا یا حمله نظامی انها، ریشه در فراموشی یا ناباوری عملیات های ایرانیان است. چنانچه شکست حمله طبس را، به عالم خیال یا غیر واقعی نسبت دادند، سعی دارند اسارت تفتگدارن آمریکایی، سقوط پهباد ها و نقشه برداری های دقیق از: ناوهای جنگی امریکا را هم، تخیلاتی جلوه دهند. در ذهن آنها آمریکا، جاودانی و شکست ناپذیر است و: پیشرفت های ملت ایران هم یک بلوف! به همین جهت نمی گذارند: برجام پاره شود! همانطور که قولش را داده بودند. یا نمی گذارند برعلیه توقیف نفتکش، شکایت یا اقدامی شود! با اینکه می دانند که همه سرنشینان آن، غیر قانونی باز داشت و بازجویی شده اند. در این زمینه اسپانیا و روسیه، بر این ها شرف دارند! اسپانیا گفته چرا باید در آب های: سر زمینی من چنین کار های غیر قانونی اتفاق بیافتد! ولی اصلاحاتنی ها نه تنها حرفی نزدند، بلکه این را یکی از عکس العمل های کوچک! آمریکا میدانند که برای انتقام از پهباد ساقط شده در نظر گرفته. سکوت آنها  برای التماس است: تا امریکا حمله نکند! نترسید! چهل سال ترس کافی است.

Foundations of political fears

Successors, Abraham are today! And their resemblance to this is that: they consider their children to be, and they must sacrifice it. As the president said, we will not recognize another institution called the 5 + 1! And there is no external existence. In all respects, it must be said so decisively, and it should be left out of action. But this requires sacrifice. The day-to-day misfortunes of the year, in the midst of rumbling and bargaining with people who are not logical, are truly worthy of. But they must put away these difficulties for God. Because it is the will of all people: not to be backward in peaceful nuclear energy. Bushehr Power Plant should not be due to the lack of enriched uranium: the production will remain in the open. Or other schemes of electricity and pharmaceuticals will be void and void. If they pass through this stage, they will have an eyeball! The one that had enabled Imam Khomeini: to say forty years ago: America cannot make any mistakes. They saw things that were difficult for others to see. Some did not even want to believe. They said it was a slogan: to make people morale. But this was not the case, he had reached this heartfelt certainty and said that Islam would conquer all the key bases of the world. Now, after about forty years, their advanced and costly drone has been cut off with a one thousandth machine price! And: poured into the sea so that the Iranian scientists would extract it by reverse engineering. One of the things that our eyes do not see (or not) is that: Let's forget it soon! The enemy begins to forget about this issue, until it's another drone! If we look well, Iran is pushing up advanced gunships every day. From the Tabas incident to the hostage-taking: The American Marines are far away, and the idea is: No other work has been done! Therefore, fear of war on those who: they think they shadow. Therefore, in Iran, there are two groups: those who always remember the failures of America, and they know that if the US attacked, it would be destroyed. The second group is trying to: forget it or justify it. So, always think: It's time for the US to attack! Destroy the sensitive centers of Iran, and engage the nation in war. The second group is called reform, against the first group that is revolutionary. Therefore, the fundamentals of reformist fears of America's embargo or military strike are rooted in the oblivion or inertia of Iranian operations. If they attributed the failure of the Tabas attack to the imagined or unrealistic worlds, they would try to imagine American American naval capture, drone crash and accurate mapping. In their minds, the United States is eternal and invincible: and the progress of the Iranian nation is a bluff! That's why they will not let it be torn! As promised. Do not complain or take action against tanker seizure! Although they know that all of its occupants have been illegally detained and interrogated. In this regard, Spain and Russia are honest! Spain said why it should happen in the waters: my terrain, so illegal! But rebellions not only have nothing to say, but a small reaction! The United States is aware that it has been considered for the revenge of the fallen impasse. Their silence is to beg: not to attack the United States! Do not be scared! Forty years of fear is enough.

  • سید احمد حسینی ماهینی

هدف آمریکا و اروپا، این است که ایران پولی نداشته باشد

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

با احترامات فائقه برای برجام نویسان، که توانستند زمان بخرند و: پرونده ایران را از شورای امنیت خارج کنند، و قظعنامه هایی به نفع ایران صادر کنند، باید گفت: الان وقت پایان برجام است. سوت ان زده شده و: بوی الرحمن آن بلند است. اگر اصرار بر ان شود، ضد برجام خواهد بود! زیرا هر موجودی ابتدا و انتها دارد و هر پروژه ای، آغاز و پایان برایش تعریف شده. اگر هم نشده باشد، جبر زمان آن را نشان خواهد داد. خیلی ها دوست ندارند بمیرند! ولی مرگ سراغ همه می اید. برجام نویسان هم به برجام مانند: کودک خود نگاه می کنند، و ناراحت می شوند اگر: کودک آن ها بمیرد. اما ناراحتی ندارد. امانتی بود مدتی به شما دادند، حالا پس می گیرند. پس دادن این کار، عین شجاعت است. پس با همان شجاعتی که پیش رفته، و برجام را نوشتند، باید با همان شجاعت هم، عذر خواهی کنند و ددپوینت آن را اعلام کنند. همه نویسنده ها اینطورند. بعد از چند ماه از مطلب نوشتن خود، اگر آن را دوباره بخوانند، فوری پاره می کنند! فقط موقعی این کار را نمی کنند، که کسی آنها را ببیند! دردسر برجام نویسان هم همین است. همه دیده اند، لذا نباید حرف خود را پس بگیرند! و نوشته خود را پاک کنند. توصیه مصطفی رحماندوست، در تمام کلاس های نویسندگی اش همین است: نوشته خود را بگذارید در یخچال، شش ماه بعد دوباره آن را بخوانید، اگر قابل چاپ بود؟ برای چاپ بفرستید. حالا اگر نویسنده ای این کار را نکرد عیبی ندارد، چون به خودش مربوط است. ولی برجام به یک ملت مربوط است. قبل از فکرکردن نوشته شده، و قبل از مطالعه دوباره چاپ شده. در حالیکه اگر این کار را می کردند، اصلا نمی نوشتند. زیرا دیکته نانوشته غلط ندارد. و دیکته نوشته شده هم، باید غلط هایش پاک شود. از فلسفه چینی که بگذریم هدف آمریکا و اروپا، این است که ایران پولی نداشته باشد. تا به اصطلاح آنها، خرج مقاومت و یا تروریسم نکند. اینستکس را هم طراحی کردند: تا همان پولهایی هم که: دور از چشم آنها داریم، جلوی چشم آنها ببریم و: دو دستی تقدیم کنیم. مشکل این است که همه کار های اروپا و آمریکا، ازدید تکنوکراتها درست است. لذا با اینکه ایرانی هستند، طرف آنها را می گیرند. تکنوکراتها یا یقه سفید ها، و به زبان خودمان اسلاحاتی ها، همانطور فکر می کنند که: امریکا و اروپا فکر می کند، همزاد پنداری می کنند. چندان بعید هم نیست، زیرا همگی ریزه خوار سفره غرب بوده اند. اما ایران با حرکت انقلابی اش، حرف دیگری دارد. و نمی خواهد مثل انها فکر کند. اگر قرار بود که مثل آنها فکر کند، اینمهمه شهید نمی داد.  از نظر ایران، باید پرچم تشیع بالا باشد. پرچم امام رضا ع برافراشته باشد . پرچم امام حسین ع در اهتزاز باشد. ولی انها می خواهند: تمام این پرچم ها پایین کشیده شود. آنها می خواهند بقیع خرابه باقی بماند. بقیه حرم ها هم مثل آن، تخریب و از بین برود. آنها برجام را برای این می خواستند! همانطور که اف اب تی اف را می خواهند. آنها می خواهند تا ایران، به حزب الله لبنان کمک نکند، تا همه شیعیان لبنان قتل عام شوند. به سوریه کمک نکند، تا حرم های مطهر را تخریب کنند، به جان و مال و ناموس شیعیان هتاکی کنند. می خواهند حرمین عسکریین، کربلا و نجف را نابود کنند. و این البته از نظر تکنوکراتها، باز هم اشکالی ندارد ومهم نیست. اگر برجام نبود امروز تکلیف یکسره شده بود. کسی جرات نمی کرد نامی از امریکا ببرد. و نفت کش ها را هم توقیف نمی کردند. زیرا دستور جنگ شورای امنیت همان، و از بین رفتن آمریکا و اسرائیل و آل سعود همان. سقوط پهباد آمریکایی همه ساله اتفاق افتاده، و قدرت برتر ایران ثابت شده، ولی انها با برجام و امثال آن، عمر خود را دراز تر می کنند.

With all due respect, do everything!

With false accolades for those who succeeded, who were able to buy time: to expel Iran's case from the Security Council, and to issue Iran's best practices, it should be said that time is coming to an end. Whistling and: The smell of it is tall. If it is insisted, it will be counter-productive! Because each creature has its beginning and end, and each project is defined as its beginning and end. If not, the algebra will show its time. Many do not like to die! But death comes to everyone. The accomplishments are as follows: they look at their children, and they are upset if: their child dies. But it's not upset. It was a gift to you for a while, now they will return. Returning to this is just as courageous. So, with the same courage they have done, they must make the same courage, and apologize, and declare it. All authors are the same. After a few months of writing, if they read it again, they will be torn instantly! Only when they do that, someone will see them! This is also the trouble for the accomplishers. Everyone has seen, so do not get back! Clear your post. The advice of Mostafa Rahmandoost is, in all of his writing classes: write your own in the refrigerator, read it again six months later, if it was printed? Send to print. Now, if the author does not do this, it's not a problem, because it's related to him. But the achievement is related to a nation. Before writing, and reprinted before reading. However, if they did, they would not write at all. Because: the unwritten dictation is wrong. And the written dictation must erase its mistakes. From the Chinese philosophy that we leave, the purpose of America and Europe is that Iran does not have the money. So they do not spend the resistance or the terrorism. They also designed the Instax: to make the same money as: We have no eyes ahead of them, and in front of them, and: Give two hands. The problem is that all the work of Europe and America is right for the technocrats. So, they are Iranian, they take their side. The technocrats or the white collar, and in our own language, are as if they think: America and Europe think they are conjugal. It is not very unlikely, because they are all the golden eagles of the West. But Iran has something else in its revolutionary move. And do not want to think like them. If he was supposed to think like them, he would not have given a martyr. In Iran's opinion, the Shi'ite flag should be high. The flag of Imam Reza is raised. The flag of Imam Hussein is to be thrown. But they want: all these flags are pulled down. They want the rest of the ruins. The rest of the shrines, like it, will be destroyed and destroyed. They wanted it! As they want FF TF. They want Iran not to help Hezbollah in Lebanon, so that all Lebanese Shiites are massacred. Do not help Syria to destroy the shrines, destroy the lives and property of the Shiites. They want to destroy the Shrines of Muscari, Karbala and Najaf. And this, of course, in the opinion of the technocrats, is still unimportant and not important. If this were not the case, today the assignment was over. No one dared to take a name from America. And the tankers were not seized. Because the order of the war of the Security Council is the same and the destruction of the United States and Israel and Al Saud is the same. The fall of the US drone has been happening every year, and Iran's supreme power has been proven, but they will make their life longer and more like that.

  • سید احمد حسینی ماهینی

اجازه بازسازی و دیدار هم نمی دهد،

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

چرا دادگاه جبل الطارق، می تواند حکم صادر و اجرا نماید، ولی معاون حقوقی قوه قضاییه، یا وزیر دادگستری نمی تواند شکایتی بکند؟ واقعا کم کاری برخی مسئولین، این سوال را پیش می اورد: آیا اینها ایرانی نیستند؟ چرا خودشان را مدافع انگلیس می دانند؟ به قول یکی از فعالان حقوق بشری، آنها برای اینکه گروگانهای آمریکایی، چند روز نتوانسته بودند دوست دخترشان را ببینند! ادعای غرامت می کنند و از اموال ایران برداشت می کنند.  ولی این طرف، همه قانون شکنی را می بینند، و هیچ اعتراضی نمی کنند! شاید اصلا خود را لایق اعتراض نمی دانند! وقتی به دکتر عباسی گفته می شود: هیئت نمایندگی ایران، به سان فرانسیسکو رفت و در تدوین و: تصویب منشور سازمان ملل متحد، و نیز در پایه‌گذاری یونسکو شرکت داشت، یا در سال ۱۹۴۵ م  اعضای هیئت نمایندگی ایران، در کنفرانس سان‌فرانسیسکو بود، که سازمان ملل متحد را پایه گذاشت! یا اینکه قرار بود اشرف پهلوی رئیس سازمان ملل شود، با اینکه دکترای حقوق بین الملل دارد، با تعجب می گوید: من تابحال چیزی نشنیده ام. حتی در جلسه سخنگوی قوه قضائیه نیز، از ورود خبرنگار ماهین نیوز جلوگیری می کنند! تا اینگونه سوالات مطرح نشود. تا کی حقوقدانان ما می خواهند: از مزدوران و جاسوسان، با حرارت دفاع کنند، ولی اسمی از حقوق ملت ایران نبرند؟ آیا تعهد به سازمان سیا، برای دریافت دکترای این رشته، آنقدر سفت و سخت است که: آنها حتی در فکر و مخیله خود هم، برعلیه سازمان سیا، نباید اندیشه ای داشته باشند؟ وقتی به جاسوسان انگلیس و آمریکا می رسد، می گویند وظیفه وکیل، حمایت از حقوق همه انسان ها است! ولی وقتی به فلسطین می رسد، اصلا نمی شوند!  باور نمی کنند که دولت فرانسه، تا حالا سی و چهار مین هفته است که: مردم خود را سرکوب می کند. برایشان اصلا قابل شنیدن نیست، که جلیقه زرد ها کور و کر شده، بر اثر مواد شیمیایی و گاز های اشک آور: و ضربات باطوم جان داده اند. این فقر فکری و فقر فرهنگی: اصحاب حقوق و سیاست در ایران، باعث شده تا هیچ اقدامی علیه: آنهمه جنایات آمریکا و اروپا انجام نشود. در پاره ای از جاهاییکه، افرادی مثل مصدق (یا بانک ملت)وارد شدند، مجبور بودند شخصا دفاع کنند! چون هیچ حقوقدانی آنها را حمایت نکرده است. امور بین الملل داگستری و قوه قضائیه، بجای فعال بودن در این زمینه، راه برای دیگران هم می بندند. بارها به همه قسمت ها مراجعه شده، تا یک لایحه ای برای استیفای حقوق ایران تهیه شود، هیچکس همکاری نکرده! و بعضا می گفتند که ایران، عضو فلان کمسیون نیست، پس نمی تواند شکایت کند! یا اینکه دادگاه لاهه اصلا ترتیب اثر نخواهد داد. در واقع وظیفه خود را، جلوگیری از فعالیت حقوقی و مدنی ایران، برعلیه آمریکا و اروپا می دانند. استاد بزرگ حقوق مرحوم کی نیا، می گفت ایران حقی ندارد که بخواهد شکایت کند. ایرانی ها تروریست هستند، و همه جا محکوم می شوند! از دیگر استاتید هم هیچ اثری، برعلیه فرانسه یا اروپا و آمریکا دیده نمی شود. مجلس یا دولت هم اگر اقداماتی کرده اند، بیشتر جنبه سیاسی و نمایشی داشته! زیرا از سوی وکلای حقوقی، حمایت نشدند تا بتوانند لایحه: قابل طرح تهیه نمایند. نه تنها اروپا و آمریکا از نظر این اقایان، مصون از خطا هستند! و شکایت برعلیه آنان، شکایت  از سیستم قضایی پاک و غالی است، بلکه شکایت برعلیه آل سعود و اسرائیل هم، خالی از خطا نیست. کسانی که سیصد نقطه تاریخی را در مکه و مدینه، تخریب کردند به اندازه تخریب: گوشه ای از معبد بامیان جرم مرتکب نشده اند! آل سعود که قبرستان بقیع را تخریب کرده، و اجازه بازسازی و دیدار هم نمی دهد، کاملا قانونی است.

Gibraltar Court!

Why the Gibraltar Court can issue and enforce a ruling, but the Judicial Assistant Judiciary, or the Minister of Justice, can not make a complaint? Indeed, some officials did not ask the question: are not they Iranians? Why do they consider themselves defender of England? As one of the human rights activists has said, they have not been able to see their girlfriend for a few days as American hostages! Claiming compensation and taking Iran's property. But on this side, everyone sees breaking the law, and they do not protest! Perhaps they do not deserve to protest at all! Speaking to the deputy judiciary, the Iranian delegation went to San Francisco to: ratify the United Nations Charter, and also to establish UNESCO; or in 1945, Iran's delegation was at the San Francisco Conference. Which established the United Nations! Or it was supposed to be the head of the United Nations, Ashraf Pahlavi, although he has a doctorate in international law, he is surprised to say: "I've never heard anything. Even at the meeting of the spokesman of the judiciary, they prevent the arrival of Mahin News reporter! Until such questions are raised. How long are our lawyers wanting to defend the mercenaries and spies, but not nominate the rights of the Iranian nation? Is the commitment to the CIA to get a doctorate in the field so rigorous that: They should not even think in their own minds against the CIA? When it comes to British and American spies, they say the duty of a lawyer is to protect the rights of all human beings! But when they arrive in Palestine they will not be at all! They do not believe that the French government has been on the thirty-fourth week since it oppresses its people. They can not be heard at all, because the yellow vest is blind and crumpled, due to chemicals and tear gas, and the batons have been dead. This intellectual poverty and cultural poverty: the rights and politics of Iran have caused no action: not all these crimes are committed in America and in Europe. In some places, people like Mossadeq (or Mellat Bank) were forced to defend themselves! Because no lawyer has supported them. The international affairs of Dagestry and the judiciary, instead of being active in this field, will tie the way to others. Many times you have come to all parts to make a bill for the rights of Iran, no one has cooperated! And sometimes they said that Iran is not a member of the commission, so it can not sue! Or, the Hague Tribunal will not work at all. In fact, their duty is to prevent Iran's legal and civil activities against the United States and Europe. The great lawyer of the late Kay Nia said that Iran has no right to sue. Iranians are terrorists, and they are condemned everywhere! No other statues have any traces against France or Europe and the United States. The parliament or the government, if they have taken action, have a more political and dramatic side! Because they were not supported by lawyers so they could make a bill. Not only Europe and the United States are immune to these mistakes! And complaining against them is a sued by a purely criminal justice system, but complaints against Al Saud and Israel are not void. Those who destroyed three hundred historical points in Mecca and Medina have not been as devastating as they did: they did not commit a crime in the corner of the Bamiyan Temple! Al Saud, who demolished the Baqih Cemetery and does not allow restoration and visitation, is completely legal.

  • سید احمد حسینی ماهینی

جرایم سازمان یافته: تحت عنوان موزه داری.

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۰۵:۴۷ ب.ظ | ۰ نظر

دزدی دریایی، آنهم توسط نیروی دریایی بریتانیا، کار جدیدی نیست. آنها روز روشن دزدی می کنند و به آن، افتخار هم می کنند! چرا که از نسل وایکینگ ها هستند. گرچه دورانی تصمیم گرفتند که: نژاد خود را اصلاح کنند، ولی هنوز معلوم نیست، کدام نژاد بر اتاق شماره 10لندن حاکم هستند. در دوران شاه عباس صفوی، اعزام هزاران قزلباش به اروپا، و نسل کشی از این جوانان سرباز، نتوانست عادت های دزدی آنان را تغییر دهد. یا انگلوساکسون ها را به اریایی های: با فرهنگ و تمدن و تاریخ تبدیل کند. گرچه پادشاه انگلستان خود را، سید اولاد پیامبر اسلام می داند، ولی کسانی که او را احاطه کرده اند، مانند او سامی و اریایی نیستند. و شاید از همان وایکینگ ها باشند. سرنوشت کشتی نفت کش ایرانی توقیف شده، نشان خواهد داد که کدام نژاد، در انجا حاکمیت دارند: ایا این خواست اراده قزلباش ها و نژاد سامی ملکه ای هست، یا انگلوساکسون های آدم خوار؟ نمونه دزدی این قبیل از: اروپایی و آمریکایی ها کم نیستند. نقطه ضعفی که، مورد استفاده آل سعود قرار گرفتند، تا در مقابل ایران صف آرایی کنند.  برخلاف نژاد ایرانی که: هر سال بر تولید و خودکفایی تاکید می کند، و با اینکه مازاد تولید، و مصرف سه برابری دارد، باز هم از رونق تولید دم می زند. اروپایی و آمریکایی ها که نسل: اخراجی حضرت نوح! هستند به سبب اخلاق رذیله، به تولید و زحمت اهمیت نمی دهند، بیشتر تمایل دارند بر سر گردنه ها بایستند، و از ایران دزدی کنند. البته برای این کار تجربه های درازی دارند. از جمله اینکه به حکم جعلی: دادگاههای داخلی خودشان، یا بنا به دستور بزرگ احمقها، یعنی ترامپ این کار را انجام می دهند. برآوردی که در ماهین نیوز شده، ارزش مبادلاتی کالاهای به سرقت رفته از ایران، در اروپا و آمریکا بالغ بر 50بیلیون یورو می باشد. یک قلم از این کالاها، بنام موزه داری یا مجموعه داری است. نام پر زرق و برق که: هیچکس به ماهیت دزدی بودن آن، شک نمی کند. اما ابتدایی ترین سوال ها، میتواند روش سازمان یافته جرایم آنها را برملا کند. فقط کافی است سوال کنیم: این دارایی موزه ها، که اغلب متعلق به ایران است، چطور به آنجا راه یافته است؟ طبیعتا باید پای هرکدام از این آثار، قراردادی امضا شده باشد، و طرف ایرانی هم، اجازه امضا داشته باشد. مثلا از طرف سازمان میراث فرهنگی یا گردشگری باشد. این سند ها وجود ندارد. زیرا ایرانی هرگز میراث خود را، به پول نمی فروشد. پس اگر هم داشته باشد جعلی است. آنها برای این کار، سازمان های مهمی دارند: این سازمان ها از سوی سفارتخانه های انها مدیرت می شوند. که آموزش و سازماندهی: گانگستر ها و دزدان اتوکشیده و یقه سفید را دارند. کسانی که به عنوان تاجر یا وابسته فرهنگی، وارد ایران می شوند.با چمدانی پر پول به سراغ: یهودیان سرگردان رفته، به آنان قول ثروت فراوان در برابر: یک قطعه سنگ یا زیرخاکی ایرانی می دهند. بازار جهود ها در تهران و اصفهان و شیراز، به شدت فعال بوده و از ایرانیان: طماع بهره برداری می کنند. طوری که همه ایرانیان طماع، یک دستگاه فلزیاب دریافت می کنند! و همه جا دنبال گنج هستند. نقشه این گنج ها هم توسط: اروپایی ها یا آمریکایی ها، با چمدانهای دلار به آنها داده می شود. پس از دزدی و دریافت این آثار، از طرق مرزی آنها را بصورت غیرقانونی، به خارج برده و به موزه داران می فروشند. درواقع موزه داران، بزرگترین مالخر های قرن هستند. ضرورت وجود مالخر برکسی پوشیده نیست.95 درصد دزدی ها، بدون وجود مالخرانجام نمی شود. دزد شیرینی، آن را می بلعد، تا آثار جرم مشهود نباشد. ولی دزدی های بالاتر لازمه: وجود موزه ها بعنوان مالخر ها  است.

Organized crime: under the title of museums.

Piracy, by the British Navy, is not new. They steal the day and they are proud of it! Because: they are a generation of Vikings. Although they decided to change their race, it's still unclear which race is ruling the Chamber No. 10 in London. During the Shah Abbas Safavi period, the sending of thousands of Qizilhas to Europe, and the genocide of these young soldiers, could not change the habits of their theft. Or Anglo-Saxons to become Aryans: with culture, civilization and history. Although the king of England himself considers Seyed the descendants of the Prophet of Islam, those who surround him are not like Sami and Arians. And maybe they are from the same Vikings. The fate of the Iranian oil tanker, who has been seized, will indicate which race is dominant there: is this the will of the Qizilbashs and the Sami queen's race, or the Anglo-Saxon? The examples of such thefts are from Europeans and Americans. The weak point used by al-Saud was to rally against Iran. Unlike the Iranian race, which emphasizes production and self-sufficiency each year, and despite the fact that the surplus of production and consumption is three times higher, it still breaks out the production boom. Europeans and Americans who are generations: Prophet Muhammad Noah! Because of their morality, they are not concerned with production and hard work, they are more likely to stand on their heads and steal from Iran. Of course, there are many experiences for this. Including a fake decree: their own domestic courts, or according to the great commandments of the fools, the tramp, do this. Estimated in Mahin News, the value of exchanging goods stolen from Iran, in Europe and the United States is over 50 billion Euros. A pen of these goods is called museums or collections. The glittering name that: nobody doubts the nature of its theft. But the most basic questions can reveal the organized method of their crimes. Just ask: Is this the property of the museums, which often belong to Iran, how did they get there? Naturally, each of these works must be signed by a contractor, and the Iranian side must sign it. For example,: by the Cultural Heritage or Tourism Organization. These documents do not exist. Because Iran never sells its legacy, it does not sell money. So if it is, it's fake. They have important organizations for this: these organizations are managed by their embassies. Educated and organized: Gangsters and thieves are white-collar and white. Those who enter Iran as a businessman or a cultural affiliate, with a bag full of money: The wandering Jews give them a promise of great wealth against: a piece of Iranian rocks or daisies. The Judean market in Tehran and Isfahan and Shiraz is heavily active and exploits Iranians: gill. So that all Iranians will get a metal detector! And they are looking for treasure everywhere. The maps of these treasures are also given by: Europeans or Americans, with dollar luggage. Following the theft and receipt of these works, they illegally extracted them abroad through the border and sold them to the curators. In fact, the museums are the greatest lovers of the century. The necessity of having a petty girlfriend is not covered. 95% of thefts are not done without a lot of money. The cookie thief shakes it, so that the effects of the crime cannot be seen. But higher thefts are necessary: ​​the existence of museums is like males.

  • سید احمد حسینی ماهینی

ذخایر اورانیوم، بالاتر از دخائر ارزی!

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۰ ق.ظ | ۰ نظر

ذخایر اورانیوم، بالاتر از دخائر ارزی!

تا مدتها بشر نمی دانست: ذخیره کردن یعنی چه! لذا هرچه  می کاشت می خورد، و هرچه داشت مبادله می کرد، یا دور می انداخت. تا اینکه حضرت یوسف ع  ساختن سیلو و ذخیره سازی را، با وحی الهی به مردم مصر آموخت. البته هر پیامبری مبعوث می شد، یک راه حل اقتصادی هم، برای مردم خود به اذن خداوند ارائه می کرد. مانند حضرت آدم که کشاورزی آموخت. یا حضرت ادریس کلاس داری و لباس دوزی، حضرت داوود ع ذوب آهن و ساخت زره، و حضرات دیگر نجاری، چوپانی و معماری های بزرگ  را، برای بشر هدیه اوردند، تا در کنار احکام جدید، رفاه بیشتری نیز به مردم داده باشند. همه این معجزات در طول تاریخ تحریف می شد، یا بنام دیگران ثبت می گردید. یا بعنوان تصادف! از ان یاد میشد: یعنی تصادفا آتش کشف شد تصادفا کشاورزی و خیاطی و نجاری را بشر آموخت. ولی آخرین معجزه، یعنی کتابت باقی ماند(قران)، بقیه را هم در آن درج کرد و: از دست تحریف نجات داد. علی ایحال، بعد از حضرت یوسف بود که: ذخیره سازی معنی پیدا کرد، مثلا در هند بودائیان به ذخیره طلا روی آورده بودند. وقتی نادرشاه به هند رفت،  هندی ها کادو های طلای زیادی، از جمله کوه نور و دریای نور را به او هدیه کردند. تا ذخیره طلای ایران تکمیل شود. غربی ها هم به دنبال طلای هند رفتند ولی موفق نشدند. ولی برخی از انها، تازه فهمیده بودند زمین گرد است، تصمیم گرفتند از راه دور زدن زمین، به ذخائر طلای هند، دست پیدا کنند. اما به جای هند سر از امریکا در اوردند، و سرخپوستها را هندی خطاب کردند! باکشتن آنها طلاهایشان را صاحب شدند! ولی وقتی با طلاهای زیاد برگشتند گندمی در کار نبود! زیرا همه کشاورزان به: سوداگری طلا مشغول شده بودند. دیدند طلا را نمی شود خورد! اگر از کشورهای دیگر هم می خریدند، برایشان بسیار گران تمام می شد. وباید همه طلاهای خود را می دادند، فهمیدند طلای اصلی گندم است!(کشاورزان گنجینه های خداوند هستند). و این را عصر سوداگران: در تاریخ علم اقتصاد می نامند. اما این اولین تجربه انحرافی؛ آنان را وادار کرد که طلا را ذخیره نموده،  بجای ان کاغذ یا اسکناس منتشر کنند. طلا پشتوانه جدید پول و اقتصاد شد. اما در جنگ دوم جهانی، انفجار بمب اتم در هیروشیما توسط آمریکا، با قدرتی که به آمریکا داد، ذخیره اورانیوم جای طلا را گرفت! هرکس به آمریکا جنس نمی فروخت، تهدید به بمب اتمی شده، کوتاه می امد و تابع می شد. هیچکس هم اجازه دسترسی به بمب اتم را نداشت: باید اورانیوم خود را به آمریکا می فروخت. تا اینکه ایرانیان، اقدام به تاسیس نیروگاه بوشهر کردند. آنها دانش غنی سازی را، که خودشان به امریکا برده بودند، برگردادند. قدرت از امریکا گرفته شد، و به ایران منتقل گردید! لذا در سال 1979 بازگشت دانشمندان، به همراه بازگشت رهبری محبوب، مرگ آمریکا را امضا نمود. آمریکا دست و پای زیادی زد: تا ایران هم مانند دیگر کشورها، فقط خریدار تکنولوژی باشد! لذا دست به تحریم زد، وبرجام را نوشت اما نتوانست. تا اینکه دانشمندان ایرانی: برجک او را نشان گرفتندو: پوز او را به خاک مالیدند: با ساخت دستگاههای پیشرفته، بمب اتم آنها در پهباد پیشرفته شان نابود کردند! ایران هم تصمیم گرفت: غنی سازی را ادامه دهد. زیرا فهمید تمام تحریم ها و تهدیدهای آمریکا، فقط برای جلوگیری از غنی سازی و: ذخیره اورانیوم بوده است. البته هنوز کسانی هستند که: گول آمریکا را می خورند و تحت عنوان برجام، می خواهند جلوی غنی سازی را بگیرند! ولی این بار دانشمندان، دور از چشم آمریکا، به ایران آمده اند تا راز مگو را برملا سازند. تلاش الکی اروپا و اینستکس خیالی هم، بی نتیجه است.

Uranium deposits are higher than foreign currencies!

For a long time, mankind did not know: what to save! So he ate everything he ate, and everything that he exchanged, or threw away. Until Yusuf taught the Egyptian people how to make silos and storage, with divine revelation. Of course, every prophet was called, an economic solution was offered to his people by the permission of God. Like Adam, who taught agriculture? Hadrat Idris, the classmate and embroidered clothes, the Prophet Dawood and the manufacture of armor, and other woodworkers, shepherds and great architects, were presented to mankind, in order to give people more prosperity along with the new laws. All of these miracles were distorted throughout history, or recorded in the name of others. Or as an accident! It was learned from it: that is, accidentally, the fire was discovered; it was accidental that mankind taught agriculture, sewing and carpentry. But the last miracle, that is, your book remained (Quran), insert the rest and: saved from distortion. Ali, then, after Yusuf, "storage" meant meaning, for example, in India Buddhists had turned to gold. When Nader Shah came to India, the Indians donated many golden candles, including Mount Niman and the Sea of ​​Light. To: complete the gold reserve of Iran. The west also sought the gold of India but failed. But some of them, newly understood to be round the pitch, decided to reach India's gold reserves bypassing the land. But instead of India, they came from the United States, and the Indians called them Hindi! They destroyed their gold! But whenever they returned with a lot of gold, there was no wheat! Because all the farmers were busy with gold. See gold cannot be sucked! If they bought from other countries, they would have been too expensive for them. And they should have given all their gold; they understood that the main gold is wheat! (Farmers are God's treasures). And this is the era of traders: in the history of economics. But this was the first deviant experience, forcing them to save gold, instead of publishing paper or bills. Gold was the new backing of money and economy. But in World War II, the explosion of the atomic bomb in Hiroshima by the United States, with the power given to the US, saved uranium instead of gold! Anyone who did not sell sex to the United States would threaten and attack the atomic bomb. Nobody allowed access to the atomic bomb: they had to sell their uranium to the United States. Until: Iranians began to build Bushehr power plant. They returned the enrichment knowledge that they had taken to the United States themselves. Power was taken from America, and it was transmitted to Iran! So in 1979, the return of scientists, along with the return of the popular leadership, signed the death of the United States. The United States has come a long way: so Iran, like other countries, will only be a technology buyer! So he went on to boycott, and he wrote, but failed. Until the Iranian scientists showed him the turret and: Pose blew him up: By making advanced devices, their atomic bombs destroyed them in their advanced drone! Iran also decided to continue enrichment. Because he understood that all US sanctions and threats were just to prevent enrichment and: the storage of uranium. Of course, there are still those who: They are gullible to eat the Americans and they want to stop enrichment under the name of accomplishment! But this time, scientists have come to Iran, far from the eyes of the United States, to reveal the mystery of the Mogul. The European Quest and the fantasy Instex, too, are fruitless.

  • سید احمد حسینی ماهینی