کشور حماس

مصرف همه چیز در ایران هفت برابر متوسط دنیا هست و اسراف و حرام هست

کشور حماس

مصرف همه چیز در ایران هفت برابر متوسط دنیا هست و اسراف و حرام هست

۹۶۸ مطلب با موضوع «سینما» ثبت شده است

شوق واردات

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۳۲ ب.ظ | ۰ نظر

هربلایی سر مملکت آمده، از شوق واردات بوده است!از واردات فرهنگی گرفته تا: واردات ماشین و کود و آدمیزاد و مدیریت! تقی زاده روز اول حرف را تمام و کمال گفت. ولی برخی ها فکر کردند او شعار می دهد! گفت از نوک پا تا فرق سر، باید فرنگی و اروپایی شویم! همین کار را کردند. شوق واردات از عرق غریبه پرستی ایرانیان، نشات می گیرد و می گویند: همسایه ها از خودمان واجب ترند. اخیر اقای وزیر صمت، شوق جدیدی دنبال می کند. او می خواهد همه چیزهایی غربی و شرقی قطع شده، در داخل تولید کنیم. بنده خدا! فکر می کند ما کمبود تولید داریم، لذا نهضت تولید داخل راه انداخته و: نمایشگاه بین المللی هم برای آن زده است، و سخنرانی های داغ هم انجام می دهد. در حالیکه درد تولید نیست!همه علوم غربی را هم ما تولید کردیم! ولی بقول ایت الله کاشانی، با پولهایی که از نفت ما بردند، برعلیه ما تبلیغات می کنند.  نفتکش توقیف شده توسط انگلیس، نشان می دهد ترس از انگلیس نیست، بلکه علاقه شدید به آنها است، که مانع اقدام قضایی می شود. والا شایعه شد که یک کشتی انگلیسی، توقیف شده فوری ناوهای خودشان را، حرکت دادند! با اینکه ما به راحتی پهباد آمریکایی را سرنگون کردیم، زیاد مهم نبود! ولی آنها در خواب و خیال هم، یک پهباد ایرانی را سرنگون کردند، دلار دوباره قد کشید! عشق به دلار مایه همه بدبختی های این ملت است. واردات هم فقط به عشق دلار انجام می شود. لذا همه کالاهای وارداتی، عینا در داخل هست. از قدیم هم بوده! ولی شیرینی و حلاوت دلار نمی گذاشت آنها دیده شوند. انقلاب سفید نمونه آن است. مگر مردم خودشان گندم نداشتند؟ یا برنج نمی کاشتند؟ ولی عشق دلار و واردات، باعث شد که از برنج آمریکایی و تا مرغ و کره آمریکایی، آنقدر وارد شود که همه کشاورزان، ورشکسته شده به شهر ها روی بیاورند. و روستاها خالی از سکنه شود. رژیم غذایی و ذائقه آنها، با قبل از انقلاب سفید فرق کند. بعد از انقلاب اسلامی هم، امام خمینی فرمان داد همه گندم بکارند! و جهاد کشاورزی راه انداخت. در همان سال اول آنقدر گندم کاشته شد، که دانشجویان، همه دانشگاهها و دبیرستانها را تعطیل کردند: و برای درو رفتند! ولی عشق دلار باعث شد تا بنام کالای اساسی، وارد کنند و آنها در دست کشاورزان تلف شود.  و سالهای بعد هم، کشاورزان دیگر کشت نکنند! مگر باتضمین. همین نهضت ساخت داخل را، شهید چمران راه انداخته بود. وقتی از ناسا استعفا داد، به لبنان رفت و برای شیعیان لبنان، هنرستان صنعتی شبانه روزی تاسیس کرد، و همه آنچه لازم بود، به آنها یاد داد. بعد از انقلاب اسلامی که به ایران آمد، همه چیز را به دست خود طراحی کرد و: برای تولید آن بودجه گذاشت! از موشک های سردوشی (آرپیجی هفت) تا زیر دریایی، پهباد(مهاجر)  و هواناو! ولی او را شهید کردند، تا بتوانند از کره و چین و روسیه بخرند! دلار های نفتی را به خلقوم آنها می ریختند: تا درصدی از ان هم به جیب خودشان برود. فقط 80تریلیون دلار در عرض 80سال، پورسانت واردات بود که در: حسابهای خارج واریز می شد. و اکثرا در بانکهای سوئیس ذخیره شده. که چون بسیاری از انها مرده اند، اموالشان مجهول المالک است، و باید در اختیار ولی فقیه قرار گیرد. ولی عشق به اروپا و آمریکا، باعث شده از ان چشم پوشی کنند! حتی برای برگرداندن الماس کوه نور، و همه عتیقه جات دزدی شده هم، کاری نکنند! می گویند اروپایی ها بهتر از ما، از این پولها نگهداری می کنند. حتی در مورد آثار تاریخی هم، حق را به سارقان اروپایی می دهند! چون مانند تخت جمشید، در ایران زیاد است! و کسی قدر ان را نمی داند، ولی اروپاییها برای یک تکه سنگ آن، میلیاردها دلار می دهند!

The craze of imports

Everybody came to the country, from the craze of imports! From cultural import to: importing cars, fertilizers and human beings and management! Taghizadeh said the whole word perfectly. But some thought he would give a slogan! From the tip to the head, we must become European and European! They did the same. The enthusiasm of imports comes from the indignity of Iranians, saying: "Neighbors are more obligatory than ours. The latest Minister of Foreign Affairs is following a new enthusiasm. He wants to cut everything in the western and eastern parts, to produce it inside. Someone! Thinking we have a shortage of production, the production movement has been launched inside the country, and an international exhibition has also been held, and it also has hot presentations. While not producing pain! We also produced all Western sciences! But according to Ayatollah Kashani, they are advertising against us with the money we received from our oil. Britain's arrested tanker shows no fear of Britain, but a strong interest in them, which impedes judicial action. It was rumored that a British ship, seized immediately, moved their own ships! Even though we easily overthrew the American drone, it did not matter much! But they drowned an Iranian drone in their dreams and the dollar rose again! Love for the dollar is all the misery of this nation. Import is only done for the love of the dollar. So all imported goods are just inside. It's been old! But the dollar did not allow them to be seen. The white revolution is an example. Did not people own wheat themselves? Or did not they plant rice? But the love of dollars and imports made American rice, as well as chicken and Korean Americans, so tight that all farmers went bankrupt to the cities. And the villages are haunted. Their diet and taste are different from before the White Revolution. After the Islamic Revolution, Imam Khomeini ordered all the wheat to work! And the agricultural jihad. In the very first year, so much wheat was planted, which closed the students, all universities and high schools: and they went to the harvest! But the love of the dollar made it into a commodity, and it was lost in the hands of the farmers. And next year, the other farmers will not cultivate! Unless guaranteed. It was this movement that made the inside of the martyr Chamran. When he resigned from NASA, he went to Lebanon to establish a boarding school for Lebanese Shiites, and taught them all that was necessary. After the Islamic Revolution that came to Iran, he designed everything in his own hands and put it into production! From prickly missiles (RPG 7) to submarines, drones (Humor) and Hovercraft! But they martyred him to buy from Korea, China and Russia! They poured oil dollars into their regimen: they could go to their pockets. Only $ 80 trillion in 80 years was an import allowance in which: accounts were deposited. Mostly: stored in Swiss banks. Because many of them are dead, their property is unknown to al-Malik, and should be at the disposal of the supreme leader. But love for Europe and America has made it impossible to ignore it! Even to repel the mountain of light, and all the antiquities stolen, do not do anything! They say Europeans are better than us to keep these money. Even in the case of historical monuments, they give the right to European thieves! Because like Persepolis, there are so many in Iran! And nobody knows how much it costs, but Europeans give billions for a piece of rock!

  • سید احمد حسینی ماهینی

پهباد و نرخ دلار!

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۲۲ ق.ظ | ۰ نظر

از وقتی که پهباد آمریکایی سقوط کرد، ارزش دلار هم در بازار های ایران، روبه سقوط گذاشت تا جاییکه: نگرانی های زیادی در بین دشمنان، و مزدوران یقه سفید داخلی ان برانگیخت. چاره کار را در ان دیدند که یک پهباد از خودشان بزنند، و بنام ساقط کردن پهباد ایرانی  تبلیغ کنند، تا دوباره ارزش دلار بالا برود! این روند نشان میدهد که برخی عناصر که به سادگی از ان عبور می کنیم، بر مسئله مهم تاثیر گذار هستند. سقوط پهباد ایرانی از نظر صاحبان دلار، یعنی وقوع جنگ بین ایران و آمریکا، به هم ریختن همه بازار های پولی و مالی! راه نجات هم، تبدیل همه اموال به دلار و خارج کردن آن است. به همین جهت دلار کمیاب شده، قیمت آن بالا می رود. لذا مقابله پهبادی به معنی کاهش ارزش دلار خواهد بود. طبق فرمول موجود، کاهش ارزش دلار یعنی ثبات اقتصادی، و ادامه صلح در منطقه است. پس فرمول دلار در دست: فرماندهان هوافضای ایران می باشد. اما ازآن طرف کاهش یا افزایش قیمت ها، در دست فرماندهان نیست. زیرا که رابطه بین قیمت دلار، با گرانی و ارزانی کالاهای دیگر، رابطه یک طرفه است. صاحبان کالا برخلاف صاحبان دلار، هیچ قصدی برای پایین آوردن قیمت کالاها نداشتند. و دراین مدت که کاهش دلار، به سمت پایین در حال سرعت گرفتن بود، هیچ کالایی به قیمت قبل برنگشت.  پس رابطه دلار با تورم، گسسته و فرمایشی است. یعنی هر وقت دلار بالا می رود، قیمت ها هم چند برابر می شود، آنهم به بهانه گران شدن دلار، ولی وقتی دلار پایین می آید، بازهم قیمت نان و کالاهای دیگر گرانتر می شود. معلوم می شود صاحبان کالا، با صاحبان دلار تفاوت هایی دارند. اگر صاحبان دلار به آمریکا وابسته باشند، صاحبان کالا احتمالا به شرق! یعنی چین یا روسیه وابسته اند. زیرا که کالاهای آنها، رونق بیشتری در ایران دارد. لذا با کاهش دلار، آنها قیمت های خود را کاهش نمی دهند. سیاست کلی مزدوران شرقی! در فشار حداکثری با آمریکا، هماهنگ است ولی با شکست امریکا، آنها شکست نمی خورند، بلکه قوی تر می شوند! زیرا سیاست ایران را از ترس آمریکا، به  دوستی با شرق سوق می دهند. مثل ترکیه: وقتی از اف 35نا امید شد، به سوی سوخو 35 هدایت شد. این امر از زمان مصدق، وحتی رضا شاه در ایران وجود داشته است. توده ای ها، همیشه روی نان و کارگر تکیه می کردند، جبهه ملی ها بر روی در آمد دلارهای نفتی. بعد از انقلاب هم با اینکه رده های اول نظام، سیاست مستقلی داشتند. ولی نفوذی های شرق و غرب، بیکار نبودند. گاهی امیرانتظام و یزدی ها به سوی دلار پر می کشیدند، گاهی هم بهزاد نبوی و موسوی ها، بسوی کوپنی کردن کالاها. کوپنی کردن کالاها، ظاهر زیبای عدالت محوری داشت، ولی عملا در جهت حذف اراده خداوندی بود. قدرتی که مبنای حکومت اسلامی، و مرجع تصمیمات امام خمینی ره و یاران بود. آنها با این نوع عدالت، علاوه بر تغییر ذائقه و ایجاد پر مصرفی، نشان می دادند که خداوند هم، قادر نیست مانند آنها از فقرا و کارگران حمایت کند! به عبارت بهتر، خداوند طرفدار بورژواها و سرمایه داران است. اکنون نیز به بهانه سیل و زلزله، این سیاست در حال اجرا است. کسانی که به سیل زده ها کمک می کنند: دو دسته هستند! آنهاییکه واقعا پای کار هستند، و از ملک خویش! می بخشند. وآنهاییکه از ملک دیگران یا بیت المال می بخشند! دسته دوم می خواهند ثابت کنند: خداوند با سیل و زلزله، به فقرا ضربه می زند ولی آنها، از این ضربه جلوگیری می کنند! بردن یخچال به روستایی فاقد برق! یا فرش به مکانهای که خودشان فرش می بافند، و فرستادن نان و برنج خارجی به: مرکز تولید نان  وبرنج چه معنی دارد؟

Dirt and Dollar Rates!

Since the fall of the American Army, the value of the dollar has fallen in the Iranian market to the point where it raised many concerns among enemies and white-collar domestic mercenaries. They found a way to get a rush on their own, in the name of abolishing the Iranian drone, so that the dollar could go up again! This process shows that some of the elements that we simply pass through will affect the important issue. The collapse of the Iranian poplar in terms of dollar owners, the outbreak of a war between Iran and the US, shattering all monetary and financial markets! The way to salvation is to turn all property into dollars and remove it. Because of this, the dollar is scarce and the price rises. Therefore, a coping campaign would mean a devaluation of the dollar. According to the formula, the depreciation of the dollar means economic stability and the continuation of peace in the region. So the dollar is in the hands of Iran's aerospace commanders. But on the other hand, the price reduction or rise is not in the hands of the commanders. Because: the relationship between the price of the dollar, with the price and cheapness of other goods, is one-way relationship. Unlike the dollar owners, the owners of goods did not have any intention to lower the price of goods. And during this time the falling dollar was slowly moving, no goods returned to the price. Therefore, the dollar's relationship with inflation is discrete and disconnected. That is, whenever the dollar rises, prices are multiplying, under the pretext of dollar appreciation, but when the dollar goes down, the price of bread and other goods is still more expensive. It turns out that the owners of the goods are different from the owners of the dollar. If the dollar's owners are dependent on the US, the owners of the goods are probably to the east! Named: China or Russia. Because: their goods are booming in Iran. So, with a drop in the dollar, they do not cut their prices. The general policy of Eastern mercenaries! It is in the maximum pressure with the United States, but with the defeat of America, they will not fail, they will become stronger! Because: Iran's policy drives America's fear of a friendship with the Orient. Like Turkey, when disappointed with the F-35, it was headed to Sukhoi 35. This has existed since the time of Mosaddeq, and even Reza Shah in Iran. The masses always relied on bread and labor, the national fronts on oil dollars. After the revolution, even though the first ranks of the system had an independent policy. But the influxes of East and West were not unemployed. Sometimes the Emirate and Yazdis filled the dollar, sometimes Behzad Nabavi and Mousavi, toward the coupons of goods. The couponing of the goods had a beautiful appearance of pivotal justice, but virtually in order to remove the will of God. The power: that was the basis of the Islamic government, and the decision of Imam Khomeini and his followers. They showed this kind of justice, in addition to changing the tastes and consuming consumption, that God cannot, like them, support the poor and the workers! In other words, God is in favor of bourgeois and capitalists. Now, under the pretext of floods and earthquakes, this policy is underway. Those who help the flood are two categories! Those who really are at work, and from their property! They give it. And those who give away the property of others or bait al-malm! The second group wants to prove: God blows the poor with flood and earthquakes, but they do not stop this blow! Bring the refrigerator to a powerless village! Does the carpet have carpet weaving, and the delivery of bread and foreign rice to the center of bread and rice production?

  • سید احمد حسینی ماهینی

مردم سالاری دینی، سالانه فقط 120میلیارد دلار به ایران ضرر می زده است

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۰۴ ب.ظ | ۰ نظر

تخم لقی که کواکبیان در دهان بقیه انداخت، همه را از زیان های مادی و معنوی این تفکر دور کرد. بطوریکه نمی دانند: این مردم سالاری دینی، سالانه فقط 120میلیارد دلار به ایران ضرر می زده است. در واقع درآمد نفتی کل مملکت، در راهی صرف شده که نباید شده! طبق فرمان اولیه امام خمینی به کارگران اعتصابی شرکت نفت، قرار بود که فروش نفت کاهش یافته، و برای نسل های اینده ذخیره شود. اما مردم سالاری باعث شد: تا نفت را به زور بفروشند و پولش را هم نگیرند! یا مانند انسان های اولیه کالا به کالا مبادله کنند، که در نهایت تبدیل شود به: نفت در برابر غذا! آنهم غذایی که دور ریخته می شد، یا به کشورهای همسایه قاچاق می شد( مانند برنج کوپنی یا گوشت منجمد ..). امام خمینی در کتاب ولایت فقیه می گوید: اگر خمس  یا زکات  و فطریه یکسال را دست ما بدهند، دنیا را گلستان می کنیم! ولی اقایان گفتند نمی خواهد: دست ما بدهید خودتان به هرکس صلاح می دانید،  بدهید یا اگر ناراحت می شوید اصلا ندهید! اینکه فلاسفه برای ما منطق و فلسفه ارسطویی می آورند، همه برای این است که دلارها، به دست مردم و مسئولین نرسد. و به قول معروف دعوا، بر سر لحاف ملا است! اگر حتی منطق ارسطوی دگرباش را هم بپذیریم! مردم سالاری در درون خود، تضاد دارد چه رسد که بگوییم: مردم سالاری دینی! بزرگترین جنایت ها در طول تاریخ، تحت عنوان مردم سالاری دینی شده است! از قضیه شورای سقیفه که بگذریم، قتل عیسی مسیح و همه قتل های پیامبران، براساس مردم سالاری دینی بوده است. از همه اینها که بگذریم، و جای بحث زیادی دارد، فقط به عاشورا نگاه کنید. صد و ده هزار سپاه در یکطرف، و 72تن در طرف دیگر، کدام مردم سالاری دینی است؟ جاییکه ابن سعد می گوید: یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؟ یا امام حسین ع که می فرماید: هل من ناصر ینصرنی؟ باز این را هم قلم می گیریم. کشتار فلسطینی ها، توسط چه کسانی انجام می شود؟ رژیم مجعولی که همه شرایط مردم سالاری دینی را دارد! هم دارای حزب و تشکیلات دموکراسی مآب است، و هم دیوار ندبه دارد، که همه حاجات خود را به آنجا می اندازند! در حالیکه اگر خداسالاری بود، مردم فلسطین یک روزه نجات پیدا می کردند! حاکمیت خلق! و اندیشه مردم سالاری دینی است، که مردم را بجای نماز جمعه واجب، به عصر جمعه مکروه می برد! نماز جمعه فلسطینی ها اگر بود، صف های ان هر روز طویل تر می شد، تا به تمام پایتخت های جهان وصل شود. ولی آنها دستور خدا را ضایع کردند، و عصر جمعه را برای: تظاهرات بازگشت انتخاب کردند! عصر جمعه که نهی شده مردم اجتماع کنند! طبیعی است که با این روش، هم نماز جمعه ها خلوت تر می شود، و هم ایمان و خدا از مبارزه کنار می رود.اگر کسی هم شعار مذهبی بدهد، تشکیلات خودگردان یا الفتح یا جبهه خلق برای آزادی فلسطین! به آنها تذکر می دهند که آقا چرا صلوات فرستادی؟ یا ذکر خدا گفتی؟ تو غیر مذهبی ها و غیرمسلمانها را، ازما فراری می دهی! فروش فلسطین در گذشته مورد تایید مردم بوده، الان هم اگر نیست در ظاهر است! ولی در باطن پولها رد و بدل می شود، و مقاومت تنها تر می گردد. وقتی رای همه مردم برای فروش فلسیطین است، پس مردم سالاری دینی حکم می کند: قضیه فلسطین را رها کرده، و سراغ زندگی خود بروند! در ایران هم وقتی مردم سالاری دینی مطرح می شود، نتیجه اش مذاکره با آمریکا است! فقط خدا سالاری است که: به مسئولین شجاعت می دهد، تا در برابر زور و ستم مقاومت، و تسلیم دیوانگان بین المللی نشوند.

Democracy or Goddess

The laceration that the kavakebian threw in the rest of the mouth removed everyone from the material and moral losses of this thinking. They do not know: this religious democracy has cost only $ 120 billion a year to Iran. In fact, the oil revenue of the whole country is spent in a way that should not be done! According to Imam Khomeini's first commandment to the strike workers of the oil company, the sale of oil was supposed to be reduced and saved for future generations. But democracy led to the sale of oil by force and not to pay! Or, like the first human beings, to trade goods, which ultimately turns into: oil versus food! It was food that was discarded, or was smuggled into neighboring countries (such as rice cooked or frozen meat ..). Imam Khomeini in the book of Velayat-e faqih says: "If we give Khums or Zakat and Phatrray to us for one year, we will golst the world!" But my followers said they do not want to: give us your hand to anyone who is right, or if you are upset, do not give it up! That: philosophers bring us Aristotelian logic and philosophy is all for the fact that the dollars do not reach the people and the authorities. And according to the famous story of the fights, it is a mullah's quilt! If even the Aristotelian logic does not accept the LGBT! Democracy :within itself is controversial, let alone say: religious democracy! The greatest crimes throughout history have been called Religious Democracy! From the case of the Saqiyya Council, the murder of Jesus Christ and all the murders of the prophets was based on religious democracy. All of this, and there's a lot of talk, just look at Ashura. What religious democracy is the hundred and ten thousand corps on one side, and 72 on the other side? Where Ibn Sa'd says: Or Imam Hussein, who says: Let's get it too. The killing: of the Palestinians, by whom? A supposed regime that has all the conditions for religious democracy! It also has a party and organization of democracy, and there is a walled wall that puts everyone in its place! Palestinians would be saved a day! If it were Goddessalar! People's sovereignty! And the idea of ​​religious democracy, which disrupts the people instead of Friday's obligatory Friday prayers! If the Palestinian Friday prayers were to be, their queues would be prolonged every day to connect all the capitals of the world. But they ruined God's command, and chose Friday's rally for: the rallies! Friday afternoon, people are forbidden! It is natural that, with this method, the Friday prayers will become more secluded, and faith and God will go away from the struggle. If anyone gives a religious slogan, the PA or Fatah or the Popular Front for the Liberation of Palestine! They remind them why sir, why did you send Salavat? Or did you mention God? You are non-religious and non-Muslims, you are fogging us! The sale of Palestine was approved by the people in the past, and now it is, if not, in appearance! But in the back door the money is exchanged, and the resistance becomes less. When the vote of all people is for sale, it is the ruling of religious democracy: abandon the Palestinian case and go to your own life! In Iran, when religious democracy is raised, its outcome is negotiating with the United States! Only God is the one who gives courage to the authorities in order not to oppress the resistance and surrender to international madness.

  • سید احمد حسینی ماهینی

خالی کردن خزانه!

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۴۶ ب.ظ | ۰ نظر

دولت هر سال خزانه را خالی می کند، و دلار ها را به بیرون می فرستد! با این کار باعث افزایش قیمت دلار می شود. مثلا هر سال 12تا 20میلیارد دلار، برای کالاهای اساسی می دهد! که  در ایران تولید می شود، و واردات بیش از حد آن، الگوی مصرف ایرانیان را تعییر داده است. واغلب در گمرکات باقی مانده،  یا به عنوان ذخیره ی احتیاطی از ان یاد می شود، که همگی به ضرر تولید داخلی است. اکنون نیز اجازه 5هزار میلیارد دلا ر را گرفته، تا برای سیل زده ها خرج کند! که عاقبت، مانند سرنوشت دلار های 4200می شود! که برای کالاهای اساسی گرفتند، ولی همه را هاپولی کردند! و الان مجلس بررسی آنها را کلید زده است. پس به دلایل زیادی نباید: کالاهای اساسی خریداری شود. تا پولها و دلارها در خزانه بمانند، و ذخیره ارزی بالا رود، و قیمت دلار کاهش یابد. اولین دلیل آن است که کالاهای اساسی بهانه است. همه کالاهای اساسی در ایران تولید می شود، یا امکان تولید دارد. براساس واردات بی رویه دامپینگ معکوس، برعلیه تولیدات داخلی می شود، و تولید کنندگان را نابود می کند. زیرا گندم یا برنج با دلار دولتی (4200) وارد می شود، لذا قیمت آن به یک سوم کاهش می یابد! و تولید کننده داخلی که با ارز آزاد (13000) کار می کند، نمی تواند رقابت کند، ورشکست می شود. دومین دلیل باعث  تغییر ذائقه مردم ایران، و تحمیل الگوهای پرمصرف می شود. مثلا مردم ایران که سالی یکبار، آنهم برنج ایرانی اعلا مصرف می کردند، به مصرف سه بار در روز، آنهم برنج خارجی روی آورده اند. و این به دلیل سهمیه بندی، یا کوپنی کردن کالا بود! که شخص فکر می کرد: اگر مصرف نکند از دست می رود. سوم اینکه دامپینگ ضد ایرانی است. یعنی اجناس خارجی، با دلار دولتی که به یک سوم قیمت خریداری می شود! فقط برای پرکردن بازار، و نابود کردن تولید داخلی است. در حالیکه اگر همان دلار را به تولید کننده بدهند، تا یک دهم قیمت ارزانتر تولید می کند! و رونق تولید اتفاق می افتد. دلیل چهارم از بین بردن ذخائر ارزی، و بازپرداخت بدهی های دشمنان! یعنی آمریکا که پول نفت به ایران بدهکار است، دلار از او نمی گیریم! و بجای آن برنج آمریکایی وارد کنیم! همه پول نفت ایران به این شکل نابود می شود. به عبارتی خام فروشی را تبلیغ، و مجانی فروشی را تحمیل می کند! اولا چه اصراری هست که نفت خام فروخته شود؟ وقتی مشتری نیست، یا در محاصره هستیم، چرا باید نفت را خام فروشی کنند؟ که مخالف تمام سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری است. در ثانی وقتی می دانیم که پول آن برگشت ندارد، هند و چین و روسیه یک دلار هم نمی دهند، چرا باید اجناس بنجل آنها را وارد کنیم، تا کشوری که مثلا صادر کننده آجیل بوده، الان مصرف کننده آجیل چینی باشد؟ بنابر این از دو جهت خالی کردن خزانه را هدف گذاری کرده اند: اینکه ذخائر نفتی ما خام فروشی شده، از دست برود. درآمد آنهم خرج عطینا و اجاس بنجل شود، و پر مصرفی را به مردم تحمیل کند. پنجم اینکه فقط یکسال است که: موضوع کالاهای اساسی دروغین پیگیری می شود، همه سالها اینطور بوده و مجلس باید: از همه سلها تحقیق و تفحص کند، تا معلوم شود بهزاد نبوی ها، بنام کالای اساسی و کوپنی کردن کالا، چطور خزانه مملکت را به دشمنان تقدیم می کردند. تحقیق و تفحص دیگر این که معلوم شود: کالاهای اساسی خریداری شده حتی: در صورت واقعی بودن(مانند گندم و گوشت  و لاستیک..) چرا در: گمرکات می مانده و یا به انبارها ی متفرقه انتقال داده می شده، براثر عدم نیاز پوسیده و به مزایده گذاشته می شد؟ ششم اینکه تحمیل مصرف کالا به مردم، باعث رونق قاچاق ان کالاهای اساسی، به کشورهای همسایه می شد.  

Empty the treasury!

The government will empty the treasury each year, and send the dollars out! This will increase the price of the dollar. Every year, for example, it costs $ 12 to $ 20 billion for basic goods! Which is produced in Iran, and its excess imports, has changed the pattern of Iranian consumption. It is often left in the customs, or as a precautionary remnant, all of which is at the expense of domestic production. Now it's allowed to spend 5 trillion dollars to spend on the flood! That, in the end, will be like the fate of the 4200 dollars! They got the basic goods, but they made everyone happend! And now the parliament has taken a lead on them. So for many reasons you should not buy basic goods. To keep the money and dollars in the treasury, and the reserve will rise, and the dollar will fall. The first reason is that the underlying commodities are excuse. All basic goods are produced in Iran, or they can be manufactured. On the basis of uncontrolled imports, reverse dumping takes place against domestic production, and destroys manufacturers. Because wheat or rice comes in with a government dollar (4200), its price is down to one third! And the domestic producer, who works in free trade (13,000), can not compete, it goes bankrupt. The second reason causes a change in the taste of the Iranian people and the imposition of high-consumption patterns. For example, the Iranian people who consumed Iranian rice once a year used three times a day for foreign rice. And this was due to quotas, or coupons! That the person thought: If it does not, it will be lost. Third, the dumping is anti-Iranian. Foreign goods, with a government dollar worth of one third of the price! Just to fill the market, and to destroy domestic production. If you give the same dollar to the manufacturer, it will produce a tenth price cheaper! And the production boom happens. The fourth reason is to eliminate currency reserves, and repay the debts of the enemies! That is, the United States, which owes Iran oil money to Iran, we do not charge the dollar! And instead of American rice! All the money of Iranian oil is destroyed in this way. In other words, it promotes the sale of crude goods and imposes free sale! Firstly, what is the insistence on selling crude oil? When it's not a customer, or we are besieged, why should we sell oil crude? Which:  is against all the policies of the Supreme Leader. Secondly, when we know that the money is not back, India and China and Russia do not give us a dollar, why should we import them, so that a country that has exported nuts, for example, is now a consumer of Chinese nuts? Therefore, they have targeted two ways of emptying the treasury: that our oil reserves will be crude lost. The revenues will be spent on Atena and the households, and will impose a high consumption on people. Fifthly, it is only one year that: the subject of fake commodities is being pursued, it has been for all these years, and the parliament must: investigate all the cells, in order to ascertain that the Behzad of the Prophets, in the name of the basic commodity and the couponing of the goods, is how the treasury of the country They gave the enemies. Another research to make it clear: Basic goods purchased even: if they are real (such as wheat, meat, and tires ...) why they are left in the customs or moved to different warehouses due to the lack of rotting needs Was it auctioned? Sixth, the imposition of a ban on the consumption of goods by the people caused the smuggling of basic goods to be extended to neighboring countries.

  • سید احمد حسینی ماهینی

تنها راه سود آوری

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر

موسسات تولیدی و خدماتی همیشه دارای زیان هستند، گاهی زیان انباشته آنان از حد سرمایه و سهام هم، بالاتر رفته است. که باعث تغطیلی کار گاهها و بالا بودن هزینه های تولید و غیر قابل رقابت شدن کالا هم شده، و کسی برای درمان آن اقدام نمی کند. در حالیکه راه بسیار ساده برای سود آور کردن: همه مجتمع های تولیدی و خدماتی، سازمانها و نهادها و شرکتهای دولتی و خصوصی وجود دارد. در تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکت ها و موسسات، عامل اصلی زیان ده بودن شرکتها، هزینه بهره بانکی است. اصولا هیچ شرکت زیان ده ی، بدون بهره بانکی وجود ندارد. یعنی رمز سود آوری شرکتها عدم استفاده از وام بانکی است. دلیل ان بسیار ساده است: شخص به اضطرار به سراغ دریافت وام می رود، و در آن لحظه، هر شرایطی که وام دهنده مقرر کند، با چشم بسته امضا می کند! بانکها از این موضوع سوء استفاده می کنند، و شرکت ها را نابود می کنند. به گفته یکی از نمایندگان مجلس در صحن علنی، یک نفر 100 میلیون وام می گیرد، بعد از باز پرداخت 200میلیون تومان! بانک به او اعلام می کند: 300 میلیون تومان دیگر بدهد! همه اینها هم، طبق قرارداد و امضا ها و رضایت وام گیرنده است! اما چه رضایتی ؟ طبق قانون مدنی و قانون اسلامی، هر گونه اقدام یا اعتراف تحت فشار و اضطرار، فاقد ارزش و وجاهت قانونی است. لذا قابل استناد نیست. ضمن اینکه بدهکاری جرم محسوب نمی شود. البته مخالفین هم می گویند: اینهمه قرارداد، برای جلوگیری از عدم بازپرداخت است، یعنی کسی که وام می گیرد، از ابتدا قصد بازپرداخت ندارد!. ممکن است عده ای هم برای این منظور وام گرفته باشند. ولی کسی که بازپرداخت می کند، تحت نام این دسته نباید باشد. زیرا اگر چنین هم باشد، بر اثر تبلیغات سوءعملکرد بانکی است. یعنی برای اینکه طرف آن را امضا کند، به او دلداری می دهد که: باز پرداختی در کار نیست! مانند کسی که در ازدواج، مهریه سنگین می خواهد، معمولا می گوید: کی داده و کی گرفته! یعنی زوجه با این کلمات، زوج را برای امضای مهریه سنگین تشویق می کند. اما هنوز  شش ماه نشده، مهریه را به اجرا می گذارد. حق الاجره و بهره دیرکرد و: جرایم و هزینه های دادرسی را هم مطالبه می کند. لذا تولید کنندگان و کار افرینان، اگر قصد انجام کار دارند، روی وام بانکی حساب باز نکنند! بانکی ها زرنگ تر از شماهستند، و شمارا به روز سیاه می نشانند. اگر خیال می کنید: وام گرفتن نقد است و پس دادن آن نسیه! این کار را نکنید! البته کسانی که قصد تولید ندارند، ممکن است آگاهانه وارد شوند. زیرا هدف آنها اجرای سیاست: دزدی و اختلاس بیگانگان است، تا بتوانند پناهندگی بگیرند. یا به بهانه زندگی بهتر در آمریکا و کانادا، همه پولهای ایران را خارج کنند. این ها، دشمن رو در رو هستند. و باید با آنها به عنوان: جاسوس اقتصادی یا دشمن مسلح برخورد کرد. عملکرد آنها دو جنبه دارد اول اینکه: پولها را از ایران خارج می کنند، تا به قول آمریکایی ها پولی دست ملاها نماند! تا خرج تروریست های حزب الله شود. دوم اینکه مسئولین را به فساد متهم می کنند! یعنی اختلاس آنها بجای اینکه: به نام آمریکا تمام شود، به نام رهبری یا نظام تبلیغ می شود. سردسته این کارها هم، رادیو آمریکا است که: تروریستهای اقتصادی و سیاسی را پرورش می دهد، و به بهانه درج اخبار شان، به آنها دستور می دهد که چه کاری انجام دهند. مثلا در حال حاضر، شاهد پایین آمدن نرخ دلار هستیم. اما پیاده نظام دشمن ساکت نیست، بلکه می خواهد به بهانه قیمت نیمایی، مانع از کاهش بیشتر آن بشود! در حالیکه دلار بی ارزش تر از پول ایران است، و نباید به سیاست قبل از: سقوط پهباد(چله اول) ادامه داد!

The only way to profit

Manufacturing and service institutions are always at a disadvantage, sometimes losses accumulated by capital and stocks are higher. Which has led to a lack of work and a high cost of production and an uncompetitive commodity, and no one is taking action to deal with it. While there is a very simple way to make money: there are all manufacturing and service complexes, public and private organizations and institutions. In analyzing the financial statements of companies and institutions, the main reason for the loss of companies is the interest rate of the bank. Basically there are no losing companies without interest rates. That is, the corporate profits are not the use of a bank loan. The reason for this is very simple: a person goes to the emergency to get a loan, and at that moment, any conditions that the lender determines, signs blindly closed! Banks exploit this and destroy companies. According to one of the MPs in public, one person gets 100 million loans, after paying $ 200 million! The bank will announce to him: Give 300 million other tomans! All of this, according to the contract and signatures and satisfaction of the borrower! But what satisfaction? Under civil law and Islamic law, any act or confession under pressure and urgency is worthless and legal. So it's not cited. Meanwhile, debt is not considered a crime. Of course, the opponents also say: "All contracts are not intended to repay from the beginning to prevent non-repayment, that is, the person who takes out a loan!" Some may have borrowed for this purpose. But whoever repays does not have to be named under this category. Because: if that is the case, it's because of the advertising misconduct of the bank. In order to sign the party, he is encouraged by the fact that there is no payback! Like someone who wants to marry a heavy dowry, she usually says: who has been given and who she is! That is, a wife with these words encourages the couple to sign a heavy payday. But he has not yet completed six months. The right to deduct and deductible: It also requires criminal offenses and costs of proceeding. Therefore, if you are going to do business, the manufacturers and the work of the agents do not opt ​​out on a bank loan! The banks are more savvy than the banks, and they are black on the day. If you think: Loan is a critique and give it back! Do not do this! Of course, those who do not intend to produce, may consciously enter. Because their goal is to enforce the policy: they are robbery and embezzlement of foreigners, so that they can get asylum. Or,: on the pretext of better life in the United States and Canada, to withdraw all the money from Iran. These are the enemies facing each other. And they should be treated with them as: economic spy or armed enemy. Their performance is twofold: first, they withdraw money from Iran, so that, according to the Americans, they will not be paid by the mullahs! To: Hezbollah terrorists. Second, they accuse officials of corruption! That is, their embezzlement, instead of being called America, is advertised in the name of the leadership or system. The head of these works is also the American radio, which develops economic and political terrorists, and, on the pretext of entering their news, orders them to do what they do. At the moment, we are seeing the dollar down. But the enemy's infantry is not silent, but it wants to reduce it further under the pretext of a half price! While the dollar is worthless than the Iranian currency, it should not be politics before: the fall of the drone (first round)!

  • سید احمد حسینی ماهینی

ظلم مضاعف در همه مقاطع که: اطلاعات شفاف نباشد، اتفاق می افتد.

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۰ ب.ظ | ۰ نظر

وقتی از شفافیت اطلاعات سخن به میان می اید، همه ادارات دولتی یا سازمانها، موظف به این کار می شوند ولی مردم، خودشان از ان دایره بیرون می مانند! در حالیکه اگر در مورد مردم، شفاف سازی شود، همه شفاف سازی ها کامل می شود! زیرا کارکنان دولت هم، از همین مردم هستند! به این دلیل باید سیستم یکپارچه و جامعی طراحی شود که: مثلا صد میلیون خانه داشته باشد. هر فروم یا خانه آن، متعلق به یک ایرانی باشد که در ان، همه اطلاعات او درج شده باشد: از سال تولد و محل تولد و میزان درآمد: تا صورت دارایی ها و اموال. به این ترتیب هیچ ایرانی، در هیچ جای دنیا غریب و ناشناس نخواهد بود. دولت هم به وظایف خود، بهتر عمل خواهد کرد! مثلا سازمان بهزیستی توانایی جسمی یا ذهنی آنها را رصد می کند. و کسی که ناتوان باشد، از قلم نمی افتد، و دولت می تواند همه را بطور روشن و: بدون نیاز به تحقیق و پژوهش، تحت پوشش قرار دهد زیرا یکبار برای همیشه، اطلاعات پیمایش شده و در طول زمان آمایش  می شود، و بعد از اصلاح هم، پایش ان تامین می گردد. سازمان مالیاتی دیگر با پدید ای بنام فرار مالیاتی، یا ظلم مالیاتی مواجه نخواهد بود. زیرا درآمدها از طریق این سامانه جامع اطلاعاتی، راستی آزمایی می شود. خط سیر پولها را میتوان در آن مشاهده کرد. زیرا هر نوع معامله ای درون این سیستم انجام می گیرد. پولی که از جیب یک نفر می رود، با راستی آزمایی طرف گیرنده منطبق می گردد. و باصطلاح حسابداری ملی، هر بدهکاری یک بستانکاری مساوی خود دارد. و ریالی گم نمی شود. اگر مغایرتی بوجود آمد، فوری خود را نشان می دهد. آموزش و پرورش هم، براحتی می داند سال بعد، چند نفر دانش آموز خواهد داشت (بالقوه) و اگر، نتوانست به آن حد برسد، نقاط ضعف را جستجو و رفع مغایرت کند. ارتش می داند چند نفر سرباز، با چه میزان درآمد یا سواد و بهداشت خواهد داشت. اگر تعداد منطبق با واقع نشد، افراد گم شده یا خارج از سیستم را، تا رفع مغایرت جستجو می کند. از موازی کاری مخصوصا در امداد رسانی، جلوگیری می شود و سازمان های متعدد، خواهند دانست که هرکس از کجا، منبع درآمدی دارد. تا که یک نفر به هیچ جا دستش نرسد، و نفر بعدی که سند سازی می داند، از همه جا کمک بگیرد. براساس اعتراف رئیس سازمان بهزیستی، حدود 60هزار نفر از افراد ناتوان و کم توان، یارانه نمی گیرند! یعنی کم توانی آنها بقدری زیاد بوده، که حتی قادر به ثبت نام در: سیتسم یارانه ای نبوده اند، یا مدارک لازم را ارائه نداده اند. و این ظلم مضاعف در همه مقاطع که: اطلاعات شفاف نباشد، اتفاق می افتد. بنابر این تجمیع اطلاعات افراد، و یکپارچه سازی آن امری لازم، و بر سبیل عدالت است. تا راه فساد و تباهی ها را ببندد. ممکن است عده ای بگویند این اطلاعات، حریم خصوصی است! اشکال ندارد، حریم خصوصی برای افراد خصوصی، از بین می رود! مثلا افراد عضو یک خانواده، به اطلاعات زیادی از یکدیگر نیاز دارند، تا بهتر با هم ارتباط داشته باشند. بنابر این همانطور که پزشک، محرم اسرار بیماران خود است، سازمان تجمیع اطلاعات و: شفاف سازی ملی که ما، آن را دیده بان ملی می نامیم، هم یک پزشک ملی است! و محرم همه ملت محسوب می شود. یا اینکه اطلاعات مورد نیاز این سیستم، به دلیل ضرورت داشتن برای برنامه ریزی اجتماعی، حریم خصوصی محسوب نمی شود. زیرا خلا همین اطلاعات، باعث می شود تا افراد سودجو، قاچاق کالا و ارز کنند و: یا فرار مالیاتی انجام دهند: لذا از افشای برخی اطلاعات خود بیم دارند. ضمنا این طرح می تواند در مسیر تکاملی خود، تا 8میلیارد خانه هم داشته باشد! که هیچ بنی بشری از قلم نیافتد.(ولارطب ولایابس)

National watch!

When it comes to transparency of information, all government departments or organizations are obliged to do this, but the people themselves will leave the circle! While all clarifications will be complete if people are cleared! Because the employees of the government are the same people! For this reason, the integrated system must be designed to: have, for example, one hundred million homes. Each forum or home belongs to an Iranian, in which all his information is entered: from the year of birth and place of birth and amount of income: to the form of assets and property. In this way, no Iranian will be strangely unknown in any place in the world. The government will do its duty better! For example, the welfare organization observes their physical or mental ability. And someone who is incapacitated does not fall, and the government can cover everything clearly and without the need for research, because once and for all, the information is scanned and over time, and then Correction is also ensured. The tax organization will no longer face tax evasion or tax evasion. Because: revenues are verified through this comprehensive information system. The trajectory can be seen. Because: any transaction within this system takes place. The money that goes from one pocket matches the recipient's verification. And so-called national accounting, each debt has an equal payout. And Rials will not be lost. If there is a discrepancy, it will immediately show up. Education also knows very well how many students will (potential) next year, and if it fails to reach the limit, it will find the weaknesses to match and resolve. The army knows how many soldiers, how much income, or health and literacy. If the number does not match, the missing or out-of-system people will search for conflicts. Parallel work, especially in relief, is prevented, and numerous organizations will know that wherever they are from sources of income. So that nobody gets anywhere, and the next person who knows how to document is getting help everywhere. According to the head of the Welfare Organization, about 60,000 people with disabilities and low income do not receive subsidies! That is, their low income was so high that they could not even be enrolled in: the system was not subsidized, or did not provide the necessary documents. And this double tyranny occurs at all times: information is not transparent. Therefore, the aggregation of personal information and its integration is necessary, and is based on the mustache of justice. To close the path of corruption and ruin. Some people may say this information is privacy! No problem, privacy for private individuals is gone! For example, members of a family need a lot of information each other to better communicate with each other. So, as the doctor, the Muharram is the secrets of his patients, the information aggregation organization: the National Transparency, which we call the National Watch, is also a national physician! And Muharram is considered a nation. Or, the information required by this system is not considered privacy due to the need for social planning. Because the vacuum of this information, it makes people profitable, smuggle goods and exchange and / or tax evasion: so they are afraid of disclosing some of their information. In addition, this plan can have up to 8 billion homes along its evolutionary path! There is no human being

  • سید احمد حسینی ماهینی

اینستکس یا بازی موش و گربه

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۰۷ ق.ظ | ۰ نظر

اروپا بدون آنکه بداند، قربانی بازی موش و گربه با ایرانیان شده است. گربه وقتی موش را به تله می اندازد، فوری آن را نمی بلعد! بلکه تا مدتها با آن بازی می کند، تا اشتهایش باز شود! البته اشتهای ایران قبلا بواسطه بازی با آمریکا، کور شده بود وحالا کمی، با اروپا بازی می کند تا اشتهایش باز شود. موضوع از این قرار است که: آمریکا و اروپا در معرض فروپاشی، و افتادن به دامن اسلام هستند. و هرچه دست و پا می زنند، نجات پیدا نمی کنند! لذا ایرانیان که دست و پازدن آنها را دیدند، دلشان به حال آنها سوخت و مدتی، به آنها اجازه زنده ماندن دادند! البته اروپایی ها و سکولار ها فکر می کنند: این از زرنگی آنها است که: چند روزی بیشتر میتوانند: شعار های سکولار ولیبرالی بددهند، و قدرت نمایی کنند.  اما ایرانیان همه جا ثابت کرده اند که: آنها فقط یک قربانی هستند. اولا هیچگونه پیشرفت چشمگیری در علوم وفنون ندارند. یعنی مرزهای دانش بر روی آنها بسته شده. حتی در امر فضا و پرتاب موشک، که روزی با سرعت پیشرفت می کردند، امروز همه آن پیشرفت ها زیر سوال رفته! مردم فهمیده اند که در صحرای نوادا، فیلم برداری کرده اند و گفته اند: در سطح کره ماه هستند! اخیرا هم، هربار ماهواره ای را هوا می کنند، ترجیح می دهد فورا برگردد! آخرین هنرنمایی آنها برای اعزام: سفینه جاسوسی برای امارت، توسط فرانسه بود که: هنوز از زمین برنخاسته! شکست خورد و بر زمین اصابت کرد. البته ممکن است آنها طبق معمول بگویند: نقص فنی! بوده ولی عقل سلیم می داند: کسانی که قبلا این کار را براحتی انجام می دانند، نقص فنی برای انها امکان پذیر نیست. زیرا علم عقبگرد ندارد. فقط یک موضوع باقی می ماند: و ان اینکه قربانی ایران شده باشند. دلایل بسیار واضحی برای این کار وجود دارد. به مسائل امنیتی و حاشیه ای، کاری نداریم ولی براحتی می توان حدس زد که: خرابکاری بوده و یا عدم توانایی علمی! و هردو به ایران برمی گردد. اگر عدم توانایی علمی بوده، یعنی اینکه آنها به دروغ! ادعا های قبلی خود را تبلیغ می کردند، و دانش آن را نداشتند. وجود دانشمندان ایرانی در بین آنها، قدرت می داده است. که چون به ایران برگشته اند، و برای وطن خود کار می کنند، جای آنها را کسی نمی تواند پرکند. حالت دوم یعنی خرابکاری هم باشد، باز هم نشان از قدرت علمی: افسانه ای ایرانیان دارد. که حتی موشک در حال پرواز را هم، از کار انداخته اند. آنهم باز به دلیل برتری علمی، نسبت به سازندگان آن! چرا که سازندگان نتوانسته اند: این خرابکاری احتمالی را تشخیص دهند. در ثانی میتوان گفت: همین فاجعه در مسائل اقتصادی و سیاسی هم، برای آنان اتفاق افتاده است. یعنی به دروغ ادعای ثروتمندی، یا پیشرفت می کردند. همه آنها به دست ایرانیان انجام می شده، ولی بنام آنها ثبت می گردیده. دراین مورد مثال ها فراوان، ودلایل بسیار عینی تر و واضح تر است. همه افتخار انگلیس، به جواهراتی است که از ایران، به سرقت برده اند که مانند: الماس کوه نور در تاریخ می درخشد. همه داراییهای موزه ای فرانسه، و تاریخ و تمدن آن، با آثار باستانی رقم خورده که: آنها را هم از ایران به سرقت برده، و بنام خود یا بنام یونان و روم ثبت کرده اند. تمام سرمایه گذاری های آمریکا متعلق به ایران است، زیرا ایرانیان با ثروت افسانه ای خود، به آمریکا پا گذاشته اند! فقط 22تریلیون دلار سرمایه نقدی است، که بصورت دلار توسط شاهزاده ها و ضد انقلاب ها، به آنجا منتقل شده است. و کافی است به ایران بازگردانده شود. به همین دلیل اینستکس یک قرص سیانور برای اروپا و آمریکا است.اگر اجرا کنند باید همه پولهای ایران را برگردانند! لذا بجای گدایی و التماس، گردن کلفتی می کنند.

Instex or a mouse and a cat game

Without knowing, Europe has been the victim of a mouse and cat game with Iranians. The cat does not immediately blow it out when it traps the mouse! But it's playing for a long time, so that it can be opened! Of course, the appetite of Iran has already been blinded by playing with America, and now it's playing a bit with Europe to make its appetites open. The subject is that: America and Europe are prone to collapse and falling to the brink of Islam. And whatever they do, they will not be saved! Therefore, the Iranians who saw them saw their fate and for some time allowed them to survive! Of course, Europeans and secularists are thinking: It is their wisdom: they can be more secular for a few days: they can make secretive slogans and empower them. But the Iranians have proved everywhere: they are just one victim. Firstly, there are no significant advances in science and technology. The boundaries of knowledge are closed on them. Even in space and rocket launches, which were progressing fast, today all of those advances have been questioned! People have figured out that they were filming in the Nevada desert, saying they are on the moon's surface! Recently, each time they fly the satellite, they prefer to go back immediately! Their last appearance was to send: The Espionage Spy for the Emirate, by France: "It's not gone!" Failed and hit the ground. Of course, they might as well say: technical malfunction! But it knows common sense: those who already know this easily cannot be a technical malfunction. Because: science does not retreat. Only one issue remains: and they should be victims of Iran. There are very clear reasons for this. We have nothing to do with security and marginal issues, but it's easy to guess that: sabotage or scientific inability! And both go back to Iran. If the inability is scientific, that they are false! They propagated their previous claims, and did not know it. The existence of Iranian scholars among them has given power. When: they return to Iran and work for their homeland, they cannot be replaced by anyone. The second state is sabotage, it also demonstrates the scientific power: the myth of Iranians. Even missiles that are on the fly have been abandoned. It is open because of its scientific superiority to its makers! Because the creators have not been able to: detect this possible vandalism. Secondly, the same catastrophe in economic and political matters has happened to them. It was false claims of wealth or progress. All of them were done by the Iranians, but they were registered in their names. In this case, there are many examples, and the reasons are much more objective and clear. All honored by the British, they have stole jewels from Iran, such as: Diamond of Mount Nour shines in history. All of the museum's assets of France, and its history and civilization, have been excavated with antiquities: they have also stolen them from Iran, and they have registered themselves in the name of Greece or Rome. All American investments belong to Iran, because Iranians have gone to the United States with their mythical wealth! Only $ 22 trillion is cash, which was transferred to the princes and counter-revolution dollars in dollars. And it is enough to be returned to Iran. That's why Instex is a cyanide tablet for Europe and the United States. If they are to run, they must return all the money from Iran! So instead of begging and begging, the neck is thickened.

  • سید احمد حسینی ماهینی

ولی در دامپینگ اقتصادی نشان داد

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر

سید مقاومت در مصاحبه های خود، یک موضوع را تاکید دارد که: اگر ایران مورد حمله آمریکا قرار بگیرد، تنها نخواهد ماند! این اشاره به یک استراتژی عمیق و حساب شده، در جهان امروز است که درک آن، برای بسیاری از تحلیل گران مشکل است. و آن استراتژی جایگزینی عملیاتی است. به این معنی که در گام دوم انقلاب اسلامی، همه چیز به سود انقلاب پیش می رود، عملکردهای گذشته تبدیل به آلترناتیوی شده اند، که ایران را بسوی تشکیل ائتلاف بزرگ هدایت می کند. این ائتلاف در استراتژی های نظری دیده نشده، و عمدا هم  غفلت شده، ولی در این زمان خود را بر تاریخ تحمیل می کند. همانطور که در گام اول، یا چهل سال گذشته انقلاب، همه ائتلافها برعلیه ایران بود، در گام دوم ضرورتا و بدون دخالت اراده های شخصی، آن ائتلاف ها نابود شده و: ائتلاف جدیدی به هواداری ایران تشکیل می شود. همانطور که دکتر ظریف اشاره کرد: آمریکا در شورای حکام آزانس هم تنها شده! مفهوم دیگر این اشاره آن است که: همه به ائتلاف با ایران رای داده اند. هر کجا ائتلاف به رهبری امریکا تضعیف شده، دو عامل در ان موثر بوده: یکی عامل تبدیل کننده و دیگر عامل جایگزینی. عامل تبدیل کننده همه ائتلافهای آمریکایی به: ائتلاف های ضد آمریکایی، در درون هیات حاکمه آن بوده است. یعنی عملکرد سخیف، بی برنامه و زور گویانه باعث شده: تا هواداران هیات حاکمه آمریکا، دچار ریزش شده و او را تا حد تنهایی رها کنند. اما عامل جایگزینی، در درون هیات حاکمه ایران است. بسیاری از قدرت ها سعی داشتند: جایگزینی برای آمریکا بشوند. اگر خودشان هم نمی خواستند، تحلیل گران چنین خواسته ای داشتند. ولی نقطه قوتی در درون حاکمیت آنها نبود، تا این تحلیل ها به حقیقت برسد. اما در هیات حاکمه ایران، ثبات رای و قدرت تصمیم گیری و توانایی مقاومت وجود داشت، که افکار عمومی را قانع میکرد تا بدانند نقطه اتکای خوبی است. بخصوص اینکه هیات حاکمه ایران، علاوه بر قدرت و ثروت و استعداد های لازم، دارای بینش صلح آمیز و جهان گرا بوده است. رهبری ایران همیشه طرفدار: عدم مداخله در امور دیگران بوده، و دائما تکرار می کرد که: جنگی را شروع نخواهد کرد . دیگران هم همین حرف را می زدند، تا نقطه اتکا شوند! ولی آنها صدها مورد ادعاهای خود را نقض کردند، که موجب بی اعتمادی شد. چین یک از جایگزین های مناسب بود، و امید های زیادی به آن بسته شد. ولی در دامپینگ اقتصادی نشان داد: که می خواهد مانند دامپینگ سیاسی، کشورهای دیگر را ببلعد، و نابود کند. از مالزی، اندونزی تا اویغور ها و: تایوان و هنگ کنگ، همگی شاهد این زور گویی ها بودند. لذا بقیه نیز قبل از نابود شدن، راه خود را جدا کردند. روسیه در جنگ کریمه و اکراین، یا کشتار چچن و داغستان، یا ادغام دوباره کشورهای همسود، نیت خود را آشکار کرد. لذا بقیه نیز از ترس بلعیده شدن، رای به جایگزینی آن ندادند. هندوستان در قضیه کشمیر، جنایت ها که نکرد. درگیری های مذهبی بودائیان برمه و امثال آن را راه انداخت. ژاپن کشتار مردم خود، بوسیله بمب اتمی آمریکا را، فراموش کرد و به مزدور و پیام رسان آمریکا مبدل گردید. اروپا به مردم خود پشت کرد، با کشتار نژادپرستانه معترضین، از هستی ساقط شد. اما ایران بدون اینکه بخواهد ائتلافی ایجاد کند، منطقه وارد ائتلاف با ایران شد. با اینکه پاسخی دریافت نکرده. اما التزام عملی خود رابخوبی: حفظ و توسعه داده است. پیوند فکری و ارمانی  با ایرانی، نوعی پیش درآمد در وفاداری: به خط مقاومت و مواضع اعلام شده، از سوی ایران است. آنها تعصب قومی و نژادی را هم دور زدند! تا این ائتلاف نانوشته پا بگیرد، و توسعه پیدا کند. بعون الله

Iranian Coalition: For Peace

Seyed Resistance in his interviews emphasizes one thing: If Iran is attacked by the United States, it will not stay alone! This refers to a deep and well-considered strategy in today's world, which is difficult to understand for many analysts. And that is the operational replacement strategy. This means that in the second step of the Islamic Revolution, everything goes for the benefit of the revolution; the past functions have become an alternative, which directs Iran to a large coalition. This coalition has not been seen in theoretical strategies, and deliberately neglected, but at this time it imposes itself on history. As in the first or last forty years of the revolution, all the coalitions against Iran, in the second step, necessarily and without the intervention of personal will, the coalition was destroyed and: a new coalition was formed in favor of Iran. As Dr. Zarif pointed out, the United States has just been left alone in the Council of Governors. Another notion of this is that: everyone has voted in favor of a coalition with Iran. Wherever the US-led coalition is weakened, there are two factors in it: one conversion factor and another substitute factor. The agent of the transformation of all American alliances into: anti-American alliances have been within the governing board. That is, the savage, unproductive, and forceful cause: to let supporters of the ruling board of America fall and leave him alone. But the replacement factor is within the Iranian ruling board. Many powers were trying to: replace America. If analysts did not want it, analysts wanted it. But there was no strong point within their sovereignty, until these analyzes came true. But in Iran's governing body, there was a voter stability and decision-making power and resilience, persuading public opinion to find out a good point of reference. Especially since Iran's governing body, in addition to its power and wealth and talent, has a peaceful and global vision. Iran's leadership has always been in favor of: not interfering in the affairs of others, and constantly repeating: it will not start a war. Others did the same thing to rely on the point! But they violated hundreds of claims, which caused distrust. China was one of the right alternatives, and many hopes were closed. But in Tipper, he showed that he wants to swallow and destroy other countries like political dumping. From Malaysia, Indonesia to the Uighurs and: Taiwan and Hong Kong, they all witnessed these harassment. So others left their way before they were destroyed. Russia expressed its intention in the Crimean and Ukrainian-Ukrainian wars, or the massacre of Chechnya and Dagestan, or the reunification of the neighboring countries. So the rest did not vote for swallowing fears. In the case of Kashmir, India did not commit crimes. The religious clashes of the Buddhists of Burma and so on. Japan has forgotten the killing of its people, by the American atomic bomb, and turned into the hacker and messenger of the United States. Europe turned its back on its people, with the racist massacres of protesters, was abandoned. But Iran has entered a coalition with Iran, without a coalition. Although: you have not received a response. But its practical commitment is good: It maintains and develops. An Iranian-Iranian intellectual and intellectual link, a kind of advance in loyalty: Iran's line of resistance and declared positions. They also fought Arabic and Vietnamese fanaticism! Until this unwritten coalition fights and develops.

  • سید احمد حسینی ماهینی

توطئه ای بنام: کودکان کار

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۲۴ ب.ظ | ۰ نظر

بعد از چهل سال بالاخره، مسئولین فهمیدند در پشت قضیه کودکان کار، توطئه بزرگی نهفته است! تا آبروی نظام اسلامی را زیر سوال ببرند. دولت را ناکارآمد و مردم را فقیر و بدبخت نشان دهند. براساس آخرین آمار موجود، 96درصد کودکان کار مخصوصا کودکان خیابانی، اتباع بیگانه مخصوصا پاکستانی هستند، که با نقشه های دقیق و حساب شده، بر سر چهار راهها کاشته می شوند، تا از انها عکس گرفته، به عنوان کودکان کار ایرانی، و نشان ضعف مدیریت نهادهای بهزیستی، و کمیته امداد تبلیغ نمایند. اغلب اینها هم در پادگان اشرف در تیرانا، پردازش می شوند. لشکر سایبری پادگان اشرف تیرانا، اعلب مواد تغذیه ای خود را از طریق: پاکستان دریافت می کنند زیرا: که دلار های سعودی باعث ایجاد علاقه مشترک آنها شده است. براساس اعلام سازمان بهزیستی، همه این کودکان جمع آوری می شوند، ولی غالبا نه کارت شناسایی دارند و نه، حاضر به همکاری برای شناسایی هستند! اخیرا نیز با اینکه از اثر انگشت و قرنیه چشم، برای شناسایی آنها اقدام شده ولی باردوم، که دستگیر می شوند باز هم اظهار بی اطلاعی می کنند! و تطبیق را مشکل می نمایند. تمام اینها در مصاحبه اقرار می کنند که: فقط چند روز است که بطور قاچاقی، از مرزهای پاکستان به تهران آمده! و بر سر چهار راه کاشته شده اند. باندهای تبهکار که قاچاق انسان می کنند، بارها دستگیر شده اند ولی اغلب آنها به عنوان: رافت و عطوفت اسلامی آزاد شده اند! آنهاییکه دوست دارند که کودکان کار، در خیابان ها دیده شوند، تا تبلیغاتشان موثر باشد استدلال می کنند: که فرقی بین کودکان ایران و افغانستان و پاکستان و غیره نیست! اما فقط شعار می دهند، تا کار کودکان به پلیس امنیت و: ضد جاسوسی باز نشود، زیرا معلوم است که این کودکان کار، به دو دلیل استثمار می شوند: یکی زشت نشان دادن چهره جمهوری اسلامی، دوم کسب اطلاعات از مراکز حساس، و انتقال آن به سران باندها. این باندها نیز اول کار تا 95درصد درآمد آنها را، بعنوان دستمزد برمی دارند. بعد هم اطلاعات آنها را به سازمان منافقین می فروشند، تا در شبکه های اجتماعی بر ضد ایران جریان سازی کنند. نه فقط کودکان کار اینطور هستند، بلکه همه کسانی که به نحوی: شائبه فقر و بدبختی را مطرح می کنند، عضو این باندهای تبهکار هستند. در جریان سیل، تعداد زیادی سارق دستگیر شدند که: فقط از اموال سیل زده ها سرقت می کردند! بدون اینکه نیازی به آن داشته باشند. تا ترویج نا امنی در میان مردم مصیبت زده کرده، آنان را برعلیه نظام وادار به اعتراض کنند. اینها فقط دسته کوچکی نبودند، بلکه افرادی بودند که بعنوان سیل زده، به ارگانها مراجعه می کردند، دهها یخچال و قالی و امثال آن را به غارت می بردند. غیر از خرده سارقان، اختلاس گران هستند که با همین مکانیزم، وارد اقتصاد کلان می شوند. آنها در ظاهر بعنوان سیل زده، خانواده رزمنده یا مددجوی سازمان بهزیستی، از سهمیه طرح ترافیک و کنکور و غیره استفاده کرده، در مراکز حساس وارد می شوند. تا بعد از مدت کوتاهی، همه اموال وداراییهای زیر مجموعه خود را فروخته، و راهی خارج شوند و به: منافقین یا سلطنت طلبها می پیوندند. یا به دولتهای کانادا و استرالیا و اروپایی و آمریکایی پناهنده می شوند! البته قضیه برعکس هم هست. یعنی به انها قول پناهندگی می دهند، به شرط آنکه دزدی و اختلاس کنند. زیرا می خواهند که هیچ پولی در دست ملا ها نباشد! مثلا تعدادی، با سند سازی وارد مددجویی بهزیستی می شوند، با دریافت 160هزارتومان مستمری، به همه جا مراجعه می کنند و: فیش خود را نشان داده، و گدایی می کنند! در حالیکه به این پولها احتیاجی ندارند. فقط برای ضد تبلیغ است.

A conspiracy called Workers' Children

After forty years, officials finally realized that there is a great conspiracy behind the work of children! To: question the reputation of the Islamic system. The government is inefficient and shows people poor and miserable. According to the latest statistics, 96 per cent of children, especially street children, are foreign nationals, especially Pakistani, who are carefully planted, planted on roads, photographed as Iranian children, and show signs of weakness. Management of: welfare institutions, and the Relief Committee. Often, they are also processed at the Ashraf Garrison in Tyrana. The cyber warfare division of the Ashraf Tirana Garrison will receive nutrients from Pakistan: Pakistan: because the Saudi dollars have become their common interest. According to the Welfare Organization, all these children are collected, but often have no IDs and no, willing to cooperate to identify! Recently, even though the fingerprints and cornea of ​​the eye have been attempted to identify them, but Bardom, who are being arrested, are still unaware! And make matching difficult. All of this in the interview confesses that: It's only a few days that you smuggled from the Pakistan border to Tehran! And they are planted on the four ways. The criminal gangs that smuggle human beings have been arrested many times, but most of them have been freed as: raft and Islamic affection! Those who like to see work children seen on the streets, so that their ads can be effective, argue that there is no difference between children in Iran, Afghanistan and Pakistan, and so on! But they only chant, so that children's work can not be opened to the police: they are not antispyware, because it turns out that these children are exploited for two reasons: one ugly showing the face of the Islamic Republic, secondly, getting information from sensitive centers, and Transferring it to the heads of the bands. These gangs also pay a salary of up to 95% of their income. Then they also sell their information to the Mojahedin Organization to stream social networks against Iran. Not just children do this, but all those who somehow claim poverty and misery are part of these criminal gangs. During the flood, a large number of burglars were arrested: they only stole the property of the flood! Without :having to have it. In order to promote insecurity among the people, they have to make them protest against the regime. These were not just small bands, but those who flooded into organs, plundered dozens of fridges and rugs, and so on. Apart from thieves, they are embezzlers who enter the macroeconomy with this mechanism. They appear to have been used as flood victims, a combatant or welfare family member, a traffic allowance quota, etc. They enter sensitive centers. Soon after a short time, all the possessions of their subcategory are sold, and a way out, and join the hypocrites or monarchists. Or refugee to Canadian, Australian, European and American governments! Of course, the opposite is true. They promise them asylum, provided they steal and embezzle. Because they want no money in the hands of the mullahs! For example, a few are logged in with a documentary into a welfare counselor; they receive 160,000 standard payouts everywhere: they show their pockets, and beg them! While: they do not need these money. Just for anti-propaganda.

  • سید احمد حسینی ماهینی

99درصد مردم ایران، داروهای گیاهی مصرف می کنند

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر

وقتی به تبلیغات دشمنان داخلی و خارجی نگاه می کنید، تعجب می کنید که یک ایرانی چطور زنده است! آنها می گویند دلار هر روز بالاتر می رود، فشار گرانی و تورم مردم را از بین برده! در تمام خیابان ها زباله خور ها قدم می زنند، تا شکم خود را سیر کنند. روستاها امکانات نیست، همه مجبورند به شهر ها فرار کنند. در شهرها هم کار نیست، و خانه ندارند! لذا حاشیه نشین شده، با کاغذ و مقوا و حلب برای خود خانه می سازند، و از برق دزدی می کنند. آنقدر از این حرفها می زنند که: خودشان هم باورشان می شود، و بعد منظرند یک یا دو روز دیگر، جنازه همه ایرانی ها از گرسنگی و تشنگی، در خیابان ها باشد. یا اینکه مردم همگی بمیرند و کسی نباشد: آنها را دفن کند. زیرا قیمت زمین بهشت زهرا هم بسیار گران است، کسی توان خرید آن را ندارد... ولی با کمال تعجب هر روز، که خسته از غصه خوردن های شبانگاهی، بیرون می ایند می بینند: مردم با شور و شوق دنبال کار ها هستند، آنقدر عجله و کار دارند که حتی حاضر نیستند: یک ثانیه نقص فنی مترو را تحمل کنند، یا از شلوغی خود را کنار بکشند، و با مترو بعدی بروند! می بینند خیابان ها، آنقدر وسیله نقلیه گرانقیمت هست که:همه جا راه بندان شده. آنها هم با عجله و سرعت، به دنبال کار خود هستند! حتی حاضر نیستند یک ثانیه: چراغ قرمز را دیرتر تحمل کنند! بلیط هواپیما و قطار گیر نمی آید، آنقدر مسافر در صف ایستاده که برای ماهها ی بعد، نوبت بگیرند. جلوی سفارتخانه آنقدر صف ایستاده اند، که نوبت یکساله به آنها می دهند. با تمام گرانی بلیط هواپیما و هزینه سفر، همه را با کمال میل پرداخت می کنند، و کسی اعتراضی نمی کند! شب قبل که او فکر می کرده: مردم گرسنه خوابیده اند، حالا می بیند کیلو ها زباله، آن هم تفکیک نشده از خانه ها بیرون می ریزند! در میان زباله ها، همه چیز پیدا می شود! از غذای آکبند دست نخورده، تا ظروف و قدیمی و مبلمان دمده! ابتدا سعی می کند ببیند: دیشب خواب بوده یا الان! دوسه بار سیلی به صورت خود می زند. اخبار بیگانه را گوش می دهد، می بیند نه دیشب خواب بوده و نه الان. رادیوهای بیگانه همانطور از: فقر و فروپاشی ملت ایران صحبت می کنند، ولی او شادمانی و انگیزه بالا را می بیند. آنقدر بیگانه ها تبلیغ کرده اند، که وزیر بهداشت هم باور کرده: مردم ایران غمگین هستند، و برنامه های شاد ندارند! گویا وزیر ها بیشتر خواب ند. و دیدن اینهمه انگیزه در مردم، آنها را بیدار نمی کند. وزیر بهداشت کافی است: یک سفر غیر رسمی به شمال یا جنوب برود! یا در تعطیلات در بین مردم باشد، تا بداند شادی یعنی چه. اگر مردم غمگین هستند، چرا اینهمه دوست دارند: تعطیلات اضافه شود؟ همه مردم ایران منتظرند تا چهارشنبه شود! از عصر چهارشنبه، تعطیلات خود را شروع می کنند: بار سفر را می بندند! خوب است آمار آنها را از: راهنمایی رانندگی بگیرد، یا از پلیس امنیت بپرسد. چرا وزیر دارو ساز، مردم ایران را روانپریش می خواند؟ و برای آنها روانپزشک تجویز می کند. این خود محل سوال نیست؟ وزیر دارو ساز،  نمی داند که 99درصد مردم ایران، داروهای گیاهی مصرف می کنند! ولی او با داروهای گیاهی دشمن است. فرق داروی گیاهی این است که: اولا مضر نیست! یعنی میوه و سبزیجات هرچه بخورند بهتر است. ولی داروی شیمیایی، اگر یک اثر مثبت داشته باشد، هزاران عوارض جانبی دارد.  زیرا در خلقت خداوند دستکاری کرده اند. مهمتر اینکه تولید داخل است. اما وزیران می خواهند جیب اربابشان پرشود! و دلار ها همه به دست امریکا و اروپا برسد، آنهاهم بگویند: دیگر پولی در دست ملاها نمانده است! اما آنها نمی دانند که: ایرانی انگیزه الهی دارد، و از خزانه غیب ارتزاق می کند.

Iranian motives

When you look at the propaganda of domestic and foreign enemies, you wonder how an Iranian is alive! They say the dollar goes up every day; it exhausts the pressure and inflation! Garbage can is walked on all the streets to feed their stomachs. Villages are not in a position; everyone has to flee to cities. In cities there is no work, and they do not have a home! So they are marginalized, they make houses for themselves by paper, cardboard and Aleppo, and steal electricity. They say so much: they themselves believe in them, and then they will look at the streets for one or two days, the corpse of all Iranians from starvation and thirst. Or that all people die and nobody is: to bury them. Because the price of the earth of Paradise Zahra is also very expensive, nobody can buy it ... But surprisingly every day, when they are tired of the nightly bustle of eating, they see: People are crazy about things, They are so rushed and busy that they are not even willing: endure one second of the technical malfunction of the metro, or pull off their crowds, and go with the next metro! Seeing the streets, there is so much expensive vehicle: all the way. They are in a hurry and speed, looking for their work! They do not even want to wait for a second: they will endure the red light! Airplane and train tickets do not stumble, so passengers are in the queue that will take turns for the next few months. The front of the embassy is so standing, giving them one year's appointment. With all the cost of airline tickets and travel costs, everyone will pay you well, and no one will protest! The night before, when he thought: people are sleeping hungry, now they see kilns pouring garbage out of their homes! Everything is found among the garbage! An unblemished aqueduct of food, up to old and old dishes and furniture! At first he tries to see: last night or now! Doxor loads in a slap. He listens to the alien news; he sees no sleep past and not now. Alien radios speak of the poverty and collapse of the Iranian nation, but it sees high joy and motivation. There are so many foreigners that the health minister has also believed: the Iranian people are sad and have no happy plans! It seems that the ministers are asleep. And seeing such a motive in people does not awaken them. The Minister of Health is sufficient: an unofficial trip to the north or south! Or on vacation on the people, to know what the joy means. If people are sad, why do they like to: add holidays? All Iranian people are waiting for Wednesday! From the Wednesday evening, they start their holidays: they close the journey! It's good to get their stats from: driving directions, or asking for security police. Why does the drug minister read the Iranian people? And: prescribed for them by a psychiatrist. This is not the question itself? Minister of Pharmacy does not know that 99% of Iranians use herbal medicines! But he is an enemy with herbal medicines. The difference between herbal medicine is that: First, it is not harmful! It is better to eat whatever fruits and vegetables. But a chemical medicine, if it has a positive effect, has thousands of side effects. Because: they have manipulated God's creation. Most importantly, production is inside. But the ministers want to pocket their masters! And the dollars are all at the hands of the United States and Europe, they say: There is no money left by the mullahs! But they do not know that: Iran has a divine motive, and it emanates from the treasury of the Unseen.

  • سید احمد حسینی ماهینی