فردوسی سی سال بدون حق التحریر! بدون کپی رایت،
همه قصه های دنیا، از یک نقطه شروع می شود! ولی در انتهای این مخروط، آنقدر پراکندگی است که، اقتباس از یاد رفته، به سرقت ادبی می رسد! و بدون ذکر منبع و یا :پرداخت کپی رایت، همه عناصر داستانی دیگران، آنهم بصورت بهم ریخته، استفاده می شود! یکی از قصه های معروف دنیا، نجات ابراهیم ع از آتش نمرودیان است. ولی به مرور آن را به فراموشی می سپارند، و بجای آن سیاوش از روی آتش می پرد! و نجات پیدا می کند. بعد هم رستم از اژدهای آتش خوار، و ژوراسیک و امثال آن! همه داستانها اصل آن به پیامبران برمی گردد. ولی دشمنان آن را در پستو ذهنها می گذارند، و برای خودشان داستان مشابه، بدون پرداخت کپی رایت می نویسند! مانند به آب انداختن قنداقه حضرت موسی! که اصلا موسی به نام فرزند آب است. اما رودابه ها می آیند. و افسانه گویان! و غیره که همگی بچه های: رودخانه ای پیدا می کنند و بزرگ می کنند! مبارزه میدانی حداقلی، در برابر حداکثری مختص امام حسین ع است. ولی دن کیشوت ها و خوزه ها و زوروها! ساخته می شوند. و این سرگشاد تمپو همچنان: صدا های کوچک و ضعیف گذشته را، بزرگتر و گوشخراش تر می کند. ابتدا شاهنامه چند ورق پاره بود! در بین مردم چین و ایران و هند، دست به دست می گشت. حتی یک شاهنامه نثر نیز، در قرن دوم هجری نوشته شد. ولی این فردوسی بود که سی سال تمام، در خانه نشست و اسناد جمع آوری کرد، و آنها را به صورت شعری روان و ساده، در یک مجلد ریخت و آن را در صندوقی بزرگ، برای اهدا فرستاد و فرمود: بسی رنج بردم در این سال سی . عجم زنده کردم به این پارسی. اما وقتی دستمزد او در یک صندوق بزرگتر، برایش ارسال می شد، تابوت او از نقطه مقابل می آمد. یعنی فردوسی سی سال بدون حق التحریر! بدون کپی رایت، کاری بزرگ کرد که اکنون، این کتاب قران بسیاری از افراد: کهنه پرست و باستان گرا است. به زبانهای گوناگون ترجمه شده، و در ابعاد مختلف و با شکل و: نقاشی های بی بدیل و تازه، رنگ آمیزی شد و در کتاب درسی تدریس می شود. داستان ها و افسانه های بین: انسان و حیوان و یا به زبان حیوانات، به صورت ورق پاره ای در هند بود. آن را بعد از اسلام به ایران آورده، به عربی ترجمه کردند. بعد به فارسی هم ترجمه و: کلیله و دمنه، شد. امروزه پایه هر قصه ای بلند در دنیا، به فردوسی و قصه های کوتاه و انیمیشن، به کلیله ودمنه برمی گردد. گرچه جرج اورل قلعه جیوانات را نوشت، به هر حیوان وظیفه و شخصیتی از انسان داد. ولی ایرانی ها، حتی برای گل ها و رنگ آن قصه و افسانه داشتند. باید جایی در دنیا باشد، به این بی سر وسامانی برسد، هرم یا نقشه قصه را تهیه نماید. نقش شحصیت های اصلی را به آن برگرداند. یا آن را دانشنامه ای بیان کند. قصه با گذشته و حال و آینده: همه مردم و دنیا سرو کار دارد. اهداف بزرگ مردان نامی دنیا، از زبان یک حیوان کوچک در: داستان مورچه ها بیان می شود! سلیمان بزرگ، از گفتار یک مورچه، پند می گیرد و حضرت علی می فرماید: اگر تمام ثروت دنیا را به من بدهند، تا دانه ای را از دهان موری بگیرم، این کار را نمی کنم. مورچه به بلبل خوشخوان می گوید: وقتی که جیک جیک مستانه ات بود، فکر زمستانه ات نبود؟ این است که نابسانی در قصه ها، یعنی سرگردانی در زندگی همه. آیا باید فکر مورچه را پذیرفت، یا فکر فیلی داشت؟ بزرگترین اصلاحی که باید شود: حق انبیا الهی به آنان برگردانده شود. زیرا سالها کمونیست و ضد دین ها، کوشیده اند همه دانش های انبیا الهی را، به حادثه و اتفاق و تصادف نسبت دهند! یا به دانشمندانی چون بقراط و سقراط. یا اینکه آنها را اساسا منکر شوند.
Story and adaptation
All the tales of the world start from a point! But at the end of the cone, there is so much dispersion that, reclaimed, comes to the plagiarism! And without mentioning the source or: copyrights are used, all the fictional elements of others are broken up! One of the most famous stories of the world is the salvation of Abraham from the fire of the Nemrutians. But overwhelmingly, they are oblivious to it, and Siavash goes out of the fire instead of it! And saved. Then, Rustam, from the fire dragon, and the Jurassic, and so on! All the stories come back to prophets. But the enemies put it in their minds, and they write the same story for themselves without paying copyright! Like to throw the blessings of Moses! Moses is called the son of water. But the rods are coming. And the legendary guy! And so on, all of them find and grow the river! The minimum field struggle is against the maximum of Imam Hussein. But Don Keyshots, Jose and Zorrou! are made. And this is still open: the small and poor sounds of the past make it bigger and more exciting. At first, a few shafts were torn! It was at the hands of the people of China, Iran and India. Even a prose script was written in the second century AH. But it was Ferdowsi who sat at the house for thirty years and collected documents, and sent them in a lively and simple poem in a volume and sent it in a large chamber for a donation and said: I suffered greatly in this Thirty years Ajim resurrected to this Persian. But when his wages were sent to him in a larger box, his coffin came from the opposite. That is, Ferdowsi thirty years without right! Without copyrights, the big thing is that now, this book is a coran of many people: old-fashioned and ancient. Translated into different languages, and in various dimensions, with the shape and: unmatched paintings painted and taught in the textbook. The stories and legends between humans and animals or in the language of animals were in the form of a sheet of paper in India. They brought it to Iran after Islam, translated into Arabic. Then he was translated into Persian: "Keelah and Damnah". Today, the basis of every tale in the world, to Ferdowsi, and short stories and animation, goes back to Kellam and Mementa. Though George Orlell wrote the castle of Givanath, he gave each animal a duty and personality of mankind. But the Iranians, even for their flowers and colors, had stories and legends. There must be somewhere in the world, get to this headless woman, make a pyramid or plan a story. Returns :the role of primary schools. Or give it an encyclopedia. Story with the past, present and future: all people and the world are working. The Objectives of the World's Most Famous Men, From the Language of a Small Animal: The Story of Ants Expressed! Great Suleiman takes on the words of an ant, and Ali says, "If I give all the wealth of the world to me to get a grain from the mouth of Mori, I will not do this." The ant reads to Nightingale: When was Jake Jake, you were not thinking of your winter? This is an abomination in the stories, that is, the wander in the lives of all. Should you accept the thought of the ant, or did you think Fili? The greatest correction to be made: the divine prophets will be returned to them. For many years, communists and anti-religions have tried to attribute all the knowledge of divine prophets to accident, accident and accident! Or: to scholars such as
- ۰ نظر
- ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۵۸