کشور حماس

مصرف همه چیز در ایران هفت برابر متوسط دنیا هست و اسراف و حرام هست

کشور حماس

مصرف همه چیز در ایران هفت برابر متوسط دنیا هست و اسراف و حرام هست

۹۶۸ مطلب با موضوع «سینما» ثبت شده است

ارارات را دادیم و چند روستا را عوض کردیم،

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۱۹ ق.ظ | ۰ نظر

از سال 1348 که بحرین از ایران جدا شد، مردم اعتراضهای مختلف کردند، اما سلطنت طلبها گفتند بجای ان، تنب کوچک و بزرگ را گرفتند! البته آنها در همه جای ایران این خیانت را کردند. گفتند که انسوی اروند را دادیم، بجای ان کشتیرانی در اروند را گرفتیم!(قرارداد الجزابر 1975) ارارات را دادیم و چند روستا را عوض کردیم، هیرمند را دادیم و مانع از جنگ و برادر کشی شدیم! حالا دم در آورده می گویند بحرین از اول مال ایران نبود! یا می گویند زمان قاجار واگذار شد. زمان قاجار که حسابش جدا است، نقشه ایران کوچک و کوچکتر شد، چون مردان کوچکی بودند، و قدرت اداره مملکت بزرگ را نداشتند، و ممالک محروسه، فقط لفظ قلم آنها بود. این بدبختی پادشاهان را می خواهند، با یاد کوروش تسلی بدهند! آدم جعلی که نامی از ان در هیچ کتاب تاریخی نیست. و همزمان با ایجاد اسرائیل، در ایران جعل شد. یک بنایی را هم دزدیدند و بنام او کردند. وروز 7ابان را هم بنامش زدند. آنها فقط به این سوال جواب دهند: اگر کورش وجود خارجی دارد، چرا انگلیس و آمریکا از ان حمایت می کنند؟ آنها که همیشه ایران را استعمار و تجزیه نمودند، چطور به کورش علاقه پیدا کردند؟ زیرا کورش به گفته خودشان، همه دنیا را برای ایران تسخیر کرد. برای هرکدام یک شاه تعیین نمود، و خودش هم شد شاه شاهان، یعنی شاهنشاه. اگر کورش را قبول کنند، باید انگلیس را هم به ایران پس بدهند! مصر و شامات و چین و ماچین که، جای خود دارد. همزمان با یاد آوری کورش، در عراق و لبنان تظاهرات بر علیه ایران راه انداخته اند، که آنجا را از ایران جدا کنند. در زمان جدایی بحرین هم این کار را کردند: اول گفتند آنها عرب هستند! و ما با عربها دشمن هستیم، پس بگذار بروند! بعد هم در بحرین تظاهرات ساختگی درست کردند، که آنها می خواهند از ایران جدا شوند. الان هم خام کردن مردم، به یاد کورش برای این است که: عراق و یمن و شامات و لبنان را، از ایران ناراحت کنند، تا آنها هم جدا بشوند. درحالیکه به نظر می رسد: قضیه برعکس است. کورش از کلمه قریش گرفته شده است، قرشی یا کورشی به عده ای گفته می شد که: از ایران به عربستان رفته بودند. و از نوادگان اسماعیل پسر ابراهیم ع محسوب می شدند. زیرا اسماعیل ایرانی بود، و در ایلام بدنیا آمده، ولی به دلیل مذهبی پدرش او را به عربستان برد، همچنان که پسر دیگرش را به فلسطین برد. یعینی یهودیان (بنی اسرائیل) با قریش پسرعمو بودند، و همه هم، ایرانی. از سوی دیگر: جم یعنی جمشید و اران یعنی ایران، و جماران به معنی آن فر ایرانی است، و اشاره به امام خمینی دارد، که از نوادگان اسماعیل(سلسله سادات) می باشد. لذا تاریخ واقعی، درست برعکس گفته های انها است. حکومت سادات که الان در: یمن و لبنان و عراق و سوریه است، نشان از ان فر ایزدی است، که از زمان جم(یعنی ابراهیم بزرگ) در ایران پدید آمده، و تا امروز سلسله وار خود را حفظ کرده، و چون خورشیدی جهانتاب، برعالم می تابد. علائم و مدارک زیادی وجود دارد که: همه مردم دنیا ایرانی هستند، و تنها کسی می تواند جهان را متحد کند، که از سلاله پاک این(حضرت ابراهیم ع) خاندان باشد. پیامبر اسلام پیش بینی های زیادی در مورد ایرانیان، و کمک آنها به امام زمان دارد. علوم پیشرفته را نزد ایرانیان می داند، و در تفسیر (و آخرین لما یلحقوا بهم) به سلمان فارسی اشاره می کند و می فرماید: از قوم ایشان هستند که بعدا به ما ملحق می شوند. تنها در این فرضیه است که جهان، یک دست و متحد به نظر می رسد، و تفرقه و جدایی و دشمنی در ان جایی ندارد. همه دنیا با ایدئولوژی الهی، و با پرچم واحد، حکومت واحد جهانی را خواهند داشت.

Bahrain Recovery Campaign

Since Bahrain broke away from Iran in 1348, people have been protesting, but monarchists say they have taken the big and small tomb! Of course, they betrayed it everywhere in Iran. They said that we had given up Arvand, instead of shipping Arvand! Now it is said Bahrain was not Iran's first! Or say the time of the Qajar was entrusted. By the time of the Qajar, whose account was separate, the map of Iran became smaller and smaller, because they were small men, lacking the power to govern a large country, and the deprived kingdoms were just their pen. They want this misery of kings, to console Cyrus! A fake man who is not mentioned in any history book. And with the creation of Israel, it was forged in Iran. They robbed a building and called it. Today they also called him Aban 7. They only answer the question: If Cyrus is foreign, why do Britain and America support it? How did those who always colonized and disintegrated Iran became interested in Cyrus? Because Cyrus, according to them, conquered the whole world for Iran. He appointed one king for each, and he became the king himself, that is, the king. If they accept Cyrus, they have to give England back to Iran too! Egypt, Damascus, and China and Machin. At the same time as Cyrus remembers, demonstrations against Iran were held in Iraq and Lebanon to separate Iran there. At the time of Bahrain's separation, they did: First they said they were Arabs! And we are enemies with the Arabs, so let them go! Then they made a fake demonstration in Bahrain that they want to leave Iran. Now the crushing of the people is reminiscent of Cyrus: to upset Iran, Iraq, Yemen, Damascus and Lebanon, so that they will be separated. While it seems: The opposite is the case. Cyrus is derived from the word Quraysh. Quraysh or Cyrus was said to have been said to have gone from Iran to Saudi Arabia. And they were descendants of Ismail the son of Abraham. Ismail was Iranian, and was born in Ilam, but because of religious reasons his father took him to Saudi Arabia, as he carried his other son to Palestine. It means the Jews (the children of Israel) were cousins ​​to Quraysh, and all of them were Iranians. On the other hand: Jam means Jamshid and Eran means Iran, and Jamaran means Persian oven, referring to Imam Khomeini, who is a descendant of Ismail (Sadat dynasty). So real history is just the opposite of what they say. The Sadat government, now in Yemen, Lebanon, Iraq and Syria, is an example of the goddess, who emerged in Iran from the time of Jam (ie Abraham the Great), and has maintained her dynasty to this day, as the sunshine of the world. , It glows. There are many signs that: All the people of the world are Iranians, and only one person can unite the world, from the pure descendants of this (Prophet Abraham) family. The Prophet of Islam has many predictions about the Iranians, and their help to the Imam of Time. He considers the advanced sciences among the Iranians, and in the commentary () refers to Salman Farsi and says: They belong to his people who later join us. It is only in the assumption that the world seems to be one and united, and that there is no separation and enmity. The whole world will be governed by a universal ideology, with a divine ideology and a single flag.

  • سید احمد حسینی ماهینی

با تجهیزات پهبادی و موشکی خود

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۷ آبان ۱۳۹۸، ۰۸:۰۱ ب.ظ | ۰ نظر

دنیا امروزه نیاز به قدرت مانع شونده دارد. قدرتی که بتواند مانع تجاوز آمریکا به عراق شود، و مانع از تجاوز ترکیه به سوریه و اسرائیل به غزه.  این امر نیازی به تعریف جدید از مرزها ندارد، و شاید مرزبندی نیاز نباشد. باید اجازه داشته باشد هرجا، آمریکا می رود به دنبالش رفته، آنها را بیرون اندازد. اگر هند به کشمیر تجاوز می کند، یا روسیه به اکراین هیچ فرقی برای او نداشته باشد. واین امر بسیار ساده است. زیرا که آمریکا با کمترین نیرو، وارد عراق شده یا ترکیه به سوریه حمله کرده است. اگر یک موشک یا راکت به سوی آنها پرتاب شود، راه خود را برمی گردند. اما وقتی کسی جلودار انها نیست، افسار گسیخته جلو می روند و نتیجه آن، کشتار مردم بی گناه یا: آواره شدن آنها در این زمستان سرد است. سازمان ملل تا کنون نتوانسته، این امر را تحقق بخشد زیرا خودش، یکی از ابزار های تسلط آمریکا است. لذا باید نیروی جدیدی در جهان، برای حفاظت از صلح و آرامش و: دفاع از مظلومین تشکیل شود. مرکز آن را می توان در یمن، یا در جنوب لبنان باشد. یگان موشکی باشد کافی است، و تولید موشک به فراوانی است، و میتواند جوابگوی نیاز های انها باشد. براساس ایه ای از قران نیز، چنین نیروی بازدارنده ای برای جهان نیاز است: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ المنکر، و باز براساس آیه قران: (الصلح خیر)، امر به خیر یعنی امر به صلح است، و نهی از منکر نهی از جنگ و ستیز است. اما چه کسانی میتوانند، یا صلاحیت آن را دارند؟ قرار بود سازمان ملل چنین نقشی داشته باشد، ولی به جای دعوت به صلح، شورای امنیت دستور جنگ صادر می کرد. همچنانکه آمریکا مدتی نیروی: واکنش سریع یا بازدارنده تشکیل داد. ولی بجای صلح، جنگ و خونریزی را به ارمغان آورد. همه مظلومان جهان مورد ستم واقع شده، و کشته یا آواره شدند و قدرتمندان و زور گویان، بر قدرتشان اضافه شد. به نظر می رسد که تنها راه، تشکیل گروه ضربت در یمن باشد. الحوثی ها برگزیده شدند، تا همه مستکبران جهان را بر سر جایش بنشانند. آنها نباید در تله تجزیه طلبان باشند، که مامورند نیروی هر دو طرف یمنی را، از بین ببرند. موقعی که یمن با آل سعود می جنگد، خداوند قدرت بزرگتری به او عطا می کند، ولی وقتی به پیشنهاد لیبرالهای ایرانی، به سوی گفتگوی یمنی – یمنی می رود، همیشه بازنده است. زیرا که طرح دشمنان، ایجاد دشمنی بین ملتها است. در واقع کینه های قدیمی استعمار را، به یاد آنها می اورد و آنها را، در دام حود اسیر می کند. حتی در سوریه، تا موقعی که داعش بود، سوریه موفق عمل می کرد، ولی در دام گفتگوهای سوری-سوری افتاد زمینگیر شد. زیرا به معنی تجزیه یک ملت، و رسمیت یافتن رو در رو قرار دادن آن هاست. که همان سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن است. روزولت می گفت: اگر در جنگ جهانی دوم، روسیه اسلحه بخواهد به او می دهیم! واگر روسیه قوی شد، به آلمان کمک می کنیم! اجازه می دهیم آنها آنقدر از یکدیگر بکشند، تا دشمنی برای امریکا باقی نماند! هیچگاه این گفتگوهای درون ملتی، به نتیجه نرسیده بلکه به تحریک دشمنان بیشتر هم شده است. لذا یمن ماموریت دارد که: آل سعود را از بینببرد و مرکز فرماندهی اسلام باشد، وهمان امت وسط باشد. او با تجهیزات پهبادی و موشکی خود، میتواند در جامو و کشمیر یا در سوریه آرامش ایجاد کند. زیرا که ترکیه متجاوز است، و کسی مقابل خود نمی بیند. آمریکا هم عراق را حیات خلوت خود کرده. عراق هم الان درگیر گفتگوی عراقی-عراقی است. و می بینیم مثل لبنان  و یمن شده، نه فقط نتیجه ای ندارد، بلکه اعتراضات قبیله ای را بیشتر و شعله ورتر می کند.

Islamic deterrent force

The world today needs impeding power. A power that can prevent the US invasion of Iraq, and prevent Turkey from invading Syria and Israel into Gaza. This does not require a new definition of boundaries, and perhaps no demarcation. It has to be allowed wherever America goes to pursue it, throw it out. If India invades Kashmir, or Russia does not make any difference to Ukraine. And this is very simple. This is because the US has either invaded Iraq or attacked Syria with the least force. If a rocket or rocket is launched at them, they will return. But when no one is bothering them, the raging tide goes ahead, and the result is the killing of innocent people or: their displacement in this cold winter. The UN has so far failed to do so because it is one of the tools of American dominance. Therefore, there must be a new force in the world, for the protection of peace and protection of the oppressed. Its headquarters can be in Yemen, or in southern Lebanon. A missile unit is sufficient, and the missile production is abundant, and can meet their needs. According to one Koran, such a blocking force is needed to give the world the following: According to the Qur'an, such a blocking force is needed: The cirrhosis of the sacred almighty Yadayon, the goddess of the alchemy, and the king of the alumni; , And denying denial is forbidding war and strife. But who can, or is it qualified for? The UN was supposed to play such a role, but instead of calling for peace, the Security Council ordered war. As America did for a while: a rapid or deterrent reaction. But instead of peace, it brought war and bloodshed. All the oppressed of the world were oppressed, killed or displaced, and the powerful and the violent were added to their power. The only way seems to be to form a task force in Yemen. The Houthis were chosen to make all the world's arrogant. They should not be in the trap of separatists, who want to destroy the power of both sides of Yemen. When Yemen fights with Al-Saud, God grants him greater power, but he always loses when he goes to the Yemeni-Yemeni dialogue at the suggestion of Iranian liberals. Because the enemy's plan is to create enmity between nations. In fact, he remembers the old hatreds of colonialism and enslaves them. Even in Syria, Syria was successful while it was ISIS, but fell into the trap of Syrian-Syrian dialogue. Because it means dividing a nation, and recognizing it face to face. That is the policy of divide and rule. Roosevelt would say, "If in World War II, Russia will give us a gun!" If Russia gets stronger, we will help Germany! Let them kill each other so much so that there will be no hostility to America! These in-nation talks have never been successful, but they have provoked more enemies. Therefore, Yemen has a mission: to destroy Al Saud and be the headquarters of Islam, and to be the center of the Ummah. He can relax in Jammu and Kashmir or in Syria with his drone and rocket equipment. Because Turkey is an aggressor, and nobody sees it. The United States has also made Iraq its own backyard. Iraq is already involved in Iraqi-Iraqi dialogue. And as we see in Lebanon and Yemen, not only does it have results, it also intensifies the tribal protests.

  • سید احمد حسینی ماهینی

فقط رفراندوم گذاشته شود.

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۷ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

گفتگو برخلاف ظاهر زیبای آن، امری شیطانی است! مگر اینکه در چارچوب رحمانی باشد.( لَا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ..)یکی از اشکال آن مناظره است، که همیشه ابزاری برای تحقیر اسلام بوده. دشمنان با طرح مناظره در ملا عام، حتی در صورت شکست، با افزونه بار تبلیغی، آن را وسیله ای برای تحقیر حقیقت می کردند. بارها و بارها در جلسات مناظره، همه طرفها، از امام رضا ع شکست می خوردند، ولی مگر دست بردار بودند؟ زیرا هدف برگزار کننده، جوسازی علیه دین بود. در مذاکره که نوع دیگر گفتگو است، معمولا دو طرف وزن مساوی ندارند، لذا اغلب به ضرر کم وزن ها است، آنها هم که از قبل محکوم بودند، از این ببعد بیشتر مورد حمله قرار می گیرند. نمونه آن مذاکره اشعری یا صلح امام حسن ع است. با اینکه پیمان نامه هم نوشتند، ولی پیمان نامه را زیر پا گذاشتند، و درست برعکس ان عمل کردند. گفتگوی جمعی یا همان گفتگوی تمدن ها، شکل دیگری از این است که باعث تولید: داعش و القاعده و طالبان شد. زیرا استکبار جهانی نمی دانست: حرف تازه انقلاب اسلامی چیست؟ لذا کور کورانه با آن مبارزه می کرد، و همیشه عقب نشینی به او تحمیل می شد. اما از جلسات گفتگو، متوجه اصل منظور انقلاب اسلامی شدند، لذا پادزهر ان را آماده کردند! اگر ایران ادعا می کرد: ولی فقیه دارد و روحانیون تحصیلکرده، در راس امور هستند، آنها رفتند و سه هزار مدرسه طلبگی! فقط در پاکستان درست کردند و گروه طالبان را، به جهان عرضه کردند. اگر ادعا شهادت طلبی و نترسیدن از کشته شدن بود! آنها گروه القاعده را سامان دادند. اگر ادعای این بود که شعار الله اکبر می دهیم، و به قران و عربی تسلط داریم! آنها گروه داعش را درست کردند. یعنی دقیقا نکته را گرفتند، و به روش خودشان برعلیه ما استفاده کردند. به عبارت بهتر گفتگو، وسیله ای شد تا رازهای نهانی افشا و: در اختیار دشمنان قرار گیرد، چیزی که امام صادق ع، یکی از اصول مومن بودن فرد را، حفظ اسرار می داند. اما لیبرال ها یا اصلاحطلبان ایرانی، درس نگرفتند و گفتگوی تمدن ها را، درسطح کوچکتر ادامه دادند! چه در مسئله برجام و چه در گفتگوهای: دوطرفه سوری_سوری(آستانه و سوچی) یا: اصرار بر مذاکرع یمنی –یمنی و: اخیرا هم عراقی-عراقی! که نتیجه ای جز زمین گیر شدن نیروهای وفادار انقلاب اسلامی، و یا بهار عربی ندارد. زیرا در جلسات گفتگو، اسرار فاش می شود و دشمن، به طرح های عملیاتی پی می برد و: پاتک می زند. به همین دلیل هیچ پیشنهاد گفتگو، مخصوصا بین دشمنان، نباید مطرح شود بلکه فقط رفراندوم گذاشته شود. تا اصول دمکراسی یعنی حاکمیت اکثریت، برقرار شود. در این صورت جمهوری اسلامی در عراق و یمن ولبنان، برقرار خواهد و رهبران آنها هم، از سلسله سادات خواهند بود. اما هر روش دیگری از جمله گفتگو، باعث خواهد شد همان اصول قومیت پرستی، حاکم شود و برای همیشه شاهد: درگیری های طائفه ای باشیم. در یمن الحوثی ها، با اینکه اکثریت هستند، ولی در گفتگوها فقط یک قبیله محسوب شده! طرف مقابل دهها قبیله، خواهند بود و یک رای در مقابل چندرای انها، بی اثر می شود. مانند اول انقلاب که هر روز، یک گروه کمونیستی درست می شد، با اینکه حزب جمهوری بسیار بزرگ بود، ولی با سازمان تازه تاسیس پیکار، رای مساوی داشت! در لبنان هم بزرگترین حزب جهان، یعنی حزب الله یک رای دارد! یهودی های نیم درصدی هم یک رای! یا در عراق کردهای اقلیت، شیعه اکثریت یک رای.  در عراق هزاران قبیله وجود دارند، و میتوانند درمقابل گروه بزرگ مقتدی صدر، بالاتر باشند! در سوریه، رهبران اقلیت، خود را بهتر ازبشار اسد می بینند!

Dialogue among Civilizations or ISIL Production?

Conversation, despite its beautiful appearance, is evil! Unless it is within the framework of rahmani Enemies by public debate, even in the event of a defeat, with the added burden of propaganda, made it a means to humiliate the truth. Time and again, during the debates, all parties were defeated by Imam Reza, but were they abandoned? Because the organizer's purpose was to stamp out religion. Negotiations, which are another type of dialogue, usually do not have equal weight, so they are often at a disadvantage, and those who are already convicted are more likely to be attacked later. An example is the Ash'arite negotiation or Imam Hassan peace. Although they wrote the treaty, they violated the treaty, and did the exact opposite. Mass dialogue, or civilization dialogue, is another form of production: ISIS, al-Qaeda and the Taliban. Because global arrogance did not know: what is the new word of the Islamic Revolution? So the blind fought against it, and he was always forced to retreat. But from the discussions they realized the essence of the Islamic Revolution, so they prepared the antidote! If Iran claimed: But the supreme leader and the educated clerics are in charge, they went and demanded three thousand schools! They just made it in Pakistan and introduced the Taliban to the world. If he claimed to be a martyr and not afraid of being killed! They organized al-Qaeda. If we were to claim that we are chanting Allah Akbar, and that we are mastering the Qur'an and Arabic! They created the ISIS group. That is, they took exactly the point, and used it in their own way against us. In a better way, the conversation became a means of revealing the secrets and disclosing them to the enemies, something that Imam Sadegh, one of the tenets of being a believer, preserves secrets. But the Iranian liberals or reformists did not learn and continued the dialogue of civilizations on a smaller scale! Whether in the Brajam issue or in talks: Syria-Syria (Astana and Sochi) or: Insist on Yemeni-Yemeni negotiations and: Lately Iraqi-Iraqi! That has nothing to do with the fall of the loyalists of the Islamic Revolution, or the Arab Spring. Because during the dialogue, secrets are revealed and the enemy realizes the action plans and: For this reason, no proposal for dialogue, especially between enemies, should be raised, only a referendum. Until the principles of democracy, the rule of the majority, are established. Then the Islamic Republic will be established in Iraq and Yemen and Lebanon, and their leaders will be from the Sadat dynasty. But any other way, including dialogue, will lead to the same principles of ethnicity, and we will see forever: tribal strife. In Yemen, the Houthis, although they are the majority, are just a tribe in the talks! There will be dozens of tribes on the opposite side, and one vote against many will be ineffective. Like the first revolution, a communist group was being formed every day, even though the Republican Party was very large, but with a newly established militant organization, it had equal votes! In Lebanon, the world's largest party, Hezbollah, has one vote! Half a percent of the Jews have one vote! Or in Iraq, a Kurdish minority, a Shiite majority. There are thousands of tribes in Iraq, and they can be higher than Muqtada al-Sadr's large group! In Syria, minority leaders see themselves better than Bashar al-Assad!

  • سید احمد حسینی ماهینی

ترامپ در برج خود بنشیند، و تجارت کند

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

از کسی که امید به او دارد. لذا قهر کردن مردم با خدا، به معنی دشمنی با خدا یا انکار او نیست. بلکه امید توجه بیشتر را دارند. یعنی با قهر کردن می خواهند: امتیازات بیشتری از خدا بگیرند. همانطور که بچه ها هم به این شکل عمل می کنند. لذا دستور اسلامی این است که: اگر کسی قهر کرد شما آنها را آشتی دهید، و از قهرشده بخواهید توجه بیشتری به: قهر کننده داشته باشد. یا اینکه گفته شده: نگذارید مدت قهر طولانی شود. پس یک اصل مسلم است که: قهر با دوستان است نه با دشمنان. متاسفانه در ابعاد سیاسی، این موضوع خلط می شود! یکی از مسئولین شاید از سرنادانی گفته است که: چهل سال است نمی دانیم با دنیا تعامل کنیم، یا خیر! او نمی داند طرف قهر همیشه دوستان هستند، والا بین دشمنان که قهر معنی ندارد. چون دشمنان از همدیگر جز دشمنی انتظار نمیرود. بحث امیداواری و یا انتظار خیر از انها، امری بیهوده است. وقتی که ایران با عربستان دشمن است، نه بخاطر مسائل شخصی یا پیش پا افتاده است. بلکه اساسا رژیم آل سعود، برپایه خون ریزی بنا شده، و با کشتن شیعیان ادامه پیدا کرده. از همان ابتدا که در فیلم سلطان شن ها می بینیم، از مردم مکه و مدینه آنقدر کشتار می کنند، که مسجد پیامبر پر از خون می شود. بعد هم با خونهای تازه: مسلمانان کشته شده، وضو می گیرند و نماز می خوانند. آنها همه آثار تاریخی را در مکه و مدینه تخریب کردند، وهنوز هم اجازه باز سازی بقیع را نمی دهند. یا اسرائیل همینطور: تاریخ فلسطین گواه است که: آنها جز ترور و کشتار کاری نداشتند. آنهم از کسانی که هیچ گناهی نداشته، در سرزمین خود کشته می شدند، و زمین های انها غصب می شد. وهنوز هم بعد از 70سال اجازه باز گشت به آنان نمی دهند. سفید پوستان نژاد پرست آمریکا از این بدتر! آنها سرخپوستان را با کشتار وسیع، از سرزمین های خود بیرون کرده اند، هنوز هم راضی نیستند که: حق سرخپوستان را بدهند یا: به اشتباهات خود اعتراف کنند. بنایر این زر وزور و تزویر، یا همان امپریالیسم و صهیونیزم و ارتجاع عرب، دشمنان اصلی بشر هستند. و انقلاب اسلامی اساسا با انها در تضاد است. و تا موقعی که اشتباهات خود را جبران نکنند، و صاحبان حق را راضی نکنند، دشمنی انقلاب اسلامی با آنها ادامه دارد. پس معنی ندارد ما بگوییم هنوز مشخص نیست! خط امام خمینی و بعدا خط امام خامنه ای، همین است. و تا حالا تغییر نکرده که: کسی بخواهد صحبت از نمی دانیم! بکند. مشکل آنها هم همین جا است. آنها تمام دنیایشان: صهیونیزم وامپریالیزم و ارتجاع عرب است. وبقیه را دنیا نمی دانند! یعنی اگر سازمان ملل 197 کشور عضو داشته باشد، و فیفا 202عضو! فقط سه تای انها مهم هستند، بقیه داخل آدمیزاد نیستند. بنابر این تعامل با دنیا در نظر انها، یعنی به رسمیت شناختن اسرائیل، آل سعود و آمریکایی های نژاد پرست است. لذا تعامل با 194 کشور دیگر ارزشی ندارد، و اصلا نباید به حساب بیاید. به همین دلیل گاهی توهم به انها دست می دهد و: فکر می کنند مقام معظم رهبری گفته که: با امریکا مذاکره کنید، و گاهی می گوید مذاکره نکنید! یا گاهی می گوید اسرائیل را به رسمیت بشناسید، و گاهی می گوید نشناسید. و یا آل سعود همینطور. ولی انها بدانند ما با همه دنیا تعامل داریم، جز این سه کشور، که نماد استکبار جهانی هستند. تعامل با آنها مشروط به آن که: دست از ظلم و ستم بردارند. و حقوق پایمال کرده دیگران را پس بدهند. اگر نتانیاهو به آمریکا برود، و برای خودش کشاورزی کند، کسی با او کاری ندارد! یا اگر ترامپ در برج خود بنشیند، و تجارت کند و یا آل سعود، به درعا برگردند و دامداری کنند، کسی با انها کاری ندارد! دنیا گلستان می شود. ایا درک این مسئله خیلی سخت است؟

Who does man love?

From someone who hopes for him. Therefore, being angry with God does not mean to disobey God or deny Him. Rather, they hope for more attention. That is, they want to be angry: to receive more concessions from God. As kids do. So the Islamic command is: If anyone gets angry you should reconcile them, and ask the angry one to pay more attention to: the angry one. Or as it is said: don't let the rage last long. So one thing is for sure: Anger is with friends, not with enemies. Unfortunately, in political terms, this is confused! One of the officials may have said in a citation: "For forty years we do not know how to interact with the world, or not!" He does not know the side of the hero are always friends, above all the enemies that the hero does not mean. Because the enemies are not expected to be apart from the enemy. It is futile to hope for or expect good news from them. When Iran is hostile to Saudi Arabia, it is not for personal or trivial matters. Rather, the Al-Saud regime was founded on bloodshed and continued to kill the Shiites. From the very beginning we see in the movie Sultan of the Sands, they kill so many people in Mecca and Medina that the mosque of the Prophet is filled with blood. And then with fresh blood: Muslims killed, wooed and prayed. They destroyed all the monuments in Mecca and Medina, and still do not allow the rest to be restored. Or Israel as well: Palestinian history bears witness: they had nothing but assassination and killing. Those who had no sin were killed on their land, and their land was usurped. And still they are not allowed to return after 70 years. More racist white Americans than this! They have expelled the Indians from their lands by mass slaughter, still not content to: give the Indians the right or: confess their mistakes. The founders of this shining arm, or imperialism, Zionism and Arab reaction, are the main enemies of mankind. And the Islamic Revolution is basically at odds with them. And as long as they do not make up for their mistakes, and the right-holders are not satisfied, the enmity of the Islamic Revolution continues with them. So it doesn't make sense to say it's not clear yet! This is the line of Imam Khomeini and later the line of Imam Khamenei. And so far it has not changed: Someone wants to talk about we do not know! Do it. That's where their problem is. They are their whole world: Zionism, imperialism and Arab reaction. The rest of the world is not known! That is, if the UN has 197 member states, and FIFA 202! Only three of them are important, the rest are not inside humans. So engaging with the world is, in their view, the recognition of Israel, al-Saud, and racist Americans. So interacting with 194 other countries is of no value, and should not be taken into account. That's why they sometimes give them the illusion that: They think the supreme leader has said, "Negotiate with America, and sometimes say don't negotiate!" Or sometimes he says to recognize Israel, and sometimes he says you don't. Or: al-Saudi as well. But they know that we are interacting with the rest of the world, except for the three countries that symbolize global arrogance. Interact with them on the condition that they stop oppression. And trample on others' rights. If Netanyahu goes to America, and does farming for himself, nobody has anything to do with him! Or if Trump sits in his tower, and trades or Al Saud, go back to Deraa and farm, nobody has anything to do with them! The world is becoming a flower. Is this difficult to understand?

  • سید احمد حسینی ماهینی

تهیه و توزیع دهها هزار غذای نذری

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۸، ۰۹:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

ماهیت هر انقلابی جهانی است، زیرا جهان بینی دارد، و می خواهد جهان را تغییر دهد. اما وقتی جلوی ان را می گیرند، چه می شود؟ انقلاب اسلامی ایران، در همان روزهای اول به جهان صادر شد! وقتی که امام خمینی در پاریس، سخنرانی می کرد همه دنیا می شنیدند، و می دانستند چه می گوید، و چه می خواهد. اما باور ان برایشان مشکل بود. می گفتند یعنی یک نفر می تواند: اینهمه قدرت ها را از بین ببرد؟ وقتی امام خمینی پای به ایران نهاد، یک درجه از این اطمینان حاصل شد: جهان دید که تمام توپخانه ها و بمب افکن ها، موشک ها و راکت ها از کار افتادند، و امام خمینی در کمال سلامت از پاریس تا تهران آمد. بعد هم با قدرت تمام در بهشت زهرا گفت: من دولت تعیین می کنم و تعیین کرد. باز هم کسی نتوانست کاری کند. ناچار همه مخالفان درصف واحد قرار گرفتند، و ضد انقلاب شکل گرفت. که قصد داشت فرار به جلو کند، و از خمینی هم انقلابی تر شود! مجبور بود با احتیاط عمل کند. ابتدا شعار های مسالمت آمیز دادند: مثلا زنان بدحجاب را به خیابانها فرستادند، تا چادر را مسخره کنند! و حقوقدانان خود را گسیل داشتند، تا قوانین اسلام را بدوی و وحشی معرفی کند! اجرای حدود الهی را یکی پس از دیگری، زیر سوال بردند. مدتها روی قطع انگشتان دزد کار کردند. زیرا خودشان دزد بودند، از اینکه یک روزی دستشان قطع شود، می هراسیدند. بعد رفتند سراغ اعدام! و گفتند که اسلام دین شمشیر و کشتار است، و خشن و غیره. اما باز وسعت انقلاب اسلامی بیشتر شد: مردم دیدند همه این احکام برای: امنیت و سلامت جامعه است. زیرا وقتی دزدان و غارتگران، نا امن باشند و هزینه دزدی آنها سنگین باشد، جامعه در امنیت به سر خواهد برد. لذا همه دنیا به ایران پیوستند.ابتدا  در عراق خواستار جمهوری اسلامی شدند. زیرا کتاب ولایت فقیه در انجا نوشته شده بود! لذا دشمن به لرزه افتاد و با تحمیل جنگ بر ایران، خواست مانع صدور انقلاب شود. امام خمینی هم فرمود: راه قدس از کربلا می گذرد. یعنی راه صدور انقلاب از قم به قدس، یا از تهران به تل آویو است. با سقوط تل آویو و ازاد شدن قدس، انقلاب جهانی خواهد شد. دشمن نیز، بیشترین نیروی خود را در این جبهه مستقر کرد، تا مانع صدور انقلاب شود. ولی جنگ صدامیان شکست خورد، و عراق یکپارچه به دست اسلامیان افتاد، و به تبع آن سوریه ولبنان و یمن هم، به خط مقاومت پیوستند. همدستی آل سعود و اسرائیل و امریکا، برای جلوگیری از صدور انقلاب باعث شد تا: این بار ضد انقلاب صادر شود، و آلترناتیو انقلاب شود. اکنون که شاهد اعتراضات ساختگی: این سه شیطان در لبنان و عراق هستیم. مایه امید است. چون آنها که قبلا ارتش داشته، و قدرت اول جهان بودند نتوانستند کاری کنند. طبیعی است با دستان خالی،  ومردوران قهوه خور! هم هیچ غلطی نمی توانند بکنند. فقط این شلوغی ها باعث می شود: تا فتنه جویان از سوراخ هایشان بیرون بیایند، و مردم آنها را بهتر بشناسند. وقتی سفارت عربستان در بیروت، به همه آشوبگران قهوه و شیرینی می دهد، توهم آنها این است که: انقلاب اسلامی به مدد کیک و ساندیس( نوشابه) دولت ایران در راهپیماییهای بزرگ، یا غذاهای نذری (برکات) دولت عراق (در پیاده روی اربعین) است. لذا، آنها هم همایش اربعین از نوع خودشان را، راه اندازی کرده اند. نمی دانند که این کار بودجه آنها را ضعیف تر کرده، وعقبه آنها را ازبین خواهد برد. مردم لبنان و عراق برکات آنها را می خورند، ولی به کشور خودشان خیانت نمی کنند.  لذا زمینه برای اتحاد جماهیر اسلامی بزرگ فراهم می شود. چنانچه عراقی ها در قم، در حرم حضرت معصومه در حال: تهیه و توزیع دهها هزار غذای نذری هستند.

Issuing counter-revolution

The essence of any revolution is universal because it has a vision, and it wants to change the world. But what happens when they are stopped? The Islamic Revolution of Iran was released to the world in the first days! When Imam Khomeini was speaking in Paris, everyone around the world was listening, knowing what he was saying and what he wanted. But it was hard for them to believe. They said one person can: destroy so many powers? When Imam Khomeini came to Iran, a degree of certainty was achieved: the world saw that all artillery and bombers, rockets and rockets were down, and Imam Khomeini came safely from Paris to Tehran. Then he said in full force in Paradise Zahra: "I appoint and appoint a government. Again no one could do anything. Inevitably, all the opposition was divided into one, and a counter-revolution was formed. Who intended to flee, and become even more revolutionary than Khomeini! He had to act cautiously. At first they made peaceful slogans: For example, they sent the bad women into the streets to ridicule the tent! And their lawyers were dispatched to introduce the laws of Islam primitive and savage! The execution of the Divine Limit was questioned one after another. They worked on cutting off the thief's fingers for a long time. Because they were thieves themselves, they were afraid of being cut off one day. Then they went to death! And they said that Islam is a religion of swords and slaughter, and violent and so on. But the breadth of the Islamic Revolution has increased again: people have seen all these sentences for: security and community health. Because when thieves and robbers are insecure and the cost of robbery is heavy, society will be safe. So the whole world joined Iran. In Iraq, they first called for the Islamic Republic. Because the book of Velayat-e Faqih was written there! Thus, the enemy shook and, by imposing war on Iran, sought to prevent a revolution. Imam Khomeini also said: The road to Quds is passing through Karbala. That is, the way to export the revolution is from Qom to Quds, or from Tehran to Tel Aviv. With the collapse of Tel Aviv and the liberation of Quds, a world revolution will take place. The enemy also deployed most of its force on this front to prevent a revolution. But Saddam's war failed, and Iraq was united in the hands of the Islamists, and consequently Syria and Lebanon and Yemen joined the resistance line. Al-Saud's and Israeli-American complicity in preventing the revolution led to: This time a counter-revolution was issued, and an alternative revolution. Now that we see fake protests: These three devils are in Lebanon and Iraq. There is hope. Because they had no army before, and were the world's first power, they couldn't do anything. It's normal with empty hands, and coffee-makers! Nor can they do anything wrong. It just makes the hustle: for the intruders to get out of their holes, and get to know them better. When the Saudi Embassy in Beirut gives coffee and sweets to all the rioters, their illusion is that: The Islamic Revolution thanks to the Iranian government's cake and sandwiches in large marches, or the Iraqi government's souvenir (blessings) of Arbain ) Is. So they have also organized an Arbaeen conference of their own kind. They do not know that this will make their budgets weaker, and they will destroy their backs. The people of Lebanon and Iraq eat their blessings, but they do not betray their own country. So the ground is being laid for the great Islamic Union. As Iraqis in Qom, in the shrine of Prophet Masoumeh: Tens of thousands of foodstuffs are produced and distributed.

  • سید احمد حسینی ماهینی

چرا واردات دهها برابر صادرات است؟ 1

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۸، ۰۸:۵۳ ب.ظ | ۰ نظر

دولت اعلام می کند که: صادرات افزایش یافته، در حالیکه نمی داند واردات چند برابر آن شده است. با یک حساب سرانگشتی، این قابل اثبات است! اول اینکه همیشه برای واردات است که: کشتی ها صف بسته اند و نوبت های چند ماهه می گیرند، حتی  هزینه روی آب بودن را هم به آن اضافه می کنند. اما صادرات در کدام صف هست؟ معلوم نیست شاید در صف امضا . دوم اینکه همه صادر کنندگان هم، به شرط واردات، صادر می کنند! یعنی دو برابر آنچه صادر کرده اند وارد می کنند! یک برابر برای مواد اولیه، یک برابر هم برای ماشین آلات. سوم اینکه واردات از چیزهایی است، که نباید وارد شود! مانند خودروهای گرانقیمت و کالای لوکس و غیره!  صادرات هم کالاهایی است که نباید صادر شود مانند: خام فروشی نفت و مواد معدنی. چهارم اینکه چند برابر واردات رسمی، واردات قاچاق است: قاچاق کالا و ارز هم از کالاهایی است، که نباید وارد یا صادر شود. مواد مخدر ، مشروبات الکلی، البسه و وسایل دیگر عیش و نوش، وارد می شود که نباید بشود. صادرات قاچاق هم چیز هایی است که نباید صادر شود! مانند قاچاق کالاهای اساسی ، نفت و گاز، میراث فرهنگی، عتیقه جات، خاویار و.. به اینها اضافه کنید کالای همراه مسافر. که نه تعرفه دارد ونه در آمار گفته می شود. چون آمار نیست، لذا دولت اعلام می کند: صادرات کالا بیشتر از واردات شده است، و تراز ما مثبت است. آنهم فقط کالاهای غیر نفتی. اما وقتی به واقعیت برویم، موضوع کاملا برعکس می شود. مثلا اگر دولت ایران اعلام می کند» ما اصلا واردات پوشاک نداریم ، دولت ترکیه می گوید: ما شش میلیارد دلار البسه به ایران صادر کرده ایم. دولت می گوید از آمریکا خرید نداریم، و در تحریم ظالمانه هستیم! در حالیکه همه کالاهای لوکس و مصرفی مهم ایرانیان، آمریکایی اصل است. یک نمونه پارچه چادر مشکی است. چادر مشکی بالاترین مصرف را در ایران دارد، ولی دریغ از بافت یک متر ان در داخل کشور، زیرا ژاپنی ها و چینی ها دست به کمر، حاضر به خدمتگذاری به ایرانیان هستند. با اینکه بودایی و ضد دین هستند، ولی حتی برای ما سجاده و مهر و جانماز و عطر هم می سازند. و به ارزانترین قیمت تحویل می دهند. اخیرا هم که ناو جنگی به » خلیج فارس فرستادند تا: اولین ضرب شست خود را با ایران! امتحان کنند. شب عید نوروز از افتخارات ملی ماست. در سازمان ملل بنام ایران ثبت شده، دریغ از یک آجیل ایرانی! تخمه ژاپنی بادام هندی، پسته چینی و..حتی فندق برزیلی. این نشان قدرت ایرانیان است، که توانسته اند تمام دنیا را به خدمت بگیرد، تا در برگزاری جشن نوروز، هیچ کم و کسری نباشد. تاثیر این سیاست های تجاری دوگانه چیست؟ مهمترین فایده این نوع زندگی، فریب دادن ضد انقلاب است. ضد انقلاب می بیند که هیچ تولیدی در ایران نیست، و همه کالاها مصرفی است، لذا به طرف مقابل می گوید ایران را تحریم کنید! آنها مقاومت میکنند، و می گویند که پس سود ما از تجارت چه می شود؟ ناچار به آنها طلا می دهد! یا اطلاعات می فروشد. جالب است بدانید این طلاها را از آل سعود می گیرد، و اطلاعات را از اسرائیل! بعد بابت همین اطلاعات رایگان، از انها پول هم می گیرد.   و همه را به سرپل های خود در ایران می رساند. لذا نقدینگی در ایران زیاد می شود، مردم سراغ بازار می روند، در بازار جنس کم می شود، آنها هم دست به واردات قاچاق می زنند. این سیکل معیوب کاری می کند که: فقط ضد انقلاب سرش بی کلاه می ماند! و طلاهای آنها هر روز کمتر می شود. در حالیکه آمریکا همه نوع کالا به ایران می فروشد، و پولش را می گیرد، ولی انها فکر می کنند: ایران در تحریم است و مردم از گرسنگی می میرند.

Why is imports tens of times more exportable?

The government declares that: exports have increased, while not knowing that imports have multiplied. With a fingerprint account, this is verifiable! First, it is always for imports that: ships are queued and take several months, even adding to the cost of being on the water. But what is the export queue? It is unclear perhaps in the signature queue. Secondly, all exporters also export on condition of import! That is, double what they exported! One fold for raw materials, one fold for machines. Third, imports are things that should not be imported! Like expensive cars and luxury goods and more! Exports are also commodities that should not be exported, such as crude oil and minerals. Fourth, as much as official imports are smuggled imports: Smuggling goods and currencies are commodities that should not be imported or exported. Drugs, liquor, clothing and other liquor are imported, which should not be allowed. Exports of contraband are also things that should not be exported! Such as smuggling of basic commodities, oil and gas, cultural heritage, antiques, caviar, etc. Add to this the passenger compartment. Which is neither tariff nor statistics. Because the statistics are not, so the government declares: Exports of goods are more than imports, and our balance is positive. Only non-oil goods. But when we get to reality, the whole thing is reversed. For example, if the Iranian government declares "We have no clothing imports, the Turkish government says:" We have exported six billion dollars of clothing to Iran. The government says we don't buy from the US, and we are under outrageous sanctions! While all the important luxury and consumer goods of the Iranians are American in origin. One example is a black tent cloth. Black tents have the highest consumption in Iran, but they are not allowed to be one meter inland because the Japanese and Chinese are willing to serve the Iranians. Even though they are Buddhist and anti-religious, they even make us prostrate, affectionate, and perfumed. And they deliver at the cheapest price. Recently, the warship was sent to the Persian Gulf to: first strike with Iran! To try. New Year's Eve is one of our national honors. Registered in the United Nations under the name of Iran! Japanese almonds, Chinese pistachios and even Brazilian hazelnuts. This is a sign of the power of the Iranians, who have been able to serve the whole world, so that there is no shortage of celebrations. What is the impact of these dual trading policies? The most important benefit of this kind of life is to deceive the counter-revolution. The counter-revolution sees that there is no production in Iran, and all goods are consumables, so it says to the other side, sanction Iran! They resist, and they say, what then is our profit from trading? Inevitably give them gold! Or sell information. It is interesting to know that it receives these golds from Al Saud, and information from Israel! Then for that same free information, they also get money from them. And it takes everyone to its poles in Iran. So, the liquidity in Iran is increasing, people are going to the market, the sex market is falling, they are also importing contraband. This vicious cycle does: Only the counter-revolutionary head remains helpless! And their gold is getting smaller every day. While the US sells all kinds of goods to Iran and gets its money, they think: Iran is under sanctions and people are starving.

  • سید احمد حسینی ماهینی

چند برابر کسری بودجه!

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۳ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر

دولت هرسال اعلام می کند کسری بودجه دارد، تا صندوق ذخیره ارزی را خالی کند! در حالیکه فقط در چند ماهه اخیر، سه برابر کسری بودجه از مفسدان اقتصادی پس گرفته شد، و از طریق قوه قضائیه به حساب خزانه واریز گردید! بودجه ریزان در ایران، به دلیل بی اعتنایی به عدالت اجتماعی، همیشه درگیری های موهوم ذهنی را مطرح می کنند، تا درجامعه تشویش ایجاد کنند، و مدیریت کشور را زیر سوال ببرند. آنها فقط به خزانه آمریکا و صندوق بین المللی پول فکر می کنند. تا هر طوری شده درآمد های نفتی و ارزی ایران را، چپو کرده به آمریکا یا کانادا و اروپا بفرستند، و بعد هم با فریاد (آی دزد، ای دزد) همه را به گردن مسئولین کشور بیاندازند. یکی از این پولها همان دلار 4200تومنی است! که میلیاردها دلار ثروت کشور را، به بهانه کالاهای اساسی به خارج منتقل کردند. و این کار سالها است که به بهانه: کالاهای اساسی انجام می شود! کشاورزان ایرانی ذرت در دستشان مانده، و به بلال فروشی سرچهار راهها روی اورده اند! آقایان میلیاردها دلار در سال، برای واردات ذرت می دهند! بعد هم این ذرت دلیل خاصی دارد، که هیچکس نمی داند و آن اینکه: برای روغن گیری در شرکتهای آل سعود در ایران است، تا با تغییرات ژنتیکی مردم ایران را عقیم کنند! زیرا ذرت ایران را نمی توانند. براساس تحقیقاتی که انجام شده: روغن های مصرفی کارخانجات سعودی در ایران، مخصوصا در ساندویچی ها و فلافل فروشی ها، باعث کوچک شدن آلت مردانه می شود، که مانع بزرگ ازدواج های جوانان امروز ایران است. اصولا این 14میلیارد دلاری که به اسم کالاهای اساسی است، باید از بودجه حذف شود، چون شرکت های دانش بنیان ایران، قادرند همه چیز را تولید کنند. ولی دلار فروشان! آنها را از میدان به در می کنند. بطوریکه بسیاری از انان، گرفتار زندان هستند. زیرا برای خودکفایی ایران، راههای تولید را پیدا کرده، کارخانه تاسیس کرده، تا مرحله امضای قرارداد پیش رفته اند. ولی ناگهان با یک بحران ساختگی، دولت مثلا مجبور شده! سریع وارد کند، و آنها را ورشکسته و روانه زندان کرده، تا دیگر کسی به فکر خودکفایی و تولید داخل نباشد! علاوه بر این، بزرگترین هزینه های دیگر دولت، که قابل حذف است، یکی هزینه بهره بانکها است، دیگری دستمزد مدیران. علت فریاد برای کسر بودجه برای این است که از: سیستم بانکی قرض بگیرند. یعنی این بار خالی کردن خزانه ریالی هدف است. بطوریکه دولت مجبور شود: هر سال پول چاپ کند! در حالیکه پول هست، و حجم نقدینگی بالا هم آن را ثابت می کند. فقط این وسط بانکها آن را بعنوان: حقوق مدیران و هزینه های بهره، از دولت می گیرند و با بهره های سنگین، بین مردم توزیع می کنند. تا خزانه دولت خالی شود، و حجم نقدینگی بالا رود. و موجب تورم و نارضایتی مردم گردد. دستمزد خالی کنندگان صندوق ذخیره ارزی و ریالی هم، به نسبت این سرقت ها، در بالاترین سطح پرداخت می شود. بطوریکه حقوق ثابت وعلنی آنها، صد برابر حقوق پایه یک کارگر است. همه اینها از بودجه دولت پرداخت می شود، ولی با شگرد های حسابداری دولتی، ان را در میان پروژه های عمرانی! و ماده 17 و امثال آن پنهان می کنند. دیوان محاسبات و دیگران را هم، به این حقوقهای کلان آلوده می کنند، تا پیگیری نباشد. بنده چند سالی کارشناس مالی بازرسی کل کشور بودم، هرچه گزارش خلاف داده می شد، رئیس بازرسی آن را نادیده می گرفت! مثلا در مورد کمیته امداد، پدر شهید فتاحی منش! رئیس قست بازرسی بود، که از عواطف او استفاده می کردند، تا گزارش های سوء جریان را اصلا نمی نوشتند! تا بتواند ایران را گداخانه و صدقه جمع کن معرفی نماید.

Multiply the deficit!

The government announces a deficit every year to empty the reserve fund! Whereas in just the last few months, triple the budget deficit has been repaid by economic corruptors, and deposited into the Treasury account through the judiciary! Budget-savvy people in Iran, because of their disregard for social justice, always bring up imaginative mental conflicts to create anxiety in society, and call into question the management of the country. They only think of the US Treasury and the IMF. Until they do so, Iran's oil and foreign exchange earnings are plundered, sent to the US or Canada and Europe, and then shouted at the Iranian authorities with a shout (I-Thief, I-Thief). One of those coins is the $ 4200 Tommy! That brought billions of dollars of wealth into the country under the pretext of staples. And it has been doing this for many years under the pretext: Staples! Iranian farmers have corn in their hands, and they have come up with ways to sell it! Gentlemen give billions of dollars a year to import corn! And then this corn has a special reason, which no one knows, that it is for oiling in Al Saud companies in Iran, to genetically sterilize the Iranian people! Because the corn of Iran cannot. According to research conducted: Consuming oils in Saudi factories in Iran, especially in sandwiches and grocery stores, reduce the penis size, which is a major obstacle to the marriages of today's young Iranians. Basically, the $ 14 billion in staples should be eliminated from the budget, because Iranian-based knowledge companies are able to produce everything. But the sellers! They take them out of the field. So many of them are in prison. Because of Iran's self-sufficiency, they have found ways of production, set up factories, and have moved on to the contract signing stage. But suddenly, with a fictitious crisis, the government is forced, for example! Enter fast, and make them bankrupt and sent to prison, so that no one else thinks of self-sufficiency and domestic production! In addition, the other biggest government expense, which can be eliminated, is the interest expense of the banks, the salaries of the executives. The reason for the shout out is to borrow from the banking system. That is, this time it is the purpose of emptying the Rial Treasury. As the government is forced to: print money every year! While there is money, and the high volume of liquidity proves it. It is only in the middle of the banks that it takes the salaries of the managers and the interest costs from the government and distributes them to the people with heavy interest. Until the government treasury becomes empty, and the volume of liquidity rises. And it will cause inflation and discontent of the people. The salaries of foreign exchange and riyal vacancies are also paid at the highest level relative to these robberies. Their fixed and fixed wages are 100 times the basic salary of a worker. All of this is paid for by the state budget, but with government accounting schemes, it is among the development projects! And Article 17 and the like shall conceal it. The Court is also infringing on these great rights by the Court of Accounts and others, so as not to pursue them. For many years I was the financial expert for the inspection of the whole country, and the report was ignored, the inspection chief ignored it! For example in the Relief Committee, Martyr Fatahi Manesh's father! The boss was in charge, using his emotions so that they would not write malicious reports at all! To introduce Iran as a collector of charity and charity.

  • سید احمد حسینی ماهینی

خودشان باعث تعطیلی کشور شدند.

سید احمد حسینی ماهینی | پنجشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۸، ۰۸:۳۲ ب.ظ | ۰ نظر

برگزاری همایش حانه احزاب نشان داد که: کل احزاب جهان با شفاف سازی مخالف هستند، و می خواهند مثل دولت ها، همه تصمیم ها را در پشت در های بسته بگیرند! خبرنگاران را هم گزینشی دعوت کنند، تا فقط مصوبات آنها را اعلام کند! پس نتیجه می گیریم، دولت های آینده هم، با شفافیت مخالف بوده و بناچار، در دام فساد خواهند افتاد. براساس اعلام رسمی، جلسات خانه احزاب در سالن 600نفری وزارت کشور برگزار شد. ولی وقتی خبرنگاران مراجعه کردند، آنها را بیرون نموده و گفتند: فقط کسانی به داخل بیایند که دعوت شده اند! البته بیرون انداختن خبرنگار، رسم همه ارگانهای دولتی در تمام جهان است! چون آنها نمی خواهند: سوالهای دقیق پرسیده شود، بلکه فقط می خواهند میرزا بنویس باشند: و عکس و تفصیلات را، از روی سایت خودشان بردارند، تا هیچگونه راه انتقادی نباشد. این امر به معنی عدم شفافیت است، که قبلا آن را سانسور می گفتند. یعنی مردم از زبان خبرنگاران، چیزی را بشنوند که دولت یا احزاب می گویند. و برای این کار، به خبرنگاران رشوه هم می دهند. بنابر این خبرنگار آزاد، که می خواهد حرف تازه ای بزند، یا سوال جدیدی بپرسد، تسویه می شود! مواجب اوهم قطع می گردد. گاهی از محل کار خود اخراج، یا اخطار با درج در پرونده می شوند. نمونه این دیکتاتوری خبری را، در دو حرکت رئیس جمهور و معاون اول او می بینیم! معاون اول از قول رهبری می گوید که: ایشان اف ای تی اف را تائید کرده! یعنی برای آدم زنده، وکیل و وصی می شود، دروغ هم می بندد. که بعد سخنگوی مجمع تشخیص مصلحت، آن را تکذیب کرد. معلوم می شود که قبلا این کار ها را زیاد کرده بودند، یعنی بنام رهبری همه چیز را حقنه می کردند، این یکبار از دستشان در رفت! و بعد از این هم بیشتر باید مواظب باشند! چون بالاخره خبرنگارانی هستند، که قید همه رشوه ها را زده اند و: ممکن است دروغ آنها را بازهم برملا کنند. رئیس جمهور هم اعلام کرده که: می خواهد به مردم بگوید که: چه کسی کشور را تعطیل کرده! معلوم می شود تا حالا نگفته! و مطمئنا بعد از این هم نخواهد گقت! زیرا این لحن گفته، فقط یک تهدید است نه شفاف ساری. مانند احمدی نژاد هم، که درست در دوسال باقی مانده اش،( می کم می گم!) راه انداخته بود و بالاخره هم نگفت. میگفت لیست مفسد های اقتصادی، در جیب من است ولی جیبش خالی بود! چون دست کرد، دید نیست. متاسفانه احزاب هم دچار این بگم بگم. هستند. علت این همه آن است که: خودشان باعث تعطیلی کشور شدند. و می خواهند با این حرکت استفهامی! به گردن دیگران بیافتد، و برایشان هزینه هم نداشته باشد. البته کشور تعطیل نبود، و بن بست هم نداشت. این اقایان بودند که خودشان توهم: تعطیلی را ایجاد می کردند، و بعد خودشان هم آن را از تعطیلی در می اوردند. خودشان تورم را 50درصد می گفتند، الان هم خودشان تورم را تک رقمی اعلام میکنند! ولی کشور کار خودش را می کند، و به این قیل و قال ها کاری ندارد. اگر چند نفر از اصولگرایان (واقعی) کم شده، به اصلاح طلبها پیوستند، باکی نیست. زیرا میلیاردها نفر به اسلام و انقلاب پایبند تر شدند. شاید اصلا از لج اینها، مردم اصولگرا می شوند. آنها می خواستند به بهانه گفتگو با جهان، هولو کاست را تایید کنند! و رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند، ولی مردم هر روز بیشتر ضد صهیونیستی شدند، و خط مقاومت  جهانی شد. می خواستند مذاکره با آمریکا، مشکلات را حل کنند. ولی دیدند که غرب خودش دچار مشکل است (کل اگر طبیب بودی سرخود دوا نمودی) هنوز هم صحبت از دنیای: دولوپ می کنند! و گرجستاتن و ترکیه را برای اقتصاد ایران الگو می دانند! غافلند که: همان گرجستان یا ترکیه، با تمام حمایتهای امریکا، و بی تحریمی! اگر بدون ایران باشند تلف می شوند.

The parties are afraid of reporters

The Conference of Party Parties showed that: All parties in the world are opposed to transparency, and like governments, all decisions are made behind closed doors! Invite reporters to choose, only to announce their approvals! So we conclude that future governments will also oppose transparency and inevitably fall into the trap of corruption. According to the official announcement, the party house meetings were held in the 600-seat Interior Ministry. But when the reporters came, they took them out and said, "Only those who come in are invited!" Of course, firing a reporter is the custom of all government agencies around the world! Because they don't want to: ask precise questions, they just want Mirza to write: and take photos and details on their site, so that there is no critical way. This means lack of transparency, which was formerly called censorship. That is, people hear from reporters what the government or parties say. And for that, they also give reporters a bribe. So the freelance journalist, who wants to say something new or ask a new question, is being cleared! The waves are cut off. Sometimes they are fired from their workplace, or warned with a file. We see the example of this dictatorship in the two moves of the President and his First Vice-President! The first vice president of the leadership says: "He has approved the FTAF! That is, for a living person, he becomes a lawyer and a liar, he also lies. A spokesman for the Expediency Council later denied it. It turns out that they had already increased this, meaning they were doing everything right in the name of leadership. And after that they have to be more careful! Because finally there are the journalists who have given up on all the bribes and may reveal their lies again. The president has also stated that he wants to tell people: Who has shut down the country! It turns out he hasn't said it yet! And it certainly won't be too late! Because the tone is just a threat, not a transparent sari. Like Ahmadinejad, who had (just to say the least) in his two years left, and finally didn't. He said the list of economic corruptors was in my pocket, but his pocket was empty! Because he shook hands, no vision. Unfortunately, the parties have this to say. are. The reason for this is because they themselves shut down the country. And they want to take advantage of this move! To get on with others, and at no cost to them. Of course, the country was not closed, and there was no deadlock. It was the gentlemen who themselves created the illusion: the holiday, and then the holiday itself. They called themselves inflation at 50%, now they declare inflation to be single digits! But the country is doing its job, and it has nothing to do with it. If some of the (true) fundamentalists have fallen into the hands of the reformists, that's fine. Because billions became more committed to Islam and the revolution. Maybe because of their stubbornness, people become fundamentalists. They wanted to approve the Holocaust under the pretext of talking to the world! And to recognize the Zionist regime, but people were increasingly anti-Zionist, and the line of resistance became universal. They wanted to negotiate with the US to solve problems. But they saw that the West itself was in trouble (if you were a doctor at all) you still talk to the world: DOLOP! And Georgia and Turkey are seen as role models for the Iranian economy! Not surprisingly: Georgia or Turkey, with all US backing, and no sanctions! If they are without Iran, they will lose.

  • سید احمد حسینی ماهینی

علت اصلی ورشکستگی باشگاه های استقلال و پیروزی

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۸:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

    در قدیم معروف بود اگر کسانی با هم دعوا می کردند، و یکی زورش نمی رسید، می رفت بزرگترش را می اورد! تا بجای او دعوا کند. حالا امروز در فدراسیون فوتبال موضوعی مطرح شد که، نشان میداد ورود زنان به ورزشگاه، توطئه داخلی بوده! بعد که موفق نشدند، رفتند فیفا را آوردند! مسئولین ورزش ایران برخلاف دیگر کشورها، که عرق ملی دارند به هیچ وجه جمهوری اسلامی را دوست ندارند! و ماندن آنها در سازمانهای ورزشی، و فدراسیونها بخاطر این است که منتظرند: تا رژیم قبلی برگردد. علت اصلی ورشکستگی باشگاه های استقلال و پیروزی، بدهی انها یا این که پول ندارند، یا هوادار و اسپانسر ها کم می گذارند. بلکه این است که اصلا نمی خواهند: بنام جمهوری اسلامی موفقیتی ثبت شود. و همیشه در ذهن تماشاگران و هواداران فوتبال، اینطور باقی بماند که فقط راه حل رشد فوتبال، در گرو تغییر رژیم آخوندی است. زیرا اخوندها از ورزش سر در نمی آورند! نمونه آن اقدام یکی از جودوکاران برای تحریم: جودوی ایرانیان است! چون از اسرائیل دستور دارند که: رژیم ایران را تغییر دهند! توهم آنها این است که با جودو، رژیم ایران را ضربه فنی کنند. یا بایک آشوب دربی فوتبال، تاج شاهی بر سر نیم پهلوی بگذارند. آنها هنوز نام مکانها را به همان نام قدیم می خوانند! و هیچ تغییری را نپذیرفته اند. طبق اعتراف مسئولین فوتبال، چیزی بنام مقررات فیفا وجود ندارد! هرچه هست دستور العمل رژیم صهیونیستی، که با بهانه رویه ورزش اروپایی، خودشان دیکته می کنند. هرجا هم ببینند با طرح ها و: آئین نامه های دستوری رژیم صهیونیستی، نمی توانند پیش بروند، نام فیفا را به میان می اورند! آنها حتی حاضر نیستند در سایت فوتبال اسیا، زبان فارسی وجود داشته باشد! و می گویند: گوینده زبان ویتنامی بیشتر از زبان فارسی است. هنوز برای آنها تیمسار جهانبانی، همه چیز را دیکته می کند. و هیچ یک از مدیران ورزش را به رسمیت نمی شناسند. با اینکه تجربه ورزشی تیمسار شاهنشاهی، شاید 10سال بیشتر نبود ولی مسئولین ورزشی جمهوری اسلامی، چهل سال است که تجربه دارند. ولی هنوز استقلال همان تیم تاج! سال 41تا 56است. و با اینکه تاج فعلی! رئیس فوتبال است، ولی آن تاج چیز دیگری است. مثلث رزیم صهیونیستی، سلطنت طلبان خارج و داخل، دور ورزش چنبره زده اند، و دست بر نمی دارند. شاید حتی به قدرت بیشتری هم دست پیدا کرده اند. چون چهل سال است که می گویند: بابا ول کن! بگذار صاحبش برگردد! آن وقت درستش می کنیم. در ورزش کشتی و پهلوانی که بومی ایران است، وضع از این بدتر است. آن را به خاک سیاه نشاندند: فقط به این دلیل که رژیم صهیونیستی، باید به رسمیت شناخته شود. آنها می خواهند کاری که فانتوم ها بمب افکن ها، نتوانستند بکنند، با توهم زایی ورزشی این کار را به نتیجه برسانند. راه حل اینهمه آشفتگی یک چیز است: تحول اداری در ورزش. همانطور که مجلس برای وزارت ورزش، قانون تصویب کرد. برای زیر مجموعه های ان مانند فدراسیون ها، هیات های ورزشی نیز قانون تصویب کند. با تصویب قانون، وابستگان به ساواک و کاگب و سیا و اینتلیجنت سرویس، از بدنه ورزش تسویه می شوند. چون کسانی که مسئولیت قبول می کنند، باید از سوی ارگانهای ذیربط تایید شوند. کسانی که در اسرائیل دوره دیده، و می خواهند با ایجاد نارضایتی در ورزشکاران، زمینه رسمیت یافتن رژیم جعلی را فراهم اورند، قبل از تصویب قانون، خودشان فرار می کنند! نه اینکه به بهانه ورزش حرفه ای! همه قوانین اسلامی را زیر پا گذاشته، و به شغل جاسوسی و یا حمایت از اسرائیل روی بیاورند. هرجا کم آوردند بگویند: آخوند را به ورزش چه؟ که دخالت می کند.

The older brother's way!

    In the old days it was known that if people were fighting each other, and one would not be forced, one would go and bring one bigger! To fight for him. Now, in the Football Federation, there is an issue that shows that the entry of women into the stadium was an internal conspiracy! After they failed, they went and brought FIFA! Unlike other countries that have national sweat, Iranian sports officials do not like the Islamic Republic at all! And they stay in sports organizations, and federations because they wait: for the former regime to return. The main reason for the bankruptcy of the Independence and Victory Clubs is their debt, or they have no money, or the supporters and sponsors. Rather, they don't want it: The name of the Islamic Republic to be a success. And always keep in mind football fans and fans that the only way to grow football is to change the mullahs' regime. Because the mullahs don't understand the sport! An example of that is one of the judoists' boycott action: Iranian Judo! Because they have orders from Israel to change the Iranian regime! Their illusion is that with judo, they will blow the Iranian regime. Or by the skirmish of a football derby, place the royal crown on the side. They still call the place names the same old name! And they have not accepted any changes. According to football officials, there is nothing called FIFA regulations! Whatever the case, the Zionist regime's dictates dictate themselves on the pretext of European sport. Wherever they go with the Zionist regime's schemes and regulations, they can't go on, they call the name FIFA! They are not even willing to have the Farsi language on Asian Football! And they say: The speaker is more Vietnamese than Persian. Still, for them, the commander-in-chief dictates everything. And none of the sports executives recognize it. Although the sporting experience of the Imperial commander may not have been more than 10 years, the athletic authorities of the Islamic Republic have forty years of experience. But still the independence of the crown team! The year is 41 to 56. And despite the current crown! The boss is football, but that crown is something else. The Zionist Triangle, the monarchists outside and inside, have tuned in and out of the sport. Perhaps they have gained even more power. Because they have been saying for forty years: Dad! Let the owner go back! Then we will fix it. In the sport of wrestling native to Iran, the situation is even worse. They put it on black soil: just because the Zionist regime needs to be recognized. They want to do something that the bomber phantoms couldn't do, sporting the illusion of doing so. The solution to all this confusion is one thing: administrative change in sport. As the parliament approved for the Ministry of Sports, the law. For its subsidiaries, such as federations, sports boards also pass the law. With the law passed, dependents on SAVAK, KGB and the CIA and the Intelligence Service are being eliminated from the sport. Because those who accept responsibility must be approved by the relevant organs. Those who are trained in Israel, and who want to dissuade athletes from making a fake regime official, are fleeing before the law is adopted! Not on the pretext of professional sports! Violate all Islamic law, and turn to espionage or support for Israel. Wherever they went, they would say: What about sporting mullahs? That interferes.

  • سید احمد حسینی ماهینی

می خواهد حاجی شود! آنهم از نوع رایگان و به خرج بن سلمان.

سید احمد حسینی ماهینی | سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ۰۹:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر

لبنان نیز مانند اکثر کشورهای اسلامی، دچار بحران مزمنی هست که: سیاست آمریکا و انگلیس برای: تفرقه اندازی بین مسلمانان ایجاد کرده. آنها دموکراسی را برای خود یک جور معنی کرده، برای مسلمانان برعکس آن را عمل می کنند! مثلا مردم فلسطین در غزه، با یک انتخابات آزاد دولت قانونی هنیه را، انتخاب کرده اند ولی از نظر غربی ها، تروریست هستند! همینطور بزرگترین حزب دنیا در لبنان، با تمام اعضای فراوانش، به همین شکل متهم می شود. در عراق با اینکه ضد امریکایی ها رای مطلق را اوردند(جریان صدر)، ولی متهم به خشونت در برابر مردم خود می شود! اما در عربستان و امارات و بحرین، درست برعکس! با اینکه هیچ انتخاباتی صورت نمی گیرد! و مردم اسیر دست حاکمان خون آشام هستند، از نظر آنها کاملا دموکراتیک هستند. بن سلمان که قاتل هزاران نفر مثل قاشقچی هست، بزرگ مرد اصلاحات معرفی می شود. متاسفانه در ایران نیز اصلاحاتی ها، کاملا موافق و مدافع آن هستند. بطور مثال در حالی که بن سلمان، با کشتار وسیع مردم یمن، دستش به خون کودکان آلوده است، ولی دکتر ظریف در آرزوی رفتن به عربستان، و بوسیدن این دست کثیف است. شاید ظاهر قضیه این باشد که: می خواهد حاجی شود! آنهم از نوع رایگان و به خرج بن سلمان. اما آیا خدا این حج را از او می پذیرد؟ ظریف، بسیار دوست دارد که ایران با عربستان آشتی کند! یعنی تخریب قبور بقیع و: سیصد آثار تاریخی و مذهبی، قتل عام حجاج ایرانی را، در سالهای متمادی را فراموش کند! مگر ملت ایران با بن سلمان، خصومت شخصی دارد، که گذشت کند؟ بن سلمان، وارث خون های ریخته شده از آغاز تاسیس دولت سعودی، تا به قیامت است. می بینیم که آمریکا و انگلیس، اصلاحات بن سلمان و لیبرالیسم ظریف، در این نقطه به هم می رسند. لذا هیچگاه بحران منطقه پایان نمی پذیرد. زیرا به محض پایان یافتن غائله القاعده، فوری داعش را به راه می اندازند، و اگر داعش در سوریه و عراق مرد، آنها را به افغانستان پاکستان و جاهای دیگر می برند. اعتراضات مردمی در عراق و لبنان، از دوحال خارج نیست: یا اینکه مستقیما از سوی آمریکا و عربستان و انگلیس هدایت می شوند تا: دست ایران را کوتاه کنند و خودشان را از سقوط نجات دهند. و یا اینکه واقعا مردمی است، و به دنبال عدالت هستند. در حالت اول که، مهم نیست! زیرا اینگونه تحرکات، حالت رقیق شده قبلی است. در گذشته عراق، که صدام و خزب بعث و کمکهای تسلیحاتی: آمریکا و اروپا را داشت، نتوانست برعلیه ایران کاری کند! و به دار مجازات آویخته شد. این نوچه ها که: نه ارتش و لشکر دارند، و نه تشکیلات. بنابر این چه در لبنان و چه در عراق و جاهای دیگر، این تجربه ها صد درصد شکست آنها را رقم می زند. و جز بی آبرویی برایشان چیزی باقی نمی گذارد. چنانچه با وجود اعتراضات مزدوران آمریکایی، برعلیه همایش بزرگ اربعین، شاهد حضور دوبرابری مردم بودند، و هیچ غلطی نتوانسند بکنند. اما اگر واقعا مردمی است و مردم عدالت را می خواهند، راه حل آن هم ساده است: برگزاری رفراندوم و یا اصلاح قانون اساسی. زیرا قانون اساسی آنها را، خارجیها برای تشدید تضاد قومیت گرایی، نوشته اند تا آنها در داخل مرزها، همدیگر را از بین ببرند و نیازی به: خارجی ها نباشد. اگر قانون اساسی  برمبنای اکثریت شود، در تمام حکومت های دنیا، حامیان حق و عدالت، که همه از هواداران جمهوری اسلامی ایران هستند، بر سر کار خواهند آمد و دنیا، یک جمهوری اسلامی بزرگ خواهد شد. این است که هرچه شفافیت و جریان ازاد اطلاعات، بیشتر شود دروغگویان و سیاست بازان،  سریعتر مجبور به: ترک میدان سیاست خواهند شد.

The referendum is the only solution to the Lebanese crisis

Lebanon, like most Islamic countries, is experiencing a chronic crisis: US and British policy for: divide between Muslims. They mean democracy to themselves, to Muslims it is the opposite! For example, the Palestinian people in Gaza, with a free election, have elected the legitimate government of Haniya, but in the West they are terrorists! Similarly, the largest party in the world, Lebanon, with all its many members, is accused of doing so. In Iraq, even though anti-Americans have been overwhelmed (Sadr Stream), they are accused of violence against their people! But in Saudi Arabia, UAE and Bahrain, just the opposite! Although there are no elections! And the captive people are vampire rulers, they are completely democratic. Bin Salman, who kills thousands like a spoon, is called the Great Reformer. Unfortunately, the reforms in Iran are also in favor of it. For example, while Ben Salman, with the mass killing of the Yemeni people, is infected with the blood of children, but Dr. Zarif wishes to go to Saudi Arabia and kiss this dirty hand. Perhaps the appearance is: he wants to become a hajj! Also free and at the expense of Ben Salman. But does God accept this Hajj from him? Zarif wants Iran to reconcile with Saudi Arabia! It means the destruction of the graves of Baqi'ah and: Three hundred monuments and religious sites, forget about the massacre of the Iranian pilgrims for many years to come! Does the Iranian nation have personal animosities with Ben Salman, to be forgiven? Ben Salman, the heir to the bloodshed since the founding of the Saudi government, has been a doom. We see the United States and Britain, Ben Salman's reforms, and liberal liberalism coming together at this point. So the region's crisis will never end. Because as soon as the al-Qaeda operatives have come to an end, they immediately launch ISIL, and if ISIL dies in Syria and Iraq, they are taken to Pakistan, Afghanistan and elsewhere. The popular protests in Iraq and Lebanon are not out of the question either: they are directed directly by the US, Saudi Arabia and Britain to: cut Iran's hand and save themselves from collapse. Or they are really popular, and they want justice. In the first case, it doesn't matter! Because such movements are a diluted state. In the past, Iraq, which had Saddam and the Ba'ath Party and US-European arms supplies, could not do anything against Iran! And he was hanged. These youngsters who have neither the army nor the army, nor the organization. So, whether in Lebanon or in Iraq or elsewhere, these experiences make 100% of their failure. And they leave nothing but disgrace to them. If, despite the protests of the American mercenaries, they saw a double presence of the people against the great Arbaeen convention, they could do nothing wrong. But if it's really popular and people want justice, the solution is simple: holding a referendum or reforming the constitution. Because the constitution is written by them, foreigners to exacerbate the contradiction of ethnicity, so that they can destroy each other within the borders and there is no need for foreigners. If the constitution is based on a majority, in all the governments of the world, advocates of justice and justice, who are all supporters of the Islamic Republic of Iran, will come to power and the world will become a great Islamic Republic. That is, the greater the transparency and freedom of information flow, the faster liars and politicians will be forced to abandon politics.

  • سید احمد حسینی ماهینی