اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد دستوری و اجباری آمریکا

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۵۱ ب.ظ | ۰ نظر

دنیای متمدن و مدرن غرب، سالها تبلیغ کرد که مهد تمدن و آزادی است! مخصوصا تجارت آزاد را یکی از بزرگترین افتخارات خود اعلام نمود. این تبلیغات در دوران جنگ سرد بسیار زیاد بود، به طوری که می گفتند آمریکا، تنها کشوری است که دولت در آن نقش ندارد! و متعلق به بخش خصوصی است. نقطه مقابل آن، شوروی سابق را حکومت دولتی، متمرکز و دیکتاتور با: اقتصاد بسته و انحصاری میدانستند. این دیدگاه در قانون اساسی ایران نیز اثر خود را نشان می دهد: اصل 44می گوید اقتصاد ایران، اقتصادی مختلط بوده و دارای سه بخش: دولتی و خصوصی و تعاونی است. با توجه به اینکه تعاونی نیز از ابتکارات: شوروی سابق بود میتوان گفت: تعاونی نیز یک اقتصاد دولتی است، مگر اینکه ما سندیکاها را هم تعاونی بدانیم، در این صورت یک اقتصاد سرمایه داری، با محوریت بخش خصوصی است! اگر نخواهیم مناقشه کنیم، اقتصاد تعاونی هم فصل مشترک بخش خصوصی و دولتی، و هم فصل افتراق آنها می باشد! این نکته زیاد مهم و مورد بحث ما نیست، بلکه مهم آن است که بحث سندیکالیزم، آلترناتیوی شد تا حکومت سرمایه داری امریکا، تبدیل به جکومت انحصاری و متمرکز فعلی شود. یعنی اقتصاد بازار محور که: بر مبنای عرضه و تقاضا باید شکل می گرفت، با ایجاد کارتل ها و تراست ها، یا اتحادیه های تعاونی، به سوی انحصاری کردن بازار حرکت کرد. بطوریکه بسیاری از کالاها و خدمات، کاملا در انحصار دولت آمریکا قرار گرفت. زیرا دولت آمریکا به تبع همین انحصارات، می تواند اعلام تحریم کند! و تحریم کردن یعنی: زیرپا گذاشتن همه اصول دمکراسی، بازار آزاد و اقتصاد سرمایه داری، روش رقابتی و عرضه و تقاضا. و در یک جمله دولت کمونیستی زمان استالین و موسولینی . این موضوع اثبات می کند که: متضاد هرچیزی از دل آن بیرون می اید! و آن را از بین می برد! براساس همین اصل که مهمترین اصل بوده، و بنام تضاد دیالکتیکی معرف شده بود، کمونیزم که ضد سرمایه داری است، از دل سرمایه داری بیرون میاید و آن را نابود و: خود را جایگزین می کند. توضیح مختصر اینکه: کارگران که در دل سرمایه داران هستند، در ابتدا سرمایه داران را کمک می دهند تا: صاحب سود و قدرت و ائدئولوژی شده، برجهان سیطره پیدا کنند. ولی کم کم، نهضت های کارگری ایجاد شده، و همان کارگران با اعتصاب و تظاهرات، سرمایه داران راسرنگون کرده، و آنان را تبدیل به کمونیست ها می کنند، و دوران دیکتاتوری پرولتاریا آغاز می شود. اکنون دولت آمریکا، در قله این قدرت جدید انحصاری و دیکتاتوری است. از رقابت و بازار آزاد و تجارت جهانی خبری نیست. همه دنیای اقتصادی در دست یک نفر، خلاصه شده و تصمیمات اوست که بر: قانون عرضه و تقاضا حکم فرمایی می کند. عرضه نفت ایران، به دستور او ممنوع می شود! قیمت که بالا رفت به دستور او، برخی تحریم ها برداشته می شود، تا قیمت ها متعادل شود! اگر تضاد دیالکتیکی را قبول کنیم، اکنون آمریکا در اوج قدرت انحصاری، و تصمیمات متمرکز قرار دارد! و نقطه اوج یعنی آغاز رشد تضاد درونی، و افول قدرت، و سرازیر شدن فواره ثروت است. و ملت ها تصمیم دارند آن را کنار بگذارند، همانطور که همه دیکتاتور ها را کنار گذاشتند! این برکناری فقط برکناری از حزب، ایالت و امثال آن نیست، زیرا در طول این مدت، دو حزب آمریکا یکی شده، و همه ایالت ها در زیر فرمان واحدی منسجم شده اند. پس همه آنها به یک دید و به صورت عنصری واحد، باید از رده خارج شوند. و دولت مستبد آمریکا به همراهی همه متحدان و حامیانش از بین برود. و متضاد ان یعنی دولت ایران، بر آنجا حاکم شود.

The US government is above dictatorship.

The civilized and modern world of the West has been propagating for many years, a cradle of civilization and freedom! Especially, free trade has been one of its greatest honors. This was a huge amount of propaganda during the Cold War, so that they said that the United States is the only country in which the state has no role! And :belongs to the private sector. The opposite, the Soviet Union considered the former government to be a centralized and dictator with a closed and monopolistic economy. This view also affects the constitution of Iran: Article 44 states that Iran's economy is mixed economy and has three divisions: state and private, and cooperative. Given the fact that the co-operative was also the initiative of the former Soviet Union, it can be said that the cooperative is also a state-owned economy, unless we see the trade unions as cooperative, in this case a capitalist economy is centered on the private sector! If we do not argue, the cooperative economy is both the private and public sector, as well as the season for their differentiation! This is not a matter of great importance, but it is important that the discussion of syndicalism was an alternative to becoming the capitalist government of the United States, as the current, exclusive, centralized government. That is, the market economy, which, based on supply and demand, should be formed, by creating cartels and trusts, or cooperative unions, to move towards the monopolization of the market. So much of the goods and services were completely monopolized by the US government. Because the US government can declare sanctions under the same monopolies! And sanctioning is to undermine all principles of democracy, free markets and capitalist economics, competitive methods, supply and demand. And :in a statement by the communist government of Stalin and Mussolini. This proves that: antagonism comes out of everything! And it destroys it! Based on this principle, which was the most important principle, and in the name of dialectical contradictions, communism, which is anti-capitalist, emanates from capital and destroys it: it replaces itself. Brief Explanation: The workers, who are at the heart of the capitalists, initially help the financiers to dominate the protagonist, the professor and the power and ideologist. But, at the very least, workers' movements have been created, and the same workers strike and demonstrate capitalists, turn them into communists, and begin the dictatorship of the proletariat. The US government is at the peak of this new monopoly power and dictatorship. There is no competition from the free market and world trade. The whole world of economics is in the hands of one person, and his decisions are: the law of supply and demand warrants. Iran's oil supply is banned under its command! The price has risen to his orders; some sanctions will be lifted, so that prices will be balanced! If we accept the dialectical contradiction, now America is at the peak of its monopoly power and centralized decisions! And the peak is the beginning of the growth of the inner conflict, and the decline of power, and the flow of the fountain of wealth. And the nations decide to set it aside, as all the dictators have abandoned! This dismissal is not just the dismissal of the party, state, and so on, because during this period, the two US parties have been united, and all the states have become subordinate to a single command. So: all of them must be discarded in a single sight and in a single element. And the US autocratic government, along with all its allies and supporters, will be eliminated. And the opposite, the Iranian government, is dominant there.

حکومة الولایات المتحدة فوق الدکتاتوریة.

لقد کان العالم المتحضر والعالمی للغرب یتکاثر لسنوات عدیدة ، مهد الحضارة والحریة! على وجه الخصوص ، کانت التجارة الحرة واحدة من أعظم الأوسمة. کانت هذه کمیة هائلة من الدعایة أثناء الحرب الباردة ، بحیث قالوا إن الولایات المتحدة هی الدولة الوحیدة التی لا تلعب فیها الدولة أی دور! وینتمی إلى القطاع الخاص. على العکس ، اعتبر الاتحاد السوفییتی الحکومة السابقة مرکزیة ودکتاتوریة ذات اقتصاد مغلق واحتکاری. هذا الرأی یؤثر أیضا على دستور إیران: تنص المادة 44 على أن الاقتصاد الإیرانی مختلط بالاقتصاد ولدیه ثلاثة أقسام: الدولة والقطاع الخاص ، والتعاونیة. وبالنظر إلى حقیقة أن التعاونیة کانت أیضًا مبادرة الاتحاد السوفیاتی السابق ، یمکن القول إن التعاونیة هی أیضًا اقتصاد مملوک للدولة ، إلا إذا رأینا النقابات العمالیة تعاونیة ، ففی هذه الحالة یکون الاقتصاد الرأسمالی مرتکزًا على القطاع الخاص! إذا لم نکن نقول ، فإن الاقتصاد التعاونی هو القطاع الخاص والعام على حد سواء ، وکذلک فی موسم التمایز! هذه لیست مسألة ذات أهمیة کبیرة ، لکن من المهم أن یکون النقاش حول النقابة بدیلاً عن أن تصبح الحکومة الرأسمالیة للولایات المتحدة ، کالحکومة المرکزیة الحالیة والحصریة. وهذا هو ، اقتصاد السوق ، الذی ، على أساس العرض والطلب ، ینبغی تشکیله ، عن طریق إنشاء عصابات وصنادیق ، أو نقابات تعاونیة ، للتحرک نحو احتکار السوق. الکثیر من السلع والخدمات کانت تحتکرها بالکامل حکومة الولایات المتحدة. لأن حکومة الولایات المتحدة یمکن أن تعلن العقوبات فی ظل نفس الاحتکارات! والعقوبات تقوض جمیع مبادئ الدیمقراطیة والأسواق الحرة والاقتصاد الرأسمالی والأسالیب التنافسیة والعرض والطلب. وفی بیان من الحکومة الشیوعیة ستالین وموسولینی. هذا یثبت أن: العداء یخرج من کل شیء! ویدمرها! واستناداً إلى هذا المبدأ ، الذی کان المبدأ الأهم ، وباسم التناقضات الجدلیة ، فإن الشیوعیة ، المناهضة للرأسمالیة ، تنبع من رأس المال وتدمرها: فهی تحل محل نفسها. شرح موجز: العمال ، الذین هم فی قلب الرأسمالیین ، یساعدون فی البدایة الممولین على السیطرة على البطل ، الأستاذ والقوة والعقیدة. ولکن ، على أقل تقدیر ، تم إنشاء حرکات العمال ، وضرب نفس العمال وأظهر الرأسمالیین ، وتحویلهم إلى شیوعیین ، وبدء دیکتاتوریة البرولیتاریا. إن حکومة الولایات المتحدة فی ذروة هذه السلطة الاحتکاریة الجدیدة والدیکتاتوریة. لا توجد منافسة من السوق الحرة والتجارة العالمیة. إن عالم الاقتصاد کله فی ید شخص واحد ، وقراراته هی: قانون العرض والطلب. إمدادات النفط الإیرانی محظورة تحت قیادتها! ارتفع السعر لأوامره ، وسیتم رفع بعض العقوبات ، بحیث تکون متوازنة الأسعار! إذا قبلنا التناقض الجدلی ، فإن أمریکا الآن فی ذروة قوتها الاحتکاریة والقرارات المرکزیة! والذروة هی بدایة نمو الصراع الداخلی ، وانحدار القوة ، وتدفق ینبوع الثروة. وقررت الأمم أن تضعه جانباً ، کما تخلى عنها جمیع الدیکتاتوریین! ولا یقتصر هذا الفصل على طرد الحزب والدولة وما إلى ذلک ، لأنه خلال هذه الفترة ، توحد الطرفان الأمریکیان ، وأصبحت جمیع الولایات تابعة لقیادة واحدة. لذلک یجب تجاهل کل منهم فی مشهد واحد وفی عنصر واحد. وسیتم القضاء على حکومة الولایات المتحدة الأوتوقراطیة ، إلى جانب جمیع حلفائها ومؤیدیها. أما العکس ، فالحکومة الإیرانیة هی السائدة هناک.

ABŞ hökuməti diktaturadan üstündür.

Müasir sivil dünya və West, uzun illər mədəniyyət və azadlıq beşiyi irəli! Xüsusilə, azad ticarət ən böyük hörmətdən biri olmuşdur. Özəl sektora aiddir. Əksinə, keçmiş Sovet dövlət hakimiyyəti, bir iqtisadiyyatı ilə mərkəzləşdirilmiş diktatura və bir inhisar bilirdi. Biz kooperativ iqtisadiyyat, dövlət və özəl sektor kəsişməsində, və onların arasında fərqləri mübahisə deyilsə! çox mal və xidmət kimi, hökumət inhisar Amerika idi. Çünki ABŞ hökuməti eyni inhisarlar altında sanksiyalar elan edə bilər! Və sanksiya, yəni demokratiya, azad bazarların və kapitalizm iqtisadiyyatının rəqabət və tələb və metodu bütün prinsiplərini pozur. Və Stalin və Mussolini bir vaxtında kommunist hökumət. Bu da sübut edir ki: antagonizm hər şeydən çıxır! Və onu məhv edir! İndi hökumət Amerika bu yeni güc inhisar və diktatura zirvəsi edir. Pulsuz bazar və dünya ticarətindən heç bir rəqabət yoxdur. Dünya bir şəxsin əlində iqtisadiyyatı və tələb və hüquq hökmranlıq edəcək qərarını yekunlaşdırdı. İranın neft tədarükü onun əmri ilə qadağan olunub! qiymətləri balanslaşdırılmış olacaq, belə ki, qiymət, onun sifariş getdi, bəzi sanksiyalar ləğv olunacaq! biz dialektik qarşıdurma qəbul etsək, Amerika inhisar hakimiyyəti zirvəsi indi və qərarlar yönəlib! Artım və daxili münaqişənin kulminasiya nöqtəsi və güc azalması və sərvət fəvvarə axır. onlar bütün bir element sonra, həyata mərhələli olmalıdır. Və Amerika bütün müttəfiqləri və tərəfdarları ilə bir totalitar dövlət məhv. Və əksinə, İran hökuməti orada hakimdir.

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی