اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

از این پول، هیچ چیزی برای خرید داده نشد!

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۴۲ ب.ظ | ۱ نظر

طمع مشاور اقتصادی دوتابعیتی باعث شده که: مردم به جز وعده، و دولت بجز درآمد، چیزی نبیند و نشناسد. همین امر باعث مخفی ماندن و: دائمی شدن جایگاه ایشان شود. ما هم اسم او را نمی بیریم! که مبادا ریا شود. از قدیم گفته اند: اگر زدی سرمردم  را شکستی، لا اقل یک گردو در دامن او بیانداز! برخی ها هم گفته اند: نه سرم را بشکن، و نه گردو در دامنم انداز. دولت روحانی مزه گران شدن دلار را نچشیده بود، چون همه شان دست به دلار بودند! همیشه دستشان پر بود و نیازی به پرسیدن: نرخ مبادله آن به ریال ایرانی نداشتند. حق ماموریت ها، هزینه سفر ها، پاداش ها! همه به دلار بود. تا اینکه اخیرا یکی پیدا شد و: مانند حضرت حوا به ایشان گفت: مزه را بچش! و آدم که مزه را چشید، دید عجب چیزی را از او دور نگه داشته بودند! و می گفتند دست نزن. لذا او که از سه هزار تومانی شدن دلار انتقاد داشت و: دولت احمدی نژاد را سرزنش می کرد، دستور داد 4200تومانی آن را به اجرا بگذارند. خوشبختانه خیلی سریع جواب داد! زیرا بازار ملتهب بود و با رضایت کامل، آن را خریدند و بالاتر هم خرید. با همین نرخ به تمام شرکتها، برای خرید کالاهای اساسی دلار تخصیص یافت. ولی مزه زیر دهانشان رفته بود! با اینکه معاون اول گفته بود: دلار را همان 4200تومان ثابت نگهدارند، تا به دلار جهانگیری مشهور شود. ایشان فرمان داد: به 8هزار تومان برسانند. ترامپ هم به کمک آمد و: از این دوتابعیتی دفاع کرد و گفت: ایران را تحریم می کنیم! لذا دلار به 8هزار تومان و بالاتر هم رسید. مشاور اعظم در خفا گفت: ما با افزایش نرخ دلار و کاهش ارزش :پول ملی به صادرات کمک می کنیم. بنابر این باز هم بالاتر برود! رئیس جمهور گفت دستور دادم، در نیما دلار بیشتری، با قیمت 8هزار تومان از طرف وزارت نفت تزریق شود. تا شاید نرخ آن کمتر شود . ولی مشاور اعظم گفت: ما بدهی زیادی به بیمه ها و بانکها داریم، اگر اجازت فرمایید بدون سرو صدا، باز هم بالاتر ببریم. روحانی پرسید گرانی را چه کنیم؟ گفت گردن خود مردم است. چند تا انبار احتکاری نشان می دهیم! بعد هم از انها عذر خواهی می کنیم! وقتی دلار به 19هزار تومان رسید! یعنی 6برابر طی دو ماه! گفتند سبد کالا می دهیم! وزیر کار را استیضاح کردند، که دیگر از این حرفها نزن و او رفت! گفتند کمرگات را ترخیص می کنیم، تا کالا زیاد شود وزیر اقتصاد را استیضاح شد! تا کاری به گمرکات نداشته باشند. حالا مشاور اعظم حاکم مطلق شده بود. چون تیم اقتصادی دولت نیمه تعطیل بود، و کسی به او شک نمی کرد! رئیس جمهور هم که به او اعتماد داشت. یا در واقع از او می ترسید. این بود که مردم با یک مشت وعده ها روبرو شدند. ولی دولت با چهار برابر بودجه، هنوز یکه تازی می کند. یعنی نه تنها بدهی های بیمه و بانک تسویه نشد، بلکه به بهانه واردات کالاهای اساسی، همه دلار ها هم به وزیر بهداشت داده شد! تا بین دلالها تقسیم کند. مردم نه محاکمه ای از آنها دیدند، نه کاهش قیمت، و نه افزایش ارزش پول ملی. دولت به سراغ تقسیم باقی مانده دلارهای دولتی رفت. تا به یک چرخش، آن را دوباره به دست دلالان برساند. 13میلیارد دلار! برای کالاهای اساسی از صندوق  ذخیره ارزی گذاشته شد. 40 درصد آن هزینه سویفت اعلام شد! یعنی اینکه بتوانند این دلار ها را، از ایران خارج کنند!40درصد هم افزایش قیمت، برای دور زدن تحریم ها. ماند 20درصد، ده درصد آن سهم دولتی ها از این معامله شد، ده درصد هم سهم شرکتها برای: واردات بدترین و ارزان ترین کالاها. آنهم بای بک. یعنی از این پول، هیچ چیزی برای خرید داده نشد! بلکه وعده داده شد از: تخصیص آینده پرداخت شود.

Broken head, without walnut in skirt!

The greediness of the economic advocate of dualism has led to: People do not see or understand anything except the promise, and the government except for income. The same thing keeps hiding: to become permanent. We do not give her the name! Lest it die. From the old time, they said: If you broke my head, put at least a wallet in his skirt! Some have said, "Do not break my head, and not walnuts." Rouhani government did not appreciate the dollar, because they were all in the hands of the dollar! They always had their hands full and there was no need to ask: the exchange rate did not have the Iranian rial. The right to missions, travel expenses, rewards! Everyone was in dollars. Until recently one was found and: like Hazrat Eve said to them: Taste to taste! And the admirer, who tasted the taste, had a good look away from him! And they said they did not touch. So, he criticized the three-thomain of the dollar and blamed Ahmadinejad's government, he ordered 4200 tomans to enforce it. Thank you very quickly! Because the market was inflamed, and:with full satisfaction, they bought it and bought it even higher. At the same rate, all companies were assigned to buy the essential commodities. But the taste was gone down their mouths! Although the first vice-president had said: to keep the dollar at the same 4200 tomans, to be known as the Jahangiri dollar. He ordered: to reach 8 thousand tomans. Tramp also came to the rescue and defended this dualism: "We boycott Iran! So the dollar reached 8 thousand tomans or more. "We are helping to export the dollar, with the dollar rising and the depreciation," said Azam's secretary secretly. So keep going higher! The president said I ordered Nima to donate more dollars to the Ministry of Oil for 8 thousand tomans. Maybe its rate will be lowered. But the great adviser said: "We have a lot of debts to insurers and banks, if you give us a voice without voice. Rouhani asked what to do? He said his neck is the people. How many reticulations are there? Then we apologize for them! When the dollar hit 19 thousand tomans! 6 times in two months! We said we have a basket of goods! The minister was impeached by the minister, who did not say anything and he went! They said we were clearing the bribe, so that the goods could be raised. The minister of finance was impeached! Do not have customs to do anything. Now the great adviser was absolute ruler. Because the economic squad was half-closed, and no one doubted him! The president also trusted him. Or :actually afraid of him. It was that people encountered a handful of promises. But the government, with four times the budget, still slaps. That is, not only the insurance debts and the bank were not settled, but on the pretext of importing essential goods, all the dollars were given to the Minister of Health! To: split between dealers. People did not see a trial of them, nor a price cut, nor an increase in the value of the national currency. The government went to divide the remaining government dollars. To get a turn, take it back to the dealers. 13 billion dollars! For stockpile was placed in the reserve currency. 40% of it was announced! It means that they can withdraw these dollars from Iran, 40% increase in price, to circumvent the sanctions. Stayed 20%, 10% of that state's share of the deal, ten percent of the share of companies to: import the worst and cheapest goods. It's bay beck. That is, from this money, nothing was bought for purchase! It was promised that: future allocation should be paid.

کسر الرأس ، دون الجوز فی تنورة!

لقد أدى جشع المدافع الاقتصادی عن الثنائیة إلى: الناس لا یرون أو یفهمون أی شیء باستثناء الوعد ، والحکومة باستثناء الدخل. نفس الشیء یظل مختبئًا: أن تصبح دائمًا. نحن لا نعطیها الاسم! لئلا یموت. من الزمن القدیم ، قالوا: إذا کسرت رأسی ، ضع على الأقل محفظة فی ثوبه! البعض قال: "لا تکسر رأسی ، ولا الجوز". لم تعجب حکومة روحانی بالدولار ، لأنها کانت کلها فی أیدی الدولار! کانت دائما مملوءة بأیدیهم ولم تکن هناک حاجة للسؤال: سعر الصرف لم یکن یحتوی على الریال الإیرانی. الحق فی البعثات ، ونفقات السفر ، والمکافآت! کان الجمیع بالدولار. حتى وقت قریب تم العثور على واحد و: کما قال حضرة حواء لهم: الذوق إلى الذوق! وکان المعجب الذی ذاق الطعم ، نظرة جیدة بعیدا عنه! وقالوا انهم لم یلمسوا. لذلک ، انتقد الثلاثی من الدولار وألقى باللوم على حکومة أحمدی نجاد ، وأمر 4200 تومان لفرضها. شکرا لک بسرعة جدا! لأن السوق کانت ملتهبة ، وبرضا کامل ، اشترواها واشتروها حتى أعلى. بالمعدل نفسه ، تم تعیین جمیع الشرکات لشراء السلع الأساسیة. لکن الطعم ذهب لأسفل أفواههم! على الرغم من أن النائب الأول للرئیس قال: للحفاظ على الدولار فی نفس 4200 تومان ، لیعرف باسم الدولار جهانجیری. أمر: أن یصل إلى 8 آلاف تومان. جاء الصعلوک أیضا إلى الإنقاذ ودافع عن هذه الثنائیة: "نحن نقاطع إیران! لذا وصل الدولار إلى 8 آلاف تومان أو أکثر. وقال سکرتیر عزام سرا "نحن نساعد فی تصدیر الدولار مع ارتفاع الدولار وانخفاضه". لذا استمر فی الارتفاع! قال الرئیس أننی أمرت نیما بالتبرع بمزید من الدولارات لوزارة النفط مقابل 8 آلاف تومان. ربما سیتم تخفیض سعرها. لکن المستشار الکبیر قال: "لدینا الکثیر من الدیون لشرکات التأمین والبنوک ، إذا أعطیتنا صوتا بدون صوت. سأل روحانی ماذا أفعل؟ قال إن رقبته هی الناس. کم عدد الولادات هناک؟ ثم نعتذر لهم! عندما ضرب الدولار 19 ألف تومان! 6 مرات فی شهرین! قلنا لدینا سلة من البضائع! لقد تم تقصیر الوزیر من قبل الوزیر الذی لم یقل أی شیء وذهب! وقالوا إننا نطهر الرشوة ، بحیث یمکن أن ترفع البضائع ، وقد تم عزل وزیر المالیة! لیس لدی جمارک لفعل أی شیء. الآن المستشار العظیم کان الحاکم المطلق. لأن الفرقة الاقتصادیة کانت نصف مغلقة ، ولا أحد یشک فی ذلک! الرئیس وثق به. أو یخاف منه. کان ذلک هو أن الناس واجهوا حفنة من الوعود. لکن الحکومة ، بأربعة أضعاف المیزانیة ، ما زالت تصدع. هذا ، لیس فقط دیون التأمین والبنک لم یتم تسویتها ، ولکن بحجة استیراد السلع الأساسیة ، تم منح جمیع الدولارات لوزیر الصحة! لتقسیم بین التجار. لم یر الناس تجربة لهم ، ولا تخفیضًا فی السعر ، ولا زیادة فی قیمة العملة الوطنیة. ذهبت الحکومة لتقسیم ما تبقى من دولارات الحکومة. للحصول على منعطف ، أعیده إلى التجار. 13 ملیار دولار! وضعت لتخزین احتیاطی العملة. تم الإعلان عن 40 ٪ منه! وهذا یعنی أنهم یستطیعون سحب هذه الدولارات من إیران ، بزیادة 40٪ فی السعر ، للالتفاف على العقوبات. بقیت 20 ٪ ، 10 ٪ من حصة تلک الدولة من الصفقة ، عشرة فی المئة من حصة الشرکات إلى: استیراد أسوأ وأرخص السلع. انها خلیج بیک. وهذا هو ، من هذا المال ، تم شراء أی شیء للشراء! وقد وعدت بأنه: ینبغی دفع المخصصات المستقبلیة.

Broken baş, yubka ilə qoz olmadan!

Dualizmin iqtisadi savadının şəfqəti aşağıdakılara gətirib çıxardı: İnsanlar sözün xaricində bir şey görməz və ya anlamır, gəlirdən başqa hökumət. Eyni şey qalıcı saxlayır: qalıcı olmaq. Ona ad vermirik! Ölən olmasın. Köhnədən dedilər: "Əgər başımı qırdınsa, onun ətəyində ən azı bir cüzdanı qoysun! Bəziləri deyirlər: "Başımı qırmayın, qoz olmayın". Ruhani hökuməti dollarları qiymətləndirməyib, çünki onlar bütün dollarların əlində idi! Həmişə əlləri dolu idi və soruşmağa ehtiyac olmadı: valyuta məzənnəsi İranın rialı olmadı. Missiya, səyahət xərcləri, mükafatlar haqqı! Hər kəs dollar içində idi. Yaxın bir günə qədər tapıldı və: Həzrəti Həvva onlara dedi: Və dadı dadlı pərəstişkarı, ondan yaxşı bir baxış keçirdi! Onlar dedilər ki, toxunmadılar. Beləliklə, o, dolların üç tirini tənqid etdi və Əhmədinejad hökumətini günahlandırdı, onu tətbiq etmək üçün 4200 ədəd torpağa əmr verdi. Çox tez təşəkkür edirik! Çünki bazar iltihablı idi və tam razılıqla satın aldım və daha yüksək satın aldılar. Eyni dərəcədə, bütün şirkətlər əsas malları satın almağa təyin edildi. Amma dadı onların ağızlarından endirdi! Birinci vitse-prezident dedi: "Dolları Jahangiri dollar olaraq bilinmək üçün eyni 4200 tomanda saxlamaq. O əmr etdi: 8 min tamana çatmaq. Tramp da xilasetməyə gəldi və bu dualizmi müdafiə etdi: "İrana boykot! Beləliklə, dollar 8 min dollara və daha çoxa çatdı. Azamın katibi gizlicə dedi: "Biz dollarları yüksəltmək və amortizasiya ilə dollar ixrac etməyə kömək edirik. Beləliklə, daha yüksək getməyə davam edin! Prezident bildirib ki, Neftə Neft Nazirliyinə 8 min ədəd Tomana daha çox dollar bağışlamağı əmr edirəm. Bəlkə onun dərəcəsi azalacaq. Amma böyük məsləhətçi dedi: "Səssiz bir səs versəniz sığortaçılara və banklara çox borcumuz var. Ruhani nəyi soruşdu? Onun boynunun xalq olduğunu söylədi. Neçə reticulations var? Onlara görə üzr istəyirik! 19 min dolan dollar vurduqda! İki ayda 6 dəfə! Biz malların bir səbəti var dedik! Nazir bir şey söyləməmiş nazirlə impiçir və o, getdi! Maliyyəni qaldırmaq üçün rüşvətin təmizləndiyini söyləyirdilər, maliyyə naziri impeached! Bir şey etmək üçün gömrük yoxdur. İndi böyük məsləhətçi mütləq hökmdarı idi. Çünki iqtisadi heyət yarımqapmışdı və ona heç kim şübhə etmədi! Prezident ona də etibar etdi. Yoxsa ondan qorxuram. İnsanlar bir neçə vədlə qarşılaşdılar. Ancaq hökumət, dörd dəfə büdcə ilə, hələ də tokatlayır. Yəni, yalnız sığorta borcu və bank həll edilməmişdir, lakin zəruri malların idxal olunması bəhanəsi ilə bütün dollarlar Səhiyyə Nazirinə verilmişdir! Dilerlər arasında bölüşmək üçün. İnsanlar bir sınaq görməmişdi, nə də qiymət kəsmə, nə də milli valyutanın dəyərinin artması. Hökumət qalan hökumət dollarlarını bölmək üçün getdi. Bir növbəni almaq üçün dilerlərə geri götürün. 13 milyard dollar! Zərər ehtiyatı ehtiyat valyutasına yerləşdirildi. 40% -i elan edildi! Yəni, bu dollarları İrandan geri çəkə bilərlər, qiymətlərin 40% artması, sanksiyaların əvəzlənməsi üçün. 20% -i, müqavilənin bu dövlətin payının 10% -i, şirkətlərin payının on faizi: ən pis və ucuz mal idxal olundu. Bu, bayın beck. Yəni bu puldan heç bir şey satın alınmadı! Söz verildi ki, gələcəkdə ayrılmaq lazımdır.

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۱)

  • سعید سعیدی
  • معرفی کتاب:
    مالیخولیای پزشکی - بیماری کودکان
    همه بیماری های کودکان نشانه های رشد او هستند مثل دل دردها، تب ها، دردهای مربوط به رویش دندان ها، سرخک، مخملک، آبله و امثالهم. پزشکی که این مسائل را با داروها پاسخ می گوید نه رشد را می شناسد و نه کودک را هر چند که متخصص اطفال باشد. فهم او از کودک و رشد او حتی بسیار نازل تر از یک فهم نباتی است. در نظر اوکودک یک گیاه گریان است که باید خفه شود. این کل فلسفه طب کودکان است. ...
    از این وجه که بگذریم به فلسفه امراض کودکان بعنوان «عذاب» می رسیم. آیا کودکان چه گناهی مرتکب شده اند که مستوجب عذاب هستند؟ آیا براستی کودک عذاب می کشد؟ اگر چنین می بود یاد این عذاب ها می بایستی در دوران بزرگسالی درک می شد. در واقع در اینجا سخن بر سر خود-آگاهی (وجدان) بعنوان قلمرو درک اجر و عذاب و خوشی و ناراحتی می باشد. در حالی که می دانیم یاد ایام کودکی برای هر بشری یک یاد تماماً بهشتی است هر چند که پدر و مادرش تماماً شاهد بیماری هایش بوده اند. پس در واقع امراض کودکان اگر هم عذاب باشد برای والدین آنهاست نه خود آنها. ....
    از کتاب مالیخولیای پزشکی تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 72
    @darmanebimariha2
    Nooreomid.net

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی