اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

از همه نعمت های خدایی استفاده می کند،

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۱۷ ب.ظ | ۰ نظر

شاعر معتقد است اگر کسی، بلایی بر سرش می آید، برای اینکه جایی بله را گفته است! از این جهت می گویند بله و بلا. مثلا اگر زنی به خواستگاری مردی، جواب بلی گفت باید همه عواقب آن را هم بپذیرد. والا مردم می گویند: یکبار بله نگو، 9 ماه نکش! وقتی زنی خواسته شوهرش را اجابت کرد، و یک شب به او بله گفت، باید نطفه بسته شده را، تا نه ماه با خود حمل کند! این است تفاوت کسانی که: به بلی و تعهد خود، پابرجا هستند، با کسانی که تحمل ادامه کار را ندارند، و رها می کنند! کرب و بلا هم از همین ماده است. شیاطین جن و انس از این ناراحت بودند: که چرا امام حسین ع سرنوشت محتوم خود را قبول کرد؟ و در برابر سوال خدا، جواب بلی داد. دست بدست هم دادند بلایی سر او بیاورند: تا دیگران عبرت بگیرند و: کسی به خدا جواب بلی ندهد. و اگر داد آن را نادیده بگیرد. علت ناراحتی شیاطین، مخصوصا شیطان بزرگ(ابلیس) از این موضوع ناراحت هستند؟ دو گونه در طول تاریخ تفسیر شده است. عده ای می گویند شیطان بنده خوب خدا بوده، و سالها او را عبادت می کرد. وقتی خداوند آدم را آفرید، و جلوی چشم آنها گذاشت، فرمود بر او سجده کنید. همه سجده کردند ولی ابلیس، فکر کرد با این کار از چشم خدا می افتد! یعنی ثابت می شود: آدم خلقت بهتری از او دارد، و خدا او را بیشتر دوست دارد. از ترس کم شدن عشق خداوند، و داشتن رقیب عشقی جدید،  آدم را سجده نکرد! بعبارتی گفت که من تا حالا، خدایی مثل تو را سجده می کردم، شایسته نیست کمتر از تو را هم سجده کنم. حسادت یا خسارت شیطان، نگاه مثبت او به خداوند است. و نمی خواهد معشوقش را، با دیگری شریک باشد. شیطان پرستها به این جنبه اهمیت می دهند، و او را نه تنها کافر نمی دانند، بلکه دیوانه عشق خداوندی می دانند. لذا پرستیدن شیطان را، یک پرستش برتر یا عشق بالاتر می دانند. همین عشق و دیوانگی هم، او را از درگاه خدا دور کرد. یعنی شیطان گفت حاضرم، از درگاه تو دور شوم! ولی کس دیگری را در عشق خود شریک نکنم. به همین جهت است که دنیا، با تمام زشتیهای شیطانی اش، هیچگاه از اساس مورد تهدید نبوده است. دسته دوم که انبیا الهی هستند، نقل قول از خداوند می کنند. این عشق شیطان را نه برای خدا، بلکه برای خودش می دانند. یعنی تعبیر آنها این است: که شیطان گفت من از آتش هستم! پس از آدم برتر می باشم، و نباید به او سجده کنم. پس مایه مخالفت او، خود بزرگ بینی و یا اصلا خود بینی است. لذا خداوند هم او را لعن کرد، یعنی از درگاه خود بیرون انداخت، و فرمود تو دیگر فرشته یا بنده سابق من نیستی، و من مثل تویی عاشق نمی خواهم. اخراج هرکسی از مامن قبلی خود، دنیای ناسوت یا دنیای غیر دوست داشتن خواهد بود. لذا شیطان یکباره خود را تنها دید. از خدا خواست بخاطر: سالها خدمت و عبادتش، به او مهلت دهد تا تعدادی را باخود ببرد! و خدا پذیرفت. آنگاه روبه بنی آدم کرد و گفت: آیا من خدای شما نیتسم؟ همه گفتند بلی.  شیطان ها از این جواب عصبانی شدند. گفتند عجب امتحان ساده ای! که همه در آن قبول شدند. این بود که سنگ بلا آفریده شد، و شیاطین آن را به انسان های ساده اندیش پرتاب کردند. انسان ابتدا فکر می کرد: اگر بگوید بلی کار تمام است. و از همه نعمت های خدایی استفاده می کند، و برای همیشه در بهشت می ماند. اما سنگ بلا یکی پس از دیگری روانه شد. و در اولین آن، آدم رای ثابتی از خود نشان نداد! لذا خداوند او را از بهشت بیون راند. اما تعدادی از نور و اولاد آدم، بودند که دارای عزم بودند، اینها را خداوند انبیا اولوالعزم خود قرارداد. آنها در برابر سنگ بلاها مقاومت کردند، آزار و اذیت را به جان خریدند. اما در یک سناریو، همه بلاها در یکجا جمع شد، و بنام کرببلا ثبت گردید. و حسین قهرمان کربلا، توانست آن را ادا کند.

The Stone of Bella came to the side of the Dwellers

The poet believes that if someone comes to her head, she has said yes to somewhere! So they say yes and Bella. For example, if a woman wants a man's suit, the answer is yes, he must accept all the consequences. Well, people say: "Yes, do not kill nine months!" When a woman asked her husband to answer her, and one night he said to her, she should carry a bottle of her own for nine months! This is the difference between those who: keep their commitment and commitment, with those who can not tolerate the work, and abandon! Carb and Bella are the same substance. The demons of Jinn and Anas were upset: why did Imam Hussein accept his peculiar destiny? And to God's answer, the answer is yes. They hand in hand to bring a blow to him: to get others to know: and no one will answer God to God. And if I let it ignore it. The sadness of the devils, especially the great devil (Iblis), are upset about this? Two species have been interpreted throughout history. Some say that Satan was a good servant of God, and for many years he worshiped him. When God created Adam, and set before them, He prostrated himself to Him. Everyone prostrated, but Iblis thought he would fall from God's eyes! It means: Adam has a better creation than him, and God loves him more. Fears of losing God's love, and having a new love rival did not obey Adam! He said, "I have already prostrated a god like you, do not deserve to prostrate less than you." Jealousy or damnation of Satan is his positive look to God. And he does not want to share his lover with one another. Satanists care about this aspect, and they do not consider him to be unbelievers, but they are crazy about God's love. Therefore, they consider worshiping Satan as a superior worship or higher love. The same love and frenzy left him away from God. The devil said, "I am going away from you!" But do not share anyone else in my love. That is why the world, with all its devious obscenities, has never been threatened. The second group, which is the divine prophets, quotes from God. This is Satan's love not for God but for Himself. That is, they say: "The devil said," I am from the fire! " After being a pretender, I should not prostrate to him. So the reason for his disagreement is his great nose or even his nose. Therefore, God also cursed him, threw himself out of his door, and said: You are no longer an angel or my former servant, and I do not want you like you. The expulsion of anyone from his previous mum, the Nassaud or the world of non-love. So Satan saw her only once. He asked God for years of service and worship to give him time to take a number with him! And God accepted. Then he said to Adam, "Is not your God Nityma?" Everybody said yes. The devils were angry with this answer. They said good luck! All of which were accepted. It was that the stone was created by Bella, and the devils threw it to ordinary people. The man thought at first: if he says yes, it is all work. And he uses all the divine blessings, and forever remains in heaven. But the stone of Bella was sent one after another. And in the very first time, Adam did not show a steady voice! So God blotted him from heaven. But there were a number of light and descendants of Adam, who had determination. These were God's prophets, His predecessors. They resisted the stone of bloodshed, saving persecution. But in one scenario, all the disasters were combined in one place, and recorded in the name of Carbela. And Hussein the heroine of Karbala, was able to do it.

جاء حجر بیلا إلى جانب الساکنین

یعتقد الشاعر أنه إذا جاء شخص ما إلى رأسها ، فقد قالت نعم إلى مکان ما! لذلک یقولون نعم وبلا. على سبیل المثال ، إذا کانت المرأة ترید حلة رجل ، فإن الإجابة هی نعم ، یجب أن یقبل کل العواقب. حسنا ، یقول الناس: "نعم ، لا تقتل تسعة أشهر!" عندما طلبت امرأة من زوجها أن یجیب علیها ، وفی إحدى اللیالی قال لها ، یجب علیها حمل زجاجة خاصة بها لمدة تسعة أشهر! هذا هو الفرق بین أولئک الذین: حافظوا على التزامهم والتزامهم ، مع أولئک الذین لا یستطیعون تحمل العمل ، والتخلی عنهم! کارب وبیلا هی نفس المادة. کانت شیاطین الجن وأنس مستاءة: لماذا قبل الإمام الحسین مصیره الغریب؟ وإجابة الله ، فإن الجواب هو نعم. کانوا یدا بید لیوجهوا له ضربة: أن یجعلوا الآخرین یعرفون: ولا أحد سیجیب الله لله. وإذا ترکتها تتجاهلها. حزن الشیاطین ، وخاصة الشیطان العظیم (إبلیس) ، مستاءون من هذا؟ تم تفسیر نوعین على مدار التاریخ. یقول البعض أن الشیطان کان خادمًا جیدًا لله ، وسنوات عدیدة عبده به. عندما خلق الله آدم ، ووضع أمامهم ، سجد لنفسه. لقد سجد الجمیع ، ولکن إبلیس ظن أنه سیسقط من عینی الله! یعنی: آدم لدیه خلق أفضل منه ، والله یحبه أکثر. الخوف من فقدان حب الله ، وامتلاک منافس جدید للحب لم یطع فی آدم! قال: "أنا قد سجنت بالفعل إله مثلک ، لا تستحق أن تسجد أقل منک". الغیرة أو اللعنة على الشیطان هی نظرته الإیجابیة إلى الله. وهو لا یرید أن یشارک حبیبته مع بعضهم البعض. عبدة الشیطان یهتمون بهذا الجانب ، ولا یعتبرونه کافرین ، لکنهم مجانین حول محبة الله. لذلک ، یعتبرون عبادة الشیطان عبادة متفوقة أو حب أعلى. نفس الحب والهلع ترکوه بعیداً عن الله. قال الشیطان ، "سأذهب بعیدا عنک!" لکن لا تشارک أی شخص آخر فی حبی. هذا هو السبب فی أن العالم ، بکل أبشعته الشریرة ، لم یتعرض للتهدید. المجموعة الثانیة ، وهی الأنبیاء الإلهیین ، مقتطفات من الله. هذا هو حب الشیطان لیس لله ولکن لنفسه. أی أنهم یقولون: "قال الشیطان ،" أنا من النار! " بعد أن أکون متظاهر ، لا یجب أن أسجد له. لذا فإن سبب خلافه هو أنفه الکبیر أو حتى أنفه. لذلک ، لعنه الله أیضا ، وألقى بنفسه من بابه ، وقال: لم تعد ملاکًا أو خادمًا سابقًا ، ولا أریدک مثلک. طرد أی شخص من أمه السابقة ، أأو عالم عدم الحب. لذلک رآها الشیطان مرة واحدة فقط. سأل الله لسنوات من الخدمة والعبادة لمنحه الوقت لأخذ رقم معه! والله قبله. ثم قال لآدم: "ألیس إلهک نایتیما؟" الجمیع قال نعم. کانت الشیاطین غاضبة من هذه الإجابة. قالوا حظا سعیدا! کل ما تم قبوله. کان ذلک هو أن الحجارة خلقتها بیلا ، وألقتها الشیاطین على الناس العادیین. فکر الرجل فی البدایة: إذا قال نعم ، فکل شیء یعمل. ویستخدم جمیع النعم الإلهیة ، ویبقى إلى الأبد فی الجنة. ولکن تم إرسال حجر بیلا واحدا تلو الآخر. وفی المرة الأولى ، لم یظهر آدم صوتًا ثابتًا! لذلک فطّوره الله من السماء. لکن کان هناک عدد من النور وأحفاد آدم ، الذین کانوا یمتلکون العزم ، وکانوا أنبیاء الله ، أسلافه. قاوموا حجر الدم وساهموا فی إنقاذ الاضطهاد. ولکن فی أحد السیناریوهات ، تم الجمع بین جمیع الکوارث فی مکان واحد ، وسجلت باسم کاربیلا. وقد تمکن حسین بطلة کربلاء من القیام بذلک.

Bella Daşı Sakinlərin yanına gəldi

Şair inanır ki, kiminsə başı gəlirsə, bir yerə bəli dedi! Bəli və Bella deyirlər. Məsələn, bir qadın bir adamın kostyumunu istəyirsə, cavabı bəli, o, bütün nəticələrini qəbul etməlidir. Bəli, insanlar deyirlər: "Bəli, doqquz ayı öldürməyin!" Bir qadın ərini özünə cavab verməsini istədi və bir gecə ona dedi: "Dokuz aylıq bir şüşə özünü daşımalıdır!" Bu, onların öhdəliyini və öhdəliyini, işə tolerantlıq göstərməyən və tərk etməli olanlar arasındakı fərqdir! Carb və Bella eyni maddədir. Cinn və Anasın cinləri narahat oldu: imam Hüseyn öz nəfsini necə qəbul etdi? Və Allahın cavabına cavab bəli. Ona bir zərbə vurmaq üçün əllərindən uzaqlaşırlar: başqalarını bilmək üçün və heç kim Allahı Allaha cavab verməyəcək. Və əgər bunu gözardı etsəm. Şeytanların, xüsusilə də böyük şeytanın (İblisi) hüznü bu mövzuda üzür? İki növ tarix boyunca şərh edilmişdir. Bəziləri deyirlər ki, Şeytan Allahın yaxşı xidmətçisi idi və uzun illər ərzində Ona ibadət etdi. Allah Adəm yaratdıqda və onlardan öncə qoyduqda, Ona səcdə etdi. Hər kəs səcdədi, lakin İblis Allahın gözündən düşəcəyini düşündü! Demək olar ki, Adəm ondan daha yaxşı bir varlıq yaratmışdır və Allah onu daha çox sevir. Allahın məhəbbətini itirməyin qorxusu və yeni bir sevgi rəqibi olan Adəmə itaət etmədi! O dedi: "Mən sənin kimi bir tanrıya səcdə edirəm, səndən daha az səcdə etməyə haqq qazandırmıram". Şeytanın qısqanclığı və ya lənətlənməsi Allah üçün müsbət baxışıdır. Və sevgilisini bir-biri ilə paylaşmaq istəmir. Satanistlər bu baxımdan qayğısına qalırlar və ona inanmırlar deyə düşünmürlər, amma onlar Allahın məhəbbəti ilə doludur. Buna görə də, onlar Şeytana ibadətin üstün bir ibadət və ya daha yüksək sevgisi hesab edirlər. Eyni məhəbbət və qəzəb Allahdan uzaqlaşdı. Şeytan dedi: "Mən səndən uzaqlaşıram!" Ancaq sevgimdə kimsəni bölüşməyin. Ona görə də dünya, bütün qeyri-adi əxlaqsızlıqları ilə heç vaxt təhdid olunmayıb. İlahi peyğəmbər olan ikinci qrup, Allahdan alıntılar. Bu Şeytanın Allah üçün deyil, Özü üçün olan sevgisi. Yəni deyirlər: "Şeytan dedi:" Mən oddan oldum! " İddianamandan sonra ona səcdə etməməlisən. Buna görə də onun razılığının səbəbi onun böyük burnu və ya hətta burunudur. Buna görə də, Allah da lə'nət etdi, özünü qapıdan çıxartdı və dedi: "Siz artıq bir mələk və ya köhnə qulluqçunuz deyiləm və mən sənin kimi olmanı istəmirəm. Əvvəlki anasından, Nassauddan və ya qeyri-məhəbbət dünyasından hər kəsin çıxarılması. Şeytan onu yalnız bir dəfə gördü. O, bir sıra xidmət və ibadət üçün Allahdan ona bir nömrə vermək üçün vaxt verməsini istədi! Və Allah qəbul etdi. Sonra Adəmə dedi: "Allahınız Nityma deyil?" Hər kəs bəli dedi. Şeytanlar bu cavabdan qəzəbləndi. Onlar uğurlar dedilər! Bütün bunlar qəbul edildi. Bu daş Bella tərəfindən yaradılmışdı və şeytanlar onu adi insanlara atdılar. Adam əvvəlcə fikirləşdi: əgər bəli deyirsə, hamısı işləyir. Və bütün ilahi xeyir-duaları istifadə edir və əbədi cənnətdə qalır. Bella daş isə bir-birinin ardınca göndərildi. Və ilk dəfə, Adəm sabit səs göstərmədi! Allah onu cənnətdən uzaqlaşdırdı. Ancaq Adəmin bir çox irsi və nəslindən olan tayfalar var idi. Bunlar Allahın peyğəmbəri, əvvəldəndir. Onlar qan tökülməsinə qarşı müqavimət göstərdilər. Ancaq bir ssenaridə bütün fəlakətlər bir yerə yığılmış və Carbela adına yazılmışdır. Kərbəlanın qəhrəmanı Hüseyn bunu edə bildi.

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی