اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

دلالی همان بازاریابی است!

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

برخی ساده لوح ها به دلالی حمله می کنند! و آن را بد می دانند ولی، از بازار یابی پشتیبانی می کنند و آن را لازم میدانند. در حالیکه دلالی همان بازار یابی است!  چون هر کالایی که به دست مشتری نرسد، به دلال نیاز دارد. اما گاهی اسم های جدید ما را غافل می کند! در اقتصاد اولیه که به اقتصاد: کالی به کالی هم معروف هست، هرکس کالای خود را با دیگری مبادله می کرد. لذا از تولید به مصرف واقعی وجود داشت. اما پیشرفت بشری باعث شد: تا بین تولید کنندگان ومصرف کنندگان، فاصله بیافتد  و هم اینکه: نیاز های مصرف کننده و تولیدات متنوع شود. ولذا فاصله بین این دو را، فروشندگان و یا خریدارن پر کردند. که هر دو به معنی دلالی است. یعنی خریدار عمده فقط برای مصرف خود نمی خرید، قروشنده هم فقط برای خود نمی فروخت. با اختراع پول، یک واسطه یا دلال دیگر، یه نام موسسات پولی و بانکی اضافه شد. می گویند بانک به معنی نیمکت است. نزولخواران و پول سازان و سفته بازان، روی نیمکت می نشستند و: مردم برای گرفتن پول پیش آنها می رفتند. کم کم تبدیل به باجه شد. اکنون برای خود حکومتی جهانی دارد. در این موقع تولید کننده، و مصرف کننده  فقط  پولمی شناختند. لذا واسطه مصرف کننده وتولید کننده  آشنایی و دوستی نبود، بلکه فقط پول بود. بعدا گروهی پیدا شدند که مصرف کننده را، به کالای مورد نیاز خود راهنمایی می کردند، که بنام تبلیغاتچی  یا بازاریاب معروف شدند.  اکنون طوری واسطه ها زیاد شده اند، که مصرف کننده در آمریکا، می تواند کالای تولیدی یک چینی، یا فرانسوی را بخرد. اما این توسعه، هزینه هایی هم داشته است: برخی ها این هزینه را تا 95درصد هم دانسته اند. یعنی سنگ ساختمانی را اگر در نظر بگریم، مواد اولیه آن رایگان است! هزینه های برش و صیقل دادن آن را، اگر جزو هزینه تولید بدانیم، فقط 5درصد قیمت فروش آن در آمریکا است! سنگ چینی سالها وجود داشته ولی، فروش نمی رفته چون بازاریابی نداشته!  چون هزینه بازاریابی(معرفی ، ارسال و فروش آن) بسیار گران بود. اما بازار یاب این را با افزایش قیمت جبران می کند. قیمت ها را بالا می گوید: تا همه هزینه ها پوشش داده شود. ایران بعد از چین، بزرگترین تولیدکننده سنگ است، ولی فروشنده آن نیست! پس: دلالی یا بازاریابی آن ضعیف است . البته برخی دلالی یا بازاریابی را هم، دو قسمت خیر وشر برایش در نظر می گیرند! آنهاییکه دلالی را بد می دانند، درواقع جنبه منفی آن را در نظر می گیرند، و اغلب دید گاه بشر اولیه را دارند. یعنی تولید به مصرف را، بهترین راه می دانند. به زبان امروزی، بازاریاب خوب کسی است که کالا را، به مشتری واقعی برساند. اما بازاریاب بد آن است که کالا را، از سر سفره یک مصرف کننده بردارد، و برای دیگری بفرستد! یا اینکه کالای غیر اساسی ( کالایی که مورد نیاز نیست) را به مردم معرفی و بفروشد. مانند بازاریابی برای: مواد مخدر یا مشروبات و سیگار و..بنابر این حذف واسطه یا دلال، بطور کلی اشتباه است ولی، در مواردی که نیاز به دلالی نیست، طبیعتا قیمت تا 95درصد پایین می اید. بهترین کسانی که میتوانند: با دلال مبارزه کنند خود مصرف کنندگان هستند. قدم رنجه فرمایند به محل تولید بروند و بخرند! وقتی آنها مبارزه نمی کنند، یعنی به این دلالی راضی هستند. البته گاهی هم آنها را مجبور به: راضی بودن می کنند! مثلا نهاوندیان از ابتدای انقلاب اسلامی، وظیفه افزایش نرخ دلار را داشته، و چون دوتابعیتی است، ترس از هیچ کاری هم ندارد! با نفوذ  در میان اصتاف و بازاریها هم،  شوک های دلاری را توجیه می کرده. اخیرا هم که دکتر سیف گفته: افزایش دلار تا قیمت 80هزار ریال، به دستور ایشان بوده است.

The dealership is the same as marketing!

Some naive people attack the box! And they do not know it, but they support marketing and consider it necessary. While the dealership is the same as marketing! Because any item that does not reach the customer needs a dealer. But sometimes it ignores our new names! In the early economics of the economy: Kali is also known as Kali, everybody exchanged merchandise with one another. So: from production to real consumption. But human progress led to a gap between producers and consumers, as well as diversifying consumer and product needs. So they fill the gap between the two, sellers or buyers. Which :means the dealership. That is, the major buyer did not just buy for his own use, the seller did not just sell for himself. With the invention of money, an intermediary or other broker, a name was added to the monetary and banking institutions. They say the bank means a bench. Predatory, money-makers and speculators sat on the bench and: people would go to them to get money. Slowly: turned into a booth. Now it has a global government. At this time, the producer and the consumer only knew money. Therefore, consumer and producer intermediaries were not friends and acquaintances, but only money. Later, a group was found to lead the consumer to the product they needed, known as a brand or a marketer. Now the intermediaries have grown so much that consumers in the United States can buy a Chinese or French product. But this development also has costs: some have considered this cost as high as 95%. If you consider the stone, its raw material is free! Cutting costs and polishing it, if known as a cost of production, is only 5% of its sales price in the US! Chinese stone has existed for years, but it's not sold because it has no marketing! Because: the cost of marketing (introducing, sending and selling) was very expensive. But the market maker compensates for this by increasing the price. The prices are high: all costs are covered. Iran is the largest producer of stones after China, but the seller is not! So: The dealership or marketing is weak. Of course, some dealership or marketing will take two parts for it! Those who consider the dealings to be bad, in fact, consider their negative aspects, and often have an early view of the human mind. That means producing to use, the best way. In today's language, a good marketer is who can bring the product to a real customer. But the bad marketer is to take the goods out of the consumer's desk and send it to another! Or introduce or sell non-essential goods (goods that are not needed) to people. Like: marketing for: Drugs, Drinks, Smoking, etc. It is generally wrong to remove mediators or brokers, but in cases where there is no need for a deal, the price is naturally lowered by up to 95%. The best ones are: consumers are fighting with the dealers. Step back to the place of production and buy! When they do not fight, they are happy with this deal. Of course, they are sometimes forced to: be happy! For example, since the beginning of the Islamic Revolution, the Nahavandians have been tasked with raising the dollar rate, and because of two nationalities, they are not afraid of anything! Influenced among the refinements and markets, it also justified dollar shocks. Recently, Dr. Saif said that the dollar has risen to 80,000 Rials, according to his orders.

الوکیل هو نفسه التسویق!

بعض الناس السذج یهاجمون الصندوق! وهم لا یعرفون ذلک ، لکنهم یدعمون التسویق ویرون أنه ضروری. فی حین أن البیع هو نفسه التسویق! لأن أی عنصر لا یصل إلى العمیل یحتاج إلى تاجر. لکن فی بعض الأحیان یتجاهل أسمائنا الجدیدة! فی الاقتصاد المبکر للاقتصاد: کالی معروف أیضا باسم کالی ، الجمیع تبادل البضائع مع بعضهم البعض. لذلک من الإنتاج إلى الاستهلاک الحقیقی. لکن التقدم البشری أدى إلى فجوة بین المنتجین والمستهلکین ، وکذلک تنویع احتیاجات المستهلک والمنتج. لذلک یملأون الفجوة بین الاثنین ، البائعین أو المشترین. وهو ما یعنی بیع. وهذا یعنی أن المشتری الرئیسی لم یشتر فقط لاستخدامه الخاص ، ولم یکتف البائع بالبیع لنفسه. مع اختراع المال ، وسیط أو وسیط آخر ، تم إضافة اسم إلى المؤسسات النقدیة والمصرفیة. یقولون أن البنک یعنی مقعد. وقد جلس على مقاعد البدلاء المفکرین وصانعی الأموال والمضاربین: وسیذهب الناس إلیهم للحصول على المال. تحولت ببطء إلى کشک. الآن لدیها حکومة عالمیة. فی هذا الوقت ، کان المنتج والمستهلک یعرفان المال فقط. ولذلک ، فإن وسطاء المستهلکین والمنتجین لم یکونوا أصدقاء ومعارف ، بل کانوا فقط من المال. فی وقت لاحق ، تم العثور على مجموعة لقیادة المستهلک إلى المنتج الذی یحتاجونه ، والمعروفة باسم العلامة التجاریة أو المسوق. لقد نما الوسطاء الآن لدرجة أن المستهلکین فی الولایات المتحدة یمکنهم شراء منتج صینی أو فرنسی. لکن هذا التطویر له أیضاً تکالیف: فقد اعتبر البعض أن هذه التکلفة تصل إلى 95٪. إذا کنت تفکر فی الحجر ، فإن المواد الخام مجانیة! تکالیف القطع وتلمیعها ، إذا ما عرفت بتکلفة الإنتاج ، هی 5٪ فقط من سعر مبیعاتها فی الولایات المتحدة! الحجر الصینی موجود منذ سنوات ، لکنه لا یباع لأنه لا یوجد لدیه تسویق! لأن تکلفة التسویق (تقدیم ، إرسال وبیع) کانت مکلفة للغایة. لکن صانع السوق یعوض عن ذلک بزیادة السعر. الأسعار مرتفعة: یتم تغطیة جمیع التکالیف. إیران هی أکبر منتج للحجارة بعد الصین ، لکن البائع لیس کذلک! لذلک: البیع أو التسویق ضعیف. بالطبع ، سوف یستغرق بعض التجار أو التسویق جزءین لذلک! فی الواقع ، یعتبر أولئک الذین یعتبرون التعاملات سیئة ، جوانبهم السلبیة ، وغالبا ما یکون لدیهم نظرة مبکرة للعقل البشری. وهذا یعنی إنتاج لاستخدام ، أفضل طریقة. فی لغة الیوم ، المسوق الجید هو الذی یمکنه جلب المنتج إلى عمیل حقیقی. لکن المسوق السیئ هو إخراج البضائع من مکتب المستهلک وإرسالها إلى آخر! أو تقدیم أو بیع السلع غیر الضروریة (البضائع التی لا توجد حاجة إلیها) للناس. مثل التسویق لـ: الأدویة ، المشروبات ، التدخین ، إلخ. من الخطأ بشکل عام إزالة الوسطاء أو الوسطاء ، ولکن فی الحالات التی لا تکون هناک حاجة إلى صفقة ، یتم تخفیض السعر بشکل طبیعی بنسبة تصل إلى 95٪. أفضلها هی: المستهلکون یقاتلون مع التجار. العودة إلى مکان الإنتاج وشراء! عندما لا یقاتلون ، فإنهم سعداء بهذه الصفقة. بالطبع ، یضطرون أحیانًا إلى: أن یکونوا سعداء! على سبیل المثال ، منذ بدایة الثورة الإسلامیة ، تم تکلیف الناهواندیین برفع سعر الدولار ، وبسبب جنسیتین ، لا یخافون من أی شیء! وتأثرت بین التحسینات والأسواق ، کما بررت صدمات الدولار. فی الآونة الأخیرة ، قال الدکتور سیف أن الدولار قد ارتفع إلى 80،000 ریال ، وفقا لأوامره.

Bayilik marketinq kimi eyni!

Bəzi naif uşaqlar qutuya hücum edir! Onlar bunu bilmirlər, lakin marketinqi dəstəkləyirlər və zəruri hesab edirlər. Bayilik marketinqlə eyni olsa da! Müştəriyə çatmayan hər hansı bir maddə dilerə ehtiyac duyduğundan. Amma bəzən yeni adlarımızı məhv edir! İqtisadiyyatın erkən iqtisadiyyatında: Kali də Kali kimi tanınır, hər kəs bir-birləri ilə mal mübadiləsi edir. Beləliklə istehsaldan real istehlaka qədər. Ancaq insan irəliləməsi istehsalçı və istehlakçı arasında bir boşluq yaratdı, eləcə də istehlakçı və məhsul ehtiyaclarını diversifikasiya etdi. Beləliklə, onlar iki, satanlar və ya alıcılar arasındakı boşluğu doldururlar. Bayilik deməkdir. Yəni əsas alıcı yalnız öz istifadəsi üçün satın almadı, satıcı özü üçün satmadı. Pul, bir vasitəçi və ya başqa bir brokeri ilə pul və bank qurumlarına bir ad əlavə edildi. Bank deyirlər ki, bank bir dəzgah deməkdir. Səhv, pulçu və spekülatörler kürsüyə oturdular və insanlar pul qazanmaq üçün onlara gedərdilər. Yavaş-yavaş bir kabinəyə çevrildi. İndi qlobal bir hökumət var. Hazırda istehsalçı və istehlakçı yalnız pul bilirdi. Buna görə istehlakçı və prodüser vasitəçiləri dost və tanıdıcı deyil, yalnız pul. Daha sonra bir qrup istehlakçıya marka və ya pazarlamacı olaraq bilinən lazım olan məhsula rəhbərlik etmişdi. Artıq vasitəçilər ABŞ-da istehlakçıların Çin və ya Fransız məhsulunu ala biləcəyi qədər böyüdülər. Amma bu inkişaf da xərclərə malikdir: bəziləri bu dəyəri 95% -ə qədər qiymətləndirmişlər. Əgər daş hesab etsəniz, onun xammalı pulsuzdur! Kəsmə xərcləri və cilalama, istehsal xərci kimi tanınsa, ABŞ-da satış qiymətinin yalnız 5% -i! Çin daşları illərdir var idi, amma satılan deyil, çünki marketinq yoxdur! Çünki marketinq xərcləri (təqdim etmək, göndərmək və satmaq) çox bahalı idi. Bazar istehsalçısı qiyməti artıraraq bunu ödəyir. Qiymətlər yüksəkdir: bütün xərclər əhatə olunur. İran Çindən sonra ən böyük daş istehsalçısıdır, lakin satıcı deyil! Beləliklə: diler və ya marketinq zəifdir. Əlbəttə ki, bəzi diler və ya marketinq bu iki hissədən ibarətdir! Müqavilənin pis olduğunu düşünənlər əslində onların mənfi tərəflərini düşünürlər və tez-tez insan ağlımı haqqında ilk baxışları var. Yəni, ən yaxşı şəkildə istifadə etmək deməkdir. Bugünkü dilində məhsulu real müştəriyə təqdim edən yaxşı bir pazarlamacıdır. Ancaq pis marketoluşu istehlakçı masasının üzərindən mal almaq və başqa birinə göndərməkdir! Və ya qeyri-əsas malların (lazım olmayan malların) insanlara təqdim edilməsi və satması. Marketinq kimi: Narkotiklər, İçkilər, Siqaret və s. Həmçinin vasitəçiləri və ya vasitəçiləri aradan qaldırmaq səhvdir, lakin müqaviləyə ehtiyac olmadığı hallarda qiymət təbii olaraq 95% -ə endirilir. Ən yaxşıları isə istehlakçılar dilerlərlə mübarizə aparır. İstehsal etdiyiniz yerə geri qayıdın və satın alın! Mübarizə etmədikləri zaman bu razılaşmanın xoşbəxtliyini yaşayırlar. Əlbəttə ki, bəzən məcbur edilir: xoşbəxt olmaq! Misal üçün, İslam İnqilabının başlanğıcından bəri Nahavandalılara dollar məzənnəsinin yüksəldilməsi vəzifəsi verildi və iki millətdən ötəri bir şeydən qorxmurdular! Həlllər və bazarlar arasında təsirlənən, dollar zərbələrinə də haqq qazandı. Son zamanlar Dr. Saif, əmrlərinə görə dollar 80 minə çatdığını söylədi.

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی