اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

چگونه یاد خدا، موجب آرامش است؟

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۵۰ ب.ظ | ۰ نظر


کیف یتم تذکیر الله بالهدوء؟

لقد خلق عالم الغرب عالماً فظیعاً بأیدیهم ، وهو ، بخلاف الذهان أو عبادة الشخصیة ، لیس نتیجة لآخر. کل ذلک بسبب حقیقة أنه قد أزال الحقیقة العظیمة للعالم ، الله ، من الحیاة. لذلک بدلاً من الاسترخاء ، فهو یعیش فی خطر دائمًا. لا شیء مؤکد له ، ولا شیء متوقع. الأمل فی مستقبل الفرد والحیاة الاجتماعیة ، أی الحیاة فی المثل العلیا ، وهذا أبعد ما یکون عن الواقع! هذه هی الحیاة فقط هذه اللحظة ، ولم تعد کذلک. کم هم کبیر أم لا! هذه هی القضیة. استغرق الأمر سنوات عدیدة لهذا الرجل أن یأتی فی طلیعة جهل الله. لکن فی ظل الإحصاءات والریاضیات! لأنه إذا فعل ذلک ، فإنه سیعارض معاهدته مع واقع العالم! والحواس البشریة. أو یجب أن یکون مثالیاً: وبصرف النظر عن الحواس الخمس ، فإنه یثق أیضاً فی حالات المعرفة الأخرى ، أو إذا کان مجرد حواسنا ، فإن المستقبل الذی لم یأت لیس معقولاً. ویجب أن لا تتحدث عن ذلک. لأنه لم یأت أحد إلى المستقبل للإبلاغ عنه. بالطبع ، لا یهتم المشرعون بهذا: فلسفة حیاکة الغرب ، یفکرون فی المستقبل! ولدیهم خطط لمائة عام أخرى. الغربیون المادیون ، ولیس لتکون بالحرج. ولا تنزل من وجهة نظرهم العلمیة الخاصة. تم تسمیتها: الخطة والخطة تفکران: أشیاء لم تصل بعد إلى النهایة ، وقد لا تکون صحیحة. کان هذا خطأ کل الفلاسفة: من سارتر إلى نیتشه وهیجیل ومارکس وغیرهم ، نسوا شیئًا واحدًا ، وهذا هو وحدة تفکیرهم. الآن علینا أن نبحث عن عالم جدید ، لا ینتهی أبدا ، وهذه هی نفس النظریة الدینیة. یقول الدین: الإنسان هو فی الواقع نفس المستقبل! یجب التضحیة بالجمیع من أجل الماضی والحاضر. یجب أن نترک المرح الفوری ، ونفکر فی ملذات الثابت. المتعة اللطیفة مثل: الأکل والشرب والغرائز الحیوانیة الأخرى ، فقط إلى فم الفم هی المتعة. عندما نأکل ، لا نرى أی شیء مهم! ویجب تحدی جسمنا لساعات لهضمها. جمیع الملذات لحظة هی لحظة حقا: شرب الماء حتى العطش التالی هو مجرد مستمرة. لکن الملذات المستقبلیة ، التی یتم الوعد بها ، دائمة ، والبشر غیر متعبین من أن یکونوا متجانسین أو کبیراً. لذلک ، لدیها مفهوم الاستثمار: عن طریق تمریر الملذات من الحاضر ، سنحقق المتعة فی المستقبل. فی المحاسبة ، یقال: "إذا اشتریت دولارًا واحدًا للآیس کریم أو الخبز ، فسیتم استهلاک الساعة نفسها!" ولکن إذا استثمرناها ، فسیکون ذلک أکثر ویمکننا أن نحصل على الخبز إلى الأبد. من هنا ، یشعر البشر بالهدوء. کما قال الله فی القرآن أننا سنجد السلام مع الله ، لأننا نأمل فی المستقبل. لا یوجد على الإطلاق أی خطر فی الإسلام للأمل فی المستقبل. کل شیء هو نظام کل شیء فی المکان. عندما نعتبر الله مشرفنا ، نحن أکثر نشاطًا و: نحن نعلم أن وظیفتنا قد دمرت ، أو لم تخفض. فی الإدارة ، کل من النقاش النفسی: زیادة الإنتاجیة أمر مهم. أول مرة أراد علم النفس معرفة تأثیر الضوء على کفاءة العمال. فی البدایة ، نجد أنه مع نمو الضوء ، تنخفض کفاءة الموظفین! ولکن بعد ذلک تضیء ، کفاءة عالیة جدا! وخلصوا: "العمال ، لأنهم کانوا یعرفون: تحت المراقبة ، لقد عملوا أکثر وأفضل!" لم یکن لها علاقة بالضوء والضوء. کما هو نفسه لتذکر الله ، إذا کان أی شخص یعرف الله یراه ، وعقله هو مریح و: لا توجد مشکلة سوف یمنعه من الاستمرار. خاصة فی الشیعة ، والتی یقال: کل أسبوعین ، یتم إرسال قضیتنا إلى الإمام.


چگونه یاد خدا، موجب آرامش است؟

دنیای غرب به دست خود، دنیای وحشتناکی را درست کرده، که جز روانپریشی یا کیش شخصیت، حاصل دیگری ندارد. همه آن هم بخاطر این است که بزرگترین حقیقت دنیا، یعنی خدا را، از زندگی حذف کرده است. لذا بجای آرامش، همیشه در خطر زندگی می کند. هیچ چیز برای او قطعیت ندارد، و هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. امید به آینده زندگی فردی و اجتماعی، یعنی زندگی در ایدئال ها و یعنی: دور از واقعیت ها! این است که زندگی فقط همین لحظه است، و دیگر هیچ. به گفته بزرگ آنان بودن یا نبودن! مسئله این است. سال ها طول کشید تا این بشر از خدا بی خبر، کورسویی به آینده پیدا کرد. ولی در سایه آمار و ریاضیات! زیرا که اگر غیر از این بود، مخالف پیمان او با واقعیت جهان! و محسوسات بشری است. یا باید ایدئالیست بود و: غیر از حواس پنجگانه به موارد شناخت دیگری هم اعتماد داشت، یا اگر فقط حواس ما باشد، آینده که نیامده، قابل حس نیست. و نباید در باره آن صحبت کرد. زیرا کسی هنوز به آینده نرفته، که از آنجا خبر بیاورد. البته شرقی ها بی خیال این: فلسفه بافی غربی ها، به آینده هم فکر می کنند! و برای صد سال دیگر هم برنامه دارند. غربیهای ماده گرا، برای اینکه خجالت نکشند. و از دید علمی خودشان، پایین نیایند. اسمش را گذاشتند: طرح و برنامه یعنی فکر کردن در مورد: چیزهایی که هنوز به واقعیت نیامده، و ممکن است به واقعیت نبدیل شود. این غلط کردن همه فیلسوفان بود: از سارتر گرفته تا نیچه  هگل و مارکس و دیگران، آنها یک چیز را فراموش کردند و آن، یکپارچه بودن فکری خودشان است. حالا باید دنبال دنیای جدیدی باشیم، که هیچگاه تمام شدنی نیست، و این همان نظریه مذهب است. دین می گوید: بشر در واقع همان آینده است! گذشته و حال همه باید فدای آن شود. ما باید لذت های فوری و فوتی را ترک کنیم، و به فکر لذت های دائمی باشیم. لذت ناپایدار مانند: خوردن و آشامیدن و دیگر غرایز حیوانی بشر، فقط تا لب دهان لذت است. وقتی خورده شد می بینیم چیز مهمی نبوده! و باید ساعتها برای هضم آن، بدن ما دچار چالش شود. همه لذت های آنی، واقعا آنی هستند: نوشیدن آب تا تشنگی بعدی فقط ادامه دارد. اما لذت های آینده، که قول آن داده شده، همیشگی است و: انسان از یکنواختی یا زیاد بودن آنها، خسته نمی شود. لذا مفهوم سرمایه گذاری دارد: یعنی با گذشت کردن از لذت های فعلی، به لذت های آینده دست پیدا می کنیم. در حسابداری گفته می شود: اگر یک دلار خود را بستنی یا نان بخریم، همان ساعت مصرف می شود! ولی اگر آن را سرمایه گذاری کنیم، بیشتر می شود و در ابنده ممکن است: برای همیشه نان داشته باشیم. از این جهت انسان، احساس ارامش می کند. خداوند در قران هم گفته که: با ذکر خدا آرامش می یابیم، زیرا که به آینده امیدوار می شویم. در اسلام برای امیدواری به اینده، اصلا ریسکی وجود ندارد. همه چیز نظام دارد، هرچیزی جای خودش است. وقتی ما خدا را ناظر خود بدانیم، فعالتر عمل می کنیم و: میدانیم کارکرد ما نابود، یا کاهش نمی یابد. در مدیریت هم بحث روانی: افزایش بهره وری مهم است. اولین بار روانشناسی می خواست: ببیند تاثیر نور در کارایی کارگران چیست. همان ابتدا دریافت که: با افزایش نور، کارایی کارکنان بالامی رود! ولی بعد نور را هم کم کرد، باز کارایی بالا بود! به این نتیجه رسیدند که: کارگران چون میدانستند: زیر نظر هستند بیشتر و بهتر کار می کردند! ربطی به نور و روشنایی هم نداشت. یاد خدا هم همینطور است، اگر کسی بداند که خدا او را می بیند، خیالش راحت می شود و: هیچ مشکلی او را از ادامه راه، بر نمی گرداند. بخصوص در شیعه که گفته می شود: در هر هفته دو روز، پرونده ما برای امام زمان ارسال می شود.

How is God's reminder calm?

The world of the West has created a terrible world in its own hands, which, apart from psychosis or the cult of personality, is not the result of another. All because of the fact that he has eliminated the great truth of the world, God, from life. So instead of relaxing, it always lives in danger. Nothing is certain to him, and nothing is foreseeable. Hope for the future of individual and social life, that is, life in ideals, that is, far from reality! This is life just this moment, and no longer. How big they are or not! This is the issue. It took many years for this man to come to the forefront of God's ignorance. But in the shadow of statistics and mathematics! Because if he did, he would oppose his treaty with the reality of the world! And human senses. Or it should be idealistic: and apart from the five senses, it also trusted other cases of knowledge, or if it was just our senses, the future that did not come is not sensible. And you should not talk about it. Because: nobody has yet come to the future to report it. Of course, the Orientals do not care about this: the philosophy of knitting the West, they think about the future! And they have plans for another hundred years. Materialistic Westerns, not to be embarrassed. And do not go down from their own scientific point of view. Named her: the plan and the plan are thinking about: things that have not yet come to the end, and may not be true. This was the mistake of all the philosophers: from Sartre to Nietzsche, Hegel, Marx and others, they forgot one thing, and that is the unity of their own thinking. Now we have to seek a new world, which is never completely over, and this is the same theory of religion. Religion says: Human is in fact the same future! Everybody must be sacrificed for the past and the present. We must leave the immediate fun, and think of the pleasures of the constant. Smooth pleasure like: eating and drinking and other animal instincts, just to the mouth of the mouth is pleasure. When we eat, we see nothing important! And our body must be challenged for hours to digest it. All the instant pleasures are really instant: drinking water until the next thirst is just going on. But future pleasures, which are promised, are permanent, and humans are not tired of being uniform or large. Therefore, it has the concept of investment: by passing on the pleasures of the present, we will achieve future pleasures. In accounting, it's said: "If you buy one dollar for ice cream or bread, the same hour is consumed!" But if we invest it, it will be more and we can have bread forever. Hence, humans feel calm. God also said in the Qur'an that we will find peace with God, because we will hope for the future. There is absolutely no risk in Islam for hope for the future. Everything is system-everything is in place. When we consider God as our supervisor, we are more active and: We know that our function is destroyed, or not reduced. In management, both psychological discussion: Increasing productivity is important. The first time psychology wanted to see what the effect of light on workers' efficiency was. At first, we find that, as the light grows, the efficiency of the staff goes down! But then light down, too high efficiency! They concluded: "The workers, because they knew: under the watch, they worked more and better! It had nothing to do with light and light. It is also the same for remembrance of God, if anyone knows God sees him, his mind is comfortable and: no problem will keep him from going on. Especially in Shi'a, which: is said: every two weeks, our case is sent to Imam.

Allah istirahət nəzərdə tutulur?

psikoz və ya şəxsiyyət dini, başqa heç bir nəticə başqa öz əlləri, kimi dəətli dünyaya West. həqiqət, yəni Allahın dünya, həyat çıxarılır çünki bütün. Belə ki, əvəzinə sülh təhlükə yaşayır həmişə. Heç bir şey onun üçün müəyyən, və heç bir şey proqnozlaşdırılan edir. gələcək sosial və şəxsi həyat üçün ümid, ideal həyat və uzaq reallıq deməkdir! həyat yalnız eyni an, və başqa bir şey deyil. və ya onlar böyük görə! Bu, yalnız var. Gələcəkdə işığı tapa Allah bu adam bilmək il davam etdi. Amma statistika və riyaziyyat işığında! başqa dünya reallıq ilə ittifaq qarşı edilmişdir, çünki! Və insan hissləri. Və bu barədə danışdıq deyil. Kimsə hələ gəlməyib, çünki burada var. Əlbəttə ki, bu qayğısız East: Western fəlsəfələrinin, gələcək edirəm! Və yüz il planlaşdırırıq. Qərblilər materialist ki, utanmaq deyil. Və öz baxımından aşağı minmir. onun adını aldı: doğru deyil və reallıq çevrilə bilər şeylər haqqında düşünür deməkdir planlaşdırılması. Bu yanlış idi, Nietzsche, Hegel və Marks və başqaları Sartr bütün filosoflar, onlar bir şey unutmaq və onların intellektual inteqrasiya edir. İndi biz tükənən heç vaxt yeni bir dünya üçün baxmaq, və din eyni nəzəriyyəsi. Dean gələcəkdə adam deyir! Keçmiş və indiki bunun üçün qurban olmalıdır. Biz ani əyləncə və ayaq tərk, və zövq qalıcı olması üçün edirəm. Yalnız dodaqlar ağız zövq kimi, yemək və içməli və digər insan heyvan instinktlərdən kimi, qeyri-sabit belə malikdirlər. biz görəndə əhəmiyyətli bir şey yemiş deyil! Və həzm saat, bizim bədən etiraz edir. Annie Bütün fun, Annie, həqiqətən, yalnız növbəti gedir susuzluq içməli olunur. Lakin vəd, daimi və Man vahid və ya onların əksəriyyəti kimi gələcək zövqlərə, cansıxıcı olmayacaq. investisiya anlayışı: zövq bir cari keçməsi ilə, zövq biz gələcəkdə tapmaq. mühasibat dedi: dondurma və ya çörək almaq üçün dollar, eyni zamanda istehlak edin! daha və Abndh mümkün investisiya olsa həmişə çörək var. Bu baxımdan sakit insan mənada. Allah gələcək üçün ümidli, çünki Allah, özümüzü sülh qeyd Quran bildirib. İslamda gələcəkdə iman, heç bir risk yoxdur. Bütün bunlar, hər şey öz yeri var. Zaman biz nəzarətçi kimi Allah bilir, və biz daha fəal olacaq: biz bilirik iş məhv və ya azaltmaq deyil. ruhi idarə müzakirə: məhsuldarlığın artmasına vacibdir. Psixoloji ilk istəyirdi: işçi performans işıq təsiri nə görmək. çox yuxarıda göstərilən işçilərin artması yüngül səmərəliliyinin ilə başlayan! Amma işıq çox aşağı idi, yüksək performans idi! işçi bilirdi ki, başa çatıb: aşağıdakı şərh daha yaxşı hazırlanır! işıq ilə heç bir əlaqəsi yox idi. həftədə iki gün bizim qeydlər İmam açılır: Xüsusilə şiə olduğu ifadə edildi.

上帝的提醒如何冷静?

西方世界已经在自己手中创造了一个可怕的世界,除了精神病或性格崇拜之外,它不是另一个世界的结果。所有这一切都是因为他已经从生活中消除了世界的伟大真理 - 上帝。所以不是放松,而是总是处于危险之中。没有什么是肯定的,没有什么是可以预见的。希望个人和社会生活的未来,就是理想中的人生,也就是远非现实!这就是这一刻的生活,不再是。他们有多大或没有!这是问题。这个人花了很多年才走到上帝无知的最前沿。但在统计和数学的阴影下!因为如果他这样做了,他会反对他与世界现实的条约!和人类的感觉。或者它应该是理想主义的:除了五感之外,它还相信其他的知识案例,或者如果它只是我们的感官,未来的未来并不明智。你不应该谈论它。因为还没有人来未来报告它。当然,东方人并不关心:编织西方的哲学,他们思考未来!而且他们还有另一个百年的计划。唯物主义的西部片,不要尴尬。不要从自己的科学观点出发。给她起名字:计划和计划正在考虑:还没有结束的事情,可能并非如此。这是所有哲学家的错误:从萨特到尼采,黑格尔,马克思等人,他们忘了一件事,那就是他们自己思想的统一。现在我们必须寻找一个永不完全结束的新世界,这就是同样的宗教理论。宗教说:人类其实是一样的未来!每个人都必须牺牲过去和现在。我们必须离开眼前的乐趣,并且想到恒久的乐趣。平滑的快乐就像:吃喝等动物本能,只是口中的快乐而已。当我们吃东西时,我们看不到什么重要的我们的身体必须接受几个小时的消化才能消化。所有的瞬间快乐都是瞬间的:饮用水,直到下一次的渴望才刚刚开始。但是,未来的快乐是永久的,人类不会厌倦统一或大的。因此,它有投资的概念:通过传递现在的乐趣,我们将实现未来的乐趣。在会计方面,有人说:“如果你为冰淇淋或面包购买一美元,那么同样的一小时消耗!”但如果我们投资它,它会更多,我们可以永远拥有面包。因此,人类感到平静。上帝也在古兰经中说过我们会与上帝和平,因为我们会对未来抱有希望。对于未来的希望,伊斯兰教完全没有风险。一切都是系统 - 一切都已到位。当我们认为上帝是我们的主管时,我们更积极主动,并且:我们知道我们的功能被破坏了,或者没有减少。在管理方面,无论是心理上的讨论:提高生产率都很重要。第一次心理学想看看光对工作效率的影响是什么。起初,我们发现,随着光线的增长,工作人员的工作效率降低了!但是,然后降低,效率太高!他们得出结论:“工人们,因为他们知道:在手表下,他们工作得越来越好!它与光和光无关。纪念上帝也是一样的,如果有人知道上帝认为他,他的思想是舒适的,并且没有问题会阻止他继续下去。特别是在什叶派,据说:每两周,我们的案件被送到伊玛目。

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی