اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

رهایی از استبداد فقط: با اخلاق

سید احمد حسینی ماهینی | چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر


التحریر من الطغیان فقط: مع الأخلاق

على عکس ما یقولونه: السیاسة والأخلاق لیست مزدحمة! فهی غیر قابلة للانفصال ، وکل منها یفصل بینها ، ویعرف ما یعرفه ، ویعتزم فقط إهانة أو الانتقام ، أو یرید تنفیذ الطغیان. لأنه ، کما رأینا ، یتم ضمان حریة الجمیع فقط من خلال الأخلاق. إذا لم یکن لدى أی شخص أخلاقیات ونزاهة ، فإنه یوسّع خصوصیته ویدخل خصوصیة الآخرین. بعض الناس البسطاء یقولون: إذا کانت المراقبة قانونیة ، فإن الخصوصیة تحظى بالاحترام ، لکن المشکلة هنا هی: یجب أن یکون المراقبون معنویین أخلاقیا! وهم یضغطون من أجل ذلک: یحصلون على المضربین. ربما نقول أننا نلاحظها أیضًا. لکن المشکلة لا تزال قائمة. وقال البعض أیضا أن الضمیر یمکن أن یحل محل الأخلاق. على سبیل المثال ، ملک مستبد ، لإیذاء الناس من الضمیر! مما یدل على أنه لا یوجد ضمیر متبقی یمکن أن یکون فعالاً. لذلک ، فإن الطریقة الوحیدة لمراقبة حریة الحریة هی أن تکون أخلاقیات کل الناس. عندما تفشل الأخلاق ، یبدأ الاستبداد وعدم احترام الخصوصیة. لقد ثبت الآن أن الرجل یجب أن یدیر أولا إدارة الآخرین. وهذا هو المبدأ الأخلاقی الأول ، أی تحسین الذات. من الضروری للنمو الذاتی: أن یکون لدیک معرفة کافیة بنفسه. فی ثلاثة أماکن ، یمکن للمرء أن یدرک نفسه: فی وقت من الأوقات ، یتذکر الموت ، لأنه یشعر فجأة: کل شیء قد انتهى. والثانی هو عندما تقول الشعر أو التخیلات الهادف. ثالثًا ، مساعدة الآخرین ، لأنهم یدرکون: ما هی القدرات؟ نظریًا ، الأخلاق هی مجموعة وظیفیة لأی شخص أو منظمة: إنها منظمة تشکل شخصیتها. وقد توصل التسویق فی الآونة الأخیرة إلى استنتاج مفاده أن: الأشخاص الذین یتمتعون بالأخلاق أکثر نجاحًا فی جذب العملاء. وقال نبی الإسلام أیضا أن الأخلاق الحمیدة سوف تزید من الیوم. حتى الأشخاص المعادین للأخلاق وغیر الأخلاقیة ، عندما یریدون شراء شیء ما ، یذهبون إلى المتجر الذی یعتبر الباعة أکثر أخلاقیة من الناحیة الأخلاقیة. هذا هو الفرق الأساسی بین الأخلاق الإسلامیة والأخلاق الغربیة. فی الغرب ، من أجل جذب الزبائن ، یقومون بتطویر المبادئ الأخلاقیة ومراقبتها. فی الإسلام ، یقود الله البشریة إلى الأخلاق. الفرق بین الاثنین واضح جدا: العمود الفقری للأخلاق فی الغرب هو موجه نحو الزبون ویکسب المزید من الأرباح. لذا ، إذا کانت هناک طرق أخرى لکسب المزید من الأرباح ، فإن الأخلاق یتم نسیانها بسرعة. فی الصفقات المحرمة ، مثل: سرقة المخدرات والاتجار بها والاتجار بها ، لا توجد حاجة إلى الأخلاق! من هنا ، ستستجیب معاداة الأخلاق بشکل أفضل: فقتل بعضها البعض والأکاذیب والخیانة ، أجوبة أفضل من الحقیقة والصدق. ولهذا السبب ، فإن الغرب أو الغربیین الذین یفصلون الأخلاق عن السیاسة ، ویریدون أن یکون الدین منفصلاً عن السیاسة ، هو السبب فی أنهم یریدون: الدخول فی معاملات حرام. فی الوقت الحالی ، تقول إحصاءات التجارة العالمیة أیضًا أن الغربیین غیر الأخلاقیین تمکنوا من تسجیل بیع المخدرات ، والاتجار بالأسلحة والتجارة: الأعضاء البشریة. لکن أولئک الذین یریدون: لدیهم تجارة مشروعة ، فإنهم عادة یقبلون الأخلاق بدون الله! لأنهم یخافون من السخریة. لذلک ، یتم التعبیر عن جمیع القواعد الأخلاقیة للأنبیاء والأئمة دون تسمیة لهم! وعادة ما یتم تسجیلهم باسمهم فی هذه الظروف. مثل بیتر دراکر ، الذی هو کل شیء: الاقتباسات والأحادیث الشهیرة من نوح البلاغة ونهج الفاشة ، ولکن ترجمتها وتسجیلها باسمه. وهذا الفجور والانتحال هو نتیجة عدم التصدیق ، أو تغطیة الحقیقة الرئیسیة لله. وهذا یثبت أن الأخلاق بدون الله هی مثل الأخلاق والسیاسة.

رهایی از استبداد فقط: با اخلاق

برخلاف آنکه می گویند: سیاست و اخلاق جمع شدنی نیستند! بلکه از هم جداشدنی نیستند، و هرکس آنها را جدا می کند، خودش می داند حرف چرتی می زند، و فقط قصد توهین و یا انتقام دارد، یا می خواهد استبداد را اجرا کند.  زیرا همانطور که دیدیم، حریم آزادی هرکسی، فقط با اخلاق تضمین می شود. اگر کسی اخلاق و انصاف نداشته باشد، حریم خود را گسترش داده، وارد حریم دیگران می شود. عده ای ساده اندیش می گویند: اگر نظارت قانونی باشد، حریم رعایت می شود، ولی مشکل در اینجا است که: ناظران باید با اخلاق و انصاف باشند! و الا لابی می زنند و: طرف زور مداران را می گیرند. شاید بگویند که بر آنها هم ناظر می گذاریم. اما مشکل هم چنان باقی است. عده ای هم گفته اند: وجدان میتواند جای اخلاق را بگیرد. مثلا شاه مستبد، از زورگویی به مردم وجدان درد بگیرد! که نشان می دهد: اصلا وجدانی باقی نمانده، که بتواند موثر باشد. بنابر این تنها راه رعایت حریم آزادی، اخلاق مدار بودن همه مردم است. هرجا اخلاق شکست بخورد، استبداد و عدم رعایت حریم آغاز می شود. امروزه ثابت شده که: انسان برای اداره دیگران، ابتدا باید بتواند خود را مدیریت کند. و این اصل اول اخلاق، یعنی خودسازی است. برای خودسازی لازم است: از خود شناخت کافی داشته باشد. در سه جا انسان میتواند خود را بشناسد: یکی موقع یاد آوری مرگ، زیرا ناگهان حس می کند: همه چیز تمام می شود. دوم هنگام شعر گفتن یا خیالبافی های هدفمند. سوم هنگام کمک به دیگران، زیرا متوجه می شود که: چه توانایی هایی دارد. اخلاق از نظر تئوری، مجموعه عملکرد هر شخص یا: سازمان است و شخصیت او را تشکیل می دهد. اخیرا بازاریابی نیز به این نتیجه رسیده که: افراد با اخلاق در جذب مشتری موفق تر هستند. پیامبر اسلام هم فرموده: خوش اخلاقی باعث افزایش روزی می شود. حتی افراد ضد اخلاق و: بی اخلاق هم وقتی می خواهند چیزی بخرند، به مغازه ای مراجعه می کنند که: فروشندگان آن با اخلاق ترند. این فرق اساسی اخلاق اسلامی، با اخلاق غربی هم است. در غرب بخاطر جذب مشتری، به تدوین اصول اخلاقی و رعایت آن می پردازند. در اسلام خداوند است که بشر را، به اخلاق هدایت می کند. فرق این دو هم کاملا واضح است: پشتوانه اخلاق در غرب، مشتری مداری و دریافت سود بیشتر است. لذا اگر راههای دیگری، سود بیشتری برساند، به سرعت اخلاق فراموش می شود. در معاملات حرام مثل: دزدی و قاچاق مواد مخدر و تجارت انسان، نیازی به اخلاق نیست! لذا ضد اخلاق بهتر جواب دهد: کشتار یکدیگر، دروغ و خیانت، از راستی و صداقت بهتر جواب می دهد. به همین دلیل میتوان گفت: غرب یا آن عده ای از غربی ها، که اخلاق را از سیاست جدا می دانند، و می خواهند مذهب هم از سیاست جدا باشد، به این دلیل است که می خواهند: در معاملات حرام وارد شوند. در حال حاضر آمار تجارت جهانی هم، همین را می گوید: غربی های بی اخلاق، توانسته اند در فروش مواد مخدر، قاچاق اسلحه و تجارت: اعضای بدن انسان رکورد بزنند. اما آن بخش هم که می خواهند: تجارت حلال داشته باشند، معمولا اخلاق بدون خدا را قبول می کنند! زیرا می ترسند مورد تمسخر قرار بگیرند. لذا تمام قوانین اخلاقی پیامبران و: ائمه را بیان می کنند، بدون اینکه از آنها اسم ببرند! و معمولا هم در این شرایط، به اسم خودشان ثبت می کنند. مانند پیتر دراکر که همه: نقل قول ها و جملات معروفش، ازنهج البلاغه و نهج الفصاحه است، ولی بنام خودش ترجمه و ثبت کرده است. و این بی اخلاقی و سرقت ادبی نتیجه کفر، یا پوشاندن حقیقت اصلی یعنی خداوند است.و این ثابت می کند اخلاق بدون خد هم، مانند بی اخلاقی و سیاسی کاری است.

Liberation from tyranny only: with morality

Contrary to what they say: Politics and morality are not crowded! They are not separable, and each one separates them, knows what he knows, only intends to insult or retaliate, or wants to execute tyranny. Because: as we have seen, the freedom of everyone's freedom is guaranteed only by morals. If anyone does not have ethics and fairness, he extends his privacy and enters the privacy of others. Some simple people say: If monitoring is legal, privacy is respected, but the problem here is: observers must be morally and fair! And they lobby for it and: They get the strikers. Maybe we say that we are observing them too. But the problem remains. Some have also said that conscience can take the place of morality. For example, a tyrannous king, to hurt people from conscience! Which: shows that there is no conscience left that can be effective. Therefore, the only way to observe the freedom of liberty is to be the ethics of all people. Where morality fails, tyranny and lack of respect for privacy begin. It has now been proven that man must first manage to manage others. And this is the first principle of morality, that is, self-improvement. It is necessary for self-development: to have sufficient knowledge of itself. In three places, one can recognize himself: At one time, he remembers death, because he suddenly feels: everything is over. The second is when you say poetry or purposeful fantasies. Third, helping others, because they realize: What are the abilities? Theoretically, morality is the function set of any person or organization: it is an organization that forms its personality. Marketing has also recently come to the conclusion that: people with morality are more successful in attracting customers. The Prophet of Islam also said that good morals will increase the day. Even anti-ethical and immoral people, when they want to buy something, go to a shop that sellers are morally more ethical. This is the fundamental difference between Islamic ethics and Western ethics. In the West, in order to attract customers, they are developing ethical principles and observing them. In Islam, God leads mankind to morality. The difference between the two is also quite clear: the backbone of morality in the West is a customer-oriented and gaining more profit. So, if other ways of gaining more profit, morality is quickly forgotten. In the forbidden deals, such as: theft and trafficking of drugs and human trade, there is no need for morality! Hence, anti-morality will respond better: killing each other, lies and betrayal, answers better than truth and honesty. For this reason, the West or those Westerners who separate morality from politics, and want religion to be separate from politics, is why they want to: enter into haram transactions. At the moment, global trade statistics also say that immoral Westerners have been able to record the sale of drugs, arms trafficking and trade: human organs. But those who want to: have a legitimate trade; they usually accept morals without God! Because: they are scared to be ridiculed. Therefore, all the moral rules of the prophets and the Imams are expressed without naming them! And usually they are registered in their own name in these circumstances. Like Peter Drucker, who all: his famous quotations and sentences are from nahj al-Balaghah and Nahj al-fasheh, but translated and recorded in his own name. And this immorality and plagiarism is the result of disbelief, or covering the main truth of God. And this proves that morality without God is like morality and politics.

Yalnız zülmündən azad olmaq: əxlaqla

Onlar dediklərinə zidd: Siyasət və əxlaqlıq dolu deyil! Çünki gördüyümüz kimi, hər kəsin azadlığının azadlığı yalnız əxlaqla təmin olunur. Kimsə əxlaq və ədalətsizliyə malik deyilsə, öz şəxsi həyatını uzadır və başqalarının gizliliyinə daxil olur. Və onlar lobbiçilik edir: Onlar grevciler almaq. Bəlkə də biz onları da müşahidə edirik. Ancaq problem qalır. Bəziləri də vicdanın əxlaq yerini ala biləcəyini söylədilər. Məsələn vicdanı incitmək üçün zülmkar bir kral! Hansı təsirli ola biləcək bir vicdanı olmadığını göstərir. Buna görə azadlıq azadlığını müşahidə etmək üçün yeganə yol bütün insanların etikasıdır. Əxlaqsızlığın uğursuz olduğu yerdə, zülm və gizliliyinə hörmət olmaması baş verir. İndi insanın başqalarını idarə etmək üçün idarə etməsi lazım olduğu sübut edilmişdir. Bu, əxlaqın ilk prinsipidir, yəni özünü inkişaf etdirməkdir. Özünü inkişaf etdirmək üçün özünü kifayət qədər bilməli olmaq lazımdır. Üç yerdə özünü tanıyır: bir anda ölümünü xatırlayır, çünki birdən hiss edir: hər şey bitdi. İkincisi şeir və ya məqsədəuyğun xəyalları söylədiyiniz zamandır. Üçüncüsü, başqalarına kömək etmək, çünki onlar başa düşürlər: Qabiliyyətlər hansılardır? Teorik olaraq, əxlaq hər hansı bir insanın və ya təşkilatın funksiyasıdır: onun şəxsiyyətini təşkil edən bir təşkilatdır. Marketinq yaxın zamanda son nəticəyə gəlmişdir ki, əxlaqlı insanlar müştəriləri cəlb etməkdə daha uğurlu olurlar. İslam Peyğəmbəri də yaxşı əxlaq günün artacağını söylədi. Hətta etik əxlaqi və əxlaqsız insanlar, bir şey satın almaq istədikdə, satıcıların əxlaqi cəhətdən daha etik olduğu bir mağazaya getməlidirlər. Bu islam əxlaqı ilə Qərb etikası arasındakı əsas fərqdir. Qərbdə müştəriləri cəlb etmək üçün onlar etik prinsiplər hazırlayır və onları müşahidə edirlər. İslamda Allah insanları əxlaqa aparır. Arasında vaxt fərq aydındır: Qərb, müştərilərin mənəvi hesablanan və daha çox mənfəət əldə. Beləliklə, daha çox mənfəət qazanmaq üçün başqa üsullar varsa, əxlaq çox tez unutulur. Belə qadağan edilən əməliyyatlarda: narkotiklərin oğurlanması və insan alveri və insan alverinin əxlaqa ehtiyacı yoxdur! Buna görə əxlaq əleyhinə yaxşılıq daha yaxşıdır: bir-birini öldürür, yalan və xəyanət, həqiqətdən və dürüstlükdən daha yaxşı cavab verir. Ancaq istəyənlər: qanuni bir ticarət var, adətən Allahsız əxlaqları qəbul edirlər! Çünki onlar mədh edildikdən qorxurlar. Buna görə də peyğəmbərlərin və imamların bütün mənəvi qaydaları onları adlandırmadan ifadə olunur! Bu hallarda adətən öz adlarına qeydə alınır. Peter Drucker bütün As: məşhur quotes və ifadələr, Nəhc əl-bəlağə və Nəhc əl feāa, lakin onun adı tərcümə və qeyd olunur. Və bu, Allahın əxlaqı əxlaq və siyasət kimi deyildir.

只从暴政中解放:有道德

与他们所说的相反:政治和道德并不拥挤!他们是不可分开的,每个人都将他们分开,知道他所知道的,只是想要侮辱或报复,或想要实行暴政。因为,正如我们所看到的,只有道德才能保证每个人自由的自由。如果任何人没有道德和公正,他会扩展自己的隐私并进入他人的隐私。一些简单的人会说:如果监督是合法的,隐私是受到尊重的,但问题在于:观察员必须道德和公平!他们游说它,并且:他们得到了罢工者。也许我们说我们也在观察它们。但问题依然存在。有些人也说良心可以代替道德。例如,一个暴虐的国王,从良心中伤害人们!这表明没有良知可以有效。因此,观察自由的唯一途径就是成为所有人的道德。在道德失败的地方,暴政和不尊重隐私的行为开始了。现在已经证明,人必须先设法管理他人。这是道德的第一个原则,那就是自我完善。自我发展是必要的:对自己有足够的了解。在三个地方,人们可以认出自己:有一次,他记得死亡,因为他突然觉得:一切都结束了。其次是当你说诗或有目的的幻想时。第三,帮助他人,因为他们意识到:能力有哪些?从理论上讲,道德是任何人或组织的功能组合:它是一个组织形成其个性。市场营销最近也得出结论:有道德的人在吸引顾客方面更加成功。伊斯兰教的先知也说,良好的道德会增加这一天。即使是反道德和不道德的人,当他们想买东西的时候,也会去一家卖家在道德上更加道德的商店。这是伊斯兰伦理与西方伦理的根本区别。在西方,为了吸引顾客,他们正在发展道德原则并观察他们。在伊斯兰教中,上帝将人类引向道德。两者的区别也很明显:西方道德的支柱是以顾客为导向,获得更多利润。所以,如果其他获得更多利润的方式,道德很快就会被遗忘。在禁止交易中,如:盗窃和贩运毒品和人类贸易,不需要道德!因此,反道德会更好地反应:互相残杀,谎言和背叛,回答比真理和诚实要好。目前,全球贸易统计还表示,不道德的西方人能够记录出售毒品,军火贩运和贸易:人体器官。但那些想要:有一个合法的交易,他们通常接受没有上帝的道德!因为他们害怕被嘲笑。因此,先知和伊玛目的所有道德规则都是在没有命名的情况下表达出来的!通常他们在这些情况下以自己的名字注册。正如彼得·德鲁克所有:名言和短语,在Nahj AL-Balagha和Nahj-人feṣāḥa,但他的名字被翻译并记录。而这种不道德和剽窃是不信的结果,或者是涵盖上帝的主要真理的结果。这证明没有上帝的道德就像道德和政治。

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی