اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

آزادی آنها اسارت ماست!

سید احمد حسینی ماهینی | دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۱۰ ب.ظ | ۰ نظر

حریتهم هی أسرتنا!

الحریة هی مثل أی شیء آخر ، وإذا کان أی شخص یستخدم ذلک ، فإن الآخر لا یستطیع ذلک. لا شیء ، مثل الفقر والثروة ، الفقراء والأغنیاء ، یجب أن یکون ، لأنه إذا کان هناک واحد ، فهناک بالتأکید شیء آخر. هناک أیضًا عیب: عندما یکون المنزل واحدًا ، ویکون مقدم الطلب شخصین ، فمن الطبیعی أن یکون الشخص هو مالک المنزل إذا کان مالک المنزل. إذا تم بناء منزل ، فیجب بناء السجن! هذا التناقض موجود فی مفهوم الحریة ، والماجستیر ، دون حل هذا التناقض ، ضلوا: على سبیل المثال ، قالوا إن الحریة للجمیع هی درجة لا تضر بالآخرین. وهذا متناقض وغیر متوافق على الإطلاق. ولهذا السبب ، أخفقت الحریة الغربیة فی القضاء على الفقر والبغاء ، ولکنها زادت أیضاً. لأنه عندما یبیعها بیل غیتس للشعب عن طریق خداع الناس ، فإنهم یصبّون أموالهم فی حسابهم المصرفی. البعض الآخر هم أکثر فقرا ویصبحون أکثر ثراء. حتى لو کان الضمیر فی عجلة من أمره: سوف یستغرق بعضه فی وقت لاحق! هنا ، تسبب إطلاق بیل غیتس فی القبض على ملایین الأشخاص. کل هؤلاء عملاء مایکروسوفت هم السید عبد بیل جیتس. إذا قرر ، سیأخذ کل وجوده. هم حتى سجنهم لحقوق النشر. الامر بهذه البساطة. الشیء نفسه الذی یفعله ملک السعودیة: قتل جمیع شعبه أو قطع أیدیهم. أو یرسله إلى السجن ، لا أحد یسأله. لأن لدیه المال واشترى الحریة. کلما زادت حریة عقارات سلمان ، کلما زاد عدد الناس فی العالم! لأنه إذا عارضوه ، سیخلق داعش. لذلک ، التناقض الکبیر: لا یمکن أن تکون الحریة قابلة للقسمة أو قابلة للتطبیق على الإطلاق. لأنه لا یمکن لأحد أن یقول: أین هی حدود مالک سلمان؟ الذی لا یحترم الآخرین. علماء أحرار مثل منتسکیو وغیرهم من القتلى: الموتى لا یستطیعون الدفاع عن أنفسهم. ناهیک عن الفقراء والفقراء. لا أحد مسؤول عن: تحدید هذا الحد غیر محدد. أنه إذا لم یطیع أحد ذلک ، فسیتم معاقبته. ولذلک ، فإن تعریف التحرر من الشدة العامة غیر فعال للغایة: کما لو أن القول بأن الطقس مجانی للجمیع. لذلک إذا کان أی شخص یصیب الهواء ، فلا ینبغی لومک! لأنها تملکه. الطقس للجمیع ویمکن للجمیع استخدامه. حتى لو باع أحدهم الهواء ، فهو لیس جریمة جنائیة. وهذا یعنی أن الأذى واستخدام الهواء هو واحد وجمیع: غیر مسؤول علیه. أما بالنسبة للقضایا الدولیة ، فإن لها نفس العیوب: إنها نموذج أولی. وقع الجمیع ، لکن الجمیع ینتقدها أو یرفضها. إذا لم یفعلوا ذلک ، فإنهم لن یفعلوا ذلک. لأن الدیمقراطیة تعنی دیکتاتوریة الأغلبیة. وهذا یعنی أنه إذا عارض 49.99 فی المائة أمر ما ، فعلیهم أن یحترموا 5.01 فی المائة ، ویلعقون شفاههم ولا یقولوا شیئاً. لکن هؤلاء ، سواء من الدیمقراطیین أنفسهم ، یحتجون. هذا یعنی عدم فاعلیة المفاهیم: اللیبرالیة والدیمقراطیة. لأن اللیبرالیة ، مثل الحریة ، هی جزء لا یتجزأ من نفسها: ففی التحریر ، توصی الدیکتاتوریة بنسبة مائة بالمائة. تبدأ المأساة عندما تکون الأغنیاء ، انتفاضة ضد دیکتاتوریة الأغلبیة. أی إذا کان 51٪ لصالحهم ، فإنهم سیصوتون للأغلبیة! دون ذکر طغیان الأغلبیة. وإذا کانوا فی 49 فی المائة ، فإنهم لن یقبلوها بالإشارة إلى الدکتاتوریة الأکثریة! وهذا یعنی القیام بعملهم على أی حال. على الرغم من وجود الأغلبیة ، فإن الانتخابات اللبنانیة والجورجیة هی إرهاب ، لکن دفاع الدولة عن إسرائیل والمملکة العربیة السعودیة یدافعان عن نفسیهما. هذا هو مفهوم الحریة: أنت حر فی عکس جمیع المفاهیم ، أو تفکیکها.

آزادی آنها اسارت ماست!

آزادی نیز مانند هرچیز دیگر محدود است، و اگر کسی از آن استفاده کند، دیگری نمی تواند. درست مانند فقر و ثروت، فقیر و ثروتمند هیچکدام نباید باشند، چون اگر یکی باشد، حتما دیگری هم هست. دارا و ندار هم به این شکل است: وقتی خانه یکی باشد و متقاضی دو نفر، طبیعی است که اگر یکی صاحب خانه شد، دیگری بی خانه می شود. اگر قصری بنا شد حتما زندان هم باید بنا شود! این تضاد در مفهوم آزادی وجود دارد، و استادان بنام بدون حل این تضاد، از کنار آن به ارامی گذشته اند: مثلا گفته اند آزادی هرکسی، تا حدی است که به ازادی دیگران لطمه نزند! و این تناقض است و اصلا قابل جمع نیست. به همین دلیل آزادی غربی، نتوانسته فقر و فحشا را از بین ببرد، بلکه آن را افزایش هم داده. زیرا وقتی بیل گیتس ها، با فریب مردم اطلاعات آزاد را، به آنها می فروشند ، پول آنها را به حساب بانکی خود میریزد. دیگران فقیر تر و ایشان ثروتمند تر می شود. ولو اینکه وجدان درد بگیرد: بعدا مقداری از آن را خیرات کند! پس اینجا ازادی بیل گیتس، باعث اسارت میلیون ها نفر شده است. کلیه کسانی که مشتری میکروسافت هستند، برده آقای بیل گیتس هستند. اگر او حکم کند، تمام هستی شان را می گیرد. حتی آنها را به جرم کپی رایت، زندانی می نماید. به همین سادگی. همان کاری که شاه عربستان می کند و: همه ملت خود را می کشد یا دستشان را قطع می کند. یا به زندان می فرستد، کسی هم از او سوال نمی کند. زیرا پول دارد وآزادی را خریده است. هرچه قدر آزادی عمل ملک سلمان بیشتر باشد، اسارات مردم دنیا بیشتر می شود! زیرا اگر مخالف او شدند، داعش را ایجاد می کند. بنابر این تناقض بزرگی بنام: آزادی اصلا قابل تقسیم یا قابل اجرا نیست. زیرا کسی نمی تواند بگوید: حد ملک سلمان کجاست. که به دیگران احترام نمی گذارد. دانشمندان آزادی مانند: مونتسکیو و دیگران که مرده اند و: مرده ها نمی توانند از خود دفاع کنند. چه رسد به فقرا و محرومین. درهیچ کجا هم مسئولی برای: تعیین این حد تعریف نشده. که اگر کسی آن را رعایت نکرد، مجازات شود. لذا تعریف ازادی  از شدت کلی بودن، بسیار بی خاصیت است: مثل اینکه بگوییم هوا برای همه رایگان است. پس اگر کسی هوا را آلوده کرد، نباید سرزنش شود! زیرا که صاحب آن است. هوا مال همه است و همه میتوانند از ان استفاده کنند. حتی اگر کسی هوا را بفروشد هم، مجرم نیست. یعنی ضرر زدن و استفاده کردن از هوا، یکی است و همه: در برابر آن بی مسئولیت هستند. در خصوص مسائل بین المللی هم، همین بی خاصیتی را دارد: برجام نمونه آن است. همه امضا کردند ولی همه هم، آن را نقد یا رد می کنند. این اقایان اگر طرفدار ازادی نیودند، این کار را نمی کردند. زیرا دموکراسی، به معنی دیکتاتوری اکثریت است. یعنی اگر 49.99درصد با امری مخالف بودند، باید به احترام 5.01درصد، لب های خود را بدوزند و چیزی نگویند. ولی اینها،هم خود را دموکرات میدانند، و هم اعتراض می کنند. این یعنی بی خاصیتی مفاهیم: لیبرالیزم و دموکراسی است. زیرا که لیبرالیزم هم مثل ازادی، در درون خود متناقض است: دربطن ازادی ، دیکتاتوری یک صدم درصدی را توصیه می کند. فاجعه زمانی آغاز می شود که ثروتمندان، برعلیه دیکناتوری اکثریت قیام کنند. یعنی اگر 51درصد به نفع شان بود، طرفدار رای اکثریت! بدون ذکر نام استبداد اکثریت می شوند. و اگر در 49درصد قرار گرفتند، با ذکر دیکتاتوری اکثریت، آن را نمی پذیرند! یعنی در هرحال کار خودشان را می کنند. انتخابات لبنان وغره را، با وجود حضور اکثریت، تروریسم میدانند ولی، تروریسم دولتی اسرائیل و عربستان را، دفاع از خود می گویند. این است مفهوم آزادی که: آزاد باشی همه مفاهیم را، برعکس کنی یا درهم بریزی.

Their freedom is our captivity!

Freedom is just like anything else, and if anyone uses it, the other cannot. Nothing, just like poverty and wealth, the poor and the rich, should be, because if there is one, there is surely another. There is also a drawback: when a house is one and the applicant is two people, it is natural that if one is the owner of the house, the other will become home. If a house was built, then the prison should be built! This contradiction exists in the notion of freedom, and the masters, without solving this contradiction, have gone astray: for example, they have said that everyone's freedom is to a degree that does not harm others. And this is contradictory and not at all compatible. For this reason, Western freedom has failed to eradicate poverty and prostitution, but also increase it. Because when Bill Gates sells them to the people by deceiving people, they pour their money into their bank account. Others are poorer and they become richer. Even if the conscience gets in a hurry: it will take some of it later! So here, Bill Gates's release, has caused the capture of millions of people. All those who are Microsoft's customers are slave Mr. Bill Gates. If he decides, he will take their whole existence. They even imprison them for copyright. simply. The same thing the king of Saudi Arabia does: kill all his people or cut their hands. Or sends him to jail, no one asks him. Because he has the money and has bought the freedom. The greater the freedom of the Salman real estate, the greater the number of people in the world! Because if they oppose him, it will create ISIL. Therefore, the great contradiction: Liberty can not be divisible or applicable at all. Because nobody can say: Where is the limit of Malek Salman? Which does not respect others. Free scholars such as Montesquieu and others who are dead: dead people can not defend themselves. Let alone the poor and the poor. No one is responsible for: Determining this limit is not defined. That if no one obeyed it, be punished. Therefore, the definition of freedom from the general severity is very ineffective: as if saying that the weather is free for everyone. So if anyone infects the air, you should not be blamed! Because it owns it. The weather is everyone and everyone can use it. Even if someone sells the air, it's not a criminal offense. That is, harming and using the air is one and all: irresponsible to it. As for international issues, it has the same disadvantages: it's a prototype. Everyone signed, but everyone criticizes or rejects it. If they did not, they would not do that. Because: democracy means the dictatorship of the majority. That is, if 49.99 percent were opposed to something, they should respect 5.01 percent, lick their lips and say nothing. But these, both Democrats themselves, are protesting. This means the ineffectiveness of the concepts: liberalism and democracy. Because liberalism, like freedom, is intrinsic to itself: in liberation, dictatorship recommends one hundredth of a percent. The tragedy begins when the rich, uprising against the dictatorship of the majority. That is, if 51% were in their favor, they would vote for the majority! Without: the mention of the tyranny of the majority. And if they were in 49 percent, they would not accept it by mentioning the majority dictatorship! That means doing their job anyway. Despite the presence of the majority, the Lebanese and Georgian elections are terrorism, but state defense of Israel and Saudi Arabia are defending themselves. This is the concept of freedom: You are free to reverse all the concepts, or disassemble them.

Onların azadlığı əsirlikdir!

Azadlıq başqa bir şeyə bənzəyir və hər kəs onu istifadə edərsə, digəri başqa ola bilməz. Just yoxsulluq və sərvət, zəngin və bir mütləq daha çox demək deyil, çünki, hər hansı bir olmamalıdır yoxsul kimi. Bir ev inşa edilərsə, həbsxana qurulmalıdır! Və bu, ziddiyyətlidir və bütün uyğun deyil. Western azadlıq, yoxsulluq və fahişəlik məhv edə bilmədi Buna görə də, həm də artmışdır. pulsuz məlumat Bill Gates, onları satmaq insanları cəlb zaman onların pul onun bank hesabına tökür. Digərləri daha yoxsuldur və daha zənginləşirlər. Vicdan tələsik olsa belə: bir qədər sonra bunu alacaq! Beləliklə, Bill Geytsin azadlığı milyonlarla insanı tutdu. Microsoftun müştəriləri olan hər kəs qul qul Bill Qeytsdir. Əgər qərar verərsə, bütün varlığını alacaq. Hətta onları müəllif hüququ üçün həbs edirlər. Sadəcə. Eyni şey Səudiyyə Ərəbistanının padşahıdır: bütün xalqını öldürmək və ya əllərini kəsmək. Yoxsa onu həbsxanaya göndərir, heç kim onu ​​soruşmaz. Çünki pul var və azadlığı satın aldı. Salman daşınmaz əmlakının azadlığı nə qədər çox olsa da, dünyada insanların sayı çoxdur! Çünki ona qarşı olduqda, İŞİL yaratacaq. Buna görə də, böyük ziddiyyət: Azadlıq bölünməz və ya tamamilə tətbiq edilə bilməz. Çünki heç kim deyə bilməz: Malek Salmanın həddi nədir? Başqalarına hörmət göstərmir. Belə Montesquieu kimi azadlıq Alimlər və ölü və ölü özlərini müdafiə edə bilməz s. Kasıbları və yoxsulları tək qoyun. Heç kim məsuliyyət daşımır: Bu limit müəyyənləşdirilmir. Heç kim ona itaət etməsə, cəzalandırılsın. Buna görə də, intensivliyi azadlığı general müəyyən, çox yararsız ki, hava hər kəs üçün pulsuz demək istəyirəm. Kimsə havaya bulaşsa, günahlandırılmamalıdır! Çünki o sahibdir. Hava hər kəsdir və hər kəs onu istifadə edə bilər. Kimsə hava satarsa ​​belə, bu cinayət deyil. Yəni hava zərər və istifadə bir və bütün: məsuliyyətsizdir. Beynəlxalq məsələlərə gəldikdə, eyni mənfi cəhətləri var: bu prototipdir. Hər kəs imzaladı, amma hər kəs onu tənqid edir və ya rədd edir. Əgər etməsəydi, bunu etməzdilər. Demokratiya əksəriyyət diktatorluğu deməkdir. onların dodaqlar və demək nə qədər tikmək, 49.99 faiz, 5.01 faiz, hörmət ilə razılaşmadı ki, əgər. Amma bu Demokratlar həm özlərini etiraz edirlər. Bu, konsepsiyaların effektivliyi: liberalizm və demokratiya deməkdir. liberalizm üçün, azadlıq kimi, özü ziddiyyətlidir: Drbtn azadlıq, diktatura bir faiz bir yüzüncü tövsiyə edir. Disaster Dyknatvry qarşı üsyan zəngin, əksəriyyəti başlayır. Yəni 51% onların xeyrinə olarsa, əksəriyyət üçün səs verərdilər! Çoxluq zülmündən söz etmədən. 49 faiz səs çoxluğu diktaturası ilə olsaydı, onu qəbul etməyin! Yəni hər halda işlərini yerinə yetirmək deməkdir. Vghrh Livan seçkilər, İsrail və Səudiyyə Ərəbistanı əksəriyyətinin iştirakı, lakin bilirik terrorizm, dövlət terror baxmayaraq, onun müdafiə bildirib. Bu azadlıq konsepsiyası: bu və ya azaltmaq qırmaq əksinə, bütün anlayışlar azad olmaq.

他们的自由是我们的俘虏!

自由就像其他任何事物一样,如果有人使用它,另一方不能。就像贫穷和富有,穷人和富人应该是没有什么,因为如果一个人并不一定意味着有更多的。如果建造了一座房子,那么应该建造监狱!这是矛盾的,完全不兼容。出于这个原因,西方自由没有消除贫穷和卖淫,但也增加了它。因为当比尔盖茨通过欺骗人民将他们卖给人民时,他们把钱存入他们的银行账户。其他人更穷,他们变得更富有。即使良心匆忙:稍后它会带走一些!在这里,比尔盖茨的发布,已经引起了数百万人的攻击。所有的微软客户都是奴隶先生比尔盖茨。如果他决定,他会完全存在。他们甚至监禁他们的版权。就这么简单。沙特阿拉伯国王也是这样做的:杀死所有的人或切断他们的手。或者把他送进监狱,没有人问他。因为他有钱而且已经买了自由。萨尔曼房地产的自由度越大,世界上的人数就越多!因为如果他们反对他,它会创造伊黎伊斯兰国。所以,这个巨大的矛盾:自由不可能是可以分割或者适用的。因为没有人会说:Malek Salman的极限在哪里?哪些不尊重他人。诸如孟德斯鸠和其他已经死亡的自由学者:死亡的人无法为自己辩护。更Let论穷人和穷人。没有人负责:确定这个限制没有定义。如果没有人服从它,就会受到惩罚。因此,强度自由的一般定义,很没用,喜欢说,空气是免费提供给大家。所以如果有人感染空气,你不应该受到指责!因为它拥有它。天气是每个人,每个人都可以使用它。即使有人卖空,这也不是刑事犯罪。也就是说,伤害和使用空气是唯一的一点:不负责任。至于国际问题,它也有相同的缺点:它是一个原型。每个人都签了名,但每个人都会批评或拒绝。如果他们不这样做,他们不会那样做。因为民主意味着大多数人的专政。也就是说,如果有49.99%的人反对某件事,他们应该尊重5.01%,舔嘴唇,不说话。但是,这两位民主党人本身都在抗议。这意味着概念的无效性:自由主义和民主。对于自由主义,喜欢自由,这本身就是矛盾的:Drbtn自由,专制建议的百分比的百分之一。当富人起义反对大多数的专政时,悲剧就开始了。也就是说,如果有51%对他们有利,他们会投票支持多数!没有提到大多数的暴政。如果他们百分之四十九,他们不会接受它提到多数专政!这意味着无论如何都要做好自己的工Vghrh黎巴嫩选举中,尽管多数人的存在,但知道,恐怖主义,国家恐怖主义,以色列和沙特阿拉伯,他的防守说。这是自由的概念:你可以自由地扭转所有的概念,或者反汇编它们。

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی