من کربلا الی البقیع الغرقد

بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود

من کربلا الی البقیع الغرقد

بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود

نبش قبر، مشکل اساسی علوم انسانی!

سید احمد حسینی ماهینی | شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر


القبر هو المشکلة الرئیسیة للعلوم الإنسانیة!

إحدى العادات الجیدة أو السیئة للإیرانیین هی أن یعرف الجمیع أفضل من أنفسهم! هذا واضح جدا فی العلم ، وفی العلوم الإنسانیة هو أکثر وضوحا. على سبیل المثال ، من أفلاطون أو أرسطو ، جعلوا الأصنام أعلى من ابن سینا ​​أو غیرهم. الأفضل منا هو المعلم الثالث ، بعد الإغریق. فی ذلک الوقت ، عندما کانت تسع أسطر ، لا کتاب ولا دار للطباعة ، دعوا کتاباتهم بأسمائهم ، کما لو کان أفلاطون أو أرسطو قد طبع آلاف الکتب! وکانوا یعرفون کل العلوم فی العالم! الطبقة الفردیة: الشفویة أو الأسطوریة ، قاموا بإدخال أکادیمیة یبدو أنها أکبر من جامعة جندایسبور الإیرانیة. کما قال فردوسی: کان یولی فی سیستان ، کان هو الرجل الذی اندفع إلى یدیه. وهذا سیحدث فی عصرنا! لدینا الفلاسفة والعلماء وضعت جانبا الوحی الأصلی المنزل! ویعتقدون أن خطابات غیر مثبتة: خطاب أفلاطون أو أرسطو الذی لا یمکن دحضه کان بیتًا یتم الکشف عنه. الیوم، بسبب التطورات فی مجال العلوم اللاإنسانیة والإیرانیین النفس والطائرات بهذه السهولة: قوة البالستیة والنوویة جعلت الأعداء إلى الخلط بینها و، ولکن فی العلوم الإنسانیة لا تزال استخرجت أوغست کونت، جون لوک ودیکارت. فی یوم من الأیام ، کان لینین یقول إننا سنسقط الدین ، لکنهم فعلوه! هذا لا یزال غیر معروف ، لکنهم لا یعرفون من سیقع مع العلی. لا یزال یقول أن مارکس قال هذا ، قال لینین ذلک. الرجل الشجاع کان سیحتفظ بهم إذا کانوا على حق! ولم یصلوا إلى هذا المستوى من الانقراض. کل دروسنا الإنسانیة ، ملیئة بأفکار مارکس وبوبر و میکافیللی! عندما تحتج ، یقولون أننا ننتقد آراءهم! لذلک علیک أن تعرف تعلیقاتهم ، فأنت تطلب منهم أن ینتقدوا! هناک نقد مبدئی ، الأول هو الحکم الصحیح ، فی محاکمتک ، حزبک میت وغیر موجود للإجابة عنک. أنت أنانیة وکسولة؟ یا له من فنان! عندما تنتقد تعلیقات مارکس ، یحتاج کارل مارکس أن یکون هناک کذلک. ربما لو قال مارکس ، أنا لست على حق! تحت ستار الدکتور شریعتی ، مارکس ، مارکس ، عالم الاجتماع وفیلسوف مارکس ، مختلفون. ربما یتوب کل منهم ، ومثل داروین احتضنوا الإنجیل عندما ماتوا. دعونا نتخلص من هذا: تأخذ شارلوت لعبة تسمى الإنسانیات ، وتتوجه إلى عملک الخاص. أنت لم تدرس بعد العلوم الإسلامیة ، فماذا لدیک إذن لإنکار أو قبول العلوم غیر الإسلامیة؟ إذهب لدراسة نفس العلماء ، قرأت عن الإسلام ، ستندهش! وقال أحد هؤلاء الکتاب الغربیین فی کتابه "الضرائب الإسلامیة": "فی الغرب ، تم بحث الکثیر عن الإسلام أنه لم یعد هناک مکان یمکن اتباعه. یمکنک أن تقول ذلک أیضًا؟" هل العلم الإسلامی عار؟ یجب أن تبدأ بأسماء کانط و دیکارت ، بحیث یمکن البحث عن اسمها؟ سواء کانت العلوم الإسلامیة والکشف عنها قد مضى علیها أربعون عاما ، لم تکن بعد نظریة ، ولیس لها نظام. الآلاف من الکتب حول الموافقة أو الرفض: بدائیة مکتوبة باللغة الیونانیة، والنتائج التی توصلت إلیها باسمهم، وقد نشرت حتى باسمهم، الإمام الرضا یقول، ولکن على القرآن الکریم، والکتاب المقدس هو أکثر من ذلک بکثیر کتابة . وإذا کان هناک العدید من الکتب ، فإنه لا یبدأ باسم الله! ولکن مع مقدمة أو خطاب من: العلماء الغربیین أو الیونان القدیمة. هل هناک أی شیء مثل العلامة الطباطبائی أو العلامة الجعفری ، حتى العلامة جوادی أمولی؟ أم أن الخطاب المعصوم أقل من خطاب مونتسکیو؟

نبش قبر، مشکل اساسی علوم انسانی!

یکی  از عادت های بد یا خوب ایرانیان، این است که همه را بهتر از خود می دانند! این امر در علوم، بسیار مشخص است و: در علوم انسانی واضحتر. مثلا از افلاطون یا ارسطو، بت ساخته اند که از ابن سینا یا دیگران بالاتر است. بهترین نفرات ما را معلم سوم، بعد از یونانی ها قرارداده اند. در آن زمان که نه خطی بوده، نه کتابتی و نه چاپخانه ای، طوری نوشته های خود را، به نام آنها زده اند که گویا: افلاطون یا ارسطو هزاران کتاب چاپ کرده اند! وهمه علوم دنیا را می دانسته اند! کلاس یک نفره: شفاهی یا بگومگویی آنها را، آکادمی معرفی کرده اند که گویا: از دانشگاه جندی شاپور ایران هم، بزرگتر بوده است. به قول فردوسی : یلی بود در سیستان، منش کردمش رستم دستان. و این کار در زمان ما هم ادامه دارد! فیلسوفان و دانشمندان علوم انسانی ما، وحی منزل اصلی را کنار گذاشته! و فکر می کنند سخنان بدون مدرک و: غیرقابل استناد افلاطون یا ارسطو، وحی منزل بوده است. امروزه هم علت تحول در علوم غیر انسانی، خود باوری ایرانیان است، به همین دلیل به راحتی به موشک های: بالستیک و انرژی هسته ای دست یافته ایم، که دشمنان را به سردرگمی دچار کرده، اما در علوم انسانی هنوز نبش قبر اگوست کنت، جان لاک و دکارت را داریم. روزگاری لنین می گفت دین را براندازیم، ولی خودش را برانداختند! این هنوز مایه عبرت نشده، هنوز نمی دانند کسی که با آل علی، در افتد ور افتد. هنوز می گویند مارکس اینطور گفت، لنین انطور گفت. مرد حسابی اگر حرف آنها درست بود، که خودشان را نگه می داشت! و به این ذلت و نابودی نمی رسیدند. تمام دروس علوم انسانی ما، پر شده از نظریات مطرود مارکس و پوپر و ماکیاولی! وقتی هم اعتراض می کنی، می گویند ما بر نظرات آنها نقد داریم! لذا باید نظرات آنها را بدانیم، توغلط می کنی که نقد می کنی! نقد کردن اصولی دارد، اولین اصل آن داوری صحیح است، در دادگاهی که تو می روی، طرف تو مرده و حضور ندارد، تا جواب تو را بدهد. خود گویی و خود خندی؟ به به چه هنرمندی! وقتی نظرات مارکس را نقد می کنی، لازم است کارل مارکس هم آنجا باشد. شاید اگر مارکس باشد، بگوید اصلا این حرفهایی که بمن نسبت می دهید درست نیست! زیرابه قول دکتر شریعتی مارکس جوان، مارکس جامعه شناس و مارکس فیلسوف ، با هم فرق دارند. شاید همه آنها توبه کردند، و مانند داروین، موقع مردن انجیل را بغل کردند. بیایید دست از این: شارلاتان بازی بنام علوم انسانی بردارید، و سرتان به کار خودتان باشد. شما علوم اسلامی را هنوز نکاویده اید، آنوقت چه مجوزی دارید، علوم غیر اسلامی را رد یا قبول کنید؟ بروید تحقیقات همان دانشمندان را، در باره اسلام بخوانید شگفت زده خواهید شد! یکی از همین نویسندگان غربی، در کتاب خود بنام مالیه اسلامی گفته: در غرب آنقدر راجع به اسلام، تحقیق شده که دیگر جایی برای نحقیق نیست!آبا شما هم میتوانید این حرف را بزنید؟ یا علوم اسلامی شرم آور تلقی می شود؟ حتما باید با نام کانت و دکارت شروع کرد، تا اسم آن تحقیق گذاشته شود؟ علوم اسلامی چه نقلی و چه عقلی و چه وحیانی، بعد از چهل سال هنوز تئوریزه نشده، و سامانه ای ندارد. هزاران کتاب در باره تایید یا تکذیب: یک فرد بدوی یونانی نوشته شده، و یافته های خود را به نام آنان، منتشر کرده اند حتی به نام آنان، با امام رضاع محاجه کردند، ولی درباره قران که کتاب آسمانی است، آنقدر مطلب ننوشته اند. واگر چند کتابی هم هست، با نام خدا آغاز نمی شود! بلکه با پیشگفتار یا گفتاری از: دانشمندان غربی و یا یونان باستان است. آیا مانندعلامه طباطبایی یا علامه جعفری، حتی علامه جوادی آملی کم داشته ایم؟ و یا گفتار معصومین کم بهاتر از گفتار مونتسکیو است؟

The grave is the main problem of the human sciences!

One of the good or bad habits of the Iranians is that everyone knows better than themselves! This is very clear in science, and in the human sciences it is clearer. For example, from Plato or Aristotle, they have made idols higher than Ibn Sina or others. The best of us are the third teacher, after the Greeks. At that time, when they were nine lines, neither a book nor a printing house, they called their writings in their names, as if Plato or Aristotle had printed thousands of books! And they knew all the sciences in the world! One-on-one class: Oral or legendary, they have introduced an academy that seems to have been larger than Iran's Jundishapur University. As: Ferdowsi said: Yuli was in Sistan, he was the man who rushed to his hands. And that's going to happen in our time! Our philosophers and scholars have set aside the original home revelation! And they think that unproven speeches: Plato or Aristotle's irrefutable speech was a home to be revealed. Today, the reason for the transformation of inhuman sciences is the self-concept of Iranians, which is why we have easily achieved ballistic missiles and nuclear energy, which has caused enemies to be confused, but in the humanities, the remains of the grave of Augustus Kent, John Locke and Descartes. Once upon a time, Lenin was saying that we would overthrow the religion, but they did it! This is still unknowable, yet they do not know who will fall with Al-Ali. Still say that Marx said this, Lenin said so. The brave man would have kept them if they were right! And they did not reach this level of extinction. All of our humanities lessons, filled with Marx's and Popper's and Machiavelli's ideas! When you protest, they say we criticize their opinions! So you have to know their comments, you ask them to criticize! There is a principled critique, the first is the correct judgment, in your trial, your party: is dead and not present to answer you. You are selfish and lazy? What an artist! When you criticize Marx's comments, Karl Marx needs to be there as well. Maybe if Marx says, I'm not right at all! Under the guise of Dr. Shariati, Marx, Marx, sociologist and Marx philosopher, are different. Perhaps all of them repented, and like Darwin they hugged the gospel when they died. Let's get rid of this: Charlotte take a: game called Humanities, and head to your own job. You have not yet studied Islamic science, then what do you have permission to deny or accept non-Islamic sciences? Go study the same scientists, read about Islam, you will be amazed! One of these Western writers in his book Islamic Taxation said: "In the West, so much about Islam has been researched that there is no longer a place to follow. You too can say that?" Is Islamic science a shame? Should you start with the names of Kant and Descartes, so that its name can be researched? Whether or not the Islamic sciences and the revelations are forty years old, they have not yet been theoreticized and have no system. Thousands of books on confirmation or denial: A primitive Greek writer has published their findings in their names, even in the name of them they have talked to Imam Reza, but they have not written so much about the Quranic scriptures. . And if there are several books, it does not begin with God's name! But with a preface or a speech from: Western scholars or ancient Greece. Is there any such thing as the Allameh Tabatabai or Allame Ja'fari, even Allameh Javadi Amoli? Or is the infallible speech less than Montesquieu's speech?

Qədim insan elmlərinin əsas problemidir!

İranlıların yaxşı və ya pis vərdişlərindən biri də hər kəsin özlərindən daha yaxşı bildiyidir! Bu elmdə çox aydındır və insan elmlərində aydındır. Məsələn, Plato və Aristoteldən İbn Sinaya və ya başqalarına müqəddəs bütlər daha yüksəkdirlər. Ən yaxşısı yunanlardan sonra üçüncü müəllimdir. Platon və ya Aristotel kitablar minlərlə nəşr kimi, bir kitab deyil, bir çap mağaza, sizin entries xətti idi zamanda, onların adı var! Onlar dünyanın bütün elmlərini bilirdilər! Single sinif: şifahi və ya onlara Bgvmgvyy İran Jundi Şapur Universitetinin Akademiyası, böyük var ki, elan etdik. Firdovsinin dediyi kimi: Yuli Sistan idi, əlinə qaçan adam idi. Və bu bizim vaxtımızda olacaq! Bizim filosoflarimiz və alimlərimiz orijinal ev vahidini kənara qoyduq! gözlənilməz Platon və ya Aristotel, nazil olmuşdur: Və sübut olmadan sözləri edirəm. Bu gün, çünki qeyri-insani elm inkişaflar, özünü İran, belə ki, asanlıqla təyyarələri: ballistik və nüvə enerji ilə qarışıqlıq daxil düşmən etdik, lakin humanitar exhumed Auguste Comte qalır John Locke və Descartes. Bir zamanlar Lenin dinimizi devirəcəyimizi deyirdi, amma bunu etdi! Bu hələ bilinməyən, lakin Əli ilə kimin düşməyəcəyini bilmirlər. Hələ Marx bunu söylədi, Lenin belə söylədi. Onlar doğru olduqda cəsur adam onları saxlamış olardı! Və bu yoxluq səviyyəsinə çatmadılar. Bütün insanlıq dərslərimiz Marks və Popper və Machiavelli'nin fikirlərini dolu! Etibarsanız, fikirlərini tənqid edirik deyirlər! Ona görə də onların şərhlərini bilmək lazımdır, siz onları tənqid etməyinizi xahiş edirsiniz! Prinsipial bir tənqid var, birincisi, düzgün qərar, məhkəmə prosesində, partiyanız ölüdür və cavab vermək üçün hazır deyil. Siz eqoist və tənbəlsiniz? Nə sənətçi! Marxın şərhlərini tənqid edən zaman, Karl Marx da orada olmalıdır. Bəlkə Marks deyirsə, mən heç də doğru deyilik! Dr. Şariati, Marx, Marks, sosioloq və Marks filosofu bəhanəsi ilə fərqlənir. Bəlkə də hamısı tövbə edib, Darvin kimi onlar öldükdə Müjdəni bağladılar. Bunlardan xilas olaq: ​​Charlotte, Beşeri adlanan bir oyuna başla və öz işinə başla. İslam elmini hələ öyrənməmişkən, qeyri-İslam elmlərini inkar etmək və ya qəbul etmək üçün nə icazəniz var? Eyni alimləri öyrən, İslam haqqında oxuyun, təəccüblənəcəksiniz! İslam elmi ayıbdır? Kant və Dekartın adları ilə başlasanız, onun adı tədqiq edilə bilərmi? Nə ənənəvi İslam elm və ağıl və vəhy, qırx il sonra bir sistem theorized deyil edilmişdir. təsdiq və ya inkar kitab minlərlə bir ibtidai Yunan yazılı və onların adı onun tapıntılar onların adı belə nəşr, İmam Rza mübahisə, lakin Quran-də müqəddəs kitab çox daha çox yazılı . Bir neçə kitab varsa, Allahın adından başlamaz! Ancaq ön söz və ya bir danışma: Qərb alimləri və ya qədim Yunanıstan. Allameh Tabatabai ya Allame Ja'fari, hətta Allameh Javadi Amoli kimi bir şey varmı? Yoxsa Montesquieu'nun çıxışından az qüsursuz bir söz var?

坟墓是人文科学的主要问题!

伊朗人的好坏习惯之一就是每个人都比自己更了解自己!这在科学中非常明确,而在人文科学中则更清楚。例如,从柏拉图或亚里士多德,他们使偶像比伊本新浪或其他人高。我们中最好的人是希腊人之后的第三位老师。他们知道世界上所有的科学!一对一课程:口头或传奇,他们引进了一个比伊朗Jundishapur大学更大的学院。正如费尔多西所说:尤里在锡斯坦,他是一个冲向他手中的人。这将在我们的时代发生!我们的哲学家和学者抛开了原始的家庭启示!他们认为未经证实的演讲:柏拉图或亚里士多德的无可辩驳的演讲是一个要揭露的家园。如今,由于发展科学不人道,自我伊朗人,这样容易平面:弹道和核电所做的敌人陷入混乱着,但在人文仍然挖出孔德,约翰洛克和笛卡尔。曾几何时,列宁说我们会推翻宗教,但他们做到了!这仍然是不可知的,但他们不知道谁将与阿里一起倒下。仍然说马克思这样说,列宁这样说。如果他们是对的,勇敢的人会保留他们!他们没有达到这种灭绝的程度。我们所有的人文课程都充满了马克思,波普尔和马基雅维利的想法!当你抗议时,他们说我们批评他们的意见!所以你必须知道他们的意见,你要他们批评!有一个原则性的批评,第一个是正确的判断,在你的审判中,你的派对已经死了,不会回答你。你自私而懒惰?什么是艺术家!当你批评马克思的评论时,卡尔马克思也需要在那里。也许如果马克思说,我根本就不对!在Shariati博士的幌子下,马克思,马克思,社会学家和马克思哲学家是不同的。也许他们都悔改了,像达尔文一样,他们在死时拥抱福音。让我们摆脱这一点:夏洛特参加一个名为人文科学的游戏,并开始自己的工作。你还没有学过伊斯兰科学,那么你有什么权限否认或接受非伊斯兰科学?去研究同样的科学家,阅读伊斯兰教,你会惊讶!伊斯兰科学是一种耻辱吗?你是否应该从康德和笛卡尔的名字开始,以便研究它的名字?伊斯兰教的科学和揭示是否已经四十年了,它们还没有被理论化,也没有系统。对批准或拒绝的书籍千位:一种原始的希腊文写成的,它以他们的名义调查结果,已经在他们的名字甚至公布,伊玛目礼萨争论,但古兰经,圣书这么多写。如果有几本书,它不是以神的名字开始的!但是有了西方学者或古希腊的序言或演讲。有没有Allameh Tabatabai或Allame Ja'fari,甚至Allameh Javadi Amoli这样的东西?或者,这个正确的演讲比孟德斯鸠的讲话还少?...

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی