من کربلا الی البقیع

یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم

من کربلا الی البقیع

یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم

پارادایم اصول مذاکره!

سید احمد حسینی ماهینی | يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ ق.ظ | ۰ نظر


نموذج مبادئ التفاوض!

أحد مبادئ التفاوض هو معرفة لغة الحزب ، بمعنى أنه یستطیع فهم الأشیاء الدقیقة ، وحتى معرفة اللهجة أو: التأکید والسخریة بها. لسوء الحظ ، هذا المبدأ هو فقط بالنسبة للإیرانیین ، والأجانب لا یحتاجون حتى إلى: تعلم اللغة الفارسیة جیداً. أو دبلوماسیینا لا یقدمون مثل هذا الاقتراح. لکنهم ملزمون بمعرفة أن: اللغة الأجنبیة هی فقط جیدة للغة الإنجلیزیة ، على الرغم من أنهم لم ینجحوا! لأن الوثیقة التی قدمت إلى البرلمان ، فی حالة فیلاریت وبالیرمو ، کان لدیها أیضًا أخطاء فی الترجمة ، مما تسبب فی ضرر لإیران. النموذج هنا هو: المفاوضون یدعون الفوز أو: لدیهم شروط متکافئة للتفاوض. إنهم یفکرون: إنهم هم أنفسهم یعرفون اللغة الإنجلیزیة بما فیه الکفایة ، ولیس هناک حاجة إلى الاحترام المتبادل ، بحیث یحترمون اللغة الفارسیة أیضًا. هذا الفارق الکبیر تسبب فی أن الکثیر من الناس فی العالم یعتقدون أن الإیرانیین هم إحدى المحافظات: المملکة العربیة السعودیة. وعلمائنا وعمال المنجم هم من العرب! على سبیل المثال ، تم تقدیم ابن سینا ​​لجمیع الجامعات فی أوروبا والولایات المتحدة على النحو التالی: عالِم عربی ، بینما فی الفارسیة قام بکتابة کتاب وضریحه فی مدینة همدان بإیران. من ناحیة أخرى ، فقد جعلت: مسائل اللغة الإنجلیزیة کبیرة فی إیران! حیث أن صفوف اللغة فی إیران ، الرسمیة وغیر الرسمیة ، تحتوی على أعلى عدد من الطلاب والطلاب. وقد حصلوا على أکبر قدر من الإیرادات. إذا لم یتحدثوا الإنجلیزیة فلن یتحدثوا إلیها. إذا کان فی جملة واحدة ، أربعین عاما من التعلیم والتدریب: تحدید وزارة العلوم والتکنولوجیا: تعزیز اللغة الإنجلیزیة! بما أن دورات الدکتوراه والمؤتمرات المتخصصة لا تبدو موجودة على الإطلاق ، فإن المؤتمرات لا تعقد فی إیران. مثل کل المحادثات! میزانیة ونفقات من إیران ، وارد مع إنجلترا وأوروبا وأمریکا. فی الواقع ، مع أموال الأمة الإیرانیة ، هم أصل ثقافتنا. کل هذا هو ما یتعین علینا القیام به: لدینا أوروبا وأمریکا؟ أمیرکی یقول: "لن نسمح لإیران بالتقدم ، ما هو توزیعها؟" کیف الأوروبی الذی یضرب إیران فی کل مکان لإرضاء الولایات المتحدة؟ هل تسول العدو فخور بک؟ على حد تعبیر الإمام: نرید أمریکا! هل على الأمریکی أن یقوم بمقاطعة جدیدة کل یوم؟ هل یجب أن نطلب منه القیام بذلک؟ إذن أین الحماس والتعصب؟ عندما یکون لدیهم هم أنفسهم وجود عسکری وقاعدة حول العالم ، لکنهم غاضبون من قاعدة عسکریة بالقرب من حدود إسرائیل ، فلماذا یجب أن یقبلوا أیدیهم؟ عندما لا یشترون نفطنا ، فهل یجب أن ندعوهم و: أعطهم خمور خاصة و: احتجوا على النساء فی إیران؟ هل قاموا بإزالة المقاطعة بهذا؟ لدیک أصغر عمل؟ مصرفیون أوروبیون أو شرکاتهم ، مع شرائنا! لکنهم ضربوا إنتاجنا. یشککون فی قوتنا الصاروخیة. وقالوا منذ فترة طویلة: إن إیران لا تستطیع صنع الصواریخ ، لکنهم الآن یقولون إنهم لن یفعلوا ذلک. ما الذی جاء إلینا فی الحرب العالمیة الأولى والثانیة التی کانت محایدة فی إیران؟ شمال إیران تحت أحذیة الروس: الجنوب تحت قاع البریطانیین ، کان مرکز إیران تحت سیطرة الأمریکیین! لا یکفی؟ ومع ذلک ، لم یستیقظ الغرب؟ أو ، مثل آل سعود ، الملتحین والتجسس من خلال الإسلام رأسا على عقب؟ هل سفراء ودبلوماسیو إیران سفیر لدى إیران؟ أو تلتزم ب: دول البعثة؟

پارادایم اصول مذاکره!

یکی از اصول مذاکره، دانستن زبان طرف است، یعنی بتواند ظریف کاری ها را بفهمد، و حتی از تحوه لهجه یا: تاکید و تمسخر در آن آگاه باشد. ولی متاسفانه این اصل فقط: برای ایرانی ها است و خارجی ها، اصلا لزومی نمی بینند که: زبان فارسی را بخوبی یاد بگیرند. یا دیپلمات های ما از روی ذلت، چنین پیشنهادی را نمی کنند. بلکه خود را ملزم می دانند که: زبان خارجی آنهم فقط انگلیسی را، خوب صحبت کنند هرچند که: در این کار هم موفق نبودند! زیرا سند ارائه شده به مجلس، در مورد برجام و پالرمو، ایرادات ترجمه ای هم داشته، که باعث خسارت به ایران شده است. پارادایم آن در اینجاست که: مذاکره کنندگان ادعای برد برد یا: تساوی شرایط در مذاکره را دارند. یعنی فکر می کنند: خودشان انگلیسی بلد باشند کافی است، نیازی به احترام متقابل نیست، تا آنها هم به زبان فارسی احترام بگذارند. این اختلاف فاحش، باعث شده که بسیاری از مردم دنیا، فکر کنند ایرانی ها یکی از استان های: عربستان هستند. و دانشمندان و مفاخر ما را، عربی می دانند! مثلا ابن سینا در تمام دانشگاههای: اروپا و آمریکا به عنوان: یک دانشمند عرب معرفی شده، در حالیکه ایشان به زبان فارسی، کتاب نوشته و مقبره اش در شهرستان همدان ایران است. از آن طرف هم باعث شده که: زبان انگلیسی فوق العاده در ایران اهمیت پیدا کند! بطوریکه کلاسهای زبان در ایران، رسمی و غیر رسمی، بالاترین آمار دانشجویی و دانش آموزی دارند. و بیشترین درآمد راهم به خود اختصاص داده اند. استاد زبان فارسی اگر به انگلیس حرف نزند، به او استاد نمی گویند. اگر دریک جمله، چهل سال عملکرد آموزش وپرورش و: وزارت علوم و فناوری را تعریف کنیم: عبارت است از ترویج زبان انگلیسی! بطوریکه در دوره های دکترا و: همایش های تخصصی و عادی، گویا اصلا زیان فارسی موجود نیست، یا این همایشها در ایران برگزار نمیشود. مانند همه مذاکرات! بودجه و هزینه از ایران است، و برد با انگلستان و اروپا و آمریکا. در واقع با پول ملت ایران، تیشه به ریشه فرهنگ ما می زنند. از همه اینها گذشته ما چه نیازی: به اروپا و آمریکا داریم؟ آمریکایی که می گوید: ما نمی گذاریم ایران پیشرفت کند، منت کشی آن برای چیست؟ اروپایی که در همه جا، به ایران ضربه می زند، تا آمریکا را راضی کند، به چه درد می خورد؟  مگر گدایی از دشمن، برای شما افتخار است؟ به قول امام : ما آمریکا را می خواهیم چکار! آیا آمریکایی که هرروز، یک تحریم جدید می کند باید: به او التماس کنیم که این کار را نکند؟ پس غیرت و تعصب کجا رفته؟ وقتی آنها خودشان در همه دنیا، حضور نظامی دارند و پایگاه ساخته اند، ولی از یک پایگاه نظامی ما، در کنار مرزهای اسرائیل ناراحت هستند، چرا باید دست آنها را بوسید؟ وقتی که نفت ما را نمی خرند، آیا واجب است آنها را دعوت کنیم و: مشروب مخصوص برایشان ببریم و: زنان ایران را روسپی آنها کنیم؟ آیا با این کار آنها دست از تحریم برداشته اند؟ کوچکترین اقدامی کرده اند؟ بانکداران اروپایی یا شرکت های آنها را، با خرید خود سر پا نگهداشته ایم! ولی آنها به تولید ما ضربه زده اند. قدرت موشکی ما را زیر سوال می برند. تا مدتها می گفتند: ایران نمی تواند موشک بسازد، ولی حالا می گویند نسازید. آیا در جنگ جهانی اول و دوم، که ایران بی طرف بود، چه برسر ما آمد؟ شمال ایران زیر چکمه روسها : جنوب زیر پوتین انگلیسی ها، مرکز ایران زیرپای امریکاییها قرار گرفت! کافی نیست؟ هنوز غرب زدگان بیدار نشده اند؟ یا مثل آل سعود، ریش گذاشته و از طریق اسلام وارونه، جاسوسی آنها را می کنند؟ آیا سفیران و دیپلمات های ایران، سفیر از سوی ایران هستند؟ یا خود را متعهد به: کشورهای محل ماموریت میدانند؟

The paradigm of negotiation principles!

One of the principles of negotiation is knowing the language of the party, that is, it can understand the finer things, and even know the accent or: the emphasis and ridicule in it. Unfortunately, this principle is only for the Iranians, and foreigners do not even need to: learn Farsi well. Or our diplomats do not make such a suggestion. But they are obliged to know that: The foreign language is only good for English, although they did not succeed! Because the document presented to the parliament, in the case of Filaret and Palermo, also had translation errors, which caused damage to Iran. The paradigm is here: the negotiators claim to win or: have equal negotiation conditions. They are thinking: they themselves know English enough; there is no need for mutual respect, so that they respect Persian language too. This huge difference has caused many people in the world to think that Iranians are one of the provinces: Saudi Arabia. And our scholars and miners are Arabic! For example, Ibn Sina has been introduced to all universities in Europe and the United States as: An Arab scholar, while in Persian he has written a book and his mausoleum in the city of Hamedan, Iran. On the other hand, it has made: Great English language matters in Iran! As the language classes in Iran, official and informal, have the highest student and student numbers. And they have earned the most revenue. If they do not speak English, they will not speak to her. If in one sentence, forty years of education and training: Define the Ministry of Science and Technology: Promote English Language! As the doctoral courses and specialized congresses do not seem to exist at all, the congresses are not held in Iran. Like all the talks! Budget and expense from Iran, and: Ward with England, Europe and America. In fact, with the money of the Iranian nation, they are at the root of our culture. All of this is what we need to do: We have Europe and America? An American who says: "We will not allow Iran to progress, what is its distribution?" How does the European who strikes Iran everywhere to please the United States? Is the begging of the enemy proud of you? In the words of Imam: We want America! Is the American who has to make a new boycott every day? Should we beg him to do this? So where's zeal and fanaticism? When they themselves have a military presence and a base around the world, but they are upset by a military base near the borders of Israel, why should they kiss their hands? When they do not buy our oil, is it obligatory to invite them and: Give them special liquor and: Protest women to Iran? Have they removed the boycott with this? Have the smallest action? European bankers or their companies, with our purchase! But they have hit our production. They question our missile power. For a long time, they said: Iran cannot make missiles, but now they say they will not be. What came to us in World War I and II, which was neutral in Iran? North of Iran under the Boots of the Russians: South under the Bottom of the British, the Center of Iran was under the control of the Americans! Not enough? Still, the west has not woken up? Or, like Al Saud, bearded and spying through Islam upside down? Are Ambassadors and Diplomats of Iran Ambassador to Iran? Or commit yourself to: the countries of the mission?

Müzakirə prinsiplərinin paradiqması!

Müzakirə prinsiplərindən biri də partiyanın dilini bilməkdir, yəni daha yaxşı şeyləri anlaya bilir, hətta vurğuları bilir və ya vurğulayır və buna bənzərdir. Təəssüf ki, bu prinsip yalnız İranlılar üçündir və əcnəbilərin hətta ehtiyacları yoxdur: Farsi yaxşı öyrənmək. Və ya diplomatlarımız belə bir təklif vermirlər. Ancaq bunları bilmək məcburiyyətindədir: Xarici dil İngilis dili üçün yaxşıdır, baxmayaraq uğur qazanmadılar! Sənədin parlamentə təqdim edildiyi üçün Filipin və Palermo iddiasında da tərcümə xətaları var idi ki, bu da İrana zərər vurdu. Paradiqma buradadır: müzakirəçilər qazanmaq iddiası və ya: bərabər danışıqlar şərtlərinə sahibdirlər. Onlar düşünürlər: onlar özləri kifayət qədər ingilis dilini bilirlər, qarşılıqlı hörmətə ehtiyac yoxdur, belə ki, onlar da fars dilinə hörmətlə yanaşırlar. Bu böyük fərq dünyanın bir çox yerində iranlıların bir əyalət olduğunu düşünməyə səbəb oldu: Səudiyyə Ərəbistanı. Bizim alimlərimiz və mədənçilərimiz Ərəbdir! Məsələn, İbn Sina Avropanın və ABŞ-ın bütün universitetlərinə: bir ərəb alimi, farsca isə İranın Hamedan şəhərində bir kitab və məqbərəsi yazmışdır. Digər tərəfdən isə: İranda Böyük ingilis dili məsələləri! İranda, rəsmi və qeyri-rəsmi dil sinifləri olaraq ən yüksək tələbə və tələbə nömrələri var. Və onlar ən gəlir qazanmışlar. Əgər onlar ingilis dilində danışmırlarsa, ona danışmayacaqlar. Bir cümlədə, qırx illik təhsildə və təlimdə olarsa: Elm və Texnologiya Nazirliyini təyin edin: İngilis dili təbliğ edin! Doktorantura kursları və xüsusi konqreslər mövcud olmadığı üçün İranda konqreslər keçirilmir. Bütün danışıqlar kimi! Büdcə və İrandan büdcə və İngiltərə, Avropa və Amerika ilə Ward. Əslində, İran xalqının pulları ilə, onlar mədəniyyətimizin köklərindəyik. Bütün bunları etmək lazımdır: Avropa və Amerika var? Bir Amerikalı deyir: "İrana irəliləməyə icazə verməyəcəyik, onun bölüşdürülməsi nədir?" Amerika Birləşmiş Ştatlarını xahiş etmək üçün hər yerdə İranı vuran Avropalılar necə olur? Düşmənin dilənçilik etməsi sizdən qürur duyur mu? İmamın sözləri ilə: Amerika istəyirik! Hər gün yeni bir boykot etmək məcburiyyətində qalan Amerika bunu edirmi? Beləliklə, qeyrət və fanatizm harada? Onlar özlərinin hərbi varlığını və dünyadakı baza alanda, İsrailin sərhədləri yaxınlığında bir hərbi bazanın qəzəbləndiyini nəyə görə əllərini öpərlər? Bizim neft almadıqda, onları dəvət etmək məcburiyyətindəyik və onlara xüsusi içki verin və onlara: İranlı qadınlara fahişəlik verinmi? Bunları boykotdan çıxarmışlarmı? Ən kiçik hərəkətləri varmı? Avropalı bankirlər və ya şirkətlərimiz, alımımızla! Amma istehsal etdilər. Raket gücümüzü soruşurlar. Uzun müddətdir dedilər: İran raketləri edə bilməz, amma indi deyillər ki, olmayacaqlar. İrana neytral olan I Dünya müharibəsində I və II nələr gəldi? İranın Şimalındakı Rusların Boots altında: Cənubi İngilislərin altında, İran Mərkəzi Amerikalıların nəzarətində idi! Yeterli değil mi? Hələ, qərbdə oyanmadı? Və ya, Al Səid kimi, saqqallı və İslamı aldatmaqla cəzalandırmaq? İran səfirləri və diplomatları İranın səfiri? Və ya özünüzü törətməyin: missiya ölkələri?

谈判原则的范例!

谈判的原则之一就是了解党的语言,也就是说,它可以理解更精细的东西,甚至可以知道口音或:强调和嘲笑。不幸的是,这个原则只针对伊朗人,外国人甚至不需要:学习波斯语。或者我们的外交官不会提出这样的建议。但他们有义务知道:外语只对英语有用,尽管他们没有成功!由于提交给议会的文件(就菲拉雷特和巴勒莫而言)也存在翻译错误,从而对伊朗造成了损害。范例在这里:谈判者声称赢得或:拥有平等的谈判条件。他们认为:他们自己的英语知识足够,不需要相互尊重,所以他们也尊重波斯语。这种巨大的差异导致世界上许多人认为伊朗人是其中的一个省份:沙特阿拉伯。我们的学者和矿工是阿拉伯语!例如,伊本·西纳被介绍给欧洲和美国的所有大学:一位阿拉伯学者,在波斯他曾在伊朗哈马丹市写过一本书和他的陵墓。另一方面,它取得了如下成就:在伊朗,伟大的英语语言很重要!由于伊朗的官方和非正式语言课程拥有最高的学生和学生人数。他们获得的收入最多。如果他们不会说英语,他们就不会和她说话。如果用一句话,四十年的教育和培训:定义科学技术部:促进英语语言!由于博士课程和专业会议似乎根本不存在,大会不在伊朗举行。像所有的谈话!来自伊朗的预算和费用,以及与英国,欧洲和美国的沃德。事实上,凭​​借伊朗国家的资金,它们是我们文化的根源。所有这些都是我们过去的事情:欧洲和美国呢?一位美国人说:“我们不会允许伊朗进步,它的分布是什么?”欧洲人到处碰伊朗是为了取悦美国?敌人的乞求为你感到骄傲吗?用伊玛目的话来说:我们要美国!美国人每天必须进行新的抵制吗?我们是否应该求他这样做?那么狂热和狂热呢?当他们自己在世界各地拥有军事存在和基地时,但他们被以色列边界附近的军事基地所困扰时,他们为什么要亲吻他们的手?当他们不买我们的石油时,是否有义务邀请他们并且:给他们特别的酒和:向伊朗抗议妇女?他们是否取消了抵制?有最小的动作?欧洲银行家或他们的公司,与我们购买!但他们已经达到了我们的产量。他们质疑我们的导弹能力。很长一段时间,他们说:伊朗不能制造导弹,但现在他们说他们不会。在第一次世界大战和第二次世界大战中我们发现了什么,这在伊朗是中立的?伊朗北部在俄国人的靴子下:南部在英国的底部,伊朗的中心在美国人的控制之下!还不够?但是,西方还没有醒过来?或者,像沙特一样,大胡子和颠覆伊斯兰教?伊朗驻伊朗大使兼外交官是伊朗驻伊朗大使和外交官吗?或者承诺:使命的国家?

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی