اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی

مجله دو زبانه فارسی و انگلیسی

کوچک سازی دولت، با اجرای احکام اسلامی

سید احمد حسینی ماهینی | جمعه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۵۱ ب.ظ | ۰ نظر


توطین الدولة من خلال تطبیق الشریعة الإسلامیة

إذا تمت دراسة القوانین الإسلامیة وتنفیذها بعنایة ، فلا داعی لحکومة کبیرة على الإطلاق! ویقلل من ذلک. الآن لماذا لا ترید الحکومات أن تتقلص؟ لأنهم أکبر ، کلما حصلوا على المیزانیة و: جلبوا المزید من الخدم للخدمة ، ونطاق الإدارة و: یصبح نطاق إشرافهم أکبر. شعار الدولة الرشیق هو نفس الشعار: یتم عکسه بین الرصیف والرصیف! ما دام الشخص یمشی ، یلعن تزحف ، یسخر من زورق التنزه عندما یرکب. أولئک الذین لا یضعون أیدیهم على شعارات القاعدة ، ولکن عندما یأتون للحکم ، فإنهم یأمرون بتوسیعه! لذلک ، فإن إحدى أفضل الطرق هی: خفة الحرکة الحکومیة هی إرادة الدولة نفسها ، لأن الحکومة تعرف ما إذا کانت: إطلاق عمل الناس فی وقت مبکر ، یذهب الجمیع إلى العمل ولا یعمل لصالح الحکومة! یستطیع الإسلام تعلیم المراقب الخارجی بدلاً من المراقب الخارجی: بدلاً من قوة السلاح ، یحل محل صحوة الضمیر. هذا هو ما یفید الخیر ویحظر الخطأ: الرقابة العامة على بعضها البعض. لکن الحکومات لا تحتاجها فی هذه الحالة. لذا ، فإن التدخل یجعل الأمر معقدًا: على سبیل المثال ، عندما یکون الجانی ضالعًا مع الضابط ، سیُعاقب وزیر الداخلیة! هذا یدل على الاعتداء ، تم ترکیب الکامیرا على صدره! بالتنسیق مع وزیر الداخلیة ، للحد من قوة الدوریة القیام به! عندما یکون جمیع الناس واعین ، اتبع قانون المرور ، فهل لن تکون هناک حاجة للشرطة؟ وهکذا ، فإن شرطة الرور ، التی تتسبب فی خطأ فی تعقید الموضوع (مثل التسجیل غیر العقلانی أو غیر المصرح به: تجاوز دون إشعار مسبق) ، تصبح بعد ذلک منقذة کمنقذ وتغریم المخالفة. بخلاف تدخل الحکومة فی تعقید الوضع ، هناک طریقة أخرى للحکم تتمثل فی المهمة نفسها. على سبیل المثال ، فی الدستور نقول: التعلیم المجانی حتى نهایة المدرسة الثانویة هو مسؤولیة الدولة. نفس المبدأ القانونی ، توظیف 2 ملیون معلم والسکرتیر والمدیر والموظف! لذا فکر فی الصحة والسکن والعمل. لذلک ، من أجل تنفیذ هذه المهام ، ربما تقوم دولة إیران بأکملها بتوظیف الحکومة ، لکنها لیست کافیة ویجب أن تستورد من الخارج. حجم الحکومة ، مع هذا الافتراض ، یصبح أکبر من الأمة. إن لم یکن حتى الآن ، فذلک بسبب مسؤولیاتها المنخفضة. حتى لو لم تکن الحکومة هی السلطة التنفیذیة ، فإن الأمر نفسه هو ما نرید أن نشرف علیه. وهناک قصة مشهورة هی: ذکر ملک قاجار: إن عامل التغذیة الکلب ، جزء من اللحم ، یأخذ لنفسه. تم تعیین مراقب واحد له ، هذه المرة ذکرت: تم إزالة قطعتین من اللحم. قم بإعداد مراقب حتى یصل التقریر: الکلب جائع! یقول البعض أن الحکومة تحتاج فقط إلى: التوجیهی والمراقبة ، لا تدخل حیز التنفیذ! الآن ، الحکومة ملتزمة فقط (ضابط إنفاذ القانون ، والقضاء الإشرافی ، ومقر المحکمة العلیا ، ودائرة المحاسبة فی البرلمان) ، ولکن أیا منهم لا یوافق، تحت إشراف وکالات الرقابة والتفتیش! کل یوم ، یتم اختلاسهم بأمان أکبر. المشکلة لا تولی اهتماما: القوانین الإسلامیة. عندما یکون الإسلام والزکاة ، لیست هناک حاجة لقانون الضرائب. حتى الخمص والزکاة لا تحتاج إلى تفسیر. فی الإسلام ، کلهم ​​جنود و: لیس هناک حاجة لأن یکونوا جندیاً ، راحٍ ، مهمل. حتى الراتب أو المجزرة المیتة هی عمل مؤذ. أی ، یجب أن یکون الجمیع قادرین على: تلبیة احتیاجاتهم. ابدأ الاکتفاء الذاتی.

کوچک سازی دولت، با اجرای احکام اسلامی

اگر احکام اسلامی با دقت مطالعه و اجرا شود، اصلا نیازی به دولت بزرگ نیست! و آن را به حداقل می رساند. حالا چرا دولت ها دوست ندارند کوچک شوند؟ زیرا هرچه بزرگتر باشند، بودجه بیشتری می گیرند و: نوکران بیشتری را در خدمت وارد می کنند، و گستره مدیریت و: حیطه نظارت آنها بیشتر می شود. شعار دولت چابک، از همان شعار هایی است که: بین سواره و پیاده معکوس می شود! تا موقعی که کسی پیاده است، سواره ها را لعن می کند، وقتی سواره شد، پیاده ها را مسخره می کند. کسانی هم که دستشان به حکومت نرسیده، شعار کوچک سازی می دهند، ولی همینکه به حکومت رسیدند، دستور بزرگ سازی آن را می دهند! لذا یکی از بهترین راههای: چابک سازی دولت، خواست خود دولت است، زیرا دولت می داند اگر: کار مردم را زود راه اندازی کند، همه به سرکار خود می روند و: برای دولت کاری نمی ماند!  اسلام می تواند به جای ناظر بیرونی، ناظر درونی تربیت کند و: بجای زور اسلحه، بیداری وجدان را جایگزین می کند. امر به معروف و نهی از منکر، به همین معنی است: نظارت عموم بریکدیگر. اما دولت ها می بینند در این صورت، نیازی به آنها نیست. لذا مداخله کرده آن را پیچیده می کنند: مثلا وقتی یک خاطی با مامور گشت درگیر می شود، وزیر کشور دست به قلم میشود! این نشان می دهد درگیری خاطی، که دوربین بر سینه اش نصب شده بود! با هماهنگی وزیر کشور، برای کاستن از قدرت گشت انجام شده! وقتی همه مردم با وجدان شوند، قانون راهنمایی و رانندگی را رعایت کنند، آیا نیازی به پلیس راهور خواهد بود؟ لذا پلیس راهور با پیچیده کردن موضوع(مانند خط کشی غیرمنطقی، یا ورود ممنوع و: دور زدن های بدون اطلاع قبلی) باعث ایجاد خطا می شود و بعد، بعنوان ناجی وارد معرکه شده و: خاطی را جریمه می کند. غیر ار مداخله دولت در پیچیده کردن اوضاع، یکی دیگر از روشهای دولت، وظیفه تراشی برای خودش است. مثلا در قانون اساسی می گوییم: آموزش رایگان تا پایان دبیرستان، به عهده دولت است. همین اصل قانونی، یعنی استخدام 2میلیون معلم و دبیر و مدیر و کارمند! به همین سیاق بهداشت و مسکن و اشتغال را حساب کنید. لذا برای اجرای این وظایف، شاید تمام ملت ایران هم استخدام دولت شوند، کم باشد و باید از خارج هم، نیروی کار وارد کرد. حجم دولت با این فرض، از ملت بیشتر می شود. اگر هم تاکنون نشده، به این خاطر است که از: وظایف خود کم گذاشته است. حتی اگر دولت مجری نباشد، بخواهد فقط نظارت کند باز همین است. داستان معروفی است که: به شاه قاجار گزارش دادند: مامور تغذیه سگ، قسمتی از گوشت ها را، برای خود برمی دارد. یک ناظر بر او تعیین شد، این بار گزارش دادند: دو قسمت از گوشت برداشته می شود. باز ناظر تعیین کردند، تا اینکه گزارش رسید: سگ از گرسنگی مرد! برخی ها می گویند دولت، برای کوچک شدن باید فقط: ارشاد و نظارت کند، وارد اجرا نشود! الان هم دولت فقط ناظر هست(رئیس جمهور ناظر اجرای قانون! قوه قضائیه ناظر، دفتر رهبری و دیوان محاسبات مجلس) ولی هیچکدام کار همدیگر را قبول ندارند. اخنلاس گران هم، زیر نظر سازمان های نظارتی و بازرسی! با خیال راحت هر روز، بیشتر اختلاس می کنند. ایراد کار در توجه نکردن به: احکام اسلامی است. وقتی اسلام خمس و زکات دارد، نیازی به قانون مالیات نیست. حتی خمس و زکات براساس خود اظهاری است. در اسلام، همه سرباز هستند و: نیازی نیست یک عده سرباز باشند بقیه، بی خیال. حتی مرده شوری یا قصابی، بعنوان شغل مکروه است. یعنی هرکس باید بتواند: نیاز خود را براورده کند.  و خودکفایی را از خود شروع کند.

Minorization of the state, by implementing Islamic law

If Islamic laws are carefully studied and implemented, there is no need for a large government at all! And it minimizes it. Now why do not governments want to shrink? Because the bigger they are, the more they receive the budget and: they bring more servants to the service, and the scope of management and: the scope of their supervision becomes greater. The motto of the agile state is the same slogan: it is reversed between the sidewalk and the sidewalk! As long as a person walks, he curses the creeps, mocks, when riding. Those who do not get their hands on the rule slogans, but when they come to rule, they order to enlarge it! Therefore, one of the best ways is: government agility is the will of the state itself, because the government knows if it: Launches people's work early, everyone goes to work and does not work for the government! Islam can educate the outside observer instead of the outside observer: instead of the force of the gun, he replaces the awakening of conscience. That's what makes sense for the good and forbidding the wrong: public supervision over each other. But governments do not need them in this case. So, the intervention makes it complicated: for example, when an offender is involved with the patrolman, the interior minister will be punished! This indicates an assault; the camera was mounted on its chest! In coordination with the interior minister, to reduce the power of patrol done! When all people are conscientious, they will follow the traffic law, will there be no need for the police? Thus, the police, causing an error in the complexity of the subject (such as irrational or unauthorized logging: bypassing without prior notice), then becomes a savior as a savior and fines the offense. Other than government intervention in complicating the situation, another way of government is to task itself. For example, in the Constitution we say: Free education until the end of high school is the responsibility of the state. The same legal principle, the recruitment of 2 million teachers and the secretary and the manager and employee! So consider the health and housing and employment. Therefore, in order to carry out these tasks, perhaps the entire nation of Iran is also hiring the government, it is not enough and it should be imported from the outside. The size of the government, with this assumption, becomes larger than the nation. If not so far, it's because of its low responsibilities. Even if the government is not the executive, it is just the same thing to want to supervise. A famous story is that: The king of Qajar reported: The dog feeding agent, part of the meat, takes for himself. One observer was assigned to him, this time they reported: two pieces of meat were removed. Set up an observer until the report arrives: the dog is hungry! Some say the government needs only to: Guideline and monitor do not enter into action! Now, the government is only observant (the law enforcement officer, the supervisory judiciary, the headquarters of the Supreme Court, and the Parliament's Accounting Chamber), but none of them agree. Soberman, under the supervision of the oversight and inspection agencies! Every day, they are embezzled more safely. The problem is not paying attention to: Islamic laws. When Islam is khums and zakat, there is no need for a tax law. Even Khums and Zakat are self-explanatory. In Islam, all are soldiers and: There is no need to be a soldier, rest, careless. Even the dead salary or butchery is a mischievous job. That is, everyone should be able to: meet their needs. Start self-sufficiency.

İslam hüququnu tətbiq edərək, dövlətin minorizasiyası

İslam qanunları diqqətlə araşdırılar və həyata keçirilirsə, böyük bir hökumətə ehtiyac yoxdur! Və bu, minimuma endirir. İndi hökumətlər niyə küçülmək istəmir? Onlar daha böyük olduğundan, büdcəni daha çox alırlar və: xidmətə daha çox qulluqçu gətirirlər və idarəetmə sahələri və onların nəzarəti genişlənir. Çevik dövlətin şüarı eyni sloganıdır: səkilər və səkilər arasında tərs düşür! Bir adam gəzdiyi müddətcə, o, gəzinti gəmisini gəzərkən, sürünənləri lə'nətə salır. Qaydalara şüarlar ataraq əllərini ala bilməyənlər, amma onlar rəhbərliyə gəldikdə onu genişləndirmək istəyirlər! Buna görə də ən yaxşı yollardan biri: dövlət çevikliyi dövlətin öz iradəsidir, çünki hökumət bunu bilir: İnsanların işlərini erkən başlayır, hər kəs işə gedir və hökumət üçün işləmir! İslam, xarici müşahidəçi deyil, xarici müşahidəçi yetişdirə bilər: silahın əvəzinə, vicdanın oyanışını əvəz edir. Yaxşı şey üçün məna verir və yanlışlığı mane olur: bir-birinə ictimai nəzarət. Amma hökumətlər bu vəziyyətdə onlara ehtiyacları yoxdur. Beləliklə, müdaxiləçi bunu çətinləşdirir: məsələn, bir cinayətkar patrulmanla məşğul olduqda, daxili işlər naziri qeyd edir! Bu bir hücumu göstərir, kamera göğsüne monte edildi! Daxili işlər nazirliyi ilə razılaşaraq, patrul gücünü azaltmaq üçün! Bütün insanlar vicdanlı olduqda, yol hərəkəti qaydalarına əməl etsələr, polisə ehtiyac yoxdurmı? Beləliklə, Rihor polisi, mövzunun mürəkkəbliyində (məsələn, irrasional və ya icazəsiz qeydlər: əvvəlcədən xəbərdarlıq edilmədən atlayaraq) bir səhv gətirib sonra xilaskar kimi xilaskar olur və cinayətə cəza verir. Hökumətin vəziyyəti çətinləşdirmək üçün hökumət müdaxiləsindən başqa, hökumətin başqa bir yolu özü vəzifədir. Məsələn, Konstitusiyada deyirik ki, liseyin bitməsinə qədər pulsuz təhsil dövlətin məsuliyyətidir. Eyni qanuni prinsip, 2 milyon müəllim vəəgötürən, işəgötürən və idarəçi! Beləliklə, sağlamlıq və mənzil və məşğulluq hesab edin. Buna görə də, bu vəzifələri yerinə yetirmək üçün, bəlkə də bütün İran xalqı da hökuməti işə götürür, bu, kifayət deyil və onu xaricdən idxal etmək lazımdır. Hökumətin ölçüsü bu fərziyyəyə görə millətdən daha böyükdür. Əgər indiyə qədər deyilsə, onun aşağı məsuliyyətlərinə görədir. Hökumət icraçı deyilsə belə, yalnız nəzarət etmək eyni şeydir. Məşhur bir hekayə belədir: Qacar ​​padşahı: Köpək yemək agenti, ətin bir hissəsi özü üçün alır. Ona bir müşahidəçi verildi, bu dəfə onlar bildirdilər: iki ədəd ət çıxarılıb. Hesabat gəldiyi qədər bir müşahidəçi qurun: it acdır! Bəziləri hökumətə yalnız ehtiyacı olduğunu söyləyirlər: təlimat və monitor, hərəkətə girmə! İndi hökumət yalnız müşahidəçi (hüquq-mühafizə məmuru, nəzarətçi məhkəmə, qərargah və ədliyyə məhkəməsi), lakin onların heç biri razılaşmır. Soberman, nəzarət və təftiş təşkilatlarının nəzarəti altında! Hər gün onlar daha güvənirlər. Problem, İslam qanunlarına diqqət vermir. İslam xums və zəkat olduğunda, vergi qanunvericiliyinə ehtiyac yoxdur. Hətta xums və zəkat özünü izah edir. İslamda hamısı əsgərlərdir və əsgər, istirahət, axmaqlıq etmək lazım deyil. Ölü əmək haqqı və ya qəssab belə bir nadir işdir. Yəni, hər kəs öz ehtiyaclarını ödəyə bilər. Özünü təmin etməliyik.

通过实施伊斯兰法律,实现国家的轻微化

如果伊斯兰法律得到认真研究和实施,根本不需要大政府!它最大限度地减少了它。现在为什么政府不想缩小呢?因为他们越大,他们得到的预算就越多:他们带来更多的服务人员,管理范围和监督范围变得更大。敏捷国家的座右铭是一个口号:它在人行道和人行道之间颠倒过来!只要一个人走路,他就会咒骂爬行,在他乘坐时嘲笑登山船。那些不遵守规则口号的人,但是当他们来统治时,他们会放大它!因此,最好的办法之一是:政府敏捷性是国家本身的意愿,因为政府知道它是否:早日启动人们的工作,每个人都去上班,不为政府工作!伊斯兰教可以教育外部的观察者,而不是外部的观察者:他代替了枪支的力量,取代了良知的觉醒。这对于善意和禁止错误是有意义的:公众互相监督。但在这种情况下,政府不需要他们。因此,干预使事情变得复杂:例如,当一名罪犯参与巡逻人员时,内政部长将受到惩罚!这表明一次袭击,相机安装在胸前!与内政部长协调,减少巡逻力量!当所有人都认真的时候,遵守交通法,是否会有没有必要警察?因此,柔佛的警察造成了主体复杂性的错误(例如无理或未经授权的登录:绕过而无须事先通知),然后成为救世主并罚款罪行。除了政府干预使局势复杂化之外,另一种政府方式就是自力更生。例如,在宪法中我们说:直到高中结束的免费教育是国家的责任。同样的法律原则,招聘200万教师和秘书,经理和员工!所以考虑健康,住房和就业。因此,为了完成这些任务,也许整个伊朗国家也在招聘政府,这是不够的,它必须从外部进口。在这个假设下,政府的规模变得比国家大。如果不是迄今为止,那是因为它的责任很低。即使政府不是行政人员,也只是想要监督的事情。一个着名的故事是:卡贾尔国王报告说:狗饲料,肉的一部分,他自己。一名观察员被分配给他,这次他们报告:两块肉被移走。成立观察员,直到报告到达:狗饿了!有人说政府只需要:指导和监督,不要付诸行动!现在,政府只有谨慎(执法官员,监督司法机构,最高法院总部和议会会计厅),但他们都不同意。 Soberman,在监督和检查机构的监督下!他们每天都会更安全地被盗用。问题没有注意到:伊斯兰法律。当伊斯兰教是khums和zakat时,不需要税法。即使是Khums和Zakat也不言自明。在伊斯兰教中,所有人都是士兵,并且:没有必要成为一名士兵,休息,不小心。即使是死亡的薪水或屠杀也是一件恶作剧的工作。也就是说,每个人都应该能够:满足他们的需求。开始自给自足。

  • سید احمد حسینی ماهینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی